شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
مَروَست شهری است در بخش مروست استان یزد ایران. جمعیت آن در سال ۱۳8۵ برابر با 7609نفر بودهاست.
مجموعه ابنیه تاریخی مرکزی مروست نقطه دیدنی تاریخ این شهر است. این مجموعه عبارت است از: مسجد شاه حسین مروست، متعلق به دوران قاجاریه (که در فهرست آثار ملی ثبت شدهاست)، مسجد حاجی قاسم، گنبدی، قلعه تاریخی 2000 ساله مروست، مسجد جامع، بقعه شیخ عبدالله و کاروانسرای شعبه.
در قدیم
در فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰ آمدهاست: مروست دهی مرکز دهستان هرات – مروست، بخش شهر بابک، شهرستان یزد، واقع در ۹۶ هزار گزی شمال باختری شهر بابک و کنار راه شوسه یزد به مروست، با ۲۵۴۲ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات است.
پیشینه
این شهر دارای پیشینهای چندین هزار ساله است. این شهر دومین مرکز شهری و تجاری استان یزد محسوب میشود و به واسطه بافت تاریخی ارزشمند خود تمام شهر در فهرست آثار تاریخی ایران به ثبت رسیده. لازم به ذکر است شهرک جهان آباد نیز از عمده ترین مراکز صنعتی این شهر میباشدواین شهرستان با تولید نیمی از کاشی وسرامیک کشور قطب این محصول محسوب میشود. میبد یکی ازکانونهای اولیه یکجانشینی درایران است که درواحه پهناوریزد واقع شدهاست. روزگاری درکناردریای ساوه قرار داشتهاست که از ساوه تا حاجی آباد نمک کشیده شده بود و ساکنان آن ازطریق این دریاچه رفت و آمد میکردند.(تاریخ یزد، جعفری) با توجه به پیداشدن سکه ضرب میبد دردوره ساسانی مشخص میشود که میبد دراواخردوره ساسانی شهری معتبر و با اهمیت بودهاست زیرا ازیکصدو یازده شهری که در ایران قبل از اسلام شناسایی شده ازتعداد معدودی ازآنها شرایط ضرب سکه و یا اجازه آن را داشتهاند.(شهرهای ایران، پیکولوسکایا) دلایل متعددی را میتوان نام برد که میبد و به ویژه نارین قلعه آن بیش ازمناطق دیگریزد، مسکون شده و اولین نقطه یکجانشینی دراین ناحیه بودهاست. جعفری، اولین مورخ یزدی قرن هشتم درمورد بنای نارین قلعه حکایت اسطورهای و افسانهای عنوان مینمایند که نشانگر آن است که حتی درآن زمان هم عامه و خاص ازدیرینه بودن این مکان مطلع بودهاند. وی میگوید که سلیمان نبی نارین قلعه را برای اختفای دفینه وگنج خود ایجاد نمود.نقش نگارهای که اخیراً درهمین مکان برروی تکه سفال پیدا شدهاست نشانگرواقعیتهای بسیاری است. نقش نیمه انسان – نیمه حیوان حک شده براین سفال مربوط به نوع اعتقادات مذهبی مردم این ناحیه بوده که شبیه همان نقش نگارهایی است که درتمدن هزاره سوم پیش ازمیلاد عیلامیها میباشد.(تاریخ عیلام، شیرین بیانی) نارین قلعه میبد درقرون اولیه اسلامی هم ازعظمت و اهمیت زیادی برخورداربوده ازقلاع غیرقابل نفوذ برای دشمنان بودهاست.
در مورد نام میبد سه نظر وجود دارد: ۱- در روزگارانی که میبد شهری بندری و مهم و دارای تاکستانهای بسیار وسیعی بودهاست انگور این تاکستانها به جاهای دیگر صادر میشده و لذا آن را صاحب می(می+ بد) نامیدهاند. ۲-می بد همان تغییر یافته «موبد» در دین زرتشت میباشد. ۳-یزدگرد سوم دارای سه سردار نامدار به نامهای میبدار، بیدار و عقدار بوده که هر کدام به آبادانی میبد، بیده و عقدا کوشیده اند. درتاریخ محلی یزد شهرساسانی میبد به عهد چند تن ازشاهان این خاندان ازجمله یزدگرد، قباد و انوشیروان نسبت دادهاند و به نام یکی ازسرداران و یا فرزندان شاه میخوانند از جمله آنکه یکی ازسرهنگهای یزدگرد را بانی شهردانستهاند اما احمد کاتب روایتی دارد که بنای مدینه میبد به عهد پادشاهی قباد نسبت دادهاست. بنای مدینه میبد به واسطه شاه موبد شد و چون شاه موبد مدینه میبد تمام کرد او را «موبدگرد» نام نهاد و به مرور ایام (گرد) را محذوف کردند و موبد را میبد گفتند. به طورکلی نام میبد (میبذ) به نوبه خود مهرو نشانی ازدوره ساسانی است، به روایتی دیگر به دلیل مساعد بودن آب و هوای این شهر یکی از سرهنگان یزدگرد همان مهبود ازسپهبدان نامدار عهد قباد و انوشیروان در این شهرسکنی گزیده و نام این شهر درگذر زمان بعد از دگرگونی میبد تغییریافتهاست.البته دیدگاه دیگری بر این باور است که این سرهنگ لقب میبدار را به واسطه فرماندهی این ناحیه بدست اوردهاست نه اینکه میبد بواسطه این سرهنگ. متاسفانه بعلت ندانم کاریها و کوته بینیهای مقامات شهری، بالاخص شهرداری، عدم درک ارزش آثار باستانی و سلطه نوعی تفکر وهابی گری که در مقابل اماکن مذهبی بقیه آثار قدیمی را بر نمیتابد بافت تاریخی شهر که یادگار ایران باستان بوده بطرز فاجعه باری صدمات فراوانی دیدهاست که غیر قابل جبران میباشد. سیاستهای ابلهانه تعریض کوچهها، تخریب قلعه و استفاده از زمین آن برای بنیاد مدرسه، احداث خیابان در مرکز محلات، ثبت آثار تاریخی بعنوان املاک فردی و آنگاه تخریب آنها توسط جمعی فرصت طلب و سودپرست و عدم ممانعت از آن توسط ادارات و مقامات فاسد محلی میبد را اکنون بصورت ده-شهری در آوردهاست که اکثر یادگارهای تاریخی آن قربانی شدهاند.
میبد و صنعت
اساس اقتصاد شهر میبد بر صنعت استوار است. مهمترین صنایع میبد عبارتند از سفالگری، کاشی و سرامیک و ذوب آهن. کارخانه های متعدد کاشی و سرامیک سازی، میبد را به قطب صنعت کاشی و سرامیک ایران تبدیل کردهاست. هم اکنون بیش از یک چهارم کاشی ایران در میبد تولید میشود. سفالگری پیشه دیرینه مردمان این دیار بودهاست و امروزه نیز سفال میبد به سرتاسر دنیا صادر میشود. به طور کلی رونق صنعت سفالگری و کاشی و سرامیک در میبد را باید در چهارچوب پیوند صنعت و سنت ارزیابی کرد. بزرگترین مرکز پرورش بلدرچین کشور که رتبه دوم خاورمیانه را نیز دارا میباشد در شهرستان میبد واقع است.
آموزش عالی
میبدیان تقریبا هر ساله از نظر ضریب پذیرش در کنکور سراسری دانشگاهها رتبه اول کشور را احراز کردهاند. آمار، رقم پذیرش ۵/۱۶ درصد را به ما نشان میدهد. میبد دارای چندین واحد آموزش عالی میباشد که نزدیک به ۹۰۰۰ دانشجو در آنها مشغول به تحصیل میباشند.
جغرافیا و اقلیم شهرستان میبد
مخوفترین کویرهای جهان در داخل لگن بزرگ و بسته فلات ایران واقع شدهاند، که دشت رسوبی و پر دامنه یزد، یکی از حوضههای شاخص جغرافیایی آن است. گستره این دشت از دامنههای شیرکوه در جنوب آغاز میشود و با شیب ملایمی تا کویر سیاهکوه در شمال، در مسافتی بیش از یکصد کیلومتر ادامه مییابد. شهر میبد در بخش میانی این دشت واقع است. به طور کلی رشته کوههایی که دور تا دور فلات مرکزی را در برگرفتهاست سبب شده که دامنههای خارجی فلات، از رطوبت بیشتری برخوردار بوده و دامنههای داخلی آن خشک باشد. بنابراین کمبود نزولات جوی و آفتاب داغ آسمان صاف ایران، زندگی تبآلودی را در حاشیه کویر به وجود آوردهاست. میبد در ۵۴ درجه و ۲ دقیقه و ۱۰ ثانیه طول جغرافیایی و ۳۲ درجه و ۱۴ دقیقه و ۴ ثانیه عرض جغرافیایی واقع بوده و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۲۳۴ متر میباشد. شهر میبد در شمال غرب شهر یزد، کنار جاده تهران – بندرعباس و راهآهن تهران – کرمان و در حاشیه کویر مرکزی ایران قرار دارد. اراضی خاوری آن دشت و هموار است و از سوی غرب به کوهپایه و ارتفاعات جنوبی عقدا منتهی میگردد. شهرهای یزد، صدوق و اردکان به ترتیب همسایگان جنوب شرق، جنوب و شمال این شهرستان هستند. مساحت کل شهر میبد بر اساس طرح هادی، ۵/۱۹ کیلومتر مربع (۱۹۵۲هکتار) میباشد که از این اراضی بخشهای کشاورزی و باغات ۲۸۲ هکتار، اراضی مسکونی ۲۶۲ هکتار، موات و بایر ۴۵۲ هکتار است. بررسی میبد و نحوه استقرار آن نشان میدهد که توپوگرافی، آبهای تحتالارضی و استخراج آب (قنات) در شکلگیری شهر نقش مهمی داشتهاست. میبد در کنار مسیل رودخانههای قدیمی و در جوار راه قدیمی ری – کرمان به صورت مجتمعهای زیستی اولیه شکل گرفتهاست. این شهر بر روی شیب طبیعی که از جنوب به شمال بوده قرار دارد. این شیب به صورتی است که روستای رکنآباد در جنوب شهر حدود ۲۰ متر بلندتر از روستای عشرتآباد در شمال شهر است.
