شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
شهر چغابل
شهرستان رومشگان یکی از شهرستانهای استان لرستان است که در جنوب غرب این استان قرار گرفته و آب و هوای معتدل کوهستانی دارد. مرکز آن شهر چقابل است و کار مردمش بیشتر کشاورزی و دامپروری است. ساکنان رومشگان با زبان لری و لکی مکالمه میکنند.
چَقابَل (چَغابَل) یکی از شهرهای استان لرستان در جنوب غرب ایران است. این شهر مرکز شهرستان رومشکان است.
جمعیت این شهردر سال ۱۳۸۵، برابر با ۴٫۸۱۰ نفر بودهاست
از مهمترین آثار باستانی شهر،تپه معروف چِغابَل(چغا به معنی تپه، بل به معنی بلند)در شمال شهر است. که قدمت آن به پیش از تاریخ میرسد وجزو آثار ثبت شده در استان است.نام چغابل نیز از همین تپه گرفته شده است؛این تپه حدود۲۵ متر بلندی وحدود۲۰۰ متر قطر دارد وبر روی آن ودر اطرافش آثار سفالی مطعلق به دوران پیش از اسلام ،سفال های منقوش،سنگ های چخماق وآثار تاریخی دیگر مانند ظروف پایه دار سفالی بدست آمده است.
پیشینه
در مورد پیدایش روستای چقابل بنا برآثار باستانی که در این دیار کشف شده می توان گفت این روستا قدمتی قبل از اسلام داردودر پاره ای از زمان هاخالی از سکنه بوده است. در سال 1170هجری شمسی طایفه قره نره شیر که شاخه ای از طایفه حسنوند ساکن شهرالشتر لرستان می باشداز راه کوه گرین که مرز بین شهرستانهای بروجردوسلسله می باشدمهاجرت کردندودر آن زمان ملک روستا جز ملک روستای سهران شهرستان نهاوندبوده است . بزرگ مهاجرت کنندگان شخصی به نام علی داد معروف به کیخا ملک مذکور رااز مالک آن که 24جفت بود خرید وبرروی خرابه های روستای قدیمی روستای چقابل را احداث نمود. کیخا دارای سه پسر به نام های امیدعلی وشمس علی وغلام علی بود . کل پیرزادی های چقابلی از نوادگان این سه تن می باشند.
مولف مرآت البلدان درمورد چقابل نویسد: «مزرعه ای است در سه فرسخی نهاوند که خاکش متصل بخاک بروجرد است . محلی است کوهستانی و در زمستان پربرف که در سمت جنوب چشمه آب و دره ای دارد که بدره باغ معروف است و آب چشمه به سمت شمال جاری است و اراضی مزرعه را که متصل به کوه است آبیاری میکند. این آبادی قریب 200 تن جمعیت دارد و قسمتی از محصولش دیمی است ..
در جای دیگر به نوشته سال2535شاهنشاهی آمده است :دهی است از دهستان برده سربخش اشترینان شهرستان بروجرد که در 15 هزارگزی باختر اشترینان ، کنار راه مالرو بروجرد به باباقاسم واقع است کوهستانی و معتدل است و 333 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه . محصولش غلات . شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است .
نام اولیه آن چقاول بوده است که بعدازجداشدن از خاک نهاوندوالحاق به خاک بروجرد به چقابل تغییر یافته است درگویش محلی هنوز نام اولیه یعنی چِقوأل پابرجاست.
خاندان پیرزادی
به منظوربرتخت نشستن کریم خان زنددرشیراز،اقوام مختلف لر نقش بسزایی داشتندیکی ازاین طایفه ها طایفه حسنونداز لرکوچک بودکه در واقع طایفه زندهم شاخه ای از همین طایفه می باشدکه ازشمال لرستان امروزی مهاجرت کرده ودربخش زند ملایر امروزی ساکن شدند. از طایفه حسنوند، شاخه های زیادی منشعب شده است یکی ازاین شاخه ها،شاخه قره نره شیر به معنی طایفه نره شیران می باشدکه در زمان حکومت زند به شیراز مهاجرت کردند وسهمی در حکومت وسپاه آن داشتند. بابه حکومت رسیدن آغامحمد خان قاجاردر سال1170هجری شمسی وشکست لرها ودر پی لرستیزی ترکان قاجار،طایفه های مختلف لر برای در امان بودن از حملات قاجار به سرزمین های مادری خود برگشتندو طایفه قره نره شیرهم به الشتر امروزی مهاجرت نمود وتعدادی از آنها به سمت بروجردآمدندودر سال 1170هجری شمسی روستای چقابل رادر دامنه کوه گرین رشته کوه زاگرس بنا نمودنداین طایفه ازسال 1307هجری شمسی شهرت پیرزادی رابرای خود برگزیدند واز آن پس به طایفه پیرزادی مشهور شدند.
