راسخون

شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

لوشان از جمله شهرهاي بخش مرکزي شهرستان رودبار در استان گيلان ايران است. جمعيت لوشان در سال 1383خ برابر با 13,816 نفر برآورد شده‌است. طبق آخرين آمار اعلامي جمعيت فعلي شهر لوشان بيش از 22,000 نفر مي‌باشد.
لوشان در 100 کيلومتري رشت و 70 کيلومتري قزوين قرار دارد و آب و هواي آن گرم و خشک است.

اقتصاد
اقتصاد گروه‌هايي از مردم از طريق کشاورزي (پياز و سيب زميني و گندم) و باغداري (زيتون) ميگذرد. دراين شهر دو کارخانه سيمان فعاليت دارد و معدن زغال‌سنگ سنگرود نيز در حوالي شهر لوشان واقع شده‌است.

لوشان واقع در بين دو بخش عمارلو گيلان و مرکز بخش طارم سفلي، داراي شهرک صنعتي بزرگ و نيز تعدادي کارخانجات فعال از جمله دو واحد کارخانه سيمان و نيروگاه برق و شهرک‌هاي کوچک و بزرگ است که از سال 1360 به عنوان شهر اعلام شده‌است.

آرامگاه‌ها
در سالهاي اخير وجود امامزاده محمد حنفيه که به روايتي فرزند امام علي است باعث حضور گسترده مردم شهرهاي اطراف در روزهاي مذهبي گرديده‌است. اين امامزاده که زائران در سراشيبي آن غلت مي‌خورند در روستاي مرتفع بيورزن در 15 کيلومتري شمال شرقي لوشان واقع است.

جغرافياي مردمي
در دوره معاصر بيشتر جمعيت اين شهر از اقوام لر لک و کردهاي مهاجر بوده‌اند. پس از وقوع زمين‌لرزه سال 69 به دليل مهاجرت گسترده روستائيان از روستاهاي کوهستاني اطراف ترکيب جمعيتي آن دوباره دچار تغيير شد بطوريکه امروزه احتمالاً جمعيت ديلمي‌تبارها بر جمعيت ديگر اقوام چيره شده است.اين موضوع در خصوص منجيل نيز صادق است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

این بخش دارای فرهنگ باستانی می‌باشد ساکنان این منطقه به صورت بومی تالشان هستند که با گذشت زمان گیلکان از شرق به این مکان مهاجرت کرده‌اند و ترکان از غرب یعنی آذربایجان آمده‌اند، کردهای این شهر که دارای جمعیت اندکی هستند در زمان رضا شاه به این منطقه کوچانده شده‌اند؛ پس در نتیجه این شهر دارای فرهنگهای مختلفی است در واقع دارای یک فرهنگ مشترک از همه اقوام ساکن شمال غرب فلات ایران است.

نام این شهر از دو قسمت (پره=محل ماهیگیری) و (سر=پسوند مکان) تشکیل شده است نام قدیمی این منطقه (تالش دولاب) بوده است که یکی از قسمت‌های خمسه تالش بوده است که با تجمع مردم وکوچ اقوام دیگر به کلی تغییر پیدا کرده و به پره سر تبدیل شده است.

نیروگاه سیکل ترکیبی پره سر در روستای نوکنده این بخش واقع شده‌است.

نیروگاه کوچک برق آبی نیروگاه ارده نیز در روستای ارده این بخش قرار دارد.

اقلیم

این شهر شامل جلگه و کوهستان است. هوای جلگه در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. آستارا با بارش میانگین سالانه در حدود ۱۲۰ روز در سال از نقاط پربارش کشور محسوب می‌شود.

آب و هوای آستارا معتدل و مرطوب و میزان بارندگی سالانه به طور متوسط ۱۵۰۰ میلی‌متر است. رطوبت نسبی در این منطقه بین ۷۵ تا ۸۵ درصد متغیر است. حداکثر بارندگی سالیانه در ایستگاه آستارا ۲/ ۷۸۰ میلی‌متر و دامنه تغییرات بارندگی سالیانه در محدوده مورد نظر بین ۲۰۰۰ میلی‌متر در مناطق ساحلی تا ۷۰۰ میلی‌متر در ارتفاعات نوسان دارد.

متوسط درجه حرارت معادل ۱۷٫۳ درجه سانتی گراد و معدل حداکثر دما ۲۶٫۱ درجه و معدل حداقل دما ۶٫۲ درجه سانتی گراد بوده‌است متوسط روزهای یخبندان در سواحل خزر طی یک دوره ۲۰ ساله، ۱۱ روز در سال برآورد گردیده‌است. با توجه به موقعیت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا و نزدیکی به اقلیم کوهستان، آب و هوای مرطوب و معتدل، اندکی خنک تر از مناطق پست جلگه‌ای دیگر استان می‌باشد.
جغرافیا

جغرافیای پره سر دلیل پوشش گیاهی غنی گیلان ممتاز بودن اقلیم آن است. ناحیه رویشی هیرکانی مانند یک نوار سبز، حاشیه جنوبی دریای خزر و نیمرخ شمالی رشته کوه البرز را پوشانده‌است. این ناحیه رویشی به خاطر حاصلخیزی خاک، تغییرات دما و بارندگی‌های متعدد، حاوی گونه‌های گیاهی زیادی است. جنگل‌های این ناحیه به صورت نسلی دست‌نخورده و سالم، کمربندی از درختان خزان‌کننده دوران سوم زمین‌شناسی را تشکیل می‌دهند. این جنگل‌ها که از آن به نام‌های جنگل‌های مرطوب و یا خزری یاد می‌شود ارزش‌های زیست‌محیطی و اقتصادی زیادی دارند و در زمره میراث طبیعی جهانی محسوب می‌شوند.

مهمترین کوههای این بخش عبارت اند از: سیاه کوه، آق مسجد، رَزَن، مَرزون سَر، چله، اَریوْدار یا وزمستون. رودهای شفارود و دیناچال در آن جریان دارد. کش رود/ کیش رود از کوههای مغرب شهر سرچشمه می‌گیرد و در پنج کیلومتری شمال غربی آن به دریای خزر می‌ریزد.

پوشش گیاهی این منطقه به سه بخش ساحلی، جلگه‌ای و کوهستانی تقسیم می‌شود. سه رود مهم بخش پره سر شامل رودهای ناو، لمیر و شفارود می‌باشند. درختان بومی منطقه شامل بلوط، شمشاد، راش خزری، انجیلی، ممرز، بلوط، تنگرس (بادام وحشی)، زربین و سرو می‌باشد. انواع دیگری از گیاهان یک ساله و فصلی هم در مناطق جلگه‌ای و ساحلی رشد و نمو می‌کنند.

پوشش گیاهی پره سر مشتمل است بر درختان توسکا، اوجا، افرا، مَمرز، شمشاد، گردو، نمدار، راش، درختان پهن برگ نواحی کوهستانی و جنگلی، و گیاهان دارویی نظیر گل گاوزبان، بارهنگ، ثعلب، گل خطمی، پونه، کاسنی، وَن، غاز ایاقی و مازو

اقتصاد

اهالی پره سر عمدتاً به کشاورزی، باغداری، دامداری و پرورش زنبور عسل اشتغال دارند. محصول عمدة آن برنج و دیگر محصولات مهم آن گندم، جو، نباتات علوفه‌ای و میوه‌هایی مانند ازگیل و گلابی و سیب است. صادرات این بخش برنج، میوه، عسل، ماهی، صنایع دستی چوبی، گلیم و جاجیم است. ایجاد کارخانه و کارگاههای چوب بری و نجّاری و تولید فراورده‌های چوبی زمینة اشتغال روستاییان بخش پره سر و نقاط دیگر را فراهم آورده و از مهاجرت آنان به شهر کاسته است. آب کشاورزی از طریق رودخانه و آب آشامیدنی از چاههای عمیق و نیمه عمیق از طریق لوله کشی تأمین می‌شود.

محصولات این منطقه به دلیل قرارگیری در مجاورت دریاچه کاسپین و همچنین جلگه حاصلخیز آن و جاری بودن رودهای دائمی بسیار متنوع است. این محصولات شامل: شالیکاری (برنج)، گندم، مرکبات، کیوی، آلوچه، ماهیگری و شیلات، پرورش ماهیان سردآبی، گیاهان داروئی، گیاهان روغنی و….

تاریخچه

تاریخ پره سر بالطبع وطن مادری ایران بسیار غنی و پربار است. در میان درختان جنگلی و کنارهٔ شمال شرقی شفارود با مناظر زیبا و رویایی جاده‌ای به سمت جنوب غربی راه می‌گشاید که با پشت سر گذاشتن روستاهای مسیر خود چون: دُوران، سیاب، گیلیار، سفیه چوان، اَچِل، بن آوی و طی مسافتی حدود ۳۳ کیلومتر به روستای ییلاقی وسکه و روستای مجاور آن مینه رو، منتهی می‌گردد.

در سالهای اخیر در آن آبادی‌ها گورستان‌های باستانی مهمی شناسایی شده. در کاوش‌های باستان شناسی در این منطقه گورهای مختلفی کشف و لایه برداری شده و علاوه بر اسکلت‌های موجود در گورها، اشیایی همچون ظروف سفالی، مهره‌های تزئینی، النگو، ادوات آهنی، خنجر، سر پیکان، تبر و شمشیر که کاملاً اکسیده شده بودند و به دست آمده، بعضی از اسکلت‌ها نیز به دلیل رطوبت شدید متلاشی و امکان جمع‌آوری آن‌ها برای مطالعات بعدی وجود نداشت. قدمت این گورستان‌ها به دوران اشکانی می‌رسد. از آثار ثبت شده ملی پره سر می‌توان به محوطه وسک و محوطه مزگت اشاره کرد.

این منطقه از نظر فسیل شناسی هم بسیار غنی است زیرا عموماً در مناطق کوهستانی سنگها به صورت رسوبی می‌باشند.

مکانهای دیدنی

سلطان برزکوه
آبشار ویسادار
ییلاقات پره سر
پارک جنگلی دکتر درستکار
سواحل دریا
بقعة سلطان برزکوه
مقبرة سید نجم الدین

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

رستم‌آباد، از شهرهاي شهرستان رودبار در استان گيلان ايران است و در 15 کيلومتري رودبار قرار دارد.

جمعيت
براساس سرشماري سال 1385 جمعيت رستم‌آباد (3,234خانوار) برابر با 11,987 نفر بوده‌است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

کومله يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است.
اين شهر با جمعيت 5719 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش کومله شهرستان لنگرود قرار دارد.
کومله شهري سرسبز در 5 کيلومتري شهر لنگرود و در فاصله کمي از چمخاله است که به وفور مي‌توان زمينهاي کشت برنج و چاي را در اطراف آن مشاهده کرد. بيشترين درآمد اين شهر برنج – مرکبات و چاي مي‌باشد .اين شهر از شمال به لنگردو وچمخاله و از جنوب به اطاقور و از مشرق به شلمان و از مغرب به ليلا کوه متصل است. زبان مادري گيلکي و با لهجه ديلماني صحبت مي‌کنند.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

وبَر شهري است در استان گيلان ايران. اين شهر از توابع شهرستان تالش اين استان است. جمعيت چوبر در سال 1385، برابر با 1,481 نفر بوده‌است.

اين شهر در سال 1384 خورشيدي از ادغام پنج روستا تشکيل شد. آبشارهاي کوهستاني از جاذبه‌هاي گردشگري چوبر هستند. طرح هادي شهر چوبر به تصويب رسيده و سه خيابان اصلي شهر در دست بهسازي است.

درصد بالايي از مردم تالش‌تبار اين شهر و چند روستاي ساحلي اطراف به تدريج زبان تالشي را کنار گذاشته و به زبان ترکي آذربايجاني گويشور شده‌اند. اين امر در بخش‌هايي از منطقه تالش‌نشين ايران شامل برخي مناطق در ناحيه‌اي که از شهر هشتپر آغاز مي‌شود و تا آستارا ادامه مي‌يابد مشهود است. در مناطق تالش‌نشين (تالش گشتاسبي) جمهوري آذربايجان نيز همين روند در جريان است. زبان تالشي هنوز در روستاهاي کوه‌پايه‌اي و کوهستاني پيرامون چوبر برتري دارد.
در سال 1387 پديده رانش زمين که پيش از اين در منطقه چوبر بي‌سابقه بود رخ داد.

مکان‌هاي ديدني
تاوا گولي واقع در بالامحله چوبر. اماکن متبرکه امامزاده نرگس خاتون, نه ساله، سيدآباد محله, دروار محله, للکه محله, رود سرا, بازار چوبر, حاج يدالله محله1و2 ,هنري محله, کچيم, خودکار محله, مسجد قباقي, دهقان محله و الکوفي و ييلاقات

در قديم
فرهنگ جغرافيايي ايران ج 2 در مورد چوبر مي‌نويسد: دهي است از دهستان کرگان‌رود شمالي بخش مرکزي شهرستان طوالش. در 37 هزارگزي شمال هشتپر و 3 هزار گزي شمال حويق سر راه شوسه آستارا واقع شده‌است. جلگه و مرطوب است. 1725 تن سکنه دارد. از چشمه و رودخانه آبياري مي‌شود. از محصولاتش غلات، لبنيات، عسل، چاي، گيلاس، سيب و پرتقال است. مردمش به کشاورزي اشتغال دارند. سر راه شوسه 5 قهوه‌خانه و چند دکان دارد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شَلمان يکي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران است. اين شهر در بخش کومله شهرستان لنگرود قرار دارد.

براساس سرشماري سال 1385 جمعيت شلمان (1,716 خانوار) برابر با 5,651 نفر بوده‌است.

شلمان در مسير رودسر – لاهيجان، در شرق استان گيلان واقع شده‌است و متشکل از محله‌هاي: «بالا محله»، «بيجارپشت محله»، «خالجير»، «سيدعلي کيا» و «قاضي محله» , شوره باغ و آباجي محله مي‌باشد.
زبان
مردمان شلمان به «گويش گيلکي شرق گيلان» (لهجه شلماني) صحبت مي‌کنند.

کشاورزي
«دوشنبه بازار» شلمان نيز، نزديک به يک دهه‌است که در روزهاي دوشنبه، به سبک و سياق ساير بازارهاي محلي گيلان، در مرکز اين شهر برگزار مي‌شود. «برنج» محصول عمده شلمان و پرورش کرم ابريشم نيز در آن رونق خاصي دارد.

اراضي شلمان، از نوع اراضي جلگه‌اي استان محسوب شده که به دليل مساعد بودن شرايط اقليمي، خاک‌هاي آبرفتي و دسترسي به منابع آب، مهم ترين کانون فعاليت کشاورزي بوده و عموماً زير کشت محصولاتي از قبيل برنج، چاي، پرورش کرم ابريشم، انواع سبزيها، صيفي و مرکبات قرار دارند.

با بارش باران‌هاي سيل آسا در اواخر شهريور ماه و اوايل پاييز هر سال و طغيان رودخانه, خسارات پر شماري به زمين‌هاي کشاورزي روستاييان و طبيعت و محيط زيست وارد مي‌آيد.

مناطق ديدني
از مناطق ديدني شلمان مي‌توان به باغ فلات (باغ کشاورزي)و مسير رودخانه شلمان رود در خليفه محله آن اشاره کرد.

شلمان رود
رودخانه «شلمان رود» از کوه‌هاي البرز (ناتشکوه) سرچشمه گرفته و با گذر از مناطق کوهستاني و جلگه‌اي، از جمله شلمان، سرانجام به درياي خزر مي‌ريزد. اين رود, شلمان را به دو بخش شرقي و غربي تقسيم کرده‌است. قاضي محله, سيد علي کيا و خالجير در قسمت غربي و مرکز شهر «بازار» , بيجارپشت محل و بالا محله در ضلع شرقي اين رود واقع شده‌اند.