وضعیت اجتماعی شهرستان میبد
این شهرستان به لحاظ تراکم نسبی جمعیت، بعد از یزد قرار دارد. در حال حاضر جمعیت این شهرستان بالغ بر ۶۲۲۸۶ هزار نفر است. شهرستان میبد بر پایه تقسیمات کشوری که توسط دفتر تقسیمات کشوری وزارت کشور انجام گرفته شامل یک بخش مرکزی شهر میبد و دو دهستان: بفروئیه و شهیدیه و ۹۷ آبادی است. کشاورزی میبد رونق دارد و از دیرباز کشاورزی از کارهای مهم آن بودهاست و هنوز بخش بزرگی از زمینهای پیرامون شهر در محلهها به کشت یا به باغ انار اختصاص دارند. در زمینهای خارج از محدودهٔ شهری نیز کشت گندم، صیفی، یونجه، پسته، پنبه و دیگر فرآوردههای کشاورزی رواج دارد. در گذشته کشتزارهای پنبه در این ناحیه زیاد بودهاست، ولی امروزه به دلیل کمی درآمد اقتصادی آن و کم شدن آب میبد جای خود را به باغهای انار و… دادهاست. مهمترین نقاط دامپروری میبد، آبادیهای کوهپایهای باختر و روستای حسن آباد است. همچنین شماری مرغداری نیز در میبد وجو دارد که علاوه بر تأمین نیاز ناحیه به دیگر نقاط نیز مرغ صادر میشود. صنایع دستی مردم این دیار زیلوبافی، سرامیکسازی، سفالسازی، کرباسبافی، فرشبافی و موتابی است که از گذشته دور در این ناحیه رواج داشتهاست. همه ساله زیلوهای بافت میبد و فرآوردههای سرامیکسازی آن به دیگر شهرهای استان یزد و سایر نقاط ایران صادر میشود. دانشگاه آزاد میبد با بیش از ۴۰۰۰ دانشجو در رشتههای کارشناسی سرامیک، عمران، حقوق، مترجمی زبان انگلیسی، زراعت، مرتع و آبخیز داری، کامپیوتر و… فعالیت دارد. میبد یکی ازکانونهای اولیه یکجانشینی درایران است که درواحه پهناوریزد واقع شدهاست.روزگاری درکناردریای ساوه قرار داشتهاست که از ساوه تا حاجی آباد نمک کشیده شده بود و ساکنان آن ازطریق این دریاچه رفت و آمد میکردند.(تاریخ یزد، جعفری) با توجه به پیداشدن سکه ضرب میبد دردوره ساسانی مشخص میشود که میبد دراواخردوره ساسانی شهری معتبر و با اهمیت بودهاست زیرا ازیکصدو یازده شهری که در ایران قبل از اسلام شناسایی شده ازتعداد معدودی ازآنها شرایط ضرب سکه و یا اجازه آن را داشتهاند. دلایل متعددی را میتوان نام برد که میبد و به ویژه نارین قلعه آن بیش ازمناطق دیگریزد، مسکون شده و اولین نقطه یکجانشینی دراین ناحیه بودهاست. جعفری، اولین مورخ یزدی قرن هشتم درمورد بنای نارین قلعه حکایت اسطورهای و افسانهای عنوان مینمایند که نشانگر آن است که حتی درآن زمان هم عامه و خاص ازدیرینه بودن این مکان مطلع بودهاند. وی میگوید که سلیمان نبی نارین قلعه را برای اختفای دفینه وگنج خود ایجاد نمود.نقش نگارهای که اخیراً درهمین مکان برروی تکه سفال پیدا شدهاست نشانگرواقعیتهای بسیاری است. نقش نیمه انسان – نیمه حیوان حک شده براین سفال مربوط به نوع اعتقادات مذهبی مردم این ناحیه بوده که شبیه همان نقش نگارهایی است که درتمدن هزاره سوم پیش ازمیلاد عیلامیها میباشد.(تاریخ عیلام، شیرین بیانی) نارین قلعه میبد درقرون اولیه اسلامی هم ازعظمت و اهمیت زیادی برخورداربوده ازقلاع غیرقابل نفوذ برای دشمنان بودهاست. شخصیتهای میبد: اندیشمندان، ادیبان، سیاستمداران و روحانیون بزرگی از این شهر برخاستهاند. ازجمله:ابوالفضل رشیدالدین میبدی صاحب تفسیر ارزشمند «کشف الاسرار» در قرن ششم هجری، قاضی میرحسین میبدی، خطیرالملک وزیر دربار سلجوقیان، آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری میبدی بنیانگذار حوزه علمیه قم و استاد امام خمینی، دکتر آیت الله مرتضی حایری و آیت الله مهدی حایری(فرزندان حاج شیخ عبدالکریم)، ایت الله حاج شیخ علی حایری بارجینی، حسین مکی، سرلشکر دکتر فیروزابادی وامامی میبدی… را میتوان نام برد. متاسفانه بعلت ندانم کاریها و کوته بینیهای مقامات شهری، بالاخص شهرداری، عدم درک ارزش آثار باستانی و سلطه نوعی تفکر وهابی گری که در مقابل اماکن مذهبی بقیه آثار قدیمی را بر نمیتابد بافت تاریخی شهر که یادگار ایران باستان بوده بطرز فاجعه باری صدمات فراوانی دیدهاست که غیر قابل جبران میباشد. سیاستهای ابلهانه تعریض کوچهها، تخریب قلعه و استفاده از زمین آن برای بنیاد مدرسه، احداث خیابان در مرکز محلات، ثبت آثار تاریخی بعنوان املاک فردی و آنگاه تخریب آنها توسط جمعی فرصت طلب و سودپرست و عدم ممانعت از آن توسط ادارات و مقامات فاسد محلی میبد را اکنون بصورت ده-شهری در آوردهاست که اکثر یادگارهای تاریخی آن قربانی شدهاند.
سوابق و پیشینه تاریخی میبد
بر اساس شواهد موجود و یافتههای بررسیها، بنیاد اولیه شهر میبد متعلق به ادوار کهن تاریخ ایران است. بر اساس یک افسانه، میبد در روزگار «کیومرث» بنیانگذاری شد و نخستین ساکنان این سرزمین یعنی اهالی فیروزآباد، مهرجرد، بیده، میبد و بارجین در دهانه رودخانههای قدیمی میبد یا به فاصلهای نزدیک از مصب آنها استقرار یافته و از راه آب و دریا به این سرزمین پا گذاشتند. به دلیل آنکه امکان تأمین نیازهای اولیه از جویبارهای دائمی یا فصلی بستر این رودخانه میسر بود. ولی پس از تغییرات اقلیمی و کاهش آبهای سطحی منطقه، اهالی آن به فنون آبیابی و کاریزکنی دست یافتند. «میبد» یکی از نمونههای نادر شهرهای باستانی ایران به شمار میرود، هرچند که بافت سنتی آن گزندهای فراوان دیدهاست، امّا هنوز بسیاری از پدیدهها و عناصر شهری قدیم، مانند راههای باستانی، بناها و تشکیلات وابسته به آن، کهندژ، شارستان، بیرونهها و آثار گسترش شهری و بازمانده بناهای کهن را میتوان در آن تشخیص داد. کهنترین سند هویت تاریخی و آغاز شهرسازی در سرزمین یزد، «نارین قلعه» میبد است. این کهن دژ همچون پیری خسته و خاموش سرگذشت سالیان درازِ رنج و آسایش مردمان این دیار را به یاد دارد. گسترش شهر بر اساس طرح و نقشه سنجیدهای صورت گرفت که در آن زمان برای پیریزی یا توسعه شهرها به کار میبردند و در همه جای ایران کم و بیش همانند بود. نقشه منظم شهرهای ساسانی بیشتر بصورت شبکه مستطیل مانند با محورهای اصلی متقاطع و فرم چلیپایی بودند که خندق و حصاری محکم آن را فرا میگرفت. ابتدا و انتهای محورهای اصلی (شاهراهها – شاهکوچهها) به چهار دروازه میرسید. در این دوره، بر اساس یک باور ایرانی بر آن بودند که جهان چهار بخش دارد و شهرها را باید طوری بسازند که درهای آن به چهارسوی جهان گشوده باشد. این چهار سو را «چهارکوستیک» میخوانند. طرح گسترش شهر میبد در زمان ساسانیان دارای همین ویژگیهاست، تقریباً تمامی شالوده دیوارهای گرداگرد شهر و بخش قابل توجهی از خندقها و دروازههای چهارگانه آن هنوز باقی است و با گذشت قرنها و تغییرات گوناگون که غالباً تدریجی و گهگاه سریع و توسط فرمانروایان صورت گرفتهاست، شبکه اساسی شهر در محدوده «شارستان» هنوز آشکارا قابل شناسایی است. سکههای به جای مانده از دوران پوراندخت ساسانی که در این شهرستان ضرب میشد، از جمله اسناد تاریخی است که اهمیت سیاسی و مدنیت شهرستان میبد را در دوران ساسانی نشان میدهد.