بزرگ خاندان پیرزادی کربلایی عزیز اله پیرزادی معروف به کربلایی عزیز است و طی سندی که در تاریخ 24آذر ماه سال 1307باسربرگ وزارت داخله شاهنشاه در شهرنهاوند بلوک علیا قریه چقاول با نمره اظهارنامه 1 ثبت شده است اولین شخصی است که با فامیلی پیرزادینامش ثبت شده است آقای عزیزاله پیرزادی فرزند مرحوم عیسی به تاریخ تولد بیست وچهارم قوس یکهزارودویست وچهل وهفت هجری خورشیدی به شماره شناسنامه 31بوده است که باشهادت علی محمد ولی الهی وکربلایی جعفرخان پیرزادی ثبت گردیده است [۴]و شجره آن به این صورت است عزیزاله فرزند عیسی ،عیسی فرزند موسی ،موسی فرزند امید علی وامیدعلی فرزند کیخا می باشد. به علت جوخاص ناامنی وغارت روستاهاکه درسال1307برکشورحاکم بودمردم روستاهای مجاور برای درامان بودند درمقابل مهاجمان خود راتحت حمایت بزرگ منطقه میکردندوبنابه احترام خاصی که به حامی خود کربلایی عزیزچقابلی داشتند فامیلی خود راپیرزادی گرفتندازاین روستاهامی توان مگسان ،قسمتی از کمره، پیرزادی های تکه وباباقاسم،گرک وغیره رانام برد از بزرگان آنها می توان افرادذیل رانام برد که :کربلایی عزیزاله،کربلایی جعفرخان،باقرخان،سلیمان،حاج آقاحسین،حاج غلام حسین،حاج محمد (محمدتقی )،حاج علی نقی،اله داد،خداداد،حاج علی راس ،حاج هدایت….طایفه پیرزادی ها به گروههای کوچکتری تقسیم شده اند که جمعیت هرکدام حدود2000تن می باشد که نام این ایلات ازبزرگان آنهاگرفته شده است مهمترین آنهاعبارتند از :ایل عزیز(فرزندان کربلایی عزیزوعیدی )ایل جعفر خان (فرزندان کربلایی جعفر خان)ایل باقر(فرزندان باقرخان )ایل خداداد(فرزندان خدادادواله داد)
جمعیت این قوم درسال 1392حدود10000ده هزارتن تخمین زده شده است .
اقتصاد
اقتصاددر این شهر برپایه کشاورزی ودامپروری مخصوصا پرورش گوسفند به واسطه مرتع عالی ووسیع کوههای گرین وپرآبی آن بوده است ولی در سالهای 1345هجری شمسی به بعدسیل مهاجرت به شهر بروجرد شروع شد به طوری که در سال 1387خالی از سکنه شداما مهاجرین در شهر بروجرد وغرب کشور توانستند به تدریج موقعیت خود راتثبیت کنند ودر چندین رشته فعالیت توانستندپیشرو شوند از آن جمله می توان به صنعت مرغداری که بیش از 70درصد تولید استان را در انحصارخود دارند وصنایع جانبی آن از قبیل پخش نهاده های مورد نیاز طیور، خوراک آماده طیور،تجهیزات واتوماسیون مرغداری هاکاملادر انحصار این طایفه است که بیش از 100واحدمرغداری فعال در اختیار دارندشرکتهای زیادی درمالکیت یا وابسطه به خانواده پیرزادی می باشد از آن جمله می توان به موارد فوق اشاره کرد :شرکتهای خدمات مرغداری برادران پیرزادی ،شرکت ماد ماشین بروجرد،شرکت ماد دانه بروجرد،شرکت تعاونی مرغداران بروجرد ودهها شرکت دیگرمی توان نام برد بخش دیگر این طایفه به سمت کامیون داری وخدمات وابسته به آن روی آوردند که دارای دهها کامیون باری ونمایندگی های پس از فروش آنهاوچندین پمپ بنزین در شهر بروجرد می باشند .
زبان ومذهب
درسال1170هجری شمسی به زبان لکی لهجه حسنوندی صحبت می کردند اما با گذشت زمان وتاثیرپذیری از واریانس محیط کم کم زبان آنها تغییر کرد به طوری که امروزه بالهجه لری خاصی تکلم میکنند که مابین لری منطقه گودرزی بروجردولری خرم آبادی می باشند که در منطقه بروجرد به لهجه لری چقابلی معروف است .
مذهب 100درصد آنها مسلمان شیعه دوازده امامی است .
شهر درب گنبد
درب گنبد شهری است در استان لرستان در غرب ایران. این شهر مرکز بخش درب گنبد از توابع شهرستان کوهدشت است.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۲٬۱۲۴ نفر بوده است. مرد این شهر به زبان لکی تکلم میکنند.
شهر زاغه
زاغه نام شهری است در استان لرستان. این شهر مرکز بخش زاغه از توابع شهرستان خرمآباد است و در سرشماری ۱۳۸۵ خورشیدی ۳۰۰۴ نفر جمعیت داشت.
ریشه نام
نام این بخش ممکن است به دلیل تولید گندم و ذخیره آن در این محل باشد. همچنین ممکن است نام آن وجود انبار یا قرارگاهی نظامی در آن باشد.
جغرافیا
گردنه زاغه در این منطقه قرار دارد. زاغه دارای آب و هوایی سرد و کوهستانی است. زاغه بر سر شاهراه تهران – خوزستان در فاصله شهرهای بروجرد تا خرمآباد قرار گرفتهاست.
مردم شناسی
اهالی زاغه با زبانهای لری و لکی تکلم میکنند. جمعیت زاغه حدود ۳۰۰۴ نفر است که بیشتر از دو طایفه بیرانوند و باجلوند تشکیل شدهاند. طبیعت زاغه در حال از بین رفتن است. وجود تپهٔ باستانی در این شهر باعث پر آوازه شدن این شهر در مناطق اطراف شدهاست.
طوایف ساکن در منطقه زاغه عبارتند از:
بیرانوند
باجلوند
دالوند
ساکی
قایدرحمت
پیامنی
رشنو
رازانی
سادات آهوقلندری ( طایفه سادات شهنشاهیوند، خانوارهایی از سادات قاسم وند و ندروند و خلفوند و طاهروند و سادات بهرام و…)
شهر سپید دشت
سپیددشت شهری است در استان لرستان در غرب ایران. این شهر مرکز بخش پاپی از توابع شهرستان خرم آباد است.جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۳٫۲۶۹ نفر بودهاست .
مردم این منطقه بیشتر به زبان های لری بالاگریوهای و لری بختیاری سخن می گویند.
گردشگری
آبشار بیشه و آبشار شوی و آبشار نوژیان و آبشار هفت چشمه و رودهای پرآب طبیعت بکر ودست نخورده.
شهر آوه
آوه، یا آبه، شهرکی کهن نزدیک ساوه بود و اکنون شهری است از بخش مرکزی که در جنوب شهرستان ساوه در استان مرکزی ایران قرار دارد.
