شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
مأمونيه شهري است در بخش مرکزي شهرستان زرنديه استان مرکزي ايران.
جغرافيا
مأمونيه مرکز شهرستان زرند ميباشد و فاصله آن تا شهر اراک 195 کيلومتر است. اين منطقه توسط راهآهن و آزادراه به شهرهاي تهران، همدان، قزوين، قم و ساوه متصل است.آب و هواي آن در قسمتهاي شرقي، کويري و از غرب کوهستاني ميباشد. زبان اصلي مردم اين شهر فارسي است.در نزديکي اين شهر مکان تاريخي قرار دارد که به نام پينيگرد مشهور است.اين مکان در حدود 300 سال پيش مرکز اين منطقه بوده و تبادلات تجاري در اين منطقه انجان ميشده است .اين مکان بر اثر سيل از بين رفته و ساکنان آن به مکانهايي از قبيل روستاي کريم آباد و زرند کهنه مهاجرت کرده اند.بقاياي اين مکان تاريخي قابل مشاهده است.
هندودَر يکي از شهرهاي استان مرکزي ايران است.
اماکن گردشي
در نزديکي اين شهر پيست اسکي پاکل و در شمال هندودر سدي به نام سد هندودر قرار دارد. اين سد در جنوب باختري کوه سيب تلخ ساخته شدهاست.سد هندودر از مناطق مهم پرورش ماهي و ماهيگيري در استان مرکزي است ولي در دورهاي تمام ماهيان اين سد به بيماري مبتلا شدند.
نيموَر يا نيمهور شهري تاريخي است که در بخش مرکزي شهرستان محلات استان مرکزي ايران قرار دارد. نيمور در 250 کيلومتري جنوب تهران و مابين راه مواصلاتي شهرهاي دليجان و محلات قرار گرفته است. قدمت نيمور به دوران ساسانيان و اشکانيان باز ميگردد. شواهد و مدارکي نيز با قدمتي که به 2,300 سال قبل از ميلاد مسيح باز ميگردد نيز در اين منطقه کشف شدهاست.اين شهر داراي آثار تاريخي متعدد و کوههاي سنگي داراي معادن سنگ غني تراورتن، فلوئورين و سنگهاي تزييني است. اين شهر 5,731 نفر جمعيت دارد.
وجه تسميه
درباره علت نامگذاري اين منطقه اختلاف است. به عقيده برخي، نام اين شهر در دوران اشکانيان، آورد به معناي ميدان جنگ بودهاست. پس از پايان جنگهاي اشکانيان به علت خاموش شدن شعله جنگ به نيم آورد تغيير نام پيدا کرده و اکنون پس از گذشت زمان به نيمور تبديل شدهاست.
البته نظريه ديگر درباره نامگذاري اين شهر اين است که اين شهر توسط يکي از امراي کيانيان به نام هماي دختر بهمن ساخته شده که لقب او نيمور بودهاست.
همچنين از اين شهر در کتب تاريخي به نامهاي ممنور، نيسور، تيمور نيز ياد شدهاست.
گويش
بيشتر مردم اين شهر به زبان فارسي صحبت ميکنند. زبان راجي نيز در بخشهايي از منطقه استفاده ميشود که ريشه واژههاي آن از زبان مادي است.
جغرافيا
نيمور 250 کيلومتري جنوبغربي تهران قرار دارد. اين شهر در مسير جاده شهرستانهاي محلات به دليجان و در 10 کيلومتري شهر محلات قرار گرفتهاست.
محلهها
اين شهر از زمان پيشينيان داراي هفت محله اصلي به نامهاي پانخل، پاچنار، کوچه بالاکوه، دروازه، در آبانبار، کوچه قرچهقينيها و کوچه درحمام بودهاست. البته امروزه با گسترش شهر، محلههاي جديدي به نام خيابانهاي اصلي شهر و همچنين محلههاي مثل چهل دستگاه و شاجوب نيز پايه گذاري شدهاست.
جمعيت
بر طبق سرشماري سال 1385 مرکز ملي آمار ايران، تعداد 1580 خانوار در اين شهر زندگي ميکنند که جمعيتي بالغ بر 5731 را شامل ميشوند.
از اين مقدار 2886 نفر مرد و 2845 نفر زن هستند. همچنين نسبت جمعيت باسواد شهر 4286 و بي سواد 945 نفر است.
آداب و رسوم
با توجه به قدمت بسيار زياد اين شهر، مردم اين منطقه داراي آداب و رسوم ويژه به خود هستند.
نيمور امروز براي خود شهري است، اما از آنجا که همه شهرهاي امروز ما در حال تبديل به قالبي يک شکل يک قوارهاند… و هميشه نيز از هويت غني فرهنگي بدور ميافتند… دوست تر دارم نيمور را به سياق سنتي، قصبهاي بزرگ بنامم، چرا که هنوز چه در ساخت و مورفولوژي آن، چه ارزشها و هنجارهاي مردماناش، چه در توليد کشاورزي و باغداري پر رونقش و چه در تأسيسات کهن آبياري، جوي روبي شگفت آور، جشن آب (جشن پايان لايروبي) و بيل گرداني پهلوانانه و باستانياش، رگهها و رنگ و بويي از هويت فرهنگ بومي ميتوان يافت.
آبرساني و لايروبي
تصويري قديمي از مراسم لايروبي مردم نيموراز آنجا که اين منطقه آب و هوايي گرم و نيمه کويري دارد، آب به عنوان عنصر اساسي براي کشاورزي در اين منطقه مطرح است. فردي که به او ميرنهر يا ميراب گفته ميشود، مسئول تقسيم آب نهرهاي منشعب از رودخانه لعل بار ميان اراضي کشاورزي است.
روش تقسيم آب، طبق اسناد بسيار قديمي روستا که به سند مادر معروف است تعيين ميگردد. از اسناد آب هميشه سه نسخه در سه مکان مختلف، تهيه و نگهداري ميشود تا امکان هيچ نوع دخل و تصرف در آن نباشد و مفقود نشود.طبق اين سند، هر روز به 24 قسمت تقسيم شده و به هر کدام از کشاورزان به اندازه وسعت زمين زراعي و ميزان نياز به آب، به صورت تصادفي يک ساعت خاص در روز و در هفته تعلق ميگيرد که به صورت چرخشي تغيير ميکند.
هر سال در مواقعي که گل و لاي مسير رودخانه لعلبار را مسدود ميکند و يا در اواخر اسفند ماه و اوايل فصل بهار که رشد گياهان و علفهاي هرز باعث سختي آبرساني به مزارع اين شهر ميشود، با تصميم بزرگان شهر و اعلام همگاني دستيار ميرآّب، مردم در مسجد جامع جمع شده و از آنجا به دشتها و زمينهاي کشاورزي ميروند و با کمک يکديگر به پاکسازي حريم جوي ميپردازند. کشاورزاني که در مراسم لايروبي شرکت نميکردند، برايشان جريمه در نظر گرفته ميشده تا اين انسجام و نظم دقيق حفظ شود.