میبد در کتب:
احمد بنحسین بن علی کاتب در کتاب تاریخ جدید یزد مینویسد سه سرهنگ یزدگرد به نامهای بیدار و عقدار و میبدار، در سه منطقه سه دیه به نامهای بیده و عقدا و میبد ساختند. سید عبدالعظیم پویا در کتاب سیمای باستانی شهر میبد میگوید نام میبد نیز خود مهر و نشان ساسانی دارد تا آنجا که میدانیم نام میبد (میبذ) که از واژههای فارسی میانهاست در دوره ساسانی به این شهر اطلاق گردیدهاست. ابن اثیر مورخ قرن ۶ در گزارش جنگهای داخلی آلسلجوق آوردهاست. هنگام محاصره اصفهان توسط برکیارق، خطیر الملک میبدی وزیر سلطان محمد بن ملکشاه از دروازهای که به او سپرده شده بود اصفهان را ترک و به زادگاه خود، میبد رفت. در زیر به شرح آثار و ابنیه میبد که مراد از آن آبادی وسطی این بخش است که به طور مطلق میبد گفته میشود و در دو طرف خیابان اصلی قرار دارد، میپردازیم:
نارنج قلعه (نارین قلعه)
مهمترین بنای میبد، قلعه تاریخی و قدیمی آن است که ذکر آن در کتب قدیم بدین شرح مذکور افتادهاست: روایتی که در تاریخ جدید یزد در باب قلعه میبد آمده بدین شرح است: «اما قلعه در زمان سلیمان پیغمبر علیه السلام ساختند و آن چنان بود که در زمان سلیمان علیه السام، فارس تختگاه سلیمان بود…. چنانکه مشهور و مذکور است سلیمان بفرمود که دیوان، در کوهی که قابل قلاع باشد به جهت حفظ خزینه، قلعه بسازند…. دال دیو بدین کوه رسید….. خبر به سلیمان رسید. فرمود که بر این پشته، از گل و سنگ، قلعه حصین دال دیو بسازد. دال دیو به فرمان سلیمان، قلعه میبد بساخت… و چون سلیمان وفات کرد بوم لرزی پیدا شد… و اکنون که حصار او کندهاند همچنان سخت ترین قلاع است و او را قلعه دالان خوانند….» مطالب تاریخ جدید یزد که در تاریخ یزد و جامع مفیدی هم با تفاوتهای مختصر دیده میشود، حکایت از قدمت قلعه دارد.مشاهده قلعه و مخصوصاً خشتهای قطور و بزرگ آن خود نیز موید کهنگی آن است. امروزه در محل، قلعه موجود را با نسبت «دالان» نمیخوانند و نامی است که متروک شدهاست. این تسمیه قدیم باید ماخوذ از «دال» باشد که نام مرغان بزرگ شکاری از نوع عقاب است. نظیر این اسم به شکل «دالدون» بر کوهی در نزدیک میمند شهر بابک اطلاق میشود. اهمیت قلعه میبد مربوط به عهد سلاطین آل مظفر است که در عمران و آبادی میبد کوشا بودند و قلعه آنجا پناهگاه محلی آنان بود و بنابر قول مولف تاریخ جدید یزد، محمد بن مظفر در سال ۷۳۷ «خزینهای که در یزد بود تصرف کرد و لشکر را مرسوم داد و قلعه دالان میبد را عمارت کرد و خندق دور کرد.» بقایای کنونی قلعه میبد، با وجود خرابیهایی که به مرور ایام بر آن روی آورده دیدنی است و متاسفانه در این سالها به سبب ایجاد خیابان، قسمتی از آن خراب و تسطیح شدهاست. قسمتهای مختلف قلعه بر سطح تپهای در چهار طبقه قرار دارد و هر طبقه بر طبقه دیگر اشراف دارد. بنای ارگ آن در مرتفع ترین نقطه تپه واقع شدهاست و یک طبقه هم در قسمت زیر قرار که اطاقکهای کنده شده در دل خاک است از نوع بوکن یا بوکنه. اطراف قلعه، خندق عظیمی بوده که بعضی قسمتهای آن به باغ تبدیل شدهاست.
کاروانسرا
به رباطهای بزرگ و جامع کاروانسرا میگویند چه در شهر و چه در بیرون از آن باشد. کاروانسرا علاوه بر اتاق و ایوان دارای باربند و طویله و انبار است و اغلب ورودی آنرا بازار کوچکی به نام علافخانه تشکیل میدهد و بر روی سر در آن چند اتاق پاکیزه قرار دارد که به کاروانسالار اختصاص دارد.
انواع کاروانسراها از لحاظ کاربری خاص
کاروانسراهای شاهی
هزینه بنای این کاروانسراها از موجودی خزانه کشور تامین میگشته. این نوع ابنیه باعث آبادی کشور و فزونی اعتبار خزانه شاهی میگردید.
کاروانسراهای خصوصی
به وسیله اشخاص یا اوقاف برای استفادههای خصوصی برپا شدهاست مانند مسافرخانهها
کاروانسراهای خیریه
این دسته علاوه بر کاروانسرا شامل آب انبار و پناهگاههایی نیز هست که به وسیله اشخاص خیر بنا شدهاست.
کاروانسراهای شهری
اتاقهای این کاروانسرا به مبلغ دو درصد فروشی که در آنجا انجام میگیرد، اجاره داده میشد. برای کاروانسراهاعلاوه بر مقررات بالا عواید گمرکی و عوارض دیگری مانند عوارض راهداری هنگام عبور از پلها یا گدارههای رودخانه یا چشمه را باید اضافه نمود.
انواع کاروانسراها از لحاظ محل احداث
کاروانسراهای کوهستانی
این بناها معمولا شامل اتاقهای کوچکی هستند که به آسانی گرم میشوند و در شبهای سرد زمستان پناهگاه خوبی به شمار میآیند. بندرت در کنار این نوع پناهگاهها حیاط کوچکی قرار دارد و تقریبا تمام این پناهگاههای کوهستانی با سنگهایی که در همان جا قرار داشت، ساخته شدهاند.
کاروانسرا در دشت
این کاروانسراها از یک سو محل اقامت موقت و استراحتی برای مسافران و کاروانیان بودند و از سوی دیگر در بسیاری از موارد مکانهای بسیار مناسبی برای دفاع در برابر راهزنان به شمار میرفتند. در زیر به یک نمونه از معروفترین کاروانسراها که در میبد واقع است، اشاره میکنیم:
سامانه کاروانی میبد
سامانه کاروانی میبد، یک مجموعه معماری کهن است که کارکرد اصلی آن تأمین رفاه کاروانیان، خدمات سفر و گردشگری، راهداری و نیز انجام مبادلات پستی و ارتباطی قدیم بودهاست. این مجموعه در مسیر شاهراه باستانی «ری – کرمان، در پشت دروازه غربی شارستان قدیم میبد شکل گرفته و از دورههای دور تاریخی تا پنجاه سال پیش، کارکرد پررونقی داشتهاست. رباط میبد، در واقع یک ایستگاه بزرگ کاروانی در مسیر این معبر شرقی – غربی ایران بودهاست که از شرق به سوی یزد ـ کرمان و سیستان تا ماوراء النهر و از سوی غرب به عقدا، نائین و اصفهان، کاشان و ری تا بین النهرین میرسیدهاست. با توجه به موقعیت دوایالت مهم باستانی ایران یعنی (ری و کرمان) در این مسیر، آن را شاهراه ری – کرمان خواندهاند. این راه علاوه بر اینکه معبر دیرین نظامی و بازرگانی منطقه بودهاست، پس از اسلام، مسیر عمدهٔ رفت و آمدهای زیارتی مکه و حجاز و نیز عتبات کربلا و نجف گردید ؛ چنانکه تا همین اواخر، به نام «راه کربلا» خوانده میشد و راهی پررفت و آمد بود با توجه به نیاز حیاتی کاروانیان به «آب» وجود سرچشمه کاریز کهن «کثنوا» را میتوان عامل اصلی بنیاد این مجموعه دراین نقطه از شهر به حساب آورد. در این ایستگاه کاروانی، طی سدهها و سالیان گذشته، بر پایه واقعیتها و نیازها، عناصر متعددی با کارکردهای ویژه پدید آمده که هر یک به نوعی در پایداری این سامانه مؤثر بودهاند و عبارتند از: ۱-سرچشمه و بخشگاه قنات ۲-برج و بارو ودروازه شارستان ۳-کاروانسرا (رباط) ۴-آب انبار ۵-چاپارخانه ۶-یخچال خشتی ۷-گورستان
سرچشمه و بخشگاه آب قنات
برای کاروانیانی که از پهنه بیابان میرسیدند، آب نخستین و مهمترین نیاز بودهاست وسامان دهندگان راهها ناگزیر بودهاند به هر طریق ممکن، آب مورد نیاز منزلهای کاروانی را تأمین کنند و یا ایستگاهها را در آبگاههای پایدار بنا سازند. با این حساب، وجود سرچشمه کاریز خوش آب «کثنوا» عنصر اصلی و اولیه شکل گیری این سامانه کاروانی در این نقطه بودهاست.
برج و بارو و دروازه شارستان
بخشی از برج و بارو و خندقها و نیز دروازه غربی شارستان قدیم میبد، درست در ضلع شرقی ستگاه کاروانی و چسبیده بهآن، دیده میشود. این همسایگی بسیار نزدیک با شهر و امکان برخورداریهای گوناگون از آن در دنیای پر بیم و هراس قدیم، موقعیتی بسیار ویژه برای این ایستگاه به شمار میآمدهاست ؛ بنا بر این امتیازها، سامانه کاروانی میبد طی سدههای گذشته همواره پایداری وتوسعه یافتهاست.
کاروانسرا رباط
این کاروانسرا که گویا بر جایگاه کاروانسرای قدیمی تری ساخته شده، از جمله کاروانسراهای سبک صفوی و یکی از کاملترین کاروانسراهای بین راهی به شمار میرود. ساختمان کاروانسرا شامل: ساباط (با پوشش یزدی بندی)، ایوانهای بیرونی، هشتی ورودی، حیاط مرکزی، حوضخانه و مهتابی و چهار هشتی زیبا و فضاهای سرپوشیده (سول) شرقی و غربی و جمعاً صد ایوان و اتاق و اجاق برای استفاده کاروانیان بودهاست. هم اکنون اداره میراث فرهنگی میبد و یک مرکز فرهنگی (کتابخانه مرکز اسناد) در بخشی از بنا استقرار یافته و سول (سالن) شرقی آن جایگاه موزه زیلوهای تاریخی میبد و سول (سالن) غربی آن نیز به عنوان رستوران سنتی و کافی شاپ (سفره سرای شاه عباسی)زیر نظر «شرکت تعاونی جهانگردی جاده ابریشم میبد»مورد استفاده همگانی است.
