شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
شهر كاني سور در جنوب شرقي بانه و غرب سردشت در مسير مواصلاتي دو استان كردستان و آذربايجان غربي »بانه-سردشت« واقع شده است.
اين شهر با سابقه تاريخي 400 ساله مركز بخش نمشير در فاصله 17 كيلومتري بانه است. كاني سور در 12 خرداد ماه سال 1379 براساس مصوبه هيات وزيران به شهر ارتقا يافت و در سال 1380 با تاسيس شهرداري ارايه خدمات شهروندمداري به شهروندان اين شهر آغاز شد.
كاني سور هم اكنون داراي جمعيت ثابت 1500 نفر است كه به دليل موقعيت جغرافيايي و نقش آن در رونق مبادلات مرزي و تجاري در برخي از فصول سال جمعيت شناور اين شهر به بيش از شش هزار نفر افزايش مييابد.
گزارشها حاكي است كه شهر كاني سور با مشخصات منطقه سردسير كوهستاني با متوسط سالانه ميانگين بارندگي 511/7 ميليمتري از شهرهاي تاثيرگذار و مهم در بخش اقتصاد كشاورزي و دامپروري است.
شهر ديواندره، مرکز شهرستان ديواندره در استان کردستان در غرب ايران است.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 22,842 نفر بوده است.
نام اصلي شهرستان ديواندره در ابتدا (نيوان دره) به معني شهري داخل دو دره بوده که با گذشت مدت زماني از زندگي قشر ها و مردم هاي مختلف اين نام از نيوان دره به ديواندره تغيير يافته است که از طرفي رشته کوههاي هوازو و از طرفي ديگر منطقههاي گروس و تيله کو آن را احاطه کرده اند. غار باستاني کرفتو با فاصله 72 کيلومتر در شمال غربي اين شهرستان قرار دارد که نمونهاي بارز از دوران زندگي پيشينيان قوم کرد در اين منطقه ميباشد. اين شهرستان داراي فقط يک دانشگاه پيام نور ميباشد که سال تاسيس آن سال 85 است و در حال حاضر به دانشجويان فراگير اختصاص داده شده است. شهرستان ديواندره از نظر موقعيت جغرافيايي و آب وهوايي شهرستان با آب و هواي کوهستاني ميباشد که داراي زمستانهايي سرد و تابستاني ملايم ميباشد و به علت نزديکي به بام ايران يعني شهرستان بيجار آب و هوايي مشابه با اين شهرستان دارد. بخش عمده تشکيل دهنده اين شهرستان را روستا هاي نزديک به هم و بزرگ و پر اهميت اين شهرستان است که هر ساله بالغ بر ميليون ها ريال کشاورزي را براي اين شهرستان به ارمغان ميآورند.
سَنَندَج مرکز استان کردستان در غرب ايران است. نام سنندج دگرگون شده سنهدژ است. جمعيت اين شهر بر پايه سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1385، برابر با 850,000 نفر بودهاست.
پارک آبيدر، خانه کرد، موزه سنندج، بالاي ديدگاه، بازار سرپوشيده و سد قشلاق از نقاط ديدني شهر سنندج هستند.
شهر سنندج در دشت قشلاقِ منطقه کوهستاني زاگرس، در جنوب استان کردستان، در ارتفاع 1450 تا 1538 متري از سطح دريا قرار دارد و کوههاي گرديبريان، کچکرش، آبيدر بزرگ و چشمه آقائي آن را احاطه کردهاند. رود قشلاق به طول 95 کيلومتر از سه کيلومتري مشرق سنندج عبور ميکند.
پيشينه
محل کنوني سنندج را به علت واقع شدن در دامنه و سينهکش کوه، در قديم سنه ميخواندند و چون قلعه آن از لحاظ نظامي اهميت زيادي داشته، آن را سنهدژ (قلعهاي در پاي کوه) ميناميدند که کمکم به سنندج بدل شد.
شهر سنندج تقريبآ در نيمه نخست سده يازدهم بنا شدهاست. در 1040 هجري در زمان شاهصفي، سليمانخان (پسر ميرعلمالدين بن تيمورخان اردلان) حاکم کردستان شد و شهر سنندج کنوني را ساخت و آنجا را سنهدژ ناميد.
صنايع
شهر سنندج داراي نيروگاه سيکل ترکيبي و کارخانههاي متعدد است.
شرکت تراکتورسازي کردستان نيز که در سنندج مستقر است در تاريخ 15/4/84 به ثبت رسيدهاست و در حال حاضر تراکتورهاي موردنياز استانهاي غرب ايران را تأمين ميکند.
صنايع کارخانهاي نساجي، کفاشي، چرمسازي، توليد شير پاستوريزه، کاغذسازي، توليدات شيميايي، توليدات برق و الکترونيک و فلزي، توليدات کاني غير فلزي، فرآوردههاي غذايي و داروسازي از جمله صنايع شهرستان سنندج هستند. در اين شهرستان معادن زيادي نيز وجود دارد که به علت مرغوبيت جنبه صادرات دارند.