سپس بعد از اتمام کار، همگي به برپايي جشن آب در ميدان روستا ميپردازند.در اين مراسم، کشاورزان روستا به صورت ارتشي مجهز به بيل به رژه نمايشي ميپردازد.اين جشن مخصوص اهالي که به صورت طنز و هجو برگزار ميشود،همراه با نواي سرنا و سنج در برابر زنان روستا و ارباب روستا اجرا ميشده است.
امروزه در نيمور ديگر اين مراسم با اين کيفيت برگزار نميشود، زيرا کف نهر در سالهاي اخير بتون شدهاست و ديگر لايروبي سالانهاي در کار نيست.امروزه اين مراسم فقط در مواقعي که رشد گياهان مانع آبرساني شود انجام ميشود.
بيلگرداني
اين آيين به عنوان نمادي براي تشکر از آناهيتا الهه آب بوده که از زمان زرتشتيان در اين شهر باقي ماندهاست.آيين بيلگرداني که به طور سنتي در ابتداي فصل بهار و ايام نوروز انجام ميگيرد، از آيين و سنن اين شهر تاريخي است که نزديک به 2000 سال قدمت دارد.بعد از انجام لايروبي، هنگامي که آب به نخستين پخشگاه آب (وارگو) ميرسد مردم جشن بزرگي که يادگار سنتهاي پهلواني است بر پا ميکنند. شرکت کنندگان در اين آيين بعد از مراسم مخصوص رژه لايروبان، دو دسته بيل را که با طنابي به هم متصل شده به نحوي دور سر خود بچرخاند که اين دو دسته به هم برخورد نکند و ورزشکار هم بتواند تعادل خود را حفظ کند. داور اين مسابقه تماشاگران هستند که با تشويقهاي و يا هو کردن فرد پيروز را مشخص ميکنند.
نخل برداري
در ماه محرم مردم اين شهر که عمدتا شيعه هستند اقدام به برپايي عزاداري ميکنند. در عصر روز عاشورا و با حضور عزاداران، مراسم نخل برداري و تعزيه خواني برگزار ميشود. اين نخل نشانه تابوت حسين پسر علي است و قدمت آن به دوران صفويه باز ميگردد.
جيغون
از ديرباز در اين شهر کساني بودند که اخبار هر روزه را از روي پشت بام و با صداي بلند به اطلاع مردم ميرسانند. اين اخبار شامل، مرگ اهالي شهر، برگزاري مراسم و نظير اينها بودهاست. به اين افراد، «جيغون» ميگويند. يعني کسي که با جيغ و با صداي بلند اخبار را به اطلاع مردم ميرساند.
مناطق باستاني
ستونهاي تاريخي خورهه بازمانده از آتشکده خورهه. اين عکس در جريان سفر ناصرالدين شاه قاجار به نيمور گرفته شدهاست
بازماندههاي بناي آتشکده آتشکوه عليرغم تبديل روستاي نيمور به شهر نيمور، هنوز قسمتهاي شمالي اين شهر بافت قديمي خود را حفظ کردهاند. خانهها، مسجد جامع قديمي، حمام عمومي و … نمونههايي هستند که از خشت و گل ساخته شدهاند و هنوز پابرجا هستند. در کتاب مختصرالبلدان مربوط به حدود 290 هجري قمري در باره زيبايي بناهاي خشت و گلي نيمور آمدهاست:
« هيچ بنايي از خشت و گل، خوش منظرتر از بناي نيمور روستايي از اصفهان نيست و در اين بنا تصويرها و اخبار و پندهاي شگفت انگيزي است.»
وجود سنگ نگارههايي بر روي صخرهها و سنگها در منطقه تيمره که قدمت بعضي به 2300 سال قبل از ميلاد مسيح نيز ميرسد، گواه قدمت بسيار زياد اين منطقهاست. مجموعه شگفت انگير سنگ نگارههاي تيمره، شامل هزاران تک نگاره، چند نگاره، تابلوهاي پر نگاره، يک کتيبه پهلوي، چند کتيبه عربي و فارسي و بسياري علايم و نشانههاي نمادين است.همچنين وجود بناهاي تاريخي مربوط به دورههاي ساسانيان بيانگر قدمت و عظمت تاريخي اين منطقهاست.
از مهمترين بناهاي داخل شهر ميتوان به قلعه جمشيدي منتصب به جمشيد پيشدادي، قلعه نايبي، مسجد جامع شهر منتصب به دوران صفويه و ستونهاي تاريخي ميل ميلونه اشاره کرد.
همچنين از مهمترين بناهاي خارج شهر نيز ميتوان به سنگنبشته خورهه و آتشکده آتشکوه اشاره کرد که در 10 کيلومتري شهر و در دامنه کوه آتشکوه قرار دارد . آندره گدار در کتاب آثار ايران درباره بناي آتشکده آتشکوه گفتهاست:
«ترکيب اين بنا به نظر عجيب ميرسد. شبستان بزرگ گنبددار خيلي بازي وجود دارد که گنبد آن بر پايههايي با ستونهاي جاسازي شده در ديوار نهاده شدهاست.»
در گذشته قبرستاني در کنار شهر وجود داشته که معروف به قبرستان بيتالمقدس بودهاست. باستانشناسان در اين قبرستان اکتشافاتي انجام دادهاند و ظروف سفالي متعلق به قرون گذشته در آن کشف گرديدهاست.
کَرَهْرود شهري است در بخش مرکزي شهرستان اراک استان مرکزي ايران.
اين ده با دو ده ديگر بهنام سنجان و فيجان متصل به يکديگر و هر سه به نام سه ده پيوسته به شهر فعلي اراک و در طرف جنوب آن واقع است – قريه کرهرود از قراي قديمي و گاهي هم جنبه شهري داشتهاست . فضلا و دانشمندان زيادي به اين شهرک منتسب بودهاند و در اين اواخر هم مرداني فاضل در مهد تربيتخود پرورانده و آنان هم بر حسب موقعيت زمان، خدمتي به اين آب و خاک کردهاند.
وجه تسميه
کرهرود اسم بوده از براي رودي که از کرج سابق ميگذشته و اکنون هم آن رود به نام رودخانه آستانه که لغت دوم کرج است معروف ميباشد و رودخانه کرهرود هم از ناحيه قره کهريز يعني سرزمين کرج سابق منشا ميگيرد آن را کرهرود يعني رود کرج خواندهاند و ده واقع در کنار آن رود را هم کرهرود ناميدهاند.
در لغت نامه دهخدا در باره اين شهر آمده قصبهاي است ميان اصفهان و همدان و ظاهراًکرج ابودلف همين قصبهاست.مغولان آن را ترکان موران گويند.
