راسخون

شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

فَرادُنبه يکي از شهرهاي شهرستان بروجن، استان چهارمحال و بختياري است. اين شهر کوچک در 7 کيلومتري غرب بروجن قرار دارد و نام اصلي آن پارا دنبه مي‌باشد. جمعيت آن 13، 960 نفر است (برآورد سال 1383).

پيشينه پيدايش فرادنبه را به بيش از 400 سال پيش نسبت مي‌دهند که گويا چهار قلعه در اطراف آن وجود داشت. همچنين از اين محل به نام پير دامنه با 800 نفر جمعيت در سفر نامه‌اي مربوط به سال 1323 هجري قمري ياد شده‌است.

مردم اين شهر بيشتر ترک زبان و احتمالاً از طايفه اَبيوِردي (از طوايف ايل قشقايي که از ناحيه‌اي در شمال خراسان به فارس وسپس به بختياري مهاجرت کرده‌اند) مي‌باشند.
اين شهر داراي اقتصادي مبتني بر کشاورزي نيمه مکانيزه و دامداري سنتي است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

فَرُّخ‌شَهر يکي از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري است که در مسير راه شهرکرد-اصفهان قرار دارد. وسومين شهر استان از لحاظ جمعيتي مي‌باشد.
مردم اين شهر به زبان فارسي صحبت مي‌کنند و آصف قهفرخي از شاعران نامدار آنجا است.

نام قديم آن قهفرخ بوده‌است. قهفرخ برگرفته از گردنه‌اي به نام رخ در حوالي اين شهر است که بعدها به فرخ‌شهر تغيير نام يافت.

قالي و قاليچه‌هاي بختياري فرخشهر مشهورند.

اماکن تاريخي شهر
اين شهر داراي چند مکان تاريخي مي‌باشد که مي‌توان از ان نمونه قلعه عاکسير و حمام صالحي وعصار از محله‌هاي تاريخي آن مي‌توان محله زير طاقي را نام برد. محله‌اي به نام ميدان گاه در مرکز اين شهر وجود دارد، که از يک طرف به مسجد جامع فرخشهر واز طرف ديگر به ميدان اصلي (شهدا) راه دارد.

همچنين مي‌توان از شاعران اين شهر آصف را نام برد و از محله‌هاي اين شهر مي‌توان محله مير نصير و آقا مير طاهر را نام برد با فرخ شهر بيشتر آشنا شويم سرزمين چهارمحال وبختياري که فرخ شهر در آن واقع شده يکي ازقديمي ترين نواحي دربردارنده ماواهاي انساني است چنانچه تپه‌ها ي باستاني متعددي در آن پيداشده‌است که پيشينه سکونت وزندگي انسان را دراين منطقه به قبل از ميلادمسيح (ع) مي‌رساند بي شک فرخ شهر که همواره يکي از آبادترين وپررونق ترين نواحي چهارمحال وبختياري بوده‌است نيز قدمت زيادي دارد وشواهد متعددي مويد اين ادعاست ابتدا فرخ شهر درکنارراهدارخانه‌اي در دامنه کوه (رخ)که از موقعيتي راهبردي برخوردار بود ودر کنارجاده‌اي که از طرف (گابه)يا (گبيانه)(اصفهان کنوني)به دشت (سوزيان)(خوزستان کنوني)امتداد مي‌يافت.بنا شد هنوز در دامنه شرقي کوه رخ آثاري از سه جاده در آن زمان وجود دارد.که بناي اوليه آنها از دوره ايلامي هاست.همچنين سکه‌هاي متعلق به دوران پيش از اسلام که به طور پراکنده واتفاقي در اين منطقه يافت شده، حکايت از قدمت اين شهر به دوران پيش از اسلام دارد.دوران پيشين سکنه اين منطقه که از راه کشاورزي ودامپروري گذران زندگي مي‌کرده‌اند در آبادي‌هاي کوچکي که مهمترين آنان (بنه)، (دهک)، (زردي‌ها)و(رباط)است ساکن بودند.همچنين قلعه‌هاي جداگانه وکم جمعيتي درکنارباغ هاومزارع وجودداشت که ازمهمترين آنها دوقلعه (بلوردي خان) وا(نصير)را مي‌توان نام برد.قلعه بلوردي خان براثر حمله گروهي از راهزنان يا شايد حکومت‌هاي محلي از بين رفت وچون مورد هجوم وغارت قرارگرفت به نام (قلعه غارت)مشهور شد وتپه‌هاي محل آن نيز هم اکنون تپه‌هاي (قلعه غارک) نام دارند.قلعه انصير درمحله ((ميرنصير)واقع بوده که شايد بتوان گفت نقطه مرکزي وکانون اوليه فرخ شهر بوده‌است وجود قبورقديمي درمزرعه بنه واقع در شرق فرخ شهر ونيز در دامنه کوه رباط، مجاور آب رباط وجود قبرستانهاي قديمي درمزرعه دهک درجنوب اين شهر که در گسترش زمين‌هاي تسطيح ومحوشده‌اند حاکي از اين است که اهالي دراين منطقه ساکن بوده‌اند.پراکندگي محل سکونت با تغيير مکرر آن درطي قرون گذشته اين مساله را اثبات مي‌کند.به نظر مي‌رسد علت ازبين رفتن آبادي‌هاي کوچک، علت از بين رفتن آبادي‌هاي کوچک، عدم امنيت بوده‌است که به مرور زمان باعث تمرکز ساکنان آنها در يک نقطه گرديده‌است. قهفرخ نام پيشين فرخ شهر در سال 1349به پيشنهاد جمعي از اهالي واهتمام شهردار وقت به فرخ شهر تغيير يافت.در وجه تسميه قهفرخ چنين استدلال مي‌شود که قهفرخ معرب واژه (که فرخ)مخفف (کوه فرخ)به مرور زمان ودر اصطلاح عاميانه به (که فرخ) وبه دليل تاثيرزبان عربي دراين منطقه به ((قهفرخ)) تبديل شد ابن بطوطه جهانگرد مسلمان مغربي در توصيف خط سير سياحتي خوداز شوشتر ومالمير به سوي اصفهان به منزلگاهي به نام (کريوه الرخ)اشاره مي‌کند که آخرين منطقه تحت حکومت اتابکان لر به حساب مي‌آمده ووي پس از آن به مناطق وابسته به اصفهان رفته‌است.بعضي‌ها نيز کلمه قعفرخ را برگرفته از کلمه قفارخ به معناي پشت کوه رخ مي‌دانند. فرخ شهر در شمال شرقي استان چهارمحال وبختياري در قسمت شرقي رشته کوه‌هاي زاکرس ودرارتفاع 2040متري از سطح دريا واقع شده‌است اين شهر در 10کيلومتري شهرکرد و90کيلومتري شهراصفهان قرار دارد. فرخ شهر به سبب موقعيت جغرافيايي وناهمواري‌هاي اقليمي کوهستاني، زمستان‌هاي سرد وتابستان‌هاي نسبتاًمعتدل دارد دراين منطقه براثر بارش‌هاي زمستاني چشمه سارها وقنات‌هاي فراواني وجود دارد که مهمترين آنها عبارتنداز: چشمه دريژنو، قنات بروي، قنات نو، قنات گلستان و………………..ودرکوه‌هاي پيرامون فرخ شهر گياهان داروئي ازجمله: آويشن، اکليل، اسپند، برمه، بادرنجبويه، بابونه، پرسياوش، پونه، پشمک تاج، تاج ريزي، ترشک، تره کوهي، ثعلب، چالمه، خارشتر، ختمي، زول، خاکشير، رازيانه، ريواس، زنبق خودرو، سنبل الطيب، شنگ، شيرين بيان، فرفيون، قدومه، کنگر، گاوزبان، گون، گل آروانه، مچه، و…..مي رويد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

تسميه
شهر کيان در فاصله تقريبي دو کيلومتري شهر کرد قرار دارد. نام اول اين شهر «لار سرخ» بوده که بعدها به «شهرک» و در چند دهه اخير با نام «شهر کيان» ياد مي‌شود. لازم به ذکر است که «شهر کيان» بصورت ترکيبي از شهر و کيان است و بصورت «کيان» نيست. مانند «شهرضا» و غيره.

زبان
اگر چه اين شهر در حومه شهرکرد واقع است که مردم شهرکردو اکثرحومه‌هاي آن به فارسي وبختياري تکلم مي‌کنند، اما بيشتر مردم شهر کيان از ترکان قشقائي مهاجر بوده و به ترکي نيز صحبت مي‌کنند.

اقتصاد
مردم اين شهر بيشتر به کارهاي کشاورزي مشغولند. تعداد زيادي از تحصيل کردگان آن در شهرکرد مشغول بکارند.

جمعيت
جمعيت اين شهر در حدود 10000 نفر مي‌باشد.

اماکن تاريخي، مذهبي و تفريحي
مسجد جامع يکي از آثار تاريخ اين شهر است. از جمله جاذبه‌هاي مذهبي اين شهر امام‌زاده «شاهزاده عزيزالله» است.
نادرشاه افشار، محب على بيگ (مولى بيگ) يكى از سرداران خويش را به سمت حاكم چهارمحال منصوب نمود و شهرك(شهركيان)واقع درمركزيت دشت وسيع لار چهارمحال را مقر حكومت وى قرار داد. در اين باره آمده است محب على بيگ اميرى بود از رؤساى طايفه قلچه‏اى از طوايف تركمان و در زمان نهضت اردوى خديو كشورستان اعنى مرزبان كامكار مرحوم مغفور نادرشاه افشار به دارالسلطنه اصفهان به صواب‏ديد امناى دولت، پايه‏ى حكومت در چهارمحال گذاشته و به واسطه طول زمان و اعتدال هوا و ميل به صحبت همدمان در قريه مشهور به شهرك ساكن و مقيم گشته بود، الحق اميرى بوده با ثروت و دولت و صاحب شمشير در كمال هيبت و صولت××× 1 ص155 چهارمحال و بختيارى در عهد افشاريه نوشته قاسم فتاحى ×××… محب‏على‏بيگ پس از استقرار در شهرك(شهركيان) به اداره‏ى امور چهارمحال، جمع‏آورى و رسيدگى به ماليات، رسيدگى به شكايات، ايجاد امنيت در راه‏هاى منطقه، انجام اقدامات عمرانى و احداث بناها و ساختمانهايى نظير حمام و مسجد در مقر حكمرانى خود پرداخت. وى حكمرانى رعيت پرور و مردم نواز و حامى شعرا و بزرگان بود و تا اواخر حكومت نادرشاه با اقتدار تمام در اين منطقه حكومت كرد. ليكن در سالهاى پايانى حكومت نادر كه پادشاه افشار دچار تغيير اخلاق و اختلال مزاج شد و نسبت به سرداران و اطرافيان خويش بدگمان گرديد ” محب على بيگ” نيز به دربار احضار و به دستور نادر پس از حبس و شكنجه به قتل رسيد. صاحب مخزن الدُرر در اين مورد مى‏نويسد: “… زمانى كه آثار سوء خلق از مزاج پادشاه مزبور ظهور يافته، عنان كفايت و مملكت و رعيت دارى سر از قبضه‏ى اقتدارش تاخته، بيشتر محرمان و مقربان و حكام و ضباط را قهراً معاتب ساخت و هر يك را به اخذ مبالغ اجحافانه در چنگ فراشان غضب انداخت.” محب على بيگ” نيز منسلك در سلك گرفتاران و در معرض اذيت سياست‏كاران آمده از بس رنج پا و شكنجه‏ى دست در محبس سلطانى ديد به رحمت ايزدى پيوست.××× 1 چهارمحال و بختيارى در عهد افشاريه نوشته قاسم فتاحى ××× نور الله تربته. چرخ بازيگر از اين بازيچه‏ها بسيار دارد. پس از مرگ محب‏على‏بيگ فرزندش محمدبيگ )محمد آقا( و برادرش آشوربيگ در اين منطقه ماندند. تا چندين سال بعد همچنان در قريه شهرك قدرت داشتند. با آغاز حكومت زنديه و قدرت گرفتن خاندان رياحى در دهكرد )محمدرضاخان( و پس از استقرار آن‏ها در چالشتر، مركز حكومتى چهارمحال به چالشتر انتقال يافت و محمدبيگ و فرزندان ايشان محمدكريم و محمدرحيم از شهر كيان به دهكرد )شهركرد( و سپس چالشتر نقل مكان كردند. و تعلق‏خاطر خانواده محب‏على‏بيگ به شهركيان باعث اقامت دائمى فرزندان برادر ايشان آشوربيگ در شهر كيان )شهرك( گرديد.

