راسخون

شهرهای ایران(کجا بریم ؟)

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر لالجين در شمال همدان واقع است و به طول جغرافيايي 48 درجه و 28 دقيقه و عرض جغرافيايي 34 درجه و 58 دقيقه قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دريا 1731 متر است.اين شهر که مرکز بخش لالجين است، از همدان بيست کيلومتر و از بهار نه کيلومتر فاصله دارد.

بخش لالجين با وسعت 508 کيلومتر مربع و جمعيت 44,568 نفر ‎در شرق شهرستان بهار واقع شده، از جنوب به شهرستان همدان و از شمال به کبودرآهنگ محدود مي‌شود و شامل دو دهستان مهاجران و سفالگران است. شهرستان بهار با وسعت 1329 کيلومتر مربع در نيمه شمالي استان واقع شده‌است. اين شهرستان داراي سه شهر به نامهاي بهار، لالجين و صالح‌آباد بوده، داراي هفتاد و دو آبادي، دو بخش و پنج دهستان است.

لالجين داراي نه مسجد است (در سالهاي اخير در جنب يکي از اين مساجد به نام مسجد حاج عبداللّه، مسجد جامع ساخته شده‌است). همچنين خاک اين ديار مرقد (حدود) صد شهيد جنگ ايران و عراق را در آغوش دارد. همه مردم اين شهر بر مذهب تشيعند.

80 درصد از جمعيت شهر لالجين به پيشه سفالگري و سراميک‌کاري اشتغال دارند. لالجين به عنوان مرکز توليد سفال و سراميک خاورميانه شناخته شده‌است.

قوميت و زبان:
ساکنين لالجين از ترکهاي اوغوز بوده، از ايل قايي به شمار مي‌روند. اهالي اين شهر همچون مردم شهرها و روستاهاي مجاور (و اکثر نواحي شمال و شمال غربي همدان) به لهجه‌اي خاص از زبان ترکي آذربايجاني سخن مي‌گويند که نسبتاًً با گويش مردم آذربايجان متفاوت بوده، از نظر لحن تکلم به ترکي قشقاييهاي استان فارس و شاهسونهاي ساوه و قم نزديک است. طبق اسناد به دست آمده از حفاريهاي چهار راه مرکزي اين شهر (همچون سنگ قبرهاي متعلق به قرن پنجم هجري كه اكنون در موزه تپه هكمتانه همدان در معرض ديد عموم است) و نيز اشارات دکتر فاروق سومر باستان‌شناس شهير ترک، لالجيني‌ها بازماندگان ترکهاي سلجوقيند که با ورود به اين منطقه با ترکهاي ساکن اين شهر آميخته‌اند.

جمعيت:
لالجين حدوداً پانزده‌هزار نفر جمعيت دارد. در اولين سرشماري نفوس و مسکن، جمعيت اين شهر در سال 1355 شمسي، 5468 نفر بوده است. اين تعداد در سال 1345: 7043 نفر، سال 1355: 7893نفر، سال 1365:12261نفر، سال1375: 13936، و سال 1385: 14724 بوده است.
لالجين از سال 1329 شاهد سير صعودي جمعيت و تعداد خانوار بوده‌است. ميزان رشد جمعيت اين شهر بين دو مقطع سرشماري 55-65 برابر 5/4 درصد بوده است. مقايسه ميزان رشد جمعيت شهر در اين دهه با ساير دوره‌ها نشان مي‌دهد که لالجين در اين دهه (65-55) بالاترين ميزان رشد جمعيت را داشته است. تغييرات ميزان رشد جمعيت طي دو دهه گذشته، سير نزولي داشته است.

وجه تسميه لالجين:
نام لالجين احتمالاً از دو بخش لاله و جين شکل يافته‌است. جين پسوند مکان است که در ساخت نام شهرها و روستاهاي ديگر استان همدان نيز به کار رفته است؛ همانند وفرجين، گنده‌جين، ديوجين، توي‌جين و فارسجين.(همچنان که پسوند گان و جان نيز در ساخت اسم نواحي‌اي همچون گلپايگان، شادگان، آذربايجان و زنجان به کار رفته‌است). در اين صورت مي‌توان لاله‌جين را به معناي آبادي لاله دانست. همچنين بعيد نيست كه كلمه لالجين، محرّف لاجين يا لاچين باشد كه در زبان تركي، نام پرنده‌اي شكاري است. به هر حال، تركيباتي همچون لعل چين، لاله ‌چين يا لاله چيني نبايد درست باشد.