شهر سنندج داراي فرودگاهي به نام فرودگاه سنندج است. واحد سوختگيري اين فرودگاه در زميني به مساحت هفت هزار متر مربع احداث شده که داراي پنج مخزن و دو واحد ذخيرهسازي است و (در سال 1388 خورشيدي) در طول روز سوخت شش فروند هواپيما را تامين ميکند.
شهر سنندج يکي از مراکز مهم قاليبافي ايران است که قاليهاي آن به صورت بسيار ظريف و تکپود با گره متقارن بافته ميشود.
سد مخزني وحدت (قشلاق)، که در ده کيلومتري شمال شهر بر رودخانه قشلاق احداث شده و درياچه وحدت را به وجود آوردهاست، آب آشاميدني اهالي سنندج را تأمين ميکند.
از آن جا که شهر سنندج در فقر صنعتي به سر مي برد، مردم اين شهر بي صبرانه منتظر آغاز عمليات اجرايي طرح ساخت مجتمع پتروشيمي هستند. مجتمع پتروشيمي کردستان در جاده سنندج- کرمانشاه و در فاصله 6 کيلومتري روستاي «سرنجيانه» سنندج ساخته خواهد شد و بزرگترين واحد صنعتي اين شهر به شمار ميرود. مجتمع پتروشيمي کردستان، يکي از 8 مجتمع پتروشيمي است که در مسير خط لوله اتيلن غرب، در استانهاي غربي ايران ساخته ميشود.
بيجار (به کردي: بيجا، Bîcar) يکي از شهرهاي استان کردستان و مرکز شهرستان بيجار است. جمعيت اين شهر بر پايه سرشماري سال 1385 برابر با 46,156 نفر بوده است. اين شهر در طول 47 درجه و 36 دقيقه شرقي گرينويچ و عرض شمالي 35 درج و 52 دقيقه استوا قرار دارد. اين شهر داراي آب و هواي سرد و خشک ميباشد.بيجار منطقه اي است كوهستاني در امتداد سلسله جبال غربي ايران و يك سوم اراضي آن تقريبا كوهستاني است .نوع زمين و ساختمان آن مركب از سنگ هايي رسوبي مخصوصاً تركيبات رسي و آهكي و شني مخلوط مي باشد كه مروبط به دگرگوني هاي دوران سوم زمين شناسي است .شهر بيجار به “بام ايران” شهرت دارد چرا كه 1940 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و 770 متر از تهران و 425 متر از سنندج بلندتر است. اين شهر بعد از شهر كرد بلندترين شهر ايران بوده و در طول 47 درجه و 36 دقيقه شرقي گرينويچ و عرض شمالي 35 درج و52 دقيقه استوا قرار دارد .بيجار در زمان قديم معروف به ( بيد زار ) بوده و برخي وجه تسميه ان را به اين دليل مي پندارند . شاه اسماعيل صفوي هنگام لشكر كشي به غرب ايران از اين منطقه عبور كرده و نيز سپاهيان چنگيز از آن گذشته اند و اثاري به نام چنگيز قلعه در بالاي كوهي به همين نام در 5 كيلومتري شهر حكايت از اين موضوع دارد.به دليل شايستگي زنان اين منطقه ، در زمان ناصرالدين شاه قاجار ، خزانه دارحكومت فردي به نام “زبيده خانم گروسي ” از اهالي حلوايي بيجار به عنوان همسر شاه و خزانه دار دربار بر گزيده شد و در حكومت وقت نفوذ زيادي پيدا كرد .قدمت تاريخي اين منطقه به هزاره سوم قبل از ميلاد مسيح مي رسد و مويد اين فرض ” دژ سترك ” يا قلعه ” قمچقاي ” است كه در عهد مادها ، پارتها و ساسانيان به عنوان پا يگاه استراتژيك از آن استفاده مي شده است.از مشاهير و نامداران گروس مي توان حسنعلي خان امير نظام گروسي را نام برد كه نوشته هايش نمونه ممتازي از نثر فارسي به شمار مي رود وي مدتي در مقام وزارت فوايد عامه وسفير وسر پرست دانشجويان اعزامي به اروپا و حكمراني ولايات و ايالات بوده و كلا” در سال هاي 1253 تا 1275 هجري قمري مراحل خدمات دولتي را از سرهنگي فوج گروس و رياست گارد مستحفظين ديوانخانه و ارگ تبريز و حفظ انتظامات كرمانشاه وخراسان و … طي كرد و مقبره ا ش اكنون در ماهان كرمان در كنار شاه نعمت الله ولي قرار دارد ايشان بسيار مورد توجه ميرزا تقي خان امير كبير بوده اند .مرحوم شيخ فاضل گروسي يكي ديگر از نامداران گروس است وي در سال 1259 شمسي در بيجار متولد شد درتحصيل علوم فقه و اصول ، فلسفه ، عرفان،علوم غريبه وزبانهاي خارجي موفق بوده اند ، مفردات قرآ ن كريم ، ورزش افكار ،رساله تغني در قرآ ن ، تجويد استدلا لي ، جنگ المهمات ، هركسي كار خودش بار خودش و … از اثار وي است .