جمعیت
براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۵۸ نفر (۸۴۳ خانوار) است.
نام شهر
در فرهنگها و منابع تاریخی و جغرافیایی عربی و فارسی، آبه و آوه هر دو آمده، اما اغلب به صورت آبه ثبت شدهاست. جمعی چون دمشقی، فیروزآبادی و یاقوت حمودی «آبه» و گروهی چون ابنخلدون، مقدسی، ابن بطوطه و نویسندة حدود العالم، «آوه» آوردهاند. یاقوت حموی میگوید: آوه به سبب موازنه با ساوه چنین تلفظ میشود و عامة مردم آبه را آوه میخوانند. منسوب آن نیز غالباً «آبی» آمده و به ندرت آوی و آوجی هم دیده میشود. به گفتة خوانساری این نسبت در مورد فقیهان عموماً «آبی» آمدهاست به استثنای محمدبن محمد علوی آوی (۶/۳۲۳). ابن بطوطه در سفرنامة خود (۱/۱۸۷) از دانشمندی به نام نظامالدین حسین آوی و نیز از دانشمند دیگری به نام علاءالدین آوجی (۲/۶۵۸) نام برده و همچنین حافظ ابرو از دانشمندان به نام سید تاجالدین آوجی یاد کردهاست (ص ۱۰۰).
تاریخچه
برخی از جغرافیدانان قدیم آوه را شهری نزدیک «ساوه» نوشتهاند (فیروزآبادی) و برای تمیز آن از آوة همدان، آوه ساوه گفتهاند (لسترنج،.(۲۱۱ یاقوت آن را بُلَیده (شهرک) خواندهاست. نویسندة حدودالعالم گوید: ساوه و آوه شهرکهاییاند انبوه و آبادان و با نعمت بسیار و خرم و هوای درست و راه حجاج خراسان (ص ۱۴۲). حمدالله مستوفی آن را «شهر» و از اقلیم چهارم ذکر کردهاست. اعتمادالسلطنه آن را از بناهای اردشیر بابکان میداند (ص ۱۳) مستوفی میگوید: «طالع بناش سنبله، دور باروش قرب ۵ هزار گام است. هواش معتدل است و آبش از رودخانة گاوماها… و غله و پنبه در آنجا بسیار نیکو بود، اما نانش سخت نیکو نبود. از میوههاش انجیر نیکو بود. مردم آنجا سفید چهره و شیعة اثنا عشریاند و در آن مذهب به غایت متعصباند، و با هم اتفاق نیکو دارند و حقوق دیوانی آنجا به تمغا (نک: آل تمغا) مقرر است و ۱۰ هزار دینار ضمانی آن باشد و از آنِ ولایتش که ۴۰ پاره دهاست، ۷ هزار دینار است و شهر و ولایتش داخل بلوک ساوهاست» (ص ۶۰).
قزوینی به نقل از ابونصر میمندی گوید: میان آوه و ساوه رود بزرگی است و اتابک شیرگیر (امیر سلجوقی مق ۵۲۵ق/۱۱۳۱م) پلی عجیب و بی مانند با ۷۰ طاق بر آن ساخت؛ و نیز جادهای سنگ فرش به طول دو فرسخ از پل تا ساوه بنیاد نهاد تا رهگذران در رنج نیفتند (ص ۲۸۳- ۲۸۴). مستوفیاین رود را شاخهایاز گاوماهارود میداندو مینویسد: این رود «چون نزدیک ساوه و آوه رسد، در پس سدی که صاحب سعید خواجه شمسالدین محمد صاحب دیوان طاب ثراه در مابین برو ساخته بُحیره شود و فضل آب بهاریش از هفتاد پولان [پل هفتاد طاق] مابین ساوه و آوه… گذشته، در مغازه منتهی میشود و بنیاد آب تابستانی ولایت آوه و ساوه بر آن سد است. طول این رود ۴۰ فرسنگ باشد. این رود در ولایت ساوه مانند زاینده رود است» (ص ۲۲۱). اشپولر مینویسد: مسکوکاتی به دست آمده که به نام محمدبن یول قتلغ، یکی از امرای ایلخانی در سالهای ۷۳۷ و ۷۳۸ق/۱۳۳۷ و ۱۳۳۸م در چندین شهر از جمله اوه ضرب شدهاست (ص ۱۳۵، حاشیه). اگر این اوه همان آوة ساوه باشد معلوم میشود که پس از تاراج مغول دوباره رونق یافتهاست.
قاضی ابونصر میمندی در شعری آوه را ستوده و مردم آنجا را شاعر و نویسنده خواندهاست (یاقوت). از این شهر بزرگان و دانشمندان بسیاری برخاستهاند. از جملة آنان وزیر ابوسعد منصوربن حسین آبی (ه م)، ابومنصور محمد آبی (یاقوت)، صاعدبن محمدبن صاعد بریدی آبی و عزالدین حسن بن ابی طالب یوسفی آبی (ه م) (خوانساری، ۴/۱۱۶، ۱۱۷) را میتوان نام برد.
شهر پرندک
پَرَندَک از شهرهای استان مرکزی ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان زرندیه در مسیر آزادراه تهران–ساوه و راهآهن تهران–جنوب قرار گرفته است.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با ۶٫۱۸۸ نفر بوده است.
رودخانه شور از نزدیکی جنوب این شهر میگذرد و در اطراف آن ناحیه صنعتی پرندک قرار دارد. شهرک صنعتی پرندک بیش از ۱۲۰ واحد صنعتی دارد.
به هنگام احداث راه آهن تهران – جنوب ایستگاه پرندک در مجاورت روستای رحیم آباد احداث گردید و به همین دلیل این روستا بعدها به پرندک مشهور گشت و با افزایش جمعیت و تبدیل شدن این روستا به شهر به تصویب فرهنگستان رسماً نام پرندک به آن اطلاق شد. لغتنامه دهخدا واژه پرندک را «پشته و کوه کوچک در میان دشت» معنی میکند.