برخي از اهالي شهر مي‌گويند كه به هنگام ورود مغولان به همدان گذر لشكريان چنگيزخان به لالجين افتاد. آنان گروهي از مردان اين شهر را به چين فرستادند تا از هنرمندان چين، سفالگري بياموزند. اين سفركردگان نيز پس از آموختن هنر سفالگري به لالجين برگشتند و به كار پرداختند. از آن پس اين روستا لاله ‌چين نام گرفت. اين روايت به نظر افسانه‌اي بيش نيست؛ چون هنر سفالگري در ايران، سابقه چند هزار ساله دارد؛ لذا طي مسافت دور و دراز ايران تا چين لزومي نداشته است؛ وانگهي اعزام شدگان به چين مي بايست نحوه ساخت چيني‌‌ را بياموزند و نهايتاً بايد پرسيد چرا بايد مغولان چنين لطفي در حق بوميان اين ناحيه مي كردند؟ لالجين در محاورات مردم استان همدان اغلب به صورت لَلين يا لالون (Lalon) تلفظ مي‌شود.

«نزهةالقلوب» قديمي ترين متني که نام لالجين در آن مذکور است:
– همدان، ولايتش پنج ناحيت دارد. اول فريوار در حوالي شهر است تا دو فرسنگي (در سمت اسدآباد) – هفتادوپنج پاره ديه‌است و شهرستانه و لالجين و فخرآباد و قاسم‌آباد و کوشک باغ و … از حساب – فريوار است. -(فريوار يا فراوار به روايت ابن‌فقيه‌همداني در مختصرالبلدان در سال 284ه‍.ق يکي از دوازده رُستاق-روستا، بخش، دهستان- همدان بوده‌است. راوندي نيز در حوادث سال 592 ه‍.ق از فراور همدان ياد کرده‌است.) – چنانکه از نوشته حمداللّه‌مستوفي تاريخ‌نويس و جغرافي‌دان معروف ايراني در کتاب برمي‌آيد، لالجين در سده هشتم هجري از جمله دهستانهاي بزرگ همدان بوده است؛ چنانکه از ميان هفتادوپنج ده از بخش فريوار، نويسنده کتاب نزهةالقلوب نام لالجين و چهار ده ديگر را به عنوان قريه‌هاي بزرگ بخش فريوار ذکر کرده‌است. – برخي محققان، جنوب غربي شهر را جايگاه پيشين لالجين مي‌دانند؛ اما چنانکه سالخوردگان شهر به ياد دارند، در محل مذکور که به تپه ميسيُوا معروف است، خرابه‌هايي به جا مانده بوده و گويا ويرانه‌هاي دهي به نام موسي‌آباد بوده‌است که در گويش محلي، ميسيُوا (Misyowa) تلفظ مي‌شود. مردم بر اساس آنچه از پدران خود شنيده‌اند، جايگاه پيشين لالجين را حدوداً شمال و شمال‌غربي محل کنوني شهر مي‌دانند. در خانه‌ها و زمينهاي اين بخش از شهر هنوز هم با کندن زمين مي‌توان تنور، چاه پر شده، خشت و سفال شکسته يافت.

مالکيت لالجين:
– چهار دانگ از لالجين به غلامعلي خزايي (معروف به سالار)، خانِ لالجين تعلق داشته و دو دانگ ديگر از آنِ نصرت‌الملک علي‌خان پسر رستم‌خان‌قراگُزلو بوده‌است. نصرت‌الملک اين دو دانگ را مهريه همسرش زبيده قرار داد و زبيده‌خاتون (دختر فتحعلي شاه قاجار که به نوشته مؤلف تاريخ مفصل همدان متخلص به جهان قاجار و اديبه شاعره عارفه عابده بود و تا سال 1304 هجري‌قمري زنده بوده‌است) يک سوم قريه لالجين را بابت مهريه و صداق شرعي مالک بوده که همسرش نصرت‌الملک علي‌خان‌بن‌رستم‌خان‌قراگُزلو پدر حسام‌الملک حسين‌خان‌قراگُزلو قرار داده بود.