بيجار ، حضور بزرگان مذهبي چون سيد محمد امامي و حسينعلي رحماني گروسي و… را در تاريخ پر افتخار خود داراست.موسيقيدانان ، نقاشان ، خطاطان ، شعرا و اديبان ، پزشكان ، هنرمندان از رشته هاي گوناگون ، روحانيون و نظا ميان گرانقدر زيادي در بيجار بوده و خدمات زيادي را ارائه داده اند كه جهت كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به كتاب ” سيماي بيجار گروس و مشاهيرآن ” تاليف استاد گرامي آقاي محمد علي كوشا مراجعه فرماييد.اكثر مردم اين شهرستان مسلمان و شيعه هستند در سابق تعدادي يهودي در اين شهر ساكن بودند كه همگي مها جرت كرده اند.صنايع دستي اين منطقه را قالي ، قاليچه ، گليم ، جاجيم ، سجاده ، نمد ، توري، دستكش ، جوراب و … تشكيل مي دهند و فر ش هاي اين منطقه از شهرت جهاني برخوردار بوده و به خارج صادر مي شد ه است .شركت سيما ن كردستان ، شركت گچ كردستان ، شركت گچ شور سو ، معدن آ هن شهرك ، معدن آ هك قمشلو ، معدن گچ قره بگ ، معدن نمك ميدان ، معدن مرمر گراچقا ، با شوكي ، نوبهار ، قشلاق لو ، معدن سنگ تراورتن حسين آ باد كمر زرد و … جزو كارخانه ها ، صنايع و معادن با ارزش بيجار هستند كه ضمن ايجاد فرصتهاي شغلي بسيار ، اقدام به صدور محصولات خود به خارج استان يا كشور مي كنند.كوهها – كوههاي حمزه عرب ، نقاره كوب ، بادامستان ، زاغه ، نسار ، چنگ الماس ، پنجه علي ، شاه نشين ، سر قيصه ، شاها ، چهل تن ، سنگ پا ، زرنيخ و…در منطقه بيجار قرار دارند.
جايگاه تاريخي بيجار
اين شهر يکي از قديمي ترين شهرهاي کردستان است. قدمت تاريخي اين منطقه به هزاره سوم قبل از ميلاد مسيح ميرسد و مويد اين فرض «دژ سترک» يا قلعه «قمچقاي» است که در عهد مادها، پارتها و ساسانيان به عنوان پايگاه استراتژيک از آن استفاده ميشده است.
بيجار در دوران مغولها هدف حمله قرار گرفت و چنگيز در 10 کيلومتري بيجار در جادهاي که اکنون به ديواندره ختم ميشود، اقامت گزيد و قلعهاي ساخت که اکنون نيز به چنگيز قلعه معروف است. غذاخانه چنگيز نيز در روستايي که اکنون به شهر پيوسته به نام حلوايي قرار داشت و سربازان غذا را دست به دست تا قلعه چنگيز منتقل ميکردند.
وجه تسميه بيجار
«بيجار» همان «بيدزار» است يعني محلي که درخت بيد زياد در آن ميرويد، (جايگاه بيد) که بر اثر کثرت تلفظ افراد مختلف با لهجههاي گوناگون کلمه «بيدزار» تصحيف شده و کم کم در گفتار و نگارش به صورت «بيجار» تلفظ و مکتوب گرديدهاست. البته داستان ديگر که وجه تسميه بيجار را توجيه ميکند هست. ناصرالدين شاه در سفري به گروس (بيجار فعلي) شب تصميمي گرفته و به جارچيان اعلام ميکند تا فردا آن را براي مردم جار بزنند. صبح که جارچيان براي ابلاغ تصميم به ميدان شهر ميروند متوجه ميشوند همه مردم از آن مطلع هستند و از آن پس گروس را نام بيجار قرار ميدهند يعني جايي که نيازي به جارچي نيست.
جاذبههاي گردشگري بيجار
از نقاط ديدني اين شهر ميتوان به بازار بزرگ قديمي بيجار، آرامگاه شيخ فاضل گروسي، تيمچه امير تومان، تيمچه حاج شهباز، پيست اسکي بينالمللي نسار (تنها پيست اسکي استاندارد غرب کشور داراي امکانات اسکي روي برف و چمن)اشاره نمود.منطقه حفاظت شده محيط زيست بيجارنيز از ديگر جاذبه هاي اين شهرستان ميباشد در اين منطقه انواعي از جانوران وگياهان كه برخي از آنها كمياب هستند زندگي ميكنند.قوچ و ميش ارمني -گراز-گرگ-روباه- شغال و گونه هاي ديگري از پستانداران و همينطور انواع خزندگان ومارهاوپرندگان كميابي همچون عقاب طلايي نمونه هايي از جانداران هستند كه در مراتع و حاشيه رودخانه هاي اين منطقه زيست ميكنند.رودخانه هاي اين منطقه نيز انواعي از ماهي ها و ديگر جانوران آبزي و كنار آبزي را در خود جاي داده اند.از ماهي هاي جالب اين رودخانهها ميتوان اسبله(گربه ماهي)و نوعي ماهي كه در زبان محلي زرده ماهي خوانده ميشود را نام برد.