در نواحي کره رود آن دو لشکر (لشکر ملک ارسلان عزالدين قيماز والي اصفهان و حسام الدين اينانج حاکم ري ) به يکديگر رسيدند و مانند بحر اخضر در جوش و خروش آمدند.چون از قنقر اولانک بگذشت و به کره رود رسيد که مغول ترکان موران گويند…
اين شهر که در گذشته کرج نام داشته مرکز حکومت آل ابي دلف بوده و ساخت آن را به ابودلف نسبت ميدهند.
داودآباد شهري است در بخش مرکزي شهرستان اراک در استان مرکزي ايران.
داودآباد در 32 کيلومتري شمال غربي اراک است. اين شهر داراي جمعيتي حدود 7000 نفر است.
مساجد پنجگانه شهر: 1-مسجد حضرت ابوالفضل (ع) 2-مسجد اميرالمومنين (ع)3- مسجد امام حسين (ع) 4-مسجد صاحب الزمان (عج) 5-مسجد محمد رسول اله(ص)
خدمت گذاران مخلص به شهر داودآباد
بي شك اولين ومخلص ترين فردي كه خدمات شاياني به شهر داودآباد نمود حضرت آيت اله حاج آقا طه مقدسي امام جمعه فقيد محلات بود .وي در دوران پر بار زندگي خويش علاوه بر امامت جمعه شهرستان محلات زحمات زيادي براي مردم داودآباد متحمل شد ،ايشان باتوجه به علاقه وافر به مردم داودآبادخدماتي نيز داشت كه در پي مي خوانيد . 1-ايجاد راه مواصلاتي داودآباد-اراك به طول 17كيلومتر در شرايط بسيار سخت از نظر زيرسازي باهمت زنان ومردان غيور داودآباد 2-تامين آب شرب شهر داودآباد ازفاصله چندكيلومتري شهر 3-نوسازي بعضي ازمساجد شهر 4-نظارت بر فروش زمينهاي شهر به افراد بي خانه 5-ساخت واحداث برخي ازمدارس وتامين زمين آنها 6-ايجاد وفاق وهمدلي در بين مردم مردم فهيم داودآباد هيچ گاه خدمات اين عالم جليل القدر را فراموش نخواهندكرد وبه روح ملكوتي او درود مي فرستند.
اقتصاد مردم شهر داودآباد
عمده درآمد مردم اين شهر بر پايه دامپروري و کشاورزي است. به گونهاي که بالغ بر 30000 (سي هزار) رأس گوساله پرواري در اين شهر وجود دارد. اين شهر همچنين داراي حدود 10000(ده هزار)راس گوسفند ميباشد و تامينکننده عمده گوشت قرمز استان مرکزي، تهران و قم ميباشد.
کشاورزي
توليد گندم ديم وآبي- جو -يونجه-عمده توليدات کشاورزي دراين شهر است. زمينهاي وسيع و مسطح توليد گندم ديم از ويژگيهاي اين شهر ميباشد.داودآباد داراي قنوات متعددي است كه درگذشته شريان حياتي شهر بوده است .وهم اكنون نيز مهمترين منبع تامين آب كشاورزي ميباشد. شامل: محمود اباد،ابراهيم آباد،غباس آباد،فرح آباد سفلي وعليا،حسين آباد،حسن آباد ،سعيدآباد،ميره ،لره،علي آباد،استوه،موسي آباد،نجم آباد؛آب شيرين(داودآباد)،آب شور،دارستان،دوبرادران،كيچه ،حيدرآباد، گلشن ،زورابندو… درگذشته قنات آب شيرين مهمترين منبع تامين كننده آب شرب اهالي بوده است.
جغرافياي شهر
داودآباد با اراک، فرمهين، آشتيان و کميجان همسايهاست.
روستاها
از روستاهاي آن ميتوان ده نمک، ويسمه، جعفرآباد، خوشدون، ايبکآباد، سهلآباد را نام برد.
جمعيت شناسي
شهرداودآباد داراي طوايفي است از جمله:كرمي ،براقي،كله اي،زين العابديني،كلاه مسي،قرب علي،شعباني،الهادي،محمديوسفي،و…
قورچيباشي شهري است در بخش کمره شهرستان خمين استان مرکزي ايران. اين شهر تا مرکز شهرستان خمين 22 کيلومتر فاصله دارد.تاسيس شهرداري اين شهر به سالهاي اخير باز ميگردد و تقريبا ميتوان گفت هنوز حال و هواي روستا گونه خويش را حفظ کرده است. ساختار اين شهر در ابتدا از دو روستا تشکيل شده بود که نامهاي انها عبارتند از “قورچي باشي ” و “قلعه سيبک” که قورچي باشي قسمت شرقي و قلعه سيبک قسمت غربي اين شهر را تشکيل داده اند.اين شهر در مسير عبوري خمين به شازند قرار دارد که در اين اواخر نيز با تکميل شدن قسمتي از راهها در مسير عبوري از راهها اين شهر به شهر ازنا ( لرستان ) نيز ارتباط پيدا کرده است.
نام قورچيباشي بر دو نظر واقع شده است در کتابهاي علمي مي خوانيم نام اين شهر از زمان صفويه بر روي اين شهر باقي مانده که نام يکي از افسران ارشد بوده و معناي ان ” سردار اسلحه داران” است و خود اين کلمه يک کلمه مغولي است ولي نظر اهالي قديمي نام اين شهر بر اين منوال است که اين منطقه در قديم داراي اب و هواي خوشي بوده است و به همين دليل مورد هجوم افرادي از قبيلههاي مختلف قرار گرفته و هر کس يک منطقه از اين دشت را تصرف کرده و به تبع نام ان را قوروق چي باشي قرار داده اند ولي بعد ها به قورچي باشي تغيير نام داده که البته نظر اول سنديت بيشتري دارد و در واقع ميتوان گفت نظر دوم هيچ سنديتي ندارد و فقط نظر عوام شهر را در بر ميگيرد .
موقعيت اين شهر در مرکزيت يک دشت وسيع قرار دارد که توسط کوههايي احاطه شده است که ميتوان از ميان اين کوهها به کوههاي معروفي به نامهاي الوند(طويل ترن کوه استان مرکزي)،بيشه علي(مرتفع ترين کوه منطقه و محل تفريح اهالي)،يامبولاق، کلنگه، شير خاني و کوه سياه اشاره کرد.
