شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
شهر اطاقوَر يا اتاقوَر از توابع شهرستان لنگرود در استان گيلان و در شمال ايران قرار دارد.شهر اطاقور داراي امكانات كامل شهري بوده و برخي از روستاهاي آن از نعمت گاز برخوردار ميباشند.بام كومله يكي از مكانهاي تفريحي وجذاب است كه در مسير اين شهذ با شهرستان كومله قرار دارد.در مسير جنگل خرما چشمه ها و ييلاقات بسيار جذابي وجود دارد.خريد زمين وساخت منزل مسكوني به سهولت و با حداقل هزينه صورت ميگيرد. شهرداري و شوراي روستاها نيز همكاري خوبي با افراد غير بومي براي ساخت وساز مبذول ميدارند.همچنين اين شهرداراي يك شهرك صنعتي ميباشد كه در آن كارخانجاتي همچون شير ميمول داير هستند.
جمعيت
براساس سرشماري سال 1385 جمعيت اطاقور (418خانوار) برابر با 1,404نفر بودهاست.
موقعيت
شهر جديد اطاقور در مختصات جغرافيايي 37 درجه و 6 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و 50 درجه و 6 دقيقه طول شرقي از نصف النهار مبدا در شرق استان گيلان واقع شدهاست. “6°37 36، “50°N 6
موقعيت مکاني اين شهر به طوريست که به 4 شهر اصلي استان گيلان متصل است. از شمال به شهرستان لنگرود و درياي خزر، از شمال شرق به شهرستان املش و رودسر، از جنوب به رشته کوههاي البرز و از شمال غربي به لاهيجان محدود ميشود. فاصله اين شهر تا دريا حدود 16 کيلومتر ميباشد.
رودخانه شلمانرود از نزديکي آن ميگذرد.
جاذبههاي گردشگري
اين شهر داراي دو پارک جنگلي خرما و بلوردکان ميباشد که جمعيتي از گردشگران را به اين شهر جذب نمودهاست. احداث مرکز تجاري و تفريحي و گردشگري به مساحت 5 هکتار براي اين شهر در نظر گرفته شدهاست.همچنين احداث پارک ساحلي در اين شهر مورد توافق فرمانداري استان گيلان قرار گرفتهاست.
برهسر، مرکز بخش خورگام در شهرستان رودبار، استان گیلان با جمعیت سرشماری (۱۳۹۰) ۱،۴۱۶ نفرواقع شده است.
جمعیت
بره سر در فاصله ۵۵کیلومتری مرکز شهرستان رودبار و۴۰کیلومتری شهر رستم آباد واقع شده است. بره سر مرکز بخش خورگام در ارتفاع ۱۲۵۰متری از سطح در یاهای آزاد قرار گرفته که از شمال به بافت قدیم بره سرازجنوب به جنگلها، مراتع، ییلاقات واستخر زیبای ویستان از شرق به روستاهای تیه ودوسالده واز غرب به روستای چهار محل محدود میگردد. این شهر دارای بافتی متمرکز که پس زلزله سال ۶۹ در محل فعلی بره سراحداث گردیده است. گویش مردمان شهر دیلمی وکردی میباشد.
جغرافیای طبیعی
شهری کوهستانی با آب و هوای معتدل کوهستانی است. دارای جنگلهای راش بکر و زیبا و گونه نادر سوسن چلچراغ در این شهر نگهداری میشود.
استخر زیبای ویستان: این استخر که با وسعت ۴ هکتاری در دامنه جنوبی شهر بره سر ودر فاصله ۲کیلومتری مرکز شهر قرار گرفته از دوسو به جنگلهای زیبای راش و جهات دیگر به مراتع وتپه ماهورهای زیبا محدود میگردد. که فضای فرح بخش جهت مسافران وگردشگرا ن پدید آورده است.
همچنین درقسمت جنوبی شهر بره سر ییلاقات زیبای استل سرا (استخر سرا) وییلاق ویستان درمنطقه جنگلی واقع گردیده که دارای مناظر زیبا وچشم اندازهای پیرامونی بی نظیراست. آبشار طبیعی شارشار در بره سرقدیم وبه فاصله ۵۰۰متری مر کز شهرقرار دارد.
راههای دسترسی به شهر بره سر:در مسیر دسترسی از جاده رشت به قزوین وحد فاصل شهر رستم آباد وتوتکابن مسیر فرعی از داخل شهر توتکابن به سمت جنوب ادامه مییابد که پس از طی مسافتی در حدود ۳۵ کیلومتر در دامنه کوههای البرز وعبور از کنار رودخانه رحمت آباد وشالیزا رهای سرسبز منطقه وچشم اندازهای زیبابه کوه درفک، به منطقه خورگام وشهر بره سرمی رسیم که مهمترین راه دسترسی شهرنیز میباشد.