تپه باستانى (گنبدك)سرآب شهر كيان
اين تپه باستانى اخيراً و توسط گروه باستان‏شناسى ميراث فرهنگى استان در شمال شرقى شهركيان (شهرترك نشين)شناسايى و كاوش وگمانه زنى آن در سال 1384 به سرپرستى آقاى‏على اصغر نوروزى انجام شده است. تپه گنبدك سرآب شهر كيان از قديمى‏ترين سكونت‏گاه‏هاى انسانى در استان چهارمحال و بختيارى است و بيش از 8000 سال قدمت دارد. قديمى‏ترين آثار اين محل شامل آثار منازل مسكونى و آثار سفالى و ابزارهاى سنگى و استخوانى به دوره نوسنگى تعلق دارند. تپه سراب قديمى‏ترين آثار استقرارى دشت شهركرد را در خود جاى داده و مقدم بر استقرارهاى گورگاى تپه است. مى‏توان گفت كه آثار باستانى و سكونت در گورگاى تپه تداوم سكونت‏هاى انسانى در تپه سراب شهر كيان است. يعنى بعد از متروكه شدن تپه سراب در حدود هزاره 5ق.م. سكونت بشر در محل گورگاى تپه آغاز و تداوم يافته است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

گندمان يکي از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري ايران است. اين شهر مرکز بخش گندمان در شهرستان بروجن است. گندمان در 15 کيلومتري جنوب شهر بروجن قرار گرفته و تا مرکز استان 75 کيلومتر فاصله دارد.

موقعيت جغرافيايي و تاريخي
در طول جغرافيايي 51 درجه و 9 دقيقه شرقي و عرض جغرافيايي 31 درجه و 52 دقيقه شمالي قرار گرفته‌است. سابقه تاريخي اين شهر چند هزار ساله و به زمان بهرام گور باز مي‌گردد[نيازمند منبع]. آثار چهاربازار معروف قديم در کنار اين شهر واقع شده که اکنون به چاربازار يا چاروازار شهرت دارد. امير قاضي شاهيلو نياي بزرگ قشقايي‌ها که به فرمان شاه اسماعيل صفوي براي ترويج مکتب تشيع به اين ناحيه آمده بود در گندمان درگذشته است.

مردم‌شناسي
بر اساس سرشماري سال 1385، جمعيت شهر گندمان برابر با 5,578 نفر بوده است مردم گندمان داراي فرهنگ،گويش وموسيقي بختياري هستند.کشاورزي،دامداري،پرورش اسب اصيل بختياري وبافت قالي وقاليچه‌هاي بختياري ازمشاغل منطقه‌است .

جاهاي ديدني
اين شهر داراي پارکي زيبا و نيمه طبيعي در کنار امامزاده مادر دختر در ورودي شهر است و تالاب بين‌المللي و زيباي گندمان در جنوب غربي اين شهر قراردارد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

وجه تسميه اشكذر
در تاريخ جديد يزد آمده است كه بناي اشكذر به دست اشكين زال (اشك بن زال) كه از ملوك الطوايف زمان اشكانيان بوده ، بنيانگذاري شده است كه اهالي نيز اين موضوع را تاييد مي كنند و لذا پيشوند « اشك» دقبقا به همين علت مي باشد در مورد پسوند « ذر» به دليل نبودن منبع تاريخي اطلاع دقيقي در دست نيست ، ولي به گفته ي اهالي اشك بن زال زني داشته به نام « آذر» كه به گفته ي آنها پسوند « ذر» مخفف همان نام آذر در لهجه ي بومب بوده است.نويسندگان كتب تاربخي ، بناي اوليه ي شهر اشكذر را از زمان اشكانيان مي دانند . احمد بن حسن بن علي كاتب يزدي ، مولف كتاب تاريخ جديد يزد مي نويسد : « در زمان اشكانيان ، اشك بن زال (اشكين زال) كه از ملوك الطوايف بود ، اشكذر را او ساخت » با اين توضيح ، اشكذر در زمان اشكانيان به وجود آمده است و قدمت آن به حدود 2000 هزار سال مي رسد. عده اي اشكذر را خيلي قديمي ترمي دانستند و معتقدند كه بناي اوليه ي اشكذر به علت حمله ي شنهاي روان در زير خاك مدفون گشته است . بناي موجود اشكذر ، با احداث قنات كوير به دست اشك بن زال كه منشا آن در نزديكي صفاييه كنوني در يزد است ، آغاز و شروع به رشد نموده است و مردم در كمال خوشي و آباداني به كشاورزي مي پرداخته اند . اين قنات از زمان احداث حدود 120 قفيز آب داشته و اراضي بسياري را به زير كشت مي برده است.

آب و هواي اشكذر
اين منطقه فاقد كوهستان و در نتيجه داراي آب و هواي صحرايي با طوفان هاي توام با شن و ماسه مي باشد . تپه هاي هلالي شكل كه يكي از پديده هاي فرسايش بادي است در تمام مناطق مشاهده مي گردد به همين علت از زمان هاي بسيار قديم براي مصون بودن روستاها از طوفان هاي كويري ، خانه ها و اماكن اصلي ده به صورت متمركز و مزارع و باغات ، مساكن را محاصره كرده اند .

ويژگيهاي‌ طبيعى‌
شهرستان اشكذر شبيه‌ مثلثى‌ است‌ كه‌ يك‌ رأس‌ آن‌ متوجه‌ جنوب‌ است‌ و در ضلع‌ شمالى‌ آن‌ شهرستان‌ اردكان‌، در ضلع‌ شرقى‌ آن‌ بخش‌ مركزي‌ و در ضلع‌ غربى‌ آن‌ نيز بخش‌ خضرآباد همين‌ شهرستان‌ قرار گرفته‌ است و با مساحت 45 كيلومتر مربع در 20 كيلومتري شمال غربي شهرستان يزد قرار گرفته است و جمعاً 134 آبادي‌ در خود جاي‌ داده‌ است ؛ شهرستان‌ اشكذر در دشت يزد – اردكان‌ واقع شده است‌ . در سراسر اين‌ دشت‌ برخانهاي‌ (تپه‌هاي‌ شنى‌ هلالى‌ شكل‌) متعدد كه‌ حاصل‌ فرسايش‌ بادي‌ است‌، به‌ چشم‌ مى‌خورد. گفته‌ مى‌شود كه‌ منشأ اين‌ شنهاي‌ روان‌ ناحية ندوشن‌ و باتلاق‌ گاوخونى‌ است‌. به‌طور كلى‌ اين‌ ناحيه‌ داراي‌ ويژگيهاي‌ آب‌ و هواي‌ صحرايى‌ است‌. ميانگين‌ حداكثر و حداقل‌ دما طى‌ يك‌ دورة كوتاه‌ مدت‌ 6 ساله‌ (1357-1363ش‌) به‌ ترتيب‌ حدود 28 و 10 درجة سانتى‌گراد برآورد شده‌ است‌. ميانگين‌ بارش‌ سالانه‌ طى‌ همان‌ سالها 68 ميلى‌متر بوده‌ است‌. شهر اشكذر فاقد رودخانة دائمى‌ است‌ و تنها، رودخانة رحمت‌آباد كه‌ از ارتفاعات‌ خونزا در شمال‌ باختر يزد سرچشمه‌ مى‌گيرد، در فصل‌ بارندگى‌ داراي‌ جريان‌ آب‌ است‌ .

بروز طوفانهاي‌ شن‌ و ماسه‌ و فرسايش‌ بادي‌ حاصل‌ از آن‌ از ويژگيهاي‌ اين‌ ناحيه‌ است‌ كه‌ همراه‌ ديگر عوامل‌ نامساعد طبيعى‌ از جمله‌ كمى‌ ريزشهاي‌ جوي‌ و كاهش‌ تدريجى‌ منابع‌ آب‌ زيرزمينى‌، موجب‌ فقدان‌ پوشش‌ گياهى‌ شده‌ است‌. در اين‌ دشت‌ جانورانى‌ مانند آهو، روباه‌، خرگوش‌ و گونه‌هايى‌ از پرندگان‌ مانند كبوتر و تيهو وجود دارند.
شهرستان اشكذر در اواسط نيمة نخست‌ سدة حاضر از بخشهاي‌ يازده‌گانة شهرستان‌ يزد به‌شمار مى‌رفته‌، و 22452نفر را در خود جاي‌ مى‌داده‌ است. با تغييراتى‌ در حدود سياسى‌ – اداري‌ كشور، اشكذر هم‌اكنون‌ به عنوان يك شهرستان در استان‌ يزد است‌ و از 134 آبادي‌ آن‌، 26 آبادي‌ داراي‌ سكنه‌ و 108 آبادي‌ خالى‌ از سكنه‌ شده‌ كه‌ خود گوياي‌ افزايش‌ مهاجرت‌ روستاييان‌ به‌ شهرهاي‌ بزرگ‌ است‌ . بر مبناي‌ آخرين‌ سرشماري‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌،29177نفر ( 6277خانوار) در اين‌ بخش‌ سكنى‌ دارند كه15401تن‌ از آنان‌ مرد و 13776تن‌ زن‌ بوده‌اند. بدين‌سان‌ در مقابل‌ هر 100 زن‌، 111 مرد در اين‌ بخش‌ وجود داشته‌ است .