بواسطه رودخانه معروف شلمان رود، روزگاري «صيد ماهي»، يکي از راه‌هاي امرار معاش عده زيادي از اهالي منطقه بوده، اما امروزه با کاهش ماهيان استخواني و غضروفي، صيد تنها برخي از گونه ماهيان، آن هم به صورت تفنني در آن صورت مي‌پذيرد.

اين رودخانه در ورود به جلگه در عرض کمي در بستر آب‌رُفتي عريضي جريان دارد. از حدود چند صد متر بالاتر از پل شلمان، روي محور جاده لنگرود- رودسر، بستر رودخانه تنگ با ديواره نسبتاً بلند است. جنس بستر در اين ناحيه مارن ساحلي است. بعد از اين ناحيه، رودخانه در مسيري از آب‌رفت‌هاي دانه‌ريز، با پيچ‌وخم‌هاي زيادي تا درياي خزر جريان دارد.

پل خشتي شلمان
«خشتِ پلِ شلمان رود» بر سر راه قديم بر روي رودخانه شلمان. از اين پل که ظاهراً 4 دهانه داشته‌است، آثاري در 100 متري جنوب پل بتوني و آهني کنوني، نرسيده به زمين فوتبال شلمان ديده مي‌شود.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر ماکلوان

ماکلوان که به زبان تالشی ماکلان تلفظ می‌شود یکی از شهرهای جدید استان گیلان و مرکز بخش سردارجنگل فومن است که درفاصله ۳۵ کیلومتری رشت و ۱۰ کیلومتری شهرستان فومن و ۲۰ کیلومتری شهرک تاریخی ماسوله قرار دارد. این شهر از پایگاههای اصلی مبارزاتی سردار جنگل، میرزا کوچک خان جنگلی بوده و مردم این شهر و روستاهای توابع به زبان تالشی سخن می‌گویند. جنگ ماکلوان اولین نبرد مسلحانه جنگلیها با قوای روسیه و آغازی بر نهضت جنگل بود.

شهر ماکلوان در خرداد ماه سال ۱۳۹۱ از تجمیع ۲روستای ماکلوان پایین و ماکلوان بالا مرکز بخش سردار جنگل به عنوان شهر ماکلوان به تقسیمات کشوری افزوده شد.

شهر ماکلوان در دامنه و بین کوههای سیاه کوه و برزه کوه و در دو طرف ماسوله رودخان با مزارع و باغهای چای قرار داردو از نقاط توریستی استان گیلان محسوب می‌شود. ماکلوان در نقطه میانی بین شهر مجسمه‌ها فومن و دژ تاریخی قلعه رودخان و شهرک پلکانی ماسوله قرار دارد. این شهر ازغرب به مناطق تنیان صومعه سراوماسال، از شرق به دهستان گشت وقلعه رودخان و شفت از جنوب به ماسوله وطارم وخلخال و از طرف شمال به شهر فومن ودهستان لولمان محدود می‌شود. ییلاق‌های این شهر از جمله ییلاق گردسوئه گسکره(گردسایه)وییلاق کوربار از نقاط خوش آب وهوا وبسیار زیبای گیلان محسوب می‌گردد.

شهر ماسوله

شهرک تاریخی وپلکانی ماسوله که به زبان ساکنین آن موسله تلفظ می‌شود، یکی از نقاط خوش آب وهوای بخش سردارجنگل است که در ارتفاع ۱۰۵۰ متری قراردارد این شهرک هرساله پذیرای هزاران گردشگر است مردم با فرهنگ ماسوله مانند مردم بخش سردارجنگل به زبان تالشی سخن می‌گویند. این شهرک در فاصله ۲۰ کیلومتری شهر ماکلوان قرار دارد جمعیت ساکن وثابت ماسوله۸۰۰ نفر است و چند برابر ساکنین ثابت در شهرهای بزرگ ساکن هستند.
ماسوله رودخان

ماسوله رودخان که به زبان تالشی موسله رخون خوانده می‌شود. از رودخانه‌های زیبای گیلان است که بخش سردارجنگل را در دوطرف خود دارد. این رودخانه طبیعتی وحشی دارد وبه سبب عدم کنترل ومهار آن در سیلابهای سال‌های اخیر خسارت جانی ومالی سنگینی بر منطقه وارد کرده‌است که مهار وکنترل آن از نیازهای اساسی شهر ماکلوان است. این رودخانه از ارتفاعات ماسوله ودیگر کوههای بخش سردارجنگل از ارتفاعات ۳۰۰۰ متری سرچشمه می‌گیرد ودر (چو مثقال) وارد تالاب انزلی می‌شود.
اقتصاد وصنایع

شهرک صنعتی سردار جنگل در این بخش قرارداردو بیش از پنجاه واحد تولیدی داردکه فقط نیمی از آن واحدها در حال تولید هستند. شغل اصلی بیشتر مردم این شهر کشاورزی ودامداری است و محصولات لبنی و برنج وچای ودام وطیورآن معروف است. در ناحیه کوهستانی پرورش ماهیان سردآبی (قزل آلا) ودر ناحیه جلگه‌ای ماهیان گرم آبی هم رایج است، بدلیل توریستی بودن منطقه جمع زیادی از اهالی در اقامتگاها وسفره خانه‌ها وهتل‌ها وخدمات دیگر گردشگران فعال و امرار معاش دارند، درگذشته صنعت ابریشم دراین منطقه چشمگیر بوده که درحال حاضر با رکود مواجه‌است. دامدارن سنتی هرساله همراه دام‌های خود به رسم اجدادی درفصل گرم به ییلاقها ودر فصل سرد به قشلاق کوچ می‌کنند. تعدادی زیادی از جوانان بدلیل تحصیل و شغل اداری وتجاری از شهربه طورموقت خارج شده ودر شهرهای بزرگ ایران اقامت دارند.
وجه تسمیه

برخی از پیران براین باورند که ماکلان ، در روزگار باستان ، کوههای ماکلوان به سبب پوشش انبوه درختان جنگلی ، جایگاه ویژه ای به منظور تهیه سوخت متداول (ذغال ) داشت و صدها کوره ذغال گیری که به زبان تالشی به آن کوره ها کل و کارکنان آن را کلَه واشن می گفتند وجود داشت و ذغال یکی از محصولات عمده ماکلانیها بود و در تاریکی شب ، نور شعله های آتش کوره ها از سیاه کوه ماکلوان (که نام سیاه کوه هم به جهت درختان انبوه آن روزها نوربه زمین کوه نمی رسید نمی رسیدوتاریک چون سیاهی شب بود ،سیاه کوه نام گرفته بود ) از چَکنا تا معدن که شکل هلالی دارد ، نور کل ها درشب ، ازدور به شکل ماه دیده میشد و نام ماکلان (ماه +کِلون )برگرفته از آن است که تدریجا به ماکِلان شهرت یافت ودر یکصد سال اخیر نامش به نادرستی فارسی ساز شده است و به صورت رسمی ماکلوان ثبت شده است که تلاشهایی در حال انجام است که این دیار کهن به نام اصلی خود ماکِلان برگردانده شود .

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر کرمانشاه

کِرْمانْشاهْ نهمین شهر پر جمعیت و یکی از کلان‌ شهرهای ایران و مرکز استان کرمانشاه در ایران می‌باشد که دارای جمعیتی بالغ بر۸۸۴،۷۰۶ نفر و مساحت ۹۳٬۳۸۹٬۹۵۶ متر مربع است. شهر کرمانشاه بزرگترین شهر کردنشین و مهمترین شهر در منطقهٔ مرکزی غرب ایران است. کرمانشاه از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران به شمار می‌رود و پیدایش آن به سده چهارم میلادی باز می‌گردد و از آن دوران تا حمله اعراب به ایران به عنوان دومین پایتخت ساسانیان مورد توجه حکومت بود. در دوران سلجوقیان در قرن یازدهم میلادی کرمانشاه به عنوان شهر ارشد کردستان انتخاب شد. در قرون وسطی شهر کرمانشاه یا قرمیسین در حکم یکی از نواحی چهارگانه عراق عجم شناخته می‌شد. در آن زمان اغلب اوقات ایالت جبال را عراق عجم می نامیده‌اند تا با عراق عرب اشتباه نشود که به طور تقریبی نیز با ناحیه ماد باستانی مطابقت داشت. با گذشت یازده سده از حملهٔ اعراب به ایران، این شهر در دوران قاجار دوباره شکل شهرنشینی خود را باز یافت و به‌دلیل قرارگرفتن در چهارراه دو محور شمال به جنوب و خاور به باختر و نیز همسایگی با کشور عراق و واقع‌شدن بر سر راه شهرهای زیارتی کربلا و بغداد از اهمیت بسیاری برخوردار است.این شهر در جنبش مشروطه سهمی به سزا داشت و در جنگ جهانی یکم و دوم به تصرف نیروهای بیگانه در آمد و پس از پایان جنگ تخلیه شد. همچنین این شهر در جنگ ایران و عراق، خسارت‌های زیادی دید.

شهر کرمانشاه از شمال به کوه فرخشاد، از شمال باختری به کوه طاق‌بستان و از جنوب به سفید کوه ختم می‌شود و یکی از شاهراه‌های ارتباطی خاور و باختر و کهن‌ترین راه گذر از ایران به میان‌رودان است.

شهر کرمانشاه دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است. در سده چهارم میلادی شهر کرمانشاه که در آن دوران روستای خوش آب و هوایی بود به عنوان دومین اقامتگاه پادشاهی ساسانیان برگزیده شد. در دوران ساسانیان باغ‌های بزرگی در این منطقه ساخته شد و تا مدت‌ها مکان خوش‌گذرانی شاهان ساسانی بوده‌است.

کرمانشاه مرکز کشاورزی ایران است و بیشتر درآمد اقصادی این شهر نیز از این راه‌است. همچنین میزان صادرات مواد خوراکی، مصالح ساختمانی و صنایع دستی کرمانشاه در ۳ ماه نخست سال ۱۳۸۸ در مجموع ۹٪ از صادرات کل کشور را شامل می‌شود.

پیشینه نام کرمانشاه

کرمانشاه در دوره‌های مختلف دارای نام‌های مختلفی بوده که معمولاً با تغییر از حکومتی به حکومتی دیگر صورت می‌گرفته‌است، در قدیمی‌ترین شکل خود اولین بار در دوران باستان و در زمان فرمانروایی کاسی‌ها کرمانشاه را با نام الیپی می‌خوانند و در دوران هخامنشیان از کرمانشاه با نام‌های کامبادن، کارمیسین، کارمیشین، کرمینشان و غیره یاد می‌شود.

پس از اسلام، اعراب نام کرمانشاه را به قرمسین تغییر دادند و در دوره‌های بعدی کرمانشاه با نام کرمانشاهان و کرمانشاه خوانده می‌شد. نام کرمانشاه پس از پیروزی انقلاب ۵۷ به قهرمانشهر و چندی بعد به باختران تغییر پیدا کرد؛ ولی از آن‌جایی که این امر با اعتراضات گستردهٔ مردم همراه شد، در نتیجه چندی بعد با تلاش‌های اسماعیل ططری و با تصویب قانونی نام شهر به نام قدیمی خود تغییر یافت.
نام کرمانشاه در افسانه‌ها

در افسانه‌ها بنای شهر کرمانشاه را بدست طهمورث دیوبند پادشاه افسانه‌ای پیشدادیان بیان کرده‌اند.
باورها در مورد نام کرمانشاه

در مورد نامگذاری کرمانشاه باورهای متفاوتی است، عده‌ای نام کرمانشاه را به بهرام چهارم منسوب می‌دانند که در سدهٔ سوم تا چهارم میلادی پادشاه شهر کرمان بوده و پس از تأسیس کرمانشاه این شهر را با نام او می‌خوانند.

تاریخ باستان
کرمانشاه که در میانه‌های رشته کوه زاگرس قرار دارد به دلیل وضعیت آب و هوایی، کوهستانی بودن و وجود پناهگاه و غارهای طبیعی همواره مورد توجه انسان‌های عصر سنگ بوده‌است.

کرمانشاه از لحاظ بقایای سکونت‌های پیش از تاریخ، یکی از مناطق بسیار غنی و مهم در ایران و غرب آسیا است. قدیمی‌ترین آثار سکونت بشر در کرمانشاه مربوط به دورهٔ دیرینه‌سنگی است که شامل چند تبر دستی سنگی است که در منطقهٔ گاکیه و غرب هرسین یافت شده‌است.این آثار دست‌کم حدود ۲۰۰ هزار سال قدمت دارند. آثار مهمی از دوران عصر سنگ در غارهای کرمانشاه کشف شده‌است که بیشترشان مربوط به دوره‌های میان‌سنگی و نوسنگی است.

مردم کرمانشاه در دوران باستان بسیاری از نخستین‌های تاریخ را به نام خود ثبت کرده‌اند؛ نخستین انسان‌هایی که در حدود ۹ هزار سال پیش با گرم شدن زمین غارنشینی را ترک کرده و به زندگی یکجانشینی روی آورده‌اند ساکنان این بوم بوده‌اند که نخستین خشت خام را تولید و در ساخت خانه و صنعت از آن استفاده کرده‌اند. و نخستین روستای خاورمیانه در دروان نوسنگی از ۹۸۰۰ ق. م تا ۷۴۰۰ ق. م در این مکان شکل گرفته‌است. کرمانشاهیان در دروان باستان با اختراع سفال نخستین انسان‌هایی بودند که رو به فعالیت‌های صنعتی آوردند و آثار زیادی از دوران پیش از تاریخ در کرمانشاه یافت شده‌است.

موقعیت

شهر کرمانشاه از شمال به کوه فرخشاد، از شمال غربی به کوه طاق بستان و از جنوب به سفید کوه منتهی می‌شود که در قسمت مرکزی استان کرمانشاه با موقیعت ۴۷ درجه و ۴ دقیقهٔ شرقی و ۱۹ درجه و ۳۴ دقیقهٔ شمالی قرار دارد و دارای ۲۴۵۰۰ کیلومتر مربع گستردگی و ارتفاع ۱۲۰۰ متر از سطح دریا است. کرمانشاه یکی از شاهراه‌های ارتباطی شرق و غرب و قدیمی‌ترین راه عبور زائران عتبات عالیات است که به همین سبب تاثیرات فرهنگی و معنوی برجا گذارده‌است.کرمانشاه در دروازه زاگرس قرار دارد. رشته کوه زاگرس که فلات ایران را از سرزمین‌های همسایه جدا کرده‌است در مسیر کرمانشاه، به دشت‌های وسیع و کوه‌های عمدتاً مجزا و دره‌های وسیعی منتهی می‌شود که از قدیم برای رسیدن به میان‌رودان مورد استفاده قرار گرفته‌است.

فاصلهٔ زمینی شهر کرمانشاه در شرایط مطلوب تا بغداد، ۳۹۰ کیلومتر، تا تهران، ۵۹۰ کیلومتر از اتوبان ساوه و ۵۱۰ کیلومتر از اتوبان قم، تا مرز خسروی (مرز ایران و عراق) در حدود ۲۰۰ کیلومتر و فاصلهٔ هوایی آن تا تهران ۴۱۳ کیلومتر است.
آب و هوا

شهر کرمانشاه دارای اقلیم معتدل کوهستانی است. در قرن چهارم میلادی شهر کرمانشاه که در آن دوران روستای خوش آب و هوایی بود به عنوان دومین اقامت گاه سلطنتی ساسانیان انتخاب شد. در دوران ساسانیان باغ‌های بزرگی در این منطقه ساخته شد و تا مدت‌ها مکان تفریحی شاهان ساسانی بوده‌است. در دوران اسلامی نیز بارها شهر کرمانشاه را شهری خوش آب و هوا توصیف کرده‌اند که در آن آب‌ها جاری است و درختان و میوه جات فراوان دارد و کالاها در آن ارزان‌اند.ابن فقیه در کتاب البلدان که در سال ۲۹۰ هجری نگاشته‌است در مورد کرمانشاه می‌نویسد:

او-قباد- از مداین تا رود بلخ در همه راه هیچ سرزمینی که هوایش از کرمانشاهان تا گردنه همدان-اسدآباد- خوش‌تر و آبش گواراتر و نسیمش لذت بخش‌تر باشد نیافت این بود که قرمسین را ساخت.