سایر راههای دسترسی:
مسیر دفراز – پس طالکوه –سیبن – بره سر
مسیر جیر نده –داماش- بره سر
مسیرسیاهکل –دیلمان –آسیابر –اسطلخ کوه –بره سر
مسیر پیر کوه کلیشم – بره سر
بهار در بره سر
تابستان در بره سر
پاییز در بره سر
زمستان در بره سر
توتکابن مرکز بخش رحمتآباد و بلوکات میباشد. توتکابن یا توتک بن زمانی مرکز پرورش کرم ابریشم بوده ودرخت توت بفراوانی در آنجا کشت میشده و نام توتکابن از نام درخت توت گرفته شده است.
توتکابن در حدود شانزده کیلومتری شمال شرقی شهر رودبار و حدود دو کیلومتری شرق رستم اباد و در حدود دوازده کیلومتری غرب کوه دررفک قرار دارد. این شهر از دو قسمت بالامحله و پایینمحله تشکیل شده و با پلی که بر روی سفید رود احداث شدهاست به راه اصلی قزوین – رشت میپیونددپیش از ساخت پل، راه پیوند توتکابن با جاده اصلی با قایق بود.
توتکابن در منطقه زلزله خیز قرار دارد و در خرداد 1369 زمینلرزه بیشتر خانههای آنجا را ویران کرد. این شهر بازسازی شده ولی کمبود امکانات باعث مهاجرت گسترده جوانان شهر شدهاست
براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت توتکابن (۴۷۳خانوار) برابر با ۱٬۶۷۱ نفر بوده است.
شهر جیرنده مرکز بخش عمارلو، شهرستان رودبار، استان گیلان شناخته میشود. جیرنده شامل چند بخش از جمله : فازهای ۳ ، ۲ ، ۱، محلات قدیمی و میان کوشک. قدمت این منطقه با توجه به آثار کشف شده موجود در موزه ایران باستان به قبل از دوران مادها میرسد. این شهر در ۳۵ کیلومتری لوشان قرار دارد و آب و هوای آن سرد و کوهستانی است.
جیرنده یا با تلفظ اصیل محلی جیریندیه واژهای است تاتی و ترکیبی است از:
جیر(به معنی زیر در برابر جوئَر به معنی بالا) + این (پسوند نسبت همانند زیرین و پایین و …) + دیه (به معنی دِه که تلفظ پارسی باستان این واژه است) = یعنی دهِ پایین و یا کوه پایه ای یا زیرینده.
جغرافیای طبیعی
شهری کوهستانی با آب و هوای معتدل کوهستانی است. در ارتفاع بیش از ۱٬۳۷۷ متری از سطح آبهای آزاد واقع است[نیازمند منبع]. از شمال به جنگلهای راش و از غرب به جنگلهای کاج ( در گویش تاتی: اروس ) و از جنوب به باغستانها مشرف میشود.
شهر بُلْداجي يکي از شهرهاي شهرستان بروجن، استان چهارمحال و بختياري و مرکز بخش بلداجي است.نام قديمي آن بولداشي بوده است.
اين شهر در فاصله تقريبي 35 کيلومتري جنوب غربي بروجن قرار دارد.جمعيت آن 11،740 نفر است (برآورد سال 1383). در کنار اين شهر تالاب بينالمللي چغاخور قراردارد و امامزاده حمزه علي که است در کنار اين شهر پذيراي هزاران زائر از سراسر کشور است.
شهرت گز بلداجي هم جهاني شده و يکي از بهترين سوغات استان چهارمحال و حتي کشور است . مردم بلداجي به زبان ترکي تکلم ميکنند، ترکان بلداجي اصالتاً از بازماندگان طايفه بولوردي ايل قشقايي هستند که دردهههاي گذشته به بختياري کوچ نمودهاند.
در نزديکي اين شهر شهرکي نيز به نام شهرک گلخانهاي بلداجي بنياد شده.
از سوغاتيهاي مهم شهر بلداجي ميتوان گز و پولک و نبات را نام برد. از جاهاي ديدني اين شهر امامزاده حمزه علي (از نوادگان امام سجاد) و تالاب چغاخور ميباشد .
جونقان شهري در استان چهارمحال و بختياري است و در فاصله 42 کيلومتري شهرکرد مرکز استان قرار دارد.