– امروزه دو دانگ املاک و زمينهاي زراعي واقع در هر نقطه از شهر (بنا بر ادعاي اداره اوقاف)موقوفه به شمار مي‌رود و اين امر موجب مشکلات متعدد براي اهالي لالجين بوده‌است. گر چه مسئولين اداره اوقاف تاکنون مستندات و مدارکي معتبر مبني بر موقوفه بودن املاک لالجين (که مورد تأييد مراجع قانوني باشد) به اهالي لالجين ارائه نکرده‌اند. از اين رو در اجراي امور خويش با مشکل مواجهند.

پيشينه:
مي‌گويند لالجين دو بار ويران شده‌است: نخست در تاخت‌وتاز مغولان و ديگر در يورش افغانها. مسلماً اين ديار همانند ديگر شهرها و روستاهاي همدان بيشتر از دو بار هدف چپاول و ويراني بوده‌است. بنا بر نوشته راوندي :

خوارزمشاه در سال 590 ه‍.ق به دارالملک همدان رسيد و عراقيان را که در همدان استقرار يافته بودند، خوار و خاکسار داشت… و آثار آباداني نگذاشت و لشکر از دهات خاک برگرفتند و در ميان ديزج و قاسم‌آباد کوشکها بنا کردند.

در جلد دوم مروج‌الذهب نيز از کشتار و ويراني مرداويج بن زيار ياد شده‌است. يورش افغانها به سرکردگي محمودافغان از رؤساي طايفه غلجايي که در اواخر حکومت صفويه به شهرهاي بزرگ و کوچک ايران همچون اصفهان، قزوين و کاشان تاخته، به کشتار و چپاول مردم پرداختند، از موارد ديگر ويرانگرتر بوده است؛ چون هنوز کلمات اوغان (افغان) و اُزبک در ذهن سالخوردگان تداعي ترس را به همراه دارد.

قحطي سال 1288 (هجري-قمري) و شورش مردم اين شهر در سال 1331 عليه خان (غلامعلي خزايي) از وقايع مهم اين شهر محسوب مي‌شود.

آب و هوا:
در اين ناحيه بجز ايستگاه باران سنجي هيچ ايستگاه مستقل وجود ندارد و با توجه به اينکه ناحيه مذکور بين دو ايستگاه هواشناسي سينوپتيک فرودگاه همدان در جنوب و پايگاه نوژه در شمال غربي واقع شده که در فاصله‌اي اندک از بخش واقعند و از نظر ارتفاع با بخش لالجين اختلاف ندارند، آب و هواي آن با استفاده از داده‌هاي اين دو ايستگاه در خصوص عناصر اقليمي بررسي مي‌شود:

دما: محاسبه ميانگين ماهانه و سالانه دماي هوا در دو ايستگاه برگزيده منطقه همدان به درجه سانتي‌گراد براي دوره بيست ساله (1362-1343) ديماه با متوسط دماي 5- درجه سانتي‌گراد، سردترين و تيرماه با متوسط دماي 24 درجه سانتي‌گراد، گرم‌ترين ماههاي سال به شمار مي‌روند. ميانگين دماي سالانه در هر دو ايستگاه رقمِ تقريباً يکسان 5/10 را نشان مي‌دهد. ميانگين سالانه حداکثر و حداقل دما به ترتيب 19 و 5/2 درجه سانتي‌گراد در دو ايستگاه است. حداکثر و حداقل مطلق دما در دو ايستگاه به ترتيب 40 و 5/34- درجه سانتي‌گراد به ثبت رسيده‌است. تعداد ايام يخبندان در دو ايستگاه3/136 روز (5/4 ماه) گزارش شده‌است. ماههاي يخبندان از آذر تا فروردين ادامه دارد.