بیشترین ساعات آفتابی کرمانشاه به ۲۹۹۹ ساعت می‌رسد، بیشترین ساعات آفتابی در ماه‌های تیر و مرداد و کمترین آن در ماه‌های دی و بهمن است. موقعیت اقلیمی و اکولوژیک استان کرمانشاه با توجه به میزان متوسط بارندگی و رطوبت نسبی سالیانه به نحوی است که دامنه کوه‌ها و دشت‌های آن عموماًٌ پوشیده از جنگل و مرتع بوده و در پاره‌ای از نقاط نیز زمین‌های زارعی آبی و دیمی است. میانگین دمای سالانهٔ شهر کرمانشاه درحدود ۱۴سانتی‌گراد و میزان بارش سالانهٔ این شهر ۴۵۶٫۸ میلی‌متر است.

اقتصاد

کرمانشاه مرکز کشاورزی ایران است و بیشتر درآمد اقصادی کرمانشاه از این راه‌است. در حوزهٔ شهرستان کرمانشاه دو شهرک صنعتی وجود دارد که بیش از ۲۵۶ واحد صنعت و تولیدی در آن احداث شده‌است. این شهرستان به لحاظ نیروی کار ارزان می‌تواند فعالیت صنعتی چشم گیر ی داشته باشد. میزان صادرات مواد غذایی، مصالح ساختمانی و صنایع دستی کرمانشاه تنها در ۳ ماه نخست سال ۱۳۸۸ مجموع ۹ درصد از صادرات کل کشور را شامل می‌شود. بازارچهٔ مرزی پرویز خان سال ۱۳۸۷ رتبهٔ اول فعالیت را میان بازارچه‌های مرزی کشور کسب کرد. در شش ماه اول سال ۱۳۸۷ بیش از ۲۳۸٬۶۵۲ تن کالای غیرنفتی به ارزش ۱٫۵۳۱ میلیون دلار را از مبادی‌های خروجی استان کرمانشاه صادر شد و همچنان مقام اول صادرات به کشور عراق و مقام هشتم صادرات کشور ایران را به خود تخصیص داد. مهمترین کارخانه‌های شهر کرمانشاه عبارتند از: کارخانه‌های قند، پالایشگاه کرمانشاه، پالایشگاه نفت آناهیتا، مجتمع پتروشیمی کرمانشاه، کارخانه سیمان غرب، کارخانه سیمان سامان، کارخانهٔ اسید سیتریک کرمانشاه (تنها کارخانهٔ اسید سیتریک خاورمیانه).
شرکت پالایش نفت کرمانشاه

در سال ۱۳۰۱ وجود نفت خام به مقدار کافی در غرب ایران به اثبات رسید و از این زمان فعالیت استخراج و پالایش بااحداث شرکت پالایش نفت کرمانشاه که در آن زمان «پالایشگاه کرمانشاه» نام داشت شروع گردید.

شرکت پالایش نفت کرمانشاه با توجه به آن که پس از گسترش شهر کرمانشاه در مرکز شهر قرار گرفت ولی یکی از واحدهای صنعتی سبز صنعت نفت با ۱۲۶ هزار متر مربع فضای سبز است.

فرودگاه بین‌المللی

فرودگاه بین‌المللی اشرفی اصفهانی به عنوان استانداردترین و مهم‌ترین فرودگاه غرب کشور مورد استفاده قرار می‌گیرید.

پروازهای خارجی:دبی، دمشق، جده، سلیمانیه.

پروازهای داخلی: تهران، مشهد، کیش، بندرعباس، کرمان، شیراز، عسلویه، ساری.
راه آهن

در سال ۱۳۵۵ مطالعات برای احداث راه آهن کرمانشاه انجام شد و انجام این عملیات با شروع جنگ ایران و عراق اجرایی نشد و پس از آن نیز این پروژه تا مجلس ششم به فراموشی سپرده شد، پروژهٔ راه آهن کرمانشاه در سه فاز انجام می‌شود. فاز اول اراک-ملایر، فاز دوم ملایر-کنگاور و فاز سوم کنگاور-کرمانشاه. عملیات ساخت این پروژه در سال ۱۳۸۰ آغاز شدو قرار بود در سال ۱۳۸۵ تکمیل شود، اما عملیات اجرایی دوباره راه آهن کرمانشاه در سال ۱۳۸۵ آغاز شد و عنوان شد که این پروژه در سال ۱۳۸۷ تکمیل می‌شود.این در حالی است که در سال ۱۳۸۸ فاز دوم پروژه هنوز آغاز نشده بود. یکی از دلایل عقب ماندن این طرح اختصاص دادن بودجه طرح‌های ریلی کشور از جمله راه آهن کرمانشاه به طرح راه آهن بافق-مشهد بوده که با این کار پروژهٔ بافق-مشهد چهار سال زودتر از موعد مقرر تمام شد. ساخت این پروژه تا پایان سال ۱۳۹۰ به کرمانشاه و تا پایان سال ۱۳۹۲ به مرز خسروی و به راه آهن خانقین عراق متصل می‌شود. با این حال پایان این پروژه در زمان تعیین شده بعید به نظر می‌رسد.
قطار شهری

در ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۸۶ خط ریلی کرمانشاه به طول ۱۴ کیلومتر در شورای عالی هماهنگی ترافیک به تصویب رسید و در ۱۵ تیر ماه ۱۳۸۷ سازمان قطار شهری کرمانشاه تأسیس شد. این خط قطار شهری شامل ۱۱ ایستگاه می‌شود و میدان فردوسی را به میدان طاق بستان متصل می‌کند که این پروژه در پنج سال به پایان می‌رسد.عملیات احداث خط قطار شهری کرمانشاه در سال ۱۳۸۸ به منوریل تغییر کاربری داد و مقرر شد در برخی از قطعات مسیر به صورت زیر زمینی و در برخی دیگر به صورت هوایی برای حمل مسافران استفاده شود. به این ترتیب هزینه اجرای این پروژه پنجاه درصد کاهش می‌یابد و عنوان شده‌است که به دلیل «تفکر مهندسی و اصلاح الگوی مصرف» قطار شهری کرمانشاه به منوریل تغییر یافته‌است.

آثار تاریخی

کرمانشاه پیش از اسلام یکی از شهرهای مهم ایران به شمار می‌رفت و پس از اسلام بارها توسط اعراب مورد حمله قرار گرفت؛ مسعر ابن مهلهل که در قرن چهارم از کاخ‌های باستانی شاهان ایران در کرمانشاه دیدن کرد و شرح ویران کردن آن توسط اعراب را نوشته‌است. گرچه این مساله با توجه فاصله زمانی مسعر ابن مهلهل از صدر اسلام مورد تردید است؛ مخصوصا با توجه به اینکه کرمانشاه – که اعراب آن را قرمیسن می‌خواندند- در زمان بنی عباس شهری آباد و معمور بوده است.

جاذبه‌های تاریخی پیش از اسلام شهر کرمانشاه بیشتر آثار باقی‌مانده از دوران ساسانیان است که سرآمد آنها طاق بستان است که به گونه‌ای نماد شهر کرمانشاه هم به حساب می‌آید و در پایین تر از محوطهٔ تاریخی طاق بستان و شهر تاریخی کامبادنه منطقه‌ای به نام شکارگاه خسروپرویز وجود دارد که در زمان خسروپرویز برای شکار تفریحی کاربرد داشته‌است که در نقش برجسته‌های طاق بستان این شکارها به تصویر کشیده شده‌اند. سنگ‌نبشته بیستون نیز از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو، در دامنه کوه بیستون قرار دارد.
طاق بستان

طاق بستان مجموعه‌ای از سنگ‌نگاره‌ها و سنگ‌نبشته‌های دورهٔ ساسانی است که در شمال غربی کرمانشاه واقع شده‌است. این مجموعه در قرن سوم میلادی ساخته شده‌است و ارزش هنری و تاریخی زیادی دارد. چند صحنه تاریخی از جمله تاج‌گذاری خسرو پرویز، تاج‌گذاری اردشیر دوم، تاج گذاری شاهپور دوم و سوم و همچنین چند سنگ‌نوشته (کتیبه) به خط پهلوی کتیبه‌ای در آن کنده‌کاری شده‌است. ۰

سنگ‌ نبشته بیستون یا کتیبه بیستون، از آثار دوره هخامنشیان واقع در سی کیلومتری شهر کرمانشاه در دامنه کوه بیستون است. سنگ‌نبشته بیستون یکی از مهمترین و مشهورترین سندهای تاریخ جهان و مهمترین متن تاریخی در زمان هخامنشیان است که شرح پیروزی داریوش بزرگ را بر گوماته مغ و به بند کشیدن یاغیان را نشان می‌دهد. این اثر از سال ۲۰۰۶ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.
آثار تاریخی دورهٔ قاجار

بیشتر بناهای تاریخی پس از اسلام شهر کرمانشاه بیشتر مربوط به دورهٔ قاجار می‌شوند، زمانی که شهر کرمانشاه به دلیل موقعیت خود مورد توجه قرار می‌گیرد، این بناها که در نزدیکی بازار کرمانشاه و محلهٔ فیض آباد؛ محلهٔ قدیمی شهر قرار دارند شامل مسجدهای قدیمی، تکایا و خانه‌های قدیمی هستند، بازار کرمانشاه که در دوران پهلوی به چهار قمست تقسیم شده‌است بیشتر این بناها را در خود و مناطق اطراف خود جای داده‌است، که شامل تکیه معاون الملک، مسجد عمادالدوله، مسجد جامع کرمانشاه، مسجد جامع شافعی، تکیه بیگلربیگی، مسجد حاج شهباز خان، مسجد شاهزاده، مسجد دولتشاه، خانه خواجه باروخ و غیره می‌شوند.

تکایای شهر کرمانشاه و اکثر مساجد تاریخی این شهر مربوط به دوران قاجار و پهلوی اول می‌باشند و معماری قدیمی شهر نیز در این حال و هوا فرو رفته‌است. تکیه معاون الملک معروفترین ترین اثر از دوره قاجاریه در شهر کرمانشاه‌است که که کاشی‌های منحصربه‌فردش آن را از دیگر تکایا متمایز می‌کند. این بنا در بافت قدیمی شهر در محلهٔ آبشوران بنا شده‌است که به دستور حسین خان معین الرعایا در سال ۱۳۱۵ هجری قمری ساخته شده‌است. شهر کرمانشاه هم اکنون دارای ۷۶ باب مسجد و ۱۱ باب کانون فرهنگی و ۸ کتابخانه عمومی است.
گردشگاه‌ها

پارک جنگلی طاق بستان که در شمال شرقی شهر کرمانشاه قرار دارد شامل کوهستان‌ها، چشمه‌ها، فضای سبز، دریاچه‌های مصنوعی، مجموعه نقش برجسته‌های ساسانی و شکارگاه خسرو پرویز می‌شود که به دلیل آب و هوای معتدل مورد توجه پادشاهان ساسانی قرار گرفته‌است و از آن به عنوان شکارگاه سلطنتی استفاده کرده‌اند که امروزه به دلیل امکانات تفریحی و آثار تاریخی یکی از پر جاذبه‌ترین مناطق کرمانشاه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

همچنین غار پرآو بزرگترین غار عمودی دنیا و دومین اثر طبیعی ملی کرمانشاه، از مکان‌های مهم برای غارنوردی است که هر ساله غارنوردان داخلی و خارجی زیادی را راهی کوه پراو می‌کند.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر نوسود

نوسود یکی از شهرهای استان کرمانشاه در غرب ایران است. این شهر مرکز بخش نوسود شهرستان پاوه است.

فاصله نوسود تا پاوه حدود ۴۵ کیلومتر است و در شمال باختری آن واقع شده‌است.

شهر کوچک مرزی نوسود ۸۰ سال پیش مقر حکومت جعفر سلطان (یکی از خوانین اورامان) بود. مردم نوسود به گویش اورامی سخن می‌گویند. نوسود در بهمن ۱۳۵۹ با حمله ارتش عراق اشغال شد و در ۲۴ اسفند ۱۳۶۶ از دست عراقیان آزاد شد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر میانراهان

میانراهان یکی از شهرهای استان کرمانشاه در غرب ایران است.

این شهر که مرکز بخش دینوَر شهرستان صحنه است. در سال ۱۳۷۵، جمعیتی برابر با ۱۴۶ نفر داشت.

میانراهان بر سر راه بیستون به سنقر قرار دارد و از دیدنی‌های آن پل میانراهان است که بر روی رودخانه دینورآب قرار دارد و بنای اصلی آن منسوب به دوره صفوی است. در سال‌های اخیر پل بتونی جدیدی نیز در زیردست پل میانراهان ایجاد شده‌است.

شاخه چهارم رود دینورآب در میانراهان به این رود می‌پیوندد. پس از گذر از پل میانراهان در دهکده برناج، آب برناج به رود دینورآب اضافه شده و با پیوستن آب نوژی‌وران به آن، دینورآب اصلی را شکل می‌دهد.
در قدیم

در فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵ آمده‌است: میانراهان دهی است از دهستان دینور بخش صحنه شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۲۲ هزار گزی شمال باختری صحنه با ۳۰۰ تن سکنه. آب آن از رودخانه و راه آن ماشین‌رو است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر گهواره

گهواره یکی از شهرهای استان کرمانشاه در غرب ایران و یکی از دوشهر شهرستان دالاهو است. فاصله آن تا شهر کرمانشاه مرکز استان ۹۰کیلومتر می‌باشد و در تاریخ۱۳۷۹/۰۳/۱۱ از سوی وزارت کشور به شهر تبدیل شد. مردمان قلخانی این منطقه از (هفت ماله بان سیری ایوان) ایل کلهر ایوان غرب می‌باشند. گهواره مرکز بخش گهواره می‌باشد که بنا به آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت کل بخش گهواره۲۰۷۸۶نفر می‌باشد
جمعیت گهواره

بر طبق آمار رسمی مرکز امار ایران در سرشماری سال 1385 بخش گهواره با 4600خانوار دارای جمعیتی بالغ بر20هزار نفر است که از این مقدار10015نفر مرد و10561نفر زن هستند .