فعاليت اغلب اهالي اين شهر بر کشاورزي و دامپروري واقع شده است . خاک اين منطقه با وجود حدود150 چاه آب عميق و دهها قنات بسيار حاصلخيز ميباشد و محصولاتي چون گندم ، جو ،گلزا و لوبيا بيشترين محصولات اين شهر را تشکيل ميدهند . و محصولات ديگري چون سيب زميني ، هويج، پياز و ساير اقلام نيز در اين منطقه به عمل مي ايند که تقريبا ميتوان گفت اين محصولات صرفا به مصرف خانگي ميرسند ، خالي از لطف نيست که گفته شود در زمان هاي گذشته اين منطقه صرفا داراي باغات ميوه بسيار بوده که با امدن محصولي چون لوبيا که ميتوان گفت از بهترين نوع لوبياي موجود در کشور است و اغلب به نام لوبياي خمين در عوام نامبرده ميشود( در حالي که خمين کشت لوبياي بسيار پاييني را دارد و محصول اين شهر پياز است) اکثر درختان اين منطقه قطع شده و به زمين هاي مسطح تبديل شده اند. دامپرورري در اين منطقه نيز بيشتر در شمول دو حيوان گاو و گوسفند است و کمتر مشاهده ميشود حيوان ديگري در اين شهر پرورش داده شود.ناگفته نماند که دامپرورري در اين منطقه هنوز به درجه صنعتي و دامداري هاي بزرگ نرسيده است و هنوز هم حيوانات در محدوده شهر و داخل منازل نگه داري ميشوند.
در قديم گروهي از ساکنان قورچيباشي را ارمنيان تشکيل ميدادند.ذکر اين نکته خالي از لطف نيست که ارامنه اين شهر همراه مسلملنان در اين شهر تا پيروزي انقلاب اسلامي زندگي ميکرده اند و پس از پيروزي انقلاب اين شهر را ترک گفته اند و قبرستان مخصوص ارامنه در اين شهر که با نام قبرستان ارامنه در بين مردم مشهور است در شرقي ترين قسمت اين شهر هنوز پا بر جاست و در سالهاي اخير نيز از طرف سازمان ميراث فرهنگي به عنوان اثر تاريخي ثبت شده است .
اين شهر يکي از آخرين شهرهاي در حال گازکشي در استان مرکزي است و کتابخانه آن هم در حال تأسيس است.پمپ بنزين اين شهر نيز در حال تاسيس است و رايزني هايي نيز درباره دانشگاه ازاد اين شهر در حال انجام است . دانشگاه پيام نور اين شهر نيز احداث شده است که به علت پيدا نشدن مکان مناسب در روستاي چهار چشمه احداث گرديده و هم اکنون نيز فعاليت ميکند . کارخانه لبني متين صبح نيز در شهرک صنعتي اين شهر در حال احداث است. سالن ورزشي نيز در دست ساخت است .
شهر قورچيباشي يک کارخانه توليد فرآوردههاي لبني با زيربنايي برابر با 4 هزار متر مربع دارد.همچنين در نزذيکي اين شهر کوهي با نام بيشه قرار دارد که در بين شهروندان به بيشه علي(ع) معروف است که از دير باز محل تفريح و سپري کردن اوقات فراغت اهالي اين منطقه بوده است.اين کوه هم اکنون در استان داراي شهرت زيادي است ،همه ساله افراد زيادي براي گردشگري به اين مکان خوش آب وهوا سفر ميکنند.
فَرمَهين يکي از شهرهاي استان مرکزي در ايران است. اين شهر در شهرستان تفرش جاي گرفتهاست.
جغرافيا
اين شهر در 45 کيلومتري شمال مرکز استان يعني شهر اراک و نيز در 45 کيلومتري جنوب مرکز شهرستان (تفرش) جاي گرفتهاست. اين شهر مرکز بخش فراهان (زادگاه بزرگاني همچون اميرکبير و قائم مقام فراهاني)است. شهر فرمهين از ترکيب دو پارچه روستاي قديمي و چند شهرک اقماري تشکيل شدهاست. اين دو روستا شامل فرمهين و شاهآباد بودهاست که به دليل نزديکي به همديگر مرز بين آنها را نميتوان شناخت. خود اين بخش اکنون شامل دو بخش ديگر ميباشد: بافت قديم و بافت جديد. بافت قديم شامل ساختمانهاي کاهگلي است که در حال تخريب هستند و بافت جديد که در حال ساخت و ظهور ساختمانهاي جديد است.
جمعيتشناسي
فرمهين داراي چندين طايفه اصلي و خانوادههاي مهاجر است که از روستاها وشهرهاي همجوار به اين شهر مهاجرت کردهاند. طوايف اصيل فرمهين از اين قرارند:
اولاد عابدين (احتمالا بزرگترين طايفه)
اولاد رحيم (بيشتر داراي نام خانوادگي رحيمي)
اولاد مومن (داراي نام خانوادگي مومني هستند)
اولاد کربلايي حسين
اولاد طالب
ديگر اقشار مقيم شهر فرمهين که بيشتر مهاجر هستند و از روستاهاي اطراف اين شهر کوچيدهاند. در سالهاي اخير با تاسيس دانشگاه آزاد اسلامي (در سال 1376) و شهرک صنعتي فراهان (در 5 کيلومتري شمال شهر) اين شهر پيشرفت بيشتري داشتهاست.
شهرستان شازند (همچنين شهرستان سربند) يکي از شهرستانهاي استان مرکزي ايران است. مرکز اين شهرستان، شهر شازند است که در 33 کيلومتري جنوب غربي اراک قرار دارد. اين شهرستان با استانهاي همدان و لرستان هم مرز است و داراي آب و هواي کوهستاني است. داراي صنايع مهمي از جمله پالايشگاه، پتروشيمي، نيروگاه برق و کارخانه قند است.
شازند در قديم ادريس آباد نام داشتهاست، اما کم کم به واسطه کوهي در نزديکي آن، به شاه زند معروف شدهاست. زرتشتيان منطقه عقيده داشتهاند که کيخسرو و پهلوانان نامي ايران در اين کوه از نظرها پنهان شدهاند. بعد از انقلاب، به واسطه موج شاه ستيزي، نام شهرستان به شهرستان سربند تغيير يافت که اشاره به منطقه سربند در غرب اين شهرستان دارد.
آب و هواي شازند سرد و کوهستاني است که تابستانهاي معتدل و زمستانهاي سردي را به همراه دارد. سردترين نقطه استان مرکزي در اين شهر است. به علت بارندگي فراوان در اين شهر و روستاها و کوههاي اطراف آن در منطقهاي بالاتر از بخش هندودر اين شهرستان مکان مناسبي براي ايجاد پيست اسکي بوجود آمد که بعد از ساخت اين پيست اين منطقه در زمستان به عنوان يکي از جاذبههاي توريستي شهر مطرح است. از ديگر جاذبههاي توريستي شهرستان ميتوان به سراب عباس آباد اشاره کرد که حجم آبي که از زير کوه ميآيد جالب توجهاست و اخيرا باعث ايجاد پارک بزرگي شدهاست.از بناهاي تاريخي اين شهر ميتوان به امامزاده سهل بن علي اشاره کرد.