منابع آب:
گر چه رودهاي متعدد در دشت سيمينه رود جاري است و موجب توسعه کشاورزي اين دشت شده‌است، بخش لالجين از نظر آبهاي سطحي فقير است. لالجين در دشتي نسبتاً هموار و بين دو رودخانه فصلي يکّه‌چاي در سمت جنوبي شهر و قوري‌چاي در شمال آن واقع است. رودخانه فصلي يکه‌چاي که از کوههاي خليل کرد و بهادربيگ نشأت مي‌گيرد، معمولاً در اواخر زمستان و اوايل بهاري جاري است و در تابستان کاملاً خشک است. چون بستر اين رودخانه بسيار پايين‌تر از سطح دشت لالجين است، چنانکه بايد، نمي‌توان از آن در کشاورزي استفاده کرد. در برخي از نقاط، سدهاي سيماني و خاکي سطح آب رودخانه را بالا آورده‌اند و کشاورزان با جدا کردن نهرها از آب آن در آبياري زمينهاي خود بهره مي‌برند. پيش از اين مسير رودخانه به نظر جنگلي از درختان صنوبر، تبريزي، بيد و سپيدار بود؛ اما در سالهاي اخير بسياري از درختزارها در مجاورت رودخانه و نقاط ديگر منطقه از بين رفته و عمدتاً به کشتزار (به‌خصوص مزارع سيب زميني) تبديل شده‌اند.

طبق مطالعات مهندسين مشاور آب و خاک در بررسي وضعيت آبهاي زيرزميني منطقه بهار و لالجين پتانسيل بهره‌برداري و توسعه سفره آبهاي زيرزميني منطقه تا بيش از 40ميليون متر مکعب است. بر اين اساس منطقه مذکور از نظر منابع آب زيرزميني بسيار غني است. اهالي اين ناحيه از همدان از سال 1345 احداث چاههاي عميق و نيمه‌عميق را شروع کرده‌اند. – زمينهاي زراعي اين منطقه از همدان اغلب به کشت گندم، جو، صيفي‌جات، چغندر، سيب‌زميني و سير اختصاص دارد و آب مورد نياز کشتزارها و باغهاي انگور اطراف شهر از طريق موتورهاي آب تأمين مي‌گردد. پيش از اين زارعان با آب کاريزها، چشمه‌ها و دو رودخانه‌ فصلي يکّه‌چاي و قوري‌چاي (در ماههاي ابتداي سال) مزارع و باغات را آبياري مي‌کردند. هنوز هم در ميان زمينهاي کشاورزي شمال و شمال‌غربي شهر قناتهايي به چشم مي‌خورد که به روايت سالخوردگان شهر به دست شيخ‌علي‌خان يکي از کارگزاران شاه‌عباس‌صفوي(؟) احداث گرديده‌است. قبلاً يکي از مظهرهاي اصلي اين قناتها در مجاورت مزار شهداي شهر قرار داشت؛ اما سالهاست که به سبب بي‌توجهي به لايروبي و مرمت قناتها آب اين مظهر – که به دهانه يا گُز (معادل عين عربي که يکي از معاني آن چشمه است) معروف بود- خشک شده‌است.