برج کبوتر خانه
این بنا در جنوب شرقی باروی قدیم میبد واقع است(محل کنونی فرمانداری میبد)بنا از خارج به صورت برجی مدور و آراسته به نقشهای ویژه و از داخل دارای سه طبقه و مجهز به هزاران لانه برای جلب و نگهداری پرندگان مهاجر است.برج کبوتر خان هم به لحاظ حمایت از پرندگان بی پناه و هم به جهت استفادهای که در گذشته از کود آنها برای کشاورزان میکردند شایان توجهاست.
سلطان رشید (سلطون رشید)
در نزدیکی و روبروی قلعه، یک بنای قدیمی قرار دارد که بنا به اظهار مردم محل، مزاری بوده. ظاهر آن نیز همین حکم را میکند. همین قسمت بازمانده شباهت تام و تمام به چند بقعه تاریخی و مرتفع یزد و ابرقو و مروست دارد که همه مزار بزرگان و از آثار قرون هفتم و هشتم هجری است. بلندی بدنه باقی مانده که قسمت سردر ورودی است، هشت متر است و از قسمت داخل سفید کاری بوده و مختصری از تزیینات و رنگ آمیزی قدیم آن نیز باقی است.
قلعه بشنیغان
در قسمت شمال بشنیغان، در گودی کنار جاده کنونی، قلعه چهار ضلعی ای با هشت برج قرار دارد که اکنون نیز مورد استفاده برای انبار جنس است. در قسمت بالای برجهای قلعه، نقوش زیبایی طرح شدهاست. ظاهراً این قلعه از اوایل عصر قاجاری است.
مسجد جامع میبد
مسجد جامع میبد مجموعهای از چند مسجد است که گونههای فضایی متنوعی را با طرحهای چندگانه عرضه مینمایند. این مسجد از نوع مساجد ایوان دار مرسوم در منطقه یزد است که از صحن مرکزی (حیاط) رو باز با طرح تکرار طاقنما در بدنهها، و فضاهایی چون گنبد خانه و ایوان وسیع و بلند و شبستانهای کناری به عنوان بخش تابستانه در جهت قبله و شبستانهای زمستانه (یا گرمخانه) در سه جهت دیگر تشکیل شده و ورودی اصلی آن با سر در نسبتاً بلندی از طرف کوچه شرقی، با گذر از یک فضای تقسیم (هشتی) به صحن باز میشود.مسجد کوچک حاجی حسنعلی در نبش شمال شرقی مجموعه، دارای صحن طاقنما دار و شبستانی در جهت شمال میباشد که به فضای مخروبه پشت، متصل است. مسجد حسنی (امام حسن ع) در شمال غربی مجموعه دارای گنبد خانهای است، با دو ردیف شبستان در جهت غرب و شرق و یک ردیف در جهت شمال که ورودی این بخش، نیز از همین جبههاست. فضای بدون ساخت وساز غربی نیز در گذشته محل مسجدی بوده که اکنون وجود ندارد. به طورکلی ساختمان کهن مجموعه با خشت و گل بنا گردیده وچندان تنوع مصالح ندارد. پوسته داخلی ایوان، پیشانی سرپایههای نمای صحن، در چهار طرف و پوسته بیرونی گنبد، با طرحهای ساده هندسی آجری کارشدهاست. حداقل آرایهها در فضای معماری اصیل مسجد به چشم میخورد. بر کتیبه کاشی معرق که در بدنه داخلی محراب، انتهای گنبد خانه نصب است تاریخ ۸۶۷ ه. ق و نام دوازده امام و بر کتیبه چوبی درب ورودی تاریخ ۹۱۳ ه. ق و آیهای از قران نگاشته شدهاست. مسجد جامع میبد بنا به نوشتههای تاریخی و مستندات معماری و باستان شناسی، از جمله مساجد کهن تمدن اسلامی ایران محسوب میشود. بنیان مسجد، مربوط به حدود سده دوم هجری است که شواهد و مدارک حکایت از طرح مسجدی شبستانی با صحن و فضای سر پوشیده دارد. عمق شبستان در جهت قبله برابر با دو فرش انداز بوده و نبش پایهها، نیم ستونهایی داشته که قوسهای باربر بر آنها استقرار داشتهاست. مسجد این زمان در کنار مساجد کهن نخستین فهرج، ساوه، اصفهان، دامغان و یزد قرار میگیرد. همزمان با تحولات معماری در گستره تمدن ایران و وارد شدن عناصر فضایی ایرانی، در طرح فضایی و نقشه مسجد جامع میبد نیز، تغییر ایجاد شد. به این صورت که بنا از طرح شبستانی به مسجدی گنبدی و ایوان دار تبدیل شده و به سوی غرب گسترش پیدا کرد و منارهای قطور و بلند در انتهای ضلع شمالی به مجموعة فضایی افزوده گردید. (در حدود سده ششم هجری) اما گسترش تاریخی بنای مسجد جامع پس از سدة هفتم اتفاق افتادهاست. گنبد خانة خشتی و شبستان اطراف آن که به نام امام حسن (ع) شهرت دارد، در شمال غرب به مسجد افزوده و فضای پشت مناره نیز جزء بخش سر پوشیده مسجد شد. مسجدی ایوان دار در سمت غربی مسجد قدیم الحاق گردید که آخرین حد گسترش فضایی بوده که تا چند سال پیش نیز آثار آن در زمین مسطح و خالی فعلی وجود داشت. جهت قبله در فضاهای مربوط به دورة گسترش، نسبت به مسجد قدیمی انحراف دارد. در حدود سدة نهم هجری تعمیرات و تغییراتی در بخشهای مختلف پس از آسیبهای وارده به بنا صورت گرفته و محراب فعلی جایگزین محراب قدیمی شد؛ تاریخ ۸۶۷ نیز مربوط به همین زمان است. تغییر در طرح صحن مسجد و ساخت شبستان شمالی در جای فضاهای قدیمی و بخشی از مناره، بعدها در بنا بوجود آمد. آخرین تغییرات و تحولات اساسی مسجد مربوط به دورة قاجار میشود که شامل ساخت مسجد حاجی حسنعلی در شمال شرقی مجموعه و شبستان زمستانی حاجی رجبعلی در بخش غربی صحن، با جهت قبلهای متفاوت از فعالیتهای دو برادر خیّر میبدی است که جایگزین ساختارهای قدیمی گردیدند. مسجدی نسبتاً بزرگ، با حیاط و ایوان تابستانی و گرمخانه مفصل زمستانی است. آثار تاریخی و دیدنی آن به شرح زیر معرفی میشود: ۱- در بزرگ ورودی، ساخت سال ۹۱۳ هجری که بر دو لنگه آن در دو کتیبه به خط نسخ کنده شدهاست: قال الله تبارک و تعالی و تقدس، و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا، ۲- در محراب گرمخانه، سنگی قهوهای رنگ به اندازه ۴۵ × ۷۶ سانتی متر نصب و بر سطح آن به کوفی کهنهای عبارات زیر نقر شدهاست: حاشیه:بسم الله الرحمن الرحیم. قل هو الله احد، … کفواً احد. در قوس:لا اله الا الله، محمد رسول الله زیر قوس:الله اکبر کبیرا، الملک لله ×دنباله اش خوانده نشد. ۳-در محراب ایوان تابستانی یک قطعه سنگ قبر خوش تراش با خطوط کوفی تزیینی و نقوش، مربوط به قبر دختر مولف کشف الاسرار به اندازه ۴۸ × ۷۸ سانتی متر نصب است؛ با این عبارات: حاشیه اول:بسم الله الرحمن الرحیم. ان الذن قالو ربنا الله ثم استقامو، تتنزل علیهم الملائکة الا تخافوا… نحن اولئاوکم فی الحیوة. حاشیه دوم:بسم الله الرحمن الرحیم. الله لا اله الا هو… و ما خلقهم. حاشیه سوم: بسم الله الرحمن الرحیم. شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوا العلم قائماً بالقسط، لا اله الا هو العزیز الحکیم. پیشانی: لا اله الا الله، محمد رسول الله. درقوس: بسم الله الرحمن الرحیم. قل هو الله احد، … کفواً احد. متن: هذا قبر السعید فاطمه بنت الامام سعید رشید الدین ابی الفضل ابن ابی سعد بن احمد مهریزد، رحمة الله علیها، توفی فی جمادی الاولی سنه اثنی و ستین و خمس مائه. ۴- در قسمت فوقانی محراب، کتیبه کاشی معرقی به شکل مربع که وسط آن خالی است قرار دارد و حاشیهای را تشکیل داده که در داخل آن دوازده امام نوشته شده. تاریخ این کتیبه صفر سال ۸۶۷ هجری است. ۵- یک قطعه زیلوی وقفی کهنه در صحن ایوان پهن است به اندازه ۷٫۴۰ × ۳٫۱۴ متر که نقش بیست و چهار سجاده در آن بافته شدهاست: وقف صحیح شرعی نمود جناب ستوده آداب، حاج الحرمین الشریفین، حاجی عبد الرشید خلف مرحوم عبد العلی میبدی این زیلو را بر پلیثه تحت قبه مسجد جامع مزبور. بیرون نبرند مگر در شبستان مسجد مزبور برند. تحریراً فی شهر ربیع الثانی سنه ۸۰۸، عمل استاد علی بیدک ابن حاجی میبدی.