صنايع دستي و سوغات بيجار
قالي بيجار يکي از اصيلترين فرشهاي ايراني است و زيبايي و دوام آن شهرت جهاني دارد. گليم بيجار نيز از نظر مرغوبيت شهرت دارد. از ديگر سوغاتيهاي اين شهر ميتوان به حلوا سوهاني، نان شيرمال مخصوص بيجار و انواع ترشيهاي خوشمزه اشاره نمود.
آيينهاي سنتي
مراسم تاسوعا و عاشوراي بيجار در ايران کم نظير است و مردم در برگزاري آ ن مشارکت فعال دارند و هر ساله خبر نگاران داخلي و خارجي زيادي جهت تهيه گزارش در آ ن شرکت ميکنند. مردم منطقه مراسم عيد باستاني و ملي نوروز را هم با شکوه برگزار مينمايند.
محلات قديمي
قلعه حلوايي، قلعه برجکه، قلعه تخت، پشت قلعه، تازهآباد، سراب، بادامستان…
محلات جديد
شهرک مهديه، شهرک آفتاب، کوي فرهنگيان، کوي کارمندان، کوي بادامستان
تفرجگاهها
بلوار امام، پارک شاهد، پارک سراب، پارک 15 خرداد , قمچقاي…
دانشگاهها
دانشکده مهندسي و علوم پايه بيجار (در شرف تاسيس)، دانشگاه آزاد واحد بيجار، دانشگاه پيام نور بيجار
سَقِّز يکي از شهرهاي غربي ايران در استان کردستان است که در شمالغربي سنندج و در فاصله 198کيلومتري آن واقع است. از شمال به شهر بوکان، از غرب به شهر بانه، از جنوب به منطقه تيلکو، و از شرق به منطقه افشار منتهي ميشود.
شهرستان سقّز برروي دو تپه طويل که رودخانه سرپوشيده وليخان از وسط آن ميگذرد، بنا شدهاست. پستي و بلنديهاي داخل شهر و مناظر و چشمانداز زيباي رودخانه سيمينهرود، که از کنار اين شهر ميگذرد، جلوه بديعي را به نمايش گذاشتهاست.
نام
نام امروزينِ سقّز از نام قوم سکه يا سکا (سکاها يا سکز) به يادگار ماندهاست، و سکز همان ساکز است. در روزگار مادها سکاها فراوان به مرزهاي ايران ميتاختند. اينان گاه با آشور همپيمان ميشدند و زماني زير فرمان خود مادها با آشوريان ميجنگيدند. بهدنبال حمله مجدّد آشور به مادها خشتريته براي پايان دادن به حملات آشور با ماننا و سکاها پيمان دوستي بست و عملاً با آشور وارد جنگ شد.
در حدود سال 650 پ.م. پادشاهي ماد دولت بزرگي در رديف ماننا و اورارتو و عيلام بود. بعد از سکاها کيمريها (يکي ديگر از قبايل صحرانشين شمال قفقاز) به منطقه شمالغرب ايران حمله کردند و در سر راه خود، دولت اورارتو در غرب درياچه اروميه و شرق آناتولي را نابود کردند.
هووخشتره، بزرگترين پادشاه ماد، در ده سال اوّلِ حکومتش موفّق شد که رابطهاش را با پادشاه سکاها، پروتوثيس، به اتّحاد متقابل تبديل کند. هووخشتره ارتشش را به دو قسمت پيادهنظام مجهّز به نيزه و سوارهنظام تيرانداز (شکلي که از سکاها آموختهبود) تقسيم کرد و دولت نيرومندي در ماد تشکيل داد. در روزگار هووخشتره، پس از انقياد سکاها در ماد، گروهي از سکاها را به غرب ماد کوچاندند و اين سرزمين را بهنام آنان سکزي يا ساکز خواندند که اکنون به سقّز معروف است.
محلاّت سقّز
شهر سقّز سابقاً در دشتي در جنوبغربي شهر فعلي قرار داشت که اکنون به کهنه سقز يا سقّز کهنه معروف است. شهر فعلي ابتدا در اطراف بازار به وجود آمد و قديميترين محلّه، همان محلّه بازار شهر است که بعداً بر اثر ارتباط تبريز، سنندج، و بانه طرفين جادّههاي آن آباد شد. امروزه موقعيت طبيعي و نحوه استقرار شهر در دامنه ارتفاعات و رودخانهاي که از کنار آن جاري است، سقّز را از شهرهاي ديگرِ استان متمايز کردهاست.
ديدنيها
پارک مولوي کُرد، ساحل رودخانه، بازار سقز، طبيعت بکر و زيباي منطقه سَرشيو، کوههاي چهلچشمه ديواندره، و نهکهروز از جاهاي ديدني شهرستان سقّز هستند. در اين شهرستان بيش از يکصدوپنجاه اثر تاريخي و باستاني وجود دارد که فقط دو اثر آن، يعني قلعه باستاني زيويه و غار کَرَفتو مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته و در فهرست آثار ملّي به ثبت رسيدهاست.