مشاغل و فعالیت مردم

اکثریت مردم ان کشاورز بوده و این شهر دارای باغات زیادی می‌باشد که عمدتاً سیب می‌باشد و دارای شهرت خاص خود است و نخود و گندم از محصولات عمده‌ای است که در زمینهای کشاورزی ان کشت می‌شود سیب گلاب و لبنانی عمده ترین نوع سیب موجود در گهواره می‌باشد. در خشکسالی‌های اخیر میزان باغ‌های گهواره به کمتر از نصف رسیده‌است. سال هاست (بیش از سی سال) که پروژه احداث سد در دست اقدام می‌باشد اما تا کنون به انجام نرسیده‌است.
آب و هوا

اب و هوای گهواره از نوع مدیترانه ای می باشد
زبان و لباس

مردم شهر گهواره به زبان کردی تکلم می کنند و لباس مردم ان نیز کردی است.
دستاورد و موسیقی

گهواره مهد تنبور سازی با شهرت جهانیست. ساز “تنبور” قدیمی ترین ساز مضرابی ایران است که با توجه به نقوش سنگی به جا مانده، حکایت از قدمتی چند هزار ساله دارد. تنبور یکی از پرطرفدارترین و پرمخاطب ترین سازهای موسیقی نواحی ایران است و حوزه اصلی رواج این ساز استان کرمانشاه و دو منطقه صحنه و گهواره‌است. جذابیت این ساز، به دلیل ماهیت اجرای مقام‌ها و جنبه عرفانی و معنوی به تدریج پا را از دایره ایران فراتر برده و در اروپا و آمریکا نیز، به این ساز و اجرای آن توجه و رویکرد فراوان شده‌است. زبردست ترین استاد تنبورسازی آقای اسدالله فرمانی هم در این شهر اقامت دارند که تنبورهای دست سازه ایشان در موزه‌های بزرگ و معروف فرانسه جای دارند. گهواره همواره مسکن بزرگان تنبور نواز بوده‌است.سید محمود علوی، کاکی اله مراد حمیدی، استاد چنگیز فرمانی، استاد خسرو نظری، سید ولی حسینی، استاد طاهر یارویسی و سید تیمور مهرابی را از این میان می‌توان نام برد.
بافت شهر

اکثر بافت شهر از لحاظ ساختمانی در قسمت سنتی آن واقع شده است.که ساختمانهای این نواحی متشکل از گل و چوبو سنگ و خشت است که به تدریج و با گذر زمان جای خود را به ساختمانهایی با مصالح و طرحهای جدید می دهند

بابااسکند و درخت دوازده امام

یکی از درختان مقدس قدمگاه در این شهر، درخت «منزل باوه اسکندر» است. در قبرستان شهر گهواره، درخت «وزم» کهن‌سالی وجود دارد که مردم آن را منزل «باوه اسکندر» می‌نامند و آن را متبرک می‌دانند. ومردم با هزینهٔ خود، اطراف این درخت را دیوارکشی کرده‌اند و معمولاً در مناسبت‌های مختلف در آنجا مراسم برگزار می‌کنند درخت «منزل دوازه ایمام» نیز از درختان مقدس قدمگاه در استان کرمانشاه است. در شهر گهواره نزدیک جم خانه شهر، محلی وجود دارد که در آن، چنار کهن‌سالی وجود دارد که مردم به آن معتقدند و آن را مقدس می‌گمارند. مردم منطقه آنجا را قدمگاه یا منزل دوازده امام می‌دانند و بر این باورند که دوازده امام از آنجا عبور کرده‌اند. معمولاً مردم این مناطق زمانی که مراسم یا نذری داشته باشند، به این محل می‌آمدند و اغلب قربانی می‌کردند.

مناطق و محلات

-از مهمترین محلات این شهر می‌توان به باندومان محله بنیاد شهید-کانی زاله-گا کش و… اشاره کرد در گهواره به علت وسعت باغات این شهر آنهارا به محلات جداگانه ای تبدیل کرده اند
باغ های گهواره

گستره باغهای گهواره به قدری است که آنها را به محلات مختلف تقسیم بندی نموده اند از جمله”بان کولمانان.ذغال سنگ-زلناو-دیمانی و…

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر گیلانغرب

شهرستان گیلان غرب در غرب استان کرمانشاه بین ۳۳ درجه و ۴۹ دقیقه تا ۳۴ درجه و ۲۸ دقیقه عرض شمالی و ۴۵ درجه و ۵۱ دقیقه تا ۴۶ درجه و ۳۷ دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ واقع شده‌است. این شهرستان از شمال به شهرستانهای سر پل ذهاب، و قصر شیرین از جنوب به شهرستان ایوانغرب، از شرق به شهرستان اسلام آباد غرب و از غرب به شهرستان قصر شیرین محدود می‌شود. ارتفاع این شهرستان ۸۰۰متر از سطح دریا می‌باشد. فاصله گیلان‌غرب تا تهران ۷۰۰ کیلومتر، تا مرکز استان ۱۴۰ کیلومتر، تا شهرستان اسلام آباد ۹۰ کیلومتر، با شهرستان قصر شیرین ۵۲ کیلومتر، با سر پل ذهاب ۵۰ کیلومتر و با مرکز استان ایلام ۱۲۰ کیلومتر می‌باشد.

دهستان چله از دو راهی ایوانغرب گیلانغرب آغاز می‌گردد وتا ۵کیلومتری شهر گیلانغرب ادامه دارد. از جمله روستاهای مسیر چله می‌توان به سه گانه کلاه دراز اشاره کرد که در۱۵ کیلومتری شهر قرار دارد.علیا، وسطی وسفلی سه قسمتی هستند که الان تقریبا به هم متصلند وکلاه دراز واحد را به وجود آورده‌اند

نام و پیشینه

در باره تاریخ پیدایش شهر اطلاعات کامل و جامعی در دست نیست اما بنابر اظهار نظر بزرگان از اواخر دوره قاجار این منطقه دارای تجمع سکونت و شهرداری بوده‌است اما سرزمین گیلان غرب از گذشته‌های بسیار دور به عنوان یکی از مراکز زندگی ایلی بشمار می‌آمده‌است.این شهرستان با شهرستان ایوانغرب در استان ایلام از لحاظ گویش و فرهنگ مردم شباهت بیشتری دارد. نام قدیم این شهرستان امله می‌باشد . که پس از بازدید رضا خان از این منطقه به دلیل وجود رود خانه‌ها و همچنین چشمه‌های فراوان و سرسبزی این منطقه دستور داد نام آن را به گیلان غرب تغییر دهند. شهر گیلان غرب به دلیل وجود درختچهٔ مورت که یکی از درختچه‌های مقدس درایران باستان است از دیرباز محل عبادت زردشتیان بوده‌است . به گونه‌ای که تازگی‌ها قصر و عبادتگاهی در شهر گیلان غرب از دل خاک بیرون کشیده شده‌است که به نظر می‌رسد مطعلق به دورهٔ ساسانیان است.

شهرستان گيلانغرب، داراي دو بخش مركزي و گواور در شهر گيلانغرب و سرمست و باتعداد 203 روستا يكي از شهرستانهاي استان كرمانشاه محسوب كه در غرب استان كرمانشاه واقع شده است و نيز داراي مقدار 39339 هكتار زمين مزروعي كه شامل 32939 هكتار ديم و 6400 هكتار آبي و 420 هكتار باغات و 216000 هكتار مراتع مي باشد كه اين يكي از قطبهاي اقتصادي بويژه در بخش كشاورزي محسوب مي شود اين شهرستان داراي آب و هوايي معتدل بوده و به علت تنوع آب و هوايي در فصول سال داراي خاك حاصلخيز و هواي خوب و آب فراوان مي باشدو محصولات عمده كشاورزي آن عبارتند از گندم ، ذرت ، جو- نخود ، چغندر قند،آفتابگردان و صيفي كاري است . در بخش دام به علت وجود مراتع غني و فرهنگ عشايري، منطقه بصورت سنتي بيش از 450 هزار رأس دام داراست كه بخش عمده اي از فراورده هاي دامي استان در كشور را تأمين مي نمايد كه علاوه بر اين داراي معادن غني گچ و زغال سنگ و غيره … مي باشد.بخش تاريخي : گيلانغرب از نظر تاريخي یک از شهرستانهای با سابقه و تاثیر گذار به شمار میرود که وجود تپه باستانی قلعه( قلا) در مرکز شهر ، آثار باستانی تازه کشف شده در پشت کاسه سد مخزنی گیلانغرب، قلعه تازه حفاری شده چشمه سراب گیلانغرب و در نهایت مرکزیت ایل قدرتمند کلهر از ویژگی ها و برجستگی های این شهرستان میباشد که که نشان از قدمت و نقش موثر مردمان این دیار در تحرکات منطقه ای و فرا منطقه ای میباشد. ایل کلهر در دوران مشروطیت اوج اقتدار خویش را نشان داده است که شرح کامل این مسائل در کتاب ایل کلهر در دوره مشروطیت تالیف : علیرضا گودرزی انتشارات کرمانشاه آمده است. در جنگ دوم جهاني و تقریبا در سال 1320 ه.ش شهرستان گیلانغرب توسط ارتش انگليس بصورت موقت اشغال گرديد و خاطره آمدن انگلیسی ها هنوز در بین افراد مسن و معمر منطقه بیان میگردد حتی برخی از افراد مسن برای مشخص نمودن سن و سال خود به این حادثه اشاره دارند. از لحاظ ابنيه تاريخي شهر گیلانغرب نظير تپه قلعه در مركز شهر و دخمه فرهاد یا همان فرای کن در دشت ديره قلعه مهره نگار که متعلق به دوران ساسانی است ، آثار حاشیه ارتفاع عمله قویت و…مي باشد.بخش فرهنگي – مردم گيلانغرب داراي دين اسلام و مذهب شيعه شامل 95% و 5% فرقه اهل حق (در دهستان حیدریه گواوور ) است.زبان مردم این سامان کردی کلهری است که با کردی کرمانشاهی نزدیکی بیشتری دارد جو حاكم در منطقه فرهنگ قبيله و عشیره ای است اما شرایط به گونه ای است که روابط انسانی در بین مردم طوایف این شهرستا زبانزد خاص و عام است و داراي آداب و سنن سنتي مخصوص به خود هستند بويژه مهمان نوازي از جمله ويژگيهاي ممتاز مردمان اين شهرستان است.ساخت قبیله ای شهرستان باعث شده است مراسمات مرسوم در این منطق تحت تاثیر مسائل قبیله ای قرار گرفته است و به همین خاطر بیشتر مراسمات به صورت گسترده و عمومی( با تکیه بر خویشاوندان) برگزار میشود که در این بین دو مراسم عروسی و فاتحه خوانی از عمومیت بیشتری برخوردار میباشد. بخش استراتژيك – گيلانغرب فاقد نقطه صفر مرزي است. در ايام جنگ تحميلي توان تشكيل يك تيپ مستقل تحت عنوان تيپ حضرت مسلم ابن عقيل(ع) را داشته است هر چند متاسفانه بعد از اتمام جنگ در حالی که اکثر یگانها و تیپ های دیگر شهرستانها حفظ گردید ، این تیپ به طور کامل در دیگر تیپ های استان ادغام شد. . از ويژگيهاي عمده استراتژيكي داشتن كوهستانهاي سخت و صعب العبور از جمله ارتفاعات بازی دراز ، سرکش ، سراوان ، و… مي باشد . نقاط منتهي به مرزي از طريق سومار و نفت شهر انجام مي پذيرد كه در سر راه عتبات عاليات قرار دارد . بخش جهانگردي : با توجه به وجود سد مخزني كله شك ،درياچه سراب ،سد زاگرس و رودخانه گلين و همچنین پارک طبیعی ناودار ( اگر آن را از دست شرکت زغال خرد کنی به در آوریم زیرا سال گذشته 540 هزار مترمربع یعنی 54 هکتار از محدوده این پارک طبیعی به یک شرکت خصوص واگذار گردید) چشم انداز آتيه آن يكي از شهرهاي توريستي استان تلقي خواهد شد این مهم عملی نخواهد شد مگر با صرف هزینه برای بهبود آنچه که هست و این نیاز به همت عالی مسولین استان و شهرستان دارد.نقاط قوت : زمين هاي حاصلخيز ، تنوع آب و هوايي ، آب فراوان بعلت وجود سدها و چشمه ها مردان سخت كوش و شجاع ، بانوان تلاشگر و مومن، مسير عتبات عاليات و چشم انداز آينده توريستي آن قابليت آبي كردن زمينهاي ديم و احياء مراتع وتوسعه باغداري و مركبات ايجاد صنايع تبديلي گچ و زغال سنگ با توجه به وجود منابع غني از ويژگيهاي مهم اين شهرستان بشمار مي آيد.

در خصوص تاریخ پیدایش شهر اطلاعات کامل و جامعی در دست نیست اما بنا بر اظهار نظر بزرگان از اواخر دروه قاجار این منطقه محل تجمع و سکونت مردم بوده است و تا قبل از سال 1362 به صورت بخشی مستقل از توابع شهرستان اسلام آباد غرب بوده است از این سال به بعد با توجه به ویژگیهای سیاسی ‘ اجتماعی به شهرستان ارتقاء یافت و دارای فرمانداری گردید.اما سرزمین گیلانغرب از گذشته های بسیار دور به عنوان یکی از مراکز زندگیایلی محسوب می شده است. شهرستان گیلانغرب در عهد قاجار و قبل از آن همسان دیگر نقاط کشور به صورت ملوک الطوایفی اداره می شده است .در خصوص وجه تسمیه شهرستان گیلانغرب تا ابتدای حکومت رضاخان پهلوی مرکزشهر به امله( Amlah ) مرسوم بود امله به معنی تجمع می باشد .

در زمان حکومت پهلوی رضا خان در فصل بهار به منطقه می آید از آنجا که رضا خان خودش شمالی بود وقتی منطقه سرسبزامله را می بیندمی گوید اینجا مثل گیلان خودمان است و چه بهتر که اینجا راهم گیلانغرب بنامیم و از آن زمان شهر و منطقه به این اسم موصوف گردید.

اوضاع مذهبی

مردمان شهرستان گیلانغرب حدود 93 درصد دارای مذهب شیعه اثنی عشری بوده وحدود 7 درصد از مردم شهرستان که عموماً در محدوده دهستان حیدریه( بخش گواور) ساکن می باشند پیرو فرقه اهل حق می باشند .
سرگرمی ها و تفریحات :

وجود مراکز تفریحی و سیاحتی نظیر میاندار ‘ گلین‘ گردنه قلاجه‘ مله نی و همچنین پارک ورودی شهرباعث شده است که مردم ایام تعطیلات و فراغت خود را در این مکان ها بگذرانند.شهرستان گیلان‌غرب از نواحی قدیمی استان کرمانشاه است‌ که در نوشته‌های تاریخی نیز به دفعات از آن نام برده شده است. جمعیت این شهرستان به علت وجود مراتع قشلاقی مرغوب، در فصل زمستان تا حدود سه برابر افزایش می یابد و سرتاسر جلگه گیلان غرب مملو از چادرهای ایل کلهر می شود. ایل کلهر با گویش کردی (کلهری) سخن می گویند. اساس اقتصاد شهرستان گیلان غرب بر کشاورزی و دام‌داری استوار شده است. جاجیم و گلیم از عمده ترین صنایع دستی مردم گیلان غرب بوده و بافت گلیم، جاجیم، گیوه و ساخت ابزار فلزی در سرتاسر شهرستا ن رواج کامل دارد.
مکان های دیدنی و تاریخی
قلاع (قلعه) که تپه خاکی بسیار بزرگی است؛در وسط شهر گیلان غرب قرار گرفته و گفته می‌شود سابقه به وجود آمدن آن به دوران پیش از اسلام و زمانی که جنگی میان ایران و روم درگرفته بود باز می‌گردد، روادگاه امام حسن، امام‌زاده عباس، حضرت سلیمان، بورسوار (اسب قهوه ای رنگ) و امام زاده چهل تن (چهل مرد) از جمله دیدنی های شهرستان گیلان‌غرب به شمار می‌آیند.
شغل مردم گیلان غرب

شغل اصلی مردم منطقه کشاورزی و دام‌داری است و آب مورد نیاز برای کشاورزی از آب رودها و چاه ها تأمین می شود. محصولات کشاورزی گیلان غرب عبارتند از گندم، برنج، ذرت،‌ بنشن،‌گردو، پنبه . دام‌داری و دام‌پروری از جمله فعالیت های مهم شهرستان گیلان غرب محسوب می‌شود و بهترین مراتع قشلاقی استان در این شهرستان قرار گرفته و فرآورده هایدامی از محصولات این شهرستان است.

ناهمواری ها

گیلانغرب در سلسله میان زاگرس قرا گرفتهو ارتفاعات بلند این رشته کوه دشتهای آن را محصور نموده است . این رشته کوه دشتهای آنرا محصور نموده است .معروفترین کوههای ان عبارتند از:سرکش، سنبله ، بید سیان ، بازی دزپراز ، قلاجه ، شیاکوه ،سراوان ، چغالوند ،کچل و… که بلند ترین آن کچل با ارتفاع 2350 متر می باشد . این کوهها پوشیده از جنگلها و علفزارو دارای درختانی همچون بلوط، ون ، زالزالک ، انجیر . بادام می باشد . بعضی از درختان دارای استفاده ی صنعی و اقتصادی می باشند . مثلاً از شیره ی درخت ون که در اصطلاح محلی به آن «جاجگ»(jajeg) می گویند . در سقز سازی و مصرف دارویی و صنعتی مصرف می گردد ، دیگراینکه درخت ون دارای دانه های ریز سبز پسته مانند می باشد که در محل به آن «گنه وشک» (gonavshk) می گویند که مغز ان خوراکی می باشد.(خسرو جعفر بیگی . 1382- ص 3)

در شمال و شرق دو رشته کوه قرار دارد که به موازات هم کشیده شده اند که این ارتفاعات در شمال دهستان دیره به مانند حائلی بین سرپل ذهاب و گیلانغرب قرار گرفته است و از روستای اقشار آباد شروع و شامل بلندی ها « خوره تاو دیره» ، « بان ده نوشک» و « په یکوله» که در جنوب کوه نوای کرند است.