مشاهیر
شاهان آل مظفر به سرسلسلگی امیر مبارز الدین میبدی از این خطه برخاستهاند. شاه شجاع، ممدوح شاعر بزرگ ایران حافظ، و شاه منصور که با تهور خارق العاده در مقابل حمله تیمور مقاومت نمود از دیگر ساهان این سلسله میباشند. شخصیتهای میبد: اندیشمندان، ادیبان، سیاستمداران و روحانیون بزرگی از این شهر برخاستهاند. ازجمله:ابوالفضل رشیدالدین میبدی صاحب تفسیر ارزشمند «کشف الاسرار» در قرن ششم هجری، قاضی میرحسین میبدی، خطیرالملک وزیر دربار سلجوقیان، آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری میبدی بنیانگذار حوزه علمیه قم و استاد امام خمینی، دکتر آیت الله مرتضی حایری و آیت الله مهدی حایری(فرزندان حاج شیخ عبدالکریم)، ایت الله حاج شیخ علی حایری بارجییی، حسین مکی، سرلشکر دکتر فیروزابادی وامامی میبدی… را میتوان نام برد.
جمعیت
جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۶۵۰ خانوار) ۲٬۳۵۱نفر بودهاست.
در قدیم
قدیمی ترین اثر تاریخ دار ندوشن منبر چوبی مسجد جامع است که مربوط به قرن ششم هجری است در کتب تاریخی یاد ندوشن در تاریخ یزد بکرات آمده است آل مظفر در شروع کار خود راه داری میبد وندوشن را برعهده داشتند و در دوران اتابکان یزد از شکارگاهای پر برکت ندوشن بارها نام بمیان آمده است وجود رباط خرگوشی که بنا به گفته ایرج افشار بزرگترین وخوش طرحترین رباط عهد شاه عباسی است نشان از اهمیت ندوشن و مسیر عبور آن در عهد مذکور را دارددر برخی از کتب تاریخی راه اصلی پارس به سمت سیستان از ابرقو ندوشن ومیبد می گذشته است. فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ۱۰ در مورد ندوشن مینویسد: ده مرکزی دهستان ندوشن بخش خضرآباد شهرستان یزد است، در ۳۴۰۰۰ گزی شمال غربی خضرآباد در منطقه کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۱۹۷۴ نفر سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و کرباسبافی است در گذشتههای دور شغل مردم ندوشن عمدتا استخراج فلز و صنعتگری بوده است آثار وبقایای این امر در معادن باستانی مس وآهن ندوشن مشهود است ولی با تغییر صنعتی این مشاغل در ندوشن رنگ باخته است همچنین بدلیل مراتع مناسب عدهای از عشایر به مراتع ندوشن کوچ کرده وسپس در ندوشن سکنی گزیده اند.
آثار باستانی
ندوشن دارای آثار باستانی زیادی است، که میتوان از منارجنبان ندوشن نام برد[نیازمند منبع]. سایرآثار تاریخی شهر ندوشن شامل: برج وباروهای اطراف شهر قلعه سفیده با قدمت افشاریه خانه قلعه ایها خانه کلانتری خانه استاد حیدری ها باقدمت ایلخانی مسجدجامع با قدمت 636قمری مسجد آمنه گل با سنگ نوشته 777هجری قمری مقبره شیخ زین الدین علی خاموش که به دست مولانا سلطان حسین نوشنی در عهد شاه عباسی بنا شده است امامزاده ماما نیک، معدن استخراج مس، باستانی تپه آسنگلان با خشت های معماری هخامنشی، آسیابهای آبی، دهها سنگ قبر با قدمت 800تا 400ساله، منبر چوبی مسجد جامع با قدمت قرن ششم هجری، دهها منزل مسکونی در بافت قدیم با قدمت ایلخانی تا پهلوی، رباط خرگوشی، حسینه سورک…
نَير nayyer شهري است در بخش نير شهرستان تفت استان يزد ايران.
نير شهري است خوش آب و هوا در منطقهاي کوهستاني که امروزه با احداث چندين کارخانه رفته رفته به شهري صنعتي تبديل ميگردد. همچنين با دارا بودن مزرعههاي متعدد پرورش گل رز يکي از مراکز اصلي توليد گل رز گلخانهاي در استان يزد ميباشد که اغلب به شهرها و همچنين کشور هاي همجوار صادر ميشود. شهر نير داراي روستا هاي سرسبز و خوش آب و هواي زيادي ميباشد که از آن جمله ميتوان از روستاي ديدني و زيباي « زردين » نام برد که هر ساله تعداد زيادي مسافر از آن ديدن ميکنند. شهر نير در 90 کيلومتري مرکز استان واقع شده است و داراي آب و هواي کوهستاني است اغلب مردم نير کشاورز و دامدار هستند بخش نير داراي 52 روستا است و اينکه اب و هواي نير با مرکز استان قابل مقايسه نيست در کنار شير کوه هميشه سرافراز که در خود زمستان را در تابستان جاي ميدهد همچنين ديدني هاي همچون گردوي سوخته سنگ عروس درختي باعمر بيش از 3000 سال در ترکان اباد درياچه خاکي.
هرات مرکز شهرستان خاتم است که در جنوبی ترین نقطه استان یزد میان استان فارس و استان کرمان قرار دارد. هرات تا سال ۱۳۵۹ یکی از دهستانهای شهرستان شهربابک بودهاست. از شمال با بخش مروست، از شرق با شهربابک(استان کرمان) و از غرب با بوانات (استان فارس) و از جنوب با نی ریز(استان فارس) همسایهاست. هرات در سه راهی یزد، شیراز، کرمان قرار گرفتهاست.
از جاذبههای این شهر میتوان به سر چشمه نهر مسیح در ۵ کیلوتری جنوب شرق شهر هرات، قلعه ملکی، قلعه محمد کریم خان، قلعه محمد باقری، جنگلهای باغ شادی وباغ معدن، منطقه شکار ممنوع قره تپه هرات و… اشاره کرد بخش عمده این شهرستان زیر پوشش جنگلی قرار دارد.
شهر هرات دارای تنها رود خانه دائمی استان یزد میباشد که دبی آب آن۳۶۰ لیتر در ثانیه میباشد.
وضعیت اجتماعی
این منطقه به لحاظ موقعیت جغرافیایی خود و هم جواری با استانهای فارس و کرمان از نظر قومی و فرهنگی دارای ویژگیهای خاص خود میباشد. علاوه بر این باعث مهاجر پذیری و رشد فرهنگهای گوناگون شدهاست. به گونهای امروزه در این شهرستان آمیزهای از فرهنگ مردم فارس، کرمان و یزد مشاهده میشودبرای مثال لهجه تکلم مردم ترکیبی از گویشهای مردم فارس و کرمان میباشد. از نظر دینی کلیه مردم پیرو مذهب شیعه اثنی عشری میباشند.
از لحاظ پوشش مردم ساکن خود شهرستان پوشش آنها با پوشش رسمی کشور یکسان است ولی در برخی از روستاها زندگی عشایری دارند واز تیره قرایی هستند. لباس آنها بیشتر از لباس زنان قشقایی است که به زبان محلی لباس قری گویند.
جاذبههای هرات
جنگل باغ شادی
منطقه حفاظت شده جنگل شادی با وسعتی معادل ۹ هزار هکتار از نوع جنگلهای زاگرسی و تنها منطقه جنگلی استان است. پوشش گیاهی این منطقه:بنه، بادام کوهی، کیکم، ارژن، آلوچه وحشی، درمنه، گون، شقایق وحشی و… است.
قلعه محمد باقری هرات
قلعهای است با نقشه ی (پلان) چهار ضلعی و قدمت ۳۰۰ ساله که منسوب به “حاج محمدباقر”نامی است. سال داخلی آن در سال ۱۳۶۵ش بر اثر سیل ویران شده، اما سردر ورودی و برجهای بنا کاملاً سالم مانده.
نهر مسیح
سرچشمه نهر مسیح در ۵ کیلومتری جنوب شرق شهر هرات قرار گرفته.
ازندریان شهری است در استان همدان ایران. ازندریان در بخش جوکار شهرستان ملایر قرار دارد. محصولش غلات، انگور و انواع میوههای سردسیری است. از سوغات آن هم ميتوان شيره و گردو را نام برد .فرش دست باف آن هم شهرت ويژه اي دارد.در اطراف آن خرابههای آثار تاریخی دیده میشود . این شهر به واسطه داشتن معادن بزرگ سیلیس پیشرفتهای چشمگیری نموده است .
موقعیت جغرافیائی :
شهرستان اسدآباد یکی از شهرستان های استان همدان است که در حدود پنجاه کیلومتری غرب همدان در دامنه گردنه مشهور اسدآباد بین مدار 34 درجه و 35 دقیقه تا 34 درجه و 58 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 50 دقیقه تا 48 درجه و 18 دقیقه طول شرقی قرار دارد . این شهرستان از شمال به شهرستان قروه از شهرهای استان سنندج ، از شمال غربی به استان کرمانشاه ، شهرهای سنقر و کنگاور ، از جنوب شرقی به شهرستان تویسرکان و از شرق و شمال شرقی به شهرستان بهار محدود می شود .
ناهمواریها :
از لحاظ نا همواری ، اسدآباد شامل سه قسمت دشت ، کوهپایه و کوهستان است .اما به دلیل اینکه بیشتر منطقه را جلگه های حاصلخیز تشکیل داده است ، می توان شهرستان اسدآباد را جزء مناطق جلگه ای به شمار آورد . از ارتفاعات مهم این شهرستان ، می توان به کوه آلما بلاغ با ارتفاع 2997 متر که یکی از قله های مرتفع الوند و پیش کوههای زاگرس می باشد و کوههای قراول خانه ، رزیله و کرکس در انتهای دره خنداب ، امروله اشاره کرد.ارتفاع متوسط اسدآباد از سطح دریا حدود 1607 متر می باشد .
آب و هوا :
آب و هوای این شهرستان نیمه سرد ولی نسبت به مرکز استان و اطراف تا اندازه ای گرمتر است .رژیم بارندگی آن از تیپ اقلیم مدیترانه ای است. در بعضی از مواقع سال باد سردی معروف به باد کور از سمت روستای گذر کجین می وزد که بسیار سرد می باشد . میانگین حرارت سالانه حدود دوازده و نیم درجه سانتیگراد است.