جونقان در دامنه رشته کوه زاگرس فرار دارد. اکنون جمعيّتي بالغ بر بيست و پنج هزار نفر دارد. دشت وسيع جونقان منطقهاي غني براي کشاورزي است به همين خاطر اکثر مردم اين شهر به دامپروري و کارهاي خدماتي مشغولاند. گندم و انگور از محصولات عمده کشاورزي اين شهر است.
نام
پيش از جونقان به اين شهر «گينهکان» گفته ميشد. احتمالاً نام گينه بر گرفته از واژه گوَن است که در اين منطقه فراوان ميرويد. همچنين در زبان ترکي اين نام به محل جاري شدن خون هم گفته ميشود و شايد علت آن جنگهايي است که بين دو ايل بختياري و قشقايي در اين مکان رخ دادهاست.
مردم
مردم جونقان از نژادبختياري و ترکان قشقايي هستند.ترکان قشقايي که در دهههاي کذشته از اطراف شيراز به بختياري کوچيدهاند. همچنين بختياريها از ديگر ساکنان اين ديارند. بيشتر مردم اين شهر به شغل کشاورزي مشغولاند. عده زيادي از اهالي شهر در کشورهاي حاشيه خليج فارس به خصوص کويت به کار مشغولند.
قلعه سردار اسعد بختياري (فاتح تهران و اصفهان در عصر مشروطه) از جاذبههاي معروف اين شهر است.
شهرمذهبی بِن در2۵ كیلومتری شمال شهركرد و درحاشیه جاده ای كه شهركرد مركز استان را به سد زاینده رود و از آنجا به داران و از طرف دیگر به استان مركزی متصل می سازد، قرار دارد این شهر بر روی عرض جغرافیایی 32 درجه 33دقیقه و طول جغرافیایی 50 درجه و 45 دقیقه قرار گرفته است و ارتفاع آن از سطح دریا 2200 متر می باشد .شهر بِن از شمال به سد زاینده رود ، از جنوب به كوه بِن و روستای وردنجان ، از غرب به كوه افغان و روستای لارك (لاطان ) و از شرق به كوه شیراز و سامان محدود می شود ، جمعیت شهر بِن در حدود 18000 نفر است كه غالب آنها به زبان تركی تكلم می كنند ( بر اساس تحقیقا انجام شده گویش تركی بِن با زبان تركی آذری و تا حدودی استانبولی قرابت بسیاری دارد كه این امر نشان دهنده این نكته است كه اجداد مردمان بِن عشایر آذری زبانی بوده اند كه در زمان حكومت صفویه برای تعدیل نیروی عشایر بومی منطقة چهارمحال و بختیاری در این مكان اسكان داده شده اند همچنین در این تحقیقات به این نكته اشاره شده است كه با توجه به گویش خاص مردم بِن انتساب آنها به عشایر ترك زبان قشقایی نادرست می باشد و احتمالاً اجداد اهالی بِن قسمتی از طوایف قزلباش ( هفت طایفة ترك منطقة آذربایجان در زمان صفویه ) بودند كه در زمان صفویه به این منطقه كوچ داده شده اند .) شغل بیشتر مردمان بِن كشاورزی ، باغداری و دامپروری است و گردو ، بادام ،آلوچه و هلوی باغات بِن شهرت و طرفداران زیادی دارد ./
وجه تسمیه شهر بِن :
شهر بِن از جمله شهر های قدیمی چهارمحال و بختیاری است قبل از آنكه شهر بِن در این محل ایجاد گردد ، اجداد و ساكنین فعلی در ادامه دره ای كه هم اكنون شهر در آن موجود است و در نزدیكی امامزاده بابا پیر احمد ساكن بوده اند ، از طرف دیگر با توجه به اینكه شهر بِن از جمله شهرهائی است كه به دلیل مقاومت مردم آن در مقابل افغانها سقوط نمی كند می توان یقین یافت كه این شهر در آن زمان از جمله نقاط آباد منطقه چهارمحال و بختیاری بوده است توجه در ریشه لغوی و وجه تسمیه شهر بِن نیز تا حدودی واقعیت را روشن می سازد افراد مسن و سالخورده محلی در مورد وجه تسمیه این شهر می گویند شهر بِن از نظر موقعیت جغرافیائی در محدوده ای بین حوزه نفوذ خوانین بختیاری و خوانین قشقائی بوده است و از این نظر به” بین” معروف بوده كه به مرور كلمه” بین” به” بِن” تغییر شكل داده است بعضی دیگر هم معتقدند كلمه بِن از لغت بُن به معنی ریشه آمده است بدین معنی كه چون شهر بِن در دامنه كوه قرار گرفته در قدیم می گفتند كه شهری كه در بُن كوه قرار گرفته است .