ارتفاعات بیمار در دهستان حیدریه و در شمال دهستان گواور ارتفاعات « مالینجه» امتداد می یابد تا وارد حوزه شهرستان اسلام آباد غرب در منطقه حمیل می شود . جانب شرقی این بلندی ها در اطراف تنگه سیدایاز ( سه ی ئه یاز) با نام های « خه زانه شکن» ،« کلاش دره» و « دایوة سیه» خوانده می شوند. رشته دوم ارتفاعات شمالی گیلانغرب از بلندی های « بازی دراز» که مشرف بر دهستان کورکهرگ است شروع می شود تا به بلندی های « سنبله» در جنوب دهستان دیره می رسد. آن گاه به وسیله رشته ارتفاعات دیوار مانند « سه رکه ش » در شمال گیلانغرب امتداد می یابد.تا به بلندی های « به ره که و» در دهستان چله ختم می شود. پس دنباله آن کوه « که جه ل » است که به سبب این که نوک آن فاقد پوشش گیاهی است به نام خوانده می شود در ادامه « قلاجه» در جنوب دهستان گواور و سپس دنباله آن تا تنگه منصوری در حوزه شهرستان اسلام آباد غذب امتداد دارد. طول تقریبی این رشته ارتفاعات پیوسته به حدود یکصد کیلومتر می رسد. رشته کوه شرقی گیلانغرب « سره یوان» یا سیران است که از شرق و سراب شهر گیلانغرب شروع در جنوب دهستان چله با نام « براله» ادامه یافته تا روستای ملیشگه و بلندی های شمالی ایوان غرب با نام « بانکوول» و سپس به رشته کوه معظم ما نشت ختم می شود.( علی اکبر علیزاده گیلان – 1390 – ص 13)

رشته کوه های جانب غربی و جنوب غربی گیلانغرب که تعداد بیشتری هستند و عمدتاً مراتع گرمسیری عشایر را در خود جای داده اند. نزدیک ترین این ارتفاعات که از بلندی های « چه رمیان» «چغاله وند» و « گه مه که و » شروع می شود و در هر جا با نام خاصی در جنوب گیلانغرب تا بلندی های «ئناب» که مشرف بر جنوب شهر گیلانغرب است ادامه یافته و آنگاه به بلندی های ناودار و « میه ره نگار» و سپس تا غرب دشت ایوان غرب امتداد می یابد. در غرب دهستان ویژنان بلندی « وه ری قاچانه » و « وه ری ملیه میه کوت» در جنوبش « زه له زرد» و « قوله نگ ئاو» ، « میه گول» و « گل خه یرگ» و « بلوه شیوه» قرار دارد. ارتفاعات شیاکو « شیاکوه» و « شه کمیان» و « بان سه یران» و « پاروو مال» و « دار به رو شاواز و ئه لی به گ» تا منطقه نفت شهر و سومار ادامه می یابد. ارتفاعات جنوبی گیلانغرب به هم پیوسته هستند و اگر از دهستان ویژنان بگذریم بقیه جای هموار کمی در خود جای داده اند.( علی اکبر علیزاده – 1390 – ص 13و14)

رودخانه ها

به علت کوهستانی بودن و ریزش های جوی مناسب دارای و رودخانه ها ، سراب ها، چشمه ها و منابع آب زیرزمینی فراوان است. از مهمترین سراب های آن سراب گیلانغرب یا سراب مورت «murt» می باشد که باعث آبادانی منطقه و مشروب ساختن زمین های حاصلخیز اطراف گیلانغرب گردیده است. این سراب در قسمت شرق گیلانغرب و در دامنه کوه سراوان قرار دارد . علاوه بر مصارف کشاورزی ، آب شرب گیلانغرب ، رودخانه کفراور، رودخانه گلین دارای آب فراوانی است. که منطقه حاصلخیز دشت دیره (dira) را مشروب می کند. (خسرو جعفر بیگی 1382- ص 8 )

حال به معرفی رودخانه های گیلانغرب می پردازیم .

رودخانه دیره: که سرچشمه آن آب های سطحی کوه کچل، دشت کفراور و نوا کوه و چشمه سارهای دره گلین است. این رودخانه پس از مشروب ساختن دشت دیره از طریق محل موسوم به آب باریک وارد حوزه سرپل ذهاب و قصرشیرین می شود رودخانه دیره شهرستان گیلانغرب به حساب می آید . در سال های اخیر طرح سد زاگرس برای ذخیره آب آن اجرا شده است. به همین مناسب تونلی در زیر ارتفاعات سنبله حفر گردیده و چندین کیلومتر بتونی هم احداث شده است. تا آب این رودخانه در فصول سرد به پشت تنگ کورک انتقال داده شود. رودخانه دیره در بین مردم محلی به « زه رد ئاوه» معروف است. بر روی رودخانه و در نقاط متفاوتی در دشت دیره و گلین شش دهانه پل زده شده است.

رودخانه کنگاکوش: که سرچشمه آن آب ها و سرچشمه هایی است که از قسمت میانی و غربی دشت ویژنان به سوی تنگ گولم ( ته نگ گوله م ) سرازیر می شود . این رودخانه را می توان رودخانه ای فصلی نامید . زیرا در سال های پر باران آب آن بسیار زیاد در سال هایی که مقدار بارش کاهش می یابد آب آن بسیار کم می شود . آبشار زیبای تنگ گولم یا ( سه ر تاف) تقریباً در ابتدای شروع این رودخانه است . جهت جریان آب رودخانه به طرف کشور عراق است .

در تابستان آب کاهش چشمگیر یافته و گاه خشکیده می شود. مسیر نسبتاً طولانی رودخانه ارتفاعات گرمسیری شهرستان گیلانغرب با قلل متعدد که مراتع طوایف ایل کلهر است. این مسیر با بارش اولین باران پاییزی جلوه و منظره ای بسیار زیبا می یابد و تا آخر فروردین و اوایل اردیبهشت که فصل گرما آغاز می شود . طراوت و شادابی خاص خود را حفظ می کنند.

رودخانه کنگیر ( که نگیر) که در گذشته جزء گیلانغرب بوده است و با تفکیک ایوان غرب از گیلان غرب و الحاق آن به ایلام بیشتر آن در ایوان و سومار جریان دارد در منتهی الیه جنوب گیلانغرب مشترک به این شهرستان ها می شود.

رودخانه گواور: که منشاء آن چشمه ها و آب های سطحی حاصل از ذوب برفها در جانب شرقی کوه قلاجه است. جهت جریان آن از شهر سرمست به سوی رودخانه سیمره است. در سال های پر بارش آب آن زیاد می شود. در تابستان ها آب آن کاهش می یابد. در این موقع سال در انتهای دهستان گواور نزدیک روستاهای شیخ جبرییل و تولک …. آب اندکی در آن جریان دارد. ( علی اکبر علیزاده گیلان – 1390 ص 18)

پوشش گیاهی و جنگل

گیلانغرب دارای 21600 هکتار مراتع و جنگل می باشد. به علت بارش کافی باران و برف و نیز استعداد خاک آن در رویش گیاهان ، پوشش گیاهی مناسبی در منطقه به وجود آمده است. بیشتر مراتع که در کوهها و کوه پایه ها قرار دارند دارای پوشش جنگلی با درختانی مثل : بلوط، ون، زالزالک، انجیر و بادام می باشد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر گودین

در تقسیمات سیاسی کشور ایران روستای گودین مرکز دهستان گودین از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگاور از استان کرمانشاه می‌باشد و در منتهی الیه شرقی این استان در مجاورت استان همدان قرار گرفته است. به طوریکه از سه طرف در داخل استان همدان جای گرفته؛ از سمت شمال توسط شهرستان اسدآباد، از سمت جنوب توسط شهرستان نهاوند و از سمت مشرق توسط شهرستان تویسرکان محدود شده و تنها از سمت غرب است که با استان کرمانشاه ارتباط می‌یابد.

ناهمواری‌ها

دهستان گودین از نظر ویژگی‌های طبیعی و ناهمواری‌ها دارای دو چشم انداز متفاوت می‌باشد. دشت و کوه این دوچشم انداز را ساخته اند و بر همه ساختار منطقه چیرگی یافته اند.

دشت کنگاور

بخش اعظم مساحت دهستان گودین و اغلب روستاهای تابعه آن بر روی دشت همواری واقع گردیده اند که در منابع ملی از آن به عنوان دشت کنگاور نام برده می‌شود. البته در بین برخی از اهالی محل از آن با نام چال اوشار یاد می‌شود.

دشت کنگاور یک دشت ساختمانی است که در نتیجه تراکم رسوبات حاصل از فرسایش کوههای مجاور در داخل درّه گسلی و در طی چند میلیون سال به ویژه در دوره زمین‌شناسی کواترنر صاف و هموار گردیده است. این دشت همواری و حاصلخیزی خود را مدیون خرم رود است که در طول میلیون‌ها سال گذشته به طور متناوب بستر خود را از شرق به غرب تغییر داده است. این تغییر بستر سبب رسوبگذاری به صورت تناوبی از خاک و ماسه گردیده که در مراحل سیلابی و جریان عادی رود فراهم شده است. حفاری‌های آبشناسی که توسط سازمان آب استان در روی دشت صورت گرفته این تناوب را به خوبی آشکار ساخته است. همچنین این حفاری‌ها نشان داد که در برخی نقاط عمق رسوبگذاری در داخل دشت به ۲۰۰ متر نیز بالغ می‌گردد. همین مسئله وجود یک آبخوان آزاد با جریان مناسب آب در زیر سطح دشت را بخوبی آشکار می نماید.

دشت کنگاور مساحتی در حدود ۱۳۰ کیلومتر مربع دارد و توسط کوههای کم ارتفاع از اطراف محصور شده است. ارتفاع متوسط دشت ۱۴۵۰ از سطح دریا و در خروجی دشت ( منطقه آران) ۱۴۰۰ متر است . انتهای دشت را می‌توان ارتفاع ۱۵۰۰ متر در نظر گرفت زیرا پس از این ارتفاع شیب سطح بقدر افزایش می‌یابد که نمی‌تواند جزء دشت بحساب آید. شیب متوسط دشت ۸٫۲، در بخش سفلی ۹٫۱ در میانه ۳ و در بخش علیا ۵ درهزار در امتداد شبکه زهکشی (خرم رود) بدست آمده است. دشت کنگاور از سمت شمال شرقی با شیبی تند به دشت اسدآباد و از سمت جنوبغربی با تنگه‌ای باریک به دره گاماسیاب (خزل غربی) متصل است.
کوههای کم ارتفاع

چشم انداز نزدیک کوههای منطقه را مجموعه کوهستانی تشکیل می‌دهد که از نظر ریخت شناسی به واحد زمین ساخت موسوم به زون سنندج – سیرجان تعلق دارد. در برخی منابع صاحب نظران این مجموعه کوهستانی را تحت نام پیش کوههای داخلی زاگرس معرفی نموده اند. این مجموعه کوهستانی از نظر شکل، جنس، سن و ارتفاع با رشته کوههای زاگرس تفاوت‌های فراوانی دارد به طوریکه موجب چشم انداز کاملاً متفاوتی بین این دو رشته کوه شده است. در سطح منطقه کنگاور که در محدوده هر دو رشته کوه قرار دارد با مقایسه کوه امروله ( از رشته کوه زاگرس ) و کوه گودین ( از زون سنندج – سیرجان ) می‌توان این تفاوت را بخوبی مشاهده نمود.

جنس این کوهها از نوع سنگ‌های دگرگونی بوده و در اغلب موارد از سنگ لوح، شیست، آهک‌های دگرگون شده قرمز رنگ و در پاره‌ای موارد آندزیت تشکیل شده اند. از آنجا که فرایند مسئول کوهزائی این توده کوهستانی بسیار زودتر از کوهزائی زاگرس اتفاق افتاده به همین دلیل فراین فرسایش اثرات عمیق تری بر این کوهها گذاشته و ارتفاع آنها را بسیار کاسته، قله هار ار گنبدی شکل، دامنه‌ها و دره‌ها را بسیار فرسوده است. برای آشنائی بیشتر با کوههای دهستان گودین به اجمال ویژگی‌های برخی از آنها شرح داده می‌شود.
کوه گودین

این توده کوهستانی با متداد شمال – جنوب مرز شرقی دهستان گودین را تشکیل می‌دهد. این کوه در واقع مرز طبیعی بین استانهای کرمانشاه و همدان در شرق کنگاور است و در منابع منتشر شده از سازمان نقشه برداری کشوری به نام کوه گودین ثبت گردیده است. بلندترین قله آن با ارتفاع ۲۱۶۸ متر در نزدیکی روستای قارلق بوده و دومین قله آن در شرق روستای گودین در محل قَروُل خُونَه نامیده می‌شود و ارتفاعی برابر ۱۸۷۰ متر از سطح دریا دارد که با توجه به ارتفاع دشت با ۴۰۰ متر ارتفاع از سطح دشت عارضه‌ای کم ارتفاع محسوب می‌شود. کوه گودی توسط یک گسل عرضی از محدوده بین روستای قارلق و شورچه به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم شده است. نیمه جنوبی بیشتر از سنگهای آتشفشانی بویژه آندزیت ترکیب یافته درحالیکه نیمه شمالی بیشتر از سنگ لوح و آهک متبلور قرمز رنگ تشکیل شده است.
لَرَه کوه

این توده کوهستانی با امتداد جنوب شرقی – شمال غربی مرز جنوبی دهستان گودین را تشکیل می‌دهد و بیشتر از آهک‌های متبلور دگرگون شده و سنگ‌های آذرین تشکیل شده و قلل آن ارتفاعی حدکثر ۱۹۸۶ متر تا ۱۹۴۵ دارند. روستاهائی چون فیروز آباد کوچک، فیروز آباد تپه و قارلق کوچک در دامنه‌های این کوه واقع اند. این کوه از سمت جنوب به دره گاماسیاب در خزل غربی منتهی می‌شود.
تپه ماهورها

در سمت شمال دهستان گودین ارتفاع کوهها به قدری کاسته شده که بیشتر شبیه تپه ظاهر شده اند این عوارض بوسیله دشت‌های کوچکی از یکدیگر جدا شده اند . روستاهای متعددی چون رحمت آباد، علی آباد پل شکسته، چشمه نوش، دهبالا در داخل این عوارض قرار دارند. دشت کنگاور توست این عوارض تپه ماهوری از دشت اسدآباد در شمال جدا می‌گردد.
آب و هوا

دو عنصر اصلی که کیفیت آب و هوائی هر منطقه را تعیین می‌کند یکی دما و دیگری بارش است این دو عنصر خود به طور محلی پیش از هر چیز متاثر از دو فاکتور ارتفاع و توده‌های هوائی می‌باشند. از نظر ارتفاع با توجه به آنچه در مبحث ناهمواریها مطرح شد، دهستان گودین جزء ایران مرکزی محسوب می‌شود. به همین دلیل از نظر ویژگی‌های دمائی و بارشی به ایران مرکزی شباهت بیشتری دارد تا به ناحیه کوهستانی استان کرمانشاه. اما ارتفاع منطقه ثابت است در حالیکه ویژگیهای جوی همه ساله دستخوش تغییرات قابل توجهی می‌شود، این مسئله ناشی از توده‌های هوائی گوناگونی است که در فصول مختلف بر منطقه حاکم شده و یا از آن گذر می نماید.