غار کَرَفتو
اين غار جزء شهرستان ديواندرهاست و در منطقه اُوباتو «ههوهتو» صخرهاي از سنگهاي آهکي برفراز تپّهاي پديد آمدهاست که قلعه و غار کَرَفتو ناميده ميشود. براساس مطالعات زمينشناسي، صخره قلعه و غار کَرَفتو در دوران سوم زمينشناسي شکل گرفتهاست. براساس بررسي و مطالعات انجامشده در اين غار، آثاري از انسانهاي اوّليه، مانند نقّاشيهاي روي ديوارها، يافت شدهاست که نشان ميدهد اين غار زيستگاه انسانهاي اوّليه در اين منطقه بودهاست.
مسجد دومناره
باني آن به روايتي کاک سور وزمَله، از سادات منطقه، و به روايتي ديگر شيخ حسن مولاناوا و قدمت آن به دوره افشاريه برميگردد.
آجرکاريهاي نماي بيرونيِ مسجد و منارهها و حوضخانه مسجد از زيباييها اين بناي تاريخياند.
بازار قديمي سقز
دژ باستاني زيويه
اين قلعه برروي تپّهاي به ارتفاع 140 متر در فاصله 42کيلومتري شهر سقّز و نزديک ديواندره و در حاشيه روستايي بهنام زيويه قرار دارد که در سال 1947 ميلادي بهطور اتّفاقي کشف شد. اين بنا به محيط اطراف اشراف کامل دارد و با توجّه به بقاياي ستونهايي در قسمتي ايوانمانند به نظر ميرسد مرکز حکومت و امنگاه منطقه براي حاکم وقت بودهاست. از حفّاريهاي اين تپّه، که غالباً در گذشته و بهطور غيرمجاز صورت گرفتهبوده، اشياء زيادي به دست آمده که بعضي از آنها در موزههاي داخلي و بسياري هم در موزههاي خارج از کشور نگهداري ميشوند؛ ازجمله اشياء بهدستآمده، قطعات عاج منقوش بوده که نقوش حيواني و صحنه شکار اساطيري روي آنها حک شده و از ارزش ويژهاي برخوردار است. از روي دو نمونه از آنها، نقش برجسته آبيدر سنندج طرّاحي، بزرگنمايي، و ساخته شدهاست. گردنبند طلا و سرِ عقاب طلائي از ديگر نمونههاي اشياء کشفشده تپّه زيويه هستند که از ارزش زيادي برخوردارند.
چـِناره شهري است در استان کردستان در غرب ايران. اين شهر در بخش سرشيو شهرستان مريوان قرار گرفته است. جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 693 نفر بوده است.
سدي به نام سد گاران در پيرامون چناره در دست ساخت است که آب مورد نياز 10 هزار هكتار از زمينهاي کشاورزي و آب آشاميدني مريوان را تا 30 سال آينده تامين خواهد کرد. ساخت اين سد زيانهاي مالي به مردم روستاي دوويسه زده است.
در قديم
لغتنامه دهخدا به نقل از جلد پنجم فرهنگ جغرافيايي ايران مينويسد: چناره دهي است از دهستان سرشيو بخش مريوان شهرستان سنندج که در 32 هزار گزي شمال خاوري دژ شاهپور و 6 هزارگزي شمال ويله واقع است. کوهستاني و سردسير است و 200 تن سکنه دارد. آبش از رودخانه کويله. محصولش غلات ، لبنيات و حبوبات. شغل اهالي زراعت و گلهداري و راهش صعبالعبور است.
مينودشت يکي از شهرهاي استان گلستان در شمال ايران است. اين شهر مرکز شهرستان مينودشت است.
نام قديم مينودشت حاجيلر بوده است. گفته ميشود در گذشته گروهي از ايلات آذربايجان در زمان صفويان، هم زمان با مهاجرت گروهي از مردم استان فارس به اين سامان کوچ داده شده اند.
بخشي از پارک ملي گلستان در محدوده اين شهرستان قرار دارد و داراي جنگلهاي انبوه و متراکمي است.
جغرافيا
مينودشت از جنوب به استان سمنان و خراسان، از شرق به استان خراسان، از غرب به گنبد کاووس و از شمال به شهرستان کلاله محدود ميشود. اين شهرستان در سال 1369 از گنبد کاووس جدا شد و به صورت شهرستان مستقل درآمد.
ناهمواريهاي اين شهرستان از دو قسمت کوهستاني و جلگهاي تشکيل شده است. قسمت کوهستاني آن دنباله کوههاي البرز شرقي است. نقاط کوهستاني آن از سوي شرق از طريق ارتفاعات پارک ملي گلستان به ارتفاعات بجنورد متصل ميگردد. قسمت جلگهاي تنها در مرکز و ضلع غربي، وسعت کمي دارند که بسيار حاصلخيز هستند.از روستاههاي مهم مينودشت دهستان القجر ميباشد. اين روستا خود از اجتماع چند روستا (محله) بوجود آمده است. يکي از محلههاي اصلي و قديمي آن محله ممشتي (ممشلي) ميباشد. اکثريت مردم القجر را مردم ترک زبان قزلباش تشکيل ميدهند.