تقسيمات کشوري
اين شهرستان داراي سه بخش با نامهاي بخش مرکزي، بخش سربند و بخش زاليان است و در مجموع هشت دهستان دارد:
دهستانهاي بخش مرکزي شهرستان شازند:
دهستان آستانه
دهستان قره کهريز
دهستان کوهسار
نقطه شهري: شازند و آستانه
دهستانهاي بخش سربند شهرستان شازند:
دهستان هندودر
دهستان مالمير
نقطه شهري: هندودر
دهستانهاي بخش زاليان شهرستان شازند:
دهستان پل دوآب
دهستان زاليان
دهستان نهرميان
نقطه شهري: توره
همچنين فرمانداري اين شهرستان از نظر تعداد روستاي تحت پوشش يکي از بزرگترين فرمانداريهاي کشور ميباشد.
جمعيت
بنابر سرشماري مرکز آمار ايران، جمعيت شهرستان شازند در سال 1385 برابر با 120102 نفر بودهاست.
صنايع
نيروگاه حرارتي شازند, پتروشيمي اراک, پالايشگاه هفتم تير شازند کارخانه قند شازند
سِنِجان که در متون به صورت سنيجان و سينجان نيز مشاهده شدهاست شهريست در5 کيلومتري جنوب غربي اراک واقع در استان مرکزي. معناي لفظي نام اين شهر آشيانه عقاب عنوان شدهاست.
جمعيت اين شهر (با احتساب شهرک نبئي که يک شهرک جديدالاحداث زيرمجموعه اين شهر است) بالغ بر ده هزار نفر است و مردمان آن به زبان فارسي با لهجه خاص خود سخن ميگويند (مشابه لهجه بوميان اراک). اين منطقه در سالهاي نه چندان دور يکي از مناطق عمده تجمع يهوديان ساکن استان مرکزي به حساب ميآمده و بخش عمدهاي از ساکنان آن را بوميان کليمي مذهب تشکيل ميدادهاند. سنجان با اين حال که فاصله کمي با اراک دارد ولي از لحاظ آب وهوايي اختلاف قابل ملاحظهاي با اراک دارد به طوري که داراي زمستانهاي سرد و برفي و تابستانهاي خنک است.اين شهر قبل از تبديل شدن به شهر مرکز دهستان قره کهريز به حساب ميآمد که شامل خود اين منطقه و چندين روستاي اطراف آن ميشد. قدمت اين شهر با توجه به کشف سکههاي تاريخي (مربوط به دوره قراقويونلوها) در آن و وجود دو امامزاده قديمي در آن بيش از هزار سال تخمين زده ميشود. روستاها و شهرهاي مجاور اين شهر غير از اراک عبارتاند از کرهرود (شمال شرقي)، ضامنجان (جنوب)، گوار و عقيل آباد (جنوب شرقي) و غنيارق (غرب). سنجان امروزي حاصل اتصال دو روستاي مجاور سنجان و فيجان ميباشد که پيش از اين به همراه شهر امروزي کرهرود به «سه ده» معروف بودهاند. خط راه آهن کشوري نيز از مجاورت اين شهر عبور ميکند و اين شهر در کناره جاده بين شهر اراک-شازند واقع شدهاست. در هر محله سنجان و فيجان حداقل يک مسجد و يک حمام عمومي وجود دارد. محلات سنجان عبارتاند از محل بالا، محل پايين، قلعه، سرچغا، باغ شيب، سرجو، در امامزاده و محلات فيجان عبارتاند از فيجان بالا، فيجان پايين (سر لرزنه)، سرکمر، در گوشه وقلعه. کوه قصبه واقع در شرق اين شهر مشرف به مزارع و باغهاي زيبايي است که نماي طبيعي اين شهر را فوق العاده زيبا ساختهاست. پارک کلاله واقع در غرب اين شهر و محل تفريحي سلاله واقع در درختستانهاي شرق اين شهر از مراکز تفريحي و ديدني اين منطقه از استان مرکزي ميباشد. مسجد شبستان اين شهر داراي قدمت 200 سالهاست. صنايع دستي اين شهر شامل گيوه از نوع صادراتي و قالي است. محصولات زراعي عمده اين شهر شامل سبزيجات، گردو و انواعي از ميوههاي درختي است.
ساوه از شهرهاي استان مرکزي در کشور ايران است. جمعيت اين شهر بر پايه آمار نفوس ومسکن سال 85 برابر با 179,009 نفر است.
ساوه شهري کهن است که نام آن در پارسي ميانه ساوگ بوده است.زبان مردم ساوه فارسي است.
پيشينه تاريخي
ساوه يکي از شهرهاي باستاني ايران به شمار ميرود.اين شهر در دوران گذشته در برخورد کلانترين راههاي کارواني ميان ري باستان، همدان، اصفهان، قزوين، زنجان، قم و کاشان قرار داشته و در روزگار پارتيان يکي از خانمانهاي مهم ميان راهي بوده و در سده 7 (پيش از ميلاد)يکي از دژهاو خانمانهاي سرزمين ماد به شمار ميرفته و زيست همگاني در اين بخش از ايران از پيشينه و ديرينگي بسيار برخوردار است و از ديد زمينشناسي از آن دوران سوم وچهارم زمينشناسي ميباشد.ساوه نخست از توابع ميدان بوده و بعد بخشي از ري بزرگ شده و به سبب نزديکي با ميانههاي نيرومند برخي دودمان و پادشاهان بر ايران گذشته از اين که همواره از ارزش ويژهاي برخوردار بوده دارائي و چمنزارهاي آن نيز از ديرباز جاي توجه دودمانها بوده و روي همين پايه فرمانروايان آن اغلب از ميان دولتمردان بنام برگزيده شدهاند بعد از ساسانيان حکومت سامانيان و ال بويه و سپس سلجوقي بر اين سرزمين دست داشتند.
ساوه در جريان حمله مغول در قرن هفتم هجري صدمه و آسيب فراوان ديد، مغولان شهر را ويران كردند و ساكنان آن را از دم تيغ گذراندند. کتابخانههاي بزرگ و موزههاي ساوه طعمه حريق شد وکتابها و ابزار دانشي کتابخانه و دانشوران نابود شدند.
ساوه از دير باز محل برخوردهاي نظامي ايران بوده در دوره مغول نيز گذرگاه جهانگردان بيگانه شد مار کوپولوي و نيزي و بسياري از پيامبران و مبلغان آئيني، بازرگانان، و ايلچيان در گزارشها و نوشتههاي خود از ساوه ياد کردهاند. پي آمد حمله مغول کاهش شديد مردم ساوه بوده که کاهش زياد ماندگاران روستايي و ويران شدن دستگاههاي آبياري موجب افت شديد کشاورزي در سرزمين ساوه شد. در دوره صفويه که آئين شيعه آئين رسمي کشور شد منطقه ساوه در دوره ياد شده جزو زمينگاه علي شکر بود در سال 908 با چيرگي صفويه بر پادشاه مراد عثماني همدان که والي نشين زمينگاه ياد شده بود بدست قزلباشها افتاد. در روزگار صفويه مردم ساوه از تيرههاي گوناگون بودند و زبان و آداب و روسوم آنان نيز طبعا با هم فرق داشت. ولي بيشتر مردم از همان گذشته پارسي زبان با گويش محلي بودند تا به امروز هم ادامه دارد.