بررسی و اظهار نظر در مورد آب و هوای هر منطقه وابسته به طول زمان داده نگاری هواشناسی آن منطقه است، هر چه زمان داده نگاری طولانی تر باشد با اطمینان بیشتری در مورد آب و هوای آن منطقه می‌توان اظهار نظر نمود. با توجه به این نکته که ایستگاه هواشناسی کنگاور از سال ۱۳۶۷ شروع به فعالیت و ثبت داده‌های هواشناسی نموده لذا تنها یک دوره بیست ساله (۱۳۸۷ –۱۳۶۷) داده‌های هواشناسی در دسترس وجود دارد که البته از نظر آب و هواشناسی دوره چندان مطلوبی محسوب نمی‌شود. ایستگاه هواشناسی کنگاور در داخل دشت و در مجاورت روستای کارخانه از توابع دهستان گودین تاسیس شده و به همین دلیل داده‌های آن برای دهستان گودین از قابلیت اعتماد بالائی برخوردار است. بررسی داده‌های موجود و انجام محاسبات اقلیم‌شناسی نشان داد که آب و هوای کنگاور و بالتبع دهستان گودین بر اساس معیارهای طبقه بندی کوپن دانشمند سرشناس اقلیم‌شناسی دارای «آب و هوای معتدل با تابستان گرم و خشک و رژیم بارش زمستانه» می‌باشد و در ردّه اقلیمی Csa قرار می‌گیرد. در ذیل به طور خلاصه برخی ویژگی‌های اقلیمی دهستان گودین شرح داده می‌شود.

تغییرات دمای سالانه دهستان گودین چون سایر نقاط، تابع موقعیت ظاهری خورشید در آسمان است. بر این اساس پایین‌ترین دماها را در دی ماه که ارتفاع خورشید در آسمان کمترین است خواهیم یافت. بررسی داده‌های دمائی طی بیست سال گذشته نشان می‌دهد پایین‌ترین (حداقل مطلق) ۵٫۲۹ درجه سانتیگراد در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۶۷ ثبت شده است . چنین دمای پایینی که هرساله در دوره‌ای از زمستان با شدت و ضعف متفاوت روی می‌دهد ناشی از ریزش هوای سرد قطبی از سیبری به فلات مرکزی ایران و استقرار این توده هوا برای مدتی در منطقه می‌باشد. بالاترین دما (حداکثر مطلق ) ۶٫۴۱ درجه سانتیگراد در سایه و در تاریخ ۲/۴/۱۳۷۷ ثبت گردیده است . چنین دماهای بالائی نیز البته در تیرماه ناشی از نفوذ کم فشار حرارتی عرض‌های پایین بر روی منطقه می‌باشد البته زمان ماندگاری آن نیز خیلی طولانی نیست.

رسم نمودار دمای میانگین ماهانه در طول سال نشان می‌دهد که دمای منطقه به طور متوسط بین ۱- درجه سانتیگراد در دی ماه و ۲۷ درجه سانتیگراد در تیر ماه نوسان دارد. که خود به نوعی اعتدال دما با گرمای تابستانی را حکایت می نماید. فصل بهار در دهستان گودین کوتاه و گذرا است. گذر از زمستان به بهار در دوره کوتاهی رخ می‌دهد به طوری که می‌توان گفت فصل بهار در منطقه محدود به اردیبهشت ماه است و پس از آن بسرعت تابستان شروع می‌شود. اما فصل پاییز در این منطقه طولانی بوده و علاوه بر کل این فصل بخشی از شهریور را نیز در بر می‌گیرد.

از نظر بارش، آب و هوای منطقه دوفصل کاملاً متمایز دارد. یک فصل خشک و بدون باران منطبق بر فصل گرم سال و یک فصل بارانی و مرطوب منطبق بر فصل سرد سال. دهستان گودین نیز چون اغلب مناطق غربی، مرکزی ایران میدان تنازع دو الگوی جوی عمده است . غلبه هر یک از این الگوهای جوی در بخشی از سال شرایط خاصی را یجادمی نماید.

در اواسط پائییز بتدریج از زاویه تابش خورشید بر روی منطقه کاسته شده و خورشید به سوی نیمکره جنوبی متمایل می‌شود. این موضوع سبب می‌شود تا موج بادهای غربی به آرامی از عرض‌های جغرافیائی شمالی به سوی عرض‌های جنوبی گسترش یافته و منطقه کنگاور را نیز در سیطره نفوذ قرار دهند. با تسلط بادهای غربی برفراز آسمان منطقه، از سطح زمین کم فشارها و پرفشارها در دامنه موج‌های غربی به سمت شرق به حرکت در آمده و به تناوب توده‌های مختلفی چون؛ توده هوای مرطوب مدیترانه‌ای، توده هوای سودانی و توده هوای قطبی را به منطقه هدایت می نماید که در نتیجه با ایجاد شرایط جبهه زائی موجبات ریزش‌های جوی را فراهم می نماید. این وضعیت تا اواسط بهار ادامه می‌یابد تا در این زمان خورشید به تدریج به نیمکره شمالی متمیل شده روز به روز زاویه تابش خورشید عمود تر شده و هوای گرم بر منطقه مستولی می‌گردد. این شرایط با گسترش پرفشار جنب حاره از منطقه مدار راس السرطان ( روی خلیج فارس و دریای عمان) همراه می‌شود. قرار گرفتن این پرفشار بر فراز آسمان منطقه موجب فرو نشینی هوا از بالا به سطح زمین شده و مانع هر گونه صعود هوا، تشکیل ابر و بارندگی است. به همین دلیل در سراسر تابستان و نیمه اول پائیز و نیمه دوم بهار با عقب نشینی بادهای غربی به عرض‌های شمالی و پدید آمدن شرایط جبهه زدائی بارندگی‌های منطقه قطع می‌گردد.

اهمیت دو فصلی بودن بارش در این است که فصل سرد سال که فعالیت گیاهی متوقف شده و نیاز آبی منطقه به شدت کاهش می‌یابد بارندگی‌ها شروع شده و استمرار می‌یابد و بالعکس در فصل گرم که رشد گیاهان شروع شده و نیاز آبی در منطقه بشدت افزایش می‌یابد بارندگی‌ها قطع می‌گردد. در واقع تنها در فصل اردیبهشت و بخشی از آبان ماه امکان استفاده مستقیم از بارش‌ها وجود دارد و در سایر ایام باید آنها را ذخیره نمودکه البته این موضوع به شرایط خاصی نیاز دارد که در این مقوله جای بحث ندارد.

محاسبات صورت گرفته روی داده‌های بارش ایستگاه کنگاور در دوره (۱۳۸۷ – ۱۳۶۷) نشان می‌دهد که منطقه دشت کنگاور از ۴۰۲ میلیمتر بارش سالانه برخوردار است. این مطالعات نشان داد که مقدار بارش سالانه در دهستان گودین از سالی به سال دیگر تغییرات قابل توجهی دارد. آنگونه که آمار بارش نشان می‌دهد طی بیست سال گذشته کمترین بارش سالانه در سال ۱۹۹۰ برابر ۲۲۲ میلیمتر و بیشترین آن در دوره مذکور برابر ۲/۶۶۲ میلیمتر بوده است. محاسبه ضریب تغییرپذیری بارش نیز از بالا بودن ضریب تغییرپذیری بارش در سطح دهستان گودین حکایت دارد به طور که این ضریب رقم ۳۳ درصد را نشان می‌دهد. یعنی هر سال احتمال دارد بارش ۱۳۵ میلیمتر کمتر یا بیشتر از مقدار متوسط سالانه آن وقوع یابد. بالا بودن ضریب مذکور نشان می‌دهد کشت دیم در سطح منطقه نمی‌تواند با اطمینان بالائی انجام گیرد و دارای ریسک بالائی می‌باشد.

بارش‌ها در سطح دهستان گودین اغلب آرام و در بهار رگباری است. در فصل زمستان بارش‌ها بیشتر به صورت برف انجام می‌شود اما در دههٔ‌های اخیر ماندگاری برف به علت افزایش دما ی زمستانه کاهش یافته به همین دلیل ذخایر برفی ارتفاعات نسبت به گذشته در فصل زمستان کاهش یافته است. این مسئله را دو تن از دانشجویان اقلیم شناس دانشگاه رازی در پروژهٔ پایان نامه کارشناسی ارشد خود تایید نموده اند. این موضوع از این نظر حائز اهمیت است که درصد بارش جامد نسبت به بارش کل افزایش یافته است. درنتیجه میزان روانآب بالا رفته و رودخانه‌ها وچشمه‌ها در فصل گرم، به علت اتمام ذخایر برف کم آب شده و یا خشک می‌گردند.

از نظر توزیع فصلی نیز بیشترین بارندگی‌ها با ۹/۴۴ درصد مربوط به فصل زمستان است. فصل پاییز با ۳۶ درصد دومین سهم را از بارش‌ها داراست. بهار که فصل رویش و فعالیت گسترده کشاورزی است تنها ۶/۱۸ درصد از بارش سالانه را به خود اختصاص می‌دهد. بارش تابستانه هرچند برخی سالها رگبارهایی را شامل می‌شود ولی به قدری ناچیز است که قابل چشم پوشی می‌باشد. در بین ماههای سال نیز اسفند ماه و سپس آذر ماه به ترتیب با ۶/۷۰ و ۶/۶۰ میلیمتر به طور متوسط بیشترین بارش را به خود اختصاص داده اند.
منابع آب

منابع آب روستای گودین از گذشته تا امروز به طور کلی از سه منبع تامین می‌شده است که عبارتنداز؛ چاه و قنات، چشمه‌ها و آبهای سطحی. سهم تامین آب مورد نیاز از هر یک از منابع فوق الذکر به مرور زمان دچار تغییر شده است. در گذشته چشمه‌های کوچک کوهستانی نقش مهمی در تامین آب شرب اهالی داشتند، اما امروزه آنها نقش خود را به طور کامل از دست داده و جای خود را به چاه‌های عمیق و نیمه عمیق داده اند.

در گذشته آب مورد نیاز بخش کشاورزی نیز از سه منبع که عبارت بودند از؛ ۱ – چند رشته قنات ۲ – حق آبه از خرم رود ۳ – مازاد آب رود کوچکی به نام قره چای (شمس آباد) که سیاه کمر نیز نامیده می‌شد تامین می‌گردید. امروزه قنوات خشکیده اند، خرم رود با وجود احداث سد انحرافی و کانال آبرسانی به دلیل مهار آن در بالا دست فاقد آب می‌باشد و تنها در طول زمستان و برخی سالها در فروردین دارای آب است. کشاورزان حسین آباد و طاهرآباد نیز با احداث آب بند روی سیاه کمر آن را کاملاً مهار کرده و دیگر فاضلابی ندارد. به همین دلیل امروزه فعالیت کشاورزی در روستا و حتی تمام دهستان گودین تنها با تکیه بر پمپاژ اب از چاههای عمیق و نیمه عمیق صورت می‌گیرد.

امروزه کشاورزان با حفر هزاران حلقه چاه با نصب الکترو موتورها و موتور دیزل‌های پرقدرت بدون ملاحظه و حریصانه مشغول تاراج آب موجود در سفره زیر زمینی دشت می‌باشند. این مسئله همراه با افزایش سطح زیر کشت در اراضی مرتعی، دامنه‌ها و اراضی کم استعداد در کنار بکار گیری گونه‌های محصول غیر بومی چون ذرت، انتخاب بذر گونه‌های پر مصرف و توسعه کشت علوفه و استفاده از شیوه‌های سنتی آبیاری موجب اُفت شدید سطح ایستابی آبخوان دشت گردیده است. اعمال یاد شده ومدیریت نا کارآمد کشاورزی و آب در سطح شهرستان سبب شده بسیاری از چاههای نیمه عمیق خشک گردیده و مردم در یک مسابقه رقابتی جهت دست یازیدن به آبهای عمیق تر قرار گرفته اند.
منابع خاک

گروه خاکشناسی موسسه تحقیقات خاک و آب در سال ۱۳۵۶ مطالعاتی را برای شناخت ویژگی‌های خاک منطقه کنگاور و تویسرکان به انجام رسانید. بر اساس نتایج حاصل از این مطالعات خاکهای موجود در اراضی دهستان گودین در پنج گروه زیر طبقه بندی شده اند:
خاک فلات‌های دامنه ای

این نوع خاک را در محدوده اراضی روستاهای شمالی دهستان مانند؛ چشمه نوش، رحمت آباد و علی آباد پل می‌توان دید. این خاک کم عمق و به رنگ قهوه‌ای تا قهوه‌ای تیره بوده و دارای بافت سنگین آهکی همراه با قطعات فراوان قلوه سنگ می‌باشد. این خاک به نام سری چشمه نوش نام گذاری شده و دارای دو افق A و C وعمقی معادل۵۵ سانتی متر می‌باشد، ترکیب شیمائی آن تا ۵۰ درصد کربنات کلسیم و واکنش شیمیائی(PH) کمی قلیایی دارد. این اراضی شیبی ۸ – ۵ درصد داشته و اغلب به صورت دیم کشت شده و آبیاری آن با آب چاه فرسایش خاک را همراه خواهد داشت.
خاکهای مخروط افکنه ای

این خاک را می‌توانیم در محدوده روستاهای قارق، شورچه و گودین در دامنه‌های کوه گودین مشاهده نماییم . اراضی واجد این خاک را در محل قیراژ می نامند. این سری ( سری قارلق ) جزء خاکهای قهوه‌ای بوده و عمق آن بسیار زیاد است زیرا از تراکم آبرفت‌های دامنه‌ای در جریان سیلاب‌های کوهستانی و در پایین دست مدخل دره‌ها تشکیل شده است. سنگ مادر این خاک را سنگهای آتشفشانی، دگرگونی و آهک‌های متبلور تشکیل می‌دهد، به همین دلیل کیفیت آن از قارلق به سمت گودین کاهش می‌یابد. در برخی نقاط چون اطراف روستای قارلق خاک رنگ قهوهای مایل به زرد دارد و در ساختمان آن رس فراوان دیده می‌شود در حالیکه در اطراف روستای گودین این خاک بیشتر تیره و خاکستری رنگ بوده و دارای ریگ فراوانی است .شیب اراضی واجد این خاک نیز ۸ – ۵ دصد بوده و اغلب به صورت دیم مورد بهره برداری قرار می‌گیرد، اما امروزه با بهره گیری از تکنولوژی نوین آب را به دامنه‌ها انتقال داده و در تولید محصولات جالیزی بکار گرفته می‌شوند.
آبرفتی دشت – دامنه ای

این خاکها نیز جزء خاکهای قهوه‌ای خیلی عمیق بوده و از نهشته‌های رسی و سیلتی حاصل از جریانهای سیلابی دامنه‌ای بر روی دشت سرها تشکیل شده است. این خاک که در محل فیروز آباد مورد مطالعه قرار گرفته، سری فیروزآباد نامیده شده است. افق A در این خاک تقریباً عمیق(۲۵ سانتی متر) بوده و علاوه بر مواد معدنی مقادیری هموس نیز دارا می‌باشد. اراضی واجد این نوع خاک شیبی بین ۵ – ۲ درصد داشته و به طور گسترده در اطراف روستاهای فیروز آباد کوچک و فیروزآباد تپه و قارقل کوچک و بزرگ دیده می‌شود و اغلب به صورت کشت آبی بهره برداری می‌شوند.
خاک‌های دشت آبرفتی رودخانه ای

این نوع خاک را در بستر سیلابی خرم رود در سطح دهستان گودین می‌توانیم مشاهده نماییم. خاک بیشتر اراضی روستاهای دهبالا، حسین آباد، طاهر آباد، گودین، کوچه، و علی آباد اول و دوم و بخشی از اراضی روستاهای خمیس آباد و کارخانه از این نوع می‌باشد. از آنجا که مطالعه این نوع خاک در اراضی حسین اباد انجام شده است، سری حسین اباد نام گذاری شده است. بافت خاک رسی سنگین بوده و در ترکیب آن علاوه بر رس در مناطق مختلف نسبت‌های متفاوتی از سیلت، لوم و شن و ماسه نیز دارا می‌باشد. این خاک نیز جزء خاکهای قهوه‌ای بوده و حاصل تراکم رسوبات سیلابی خرم رود می‌باشد به همین دلیل عمق افق A در آن بسیار زیاد است و فاقد افق C می‌باشد زیرا در نتیجه فرسایش سنگ مادر در ارتفاعات دور و نزدیک منطقه ( حتی الوند و امروله) پدید آمده و سپس به دشت منتقل گردیده است. ارضی واجد این خاک شیبی بین ۵ – ۲ در هزار دارد و در نتیجه فعالیت‌های کشاورزی علاوه بر مقادیر زیاد مواد معدنی مقدار هموس آن فراوان می‌باشد و غالباً به صورت کشت آبی مورد بهره برداری است.
خاکهای اراضی پست

این نوع خاک در وسعتی معادل ۳۱۰۰ هکتار از اراضی وسط دشت کنگاور را در محدوده روستاهای خمیس آباد، گودین، کارخانه و شورچه مشاهده می‌شود و به سری خمیس آباد نامیده شده است.اراضی واجد این نوع خاک کاملاً مسطح و فاقد شیب بوده و در گذشته تحت تاثیر آبهای زیر زمینی قرار داشته است. در فصل مرطوب آب زیر زمینی بالا آمده و سطح این اراضی را می پوشانده و چون فاقد شبکه زهکشی مناسب بود آب در آن باقی می ماند و در فصل خشک در نتیجه تبخیر آب از سطح خاک تبخیر شده و در نتیجه املاح در طول سالیان متعدد از عمق به سطح کشیده شده و در لایه بالئی خاک متمرکز گردیده است. در نتیجه فرآیند فوق الذکر خاک قلیائی و شور شده و در برخی نقاط بیش از ۵۰ درصد سدیم قابل تبادل دارد. این سری خاک به علت قلیائی بودن و پراکندگی اجزاء محلول در خاک در مقابل نفوذ آب غیر قابل نفوذ بوده و به صورت وارفته و پف کرده تظاهر می نماید. این قبیل خاکها از نظر کشاورزی بسیار نامرغوب بوده و بازدهی خیلی کمی دارد.

