راسخون

💒💒💒 زندگی زیباست 💒💒💒

siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تـوی کلاس درس خدا؛
اونی که ناشکری میکنه رد مـیشه!
اونی که ناله میکنه تجدیـد میشه!
اونی که صبر میکنه قبـول میـشه!
اونی که شکر میکنه شاگرد مـمتاز میـشه!
 
دعـا میکنم شـاگردان مـمـتـاز خـدا بـاشیـد
شما هـم دعـا کنـید هـمـکلاس بـشیم...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
مدعیان رفاقت، هرکدام تا نقطه ای همراهند
 
عده ای تا مرز مال
عده ای تا مرز آبرو
عده ای تا مرز جان
و همگان تا مرز این جهان ...
تنها تویی که همواره میمانی ...
دوستت دارم مهربان خدای من. . . 
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
هیچگاه ناامید نشو ؛
اگر همه درها هم به رویت بسته شوند
سرانجام او
کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می کند...
حتی اگر هم اکنون قادر به دیدنش نباشی!
 
بدان که در پس گذرگاه های دشوار، باغی پرنور و زیبا قرار دارد…
 
شکر کن ...
پس از رسیدن به خواسته ات شکر کردن آسان است!
بنده آن است که حتی وقتی خواسته اش محقق نشده، شکر گوید ...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
ﻫﯿﭻ ﮔﺎﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﭘﺮ ﺩﻟﯿﻞ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ! 
ﻣﺜﻼ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﮐﻪ می گوﯾﻨﺪ: ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺷﺪﻡ 
ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮﯼ می گوﯾﺪ: ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ 
ﯾﺎ ﭼﻪ می داﻧﻢ ﻫﺮﭼﻪ! 
ﺍﺻﻼ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺪﺍﺭد! 
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ می پرﺳﺪ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ؟ 
ﺑﺎﯾﺪ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﮐﻨﯽ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﯽ: ﭼﻮﻥ “ﺩﻭﺳﺘﺶ دارم”…
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
مواظب قوی ترین های زندگیمون باشیم 
ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم 
چون همیشه یه ظاهر خوب دارند
 
،همیشه حامی اند،پشتت بهشون گرمه...
اما بهشون رسیدگی نمیکیم،
تا اینکه یه روز میفهمی قوی ها هم از بین میرن...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تسلیم نخواهم شد ...
زندگی می کنم 
برای رویاهایی که منتظرند به دست من واقعی شوند ...
 
من فرصتی برای بودن دارم
پس ساکت نمی نشینم ....!!
می گذارم همه بدانند که من با تمام توانایی ها و کاستی ها،
شاهکار زندگی خود هستم ...
کافی ست لحظات گذشته را رها کنم 
و برای ثانیه های آینده زندگی کنم ...!!!
چون رویاهایم آنجاست 
و من فقط یک بار فرصت زندگی کردن را دارم ...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تسلیم نخواهم شد ...
زندگی می کنم 
برای رویاهایی که منتظرند به دست من واقعی شوند ...
 
من فرصتی برای بودن دارم
پس ساکت نمی نشینم ....!!
می گذارم همه بدانند که من با تمام توانایی ها و کاستی ها،
شاهکار زندگی خود هستم ...
کافی ست لحظات گذشته را رها کنم 
و برای ثانیه های آینده زندگی کنم ...!!!
چون رویاهایم آنجاست 
و من فقط یک بار فرصت زندگی کردن را دارم ...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
خداوندا روزت مبارك...
روز عشق را فقط به تو مي توان تبريك گفت...
تو كه عشقت آسمانيست...
و ثمره ي عشقت آرامش است...
تو كه رنگ و بوي عشقت فرق ميكند...
 
تو عشقت خالص و ناب است...
تو بي حساب ميدهي...
بي دليل توبه ميپذيري..
بي توقع بركت ميدهي...
و بي منت ياري ميكني ...
 
واقعا كه تنها تو سزاوار كلمه ي عاشق هستي...
عشقي كه خالصانه به بنده ات تقديم ميكني...
دوست داشتنهاي ما بوي نياز ميدهد...
عشقمان از روي هوس است تا محبت...
دوست داشتنمان براي دل خودمان است...
و توقع،زيربناي عشقمان است..
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
ثروت من کسانی هستند 
که با یادشان لبخندی از محبت بر لبانم می نشیند،
کسانیکه هیچ دیواری مانع گرمای وجودشان نمی شود...
— درود بر شما خوبان و مهربانان 
امروزتان پر از لبخند عزیزان و دوستان من...
 