موقعيت طبيعي شهربن:
1
– كوه افغان به زبان محلي قوقان :
كوهي است طولاني ، سرسبز و سردسير .كه در دامنه اين كوه چشمه هاي آب سرد و گوارا جاري مي باشد كه اين كوه به باغات اين چشمه مشرف مي شود. در ابتداي اين كوه گرداب واقع شده است در اين كوه آب انباري توسط افغانها ساخته شده است.
2-كوه شيراز :
كه سه چهارم آن در املاك بن قرار دارد و از شمال شرقي اين كوه به املاك سامان محدود مي شود . روايت شده است كه : شخص دامداري در اين كوه گوسفند چراني مي كرده است و يك روز متوجه مي شود بزي از گله جدا شده در شكاف سنگي داخل مي شود و از آب آن مينوشد بعد از آن اتفاق شبان هر روز براي نوشيدن آب به آنجا مي رفت تا يك روز براي اينكه بداند عمق آب چقدر است ني را در داخل آب مي كند و آب ني را با خود ميبرد . يك سال بعد ني را در بازار شيراز مي بيند و خواستار آن مي شود داستان به خان شيراز مي رسد و او را مي خواهند خان شيراز چند نفر از مباشران خود را همراه چوپان به محل عبور آب مي فرستد و به مباشران مي گويد وقتي آنجا را يافتيد چوپان را بكشيد تا جريان سرچشمه آب پنهان بماند . روايت ديگر مي گويد طايفه اي از اتابكان فارس به اين محل آمده و اين كوه را ييلاق خود قرار داده و از اين جهت كوه را كوه شيراز مي گويند .
۳– كوه جنگي بن :
كوهي است مرتفع كه سنگر سوق الجيشي مردمان بن در زمان حمله متجاوزان به اين شهر بوده است و در جنوب كوه مزبور زمينهاي مرغوب و زراعتي مي باشد كه شاه نشين مي ناميدند و به روايت ديگر عده اي از طايفه اتابكان زمينهاي اين بخش را پايتخت خود قرار دادند و چون اين زمينها مورد قبول واقع نشد زمينها را ترك كردند .
نقاط سیاحتی و زیارتی بخش بِن
۱- مجتمع تفریحی گرداب بِن
۲ – تندیس یادبود میرزا حبیب دستان بنی
۳- پارك ملت شهر بِن
۴- منطقه شكار ممنوع شیدا
۵- حاشیه سد زاینده رود در یانچشمه ( باغ شهر شیدا )
۶- پیست اسكی بارده
۷- زیارتگاه امامزاده بابا پیر احمد و باغات مربوطه در حاشیه زاینده رود
۸- زیارتگاه امامزاده سَیّد بهاءالدین محمد شیخ شبان
۹- زیارتگاه امامزاده سَیّد محمّد بارده
۱۰- زیارتگاه بابامحمود شهر بن
۱۱- زیارتگاه امامزاده حارث بن علی جمالو
۱۲- پل های تاریخی : حاج الله یار و حاج مهدی
۱۳-حمام تاریخی چندصدساله
۱۴-قنات های تاریخی چندصدساله
۱۵-درختان گردوی چندصاله درباغات درازدره
مردم شناسي
مردم شهر بن به زبان فارسي و ترکي قشقايي تکلم ميکننداقليتي نيز گويش بختياري دارندو در اين شهر باغداري و دامپروري رواج فراوان دارد . تالاب بن هم از جاذبههاي گردشگري اين شهر ميباشد. شهر بن از لحاظ قدمت و ساختار بسيار قديمي ميباشد. کارخانجات مهمي در بن بدست مهندسين فرنگ رفته اين شهر که تمايل به ساخت شهر خويش دارند افتتاح شدهاست که از بزرگترين انها کارخانه گازکربنيک (CO2)اين شهر است. از مراکز سياحتي و زيارتي بخش بن امامزاده باباپير احمد ، امامزاده سيد محمد بارده ،امامزاده سيد بهاالدين محمدشيخ شبان ، حاشيه سد زاينده رود ، باغهاي حاشيه رودخانه زاينده رود ، گوني باغ ، قاراتينگه ، ماقارآشنا، آق بولاغ چينه و … ميباشد .