نام ساوه
براي ساوه معاني چندي آورده اند:
ساوه بر وزن، کاوه نام پهلواني است ايراني که در جنگ رستم کشته شده او را ساوه شاه هم ميگفتند.
ساوه تغييريافته واژه سهآبه به معناي مكاني با سه رودخانه خوانده شده است.
ساوه در زبان فارسي به معناي خردهطلا است، نام بخشهايي مانند زرند، گواه كاربرد اين معني براي منطقه ساوه است.
نام شهري است نامدار در عراق عجم، گويند درياچهاي در آن جا بود که هر سال يک کسي را در آن غرق ميکردند تا از سيلاب ايمن ميبودند و در شب ولادت سرور کاينات آن درياچه خشک شد.
در زمان ساسانيان زمين به هفت کشور تقسيم ميشده از اين قرار ارزه، ساوه، فردوفش، وروگرست و ..
آثار تاريخي
نظر به اينکه ساوه يکي از شهرستانهاي باستاني ايران زمين است لذا آثار باستاني آن نسبتا زياد ميبوده تا اينکه در حمله مغول و بعد به دست سپاهيان تيمور لنگ اکثر آنها منهدم گرديد.
1- مناره مسجد ميدان قدمت تاريخي453 ه.ق
2- مسجد جامع قدمت تاريخي دوره سلجوقي
3- مناره مسجد جامع قدمت تاريخي 504 ه.ق
4- امام زاده سيد اسحاق(پسرامام موسي کاضم(ع)و برادر امام رضا(ع)) قدمت تاريخي 676 ه.ق
5- بند شاه عباس قدمت تاريخي قرن هفتم ه.ق
6- بقعه امامزاده سيد حمزه قدمت تاريخي دوره صفويه
7- بقعه امامزاده فضل بن سليمان قدمت تاريخي دوره سلجوقي
8- آرامگاه فاطمه بنت شجاع قدمت تاريخي دوره صفوي
9- بقعه پيغمبر اشموييل قدمت تاريخي قرن هشتم ه.ق
10- امامزاده سيد هارون قدمت تاريخي قرن هفتم ه.ق
11- امامزاده يونس قدمت تاريخي اواخر قرن نهم
12- مسجد بازار شهر ساوه قدمت تاريخي دوره زنديه
13- بقعه امامزاده اسماييل قدمت تاريخي دوره صفويه
14- بقعه امامزاده نوح بن موسي بن جعفر قدمت تاريخي دوره صفويه
15- بقعه يعه امامزاده سيد منصور بن موسي بن جعفر قدمت تاريخي دوره صفويه
16- حمام کلبعليخان قدمت تاريخي دوره زنديه
17- کاروانسراي عبدالغفار قدمت تاريخي دوره زنديه
18- کاروانسراي خشک رود وهجب قدمت تاريخي دوره صفويه
خُنداب شهري است در شهرستان خنداب استان مرکزي ايران.جمعيت شهر خنداب طبق آمار گيري جامع سال 1385 بالغ بر 6982 نفر بودهاست.
خنداب واقع در هشتاد کيلومتري جنوب غربي اراک داراي 1400 سال قدمت تاريخي ميباشد.اين بخش در سالروز عيد غدير خم سال 1386 به شهرستان ارتقا يافت وهم اکنون يازدهمين شهرستان استان مرکزي به حساب ميآيد. شغل اصلي ساکنان اين منطقه کشاورزي وباغداري ميباشد کارخانه توليد آب سنگين خنداب در 5 کيلومتري اين شهرستان واقع شدهاست.
خنداب از سه محله تشکيل شدهاست خنداب، قلعه خنداب و حصار خنداب که اکثراً به زبان ترکي تکلم ميکنند منطقه شراء که در واقع همان چهارراه بوده که در گذشته جادهاي از شرق به غرب اين بخش وجود داشته که جاده عراق و کربلا بودهاست.
اين ناحيه در منطقه کوهستاني قرار گرفته و داراي زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدل است. نامهاي قبلي آن خندق، خندان، خونآب بودهاست که بعداً تبديل به خنداب شدهاست. علت نامگذاري خنداب را اين دانستهاند که در روستا خندق ميکندند که مانع نفوذ دشمنان شود و بعد به نام خندان معروف ميشود.
خُمِيْن يکي از شهرهاي استان مرکزي است که در جنوب اين استان و مجاورت شهرهاي اراک، محلات، گلپايگان، و اليگودرز واقع شدهاست. اين شهر در زمانهاي گذشته بخشي از محدوده تيمره بالا در منطقه کهستان (جبال) به شمار ميرفت و از کانونهاي مزداپرستي بود.
جمعيت شهرستان خمين در سال 1370 هجري خورشيدي برابر با 121,801 نفر سرشماري شدهاست. ضريب رشد سالانه جمعيت شهرستان در طي سالهاي (70- 65) 1,78 درصد بودهاست.
اين شهر زادگاه روحالله موسوي خميني، رهبر انقلاب سال 1357 ايران است.
از مکانهاي ديدني خمين ميتوان به پارک جنگلي و کوه بوجه اشاره کرد. پيشه اکثر مردم خمين کشاورزي و دامپروري است. از محصولات خمين لوبيا، عسل ، انگور ، لبنيات و خشکبار را ميتوان نام برد.
از اماکن زيارتي آن امامزاده اهل ابن علي در 20 کيلومتري خمين_اراک ميباشد. همچنين از روستاهاي مهم اين شهرستان ميتوان به ريحان، شهابيه، فرنق و قورچي باشي اشاره نمود.
ريشه نام
خُمين را برخي عربيشده هُمايون ميدانند. بر پايه اسطورههاي ايراني اين شهر به دست هماي دختر بهمن ساخته شد. برخي نيز آن را برگرفته از اسم «خميهن» که لغتي زرتشتي است ميدانند.
تَفرِش يکي از شهرهاي استان مرکزي در ايران است. شهر تفرش مرکز شهرستان تفرش است و در ميان حلقهاي از کوهها قرار گرفتهاست. اين شهر حدوداً در 220 کيلومتري تهران جاي دارد.
ديرينگي اين شهر به پيش از اسلام ميرسد و نام آن که در اصل «گبرش» بوده و از «گبر» به معني زرتشتي ميآيد، گواهي بر اين مدعاست.
روستاهاي پيشين فَم و تَرخوران محلههاي اصلي شهر تفرش را تشکيل ميدهند. ديگر روستاها که اکنون محلههاي اين شهر هستند عبارتاند از: دادمرز، کوکان، دينجرد، طاد، آلويجان، قلعه محي الدين، طراران (بالا و پايين)، معينآباد، زاغَر و کوهين.