ويژگيهاي‌ اقتصادي
فعاليت‌ اقتصادي‌ ساكنان‌ اشكذر و دهستان‌ رستاق‌ ، در رشتة كشاورزي‌، صنايع‌دستى‌، پيشه‌وري‌ و كارگري‌ است. با وجود مشكلات‌ دسترسى‌ به‌ منابع‌، كشاورزي‌ مهم‌ترين‌ فعاليت‌ مردم‌ ناحيه‌ به‌شمار مى‌رود. درگذشته‌ بيش‌ از 50 قنات‌، آب‌ موردنياز كشت‌ را فراهم‌ مى‌كرده‌اند كه‌ در ايجاد و توسعة ي روستاها نقش‌ مهمى‌ داشته‌اند. با حفر چاههاي‌ عميق‌ و نيمه‌عميق‌ متعدد و بهره‌برداري‌ بى‌رويه‌ از آنها و همچنين‌ كمى‌ بارش‌، به‌تدريج‌ بسياري‌ از قنات ها خشك‌ و بدون‌ استفاده‌ مانده‌اند. آمار موجود نشان‌ مى‌دهد كه‌ در 1358ش‌، از 22 قنات‌ موجود دربخش‌ اشكذر همگى‌ خشك‌ بوده‌اند، در عوض‌ در همان‌ سال‌ از 37 چاه‌ عميق‌ و 29 چاه‌ نيمه‌عميق‌ در اين‌ نواحى‌ بهره‌برداري‌ مى‌شده‌ است‌. خشك‌ شدن‌ قناتها، خود عاملى‌ براي‌ مهاجرت‌ روستاييان‌ به‌ شهرها بوده‌ است‌. اين‌ مهاجران‌ اغلب‌ در شهرهاي‌ قم‌، تهران‌، سبزوار و مشهد سكنى‌ گزيده‌اند. عده‌اي‌ نيز در جست‌ و جوي‌ كار به‌ كشورهاي‌ حاشية ي خليج‌فارس‌ رفته‌اند.
در اشكذر از ديرباز براي‌ اندازه‌گيري‌ آب‌ از واحدي‌ محلى‌ به‌ نام‌ جرّه‌ يا جرعه‌ – معادل‌ 12 دقيقه‌ آب‌ – و براي‌ اندازه‌گيري‌ زمين‌ از مقياسى‌ به‌نام‌ قفيز استفاده‌ مى‌شده‌ است.

فرآورده‌هاي‌ كشاورزي‌ اشكذر به‌طور عمده‌ عبارتند از گندم‌ و جو، نباتات‌ علوفه‌اي‌، دانه‌هاي‌ روغنى‌، حبوبات‌ و پياز كه‌ در كنار آنها نباتات‌ جاليزي‌، انار، پسته‌، گوجه‌فرنگى‌ و سيب‌ درختى‌ نيز به‌ عمل‌ مى‌آيد و اخيراً به‌ علت‌ مساعد بودن‌ زمين‌، توليد پسته‌ رو به‌ افزايش‌ گذاشته‌ است‌. چرخاب‌ يكى‌ از نواحى‌ مساعد كشاورزي‌ بخش‌ اشكذر به‌شمار مى‌آيد كه‌ به‌سبب‌ برخورداري‌ از آب‌ فراوان‌ و خاك‌ حاصل‌خيز در توليد محصولات‌ كشاورزي‌ و جاليزي‌ اهميت‌ دارد. به‌طور كلى‌ برخى‌ از فرآورده‌هاي‌ كشاورزي‌ بخش‌ اشكذر به‌ نواحى‌ ديگر استان‌ و نيز ساير استانها صادر مى‌شود . در سالهاي‌ اخير، دولت‌ براي‌ تثبيت‌ شنهاي‌ روان‌ در اين‌ منطقه‌ اقدام‌ به‌ كشت‌ نهال هاي‌ ويژه ي نواحى‌ كويري‌ مانند تاغ‌ و گز و اسكنبيل‌ كرده‌ است‌ و اين‌ خود افزون‌ بر جلوگيري‌ از فرسايش‌ بادي‌ و محافظت‌ از روستاها، در مساعد نمودن‌ نسبى‌ آب‌ و هواي‌ منطقه‌ مؤثر بوده‌ است‌.
پرورش‌ دام‌ و طيور در كنار زراعت‌ از ديگر فعاليتهاي‌ اقتصادي‌ مردم‌ اين‌ نواحى‌ است‌.
ويژگيهاي‌ طبيعى‌ اين‌ بخش‌ نيز سبب‌ توسعة صنايع‌دستى‌، به‌ويژه‌ قالى‌بافى‌ به‌ عنوان‌ كمك‌ درآمد خانوارهاي‌ ساكن‌ دهستان‌ رستاق‌ است‌، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ كارگاههاي‌ نساجى‌ قديمى‌ (شَعْربافى‌) به‌تدريج‌ به‌ كارگاههاي‌ صنعتى‌ بدل‌ شده‌ است‌. هم‌اكنون‌، از كارگاههاي‌ متعدد قالى‌بافى‌،گليم‌بافى‌،ريسندگى‌و بافندگى‌الياف‌و توليدپارچه‌بهره‌برداري‌ مى‌شود. علاوه‌ بر صنايع‌ نساجى‌، كارگاههاي‌ رنگ‌سازي‌، فيلترسازي‌، اتاق‌ و تانكرسازي‌، موزائيك‌سازي‌، آجر پزي‌، سنگ‌بري‌، مواد پلاستيكى‌ و كفش‌دوزي‌ نيز در اين‌ بخش‌ فعاليت‌ دارند. از ديگر توليدات‌ مهم‌ اشكذر، آجر است‌ كه‌ در كارخانه‌اي‌ واقع‌ در سرچشمه‌ توليد مى‌شود؛ همچنين‌ از معدن‌ سنگ‌ گچ‌ واقع‌ در نزديكى‌ روستاي‌ عصرآباد به‌ نحو مطلوبى‌ بهره‌برداري‌ مى‌شود .

ويژگيهاي‌ فرهنگى
مجموعه‌اي‌ از شرايط طبيعى‌، اقتصادي‌ و فرهنگى‌ موجب‌ علاقه‌مندي‌ ساكنان‌ اشكذر به‌ تحصيل‌ علم‌ بوده‌ است‌؛ به‌گونه‌اي‌ كه‌ هم‌اكنون‌75 دبستان‌، 27 مدرسة راهنمايى‌، 10 دبيرستان‌ و يك‌ مدرسة فنى‌ و حرفه‌اي‌ در آنجا وجود دارد. عده‌اي‌ نيز براي‌ فراگيري‌ علوم‌ اسلامى‌ راهى‌ مدارس‌ علوم‌ دينى‌ ديگر نواحى‌ به‌ويژه‌ شهر قم‌ مى‌شوند .

ساكنان‌ اشكذر، به‌طور عمده‌ مسلمان‌ و شيعه‌ هستند . علاوه‌ بر اماكن‌ متعدد مذهبى‌ مسلمانان‌، يك‌ آتشكده‌ به‌نام‌ «درب‌ مهر»، متعلق‌ به‌ زرتشتيان‌، در روستاي‌ الله‌آباد داير است‌.

آثار باستاني
1)اسفنجريه ي اشكذر (اسفنجرد)
2)مسجد جامع اشكذر (مربوط به دوره ي صفوي)
3)آسياب آبي اشكذر (مربوط به قرن هشتم ه.ق)
4)مسجد حاجي رجبعلي اشكذر
5)قلعه ي قديمي اشكذر
6)مسجد ريگ رضوانشهر
7)باغ وزير حجت آباد
8)بادگير عصرآباد
9)گنبد تاج‌ در روستاي‌ ابراهيم‌آباد
10)قلعه‌ و خندقى‌ در روستاي‌ عزآباد 11)خانقاه‌ و آرامگاه‌ سلطان‌ محمودشاه‌
12)امامزاده‌ سيدحسين‌ در روستاي‌ بندرآباد 13)ويرانه‌هاي‌ شهر كهنه‌ در مجومرد