شهر جاورسیان
جاورسیان شهر کوچکی است که از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی به حساب می آید.این شهر دارای جمعیتی بالغ بر 6000 نفر است.اغلب مردم این شهر به مشاغلی چون کشاورزی،مغازه داری و تعدادی هم در کارهای ساختمانی امرار معاش می کنند. در اطراف این شهر کوچک روستاهای کرکان،خانقاء.ایجان،مست سفلی،سناورد،اناج،نوده،آدشته،مانیزان،دهسد، درمن،سوزان،عباس آباد، ارجناوند،آغداش،و…قرار دارند که بسیاری لز نیازهای خود را از این شهر برآورده می کنند. عبور بزرگترین رودخانه استان از این شهر زمینهای کشاورزی آن را بسیار حاصلخیز کرده است. از مناطق زیارتی در این ناحیه می توان به امامزاده شاهزاده ابراهیم نوده که در فاصله 3 کیلومتری جاورسیان است اشاره کرد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیتش ۱۳٬۰۴۵ نفر (۳۶۰۵ خانوار) بوده است.
شهر خشکرود ( زرندیه )
خشکرود شهری است در بخش مرکزی شهرستان زرندیه در استان مرکزی کشور ایران. … این شهر در سال ۱۳۸۶ هیئت دولت ایران از روستا به شهر تبدیل شد و جمعیت آن در سال ۲۰۱۲، ۶۲۵۳ تفر بوده است.
شهر خنجین
خنجین یکی از شهرهای استان مرکزی در ایران میباشد.تا سالهای قبل از انقلاب خنجین (که به عنوان منطقه بلوک خنجین شناخته می شده) همراه با روستاهای اطراف آن از توابع شهرستان همدان محسوب می گردیده که به علت دوری راه در سال ۱۳۶۱از شهرستان همدان منتزع و به شهرستان اراک ملحق میگردد و از آنجایی که خنجین در مجاورت بخش وفس قرار داشته به عنوان یکی از دهستانهای بخش وفس بوده است و درسال ۱۳۸۱که شهرستان کمیجان از شهرستان اراک منتزع میگردد دهستان خنجین در بخش مرکزی به شهرستان کمیجان ملحق گردیده و در سال ۱۳۸۸و براساس آخرین تصمیمات در تقسیمات کشوری دهستان خنجین به بخش خنجین ارتقاءیافته و از شهرستان کمیجان منتزع و به شهرستان فراهان ملحق گردید. ۳٫۵ سال بعد از دایر شدن بخشداری در خنجین ، روستای خنجین به شهر ارتقا یافت و اولین شهردار خنجین در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ کار خود را شروع کرد.
از نظر زمین شناسی این منطقه در دوران دوم تشکیل شده و در منطقه فسیلهای دریایی خصوصاً از نوع میراستو مربوط به دوره کرتاسه از دوران مزوزوئیک متعلق به ۶۵ تا ۱۰۰ میلیون سال قبل یافت میشود . از مناطقی که بیش ترین فسیلها یافت شده ، میتوان به کوههای وفس، خنجین، روستای فردقان (فردغان) و نیز در یک کیلومتری روستای سلیم آباد در اطراف سد بزرگ خاکی خنجین واقع شده اشاره کرد . شهر خنجین با قدمتی بیش از سه هزار سال دارد که در حال حاضر مرکزیت بخش خنجین را داراست . بخش خنجین با ۲۳ روستا بزرگترین مجموعه از لحاظ تعداد روستاهای تابعه میباشد .
دلایل و شواهد بسیاری نشان میدهد که خنجین و به طور کلی منطقه خنجین قدمتی هزاران ساله دارد . زبان اغلب روستاهای این منطقه زبان ترکی است که البته با لهجههای متفاوت.روستاهایی چون روستای فرک، چالمیان، گورچان، میدانک و چند روستای دیگر که زبان اصیل پارسی که به نام «زبان تاتی» مشهور است و در برخی از شهرها و مناطقی از کشور با این زبان تکلم می شود ، تکلم میکنند.
وجه تسمیه خنجین
درخصوص وجه تسمیه اطلاع مکتوب در دسترس نیست، عدهای بر این باورند که عربها و رومیان از اینجا گندم خریداری میکردند وآنها گفتند((خنجین)) یعنی محل پر ازگندم.بعضیها براین باورند که اصل کلمه خنجوم بوده است ومنظور از جوم یعنی ویران شده میگویند زمانی این منطقه در اثر یک حادثه طبیعی مانند زلزله بکلی ویران شده است. البته نظر دیگری نیز نظرها را به خود جلب میکند و آن این که با توجه به این که جمشید جم در این روستا خانه و قلعهای داشته که نام خنجین برگرفته از همین خانه جم است که بعدها به خانه جین و در نهایت به خنجین تبدیل میشود. آنچه تحقیقات امروزی نشان میدهد این است که کلمه خنجین و نوع اشتقاق آن بحث پر دامنهای است اما آنچه نزدیک به واقع به نظر میرسد این است که واژه خنجین کلمهای یونانی است به معنای انبار غله و گندم ، تاریخ منطقه یعنی آنچه در خصوص تاریخ شهرهایی چون ساوه و همدان نوشته شده ، نشان میدهد در روزگاران قدیم پرآب ترین ، زیباترین و در عین حال آباد ترین منطقه در ایران باستان همین شهر بوده است ؛ به طوری که این شهر مرکز صادرات انواع محصولات به کشورهای دیگر بوده است خصوصاً رومیان باستان که غله و گندم مورد نیاز خود را از این منطقه تهیه می کردهاند حتی تصاویر باقیمانده از صد سال پیش نیز جمعیت عظیم منطقه و نیز فرهنگ غنی مردم و در عین حال اصول شهر سازی باقیمانده نشان از فرهنگ غنی منطقه دارد که این منطقه به بلوک بزرگ خنجین معروف بوده است . اما در خصوص معنای واژه خنجین معانی نظرات دیگری نیز گفته شده است ؛ که البته جای بسی تأمل دارد به طور مثال گفته شده خنجین از ترکیب دو کلمه خانه + جن مرکب بوده و به معنای جایی است که در آن جن (به زبان عربی یعنی پوشش) زیاد است. البته شاید بتوان این نظر را با تکیه بر ادبیات عرب تأیید کرد و آن این که جن در زبان عربی به معنای پوشیده ، پوشش و مخفی آمده است و به بهشت نیز که پوشیده از درخت است نیز جنت گفته میشود ؛ لذا از این روست که همه چیز را میپوشاند و جز درخت و سبزی چیزی دیده نمیشود و این موید این سخن قبلی ماست که گفتیم آباد ترین و پر آب ترین و در عین حال زیباترین شهر ایران باستان بوده است .