يکي ديگر از مهمترين دهستانهاي شهرستان مينودشت ، دهستان دوزين ميباشد که در حدود 40 کيلومتري شهر مينودشت واقع شده است! اهالي دهستان دوزين اکثرا به زبان فارسي محلي صحبت ميکنند و شغل اغلب آنها کشت توتون و گندم ميباشد. يکي از روستاههاي مهم مينودشت از ديرباز، روستاي قلمي ميباشد که در 6 کيلومتري اين شهر در مسير جاده مينودشت – آزادشهر قرار گرفته است. در کنار اين روستا شهرک صنعتي مينودشت قراردارد. در اين روستا امامزاده اسحاق نيز وجود دارد که زايران از اطراف براي زيارت آن ميآيند. اين روستا داراي قو ميت هاي قزلباش (بومي ساکنين اصلي روستا)و از مهمترين خانوادههاي قزلباش ممشلي هستند. از جمله خانوادههاي اصلي و مهم اين روستا حاج عباس ممشلي و حاج موسي و جعفر ممشلي(ماله ها) ميباشند که در اين روستا سکني گزيدند. دليل نام گذاري قلمي در گذشته وجود ني زار در اين منطقه بوده است در مجاور اين روستا بلوچ ها (گرگيج آباد) و سيستاني ها (سنچولي آباد) وجود دارند.
نوده خاندوز شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر در بخش چشمه ساران از توابع شهرستان آزادشهر اين استان قرار دارد.
جمعيت نوده خاندوز در سال 1385، برابر با 2,095 نفر بودهاست.
شهر نوده در کيلومتر پنج جاده بين المللي آزادشهر به شاهرود در سال 1382 بر اساس مصوبه وزارت کشور به شهر تبديل شد بر اساس آخرين سرشماري حدود 3000 نفر جمعيت دارد و از سه محله نوده خاندوز – حاجيلر و شهرک امام رضا تشکيل شدهاست. شغل غالب مردم کشاورزي است و مهمترين محصولات کشاورزيشان گندم، برنج، پنبه و باغهاي زيباي زيتون و هلو و آلو است. پارک جنگلي شبنم (تپه عليرضا) شهر نوده مهمترين تفريحگاه شهر و شهرستانهاي همجاور محسوب ميشود. اين شهر معروف به شهر گل نرگس است به دو دليل 1- به خاطر رويش گلهاي طبيعي نرگس در دامنههاي کوههاي اطراف شهر 2- مراسمي به نام گل نرگس حضرت زهرا بيش 40 سال با حضور سخنرانان و مداحاني از شهرهاي مشهد، قم و تهران در اين شهر برگزار ميشود.
در بخش چشمه ساران بالغ بر 15 روستا وجود دارد که زيباترين روستاي اين بخش روستاي قشلاق ميباشد.
نوکَنده يکي از شهرهاي شهرستان بندر گز در استان گلستان است.
شهر نوکنده در جنوب غربي بندر گز واقع شده.اين شهر به علت موقعيت خاص جغرافيايي و وجود جنگلهاي انبوه جهان مورا در جنوب آن و داشتن آب و هواي معتدل و خاک مساعد، از پيشرفت نسبتاً خوبي برخوردار است. ناهمواريهاي نوکنده همانند ساير مناطق اطراف شامل دو قسمت کوهستاني و جلگهاي ميباشد. قسمت کوهستاني آن، بخشي از رشته کوه البرز است که داراي پوشش گياهي جنگلي انبوه و مراتع مختلف است و به نام جنگلهاي جهان مورا ناميده ميشود.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 7,607 نفر بوده است.
نوکنده در قديم دهي بود از دهستان انزان بخش بندر گز شهرستان گرگان. محصولات سنتي آن برنج و غلات و پنبه و کنجد و شغل مردمش زراعت و پارچه بافي و چادرشب بافي بودهاست.
مَراوهتَپه يا مراوه يکي از شهرهاي استان گلستان ايران است.
شهر مراوه در بخش مرکزي شهرستان مراوهتپه استان گلستان ايران و در نزديکي مرز ترکمنستان واقع شدهاست.
جمعيت اين شهر در سال 1383 برابر با 4,321 نفر بودهاست.
شهر مراوه تا مهرماه سال 1386 خورشيدي مرکز دهستان مراوهتپه بود که با تغيير تقسيمات کشوري و ارتقاء بخش مراوهتپه به شهرستان در آن سال اين شهر نيز مرکز بخش مرکزي شهرستان مراوهتپه شد، هرچند تا اسفند 1387 هنوز فرماندار آن تعيين نشده و فرمانداري آن نيز تأسيس و افتتاح نشده و همچنان به صورت بخشداري اداره ميشود. مرکز جديد دهستان مراوهتپه روستاي سوزش است. براساس همان تغييرات همچنين دهستان پاليزان به مرکزيت روستاي قازان قايه در بخش مرکزي (حومه) شهرستان مراوه تپه ايجاد شد. و نيز بخش جديدي به نام گليداغ به مرکزيت روستاي گليداغ و شامل دهستانهاي گليداغ (به مرکزيت روستاي گليداغ) و شلمي (به مرکزيت عرب قره حاجي) در تابعيت اين شهرستان ايجاد شد.