درباره ي شهر تاريخي اشكذر
اين‌ شهر مركز بخش‌ اشكذر در 22 كيلومتري‌ شمال‌ يزد و در 8 كيلومتري‌ باختر جادة يزداردكان‌ واقع‌ شده‌ است‌. طول‌ جغرافيايى‌ آن‌ 54 و 13 و عرض‌ جغرافيايى‌ آن‌ 32 و ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ دريا 1175متر است‌ .
برخى‌ منابع‌ تاريخى‌ يزد، زمان‌ برپايى‌ اشكذر را به‌ دورة ملوك‌ الطوايف‌ِ پارتى‌ و به‌ اشك‌، پسر زال‌ نسبت‌ داده‌اند . بعيد نيست‌ كه‌ اين‌ نسبت‌ به‌ سبب‌ شباهت‌ اسمى‌ بوده‌ باشد . ولى‌ به‌طور قطع‌، اشكذر در دورة اسلامى‌ در ابتداي‌ سدة 8ق‌ وجود داشته‌ است‌، چه‌ بناهايى‌ متعدد مربوط به‌ آن‌ دوره‌ در اين‌ شهر برپا بوده‌ است‌. نخستين‌ آنها خانقاهى‌ بوده‌ كه‌ شيخى‌ صاحب‌ كرامت‌، به‌نام‌ شيخ‌ تقى‌الدين‌ دادا آن‌ را ساخته‌ بوده‌ است‌. ديگري‌ خانقاهى‌ است‌ منسوب‌ به‌ امير ركن‌الدين‌ محمد قاضى‌ (د 732ق‌) از اعيان‌ يزد. در اين‌ مكانها نيازمندان‌ اطعام‌ مى‌شده‌اند. بسياري‌ از املاك‌ و قناتهاي‌ اشكذر نيز به‌صورت‌ وقف‌ اداره‌ مى‌شده‌، و عايدات‌ حاصل‌ از آنها به‌ مصرف‌ درماندگان‌ و نيازمندان‌ مى‌رسيده‌ است‌ .
اشكذر در اواسط نيمة نخست‌ سدة حاضر قصبة مركز بخش‌ اشكذرِ شهرستان‌ يزد به‌شمار مى‌آمده‌، و 2943نفر جمعيت‌ داشته‌ است‌ . در نخستين‌ سرشماري‌ عمومى‌ جمعيت‌ كشور در 1335ش‌، جمعيت‌ شهر اشكذر 2220برآورد شده‌ است‌ . سرشماري هاي‌ مربوط به‌ سالهاي‌ 1355 و 1365ش‌ جمعيت‌ شهر را به‌ ترتيب‌ 1776و 9637نفر گزارش‌ كرده‌اند و آخرين‌ سرشماري‌ جمعيت‌ در 1370ش‌، گوياي‌ جمعيتى‌ معادل‌ با 10558نفر (2236خانوار) در شهر اشكذر است. بدين‌سان‌ درصد رشد جمعيت‌ بين‌ سالهاي‌ 1355 تا 1365ش‌، 1/5% و بين‌ سالهاي‌ 1365 تا 1370ش‌ 9/2% بوده‌ است‌. جمعيت‌ فعلى‌ شهر در مساحتى‌ بالغ‌ بر 1/18 کیلومتر مربع به‌ سر مى‌برند. آمار موجود نشان‌ مى‌دهد كه‌ در ميان‌ افراد 6 ساله‌ و بالاتر ساكن‌ در اشكذر 4/67% با سواد بوده‌اند كه‌ اين‌ نسبت‌ در بين‌ مردان‌ 6/74% و در بين‌ زنان‌ 3/59% بوده‌ است‌.
ساكنان‌ شهر در گروههاي‌ عمدة زير داراي‌ فعاليت‌ اقتصادي‌ هستند: 8/17% در كشاورزي‌ و دامپروري‌ و 9/23% در صنعت‌، 8/23% در ساختمان‌ و بقيه‌ در ساير گروههاي‌ عمده‌ اشتغال‌ داشته‌اند. در كنار فعاليتهاي‌ عمدة اقتصادي‌، صنايع‌دستى‌ از قبيل‌ فرش‌بافى‌، زيلو بافى‌، پارچه‌بافى‌ و يك‌ كارخانة جوراب‌بافى‌ در اين‌ شهر داير است‌ .
براساس‌ آخرين‌ سرشماري‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌ شهرستان‌ يزد از خانوارهاي‌ معمولى‌ ساكن‌ اين‌ شهر، 6/97% از برق‌ و 7/96% از آب‌ لوله‌كشى‌ و 7% از تلفن‌ در محل‌ سكونت‌ خود استفاده‌ مى‌كنند. آب‌ آشاميدنى‌ 8/97% از خانوارهاي‌ شهر از مخزن‌ عمومى‌ تأمين‌ مى‌شود. سوخت‌ عمدة مصرفى‌ براي‌ پخت‌ و پز در 8/88% از خانوارهاي‌ معمولى‌ ساكن‌، گاز و در 3/7% نفت‌ سفيد بوده‌ است‌. سوخت‌ عمدة مصرفى‌ براي‌ ايجاد گرما در محل‌ زندگى‌ 5/95% از خانوارها نيز نفت‌ سفيد بوده‌ است‌.
آثار كهن‌ برجاي‌ مانده‌ در اشكذر از اين‌ قرار است‌: يك‌ آسياب‌ كهن‌ كه‌ سقف‌ آن‌ گنبدي‌ شكل‌ است‌ و براي‌ ساخت‌ آن‌ از آجر استفاده‌ شده‌، و سقف‌بندي‌ و آجركاري‌ و نقشهاي‌هندسى‌ آن‌درخور توجه‌است‌؛ مسجد جامع‌ اشكذر كه‌ مربوط به‌ سدة 9ق‌ است‌؛ ويرانه‌هاي‌ اسفنجرد و يك‌ قلعة كهن‌ كه‌ گفته‌ مى‌شود قدمت‌ آن‌ به‌ هزار سال‌ پيش‌ مى‌رسد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

این روستا در شمال شرقی شهر اردکان واقع گردیده است و فاصله آن تا مرکز شهر نزدیک به 5 کیلومتر می باشد و موقعیت جغرافیایی آن عبارت است از: 55 درجه طول و 33 درجه و 22 دقیقه عرض جغرافیائی و ارتفاع آن از سطح دریا 1020 متر می باشد.

احمدآباد توسط شیخ احمد یزدی «متوفی 635» هجری قمری احداث گردیده است و آیتی در تاریخ یزد در این مورد می نویسد:
شیخ احمد و شیخ محمد دو برادر فاضل و دانشمند بودند که از قریه اسفنجر به شهر مهاجرت کردند و در آنجا ساکن گردیدند و آثار خیری از خود به یادگار گذاشته اند از جمله مسجد روضه محمدیه معروف به حظیره ملا است که توسط شیخ احمد احداث گردیده قناتی در نزدیک اردکان موسوم به احمدآباد احداث نموده آن را وقف بر حظیره کرده است.متن قسمتی از وقفنامه آن چنین است:

وقف نمود تمامی قریه مدعوه دایره به احمدآباد واقعه به سفلی بلوک میبد از اعمال بلده یزد که قریه مذکور در آن ناحیه نزد ملاک به این اسم معروف و مشهور است و به اسم مذکور از حدود و اوصاف مستغنی با توابع و لواحق و منسوبات و مضافات و اراضی و جدران و آبار و جد اول و غیر ذالک مما یتعلق بها شرعاً و عرفاً و جملگی مزرعه دیگر واقعه به ناحیه مذکوره مدعوه به مزرعه مبارزآباد که از نهایت معرفت و غایت شهرت از تحدید و توصیف مستغنی است با آنچه از توابع و لواحق آن مزرعه مزبوره شمرند شرعاً و عرفاً و جملگی طاحونه دایره واقعه به ناحیه مزبوره مشهوره به طاحونه احمدآباد مذکوره که به این اسم از ذکر حدود مستغنی است با تمام لواحق آن از آلات خشبیه و حدیدیه و غیرها.

اما صاحب جامع مفیدی و دیگر متون تاریخی یزد بنای احمدآباد را مربوط به دوران آل مظفر دانسته و یکی از مستحدات امیر مبارزالدین محمد و فرزندان او قلمداد می کنند که در اواسط قرن هشتم احداث گردیده است. و به نظر می رسد هر دو مطلب صحیح باشد زیرا اولین قنات احمدآباد که به احمدآباد وقف مشهور است؛ توسط شیخ احمد احداث گردیده است و بنای اصلی احمدآباد مربوط به دوران آل مظفر می باشد و در متون تاریخی زردشتیان نیز آمده است که چندین خانوار زردشتی نیز در احمدآباد سکونت داشتند و حتی پرستشگاهی «درمهری» نیز در آنجا بنا نموده بودند.

اما به مرور زمان زردشتیان احمدآباد به شریف آباد کوچ نمودند و سنگ آتشدان درمهر احمدآباد نیز به شریف آباد منتقل کردند و هم اکنون در آنجا نگهداری می شود و محلی که قبلاً درمهر زردشتیان بوده بعد از ویرانی به صورت زمین صافی در آمده که تا چند سال قبل آن قطعه زمین به مهرگورها معروف بوده است.

در احمدآباد هیچ آثار تاریخی که نشانگر قدمت آن باشد وجود ندارد و خانه های قدیمی آن تماماً از خشت و گل بوده که بعضی از آنها بازسازی شده است و احداث خیابان و عریض شدن کوچه ها بافت قدیم آن را به کلی تغییر داده است و تنها در شمال این روستا قلعه مانندی وجود دارد که به قلعه حسین آباد مشهور است و بنا به گفته معمرین، بنای آن قبل از احداث احمدآباد بوده و به وسیله نقبی به قلعه «زردگ» متصل بوده است.

اهالی احمدآباد از استعداد ذاتی خوبی برخوردارند و در قرون اخیر مفاخر علمی بزرگی چون:حضرت آیت الله داماد و حضرت آیت الله فکور و حاجی سیدیحیی واعظ و … از آن برخاسته اند.

احمدآباد در حال حاضر بزرگترین روستای موجود در حوزه شهرستان اردکان می باشد و از امکانات بسیار خوبی از قبیل دبیرستان شبانه روزی، درمانگاه، آب و برق و تلفن، کتابخانه، مدرسه راهنمایی و ابتدایی دخترانه و پسرانه و چند باب مسجد و … برخوردار می باشد و شغل اکثر اهالی آن کشاورزی می باشد و پسته عمده ترین محصول آن محسوب می گردد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

یکی از شهرهای استان در ۲۲۰ کیلومتری شمال شرقی یزد است. بیشتر مردم آن به کشاورزی و دامپروری مشغول بوده و دین مردم اسلام (شیعه) می‌باشد. از محصولات کشاورزی این منطقه می‌توان به گندم, جو, زیره, پسته, انگور, انار و اخیرا زعفران با کیفیت بالا نام برد. مقبره عالم بزرگ اسلامی ملا عبدالله بهابادی در این شهر قرار دارد. شهر بهاباد قدمتی دیرینه دارد که در تاریخ نقل شده‌است که در زمان مغول‌ها این شهر به کلی نابود شده‌است.و دوباره بازسازی شده‌است.این شهر یکی از شهرهای کویری ایران است که در حاشیه دشت لوت واقع شده‌است ولی با این حال شهری سرسبز است و در بارندگی آن نسبتاً زیاد است. در قدیم انگور بهاباد بسیار معروف بوده‌است ولی اکنون بیشتر باغات این منطقه مربوط به پسته‌است. نام قدیم این شهر تالی بوده‌است و دارای آبهای زیرزمینی فراوان می‌باشد که مقدار زیادی از آن به معدن چادرملو می‌رود که سبب پایین آمدن سطح آب و در نتیجه تلخ شدن آن شده‌است. بنابر اسناد اتاریخی محدوده معدن چادرملو همواره متعلق به این بخش بوده‌است که به دلیل اعمال نفوذ تنی چند به شهرستان اردکان پیوسته‌است. گویش محلی مردم این منطقه بیشتر به گویش مردم استان کرمان نزدیک می‌باشد. به عنوان مثال به آخر کلمات خود حرف «او» اضافه می‌کنند مانند اینو به جای این و کوچکو به جای کوچک. از غذای محلی این شهر می‌توان نون کوتو را نام برد. احمدآباد، کویجان و بنستان، آسفیچ از روستاهای مهم این منطقه‌است. در روستاهای اطراف این شهر به دلیل سردی آب و هوا گردو و بادام پرورش داده می‌شود.

وجه تسميه :
بهاباد از دو واژه به و آباد تشكيل شده كه واژه به با تلفظ فتح به معني تحسين و با تلفظ كسر به معني خوب و نيكي و بهتر مي شود كه در اين صورت كلمه بهاباد به معني بهترين آبادي مي باشد . البته شايد نام قبلي آن غير از اين بوده و به علت ويراني آن و ساختن آبادي جديد به بهاباد تغيير نام يافته كه به معني بهتر از آبادي قبلي معني مي شود.

چگونگي پيدايش و قدمت تاريخي :
شهر بهاباد داراي سابقه طولاني است ولي به علت موقعيت جغرافيايي بارها در جنگلها و يا توسط عوامل طبيعي به كلي نابود شده است. تا قبل از حمله مغول بر ايران بهاباد شهري آباد بوده و فرقه اسماعيليه در اطراف اين بخش قلعه هاي مستحكمي در ارتباط با قلعه طبس احداث نموده بودند. هلاكوخان براي سركوب اين فرقه به منطقه حمله برده و علاوه بر انهدام قلعه ها شهر را هم با خاك يكسان كرد. آثار خرابه هاي آن هنوز در چند كيلومتري شهر بهاباد فعلي به نام شهرك قرار دارد.