این اراضی در در سطح دهستان گودین در گذشته لم یزرع رها شده بود و به عنوان مرتع مورد چرای دام کشاورزان قرار می‌گرفت. طی دهه‌های گذشته این اراضی در محدوده روستاهای گودین و شورچه توسط سپاه پاسداران تصرف و بین برخی از بسیجیان توزیع گردید. امروزه این اراضی با حفر چندین حلقه چاه عمیق مورد کشت و زرع قرار می گیرید و به دلیل شرحی که داده شد چندان عایداتی را نصیب بهره برداران خود نمی‌کند، جزء هدر دادن مقادیر مُتنابهی از آبهای زیر زمینی تاکنون بازده اقتصادی نداشته است.

شرط احیای چنین اراضی سرمایه گذاری فراوان جهت تغییر بافت و ترکیب خاک از طریق ایجاد شبکه‌های زهکشی گسترده وبرای خارج کردن مواد محلول سدیمی و قلیائی و وارد نمودن میلیون‌ها تن مواد معدنی مفید و عناصر کلئیدی به خاک و استفاده از کشت‌های شور پسند می‌باشد.
مردم

ساکنان دهستان و روستای گودین مانند غالب هموطنان خود از نژاد آریائی می‌باشند که هزاره‌های قبل از میلاد از سرزمین‌های شمالی مهاجرت کرده و در فلات ایران ساکن شده اند.موقعیت جغرافیائی گودین و قرار داشتن این دهستان در مسیر حرکت کاروانهای مهاجر ماد و پارس بین همدان و پارس، احتمال امتزاج این اقوام و سکونت در این مناطق را افزایش می‌دهد.از آنجا که تاکنون هیچ مطالعه‌ای در خصوص نژادشناسی ساکنان منطقه انجام نشده، لذا هیچ منبع مکتوبی که با استفاده از آن بتوان این موضوع را به تفصیل شرح داد در دسترس نمی‌باشد.

ساکنان روستاهای تابعه دهستان گودین غالباً به لهجه‌های محلی از گویش لری از شاخه‌های زبان فارسی تکلم می نمایند. تحول این گویش نیز مانند تحول زبان پارسی در طول تاریخ و متاثر از مهاجرت‌ها، لشکر کشی‌ها و تغییرات ذاتی روی داده است. گویش لری در هر روستا با لهجه خاص خود انجام می‌گیرد و از یک روستا به روستای دیگر تفاوت دارد. علاوه بر گویش لرُی، زبان کردی با گویش لکی در بین اهالی برخی روستاهای واقع در شمال دهستان مانند؛ رحمت آباد و علی آباد پل و جنوب دهستان مانند؛ روستاهای فیروز آباد کوچک و تپه رایج است. گویشی از زبان ترکی نیز توسط اهالی بخشی از ساکنان روستای قارلق مورد تکلم قرار دارد. ساکنان روستای گودین با لهجه لری تا اندازه‌ای شبیه گویش ساکنان شهر ملایر تکلم می نمایند.

دین اسلام و مذهب شیعه دوازده امامی در تار و پود و جان ساکنان دهستان و روستای گودین ریشه دوانده است. این مذهب ساکنان گودین را شیفته نموده به گونه‌ای که از گذشته تا به امروز پایبندی آنها به شرع مقدس و تدین آنان در سطح منطقه و ناحیه زبان زد بوده است. پایبندی این ملت به شرح مقدس و اصول مذهب شیعه در جریان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و حوادٍ پس از آن به خوبی در رفتار آنان انعکاس یافته است، شاهد این مدعا تعداد شهدا و جانبازانی است که در راه سرافرازی سرزمین ایران تقدیم داشته اند.
جمعیت

دهستان گودین مشتمل بر ۱۷ روستا است که در مجموع ۱۲۷۹۷ نفر جمعیت را بر اساس سر شماری سال ۱۳۸۵ در خود جای داده اند. این روستاها به ترتیب جمعیت عبارتند از: گودین، قارلق، کارخانه، طاهرآباد، شورچه، رحمت آباد، کوچه، خمیس آباد، حسین آباد، رستم آباد، علی آباداول، چشمه نوش، قارلق کوچک(اسلام آباد)، علی آباد پل، علی آباد دوم، ده بالا، حاجی آباد دو، عزیز آباد. در جدول زیر وضعیت جمعیت این روستاها بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ از نظر تعداد خانوار ساکن، تعداد جمعیت، تعداد زنان و مردان، درصد و تعداد جمعیت باسواد به تفکیک زن و مرد درج گردیده است. همچنین نمودار زیر جمعیت این روستاها را با هم مقایسه می نماید.

بررسی و مقایسه جمعیت روستاهای دهستان گودین با سالهای گذشته رشد منفی جمعیت را در آنها آشکار می سازد. این رشد منفی در روستاهای مختلف شدت و ضعف یکسانی ندارد. چنانکه از مقایسه جمعیت روستاها در سال ۱۳۶۵ با سال ۱۳۸۵ در جدول ۱ ملاحظه می‌شود اغلب آنها( بجز روستاهای قارلق بزرگ، حاجی آباد و عزیز آباد) طی بیست سال گذشته با کاهش جمعیت مواجه بوده اند. این موضوع علاوه بر آنکه به دلیل برنامه‌های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده بوده بیشتر ناشی از مهاجرت از روستاها به مرکز شهرستان و سایر شهرهای کشور اتفاق افتاده است. اگر تعداد زنان را با تعداد مردان هر یک از روستاها با هم مقایسه نماییم مشاهده می‌شود که تعداد زنان بیشتر از مردان است .به عنوان نمونه از کل جمعیت ۳۲۰۰ نفری جمعیت روستای گودین ۷/۴۸ درصد را مردان و ۳/۵۱ درصد را زنان تشکیل می‌دهند. و این نیز دقیقاً ناشی از عدم وجود بازار کار و اشتغال در سطح روستاها و مهاجرت مردان به دنبال یافتن کار به سایر نقاط است.

از نظر درصد جمعیت باسواد از جمعیت کل دهستان گودین ۵/۷۴ درصد با سواد می‌باشند. البته این نسبت در روستاهای کوچک کمتر و در روستاهای بزرگ بیشتر است. آمارها نشان می‌دهد در روستای گودین ۴/۷۸ درصد جمعیت باسواد می‌باشند که وضعیت مطلوب تری را نسبت به میانگین شهرستان کنگاور با ۴/۷۵ درصد و حتی شهر کنگاور به عنوان مرکز شهرستان با۷/۷۷ درصد دارد.
اشتغال

وضعیت اشتغال در سطح دهستان گودین در مقایسه با سایر نقاط روستائی شهرستان از وضعیت مطلوب تری برخوردار است. این موضوع را می‌توان از مقایسه روند روستا گریزی روستاهای شهرستان مقایسه نمود زیرا با وجود آنکه بسیاری از روستاهای شهرستان از جمعیت تخلیه شده و در مرکز شهرستان اقامت گزیده اند، بیشتر روستاهای تابعه دهستان گودین جمعیت پایدارتری داشته اند. این موضوع بیشتر ناشی از وضعیت مطلوبتر اشتغال و درآمد در این روستاها می‌باشد.

اما با وجود وضعیت اشتغال بهتر به علت پایین بودن کیفیت اشتغال و یا فصلی بودن اشتغال غالباً سطح درآمد متوسط خانوارهای روستائی بسیار کمتر از متوسط درآمد خانوارهای شهری است. این موضوع موجب پایین بودن سطح زندگی، عدم برخورداری از مولفه‌های استاندارد تغذیه و بهداشت و درمان، عدم برخورداری از تفریحات و تحصیلات، قدرت خرید کم و نداشتن پس انداز، فقدان سرمایه گذاری، پایین بودن امید به زندگی و در نهایت عدم احساس خوشبختی در بین گروه کثیری از روستائیان شده است.

کشاورزی؛ اصلی‌ترین و فراگیرترین زمینه شغلی در بین ساکنان روستای گودین و دیگر روستاهای دهستان فعالیت‌های کشاورزی است. سالم بودن این فعالیت کمک زیادی در حفظ نشاط و پایداری روحی و روانی مردم روستا کرده است. اما متاسفانه دلایلی چون کوچک بودن قطعات اراضی کشاورزی، عدم توجه دولیت به این بخش و حذف بسیاری از یارانه‌ها موجب شده خانواده‌های کشاورز از درآمد مطلوبی برخوردار نباشند.

در سطح اراضی کشاورزی محصولاتی چون؛ گندم و جو، علوفه، ذرت، آفتابگردان، دانه روغنی کلزا، چغندرقند، محصولات جالیزی و تولیدات باغی بویژه انگور کشت می‌شود و به بازارهای منطقه عرضه می‌گردد.

پس از کشاورزی، فعالیت تولید آجر در کوره‌های آجر پزی دومین زمینه شغلی را به خود اختصاص می‌دهد.این نوع فعالیت به طور عمده در روستاهائی چون گودین، شورچه، قارلق، کوچه، حسین آباد و طاهر آباد به دلیل خاک عمیق رس رونق دارد و علاوه بر ایجاد شغل و درآمد برای ساکنان محل موجب مهاجرت کارگران فصلی بویژه از کردستان به این روستاها شده است.کوره‌های آجرپزی را بر حسب نوع فعالیت و حجم عملیات می‌توان در دو گروه دسته بندی نمود؛
کوره‌های آجرپزی سنتی

در این شکل از فعالیت، کار تولید آجر به صورت خرده مالکی و با سرمایه اندک به صورت دستی انجام می‌گیرد و غالب کارگران فعال درآن خویش فرما هستند. میزان اشتغال در هر واحد کم و به دلیل بالا بودن هزینه تولید و پایین بودن حجم تولید سود ناچیزی عاید صاحبان خود می نماید. از جمله مشل آفرینی این دسته از کوره‌های آجرپزی نداشتن انبار سوخت غیر قابل نفوذ و سرپوشیده است. به همین دلیل کوره داران نفت را در مخازن (چاله ها) سر باز تخلیه می‌کنند و پس از پایان کار پخت قسمتی از نفت داخل مخزن به علت ورود خاک و آشغال غیر قابل مصرف باقیمانده و کوره دار برای تخلیه نفت بعدی چاله را آتش می‌زند تا آن را پاکسازی نماید به همین دلیل همه روزه شاهد ستون‌های دود غلیظ هستیم که از سوختن این مخازن به هوا می‌رود. این موضوع شاید بیش از فعالیت کوره ایجاد آلودگی می نماید، لذا درست این است که مسئولین نفت را به کوره‌ای تحویل دهند که مخزن استاندارد داشته باشد تا بخش عمده‌ای از آلودگی هوا کاسته شود.
کوره‌های آجرپزی نیمه صنعتی

این کارگاهها که در محل به کوره ملی معروفند در سطح دهستان از زمانهای گذشته پا گرفته و سیاست‌های جاری به دنبال گسترش آن و جایگزینی آن به جای کوره‌های سنتی است. این نوع فعالیت به سرمایه نسبتاً زیادی برای ایجاد زیر ساخت‌ها و خرید تجهیزات نیاز دارد، اما به علت تولید بالا و هزینه کم تولید درآمد زیادی را برای صاحبان خود فراهم می نماید.

فعالیت کوره داری با وجود آنکه در ایجاد اشتغال، تولید درآمد و جلوگیری از مهاجرت نقش بسیار ارزنده‌ای در سطح دهستان و روستای گودین دارد، اما متاسفانه به دلیل آلوده نمودن شدید هوای منطقه و تخریب خاک با ارزش کشاورزی با انتقادات بسیاری طی دهه‌های گذشته همراه بوده است. البته این انتقادات بجا و وارد بوده ولی نحوه مواجه با مسئله درست و بر مبنای مطالعات نبوده است و راهکار مناسب جایگزین ارائه نکرده و لذا موفقیتی هم نداشته است.

اگر بخواهیم اشتغال را با توجه به جمعیت تقسیم بندی کنیم: ۱.کشاورزی و دامداری ترکیبی به صورت سنتی ۲.کوره‌های آجرپزی سنتی ونیمه صنعتی ۳.حمل و نقل بار ۴.خرده فروشی ۵.مشاغل دولتی ۶.دیگر مشاغل

از نظر درآمدوسرمایه در گردش کوره‌های آجرپزی گودین که قطب تولید آجر در غرب کشور محسوب میشوند سالانه میلیاردها تومان تولید ثروت نموده و سهم زیادی در اشتغال زایی دهستان و شهرستان دارا می باشند.
تاریخ

در مورد سابقه سکونت در محل روستای گودین و اینکه مردم دقیقاً از چه زمانی در این روستا سکونت داشته اند هیچ منبع مکتوب و موثقی در دسترس نیست. آنچه در مورد سابقه سکونت در روستای گودین زمزمه شده وشنیده می‌شود فقط داستان‌ها و اظهاراتی است که افراد ریش سفید از پدران خود شنیده و یا بعضاً دیده و به یاد دارند.

از قدیمی‌ترین نشانه‌های سکونت در محل فعلی روستای گودین خرابه‌های یک قلعه قدیمی بود که در محل به « قُلا گَپ » و به معنی قلعه بزرگ هنوز هم شهرت دارد. این قلعه دارای یک دیوار گلی به ارتفاع بیش از سه متر بود که از سمت جنوب دارای یک دروازه بوده است. چهار برج در چهر گوشه قلعه با ارتفاعی بیش از پنج متر ساخته بودند تا از داخل آن در مواقع ضروری و یا هجوم راهزن‌ها و مهاجمین از قلعه دفاع نمایند. در داخل این قلعه چند عمارت که با چینه و خشت گلی در دو طبقه ساخته شده بود وجود داشت. خرابه‌های این عمارت‌ها و دیوار و برج قلعه تا قبل از انقلاب وجود داشت، گرچه در برخی مناطق ویران شده بود اما بقایای آن بطور مشهودی قابل رویت بود. بعد از انقلاب بخشی از دیوار قلعه و دو برج آن در نتیجه جهاد سازندگی اهالی روستا و به منظور تسطیح و تعریض معابر تخریب و محو گردید، سپس بقایای آن طی سالهای بعد به طور کلی نابود و پاکسازی گردید و منازل جدید جایگزین آن شد و امروز هیچ نشانه‌ای از آن وجود ندارد.