ميدانهاي اصلي شهر عبارتند از ميدان فم (باغ ملي)، ميدان آزادي، ميدان مطهري و ميدان شهرک. آرامگاه پرفسور محمود حسابي، بقعه شاهزاده احمد (روستاي کوهين)، و دانشگاه آزاد تفرش (در راه معينآباد) از نقاط ديدني شهر هستند.
دانشمندان و بزرگان
به نقل از اسناد و مدارک موجود و دستنوشتهها و ميراث بهجامانده، تفرش و آشتيان خاستگاه انديشمندان، کاتبان و بزرگان زيادي بودهاست. سواد اين شهر و منطقه از قديم در سطح بالايي قرار داشته و هنر خوشنويسي و منشيگري در آن رواج زيادي داشتهاست به طوري که در دوره قاجار خط و سياقنويسي را منحصر مردم اين ولايت دانستهاند که ميرزا و منشي به سراسر ايران بهويژه تهران و تبريز گسيل ميداشتند.
در دوران جديد نيز دانشوران گوناگوني از اين منطقه برخاستهاند که از جمله ميتوان نام برد:
پروفسور محمود حسابي «پدر علم فيزيک نوين ايران»
نوشتار اصلي: محمود حسابي
استاد عباس سحاب «پدر علم جغرافياي ايران»
پروفسور احمد پارسا «پدر علم گياهشناسي ايران»
دکتر ابوالقاسم بهرامي «پدر علم ميکروبشناسي ايران»
استاد عبدالعظيم قريب گرکاني، پدر دستور زبان فارسي (اهل روستاي گرکان از توابع شهرستان آشتيان)
دکتر عبدالکريم قريب «پدر علم زمينشناسي ايران» (اهل روستاي گرکان از توابع شهرستان آشتيان)
دکتر محمد قريب «پدر علم پزشکي کودکان ايران» (اهل روستاي گرکان از توابع شهرستان آشتيان)
نظامي شاعرنامدار ايراني
فروغ فرخزاد شاعر بزرگ معاصر ايراني
شيخ طبرسي از بزرگان علماي اماميه در سده ششم
ميرزا تقيخان فراهاني ملقب به امير کبير صدر اعظم ناصرالدين شاه قاجار
ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني (1193 – 1251 ه.ق) صدراعظم محمدشاه قاجار، نيمه اول قرن سيزدهم هجري
رجبعلي منصور (1353 -1265)، ملقب به منصورالملک، نخست وزير دو دوره ايران
حسن علي منصور نخست وزير ايران فرزند رجبعلي منصور
ميرزا عيسي فراهاني معروف به قائم مقام اول، از منشيان و رجال بزرگ اوايل دوره قاجار
ميرزا مهدي بدايعنگار، دولتمرد و اديب دوره قاجار
به همين دليل اين شهر را «شهر پدران ايران» لقب دادهاند.
استادان بزرگ هنر خوشنويسي مانند استاد فتحعلي واشقاني، علي منظوري حقيقي و عباس منظوري که از پيشکسوتان و بزرگان هنر خط ايران بشمار ميآيند، نيز از اين منطقه برخاستهاند. به دليل اينکه دانشمندان و سخنوران زيادي از تفرش برخاستهاند، اين منطقه به شهر «مشاهير علم و ادب ايران» نيز مشهور شدهاست. اين شهر به «شهر دانشگاهي» نيز معروف است. چرا که داراي دانشگاه صنعتي امير کبير در مقاطع کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکترا، مجتمع دانشگاه آزاد واحد تفرش و دانشگاه پيام نور است. و داراي مردمي تحصيل کرده و خونگرم و مهمان نواز ميباشد.
همچنين گفته ميشود نظامي گنجوي شاعر نامدار ايراني در اين شهر و روستاي (تا) متولد شدهاست و اين امر به بيت شعري در اشعار وي استناد ميشود در تفرش پارکي توسط شهرداري به نام نظامي تفرشي نام گذاري شدهاست ولي تاکنون کسي در مورد اثبات اين موضوع قدم پيش ننهادهاست.ولي به استناد بيت شعري از شيخ بهايي و خود نظامي اين موضوع نزديک به اثبات به نظر ميرشد. و ديگر اينکه شيخ طبرسي نيز تفرشي بوده که در عربي خوب ترجمه نگرديده و به عبارتي ترجمه عربي تفرش طبرس گفته شدهاست از آنجا که دانشمندان ايراني به دليل عرف ديني و مذهبي آن زمان کتب خود را به عربي مينوشتند در برگردان، تفرش به طبرس ترجمه شدهاست در تفرش ميدان ورودي شهر به نام اين دانشمند بزرگ ايراني نام گذاري شدهاست.
آثار تاريخي
بناها و آثار تاريخي و معماري که در اين منطقه به چشم ميخورد، بيشتر مربوط به دوران پس از اسلام است.
امامزاده ابوالعلي مهدي متعلق به دوران ايلخاني از نظر معماري چشمگير است و جزو آثار ملي و به ثبت رسيدهاست.
مسجد جامع ششناو مربوط به دوران سلجوقيان
شاهزاده احمد، امامزاده محمد و امامزاده قاسم مربوط به دوران صفويه
بناي بيبي ستين که تاريخچه آن نامعلوم است.
تکيه زاغرم مربوط به دوره قاجار، از ديگر آثار ملي به ثبت رسيده اين شهر است.
آب انبار بلور، آب انباري زيبا که با هنر معماري بسيار حرفهاي ساخته شدهاست و جزو آثار ملي به ثبت رسيده و توسط سازمان ميراث فرهنگي بازسازي شدهاست.
از دوران پيش از اسلام نيز يادگارهايي در منطقه به جا ماندهاست که ميتوان از قلعههاي گبري، سنگنگارهها که در مناطق خاصي از بيابانهاي تفرش قرار دارند و گورهاي نشسته بر فراز روستاي کبوران (گبران) نام برد. از ديگر ديدنيهاي ناشناخته تفرش، آتشکده است که بر فراز روستاي کبوران جاي گرفته و به «چهار طاقي» معروف است.
صنايع دستي
محصولات تزييني وهنري ساخته شده از مس، مهمترين فعاليتهاي صنايع دستي است که يکي از سوغات اصلي تفرش را تشکيل ميدهد. فرآوردهها و فعاليتهاي ديگر مردم، قاليبافي، گيوهدوزي، صنايع دستي مسي، خشکبار، زنبورداري، دامداري و مرغداري است.
کتابفروشيها
در بازار قديم ترخوران و تفرش و آشتيان پيشههايي مانند عطاري، دوافروشي، قماشفروشي، صحافي، دوزندگي و غيره رواج داشت که اين پيشهوران علاوه بر کالاهاي خود، کتاب هم به فروش ميرساندند. از پيشگامان کتابفروشي در شهر ميتوان ميرزا محمدعلي بن احمد آشتياني (زنده به سال 1311 خورشيدي) (از صحافان شهر)، کربلايي محمود بازرجاني در محله فَم، و مشهدي محمدحسين جعفري در بازار ترخوران تفرش را نام برد.