جغرافيا
شهر مراوه از لحاظ جغرافيايي در شمال شرقي کشور واقع شدهاست. اين شهر از طرف شمال به کشور ترکمنستان و از طرف شرق به استان خراسان و از سوي جنوب به شهر کلاله و از طرف غرب به بخش داشلي برون گنبدکاووس منتهي ميشود. مراوه تپه بين دو رشته کوه قرار دارد. در شمال مراوه تپه کوههاي سنگوداغ از شرق به غرب کشيده شده که خط الرأس آن مرز طبيعي بين ايران و کشور ترکمنستان است. ارتفاع قلل آن به 735 تا 813 متر ميرسد.
در جنوب مراوه تپه که بين دو دره رودخانه گرگان و اترک کوههاي کم ارتفاع گليجه داغ و نازلي کشيده شدهاست، که اين ارتفاعات به تدريج به ارتفاعات غربي خراسان منتهي ميشود. (لازم به تذکر است آرامگاه خالدنبي در قله گليجه داغ قرار دارد.)
روستاي مراوه تپه در سال 1379 به شهر تبديل و مراوه نامگذاري شد. اين شهر در سال 1311 توسط آلمانيها نقشه کشي و بناء شدهاست. نام اين شهر از تپه باستاني که در طرف شرق شهر واقع است، گرفته شدهاست. رواياتي در مورد نامگذاري شهر وجود دارد، در اين جا به دو نمونه از آنها اشــــاره ميشود:
1- اين تپه، شبيه تپههايي است در شهر مرو (در ترکمنستان) وجود دارد، بنابراين نام تپه از تپههاي مرو گرفته شدهاست. 2- اين تپه در جنگهاي بين ايران و روسيه براي ديده باني ساخته شدهاست. از داخل شهر مراوه رودخانه اترک عبور ميکند.
جاذبهها
آرامگاه دولت محمد آزادي و مختومقلي فراغي
تپه مراوه تپه که سمبل شهر مراوه ميباشد و نام شهر مزين به آن تپه باستاني است. اين تپه توسط راهزنها درست شدهاست تا بتوانند قافلههايي را که ميآمدند را ديده باني کنند.نيازمند منبع
قيزلز قلعه واقع در 5 کيلومتري مراوه تپه و در کنار روستاي يکه چنار از ديگر مکانهاي تاريخي مراوه تپه ميباشد.
مدرسه سيد قليچ ايشان واقع در روستاي کريم ايشان که از بناهاي دوره قاجاريه ميباشد. اين مدرسه قديميترين ساختمان علوم ديني ترکمانان ايران محسوب ميشود.
گُنبَدِ کاووس يا گنبد قابوس مرکز شهرستان گنبد کاووس در استان گلستان ايران است که جمعيت آن براساس سرشماري سال 1385،درحدود 127,167 نفر بودهاست.
اکثريت مردم آن را ترکمنها تشکيل ميدهند. اين شهر به خاطر دارا بودن يکي از بلندترين برجهاي آجري دنيا با همين نام که در قرن يازدهم ميلادي بنا شدهاست، معروف است.
تاريخچه
شهر گنبدکاووس در دوران کهن به جرجان معروف بوده و به دليل قرار داشتن در جاده ابريشم از اهميت بسياري در بازرگاني برخوردار بودهاست. در طول دورانهاي متمادي، هنگام حکمراني سسلسههاي آل زيار و آل بويه، اين شهر پايتخت ايران بودهاست. و از آن دوران برج آجري قابوس که احتمالاً مدفن سلطان آل زياري، قابوس بن وشمگير است، ساخته شده که قديميترين ارامگاه سبک ترکمانان سلجوق بوده و ارتفاع آن به 60 متر ميرسد و بين سالهاي 1006 تا 1007 ميلادي بنا شدهاست.بعد از دوراني بدليل زلزله شهر گنبد قابوس که نمادي از تمدن اسلامي و جهاني بود با خاک يکسان شده و بعدها بقاياي آن در قسمت شرقيِ شهر گنبد قابوس کشف شد.
شهر کنوني به سال 1305 هجري شمسي، در دوران سلسله پهلوي جهت سکونت عشايرترکمن، بهدستور رضاشاه بنيان نهاده شد و به سپاس از قابوس بن وشمگير نام آنرا گنبد قابوس (که اکنون به گنبد کاووس تغيير يافتهاست) نهادند. نقشه اصلي اين شهر توسط کارشناسان آلماني، مطابق با اصول شهرسازي طراحي شد و از اينرو خيابانهاي متقاطعي داشته و با الگوي شطرنجي فاقد معابر تنگ و قديمي است. گنبد کاووس جزو اولين شهرهاي ايران است که در آن شهرداري قدمت درازي دارد. اين شهر امروزه از شهرهاي زيبا و ديدني استان گلستان محسوب ميشود.
اقليم و آب و هوا
آب و هواي آن معتدل و مرطوب است و ميزان بارش سالانه حدود 500 ميلي متر است. گنبدکاووس داراي آب و هواي مساعد و خاکي حاصلخيز است. آب کشاورزي از رودها و چاهها فراهم ميشود و محصولات کشاورزي عبارتند از: گندم، جو، پنبه، بنشن، و ميوه جات. اين شهرستان همچنين پنبه و غلات توليدي را به کشورهاي ديگر صادر ميکند.