آب ها و رودها:
چشمه سارهای فراوانی در دشت اسدآباد وجود دارد که بعضی از آنها ماوای پرندگان و جانوران است . آبهای موجود در منطقه اعم از چشمه سارها و سرابها به طور کلی گوارا و مطبوعند و از لحاظ سبکی و نداشتن هرگونه مواد معدنی زاید ، از آبهای کم نظیر مناطق غرب ایران به شمار می آیند . مهمترین رود جاری در این شهرستان رودخانه دربند ( شهاب ) است که از منطقه چهاردولی سرچشمه می گیرد و سپس به گاماسیاب می پیوندد. غیر از این رود ، رودهای فصلی دیگری نیز وجود دارند که اکثر آنها در بهار یا پس از آن خشک یا به صورت باتلاق در می آیند .
پیشینه تاریخی و فرهنگی :
اسدآباد شهری است باستانی که در قدیم نام آن آدراپانا یا ادربنه کهن بوده که “ایزو دور خاراکی” در کتاب خود موسوم به راهنامه پارتی از آن نام برده است. این شهر در دوره قرون وسطی و حتی در دوره مغول ، آباد و پر جمعیت بوده و احتمالا” در حمله مغول متحمل آسیب و ویرانی نشده است. مورخان از اسدآباد به نام شهری پر جمعیت نام برده اند . مقدسی ، از ایوانی که در یک فرسنگی آن قرار داشته ، نام برده است . بنا به گفته جغرافیا نویسان اسلامی ، اسدآباد دادرای مسجد جامع و بازارهای آباد و اطرافش حاصلخیز بوده است . از تاریخ پیش از اسلام اسدآباد ، اطلاعات کافی در دست نیست . بعد از غلبه لشگر اسلام بر یزدگرد سوم ، اهالی شهر تسلیم نشدند و بعد از مقاومت زیاد متواری گردیدند . در نتیجه شهر سقوط کرد و روبه ویرانی نهاد . دیری نگذشت که به فرمان سعد وقاص تقریبا” در محل امروزی ، شهر جدیدی به نام سعدآباد ، بنا شد، که همین اسدآباد کنونی است. اسدآباد شهری کوهستانی با چشم اندازی بسیار زیبا و رویایی در دشتی زیبا از ارتفاعات الوند با آب و هوای مطلوب و طبیعت سرسبز و حاصلخیز می باشد . از نظر تاریخی اسدآباد به علت نزدیکی به همدان در زمانهای قدیم مرکز تمدن بوده است . آثار و نشانه هائی از تمدن بزرگ ایران در آن به چشم میخورد . پیدایش سکه ها و مجسمه های دوران هخامنشی و سکه هائی از اتابکان لرستان در عمق شش متری زمین ، خمره هائی سفالی ، آجرهای قالب بزرگ ، آثار تمدن بعد از اسلام ، خطوط کوفی حک شده در سنگهای مزارها و کتیبه ای در دربند و چهاردولی ، نشان از قدمت این منطقه دارد . زبان فاسی در اسدآباد شکسته ، منشعب از زبان سانسکریت ، هند و اروپائی است و کلمات پارسی سره باستان در زبان بومی رایج است. تاثیرات کلمات عربی به علت حمل اعراب و ایجاد این شهرستان توسط سعد وقاص و جاگیری اهل کوفه در این منطقه ، در این زبان مشهود است. برخی از قومیتهای ساکن در این شهرستان خاستگاه نژادی دیگری دارند ، مثلا” طایفه قهرمانی ها که به طایفه ( کخا) معروفند ریشه و نژاد اصلی آنها به ایل زرگر اصفهان می رسد . فتوحی ها نیز ریشه آنها به ایل نشینهای جمهور می رسد . خاستگاه نژادی طایفه صوفیان و سبزه ای ها ترک ، طایفه جمالی ها عرب و طایفه سهرابی ها به گروس می رسد.مجهودی ها در اصل ریشه شیرازی دارند . حیدری ها تماما” از نژاد کرد هستند. ترابیان ها خاستگاه همدانی دارند . کردهای منطقه کلیائی نیز دو نوع می باشند : تعدادی از انها لرهائی هستند که از منطقه لرستان به این منطقه مهاجرت کرده و تعدای از آنها کردهای اصیل منطقه می باشند. ترکهائی که در روستای حسام آباد زندگی می کنند، ریشه اصلی آنها شیرازی است، که در زمان قاجار به خاطر درگیری با حکومت وقت به منطقه ای به نام ناصر آباد بین موسی آباد و حسام آباد وارد شده و تعدادی در کرمانشاه و سنندج پراکنده می شوند. این گروه معروف به ” شنی ” هستند که صاحب لشگر بوده و با حکومت مخالفت می کردند . به عنوان مثال می توان از روستای مزرعه بید نام برد که اصالتا” ترک هستند اما حدود بیست خانوار لر از لرستان به آنجا مهاجرت کرده و تعدادی نیز در قاسم آباد لک لک ، صادق آباد و تازه کن مستقر و پراکنده شده اند واین لرها همگی ترک شدند و عامل دیگر رواج زبان ترکی در این شهرستان ، نزدیکی با روستاهای بلوک بهار می باشد که گویش ترکی دارند.تعدادی از روستاهای این شهرستان با از جمله اهالی روستاهای خنداب و قاسم آباد به زبان لکی که برخی به اشتباه آن را مخلوطی از کردی و لری می شناسند ، صحبت می کنند.
مفاخر:
اسداباد زادگاه بزرگان بسیاری بوده است که از جمله معروف ترین آنها سید جمال الدین روشنفکرمسلمان که تلاش بسیاری در اتحاد ملل مسلمان و همچنین آگاهی بخشی به مردم داشت ، می باشد.شاعرانی همانند عبدالجبار معتزلی که در قرن چهارم هجری می زیسته ، محزون اسدآبادی و روح القدوس نیز ازجمله شعرای به نام این شهر می باشند.میرزاآقاعسگری ” مانی ” شاعر و نویسنده اسدآبادی مقیم آلمان نیز از جمله چهره های به نام اسدآباد در ادبیات است.استاد سجادی هنرمند خطاط مشهور اسدآبادی را می توان یکی از چهره های ماندگار شهرمان به حساب آورد .شهدای جنگ ایران و عراق که با نثار جان خود بر گردن ما حق بزرگی دارند نیز از جمله افتخار آفرینان به شمار می آیند. در چند سال گذشته اسدآباد نیز پا به پای سایر مناطق به نسبت امکانات موجود دانشجویان زیادی تحویل اجتماع داده که هم اکنون بسیاری از آنان از اساتید دانشگاههای معتبر کشور می باشند.
برزول از شهرهای ایران در استان همدان است. این شهر در بخش زرین دشت شهرستان نهاوند قرار دارد.
تاریخچه شهر برزول:
تاریخ دقیقی از تشکیل روستای برزول وجود ندارد ولی میتوان تاریخی چندصدساله برایش لحاظ کرد. یکی از شواهد قدمت برزول حمام قدیمی برزول است که البته کاوش علمی در خصوص آن صورت نگرفته است . ضمنا در زمان احداث درمانگاه برزول و پایگاه بسیج نیز در زمان
گودبرداری محلهای آنها طبق اظهار افراد محلی آجرهای نظامی ( چهارخشتی ) که کاربرد آنها در دژهای نظامی باستانی است یافت شده که خودمی تواند دلیلی بر کهن این دیار و داشتن هویتی چندهزار ساله باشد.بهر حال برزول در سال 1383 و با تلاش اهالی توانست از روستا به شهرتغییر وضعیت یابد البته تا رسیدن به امکانات و توانایی یک شهرفاصله دارد.
تاریخچه بخش زرین دشت:
برزول بدین واقع شدن در میسر تردد حدودا چهل روستا و به لحاظ داشتن امکانات دولتی شامل : 1- شرکت خدمات کشاورزی 2-درمانگاه و مرکز خانه بهداشت 3- پاسگاه انتظامی 4- دفتر مخابرات 5- دفتر پست 6- راه آسفالته 7- مراکز آموزشی در مقاطع پیش دبستانی و ابتدایی و راهنمایی و متوسطه پسرانه و دخترانه در سالهای قبل و پس از انقلاب در اولویت منطقه ای جهت مرکزیت بخش شدن قرار داشت.
در دهه هفتاد پیگیریهای از سوی اهالی صورت گرفت که بالاخره در سال1383 به نتیجه رسید و با مصوبه دولت بخش زرین دشت به مرکزیت برزول تشکیل شد.
این بخش دارای دو دهستان شامل:
الف-دهستان فضل به مرکزیت برزول
ب- دهستان گرین به مرکزیت روستای توانه
مردم:
مردم برزول به زبان لری صحبت میکنند.و مذهب آنها شیعه دوازده امامی می باشد.
اماکن مذهبی :
در برزول امام زاده ” فضل بن موسی کاظم(ع)” واقع شده که دارای شجره نامه مورد تاییدحوزه علمیه قم میباشد و ایشان که برادر امام رضا (ع) بودند پس مهاجرت امام از مدینه به خراسان ترک وطن نموده که در راه خراسان در این محل مدفون شدند. شواهدی در خصوص شهادت یا وفات ایشان در دست نیست . ضمنا در سالهای دهه هفتاد شمسی چندین بار اطراف حرم این بزرگوار مورد دستبرد غارتگران اشیاء عتیقه صورت گرفته است.برزول دارای دو مسجدو یک مهدیه می باشد که مراسمهای مذهبی مورداسفاده قرار میگیرد.
اقتصاد:
بدلیل داشتن بافت روستایی اقتصاد برزول برپایه محصولات کشاورزی ودامپروری استوار است.