خنجین شهری در شهرستان فراهان ومرکز بخش خنجین است> این شهر در استان مرکزی قرار دارد و زبان بیشتر مردم ترکی است و فراهان منطقهای با تاریخی باستانی است و در روستایی به نام فردجان در آنجا آتشکدهای است که تا ۲۸۲قمری میسوخته است.
فرهنگ مردم
درزمانهای قدیم درخنجین چنین رسم بوده که وقتی یکی از افراد خانواده فوت میکرد میگفتند: نباید تا قبل ازچهل روزدود ازآشپزخانهٔ آن خانواده بلند شود (چرا که در آن روزگار در آشپزخانهها از هیزم و چوب استفاده میکردند) و اقوام و همسایهها تا چهل روز طعام خانوادهٔ داغ دیده را تأمین میکردند بعضیها در ظرفهای سفالی «دیزی» که در آن آبگوشت بارمی گذاشتند برای آن خانواده میآوردند بعضیها خوشکبار، نان، سبزی، پنیر، خرما، کشمش، انواع آشهای محلی ومیوههای که مربوط به آن فصل بوده است برای آن خانواده آورده میشد و برای این که شریک غم با آن خانوده باشند. مثلاً اگر در فصل تابستان بود در کارهای کشاورزی مانند درو کردن گندم و جو یا آوردن علوفه و کاه برای گاو و گوسفندانشان و در فصلهای دیگر نیز این گونه بود مثلاً در بهار در شخم کردن زمین و آماده کردن زمین و یا کشت حبوبات و شبدر و چیزهایی از این قبیل همچنین اگراین اتفاق در ماه آخر سال اتفاق میافتاد اقوام و همسایههای خانواده داغ دیده درعید آن سال خوشحالی نمیکردند مراسم شاد برگزار نمیکردند آتش بر بامشان درست نمیکردند. اگر مراسم ازدواجی داشتند آن را به تعویق میانداختند. البته باید گفت بسیاری از این آداب و رسوم همچنان باقی است اما در شکلهای دیگر و بعضی دیگر نیز از میان رفتهاند که باید احیا شوند.
موقعیت جغرافیایی
مهمترین و برجستهترین ناهمواریها و شرایط توپوگرافی منطقه خنجین شامل مناطق پست و کم ارتفاع جلگهای و کوههای مرتفع ومنفرد است. کوههای خنجین شامل : ۱-کوه نماوردرشمال شهر خنجین ودر ۴۵کیلوکمتری شهرستان تفرش ۲- کوه رکین واقع در شرق خنجین ۳- تپههای موورلر واقع در جنوب خنجین حائل بین خنجین وسلیم آباد. ۴- تپه نرگه بلند وآق تپه ۵- تپه سوله دره واقع در شمال غرب خنجین ۶- تپههای کوشک زر و موش قُله ۷- از ناهمواریهای دیگر خنجین میتوان به زمینهای پست شامل زمینهای زراعی و دشتهای بادامزار کاریز اسحاق اربوی کوچک وبزرگ،لزو هستان را نام برد. پوشش گیاهی(مرتع،جنگل،بیابانی و …) به علت کوهستانی بودن شهر خنجین پوشش گیاهی فراوانی یافت میشود که هم خلصیت دارویی و درمانی داردو هم علوفه برای دامها که مهمترین آنه عبارت انداز: مرتع(پوشش دشت: پونه، بابونه، ولکواز،گل گاو زبان، چمن اته، سوت لیگن، ، جو، یونجه،شبدر، لوبیا، نخود، صیفی جات، درختان مختلف، باغهای میوه وانگور، سیب زمینی،گوجه فرنگی، خیار وچمن زارها و… لازم به ذکر است کاه از موارد فوقالذکربرخی از گیاهان خاصیت در مانی دارند) جنگل (فاقد جنگل است اما در دشتها وحاشیه شهر انواع درختان در موجود است ) بیابانی ( یاهمان دیمزار: بیل بیخ،کنگر، قان قال، قوزه قولاقه، بروخ ،کی لیگ اوته،کزنگ،داغ خینسه،سقرقوی روقه،یل قون، چاقورتیکان، شقایق و…) تقسیمات کشوری بخش خنجین: بر اساس آخرین تقسیمات کشوری بخش خنجین شامل و شهر خنجین مرکزیت روستاهای ذیل را داراست .۱)درویشان ۲) گورچان ۳) چوگان ۴) کسرآصِف ۵) فردغان ۶) مَلِک باغی ۷) گنجه ۸) رَکین ۹) ضیاءآباد ۱۰) سلیم آباد ۱۱) روشنایی ۱۲) هفته خانک ۱۳) وَنک ۱۴) زنجیران ۱۵) شیرین آباد ۱۶)امیر آباد ۱۷) تلخاب ۱۸)آرزومند ۱۹)چاقر ۲۰) چالمیان ۲۱) عباس آباد
آثار تاریخی، گردشگری و تفریحی
برخی از آثار تاریخی، گردشگری و تفریحی این منظقه عبارتند از:
تپه آسیاب خرابه
تپه آسیاب خرابه مربوط به هزاره ۴ و ۳ قبل از میلاد است و در شهرستان فراهان، بخش خنجین، روستای گورچان واقع شده و این اثر در تاریآرامگاه سارخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۰۵۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آرامگاه ساریه
آرامگاه ساریه مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان فراهان، بخش خنجین، روستای روشنایی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۱۲۰ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
حمام خنجین
حمام خنجین مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان فراهان، بخش خنجین، شهر خنجین، شهرک ولیعصر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۰۸۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
تپه قلعه خنجین
تپه قلعه خنجین مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان فراهان، بخش خنجین، شهر خنجین واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۰۷۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
شهر رازقان
شهر رازقان بیش از 90 سال است که به عنوان مرکز بخش خرقان تعیین گردیده و از نظر موقعیت جغرافیایی از سمت شمال به رودخانه فصلی رازقان ، از سمت جنوب به ارتفاعات جنوبی محدود می شود و در خط القعر توده های کوهستانی قرار گرفته که جهت این توده کوه ها شرقی-غربی است.