ازحمله مغول تا دوران صفويه در رابطه با اين منطقه اطلاعات دقيقي در دست نيست و مطالب و مدارك تاريخي در مورد اين شهر توسط بعضي نويسندگان و مورخين نوشته شده كه از آن جمله مي توان كتاب امثال جامع جعفري نوشته تراب نائيني, بستان السياحه نوشته شيخ محمود شبستري, پاورقيهاي كتاب حماسه كبير نوشته پاريزي, كتاب تاريخ كرمان نوشته محمد علي خان وزيري, يادگارهاي يزد نوشته ايرج افشار و جامع مفيدي نوشته محمد مستوفي بافقي را نام برد كه از عظمت شهر بهاباد در آنها ذكر شده است. بهاباد در سال 1348 مركز بخش شد و در سال 1362 شهرداري در آن داير گرديد.

آثار و ابنيه تاريخي :
از جمله آثار و ابنيه تاريخي شهر بهاباد مي توان مسجد جامع, مزار شيخ ضياء الدين, مزار ملاعبدالله و برخي آثار ديگر را نام برد. شهر بهاباد داراي ۱۳ مسجد و يك حسينيه بوده و ساختمان 5 مسجد ديگر در حال احداث مي باشد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

تفت منطقه‌اي باستاني با پيشينه‌اي بلند مدت است. اين شهر از هر لحاظ با يزد پيوند تاريخي داشته و نامش هميشه با آن، همراه بوده‌است.
متأسفانه در مورد شهرستان تفت سوابق تاريخي موجود، نمي‌تواند قدمت واقعي آن را معلوم كند. هر چند رد پاي تاريخ و ماقبل تاريخ در گوشه به گوشه اين شهرستان قابل مشاهده‌است، از جمله نقاشيهاي حك شده بر كوه ارنان در ناحيه پشتكوه كه سابقه آن را باستان شناسان حتي به دوازده هزار سال قبل نسبت داده‌اند، يا اسامي مانند روستاي توران پشت كه بنياد آن را به توران دخت ساساني نسبت داده‌اند، چنين قدمتي را مسلم مي‌دارد. به هر صورت قدر مسلم اين است كه (موقعيت منطقه و كشفيات تاريخي آن نيز همين موضوع را اثبات مي‌نمايد) منطقه عمومي تفت از زمان قبل از اسلام وجود داشته و به تعبير عبدالحسين آيتي نوسينده كتاب تاريخ يزد (آتشكده يزدان)، يزد بدون تفت هيچگاه وجود نداشته‌است.
واژه تفت، در اوستا «تفته» به معنی «گرم شده» است. مردم تفت بر این باورند که به دو دلیل این شهر، یکی به دلیل که هر دو مورد درست بوده و کاربرد دارند. در دیگر فرهنگ‌ها تفت به معنی قهر و غضب، خرام و خرامان، گیاه دارویی که خوردن بیخ آن مانند تاتوله جنون آورد، نیز آمده‌است. شهر تفت را، که زادگاه علامه تفتازانی است، به دلیل وجود چشمه «نصیری» در پای «چنار سرده»، «تفت نصیری» نیز نامیده‌اند.
تفت، در فرهنگ معین به معنی گرم شدن، حرارت، گرم یا به معنای سبدی چوبین که در آن میوه جای دهند، آمده‌است. نام تفت در منابع تاریخی و عرفانی از قرن نهم هجری به بعد همراه با نام شاه نعمت‌الله ولی آورده شده‌است. در برخی منابع این شهر به دراز شهر معروف است، زیرا تمام خانه‌ها و ساختمانهای آن اطراف یک خیابان طولانی واقع شده‌است و یک رودخانه در طول شهر وجود دارد که سالهاست مردم منتظر دیدن ذره‌ای آب در آن رودخانهٔ خشکیده هستند.
کلمه تفت در غالب کتب لغت به مفهوم: گرم، گرمی، با حرارات، تند، تیز، با شتاب و … آمده‌است. در کتاب غیاث الغات چاپ هند در مورد واژه تفت آمده‌است: « نام جائی از مضافات یزد و سبدی است که برای نهادن گل و میوه سازند».
با توجه به شرایط جغرافیایی این شهر می‌توان گفت: معنای اخیر به نظر می‌رسد با موقعیت شهر تفت همخوانی بیشتری دارد در فرهنگ دهخدا نیز با مفهومی مشابه آورده شده‌است (سبدی مدور و کم عمق که از ترکه یا برگ سازند و میوه در آن نهاده و سر آن نیز بر ترکه تر برگدار بافته و محکم کنند). در فرهنگ معین مفهوم اخیر به این صورت آمده‌است: «سبد چوبینی که در آن میوه جا دهند». نام چهار محلّه از محلّات تفت شامل: باغ گلابدان، باغ گلستان، باغ خندان، باغ مورتین که با پیشوند باغ شروع می‌شود و محلّات راحت آباد و حوض بلبل نیز مؤیّد مفهوم سبد گل و سبد میوه هستند.
موقعیت شهرستان
شهرستان تفت با وسعت ۵۸۴۶ کیلومتر مربع معادل ۸۶/۷ درصد وسعت استان یزد، در فاصلهٔ ۲۰ کیلومتری مرکز استان یزد در مسیر جادهٔ یزد- شیراز قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۵۸۰ متر و متوسط بارندگی آن در سال ۱۸۶ میلیمتر می‌باشد. بر اساس جدید ترین تقسیمات کشوری دارای دو بخش، دو شهر و ۱۰ دهستان (پیشکوه، شیرکوه، نصرآباد، علی آباد، دهشیر، بنادکوک، سخوید، زردین، کهدوییه و گاریزات) است. شهرستان تفت دارای ۱۴۴۴ آبادی است که ۳۳۶ روستای آن دارای سکنه و ۱۱۰۸ آبادی خالی از سکنه می‌باشند.
اقلیم شناسی
از نظر شرایط اقلیمی و کلیماتولوژی، اقلیم شهرستان تفت نیمه خشک و کوهستانی بوده و دارای چهار فصل مشخص است. آب و هوای شهرستان تفت نیمه بیابانی است، که به دلیل قرار گرفتن در دامنه شیرکوه نسبت به یزد، دارای تابستانهای ملایم تر و بارندگی بیشتری است. بیشترین درجه حرارت، در تابستان ۳۴ و کمترین آن در زمستان ۱۲ درجه سانتی‌گراد است. رطوبت در تابستان ۱۵ درصد و در زمستان ۳۰ درصد بوده و میانگین بارندگی سالیانه برف ۷۰ سانتی‌متر و باران تا ۶۰ سانتی‌متر است. شرایط اقلیمی حاکم بر شهرستان تفت به علت وجود عوارض طبیعی گوناگون، متفاوت است. از یک طرف وجود ارتفاعات شیرکوه و از طرف دیگر مجاورت با کویر ابرکوه، شرایط متفاوتی را ایجاد نموده‌است. هر چند منطقه در قلمرو آب و هوای معتدله گرم فوق مداری قرار گرفته، اما وجود ارتفاعات بالای شیرکوه، بارندگی آن را نسبت به استان کویری یزد در وضعیت کاملاً متفاوتی قرار داده‌است. شیرکوه و دامنه‌های آن در روستاهای کوهپایه‌ای واقع در بخش نیر از مهمترین حوزه‌های باران خیز استان است، هر چه از ارتفاعات فاصله بگیریم میزان بارندگی کاهش می‌یابد، به طوریکه از ارتفاعات تا دامنه‌ها و از دامنه‌ها تا کوهپایه‌ها و سرانجام دشتها میزان بارندگی کمتر گشته و در مجاورت کویرها و کفه‌های کویری ابرکوه به حداقل می‌رسد. قلل و ارتفاعات بالای منطقه و به خصوص شیرکوه، محل ریزش برف بوده و در زمستان تشکیل برفخانه کوچکی را می‌دهند که بعضاً آثار آن تا بهار نیز باقی است. میزان نزولات در ارتفاعات ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر و در دامنه‌ها به ۲۵۰ میلیمتر می‌رسد. بیشترین نزولات جوی در زمستان و کمترین آن در مهر ماه است. غالباً جهت باد در فصل گرم از شمال و شمال شرقی و در فصل سرد از جنوب و جنوب غربی است.
مشخه‌های جمعیتی
جمعیت شهرستان تفت به جز دههٔ اوّل انقلاب (۱۳۶۵ – ۱۳۵۵) که رشد داشته‌است در ۲۰ سال اخیر با رشد منفی رو به رو بوده‌است و از ۶۶۸۴۰ نفر در سال ۱۳۶۵ به ۴۷۲۶۰ نفر در سال ۱۳۸۵ کاهش یافته‌است. ۳۶ در صد از این جمعیت در شهرها و ۶۴ درصد در روستاها سکونت دارند. البته ناگفته نماند از سال ۱۳۸۰ تا کنون، به دلیل افتتاح چند مرکز آموزش عالی و رونق اقتصادی، شهر تفت مهاجر پذیر شده‌است. جمعیّت بومی این شهرستان از نظر مذهبی، شیعه و زردشتی هستند ولی در سه دههٔ اخیر، مهاجرین افغانی و معاودین عراقی که بیشتر از پیروان اهل سنّت هستند، جمعیّت نسبتاً تأثیر پذیری را تشکیل داده‌اند. آمار غیر رسمی ولی نزدیک به واقعیّت، تعداد مهاجرین افغانی را در سال‌های اوّل انقلاب ۲۷۰۰ نفر و معاودین عراقی را در دههٔ ۱۳۵۰ حدود ۸۰۰ نفر نشان می‌دهد که اکثراً از کردهای ایرانی و عراقی به تفت و توابع آن تبعید شدند ولی پس از مدّت کوتاهی اکثریّت آنان مراجعت نمودند و حدود ۲۵۰ نفر از آنان برای مدّت قابل توجّهی در تفت ساکن بودند. در حال حاضر کمتر از ۱۰۰ نفر از معاودین عراقی در تفت سکونت دارند. در کنار افاغنه و معاودین عراقی تعدادی از هموطنان جنگ زده از شهرهای جنوبی کشور (آبادان، اهواز و خرمشهر) به این شهر آمده و رحل اقامت افکنده‌اند. مهاجرت به هند و پاکستان نیز یکی از مشخّصه‌های جمعیّتی مردم این شهر است که تأثیر و تأثّر فرهنگی، اجتماعی خاصّ خود را داشته‌است. این پدیده سابقه‌ای بالغ بر صد سال دارد. اگه چه اوّلین تفتی‌های مهاجر، به انگیزهٔ اشتغال و تجارت به هند و پاکستان رفته‌اند ولی به تدریج عوامل دیگری از قبیل ادامه تحصیل و ازدواج هم مزید بر علّت شده‌است. در حال حاضر تعداد قابل توجّهی از اهالی تفت در کشور هند و پاکستان سکونت دائمی داشته و مشاغل و مناصب مختلفی را برعهده دارند.