گُميشان يا گُميشتپه شهري از توابع شهرستان ترکمن در استان گلستان ميباشد. اين شهر با بندر ترکمن حدود 19,5 کيلومتر قرار دارد.
نام محلي اين شهر گميشتپه از واژه ترکمني کُميشدَفه گرفته شده و به معني “تپه نقرهاي” است. البته برخي معتقدند که نام اين شهر از واژه گميش دفه گرفته شدهاست و به معني تپه دفن است. چون به گفته اين افراد در نزديکي اين شهر در گذشته مردي ثروتمند زندگي ميکردهاست که خدا را از ياد برده بوده و بعدها بهوسيله زلزلهاي شديد با همه ثروتش در آنجا دفن شدهاست. امروزه بعضي مواقع در اين تپه اشياي گرانبهايي يافت ميشود. البته اين تپه هم اکنون قبرستان ترکمنها است.
محلهها
شيرمحمديها، خوزينيها، مظفريها، شيروانيها، مصطفائيها.
گاليکِش شهري است در استان گلستان ايران. اين شهر در بخش گاليکش از توابع شهرستان مينودشت در مسير بزرگراه تهران – مشهد قرار گرفته است. جمعيت گاليکش در سال 1385، برابر با 20058 نفر بوده است.
پارک ملي گلستان در 15 کيلومتري گاليکش و غار کيارام از مکانهاي ديدني آنست.
شهر كردكوي شهرستان كردكوي در غرب استان گلستان و در فاصله 29 كيلومتري گرگان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به شهرستان تركمن از جنوب به رشته كوههاي البرز شرقي و استان سمنان، از شرق به شهرستان گرگان و از غرب به شهرستان بندرگز محدود ميباشد. جنوب اين شهرستان را ارتفاعات البرز شرقي تشكيل ميدهد، كه مهمترين كوههاي آن درازنو و زمه كوه، چلستان، جهان نما، پلاش و حداكثر ارتفاع آن از سطح دريا به 3500 متر ميرسد. بخش شمالي شهرستان از زمينهاي جلگهاي هموار با شيب ملايم تشكيل و به زمينهاي بندرتركمن، رودخانه قره سو و خليج گرگان منتهي ميگردد. به توجه به موقعيت جغرافيايي، ارتفاع و امتداد كوهها و نزديكي به درياي خزر، اين شهرستان در قسمت جلگهاي داراي آب و هواي معتدل مرطوب و در قسمت كوهستاني، داراي آب و هواي معتدل كوهستاني است. پوشش گياهي اين شهرستان با توجه به ارتفاع زمين متنوع است. كوهپايه ها، زمينهاي زراعتي توام با چمن زارها گسترش دارند. تا ارتفاع 2400 متري را جنگلهاي انبوه پوشانده است. در ارتفاعات پايين درختان ممرز، انجيلي، توسكا، آزاد، لرگ و در ارتفاعات متوسط راش، ملچ، نمدار، افرا و در ارتفاعات بالاتر در ختان ارس، بلوط و سرو كوهي مي رويند. در جنوب كردكوي جنگل تا خط الراس كوههاي درازنو گسترش داشته و يكي از انبوهترين مناطق جنگلهاي خزري به شمار ميرود. در شهرستان كردكوي با توجه به شرايط آب و هوايي، بيشترين بارش در فصول پاييز و زمستان صورت ميگيرد. بارش سالانه در كردكوي تا حدود 570.5 ميليمتر ميرسد. شيب تند زمين، رودهاي مناسبي را بوجود آورده است. در ضلع شمالي البرز رودخانههاي زواردشت، غازمحله كردكوي، ششدانگ بالاجاده، غرب بالاجاده و مياندره، را ميتوان نام برد كه به رودخانه قره سو وارد و از شمال كردكوي به خليج گرگان مي ريزد. كشاورزي از اركان اصلي اقتصاد اين شهرستان به شمار ميرود. از محصولات مهم كشاورزي پنبه، گندم، برنج و سويا است. شهرستان كردكوي داراي مراتع غني و جنگلي و چمنزارهاي ييلاقي است. به سبب حاصلخيزي منطقه و توسعه كشاورزي بيشتر صنايع اين شهرستان در رابطه با محصولات كشاورزي تاسيس شده است. از مهمترين آنها كارخانه پنبه پاك كني، صابون سازي، روغن كشي، شاليكوبي، چوب بري، و خوراك ماكيان و نئوپان را ميتوان نام برد. از صنايع دستي اين شهرستان حصيربافي، نمدزني، بافتن چادرشب محلي و جوراب پشمي است.
کَلاله شهري است در شرق استان گلستان، ايران. اين شهر مرکز شهرستان کلاله است. اين شهر در جاده گرگان به مراوهتپه قرار گرفتهاست.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 28,035 نفر بوده است.
شهر کلاله در سال 1384 خورشيدي رتبه نخست طرح پيشگيري از اعتياد را دراستان گلستان بدست آورد.