زادگاه ميرزا حبيب دستان بني
بن زادگاه ميرزا حبيب دستان بني معروف به ميرزا حبيب اصفهاني است. وي خطاط، نويسنده و مترجم بزرگي در عصر خويش بود و نخستين دستور زبان فارسي را به رشته تحرير درآورد. مردم قريه بزرگ بن اصفهان نزديک پايتخت نه در مدت محاصره ونه پس از سقوط آن در برابر افغانان سر تسليم فرود نياوردند وتمام دستجات افغاني را که از طرف محمود براي سرکوبي مردم قريه گسيل گشته بودند شکست داده ، منهدم کردند. سرانجام سردار افغاني با روستائيان بن اصفهان صلح شرافتمندانهاي منعقد کرد. محمود که مايل بود بهانهاي به دست آورده پيمان صلح را نقض ومردم بن را قلع وقمع کند جاسوسان خويش را مخفيانه به اين قريه اعزام کرد وآنها را مامور ساخت کاري کنند که مردم قريه نخست پيمان را بشکنند ولي روستائيان قريه جاسوسان را خفه کرده جنازه آنان را نزد محمود فرستادند.
چلگرد شهري در استان چهارمحال و بختياري و مرکز شهرستان کوهرنگ است.
ساکنان آن از بختياري و بيشتر از طايفه بابادي هستند.
اين شهرستان آب و هواي سرد و کوهستاني دارد. هتل زردکوه و يک پيست اسکي در اين شهر تأسيس شدهاست. هتل ديگري نيز در دست ساختمان است.
چشمه سارهاي طبيعي منطقه نظير کوهرنگ وديمه شهرت جهاني دارندتونل کوهرنگ در اين شهر آب رود ماربر (کوهرنگ) را به زاينده رود ميريزد. شيرهاي سنگي که بر روي قبور بزرگان بختياري گذارده ميشود در اين منطقه بسيار ديده ميشود.
مردم
مردم چلگردازبختياري وبيشتراز طايفه بابادي بافرهنگ،موسيقي وگويش بختياري هستند،تاريخ شهرچلگردبيشتر از زمان مشروطه كمتردردسترس است وگويندهمان شهر چهل گرد(chehel gord)شاهنامه است همرديف دهكرديا ده گرد(dah gord)وهشت گرد(hasht gord)…دردوران مشروطه بسياري ازبختياريهابراي عمل به فتواي روحانيت براي جهادعليه استبدادصغيرقاجاردراين منطقه جمع شده وبه سايرروشنکفران ودليران بختياري پيوسته اندکه بافرماندهي سرداراسعدبختياري(فاتح ملي)اصفهان وتهران رافتح نموده اندوعليه ظلم وفساد قاجارقيام پيروزمندانه کردند.
قالي بختياري
بافت قالي وقاليچههاي بختياري دراين منطقه درحال زوال است که توجه مسئولين صنايع دستي استان چهارمحال بختياري راميطلبد.
سامان يکي از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري ايران است. شهر سامان در حاشيه دامنه کوه شيراز قرار دارد. بر اساس آمار سال 1385 جمعيت سامان برابر با 14,777 نفر بوده است.
اقتصاد و صنعت گردشگري
که يکي از مهمترين قطبهاي کشاورزي استان چهارمحال و بختياري محسوب ميشود.به دليل قرار گرفتن در حاشيه زاينده رود از بهترين وزيباترين مناطق گردشي ايران بشمار ميآيد. مجتمع فرهنگي تفريحي پل زمانخان و باغهاي اطرافش، مجموعه کاخ پيشين فرح ديبا که اکنون به هتل تبديل شده، کازينو که به وزارت ارشاد واگذار شده و طرح درياچه مصنوعي که در مسير رودخانه زاينده رود درنظر گرفته شدهاست، آينده خوبي را از نظر گردشگري براي اين شهر نويد ميدهند. طرح ساخت مجموعهاي از خانههاي ويلايي نيز در دست تهيهاست.
زبان و ادبيات
زبان مردم شهر و روستاهاي پيرامون سامان اکثرا” ترکي است و گويا از نسل ترکان قشقايي مهاجر به بختياري ميباشند.
اهالي سامان در محيط اداري و مدرسه به فارسي سخن ميگويند، اما در خانه و کوي و برزن غالبا” با هم به لهجه ترکي قشقائي حرف ميزنند. بخاطر همين اکثر شاعران آن ديار به غير از فارسي به لهجه ترکي قشقائي وگاها”بختياري نيز شعر ميسرايند.
سامان يک منطقه شعرخيز است. سامان زادگاه شاعراني چون عمان ساماني و دهقان ساماني ميباشدکه درايلات بختياري ميزيستهاست. از شاعران ديگر ميتوان به «قطره ساماني»، «نيسان ساماني»، «قلزم» و … نام برد.