نمونه‌هایی از نفوذ فرهنگ هند و پاکستان بر فرهنگ مردم تفت:
۱- به کار بردن تعدادی از واژه‌های هندی در گویش محلّی تفت مانند: اورجین، چپر، تِلی و ….
۲- رواج چند نوع از خوراکی‌های هندی و کاربرد ادویه هندی در رژیم غذایی خانواده‌ها مانند: اَچار ( نوعی ترشی)، کیمه، دال چاول و …
۳- استعمال بعضی القاب و اسامی شخصی و خانوادگی که به صورت پیشوند یا پسوند به کار می‌رود مانند: هندی، پِکارد، چَشتَه و ….
۴- رواج انواع پوشاک به ویژه زنانه، و برخی از لوازم خانگی در زندگی مردم تفت.
عوارض طبیعی و پدیده‌های جغرافیایی
مهمترین و اصلی ترین ارتفاعات منطقه تفت شیرکوه با ارتفاع ۴۰۷۵ متر است که آن بلندترین نقطه استان یزد و به عبارتی بلندترین کوه یزد محسوب می‌گردد. تفت در دو قسمت انتهایی دره‌ای نسبتاً پهناور و سیلابی (در محل ، معروف به «رود تفت ») قرار دارد. شیب این دره از منتهی الیه جنوب غربی شهر تفت (در ارتفاع ۱۶۰۰ متری) به سمت شمال شرقی (ارتفاع در نزدیکی شهرک قدس : ۱۵۲۰ متر) کاهش می‌یابد. شهر تفت از شمال و شمال غربی با کوههای آقا اعلا و بِن چادر و از جنوب و جنوب غربی با کوههای تفت / تفته کوه و گلوبادام احاطه شده‌است.
شهرستان تفت را رشته کوههای متعدد احاطه نموده‌است، به گونه‌ای که می‌توان این شهرستان را ناحیه عمده کوهستانی استان به شمار آورد. دره‌های واقع در بین ارتفاعات، زیباترین، سرسبزترین و خوش آب و هوا ترین نواحی ییلاقی استان را به وجود آورده‌است. وضعیت ارتفاعات تفت به گونه‌ای است که از قدیم الایام تاکنون سه ناحیه مشخصی را به وجود آورده‌است که در گویش عمومی به نواحی پشتکوه، پیشکوه و میانکوه معروف گردیده‌است. البته در قسمتی از نواحی پشتکوه و میانکوه، شهرستان مهریز نیز سهیم می‌باشد. اما آنچه که به پیشکوه معروف گردیده‌است کلاً در شهرستان تفت قرار دارد.
ارتفاعات و مهمترین قلل در ارتفاعات ناحیه شمالی:
ارتفاعات ناحیه شمالی شهرستان، خط الرأسها و قلل نسبتاً مرتفعی را به وجود آورده‌است که دره سیلابی تفت را در جهت شمالی- جنوبی از دشت وسیع یزد-اردکان مجزا می‌سازد. مهمترین قلل این ارتفاعات از غرب به شرق به ترتیب عبارتند:
کوه تلخستان : ۲۹۲۰ متر
کوه قوچان ۲۸۹۶ متر
کوه مسجد ۳۱۳۳ متر
کوه زربند : ۳۰۹۹ متر
کوه باد آسمان : ۲۵۵۲ متر
کوه کاسه : ۱۶۰۶ متر (که در غرب جاده یزد به تفت قرار گرفته‌است)
کوه سنگ تراش: ۱۶۷۹ متر (که در شرق جاده مذکور واقع شده‌است)
ارتفاعات و مهمترین قلل ( قله‌ها) در ارتفاعات ناحیه جنوبی:
از بهم پیوستن این ارتفاعات، منحنی ای به طول تقریبی ۸۰ کیلومتر به وجود می‌آید که از غرب به شرق کشیده شده و تفت را از حوضه آبریز دشت یزد- اردکان جدا می‌سازد. حد جنوبی تفت نیز از اتصال خط الرأسها و جبال کم ارتفاعی به وجود می‌آید که ۷۵ کیلومتر ادامه داشته و قلل آن از شمال به غرب عبارتند از:
کوه چاه میل ۲۶۰۰ متر
کوه بازرگان ۲۴۴۷ متر
کوه چاه ریز ۲۴۰۰ متر
ارتفاعات و مهمترین قلل ( قله‌ها) در ارتفاعات حد شرقی:
در حد شرقی شهرستان تفت، قلل و خط الرأسهای بسیار مرتفعی قرار گرفته‌است که از بهم پیوستن آنها خط بسیار پرپیچ و خمی حاصل می‌گردد. قلل آن از ناحیه شمال به جنوب عبارتند از:
بخش غربی کوه بهروک – قله اصلی شیرکوه ۴۰۶۰ متر
کوه برفخانه ۳۹۹۰ متر
کوه لاخسه ۳۸۷۳ متر
و…
حد غربی شهرستان تفت، حد شرقی کویر پهناور اصفهان- ابرکوه- سعید آباد می‌باشد که با گسل بسیار بزرگی با امتداد شمال غربی، جنوب شرقی مشخص می‌گردد.
اراضی واقع در بین ارتفاعات این شهرستان اغلب به صورت دره‌های بزرگ و کوچک، مناطق مسکونی و آبادیهای شهرستان تفت را تشکیل می‌دهد که دره سیل گیرتفت و مناطق علی آباد، نصر آباد، سانیج و ناحیه وسیع پشتکوه (واقع در حد واسط ارتفاعات کم عرض جنوبی و ارتفاعات شیرکوه) از آن جمله‌اند.
جاذبه‌های طبیعی (ارتفاعات)
۱- کوه عقاب (عقاب کوه)
یکی از دیدنی‌های تفت، کوه عقاب (عقاب کوه) است. در نزدیکی شهرستان تفت و در فاصله ۳۰ کیلومتری محور یزد به شیراز، کوه نسبتا مرتفع و منفردی قرار گرفته که تصویری شبیه به یک عقاب نشسته را تداعی می‌کند.
۲- کوه تاریخی ارنان تفت
کوه تاریخی ارنان شهرستان تفت یزد که به عنوان نخستین کوه استان در سال ‪ ۷۸‬در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، از جمله جاذبه‌های تاریخی و طبیعی به شمار می‌رود.
کوه ارنان در فاصله یکصد کیلومتری مرکز یزد قرار دارد و ارتفاع آن از دامنه ‪ ۸۴۰‬ متر و محیط آن ‪ ۲۵‬کیلومتر است.سنگهای این کوه از جنس آهکی و گچی و از رسوبات دوران سوم زمین شناسی است. پوشش گیاهی آن بسیار متنوع ، متراکم و فشرده بوده و منبع تغذیه مناسبی برای حیوانات علف خوار و گوشتخوار است.در بررسی بعمل آمده از این کوه، ‪۲۷‬ قطعه سنگ به ابعاد مختلف که بر روی آنها نگاره‌هایی حک شده کشف شده‌است.
این نقوش شامل انواع مختلف بز کوهی،آهو،پرندگان، انسانهای سوار بر اسب ، الاغ و استر و تیر و کمان به دست و همچنین انسان برهنه نیزه به دست و گرز به دست است.
در انبوه این نگاره‌ها دو مورد نگارش با خطوط اسلامی وجود دارد که در یکی عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» و در دیگری دو نام «محمد» و «محمود» نقش بسته‌است. این نگاره‌ها در سال ‪ ۱۳۶۷‬ کشف شده‌است.
دورترین تاریخی که می‌توان برای این نگاره‌ها تصور کرد عصر آهن یعنی ‪ ۱۵۰۰‬ سال قبل از میلاد است. اثر تاریخی سنگ نبشته‌ها و نقوش روی سنگ روستای«دره گازه» تفت نیز که در سال ‪ ۷۹‬ درفهرست آثارملی به ثبت رسید از دیگر آثار چشم نواز این منطقه‌است.در این منطقه، نقوش حیوانی و آیات قرآنی بر روی تعدادی از صخره‌های رسوبی حجاری شده‌است.
صنعت (صنایع) شهرستان تفت:
شهرستان تفت به علت دارا بودن مناسب ترین شرایط آب و هوایی و منابع آب، شهرستانی کشاورزی و مناسب برای فعالیتهای کشاورزی و دامپروری محسوب می‌گردد، اما به علت نزدیکی به مرکز استان و استقبال سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در کانونهای نزدیک به مراکز عمده جمعیت و محورهای حمل و نقل جاده‌ای ریلی و هوائی، در سالهای اخیر این شهرستان در کانون توجهات سرمایه گذاران بخش صنعت قرار گرفته و واحدهای صنعتی در آن (بویژه در محور یزد – تفت) مورد استقبال واقع شده‌است.
صنایع فلزی، فرش ماشینی، کاشی و سرامیک، تولید مواد غذائی و دیگر صنایع بزرگ و کوچک در این شهرستان وجود دارد و فضاهای صنعتی در آن در حال گسترش می‌باشد. تا سال ۱۳۸۱ تعداد ۴۹۹ کارگاه صنعتی در نقاط مختلف این شهرستان در حال فعالیت بوده‌است.
معدن (معادن) شهرستان تفت:
مهم ترین صنایع دستی این منطقه را گیوه‌دوزی و قالی‌بافی تشکیل می‌دهد که توسط زنان و دختران در داخل کارگاه‌ها و یا در منازل مسکونی انجام می‌گیرد.
شهرستان تفت همچنین به خاطر دارا بودن معادن غنی انواع سنگهای ساختمانی بویژه سنگهای چینی، مرمر و مرمریت یکی از فعالترین کانونهای صنایع سنگهای ساختمانی به شمار می‌رود.
آثار تاریخی تفت:
۱-کوه اِرْنان
۲-آسیاب آبی
۳-مسجد شاه ولی
۴-قدمگاه اسلامیه (فراشاه)
۵-حسینه شاه ولی
۶-قلعه اسلامیه
۷-بازار تفت
۸-آسیاب آبی اسلامیه
۹-قدمگاه مرتضی علی (ع)
۱۰-غار اسلامیه
۱۱-مسجد شوده
۱۲-باغ علی نقی خان تفت
۱۳-باغ گلشن تفت
۱۴-چشمه تامهر
۱۵-قلعه شوّاز
۱۶-بقعه شیخ علی بلیمان- بیداخوید
۱۷-چنار قدیمی (اسلامیه)
۱۸-خانه‌های قدیمی
۱۹-مسجد جامع بیداخوید
۲۰-کاروانسرای دهشیر
۲۱-بقعه شیخ جنید توران پشت
۲۲-آب انبار کوهستانی (جادهٔ ده بالا)
۲۳-آب انبار برالسویّه
۲۴-مسجد جامع اسلامیه
۲۵-مسجد جامع طزرجان
۲۶-مسجد جامع ندوشن
۲۷-قلعه ندوشن