با گذر زمان دکانهاي دوگانهفروش بيشتر به شکل کتابفروشي درآمدند و در آنها علاوه بر کتاب نشرياتي مانند حبلالمتين، صور اسرافيل، فرنگستان، ملت، وقايع اتفاقيه به مشتريان عرضه ميشد.
شهر تفرش در دهه 1370 خورشيدي داراي پنج فروشگاه کتاب است. از کتابفروشيهاي قديميتر تفرش ميتوان به اينها اشاره کرد:
کتابفروشي حاج شيخ ابوالقاسم حيدري در محله فم
کتابفروشي سيد جواد ميرحسيني در محله ترخوران
کتابفروشي مشهدي محمدحسين جعفري در محله ترخوران
کتابفروشي آقا سيدم موسي
خصوصيات جغرافيايي
پوشش گياهي
در بيابانهاي مستعد و استثنايي اين منطقه نيز گياهان متنوع وحشي و دارويي بسيار رشد ميکند. همچنين گياهاني نظير زيتون و زعفران که در دوآب وهواي متفاوت رشد ميکنند، هر دو در تفرش کشت ميشوند. يکي ديگر از نامهايي که تفرش به آن معروف است «شهر گردو و بادام» است. علت خوب بودن اين دو محصول در اين منطقه، وجود درصد کمي آهک در خاک منطقهاست. بزرگترين درخت گردو با محيط 6 متر و قطر 1,9 متر در روستاي دلارام (تراران) قرار دارد و سالانه پانزده هزار عدد گردو ميدهد.
حيات وحش
با توجه به آب و هوا و اقليمي که اين منطقه دارد، انواع وحوش از قبيل قوچ، بز وحشي، گرگ، روباه، شغال، کبک، تيهو، بلدرچين، غاز، مرغابي وحشي، جوجه تيغي، سگ آبي، انواع موش آبي و موش کور، لاکپشت، خوکچه وحشي، خفاش، جغد، عقاب، قرقي، شاهين، سهره، بلبل، قناري، دارکوب، شانه به سر، دم جنبانک، کبوتر چاهي، قمري، انواع مار سمي و مار آبي يافت ميشود.
آب معدني
يکي از جاذبههاي طبيعي تفرش آب معدني «چشمه گراو» است. اين چشمه به فاصله 5 کيلومتري تفرش ميان دو روستاي کبوران و طراران واقع گرديده و دسترسي به آن آسان است. آب آن معدني و داراي خواص درماني است.
آبياري
سيستم آبياري و هدايت آب، از ديرباز در اين شهر به صورت قنات و آب انبار بوده و ويرآبهاي متعددي با توانايي مهندسي بالا، جهت مصارف شرب يا کشاورزي ساخته شدهاست.
در سال 1385 خورشيدي شهر تفرش 5050 فقره انشعاب آب و 3800 فقره انشعاب فاضلاب، يک باب تصفيهخانه فاضلاب با ظرفيت تصفيه 20 ليتر در ثانيه داشت.
موقعيت و تقسيمات جغرافيايي
شهرستان دليجان در طول جغرافيايي 50 درجه و 16 دقيقه تا 51 درجه و 5 دقيقه و عرض جغرافيايي 33 درجه و 42 دقيقه تا 34 درجه و 18 دقيقه واقع شده شهر دليجان بهعنوان مرکز اين شهرستان در ارتفاع 1530 متري از سطح دريا قرار دارد اين شهرستان از شمال به استان قم و الز جنوب به استان اصفهان و از شرق به شهرستان کاشان و از غرب به شهرستان محلات همسايه بوده و مساحت آن 2170 کيلومتر مربع ميباشد که در حد 7,4 ? از مساحت استان است .
بر اساس تقسيمات کشوري شهرستان دليجان داراي دو شهر دليجان و نراق و يک بخش با نام بخش مرکزي، چهار دهستان و صد آبادي داراي سکنهاست که از اين تعداد 29 آبادي داراي 20 خانوار و بيشتر هستند. دهستانهاي شهرستان دليجان عبارتاند از:
دهستان دودهک
دهستان هستيجان
دهستان جاسب
دهستان جوشق
ويژگيهاي اقليمي آب و هوايي شهرستان دليجان
شهرستان دليجان در قلمرو آب و هوايي نيمه خشک قرار دارد و مرکز آن يعني شهر دليجان داراي زمستانهاي سرد و تابستانهاي نسبتاً گرم است متوسط بارندگي عمومي حدود 100 ميلي متر ميباشد که کمترين ميزان بارندگي را در ميان شهرستانهاي استان است .
سوغات شهرستان
جوزغند نبات حلوا شکري
جاذبههاي گردشگري
غار چال نخجير دليجان کاروانسراي دودهک پل شاه عباسي دودهک
جمعيت
بنابر سرشماري مرکز آمار ايران، جمعيت شهرستان دليجان در سال 1385 برابر با 44377 نفر بودهاست که از اين ميان 22624 نفر مرد و بقيه زن بودهاند.
کد تلفن : 866
نوبَران شهري است در بخش نوبران شهرستان ساوه استان مرکزي ايران. جمعيت اين شهر در سرشماري 1375 برابر با 1479 نفر بودهاست.
شهرک صنعتي نوبران به فاصله حدوداً 3 کيلومتري از شهر نوبران واقع شده و مساحت آن معادل 100 هکتار و سطح کاربري اراضي صنعتي آن تقريباً 56 هکتار ميباشد. اين شهرک در مجاورت جاده اصلي ساوه -همدان واقع و فاصله آن با ساوه 65 کيلومتر، غرقآباد 13 کيلومتر، همدان 125 کيلومتر، اراک 225 کيلومتر و تهران 185 کيلومتر ميباشد همچنين اين شهرک در فاصله 55 کيلومتري از خط راهآهن سراسري و ايستگاه راهآهن شهر صنعتي کاوه، 135 کيلومتري فرودگاه همدان و 65 کيلومتري گمرک ساوه قرار گرفتهاست.
در قديم
فرهنگ جغرافيايي ايران جلد يک مينويسد: نوبران قصبه مرکزي بخش مزدقانچاي شهرستان ساوه، در 60 هزار گزي غرب ساوه بر سر راه ساوه به همدان در منطقه کوهستاني سردسيري واقع است و 2469 تن سکنه دارد. آب قصبه از 10 رشته قنات کوچک و يک قنات بزرگ تامين ميشود. محصول عمده آن غلات و بنشن و سيب زميني و ميوههاي سردسيري و شغل مردم آن زراعت و قاليچهبافي و کارگري است. مزارع مادآباد، علي کوسج، مرسعليبلاغي، دوقان، قرهگل جزء اين قصبهاست.روستاي جلکبر يکي از روستاهاي تابعه اين بخش ميباشد.
جمعیت : 2128
کد تلفن : 256