کشاورزي:
به طور کلي استان همدان از جمله مناطق بااهميت و مستعد کشاورزي در کشور به شمار مي‌رود و اراضي آن در سطوح وسيع زير کشت انواع محصولات زراعي و باغي است. کشاورزي اصلي در منطقه به گندم و جو اختصاص دارد و زراعتهاي عمده ديگر عبارتند از سيب زميني، صيفي جات، علوفه (شبدر و يونجه)، جاليز و سير. باغات انگور بخشي وسيع از اين ناحيه را فرا گرفته‌است. همچنين قلمستان‌هاي بيد و تبريزي در حاشيه رودخانه يکه چاي و دشتها به چشم مي‌خورد. علاوه بر موارد مذکور درختان چنار، سنجد، نارون، زبان‌گنجشک، افرا، اقاقيا و انواع گل سرخ‌هاي صحرايي در مناطق مختلف وجود دارد. نزولات جوي بر اساس طبقه‌بندي اقليمي دومارتن و آمبرژه، آب و هواي بخش لالجين به ترتيب نيمه خشک و نيمه خشک سرد است. آب و هواي اين منطقه در تابستان، معتدل و خشک و در زمستان نسبتاً سرد و مرطوب است. دوره يخبندان طولاني است (بيش از چهار ماه) و از آذر آغاز شده، تا فروردين ادامه دارد. 3/136 روز متوسط ايام يخبندان نشان دهنده برودت شديد هوا در زمستان است. در تابستان نيز به علت شدت تابش آفتاب شرايط آب و هوايي گرم و خشک فراهم مي‌شود. بارندگيهاي منطقه همدان عمدتاً ناشي از توده‌هاي هوايي مديترانه‌است که از غرب کشور وارد مي‌شود. پس از آن مي‌توان جريانات واصله از سوي شمال غرب را که از درياي سياه و مناطق شمالي اروپا نشأت مي‌گيرد، نام برد. موقعيت منطقه و ارتفاع زياد آن سبب مي‌شود که توده‌هاي هوايي مرطوب و باران زا که به ويژه از غرب وارد کشور مي‌شوند، قسمت اعظم رطوبت خود را در منطقة مورد مطالعه نازل کنند. بارندگي در سالهاي مختلف بين 180 ميليمتر تا 500 ميليمتر در سال متغير است. در سالهاي کم باران مانند سال 1364 متوسط بارندگي 4/179 ميليمتر بود در حالي که در سال 1365 6/419 ميليمتر بوده‌است. متوسط نزولات جوي در دو ايستگاه پايگاه هوايي شهيد نوژه و فرودگاه همدان در طول سالهاي 1964-83 (همدوره بيست ساله) به ترتيب 5/309 و 7/305 ميليمتر است؛ يعني به طور متوسط بارندگي در منطقه مورد بررسي 6/307 ميليمتر است. توزيع فصلي و درصد بارندگي در منطقه مذکور و در طول همين سالها بدين شرح گزارش شده‌است: بهار27? تابستان5/2? پاييز2/28? زمستان3/42? بارندگي در فصل زمستان به صورت برف و در فصل بهار و اوايل پاييز به صورت باران است. تابستانها معمولاً خشک و بدون بارندگي است و به ندرت رگبارهاي زودگذر مشاهده مي‌شود. متوسط نزولات فصلي و سالانه نمره نسبي به درصد بدين صورت است: بهار 5/47? تابستان5/33? پاييز5/57? زمستان 70? درصد رطوبت نسبي سالانه 5/52 است (83-1964). باد: متوسط سالانه فراواني هواي آرام در ايستگاه فرودگاه 67? ديده بانيها را شامل مي‌شود؛ بنا بر اين در 33? ديده بانيهاي اين ايستگاه وزش باد ثبت شده‌است. بيشترين فراواني هواي آرام در مقياس ماهانه و فصلي به ترتيب مربوط به ماه ژانويه (دي) با 3/80? و فصل پاييز (2/47?) بوده و کمترين آن در آوريل (فروردين) با 9/47? و فصل بهار (5/45?) است. با توجه به داده‌هاي دو ايستگاه مذکور بادهاي غالب در استان عبارتند از: 1- شمال غرب و غرب که بيشتر در فصل بهار و زمستان مي‌وزند، اکثراً مرطوب و بارانزا هستند. اين بادها 48 روز از سال مي‌وزند. 2- غربي- شرقي 108 روز از سال اين بادها استان را تحت تأثير قرار مي‌دهند و بيشتر در فصل پاييز مي‌وزند. 3- جنوب غربي- شمال شرقي اين بادها بيشتر در تابستان وزش دارند و 36 روز از سال استان را تحت تأثير قرار مي‌دهند. 4- بادهاي محلي که بر اثر اختلاف ارتفاع بين دشتهايي نظير سيمينه رود – که بخش لالجين در آن واقع شده- و ارتفاعات الوند و آلمه قولاق (يا آلمه بولاغ) که موجب اختلاف فشار گرديده، سبب مي‌شود که توده‌هاي هوا به راحتي اين دشت را تحت تأثير قرار دهند و بادهاي مختلف ايجاد کنند. مهم ترين اين بادها عبارتند از: 1- باد شمال که از اواسط اسفند تا اوايل ارديبهشت با جهت شمال غربي، جنوب شرقي مي‌وزد و جزء بادهاي مرطوب و باران زاست و نزولات آن براي کشت ديم مفيد است. اهالي لالجين و روستاهاي اطراف معتقدند که اين بادها گرم بوده، باعث ذوب شدن برفها مي‌شود. 2- آق يل با جهت جنوب غربي- شمال شرقي که در فصل تابستان مي‌وزد و زارعان با استفاده از آن، خرمنهاي خود را باد مي‌دهند. به طور کلي استان همدان با متوسط 4/10 گره سرعت باد از مناطق بادخيز کشور به شمار مي‌رود و نيمة شمالي و دشتهاي آن بخصوص همدان، بهار و لالجين از عمده‌ترين مناطق بادخيز استان است.