سودجان شهري است در استان چهارمحال و بختياري ايران. اين شهر در بخش لاران از توابع شهرستان شهرکرددر60کيلومتري مرکز استان قرار دارد.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 5415 نفر بوده است. اين شهر در شمال استان چهار محال و بختياري قرار گرفته واز جمله مناطق مرتفع و سردسير اين استان است.
سودجان در کناره رودخانه زاينده رود قرار دارد و از اين نظر منطقهاي زيبا و جذاب براي گردشگران به حساب ميآيد ازجمله اين زيبايي ها ميتوان به امامزاده پيرغيب وزيبايي هاي حاشيه زاينده رود (3کيلومتري سودجان) اشاره کرد. مردم اين شهر بيشتر کشاورز و دامدار هستند وتعداد زيادي نيز براي کار به کويت رفته اند. گويش اکثريت مردم سودجان فارسي وبختياري است ،گويش ديگرترکي قشقايي است که در آن واژگان بختياري و فارسي فراوان ديده ميشود وبا ترکي آذري تفاوت زيادي نيز دارد.از اين شهر بيش از 100خانوار به شهرستان شهرکرد مهاجرت کرده اند وبه همين دليل جمعيت اين شهر حتي از 15سال قبل نيز کمتر شده(جمعيت اين شهر درسال1370 حدودا 6000بوده) فرهنگ ساکنان منطقه با آداب و رسوم لري پيوند خورده است. براي نمونه لباس رسمي و سنتي سودجاني ها چوقا و دبيت (از جمله پوشش هابي بختياري)است. بسياري از ده نشينان اطراف اين شهر که اکثرا بختياري زبان نيز هستند به اين منطقه مهاجرت کرده و سکني گزيده اند.ازشخصيت هاي مهم اين شهر ميتوان به سردار غلامعلي حيدري ومرحوم حجه الاسلام سيدکاظم اميني اشاره کرد.قابل ذکر است شهر سودجا ن داراي 45شهيد درجنگ تحميلي است.
سورِشْجان شهري است در استان چهارمحال و بختياري ايران. اين شهر در بخش لاران از توابع شهرستان شهرکرد قرار دارد.
جمعيت اين شهر در سال 1385، برابر با 11,146 نفر بوده است.
فرهنگ، گويش و موسيقي مردم سورشجان با بختياريها درآميخته است. از زمان مشروطه بسياري از سورشجانيها مانند ساير بختياريها به اصفهان مهاجرت نمودهاند. سرچشمه مايک و امامزاده آقا سيد محمد (يکي از فرزندان امام جعفر صادق دانسته شده) از مکانهاي ديدني اين شهر است.
شَلَمزار شهري در 30 کيلومتري جنوب شهرکرد و مرکز شهرستان کيار در استان چهارمحال و بختياري در ايران است.
شلمزار يکي از قديميترين مناطق استان چهارمحال و بختياري است.
برخي گفتهاند شلمزار به معناي دشتي است که در آن شلم (گياهي از خانواده کتيرا) ميروييده و برخي گفتهاند شلم با ضمه تلفظ شده و به معناي محلي بوده که پس از بارندگي همراه با گل و شل ميشدهاست. وجود قبرستان با سنگ نبشتههايي به زبان ارمني در قسمت شمالي شهر که تا حدود 40 سال قبل آثار آن وجود داشت دال بر زندگي اقوام ارمني در اين محل بود. در حال حاضر تمامي اهالي شهر مسلمان هستند. و اين شهر داراي حدودا 13 هزار جمعيت ميباشد. زمينهاي کشاورزي شلمزار به وفور در اين شهر ديده ميشود که اين شهر يکي از بهترين دارندههاي زمينهاي حاصلخيز در استان چهارمحال و بختياري ميباشد.
اين شهر همچنين داراي باغهاي بزرگ انگور و بادام؛ گيلاس و… به نامهاي احمد آباد و چزغان ميباشد، همچنين کارخانه اشي مشي، معرف به آب کوهرنگ واقع در اين شهر ميباشد که محيط آن مکان بسيار مناسبي براي تفريح ميباشد، معمولا آخر هر هفته اقشار گوناگون به آنجا رفته و اوقات فراغتشان را آنجا سپري ميکنند، همچنين شلمزار داراي ميدان ورزشي بنام ميدان جوانان ميباشد که خواهران و برادران در انجا حضور مييابند.
قلعه دزک از بناهاي تاريخي و قلعه سردار اسعد بختياري نيز در اين محل قرار دارد. گويش، فرهنگ و موسيقي شلمزار برگرفته از آداب و رسوم بختياري است.
ورزش
شلمزار به دليل ارتفاع بيش از دو هزار متري از سطح دريااز سوي کارشناسان ورزشي به عنوان يکي از مستعدترين مناطق براي ورزشهاي انفرادي به ويژه دو و ميداني در ايران اعلام شده است.