روستای فعلی گودین در مجاور آن قلعه و به سمت شرق به طرف دامنه کوه بتریج گسترش یافته بود و به چند محله تقسیم می‌شد. ساکنان این محله‌ها در گذشته ضمن اتحاد و یکپارچگی دارای رقابت هائی نیز با هم بوده اند. برخی از این محله‌ها عبارت بودند از: قُلا گَپ، محله محمود، محله چاله و محله شیرزاد.

بالاتر از روستای گودین در دامنه کوه و در مدخل درّه‌ای به نام درّه محمود آثار و بقایای یک روستای قدیمی وجود دارد. هر چند آثار ساختمانی این روستا در نتیجه گذشت زمان و فعالیت دیمکاری تسطیح شده و محو گردیده، اما آثار زندگی در آنجا مشهود است به طوری که گهگاه آثار دیوار و یا مدخل یک طویله در آنجا نمایان می‌شود. درّه‌ای که روستای قدیمی در مدخل آن جای گرفته چند چشمه کوچک داشت و آب آن تا پایین جاری بود و در استخری گلی برکه‌ای را تشکیل می‌داد. بخشی از آب این چشمه‌ها توسط یک رشته لوله سفالی به قلعه قدیمی انتقال داده شده بود.

ساکنین قدیمی گودین این روستا را دهبالا می خواندند و داستانی در بین آناننقل بود به این مضمون که؛ ساکنان دهبالا به دلایلی که آشکار نیست روستا را رها کرده و در قسمت پایین کوه که گود تر از دامنه کوه بود مهاجرت نموده و ساکن شدند. به همین دلیل روستای جدید خود را گودین که کلمه‌ای مرکب از گود «صفت مکانی» + ین «پسوند نسبی» می‌باشد و به معنی محل گود است نام نهادند (در زبان فارسی متضاد کلمه گودین واژه برزین یعنی محل برجسته مفهوم پیدا می نماید). البته این تعبیر از جمله مشهورترین تعابیر بین اهالی در خصوص وجه تسمیه گودین است و هیچ استناد مکتوب و مستندی بر آن وسایر تعابیر دیگر مستدل نیست.
گودین تپه

روستای گودین شهرت خود را در تاریخ بیشتر مرهون تپه باستانی است که در فاصله یک کیلومتری روستا قرار گرفته است. این تپه نام خود را از روستای گودین گرفته و گودین تپه خوانده می‌شود.

کاوشهای باستانی در گودین تپه نخستین بار در سال ۱۹۶۷ توسط یک هیئت ایرانی – کانادایی به سرپرستی پورفسر یانگ انجام گرفت و پس از آن در چندین مرحله ادامه یافت تا اینکه با شروع انقلاب ایران (۱۳۵۷) متوقف گردید. این هیئت نتایج حاصل از مطالعات اولیه خود را در مجله «بررسی‌های تاریخی» شماره ۱۵ در مرداد ۱۳۴۷ منتشر نمود. در این گزارش آمده است، با توجه به طبقه بندی آثار سفالی، سنگی و استخوانی بدست آمده از خفاری‌های صورت گرفته در گودین تپه می‌توان تاریخ استقرار انسان را در آنجا به هفت دوره تقسیم نمود. در زیر به چکیده‌ای از این گزارش هیجده صفحه‌ای می پردازیم.
دوره هفتم (۵٫۵۰۰ – ۵٫۰۰۰ ق.م)

علامت مشخصه آن سفال ساده ایست که با ابزار آلاتی مشابه ابزار آلات مناطق غربی ایران نظیر حاجی فیروز، کردان و علی کش ساخته شده است. از این دوره علاوه بر اشیاء سفالی یک سنگ چخماق با لبه‌های موازی نیز بدست آمده است.
دوره ششم (۵٫۰۰۰ – ۳٫۵۰۰ ق.م)

حفاری آن در مساحتی به ابعاد چهر در چها متر انجام شده و آثار سفالی ساده بدست آمده از آن همزمانی این دوره را با طبقه پنجم تپه گیان قابل مقایسه است . صنعت سفالگری این دوره تا دوره چهارم گسستی ندارد.
دوره پنجم (۳٫۵۰۰ -۳٫۰۰۰ ق.م)

آثار مکشوفه این دوره عبارت از هنر سفالسازی است که با اشیاء دوره اوروک در بین النهرین قابل مقایسه است.
دوره چهارم (۲٫۷۰۰ – ۲٫۰۰۰ ق.م)

صنعت سفال دوره چهارم گودین با صنعت سفال دوره اول و دوم برنز دقیقاً قابل قیاس است. ابزار خاکستری رنگی که تاکنون در این حفاری پیدا شده در ایران فقط با ابزار و ادوات بدست آمده در یانیک تپه در نزدیک تبریز مطابقت دارد.
دوره سوم (۲٫۰۰۰ – ۱٫۶۰۰ ق.م)

سفال‌های رنگی بدست آمده در این دوره با آثار سفالی رنگی بدست آمده از گیان تپه همزمان می‌باشد. از حفریاتی که در محل گورستان (باستانی)گودین تپه انجام شد اشیاء مدفون انسانی و غیر انسانی بدست آمده قدمت آن‌ها را به دوره اول آهن منسوب می نماید.
دوره دوم (از سده هشتم تا سده چهرم ق.م)

آثار ساختمانی بدست آمده از این دوره تا حدی به ساختمان‌ها و برج وقلعه‌های ابتدای دوره اسلامی شباهت دارد. دوره مادها در طبقه 2 گودين تپه شامل يك دژ نظامي است كه احتمالا مخصوص يكي از حاكمان محلي ماد در اين منطقه بوده. دژ بر روي قلعه قديمي مربوط به هزاره سوم پيش از ميلاد ساخته شده است. دژ قديمي تر توسط زلزله فرو ريخته و دژ مادي بر روي آن ساخته شده است. ديوارهاي دژ از خشت ساخته شده و داراي برجهاي ديدباني است. درون دژ تعدادي اتاق آشپزخانه آخور تالار ستوندار و واحدهاي ديگر معماري به دست آمده است. درون تالار ستوندار در قسمت شمالي يك آتش دان خشتي وجود داشته و دور تالار سكوهايي براي نشستن ساخته بودند. اين تالار ستوندار مقدمه اي بر ساخت تالارهاي مشابه نوشيجان و بناهاي هخامنشي است. البته خود از تالار ستون دار حسنلو الگو گرفته است
دوره اول

نیز مربوط به دوره اسلامی است که قشری‌ترین لایه را درگودین تپه به خود اختصاص داده است.

از آثار مکشوفه در محل دژ و گورستان باستانی تپه می‌توان به یک مجسمه و یک جام پایه دار اشاره کرد که جهت بررسی‌های تکمیلی به خارج از کشور ارسال شده است. همچنین کشف مهمی که در این ناحیه صورت گرفته گور چهار دیواری بزرگ سنگی به ابعاد سه در سه و نیم متر بودکه سه طرف گور مزبور از دیوارهای سنگی بزرگ عمودی ساخته شده بود و طرف چهارم آن کاملاً باز بوده است. قسمتی از سقف که باقی مانده بود از یک تخته سنگ بزرگ ساخته شده که به صورت افقی روی دیوارها قرار داده شده بود. دو جسد انسان با مقدار زیادی اشیاء مدفون شده از داخل گور بدست آمد و یک سفال بزرگ خرد شده در آن قرار داشت. در بیرون محوطه قبر اسکلت یک اسب بدست آمد. این آثار با اوایل دوران سوم قابل مقایسه می‌باشند.
ساختمان دژ

تقریباً در تمام تپه دژ در منطقه کم عمق و سطحی و کمی دور تر از شهر آثاری بدست آمد که احتمالاً متعلق به دوران سوم بوده است. در امتداد شمالی دژ دو بنای بزرگ مربوط به دوره سوم بدست آمد. مجموعه این دو بنا عبارت از اطاق هائی باریک و مربوط به هم، چند تنور و اجاق که از لحاظ مواد ساختمانی و نوع کار خوب ساخته شده بودند. با وجودیکه دیوارهای بنا ظاهراً بوسیله زلزله منهدم و فرو ریخته بودند ولی مصالح ساختمانی موجود مبین قدرت ساختمانی آن دوره می‌باشد. هچنین چند ظرف با نوک بلند و تیز دست آمده که ضمن اینکه جنس و رنگ سفالها نخودی رنگ است روی آنها منقوش می‌باشد. بعلاوه چند ظرف با دستگیره‌های دوطرفه و چند ساغر پایه دار نیز از چند گور بدس آمده است.

کاوش‌های ممتد و بیشتر در عمق عمودی دیوار انجام گرفته که مربوط به سده هفتم قبل از میلاد(دوره دوم) می‌باشد. دیواری به طول ۶۵ قابل رویت بود که قسمت جلو آن از آجر ساخته شده بود و عرضی متغیر بین ۳ تا ۴ متر داشت. در فاصله کمی از پشت دیوار دو برج دیده می‌شود که به اطاق ساخته شده از خشت خام منتهی مشدند. در محوطه قسمت جنوبی برج غربی یک اتاق و یک آشپز خانه با یک تنور نان و یک اجاق و نیز یک آخور بچشم می‌خورد. در امتداد غربی این اتاق یک تالار بزرگ پذیرائی تقریباً به ابعاد ۲۴ متر طول وجود دارد داخل این تالار ۵ در ۶ ردیف ستونهای چوبی وجود داشته است و تکه هائی از پایه‌های ستون‌ها بدست آمده است. در قسمت جنوبی تالار سکوهائی به عنوان نیمکت در سراسر سه دیوار ساخته شده بود و در قسمت شمالی تالار نیز یک محل مانند تخت مخصوص نشستن شخصی ساخته شده بود و یک آتشدان آجری بالاتر از سطح زمین و در مقابل تخت ساخته شده بود. آزمایشات و بررسی‌های بعدی آشکار ساخت که این عمارت بر روی یک تپه کچک ساخته شده بوده و احتمالاً مربوط به یک پادگان نظامی و یایکی از شاهزادگان و بزرگان مادی در درّه کنگاور بوده است. تالار ستون دار مذکور را پیشرو تالارهای آپادانا، پاسارگاد و تخت جمشید می‌دانند. یک اثر بسیار جالب برنزی در بقایای آشپزخانه و دو تکه سفال متعلق به دوران سوم آهن می‌باشد نیز در کاوش‌ها بست آمده است. همچنین یک نقش برجسته بزرگ آشوری متعلق به سارگون دوم پادشاه آشور که او را درحال استراحت نشان می‌دهد و یک کتیبه در دامن تا خورده او دیده می‌شود نیز در کاوش‌های اطراف گودین تپه بست آمده است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر کوزران

کوزَران یکی از شهرهای استان کرمانشاه در غرب ایران است.

این شهر مرکز بخش کوزران شهرستان کرمانشاه است. بخش کوزران سنجابي يکي از 5 بخش تابعه شهرستان کرمانشاه و در زمره مناطقيست که در آينده حرفهايي براي گفتن دارد . کوزران داراي ظرفيتهاي بالقوه فراواني در بحث توسعه پايدار است و مستعد رشد و تعالي بيشتر مي باشد . کوزران هم اکنون با 6 هزار نفر جمعيت شهري و 10 هزار جمعيت روستايي بعنوان يکي از شهرهاي جمعيت پذير استان مطرح است و توانسته بخوبي مرکز خدماتي – بازاري – اداري و … براي خود و روستاهاي بخشهاي همجوارش باشد . در حال حاضر اکثر اهالي روستاهاي محور روستاهاي تختگاه بخش گهواره ، روستاهاي محور نهرابي شهرستان روانسر ، روستاهاي محور چهارزبر بخش ماهيدشت و روستاهاي محور سراب نيلوفر بخش مرکزي کرمانشاه مراجعاتشان به کوزران ميباشد تا مراکز بخشهاي محل سکونتشان که بيانگر موقعيت ويژه و مستعد توسعه بيشتر کوزران است . منطقه کوزران ، ديار مردماني با فرهنگي اصيل و مثال زدنيست . منطقه اي که کمترين نزاع ها و اختلافات قومي و قبيله اي را دارد و در آن نامي از اشرار ديده نمي شود و افتخاري بس ارزنده براي اين خطه است . کوزران زادگاه کسانيست که عشق به ميهن ، دين و ملت را در هم آميخته اند و همواره ثابت کرده اند که در تاريخ کشور سهيم هستند . همچنانکه مجاهدت هاي ايل سنجابي در انقلاب مشروطيت ، مبارزه مردان غيور سنجابي با استعمار و نقش ويژه در ملي شدن صنعت نفت و حضور يکپارچه و مردانه جوانان اين سامان در دفاع از ناموس و کيان مملکت در دهه 60 بر همگان آشکار و مبرهن است .

تاريخ پر گواه ايل سنجابي وافتخارات آن برهيچ كس پوشيده نيست . مردمان مهمان نواز ، فهيم و با فرهنگ غني اين سامان زبان زد عام و خاص مي باشند . طبيعت زيبا و شگرف و دشت سبز سنجابي ديده هر بيننده اي را به خود خيره مي نمايد . مناطق خوش آب و هواي هفت آشيان و روستاهاي محور كوه قلعه قاضي ، سراب زلال و هميشه جوشان قره دانه ، همواره با آغوشي باز پذيراي خيل دوستداران طبيعت بوده است . همجواري كوزران با شهرهاي كرمانشاه ،اسلام آباد غرب ،گهواره ، روانسر ،جوانرود و ماهيدشت باعث شده كه هر روز شاهد خيل عظيم جمعيت سيار و گذري از آن باشيم و موجبات مركزيت اين سامان را فراهم نموده است . طي ساليان اخير نيز مسير كوزران به عنوان يكي از محورهاي اصلي مردم كرمانشاه و ايلام جهت تردد به مناطق اورامانات و شهر جوانرود مطرح گرديده و بر اهميت کوزران افزوده است . از سويي نيز اميد است با توسعه راههاي بخش کوزران و تعريف مسيرهاي جديد از جمله راه مواصلاتي ثلاث باباجاني کوزران هرچه زودتر به جايگاه واقعي اش دست يابد .قطعاً با درنظرگرفتن تمهيداتي جهت احداث جاده دسترسي کوزران – ثلاث باباجاني از طريق روستاهاي باباکوسه به ميرآباد و هلول ضمن پررنگ تر شدن تردد مردم اين مناطق و دسترسي بيشتر به مرز دورنمايي بهتر را ميتوان براي کوزران متصور شد

در بررسی‌های یاستان‌شناختی که در ۲۵ درصد از دشت کوزران انجام شده تا کنون ۸۴ محوطه و تپه باستانی مربوط به دوران‌هایی از نوسنگی (هزاره نهم، هشتم پ.م.) تا پایان روزگار قاجاریان شناسایی شده‌است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر شاهو

بخش شاهو یکی از بخش‌های تابعه شهرستان روانسر در استان کرمانشاه در غرب ایران است .

تقسیمات کشوری

دهستان منصورآقایی
دهستان قشلاق
دهستان قوری قلعه

جمعیت

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش شاهو شهرستان روانسر در سال ۱۳۸۵ برابر با ۸۱۴۳ نفر بوده است.
روستاها

روستاهای بخش مرکزی شهرستان روانسر:

دهستان قوری‌قلعه

بزگوره چشمه میران خوری اباد ده لیلی عایشه دول لورابی نوخان بنچله شبان کاره قوری قلعه

دهستان منصورآقایی

تازه اباد سریاس شهرک سریاس چلانه علیا چلانه سفلی قشلاق قلعه گاه منصوراقایی