ادارات و مراکز دولتي و غيردولتي شهر:
انجمن معتادان گمنام (NA)
بانک تجارت
بانک رفاه
بانک سپه
بانک صادرات
بانک کشاورزي
بانک ملت
بانک ملي ايران
بخشداري
پاسگاه
دفتر امام‌جمعه
شرکت مخابرات
شرکت نفت
شوراي شهر لالجين
شهرداري لالجين
صندوق قرض‌الحسنه بسيجيان
صندوق قرض‌الحسنه مهديه
کميته امداد

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

آباده طشک باوسعتی درحدود 4000 کیلومتر مربع در امتداد رشته کوه های زاگرس فارس واقع شده است ، یکی از بخش های شهرستان نی ریز می باشد که در ساحل شرقی دریاچه های طشک و بختگان و جنوب کوه های ول (مرتفع ترین قله دال نشین با ارتفاع 3191 متر ) کوه خان ، کوه سفید و … واقع شده است که از شمال به شهرستان بوانات و شهرستان خاتم ( استان یزد ) از جنوب به شهرستان های شیراز و استهبان ، از مغرب به شهرستان ارسنجان و از شرق به شهرستان نی یز محدود می شود . این بخش شامل سه دهستان به نام های : 1. آباده طشک 2. بختگان 3. حنا می باشد .مجموع سه دهستان دارای 42 روستا و شهر آباده طشک می باشد ، که در طول جغرافیایی 53 درجه و 50 دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی 29 درجه و 50 دقیقه شمالی قرار گرفته است تا مرکز شهرستان 115 کیلو متر و تا مرکز استان 189 کیلومتر فاصله دارد .

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

سركان يكي از شهرهاي استان همدان در ايران است. اين شهر در شهرستان تويسركان و در جنوب دامنه‌هاي رشته كوه الوند واقع شده است. مختصات جغرافيايي سركان 48 درجه و 27 دقيقه طول شرقي و 34 درجه و 36 دقيقه عرض شمالي است. ارتفاع متوسط آن از سطح دريا 2040 متر و مساحت شهر 2,026 كيلومتر مربع است. كوتاه‌ترين راه تا مركز استان 101 كيلومتر و كوتاهترين فاصله با شهرهاي مجاور 7 كيلومتر است که با شهر تويسركان مي‌باشد.
جمعيت سركان تقريباً ثابت بوده (حدود 5400 نفر) و رشد نسبي بين سالهاي 75-35 ، سه صدم درصد بوده است. همچنين تراكم نسبي جمعيت در سركان 7,2676 نفر در كيلومتر مربع به دست مي‌آيد كه در مقايسه با استان (9,6288 نفر در كيلومترمربع،سال 1375) نشان دهنده كم بودن آن نسبت به استان مي‌باشد.

جغرافيا:
شهر سرکان به فاصله حدود 6 کيلومتري شمال غربي تويسرکان در دامنه کوه‌هاي الوند ودر کنار رود خانه سرکان قرار دارد. شهر سرکان از شمال و شرق به کوهستان الوند، از جنوب به شهرستان تويسرکان واز غرب به شهرستان اسدآباد و شهر فرسفج محدود مي‌شود. سرکان داراي آب و هواي ييلاقي و بسيار مطبوعي است و وجود انبوه درختان ميوه وچشمه‌هاي پر آب سرکان را به يکي از زيباترين مناطق گردشگري استان تبديل کرده است.

تاريخ:
شهر سرکان به استناد شواهد بسيار داراي تاريخ کهني است. يکي از شواهد نام سرکان مي‌باشد که به نظر مي‌رسد از نام‌هاي ايراني و مربوط به دوره قبل از اسلام باشد.اما معناي سرکان که بعضي از ايران شناسان آلماني آن را «سرخان» ضبط کرده و گفته‌اند که چون بر بالاي سرخ رود باشد پس بدان نسبت يافته است ولي اين نظر درست نيست. به احتمال قوي سرکان به معناي بالاي کوه باشد چنان که «حسن ابن محمد قمي» (قرن 4) در مورد قريه سرکان قم گويد که: چون اردشير به بناي آن فرمود وآن را گفتند که در کدام موضع بنا نهيم گفت: «افراسَراکان» يعني بر سر کوهي که از آن رودخانه مي‌آيد پس آن ديه را بنا کردند و سرکان نام نهادند.