نازنین خدای من 
امروز برای همه دوستانم 
عشق حقیقی ، سلامتی،آرامش و نیکبختی را آرزو دارم 
خدایا عطا کن به آنان هر آنچه برایشان خیر است 
و دلشان را لبریز کن از شادی و لبانشان را با گل لبخند شکوفا کن ...
الهی آمین ...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
شادروان دکتر حسابی
 
✅یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟
 
🔰روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. 
با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است، 
تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم 
کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم
 
🔰چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، 
نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که 
پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست 
و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، 
من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که 
مبادا فرصت را از دست بدهم، 
در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت : 
 
🔰حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟
 
💟 در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست 
را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد
 
💟 اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه 
همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش میکنی
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
سه نکته مهم که اگر رعایت کنید؛
 زندگی آرامی خواهید داشت ...
 
1. وقتی خوشحال هستید (قول) ندهید
2. وقتی عصبانی هستید (جواب) ندهید 
3. وقتی ناراحت هستید (تصمیم) نگیرید ...
 
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
" نیایش "
 
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ !!!
ﺑﻠﻨﺪﺍﯼ ﺩﻋﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻋﻄﺎﯾﻢ ﮐﻦ ...
ﺗﻮ ﺍﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﻋﺎﻟﻢ؛
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﺲ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺸﻪ ﺍﻡ ﻓﺮﻣﺎ .....
 
ﺧﺪﺍﯾﺎ !!!
ﺭﺍﺳﺘﺶ ﻣﻦ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩﻡ؛ 
ﮔﺎﻩ ﮔﺎﻫﯽ ﮔﺮ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ، ﻃﻐﯿﺎﻥ ﻣﭙﻨﺪﺍﺭﺵ !
 
ﮐﺮﯾﻤﺎ !!
ﻣﻦ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭﻡ ، ﺗﻮ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ !
ﺑﮕﻮ ﺁﯾﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﺨﺸﺸﻢ ﺑﯿﺠﺎﺳﺖ ؟
ﺧﻮﺩﺕ ﮔﻔﺘﯽ ﺑﺨﻮﺍﻥ ،
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻤﺖ ﺍﯾﻨﮏ ﻣﺮﺍ ﺩﺭﯾﺎﺏ .....
ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺟﻮﯾﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ؛ ﻧﻮﺭﯼ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﮐﻦ ...
ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺭﺣﻤﺘﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﻄﺎ ﻓﺮﻣﺎ ...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
اي آورنده صبح......!
 
در جذبه نورت ته نشين شده ام...
هوايي چنين روشن، بي تابم مي کند...
در اين لحظات که روزي من...
مقدّر خواهد شد...
مرا با دست هايي گشوده...
بر درگاهت برانگيز...
 
خدايا......!
بر پيمان تو صبح کرده ام... 
و به وعده اي که با تو داشته ام...
ايمان دارم...
 
بايد گام هايم را محکم تر بردارم...
وقتي با هر نشانه روشن...
بوي دوست را نزديک تر حس مي کنم... بايد همه چيز در من...
آغازي تازه داشته باشد...
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
خداوندا...
 
آرامشم را میان پیچ و خم زندگی ای که خود رقم زدم گم کرده ام ، آرامم  کن
 
راهنمایم باش و ایمانم راقوی کن
که لحظه ای تو را در خلوت خویش گم نکنم...
 
خداوندا...
اگر همه ی مردم دنیا هم مرا ، احساسم را ، 
مهربانی هایم را فراموش و دستانم را رها کردند، 
تو مثل همیشه کنارم باش و دستانم را به خودم نسپار...
 
خدایا آنچه از احساسم مانده به تو میسپارم تا از تنها دارایی ام محافظت کنی...
 
خداوندا..
 دنیایت بیش از حد توان من سرد است به تو ، 
به آغوشت ، به رحمت بی کرانت نیازمندم کودکت را در آغوش بگیر
خدایا دوستت دارم.... 
 
siryahya کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
عشق را دنیا به نام ما نوشت 
عاشقم من، عاشق این سرنوشت 
 
در کنارت بی خیال و راحتم 
با تو این منزل شده همچون بهشت 
 
قصر زیبا و قشنگ عشق را 
ساختیم با دست خالی، خشت خشت 
 
عشق ما پاک و زلال و واقعی ست 
کور باد چشم بخیل و بد سرشت
 
مهربانی کن مدام و بی دلیل 
بذر نیکی باید اندر سینه کشت 
 
عاشقی کن، عاشقی کن، عاشقی 
چونکه با عشق، گشته زیبا، هر چه زشت