از شهر شلمزار قهرماناني همچون داريوش ، عباس، محمد و محمود صميمي، در رشته پرتاب ديسک در ردههاي سني بزرگسالان و جوانان و ” محمود حمزهپور ” در رشته پرتاب نيزه در سطح آسيا مطرح شدهاند.
شَهرکُرد يکي از شهرهاي جنوبي ايران و مرکز استان چهارمحال و بختياري است. اين شهر همچنين، مرکز شهرستان شهرکرد ميباشد. شهرکرد در 97 کيلومتري جنوب غرب اصفهان قرار گرفتهاست. نام پيشين آن «دِهْکُرد» بودهاست که پس از تبديل بهشهر، بهنام کنوني تغيير نام داد. براساس آمار سال 1385 خورشيدي، جمعيت شهرکرد برابر با 131,612 نفر بودهاست.
وجه تسميه
دهکرد (شهرکرد امروزي) در قرن هفتم هجري قمري تحت سلطه اتابکان فارس و لرستان بود. بعدها وسعت يافت و در شهريور 1314 شمسي از دهکرد به شهرکرد تغيير نام يافت. واژه «دهکرد» از دو بخش «ده» + «کرد» تشکيل شدهاست. بعضيها معتقدند واژه «کرد» در حقيقت به معني گله داري است چون شغل ساکنان اوليه اين منطقه به علت داشتن مراتع خوب و سرسبز، غالباً گله داري بودهاست. کلمه کرد در لغتنامههاي معتبر فارسي نيز به معني رمهدار است.
برخي بر اين نظرند که اين منطقه بدين خاطر دهکرد نام گرفتهاست که گويا در گذشته دستهاي از کردها در اينجا ساکن بودهاند از اين رو اين منطقه را دهکرد ناميدهاند. اين استدلال بهچند دليل نادرست است. نخست آن که در لهجه دهکردي اثر قابل توجهي از کلمات کردي ديده نميشود. دوم آنکه ما با کلمه دهکرد در ساير مناطق کشور مواجه هستيم که اتفاقاً آنها هم کرد نيستند؛ مثلاً منطقه دهکرد در بروجرد يا منطقه دهکرد در جيرفت.
البته بهگفته برخي از اهالي اين شهر، با توجه به اينکه در شهرکرد چه در قديم و چه در حال کردين(نوعي بالاپوش نمدي که چوپانان لر به تن ميکنند) توليد ميشود، ابتدا به اين مکان دهکردين و بعدها به خاطر راحتي کار، به آن دهکرد گفته شد.
در کتابي بهنام «ايران باستان» از ژوزف ويسهوفر محقق و شرقشناس آلماني آمدهاست که شاپور دوم در نامهنگاريهاي خود نام شهريار «دژگـُرد» را که دژي مستحکم در منطقه کوهستاني زاگرس بوده، آوردهاست. با احتساب تسلط زبان عربي در دوران حکومت اعراب بهراحتي ميتوان دريافت که «دژگـُرد» با عوض شدن حروف «ژ» و «گ» که در الفباي عربي وجود نداشته، به «دهکـُرد» تغيير کردهاست. در منطقه اصفهان و چهارمحال و بختياري و لرستان وجود مکانهاي نظامي، کاملاً قابل تشخيص است. همانند «چَمگـُرد» (چَمگـُردان امروزي)، «دژگـُرد» (شهرکرد امروزي)، «چـِلگـُرد» (چـِلگـِرد) و «بروگـُرد»(بروجرد امروزي). در سال 1314 خورشيدي، دهکرد از دهستان به شهرستان تبديل شد و با تغيير واژه «ده» به «شهر» نام شهرکرد بر آن نهاده شد.
نژاد
با نگاه به کتاب قوم لر نوشته «اسکندر اماناللهي بهاروند»، ساکنان دهکرد و يا شهرکرد کنوني، لر بختاري بودهاند و البته زبان آنان نيز لغات و اصطلاحات بختياري فراوان دارد. البته زبان بهتنهايي نژاد مردم را در مناطق مختلف مشخص نميکند. چرا که مثلاً در حومه همين شهر، مردم شهر کيان به زبان ترکي تکلم ميکنند. يا مردم چالشتر در نزديکي همين شهر، بيشتر فارسي حرف ميزنند. ولي بيش از 70? از اهالي اين شهر را، مردم بختياري (بهخصوص اهالي شهرستانهاي فارسان،کوهرنگ،اردل ،لردگان وبروجن و بختياريهاي استانهاي ديگر خوزستان، لرستان و اصفهان) تشکيل ميدهند که نتيجتاً آداب ورسوم بختياريها در گويش، موسيقي و فرهنگ شهرکرد کنوني مشهود است. اين نکته نيز قابل توجه است که شهرکرد بهدليل مرکزيت استان، اقوام اقليت ديگر را نيز بهدلايل اجتماعي و سياسي دربرگرفتهاست که هيچ ارتباطي بهنژاد مردم شهرکرد ندارد.