مرکز بخش خرقان از سال 1379 به مصوبه دولت وقت تبدیل به شهر گردید و در سال 1384 با پیگیری شورای اسلامی و همت مردم و مساعدت های دولت محترم شهرداری رازقان تاسیس و راه اندازی شد.
شهر زاویه
زاویه شهری است در بخش مرکزی شهرستان زرندیه استان مرکزی ایران. شهر زاویه شهری کوچک اما با قدمت بسیار بالا که در مرکز ایران یعنی استان مرکزی واقع شده است.پیشه بیشتر مردم این شهر در گذشته کشاورزی و دامداری بوده است اما امروزه با وجود شهرکهای صنعتی در پیرامون این شهر دیگر کشاورزی مثل گذشته در این شهر رونق ندارد.
از مشاهیر زاویه میتوان به شیخ علی زرند ی ملقب به ناطق المله اشاره کرد که از مبارزین مشروطه میباشد نام ایشان دراسناد تاریخی موجود است . از دیگر افراد سرشناس میتوان از آیتالله میرمحمدی نماینده استان مرکزی در مجلس خبرگان نام برد.
شهر زاویه در استان مرکزی ، ۴۵ کیلومتری شهر ساوه و تقریباً ۷۰ کیلومتری تهران واقع شده است از این رو شهرک صنعتی این شهر مکان مناسبی برای سرمایه گذاری و اشتغال زایی میباشد.شهرک صنعتی بزرگی که کارخانه هایی مثل اتوبوس سازی و آمبولانس سازی در آن فعالیت میکنند.
زبان و گویش
مردم شهر زاویه به زبانهای ترکی و فارسی سخن میگویند.
شهرک صنعتی
شهرک صنعتی زاویه با مساحت ۴۰۰ هکتار در سمت شمال جاده قدیم تهران–ساوه در کیلومتر ۶۵ تهران بزرگ و در ۴۱کیلومتری شهر ساوه در اراضی عمومی منطقهای به نام هاشمآباد با شیب ملایم ۱ الی ۲ درصد واقع شدهاست.
جغرافیای شهر زاویه
زاویه در لغت یعنی گوشه مهد پرورش علما
زاویه از سمت شمال از قره قویی جازانک به خط مستقیم مرتعی وسیع دامداری و کوه قناق عبور و تا محدوده در کوه قلیچ قطع می گردد .در جنوب آن رودخانه شورک آباد ،شرق آن روستای سلطان آباد و غرب آن روستای رحمت آباد واقع شده است.
در اثر بروز زلزله تعدادی از ساکنین زاویه از بین رفتند و خرابیهای اشرف آباد در ذیل جاده آسفالته تا چندی قبل موجود ودر حال حاضر به زمین کشاورزی تبدیل گردیده و باقیمانده ساکنین برای تجدید بنا دو طرف رودخانه خلیل را انتخاب و ساختار زاویه را بنا که در حال حاضر بصورت شهر در آمده است .آثاری که تا چندی قبل موجود و درحال حاضر تبدیل به زمین گردیده پیر موسی خاموش جنب رود خانه خلیل دارای بقعه و بارگاه و محل زیارتگاه حاجتمندان که با نذر خود از مکان زیارت می نمودند.
تاریخ شهر زاویه
با فوت کریم خان زند و روی کار آمدن آقا محمد خان قاجار و انتخاب تهران به پایتختی در سال1200هجری در کشاکش جنگهای قومی در ایران و انقراض باقیمانده شاهزادگان زندیه شاه قاجار در سرکوبی مخالفین در شیراز دوسردار رشید را که طرفداری خود را به شاه ثبوت رسانیده1-حسینعلی خان 2-نظرعلی خان را با خود به تهران آورد .چون فلات مرکزی ایران گریبانگیر هرج و مرج بود دو سردار نامبرده را در زاویه که محلی پر رونق از لحاظ آب و هوا و کشاورزی بود انتقال واسکان داد،حسین قلی خان فرمانده فوج زرند و نظر علی خان حکومت مستقل زرند را بر عهده می گیرد.
پس از فوت خان قاجار و روی کار آمدن فتحعلی شاه قاجار که در بسط و توسعه زاویه دقت داشته با احداث برج وبارو یی ومحلی برای استراحت خود ساخته که در مواقع ضروری از بازدید خود در آن محل استراحت می نموده است.در شمال زاویه محلی را به نام سان تپه سی انتخاب ،که از فوج زرند بازدید می نموده و قناتی به اسم شاه باغی حفر که در مسیر استراحت گاه به محل سان بوده که کلا از آن شاه قاجار بوده است . بازدید فوج قبل از سر زدن آفتاب می بایست انجام پذیرد.