در بخش کشاورزی تنوع وجود دارد که عبارتند از:
الف- محصولات غلات آن شامل گندم و جو و نخود و عدس بصورت کشت آبی و دیم
ب-محصولات صیفی شامل خیار و گوجه فرنگی و بادمجان بصورت گسترده و هندوانه و نوعی خربزه محلی کشت میشود. ضمنا در حال حاضر گلخانه برزگی ده هکتاری در شمال برزول در طول سال محصولات متنوعی تولید می کنند.
ج-در خصوص محصولات باغی در حال حاضر اقداماتی جهت احیاء باغات برزول صورت گرفته است . در حدود بیست سال قبل باغهای انگور و سیب و زرآلو فراوان در اطراف برزول وجود داشت که با تغییر کاربردی نابود شده اند.
شهرستان بهار يکي از شهرستانهاي هشتگانه استان همدان با وسعتي معادل 1334 کيلومترمربع، حدود هفتدرصد از وسعت استان را شامل ميشود. اين شهرستان داراي سه بخش مرکزي، لالجين و صالحآباد و شش دهستان و سه شهر بهار، لالجين و صالحآباد و هفتاد روستاي داراي سكنه است.
شهرستان بهار از نظر طبيعي داراي آب و هواي خشك بوده، رژيم بارندگي آن از تيپ اقليم مديترانهاي است.
اكثر اهالي اين شهرستان به زبان تركي و تعدادي از روستاهاي غربي آن به زبان كردي صحبت ميكنند. همه اهالي اين شهرستان بر مذهب شيعهاند.
شهر بهار مرکز بخش بهار يا سيمينهرود شهرستان همدان است. اين شهر در نوزده کيلومتري شمال غرب همدان واقع است. اين بخش از دو دهستان سيمينهرود و خدابندهلو تشکيل يافته و مجموعاً داراي 311 آبادي است. جمعيت اين شهر در سال 1365شمسي 21678 نفر بودهاست.
مهاجران (ماران) مرکز دهستان مهاجران بخش لالجين، بزرگترين روستاي اين فرمانداري است که بهرغم جمعيتي بالغ بر هشتهزار تن هنوز رسماً شهر نشدهاست.
مهمترين جاذبههاي گردشگري شهرستان بهار:
شهر لالجين
آرامگاه شيخ محمد بهاري
تپه و پل مهاجران (ماران)
کاروانسراي تاجآباد
تپه سيمين زاغه
فعاليت عمده صنايع دستي شهرستان بهار در زمينه بافت قالي و ساخت سفال و سراميک است. در اين دو صنعت- هنر در سال 1382 به ترتيب 11121 و 3580 نفر مشغول به فعاليت بودهاند.
پيشينه تاريخي:
در اوايل قرن پنجم شهر بهار مرغزار يکي از امراي سلجوقي به نام قراتکين بودهاست. در سال 800 هجري که اميرتيمور گورکاني آسياي صغير و شام را به تصرف درآورد، هفت ايل بزرگ را به نواحي مختلف ايران کوچاند. در اين بين، ايل بهارلو (از جمله ايلات قراقويونلو) مرغزار بهار (قُرُق) را ييلاق خود قرار دادند. اين ايل در زمان صفويه در قراتکين ساکن شدند و به سبب غلبه بهارلوها اين منطقه به بهار موسوم شد.
بهار در گذشتههاي بسيار دور از منظرههاي زيبا و از نعمتهاي خدادادي و طبيعي زيادي بهره مند بودهاست به روايت تاريخ زين العابدين شيرواني در سنه 1253 ه ق، سپاهيان هلاکوخان و مغول، آن را ويران و قلعه شهر را با خاک يکسان کردند. در سال 800 ه ق امير تيمور گورکاني، هفت ايل ترک زبان که يکي از آنان ايل بهارلو بود به نواحي کردستان و همدان کوچانده و ييلاق خود را همچون قراتکين (يکي از امراي سلجوقي به سال 308 هق) مرغزار و چمنهاي بهار قرارداد.
وجه تسميه بهار:
نام شهر بهار از ايل بهارلو که در زمان قراقويونلوها در اين منطقه اسکان يافتهاند، گرفته شدهاست.
مردم:
دين مردم اين شهرستان اسلام و مذهب شيعهاست. زبان عموم مردم ترکي است و عده قليلي نيز به لري و کردي تکلم ميکنند. از دوره صفوي طايفه قراگوزلوها نيز در منطقه حضور داشتند که اراضي بهار را بين خود به صورت اربابي تقسيم کرده بودند.
مشاهير:
-شيخ محمد بهاري [[(1265-1325ق) فرزند ميرزا محمد مجتهد شيعه. وي در نجف از ملازمان
ملاحسينقلي شوندي گرديد.مقبره ايشان در گلزار شهداي بهار است.
-علياصغر بهاري
تعداد شهدا و مفقودين:
تعداد شهدا و مفقودين اين شهرستان 557 نفر معادل 7,7 درصد کل شهداي استان ميباشد که خانوده آنها زير پوشش بنياد شهيد قرار دارند.تعداد آزادگان اين شهرستان 127 نفر معادل 12,9 درصد کل تعداد آزادگان استان و تعداد جانبازان اين شهرستان 1688 نفر معادل 8,7 درصد کل جانبازان استان ميباشد که تحت پوشش خدمات بنياد جانبازان قرار دارند.
ويژگيهاي طبيعي:
از ويژگيهاي طبيعي بهار ميتوان به تنوع آبرفتهاي حاصلخيز که از فرسايش رسوبات سطحي ارتفاعات الوند به وجود آمده و نيز به نفوذ پذيري عمق خاک آن اشاره کرد. بهار به علت دارا بودن زمستانها و يخبندانهاي طولاني از مناطق سردسير کشور محسوب ميشود. تابستانهايش معتدل و گرمترين ماههاي سال آن، تير و مرداد با حداکثر گرماي 6/39+ درجه سانتيگراد و سردترين ماهها دي و بهمن با حداقل درجه حرارت 33- سانتيگراد است.ميانگين بارش سالانه در حدود 315 ميلي متر و حداقل بارش سال در اواخر خرداد و حداکثر آن در فروردين ماه به ثبت رسيدهاست. اين شهر به دليل اختلاف ارتفاع بين بهار و ارتفاعات الوند، منطقهاي بادخيز است.
شبکه آبها:
چاهها، قنات و رودها، شبکه آبياري بهار را تشکيل ميدهند و همين است که موجب توسعه و گسترش کشاورزي در اين شهر و منطقه شدهاست. از مهم ترين رودهايي که در اين منطقه جريان دارد، ميتوان از سيمينه رود، قرهچاي، فرجين و رودخانه صالح آباد را ميتوان نام برد.
تويسرکان يکي از شهرهاي استان همدان در ايران است. اين شهر مرکز شهرستان تويسرکان است و 42,520 نفر جمعيت دارد.تويسرکان در جنوب کوه الوند و شهر همدان واقع شدهاست. اين شهر به خاطر تعدد و بزرگي درختهاي گردويش بسيار معروف است. آب و هواي شهر معتدل کوهستاني است. اين شهر بر روي ويرانههاي شهر قديمي رودلاور (رودآور) که بر اثر حمله مغول ويران شده، ساخته شدهاست. در واقع پس از ويراني رودآور، از ادغام دو روستاي توي و سرکان، تويسرکان به وجود آمدهاست.
نام:
نام اين شهر از دو بخش توي و سرکان تشکيل شده که وجه تسميه هر يک را چنين بيان ميکنند:
در برخي نواحي ايران محلهايي به نام توي هست، براي اينکه اشتباهي رخ ندهد در هر جا چنين محلي باشد بهنام نزديکترين محل به آن خوانده ميشود؛ (مانند توي دروار در دامغان) که نزديک به قريه دربار است و (توي کازرون) و اين توي چون در يک فرسنگي سرکان است به تويسرکان مشهور است.
جغرافيدانان سده سوم و چهارم هجري غالبا تويسرکان را (توي رودلاور) و (توي همدان) نوشتهاند و اين توي احتمالا با زبان قومي که پيش از مادها در اين سرزمين ميزيستهاند، مرتبط است.
در زبان لري (و بسياري از زبانهاي ايراني) کلمه «سر» به معني بزرگ و مهتر است و «گان» در زبان پهلوي به معني جا و مکان آبادانست و قبل از استيلاء اعراب نام بسياري از شهرها و قصبات ايران به گان ختم ميشد.
به اين ترتيب سرکان ممکن است به معناي محلي باشد که بزرگان و خوانين در آن سکونت دارند و در واقع تويسرکان محل سکونت ييلاقي بزرگان شهر رودآور بوده است.
زبان و مذهب:
دين و مذهب اکثر مردم آن، اسلام و شيعه جعفري است و زبان آنان فارسي است ولي تعدادي از روستاهاي مجاور به استان کرمانشاه و شهرستان نهاوند و ملاير، به لري، لکي، کردي يا آميزهاي از اينها صحبت ميکنند.
شخصيتهاي معروف:
-حبقوق پيامبر يکي از پيامبران صاحب کتاب بني اسراييل و معاصر با دانيال نبي است. وي حدود 2600 سال پيش ميزيسته و نگهبان معبد بزرگ يهوديان در اورشليم بودهاست. حدود سال 590 قبل از ميلاد، بختالنصر پادشاه خونخوار کلده به اورشليم حمله کرد و يهوديان زيادي را به قتل رساند و نزديک به بيست هزار نفر از آنان را اسير و به شهر بابل پايتخت کلده که نزديک بغداد فعلي قرار داشت انتقال داد. حيقوق در بين اين زندانيان بود و مدت طولاني در زندان به سر برد.در سال 548 قبل از ميلاد کورش کبير پادشاه ايران به کلده حمله کرد و در جنگي طولاني لشکريان کلده را شکست داد، بابل را تصرف کرد و طي فرماني دستور آزادي کليه اسرا و زندانيان يهود را صادرنمود. پس از آزادي از بند اسارت بابليان، حبقوق به ايران مهاجرت کرد و در شهر تويسرکان (رودآور) ساکن شد و در همين شهر درگذشت.آرامگاه حبقوق پيامبر در تويسرکان طي قرون متمادي چندين بار بازسازي شدهاست. اين آرامگاه يکي از قديميترين آثار تاريخي ايران محسوب ميشود. متاسفانه آرامگاه اين پيامبر چندين بار مورد سرقت غارتگران ميراث فرهنگي قرار گرفتهاست در آخرين بار در دهه هفتاد شمسي سرداب حبقوق نبي (ع) پيدا گشت و اسکلت پيامبر هويدا شد خوشبختانه از کليه اتفاقات فيلمبرداري شده و در مراسم مختلف به نمايش درآمدهاست و اين از معجزات الهي است که اسکلت پيامبر پس از 4500 سال بطور سالم مانده است[نيازمند منبع]. هم اکنون آرامگاه اين پيامبر الهي زيارتگاه اهالي شهرستان تويسرکان و اقليتهاي ديني ساير شهرهاي ايران ميباشد.