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

دیهوک یکی از شهرهای استان یزد در مرکز ایران است. این شهر در بخش دیهوک از توابع شهرستان طبس قرار دارد.
جمعیت دیهوک در سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۰۰۳ نفر بوده است.
شهر دیهوک در برخوردگاه جاده‌های اصلی کرمان به مشهد و یزد به مشهد قرار گرفته است. این دو جاده پس از رسیدن به دیهوک یکی شده و مسیر به سوی مشهد ادامه می‌یابد.این شهر از توابع استان خراسان بود که در تقسیمات جدید کشوری به استان یزد ضمیمه شده است.
فاصله دیهوک با مرکز استان ۴۷۰ کیلومتر، تا کرمان ۴۴۰ کیلومتر و تا بیرجند ۱۹۸ کیلومتر است. نزدیکی دو روستای مجاور دیهوک و بازک، که هم اکنون دو محله شهر هستند، از عوامل اصلی شکل‌گیری این شهر بوده است.
پیشینه
دیهوک در حدود ۱۵۰ سال پیش به نام دهک نامیده می‏شده است. از محلات قدیمی اطراف دیهوک عباسیه (که بر اثر سیل از بین رفت و سپس بازسازی شد)، محلات خانیک و انتظامیه است که از بخش‏های مشهور و مشخص دیهوک و اطراف آن به شمار می‏رود. دیهوک در سال ۱۳۵۷ بر اثر زمین‌لرزه به کلی ویران شد و اهالی روستا با کمک‏های دولت و احداث خانه‏های سازمانی در پائین‌دست روستا، حلقه اصلی این شهر را بوجود آوردند.
در پی استقرار یک پادگان نظامی در شهر، جمعیت زیادی از کارکنان پادگان به همراه خانواده‏هایشان در شهر سکونت یافته‌اند. به علت کمبود آب آشامیدنی این شهر با رکود رشد روبرو است.
در ۲۰ دی‌ماه ۱۳۸۶ نیز زمین‌لرزه‌ای به بزرگی ۴٫۷ ریشتر حوالی دیهوک را لرزاند.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر حمیدیا در ابتدای جاده یزد – کرمان واقع و از شمال به محدوده يزد و خط آهن، از سمت شرق به اراضي دهنو و سيد ميرزا و از سمت غرب و جنوب غرب به شهر يزد محدود گرديده است. این شهر از محله های رحمت آباد بالا و پایین ، نجف آباد ، اسدآباد ، قاسم آباد جدید ، فیض آباد ، امام حسن مجتبی (ع) ، سایت علویه مسکن های مهر و شهرک های قدس ، لاله و شهید بهشتی تشکیل شده است . مساحت شهر حمیدیا 735 هکتار می باشد.لازم به ذکر است جمعیت شهر حمیدیا در حال حاضر حدود 40000 (چهل هزار) نفر می باشد.
اين منطقه جزيي از دشت‌هاي كويري بزرگ حوضه آبريز دشت يزد ـ اردكان مي‌باشد متوسط بارندگي ساليانه آن 50-60 ميلي‌متر و ميزان متوسط تبخير در اين منطقه 35 ميلي‌متر و درجه حرارت متوسط ساليانه 30درجه سانتي‌گراد مي‌باشد. مقدار رطوبت نسبي هوا بطور متوسط 20 الي 30 درصد بوده و درجه حرارت حداكثر مطلق 45 و حداقل 12/5 درجه است. ضمناً تعداد ماه‌هاي مرطوب سال كمتر از يك ماه مي‌باشد.

 
hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

خِضرآباد شهری است در بخش خضرآباد استان یزد ایران .این شهر دارای 2000 نفر جمعیت است که در 50 روستا ساکن هستند یکی از این روستاها روستای بوز می‌باشد که در شکاف دو کوه بسیار بلند قرار گرفته یکی از این کوهها کوه مسجد نام دارد که 3500 متر ارتفاع دارد روستای بوز روستایی ییلاقی است که دارای باغهای مشجر بوده واهالی استان یزد در ان باغها ویلا هایی ساخته اند وتابستانها به انجا می ایند در زمستانها بعلت سرما وبارش برف همه از انجا می‌روند بجز یک خانواده . درختان گردو بادام زردالو سیب توت وشاه توت و…از میوه‌های ان است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهرشاهديه درشمال غربي شهريزد وطول شرقي 54,15 و54,18 درجه وعرض شمالي 31,55و31,58 درجه قرار گرفته است ومساحتي برابربا 18.2 كيلومترمربع رااشغال كرده است.

عوارض طبيعي :

شهرشاهديه مابين دشت يزد-اردكان قرارگرفته است وارتفاع اين شهر ازسطح دريا 1180تا1200متراست ووسعتي برابربا 18.2 كيلومترمربع رادربرمي گيرد.

وضعيت توپوگرافي:

شهردردشت قرارداردوشيب عمومي شهرازسمت شرق به غرب مي باشد .متوسط ارتفاع درحدود1180مترازسطح درياست كه اين رقم دربالاترين ارتفاع به1200مترمي رسد.

عوامل محدودكننده توسعه شهرشاهديه:

شهرها ,زمينهاي وسيع وگسترده اي رالازم دارند .اين زمينها ازتركيب واحدهاي مختلف توپوگرافي وژئومورفولوژي تشكيل مي يابند .هراندازه كه شهرها توسعه يابند وبه اطراف گسترش پيداكنند برخوردآنها باواحدهاي گوناگون توپوگرافي وژئومورفولوژي هميشه باپويايي وديناميسم محيط طبيعي درارتباط است. هرگونه اقدام درراستاي توسعه,گسترش وعمران شهربه نحوي باپويايي وديناميسم مذكورودرنتيجه باپديده هاي ژئومورفولوژي ارتباط پيدا مي كند.

كوهها,بيابان ها, كويرها,ودرياها ازمهمترين عوامل طبيعي درجلوگيري ازگسترش شهرها وحوضه هاي نفوذشهري به شمارمي روند.بااين همه بارشدفن آوري ازنقش بازدارنده آنها بيش ازپيش كاسته مي شود.ازميان كليه عوارض جغرافيايي ,دشت ها وجلگه ها ,اقليم وآبها (رودهاودرياها) ايجادوگسترش شهرها رابه شدت تحت تاثيرقرار مي دهند. مي توان گفت دشت ها وجلگه ها بستر مناسبي براي فعاليت گروه هاي انساني دركانون هاي شهري به شمار مي روند واقليم مساعد ,وجودرودها ودرياهابراي آبياري وحمل ونقل واستفاده ازآب وفرآوردهاي دريايي مي تواند زمينه ساز توسعه فزاينده ي شهرها گردند,ازسوي ديگربرخي عوارض طبيعي نيزگسترش شهررامانع مي شوند.1

عوامل محدود كننده توسعه شهري شاهديه مجموعه اي ازعوامل گوناگون مي باشد,ازيكطرف وجودباغات متعدددراين شهركه درنقاط گوناگون شهرپراكنده است وازسوي ديگر وجودمسيرهاي ارتباطي وترانزيت كه دراطراف شهر ,شهررامحصور كرده اند.

مسائل اقليمي:

براساس تقسيم بندي كوپن شهرشاهديه دراقليم گرم وخشك بياباني واقع شده است.

بررسي وضعيت بارندگي طي دوره مطالعاتي 15ساله درمنطقه شاهديه ,حدود64.2 ميايمتر مي باشد كه مقدار بسياراندكي است.درهرصورت كمترين مقداربارندگي 23.3 ميليمتروبيشترين آن126.1 ميليمتر مي باشد كه اكثرا درفصل زمستان وبهاراست.همچنين ميانگين درجه حرارت سالانه برابربا18.8مي باشد .گرمترين ماه سال ميانگين درجه حرارت برابربا31.5 درجه درتيرماه مي باشدوسردترين ماه سال ميانگين درجه حرارت ازديماه تاتيرماه سيرصعودي وازتيرماه تا ديماه سيرنزولي دارد.

منابع ونحوه تامين آب شهر:

درگذشته بواسطه قنات وبعدهاهم به دليل خشك شدن قناتها آب شهراز4 حلقه چاه آب تامين مي گرديده كه ازكيفيت بسيارپاييني نيزبرخورداربوده است درحال حاضر هم آب مصرفي شهرازطريق طرح آبرساني زاينده رودبه استان ,تامين ميگردد.

ساخت شهر,سيماي كالبدي ومعماري غالب

شهرشاهديه مانندهرشهرديگري بطوركلي ازيك الگوي ذهني –اجتماعي ويك الگوي عملكردي تبعيت مي كند الگوي ذهني –اجتماعي درواقع نحوه برداشت ونگرش ساكنين شهرنسبت به كليه شهرمي باشد .اين الگومي تواندبرالگوي عملكردشهركه آنرااصطلاحاالگوي ساخت شهر مي نامندمنطبق بوده ياباآن اختلاف داشته باشد.

شهرشاهديه به دليل تنوع فرم دربخشهاي گوناگون ,تنوع ساكنين وبنيادهاي فرهنگي –اجتماعي وعواملي ازاين قبيل داراي يك الگوي ذهني اجتماعي قوي است كه درآن محدوده هاي منفصل ولي مشخص قابل شناسايي مي باشد,كه اين محدوده ها به عنوان محله شناسايي شده است.شهرازسه محله به نامهاي :ابرندآباد,گردفرامرزونصرت آبادتشكيل شده است كه خود مي تواندهركدام يك ناحيه شهري محسوب گردد وخود غالبا متشكل ازچندزيرمحله كوچكتر مي باشد.علاوه برالگوي ذهني يك الگوي عيني نيزوجودداردمثل:منطقه كارگاهها,بافت قديم و…1

سيماي شهربا آب وهواي گرم وخشك خصوصيات مشابهي دارد .ساخت بافت قديم كه غالبا به سيماي شهر ويژگي خاصي مي بخشد باخانه هاي ساده وخشتي ,بادگيرها وكوچه هاي تنگ وپرپيچ وخم ,وگذرهايي كه مركزمحلات رابه يكديگر مرتبط مي سازد.ساختمانها ي شهر معمولا يك طبقه هستندوعامل تابش درجهت دادن بافت قديمي شهر بسيارموثربوده بطوريكه جهت خانه ها پشت به قبله ساخته شده است. .فرم پلانها معمولا به صورت شكل آنهاست تابتواندكمترين گرماي پلان رادرتابستان به داخل بكشاند ودرزمستان كمترين گرما رابه هدردهد.تناسبات معمولااز1به1.3تا1.6است وجهت معمولا 25درجه جنوب شرقي است .

اراضي كشاورزي:

يكي ازفعاليتهاي عمده شهرشاهديه فعاليت كشاورزي است.اين فعاليت ازديرباز يكي از عمده ترين نوع درآمدبوده است وموقعيت مكاني شهرباعث رشدوتوسعه آن بوده است. زمينهاي شهرازنوع رسي شني ميباشد كه جايگاه خوبي است براي توليدانواع ميوه هاي درختي.