شهر ساروق
ساروق که نام معرب ساروی به معنی قلعه می باشد دارای قدمت طولانی بوده که سابقه دیرینه آن به قبل از اسلام بر میگردد. این شهر در سالهای بسیار دور مکانی آباد و پر رونق بوده است که در حمله مغولها به ایران مورد تهاجم واقع گردیده و به کلی ویران شده است. این شهر در زمان بعد از اسلام یکی از مراکز مهم تشیع و از مراکز پذیرایی کاروانهای مهاجر به کربلای معلا بوده که آثاری از بقایای کاروانسراهای دوران گذشته را نیز امروز می توان در این شهر تاریخی مشاهده نمود.ساروق زمانی دارالملک منطقه و سرآمد روستاهای اطراف به شمار میرفته.
ساروق امروزی شهری است در ۵۰ کیلومتری شهر “اراک” مرکز استان مرکزی با ارتفاع ۱۸۷۰ متر از سطح دریا و با مساحت ۶۱۲۰۰۰۰ متر مربع که دارای قدمتی در حدود ۳۰۰۰ سال می باشد. این شهر یکی از مراکز مهم کشاورزی و قالی بافی منطقه بوده و روزانه پذیرای زائرین بسیاری می باشد. این شهر در دوران دفاع مقدس بیش از ۶۰ شهید گلگون کفن را تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی نموده است.
بخش ساروق که متشکل از ۲۰ روستا می باشد در مورخه ۴/۹/۱۳۸۷ با مرکزیت شهر ساروق به عنوان بخش ساروق شناخته و مرکز آن در مورخه ۲۹/۱/۱۳۸۸ به عنوان شهر ساروق معرفی و بخشداری و شهرداری در این شهر مستقر و افتتاح گردیده است.
مطالبی از دکتر شیرین بیانی در خصوص تاریخچه ساروق در مقاله “نگاهی به ساروق شهری از ایالت جبال”
در قرون اولیه اسلامی و احتمالا در دوران پیش از اسلام ایران، ساروق از توابع همدان بوده که همدان خود جزء چهار شهر بزرگ ایالت جبال بشمار می رفته و در عهد باستان همواره یکی از پایتخت های بزرگ امپراطوری های بزرگ و گوناگون ایرانی بوده است. این چهار شهر عبارت بودند از: اصفهان، کرمانشاه، ری و همدان که همدان به دارالملک معروف بوده است.
بیشترین توصیف درباره ساروق را در کتاب «نززهت القلوب» حمداله مستوفی می یابیم بدین قرار: ساروق دارالملک منطقه بوده که طهمورث آن را بنا کرده استو این منطقه ولایتی است مهم و دارای روستاهای معتبر و چهل پاره شهر که اکثر آنها هوای معتدل با کشاورزی و محصولات خوب داشته اند و می افزاید که پیوسته در آن ولایت ارزانی است و مردم آن شیعه اثنی عشری اند و به غایت متعصب می باشند.
دوباره حمداله مستوفی می افزاید که ساروق در گذشته بسیار آبادتر و پر رونق تر بوده بخصوص در زمان حکومت سلجوقیان که از ششکوفایی خاص بررخوردار بوده است وی بدنبال حمله مغول و تبعات دراز مدت آن مانند سایر نقاط ایران ویران شده و رونق گذشته خود را از دست داده است.
در دوران پیش از اسلام، ساروق به نام های سارو،ساروی،سارای،ساروک و سریوک و ساربوکه خوانده می شده است.ابتدا ابن فقیه در کتاب البلدان خود در اوایل قرن ششم هجری آنرا ساروق خوانده است.
مولف ناشناخته کتاب «مجمل التواریخ و القصص» که این اثر در سال ۵۲۰ هجری تألیف شده است تاریخ تأسیس شهر ساروق را به جمشید نسبت داده است و بدنبال وی محمد بن احمد طوسی نیز که کتاب خود را چند سال بعد نگاشته است می نویسد که ساروق همدان را جمشید بنا کرده و این نشان می هد که همدان از قدیمی ترین شهر هاست.
از نوشته های برجای مانده می توان این طور نتیجه گرفت که تأسیس ساروق و بدنبال آن توسعه این شهر به هزاره دوم قبل از میلاد بر می گردد و بعلت موقعیت خاص جغرافیایی، هوای معتدل، وجود آب فراوان و سبزه زارها از همان دوران مردم به شکارگری کشاورزی و تربیت مواشی اشتغال داشته اند، همان اشتغالی که امروزه نیز کمابیش دارند که این شهر بعلت قرار گرفتن بر سر راه عمده ترانزیتی شرق و غرب یعنی «جاده ابریشم» و غنای طبیعی، اهمیت خود را حفظ کرده است.
به نقل از همین مقاله: ساروق امروزی که جزء استان مرکزی و از توابع شهرستان اراک محسوب می شود، با آب و هوای معتدل که دم به سردی می زند.همچنان با کوله بار تاریخ خود بر دوش به زندگی کشاورزی و گله داری و کمی صنعتی ادامه می دهد. امامزادگان ۷۲ تن با سه کنبد آن که تاریخ ۵۸۷ هجری را دارد و در اوایل کار حکومت خوارزمشاهیان بنا شده و قلعه کهن آن نمودار ذوق ساروقی ها برای معماری زیبا و اصیل و طرفدار اندیشه فرهنگی است و قالی بافی آن به «طرح ساروق» معروف می باشد نمودار هنر پیشرفته آنان از گذشته های دور می باشد.
شهر شهباز
شهباز شهری در بخش قره کهریز که واقع درشهرستان شازند از توابع استان مرکزی است. این شهر در شرق شازند و در جنوب اراک واقع گریده است. این شهر از الحاق دو روستای بازنه و هفته و در سال ۱۳۹۱ تشکیل گردید.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، ۳۹۰۰ نفر جمعیت (۹۸۸ خانوار) بودهاست. ناحیه صنعتی شهید بابایی در شمال این شهر واقع گردیدهاست.
