💒💒💒 زندگی زیباست 💒💒💒
یار آمد و یار دلنواز آمد باز.
بهر دل خسته چاره ساز آمد باز.
عمرم همه رفته بود از رفتن او.
صد شکر که عمر رفته باز آمد باز.
ﮐﻔﺶ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ
ﺳﺎﺣﻞ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ . . . ﺁﻧﻄﺮﻑ
ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ
ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ . . .
ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ
ﻗﺎﺗﻞ . . . ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﻣﺮﻭﺍﺭﯾﺪﯼ ﺻﯿﺪ ﮐﺮﺩ
ﻧﻮﺷﺖ : ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ . . . ﻣﻮﺟﯽ
ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ ، ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ :
ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ
فرقی نمیکند ،
آذر باشد یا مرداد ،
بهار باشد یا زمستان ،
وقتی تو نباشی ،
بی ثبات ترین انسان تاریخم ،
که لابلای رفت و آمد و گردش فصل ها ،
"دیوانه وار" به دنبال گمشده زندگی اش میگردد .. ..
ای غیر بر غم تو درین دیر خراب.
با یار شب و روز کشم جام شراب.
از ساغر هجر و جام وصلش شب و روز.
تو خون جگر خوری و من باده ی ناب.
ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ :ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ . ﮐﺎﺵ ﻣﯽ
ﺷﺪ ﺍﺩﻣﯽ، ﮔﺎﻫﯽ ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﯽ!! ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ
ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻤﯿﺮﺩ ﺑﻌﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮﺩ،ﺍﻫﺴﺘﻪ ﺍﻫﺴﺘﻪ
ﺧﺎﮎ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺘﮑﺎﻧﺪ .... ﺍﮔﺮ ﺩﻟﺶ
ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ : ﺩﻟﺶ ﻧﺨﻮﺍﺳﺖ
ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ
دنیای ما …
پر است از
دست هایی که
خسته نمیشوند
از نگه داشتن نقابها …!
چن بار گفتی مهم نیست و بعدش زدی زیر گریه...؟.
سخته به کسي اعتماد کني،
که احساساتش
مثل فصلها تغییر میکنه!
هر چقدرم از یه لباس خوشت بیاد وقتی ببینی تنه همه ست واست خز میشه
بعد حالا تو فک کن همون لباس یه ادم باشه
به حرف کسی ک 4 تا پیراهن بیشتر از من پاره کرده اعتباری نیس.
ولی ب حرف کسی ک 4تا کتاب بیشتر از من خونده میتونم فک کنم.
فرهاد و شیرین
ﮔﺎﻫــﯽ ﺳـﮑــﻮﺗـــ .. ﯾـﻌـﻨــﯽ ﮐــﻠــﯽ ﺣــﺮﻓــ !!!
ﮐــﻪ ﺣـﺎﻝ ﺯﺩﻧــﺶ ﺭﻭ ﻧــﺪﺍﺭﯼ .. . ﻣـﯽ
ﺧـﻮﺍﻫـــﻢ ﺳﮑـﻮﺕ ﮐــﻨﻢ .. . ﺩﯾــﮕـﺮ ﻧﺎﯼ
ﺣـﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﻧـﺪﺍﺭﻡ
با هر که نشینی و قدح نوش کنی.
از رشک مرا خراب و مدهوش کنی.
گفتی که چو میخورم تو را یاد کنم.
ترسم که شوی مست و فراموش کنی.
آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی ،
کی بود؟
کجا رفت؟
چرا بود و
چرا نیست؟؟!!
ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺭﻓﯿﻘﻬﺎ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻬﺎﺕ، ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪﻭ ﯾﻪ
ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﻬﺎ، ﺩﻟﺖ ﺭﻭ
ﻣﯽ ﺳﻮﺯﻭﻧﻨﺪ
اگر شهر مالِ من بود،
در هر خيابانش يك #بغل_فروشي تأسيس ميكردم
كه اگر پاييز بود و
نمِ باران و
يك دنيا برگِ زردِ ريخته از درخت و
يك دل كه پر از دلتنگيست...
جايي باشد براي دقيقه اي در آغوش كشيده شدن و ثانيه اي آرامش و لحظه اي امنيت...
آري من اگر بودم،
به جاي اين همه درمانگاه و مريض خانه،
در هر خيابان فقط يك بغل فروشي ميزدم و تمام...
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