-رضيالدين آرتيماني شاعر معروف عصر صفوي است. ساقي نامه معروف او با اين بيت آغاز ميشود:
الهي به مستان ميخانهات به عقل آفرينان ديوانهات
محصولات کشاورزي و سوغات :
محصولات
* گردو
* بادام
* سماق
* آلو بخارا
* توت
* آلبالو
سوغات
* مبل و منبت
* نقل
* پشمک
* مغز گردو
مکانهاي توريستي:
پارک توريستي کمربسته: واقع در شهر سرکان در 3 کيلومتري تويسرکان
آرامگاه ميررضيالدين آرتيماني
آرامگاه حبقوق پيامبر
قلعه اشتران: در روستاي اشتران تويسرکان
پل تاريخي فرسفج (جنوب غربي شهر فرسفج)
کاروانسراي شاهعباس (5 کيلومتري جاده تويسرکان-غربان)
مدرسه شيخ علي خان زنگنه يا حوضه علميه شهر تويسرکان
درخت چنار قطور و کهنسال 3000 ساله (شهر تويسرکان)
دره گزندر سرابي (تويسرکان)
درهباغهاي سرکان (سرکان)
دره باغهاي آرتيمان (روستاي آرتيمان)
فرش و قالي تويسرکان:
بي ترديد در روستاهاي تويسرکان به دليل وجود زمستانهاي پر برف و دهات دور از دسترس و وجود پشم و پنبه فراوان، از قديم قالي بافي وجود داشتهاست. وجود فرشهاي بالنسبه مرغوب با نقوش و رنگ آميزيهاي زيبا که متجاوز از 100 سال عمر دارند نشان از فرشبافي مطلوب و با ارزشي، حداقل در برخي روستاها يا مناطقي که داراي خان و ارباب بودهاند، ميدهد.
جوکار شهری است در استان همدان ایران. این شهر مرکز بخش جوکار در جنوب غربی شهرستان ملایر است. در سال 1381 با مصوبه هیات دولت با ادغام دو روستای جوکار و عباس آباد تشکیل شد جوکار بعد از ملایر بزرگترین شهر شهرستان ملایر است این شهر در سر مسیر ملایر و همدان قرار دارد وقرار گیری بر سر راه این محور از عوال پیشرفت این شهر بوده است .
شهرستان رزن در گسترهاي به وسعت 2729 كيلومتر مربع ، حدود 14% از مساحت استان همدان را به خود اختصاص داده است . اين شهرستان بين مدار 35 درجه و 12 دقيقه تا 35 درجه و 43 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 33 دقيقه تا 49 درجه و 27 دقيقه طول شرقي از نصفالنهار گرينويچ قرار گرفته است اين شهرستان از شمال به استان زنجان و قزوين و از شرق به استان مركزي(شهرستان ساوه) ، از جنوب به شهرستان فامنين ، از سوي غرب به شهرستان كبودرآهنگ محدود ميشود . رزن در سال 1368 از بخش به شهر و از سال 1373 به شهرستان ارتقاء يافته و در آن فرمانداري مستقر شده است.
رودخانه اصلي حوزه آبريزي اين شهرستان خميگان و رزن ميباشد. شهرستان رزن بر اساس تقسيمات كشوري در سال 1371 داراي سه شهر به نامهاي رزن ، قروهدرجزين و دمق ميباشد. همچنين داراي سه بخش به نامهاي مركزي ، قروهدرجزين و سردرود و داراي 7 دهستان و 129 آبادي داراي سكنه ميباشد .
زَنگِنه شهر کوچکی است در استان همدان و شهرستان ملایر ایران. زنگنه مرکز بخش زند شهرستان ملایر است. زنگنه که به تازگی تبدیل به شهر شده در جنوب شرقی استان همدان و شمال شرقی ملایر در نزدیکی مرز این استان با استان مرکزی قرار دارد. قرار گیری بر سر محور کرمانشاه ملایر تهران از عوامل رشد این شهر همچنین سوغات ملایر در این شهر جمع شده و ارایه دهنده انواع شیره عسل کوهی و دیگر سوغات این شهرستان است همچنین ایستگاه راه آهن زنگنه به محلی برای حمل مواد معدنی به سایر نقاط کشور تبدیل شده است. در اطراف زنگنه معدن قدیمی سرمک(آهنگران)قرار دارد که بیش از 30 سال است که از آن بهره برداری میشود وهمچنین شرکت کیان کرد که تولید کننده الیاف صنعتی میباشد در حریم این شهر قرار گرفته است.
شهر سامن در حدود 15 کيلومتري جنوب غربي ملاير و در راه ملاير-بروجرد قرار دارد. محصول اصلي باغات اين شهر گردو ، انگور و بادام است .
برج خانقلی مربوط به دوره ایلخانی است و در شهرستان ملایر، بخش سامن، شهر سامن، خیابان امام، خیابان فارابی، محله چاله خانقلی، برج خانقلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۵۱۲۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱] این برج خشتی وگلی , در محله چال خانقلی شهر سامن واقع شده وقدمت آن به حدود ۷۰۰سال قبل می رسد وقطر پایه های آن در حدود ۱۵ متر می باشد .ارتفاع این برج در ابتدا در ۴ طبقه بوده است که در زمان جنگ جهانی اول در حمله روسها ,طبقه بالائی آن با توپ تخریب شده است . این بنا یکی از چهاربرج دیده بانی ودفاعی شهر سامن بوده است که در فواصل مختلف در اطراف شهر ساخته شد ه است این برج دارای ۴ طبقه است که طبقات اول ودوم از چینه که نوعی مصالح بومی است ساخته شده ودارای سقف طاقی شکل میباشدطبقات سوم وچهارم ازخشت خام وگل میباشد وپوشش مسطح تیر چوبی دارند.بدنه این طبقات دارای سوراخهای مشبک است که علاوه برجنبه تزیینی جهت تیراندازی به سوی دشمنان تعبیه شده است . در زمان جنگ جهانی اول طبقه بالایی آن در حمله روسها با توپ تخریب شده است. ایلخانان یا ایلخانیان نام سلسلهای است که از سال ۶۵۴ تا ۷۵۰ ه. ق. معادل ۱۲۵۶ تا ۱۳۳۵ میلادی در ایران حکومت میکردند و فرزندان چنگیزخان مغول بودند.
باباحيدر يکي از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري ايران است. اين شهر در 45 کيلومتري شهرکرد قرار دارد. بر اساس آمار سال 1385 جمعيت باباحيدر برابر با 10,922 نفر بوده است.
وجه تسميه اين شهر به خاطر وجود امامزاده حيدر ابن مالک در اين شهر است. اين شهر در دامنه کوههاي زاگرس واقع است. داراي اماکن زيارتي مانند امامزاده سيد ميراحمد و امامزاده حيدربن مالک مراکز گردشکري مانند غار سراب در روستاي اميد آباد،چشمه کفشينه، احمداباد، دردگه، زيرده و…است . مردم اين شهر به زباني آميخته به گويش بختياري تکلم ميکنند. رودخانهاي که از داخل شهر مي گذرد، داراي مناظر زيبايي است.
كاوشهاي فسيل شناسي در ناحيه بابا حيدر چهارمحال و بختياري منجر به كشف بيش از 70 فسيل ماهي مربوط به 65 ميليون سال پيش شد.تازه ترين بررسي ها نشان مي دهد كه در اين دوره، منطقه باباحيدر درياي بزرگ با عمق متوسط بوده است و فسيلهاي بسيار زيادي در آن كشف و از طريق دلتا وارد دريا شده است. “محمدعلي جعفريان” مؤسس موزه تاريخ طبيعي اصفهان در اين باره گفت:”اين ماهي ها در منطقه باباحيدر در شهر فارسان كشف شده است و به دوران سوم زمين شناسي باز مي گردد. در اين ناحيه يك درياي بزرگ وجود داشته است كه در رسوبات دلتاي آن فسيلهاي جانوري بسياري كشف شده است. وجود رسوبات آبهاي شيرين باعث حفاظت از اين فسيلها شده است.” او گفت:”بررسي ها نشان مي دهد كه باباحيدر يك درياي پيوسته بوده است كه طبق كاوشهاي ژانويه، پژوهشگر فرانسوي از اين ناحيه در شمال چهارمحال و بختياري آغاز و به لبنان ختم مي شده است.” ژانويه علاوه بر كاوشهاي فسيل شناسي در لبنان بررسي هايي را نيز بر روي فسيلهاي موجود در شهر ايلام انجام داده است. به گزارش “ميراث خبر” بررسي ها نشان مي دهد كه زاگرس از 500 ميليون سال پيش اغلب اوقات دريا بوده است. از نظر پژوهشگران امنيت زاگرس در شباهت گونه هاي جانوري اين منطقه با نواحي مونت ولگا در ايتاليا و گرين ريورز (درياي سبز) در آمريكا است. اين بررسي ها نشان مي دهد زاگرس در اين دوران با نيم كره جنوبي ارتباط داشته است.