زبان
زبان مردمان شهرکرد، فارسي است که واژههاي لري و بختياري فراوان دارد. اما امروزه بسياري از اهالي شهرهاي اين شهرستان مانند سامان، بن، کيان و طاقانک به زبان ترکي نزديک به ترکي قشقايي تکلم ميکنند. لازم بهذکر است که احتمالا” مردم شهرکرد داراي لهجهاي خاص و بهاحتمال زياد، داراي زبان خاصي بودهاند که در طول تاريخ با توجه به موقعيت ارتباطي و اقوام بختياري موجود در استان و استانهاي همجوار، دستخوش تغيير و رسوخ کامل کلمات بختياري به اين زبان يا لهجه شدهاست.
طاقانک يکي از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري ايران است. شهر طاقانک در بخش مرکزي شهرستان شهرکرد واقع است. بر اساس آمار سال 1385 جمعيت طاقانک برابر با 5,504 نفر بوده است.
مردم طاقانک به زبانهاي فارسي ، بختياري و ترکي نزديک به ترکي قشقايي تکلم ميکنند و در واقع از ترکاني هستند که از زمان صفويه به همراه هم زبانان ديگرشان به مناطق بختياري و استانهاي فارس واصفهان مهاجرت کردند. آثار سکونت بشر در سالهاي خيلي دور در اين شهر پيدا شده است. از اماکن مذهبي اين شهر دو امام زاده را ميتوان نام برد. شغل اصلي اهالي اين شهر دامپروري و کشاورزي است.
تاريخچه
طاقانک در سفرنامه ابن بطوطه بنام طاگانک نام برده شده است در زمانهاي نه چندان دور توسط ديوارهاي بلند و برج و بارو احاطه شده بوده که آثاري از آن تا چند سال بيش هم باقي مانده بود.
فارسان يکي از شهرهاي استان چهارمحال و بختياري است. شهر فارسان با حدود 28000نفر جمعيت (برآورد 1387خ) مرکز شهرستان فارسان است.
اين شهرستان با 82,303 نفر جمعيت (آمار 1383خ) دراستان چهارمحال و بختياري قرار گرفتهاست. آمار جمعيت شهر فارسان: 1364 تعداد 14938 نفر. 1369 تعداد 18428 نفر. 1374 تعداد 20097 نفر. 1384 تعداد 25863 نفر بودهاست.
جاهاي ديدني شهرستان فارسان: سنگ نوشته تاريخي مشروطه در کنار غاري به نام « پيرغار» در روستاي سرسبز و جنگلي دِه چشمه، غار سراب در روستاي دهنو.
فارسان نقطه تقاطع و بهترين مرکز دادوستد براي طوايف مختلف بختياري است. در شهر فارسان مسجد جامع فارسان از بناهاي تاريخي و کهن اين شهر است. حمام خزانهاي اين شهر که قدمتي حدود 200 ساله داشت با بي توجهي مسئولين شهر و ميراث فرهنگي استان خراب و اسفالتِ خيابان به روي آن کشيده شد.
فارسان زادگاه بزرگاني چون عليمردان خان و عليداد خان است.
مکتب خانههاي قديم فارسان: حدود 70 سال پيش در فارسان چند ملا بود که به مردم خواندن و نوشتن ميآموختند. و در قبال تدريس هر کس مجبور بود براي ملا پول يا هدايايي از قبيل مواد خوراکي و غيره ببرد. منظور از ملا آدم با سواد بود. مشهورترين ملاها عبارت بودند ملا آخوند اسعد اسدي، ملا علي مراد و ملا مهدي دهقان. اين سه نفر با سواد بودند و به مردم خواندن و نوشتن ميآموختند. بر عربي مسلط بودند و با قران آشنايي خوبي داشتند. آنان اهل مشاعره بودند و گاه حافظ و فردوسي را به زيبايي از بر ميخواندند. اين مطالب را بزرگان شهر به خوبي به ياد دارند…
اين شهر داراي چندين دانشگاه است از جمله: دانشگاه پيام نور، دانشگاه آزاد، دانشگاه تربيت معلم، دانشگاه هنر، دانشگاه جامع علمي کاربردي.