شهر جدید مهاجران
مهاجران یکی از شهرهای تازه تاسیس در شهرستان شازند، استان مرکزی است. یکی از اهداف ساخت این شهر کاهش معضلات حاشیه نشینی شهر اراک بودهاست.
جمعیت این شهر ۱۱٬۱۰۹ نفر در سال ۲۰۰۶ میلادی بودهاست. این شهر زیبا و آرام با محیطی مدرن و فضاهای سبز دلپذیر در فاصله ۲۵ کیلومتری اراک ابتدا با عنوان شهرک مهاجران جهت سکونت کارکنان پتروشیمی و پالایشگاه شهرستان شازند تاسیس گردید. ولی رفته رفته گسترش یافت و در سال ۱۳۸۵ به شهر تبدیل گردید.
دشه روستایی است در شمال غربی استان کرمانشاه ایران.
روستای دشه در شهرستان پاوه قرار دارد و با شهر پاوه ده کیلومتر فاصله دارد.
جمعیت این روستا بیش از ۲۰۰۰ هزار نفر برآورد شدهاست. جنگل تپهول مشرف بر این روستا است و از قله بروژ چشمانداز سرسبزی بر این روستا نمایان است.
آب آشامیدنی آن از چشمه سرتاویران تامین میشود. تعدادی از اهالی دامدار وعدهای بسیار کم باغدار میباشندو گروهی نیز در شغلهای دولتی شاغل وبقیه کارهای مناسب با فصل و زمان خاص را انجام میدهند مانند سقزچینی گردو شکنی توت فروشی پرورش مقطعی دام (چوب داری) جمعیت آن بالغ بر1800 نفر در تابستان 1386 برآورد شده است. روشتای دشه دارای مردمی با فرهنگ و از لحاظ علمی دارای افراد با سواد است که میتوان به دانشجویان در حال تحصیل توجه کرد که در سال جاری 86 نزدیک 45 نفر قبولی بود و میتوان به آقای اله یاری که در کنکور ریاضی در سال 86 که دارای رتبه 9 بود اشاره کرد.
روستای دشه تقریباً درشمال غربی شهرستان پاوه واقع در استان کرمانشاه است. این روستا از نظرآب وهواهمانندشهرستان های اطراف، معتدل کوهستانی است وبه همین دلیل دارای چشمه های خدادادی متعددی است.
اماعلت نام گذاری این روستا، نام این روستارا می توان ازریشهٔ آن یعنی دژکه به معنی قلعه است برگرفت زیرادراین روستا، قلعه هایی وجودداردکه شایدمهمترین آنها، قلعهٔ پاسگاه واقع درخاور(شرق) روستا باشد که در بالای ان قلعه یک فرورفتگی که شبیه به حوض است وجود دارد که قدمت تاریخی دارد. قله “به روژ” قله ای در مرتفعترین منطقه روستا است که بر روستا اشراف دارد که می توان انرا به سه قسمت تقسیم کرد که در یک قسمت به روستا و در قسمت دیگر به منطقه “کرند” و در قسمت دیگر به “ده ره تفی” که یکی از جاهای دیدنی روستاست و در انجا نیز چشمه ای وجود دارد منتهی می شود. و از دیدنیهای دیگر روستا می توان به منطقه “هیلاو” اشاره کرد که جدیداً به دلیل رفتن جاده به آنجا باعث جذب گردشگران متفاوت شده است، همچنین به دلیل وجود چشمه تا حدود 5 سال پیش بعضی از مردم روستا در فصل بهار وتابستان به آنجا کوچ می کردند ودر آنجا بدلیل وجود چراگاههای مناسب برای چرای دامهایشان دو فصل از سال را به سر می بردند. از جاهای زیبای دیگر روستا می توان به “ته په وه ل” اشاره کرد که در روبروی محل اسکان اهالی روستا، واقع شده است. واما از مکانهای ممتاز این روستا می توان به قهوه خانهٔ سنتی “هانه کوان” اشاره کرد. این مکان حاوی چشمه ایست که شاید در منطقه اورامانات یکه تاز باشد، این مکان هر ساله گردشگرهایی را جذب می کند.در حال حاضر پروژه ای مبنی بر اینکه اب چشمه “هانه کوان” را برای شرب ساکنین شهرستان پاوه منتقل کنند، وجود دارد که تا حدودی افتتاح شده است. این روستا بدلیل بن بست بودن، زیاد مورد توجه مسئولین محترم قرار نگرفته است، به همین دلیل هیچ نوع امکانات ورزشی در این روستا وجود ندارد، شاید در آینده در این روستا یک سالن ورزشی دایر شود. از نظر آموزشی این روستا حاوی یک دبستان و یک مدرسه راهنمایی است که در حدود 6 تا 7 سال است که مکان آن به جای جدید انتقال یافته است، همچنین با پیگیریهای کارکنان مدرسه راهنمایی توانسته اند که سال اول دبیرستان را نیز در این مدرسه تحت پوشش خود قرار دهند. تا حدود 10 سال پیش اکثر مردم روستا دامدار بوده اند ولی هم اکنون شاید نیمه کم مردم به این کار مشغول باشند که بیشتر دامدارها گاوداری می کنند، مردم این روستا بیشتر به شغلهای فصلی رجوع می کنند مانند گردوشکنی، سقزچینی و … مشغول هستند، بعضی از مردم زنبورداری می کنند و بعضی دیگر باغدارند و تعدادی از اهالی به شغلهای دولتی مشغولند و بعضی دیگر مشغول شغل آزادند. آب شرب مردم روستا از آب چشمه “سه رتاویران” تهیه میشود که در مرکز روستا واقع شده است. از چشمههای دیگر روستا می توان به چشمههای “هانه کوان، سیاسه ر، هوالیس، ده ره تفی، هیلاو و …” اشاره کرد. از محصولات روستا می توان به گردو، توت، و بیشتر انار اشاره کرد.
از مکان های زیارتی روستا می توان به آرامگاه شیخ حبیب الله نقشبندی و شیخ شهاب اشاره کرد.