سطح زيركشت درشهرشاهديه حدود700هكتارمي باشد كه ازاين مقدار323هكتارآنزراعت و372هكتارآنبه بخش باغداري مربوط مشود.3

ويژگي هاي جمعيتي واجتماعي شهرشاهديه:

شهرشاهديه درسال1370باجمعيتي بالغ بر10000نفرجزونقاط شهري به شمارآمده است .جمعيت اين شهربانرخ رشدي معادل 2.34 درصد درحال حاضر به بيش از15000 نفررسيده است.

همچنين جامعه شهري استان يزد درسال1370در14نقطه شهري استواريافته بود كه سهم آن ازجمعيت كل استان به حدود67.6درصد مي باشد كه يزدپرجمعيت ترين وشاهديه كم جمعيت ترين آن بوده است.3

شناخت تاريخچه شهرشاهديه:

شهرمجموعه ي پيچيده اي ازروابط ومناسبات انساني بامحيط است.دراين مجموعه نه تنها روابط انساني بامحيط ازجايگاه ويژه اي برخورداراست بلكه روابط انسان ها,انديشه هاي فكري وفلسفي آنان ,ويژگي هاي فرهنگي واجتماعي وازديدگاه شهرسازي همواره موردبررسي قرارمي گيرد.بطوركلي شهرشاهديه متشكل از3 روستاي بهم پيوسته ,كه اكنون به دليل وضعيت خاصي كه پيدا نموده است به عنوان مجموعه شهري شاهديه معرفي شده است.

1-درمجمع التواريخ ايران ازابرندآبادبنام روستايي نزديك شهريزد كه داراي هواي معتدلي است نام برده شده است.

2-سيدركن الدين يزدي وخواجه رشيدالدين فضل ا… وزيرمشهور دوره مغول درآنجا اراضي وقفي داشته اندهمچنين دركتاب جامع الخيرات نيزنامي ازابرندآبادبرده شده است.

3-وجودرباطي درابرندآبادكه وقفنامه آن به زمان صدرسعيدتاج الدين محمودكمال مي رسد.

4-وجودقلعه قديمي ابرندآبادكه قدمت آنرا صدراسلام تخمين زده اند.

5-نام ابرندآباددرجامع مفيدي ذكرگرديده است.

6-وجودكوشك نودرزمان ابومسلم خراساني درمحل قبلي قلعه قديمي كه ويران گشته احداث شده است.

7- سنگ قبري كه ازقرن6 هجري بهاندازه 65×81 درقسمت تابستان نشين مسجدجامع نصب شده است.

8- وجودمسجدجامع ودرورودي آن كه ازساخته هاي قرن نهم هجري است.

9- وجودتاريخ 1087ه مربوط به قبر ميرزامفيد1 – همگي نشان ازقدمت تاريخي اين خطه مي باشد.

علل پيدايش شهرشاهديه:

درپيدايش وشكل گيري شهرهاي شرقي درخاورميانه بطورعام وايران به طور خاص مي توان به عوامل متعددي چون : عوامل سياسي, اقتصادي, فرهنگي, اداري واجتماعي, عوامل طبيعي مانند:منابع آب, خاك, اقليم, وضع ومقر جغرافيايي وديگرشرايط اقتصادي , زيرساختهاي ارتباطي , ويژگي هاي تاريخي وويژگي هاي جمعيتي ومسائل مذهبي اشاره كرد.2

درارتباط باشهرشاهديه ميتوان گفت كه عامل اصلي درپيدايش وتكوين شهر سياست دولت به منظور جلوگيري ازرشدبي رويه شهرمركز استان (يزد)ونيزمهاجرپذيري وخواست مردم بوده است.

3-12- ارزيابي امكانات رشدكالبدي وتوسعه شهر ,تعيين جهات ومراحل مختلف توسعه شهردرآينده:

شكل گيري وگسترش شهرها متاثراز2 عامل طبيعي وغيرطبيعي است.اماعامل اصلي ايجادرشدوتوسعه شهرشاهديه ناشي ازتصميمات سياسي وخواست مردم بوده است.بنيانگذاري رسمي شهرشاهديه رامي توان ازسال1370 دانست وشهرداري نيزازهمين سال بطوررسمي شروع بكاركرد. وازاين موقع به بعدفعاليتهاي ساخت وساز ,تحت نظارت اين سازمان انجام شد. گسترش شهرشاهديه درآينده بصورت پيوسته وبيشتر به سمت باغات خواهد بود .عليرغم آنكه دربسياري ازنقاط شهرفضاهاي خالي وبايروجودداردكه مي بايست اين فضاها درآينده وبه منظورايجاديكنواختي پرشوند.

وضعيت اقتصادي شهرشاهديه:

نزديكي اين شهر به شهريزد براقتصادآن اثرگذاشته وشهررابيشتربه حالت خوابگاهي براي اهالي خوددرآورده است بطريكه نيروي كارزيادي ازشهرشاهديه به يزد رفته وامرارمعاش مي نمايند.همچنين وجود كارگاههاي بافندگي ,پروفيل سازي ,كاشي وموزائيك سازي زمينه هاي صنعتي شدن شهررافراهم كرده است .ميزان اشتغال شهرشاهديه در3دوره آمارگيري همواره سيرنزولي داشته ونرخ بيكاري دراين شهر2.9 درصد مي باشد.بطوركلي بيشترين شاغلين دربخش صنعت مشغول كارمي باشند وبعدازآن كشاورزي ودامپروري ازاولويت برخوردارمي باشند.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر زارچ (به سکون ر) در ۵ کیلومتری باختر شهر یزد در مرکز ایران قرار گرفته‌است. زارچ مرکز بخش زارچ است.
طول و عرض جغرافیایی آن ۳۱ درجه و ۵۹ دقیقه عرض شمالی و ۵۴ درجه و ۴ دقیقه طول شرقی است.
شهر زارچ تا سال ۱۳۴۲ خورشیدی جزو نواحی روستایی به‌شمار می‌رفت و از این سال بعنوان منطقه شهری شناخته شد و شهرداری آن در همان سال تأسیس گشت که در طبقه‌بندی ویژه شهرداریها در گروه درجه چهار قرار گرفت.
زارچ از مجموع چهارده شهر استان یزد هفتمین شهری است که بعد از شش شهر: یزد، اردکان، بافق، تفت، ابرکوه و مهریز شهرداری آن تأسیس گردیده‌است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

عشق‌آباد شهری است در بخش دستگردان شهرستان طبس استان خراسان جنوبی  ایران.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با 4741 نفر بوده است.
در كمتر از دويست سال پيش در منطقه اي كه به جلگه دستگردان معروف بود ، شايد اثري از آبادي به نام عشق آباد يافت نمي شد . روزي شخصي به نام خدابخش رمضان چاله را حفر نمود و از آن آب استخراج نمود . باتوجه به بالا بودن آبهاي زير زميني براي اين كار زحمت زيادي نكشيد . وي با همان آب در محلي كه اكنون شهر عشق اباد را تشكيل مي دهد شروع به كشاورزي نمود و بر اثر علاقه اي كه به اين كار داشت از آن قنات كوچك روستايي ساخت كه مركز بخش و سپس شهر عشق اباد را تشكيل داد . البته در اين منطقه روستاهايي با قدمت زياد وجود داشت كه به دلايلي نتوانستند مركزيت بخش را به خود اختصاص بدهند . از جمله اين روستاها مي توان به موارد زير اشاره كرد : هودر ،‌بادام تك (که در آن زمان که عشق آباد مرکزیت را بدست آورد خالی از سکنه بود و خرابه‌ای بیش نبود)، سريك ، ميان آباد ( يكي از روستاهايي كه مناسب براي مركزيت بخش بودو از لحا ظ جمعیت هم از بقیه روستاهای اطراف جمعیت بیشتری داشت ولی به دلیل تعصب بیجا بزرگان یا به اصطلاح ریش سفیدان واملاک داران مبنی بر اینکه موجب شلوغی می‌شود یعنی اول مرکزیت به میان آباد پیشنهاد شد ولی همین بزرگان روستا نپذیرفتند )‌، دستگردان ، ملوند ، دلاكوك ، پاشنه دران ( بنا به بعضي روايات در قديم در اين منطقه شهري وجود داشته كه هم اكنون در زير ماسه هاي روان مدفون شده است .) و ….. به هر حال هم اكنون شهر عشق اباد كه از تركيب شهر عشق اباد و محله هاي زيرك آباد ، حاجي آباد و ميان اباد تشكيل شده جمعيتي بالغ بر بيش از 4700 نفر را تشكيل مي دهد .

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

عقدا یکی از بزرگترین و قدیمی ترین روستاهای بخش مرکزی اردکان است که 48 کیلومتری اردکان و در مسیر راه تهران ـ بندرعباس قرار گرفته و تا قبل از احداث راه جدید، جاده از وسط روستای عقدا عبور می کرد به طوری که چاپارخانه و کاروانسرای قدیمی آن در کنار جاده قرار داشته ولی اکنون جاده از سه کیلومتری شمال این روستا می گذرد و موقعیت جغرافیائی آن عبارت است از 53 درجه و 48 دقیقه طول و 32 درجه و 37 دقیقه عرض جغرافیائی و ارتفاع آن از سطح دریا 1160 متر می باشد و اوقات شرعی آن سه دقیقه بعد از اوقات شرعی یزد می باشد و در سال 1365 دارای 2125 نفر جمعیت بوده که در 447 خانوار متمرکز بوده اند. عقدا تنها روستای بزرگ بخش مرکزی اردکان است که دارای نمایندگی آموزش و پرورش، دهداری، بسیح، پاسگاه انتظامی، درمانگاه، دبیرستان و تلفن و دیگر امکانات می باشد و از نظر قدمت تاریخی به طور قطع بنای آن مربوط به قبل از اسلام است.

وجه تسمیه شهر خیلی جالبه:اسم قدیم شهرتا حدود قرن 7به دلیل اینکه همه ساکنانش زرتشتی بودن گبرگاه بوده و این شهر در اون زمانها به لیل نداشتن دیوار دفاعی مدام مورد حمله غارتگرانو راهزنا بوده.تا اینکه روزی خواجه نصیرالدین در راه سفرش اونجا اتراق میکنه،مردم مشکلشونو بهش میگن اونم طرح ساخت دیوار دفاعی شهرو میده وبعداز ساخت دیوار میگه تنها کسایی که مسلمان بشن حق دارن توی شهر بمونن،پس تعداد زیادی از اهالی شهر مسلمان میشن و در یک شب همزمان عقد 40دختروپسر تازه مسلمان شده انجام میشه در شهر وازاون زمان اسم شهر میشه عقدگاه و در گذر زمان به عقدا تغییر میکنه.