جاذبه‌هاي گردشگري:
بارز‌ترين جاذبه‌هاي اين شهر باغهاي زيبا و کوه‌هاي بلند آن است. پارک توريستي کمربسته نيز با چنارهايي کهن در اين شهر قرار دارد.

 
hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

صالح‌آباد شهري در ۲۵ كيلومتري همدان با مختصات جغرافيايي شرقي′۲۱°۴۸ شمالي′۵۵°۳۴ / ۴۸٫۳۵غرب ۳۴٫۹۱۷جنوب / -۴۸٫۳۵ -۳۴٫۹۱۷ و از توابع شهرستان بهار است. جمعيت اين شهر در سال 1390 به طور تقريبي 8480 نفر مي‌باشد. اين شهر در كنار سه راهي جاده همدان -سنندج- كرمانشاه قراردارد.سابق بر اين عبور محور ارتباطي همدان به غار عليصدر از داخل شهر موجب رونق و رشدشهر بوده وليكن در حال حاضر بدليل احداث راه جديد همدان به بيجار تردد مسافران و گردشگران از شهر بطور چشمگيري كاهش يافته و تاثيرات نامطلوبي بر رشد و توسعه شهر گذاشته است.در اطراف اين شهر كوچك زمين‌هاي كشاورزي پراكنده ديده مي‌شود و بيشتر سيب‌زميني و گندم كشت مي‌گردد. يكي از شاخه‌هاي فرعي رودخانهٔ قره‌چاي از اين شهر مي‌گذرد و با ايجاد سدي كوچك از آن براي آبياري تاكستان‌ها و مزارع آنجا استفاده مي‌شود.در حاشيه غربي و جنوب غربي شهر مناطق جنگلي وجود دارد كه هر هفته افراد بسياري از شهر هاي اطراف و ساكنين اوقات فراغت و تعطيل را در آنجا سر مي كنند. از سوغات معروف اين شهر به انگور و شيره آن مي‌توان اشاره كرد. از نقاط تاريخي اين شهر مي توان به پل انگليسي ها مربوط به جنگ جهاني اول، حمام تاريخي شهر و خانه حيدري كه از نظر معماري فضاهاي داخلي ونماي داخلي اثري ماندگار به شمار مي رود اشاره كرد.از نكات جالب توجه اين شهر وجود تعداد بسيار زياد كاميون در آن است به طوري كه طبق سرشماري سال ۱۳۸۰ در اين شهر كوچك حدود هزار دستگاه از اين كاميونها در اين شهر وجود داشته و مشاغل صنعتي مرتبط در اين شهر رونق دارد.در طي سالهاي اخير با همت مردم و مسئولين طرح هايي در دست اقدام است كه دوباره حيات شهر بازگردد و جايگاه ان در استان ارتقاء يابد . ايجاد شهرك صنعتي، احداث شهرك مشاغل مزاحم، احداث پارك تفريحي در حاشيه شهر و احياء مناطق جنگلي با اجراي طرح پارك جنگلي صالح آباد از جمله اين اقدامات است.اين شهر در کنار سه راهي جاده همدان -سنندج- کرمانشاه قراردارد.در اطراف اين شهر کوچک زمين‌هاي کشاورزي پراکنده ديده مي‌شود و بيشتر سيب‌زميني و گندم کشت مي‌گردد. يکي از شاخه‌هاي فرعي رودخانه قره‌چاي از اين شهر مي‌گذرد و با ايجاد سدي کوچک از آن براي آبياري تاکستان‌ها و مزارع آنجا استفاده مي‌شود.
از سوغات معروف اين شهر به انگور و شيره آن مي‌توان اشاره کرد. اکثر مردم اين شهر مالک کاميون‌هاي کشنده هستند؛ به طوري که طبق سرشماري سال 1380 در اين شهر کوچک حدود هزار دستگاه از اين کاميونها در اين شهر وجود دارد و مشاغل صنعتي مرتبط در اين شهر رونق دارد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شیرین‌سو شهری است در استان همدان ایران. شیرین‌سو مرکز بخش شیرین‌سو شهرستان کبودرآهنگ است.

شهر شیرین سو در سال ۱۳۷۹ از یک روستا به یک شهر در تقسیمات کشوری تبدیل شد و اولین شهردار آن نیز در این سال شروع به فعالیت نمود. شهر شیرین سو بنا به آخرین سرشماری انجام شده دارای ۳۰۰۶ نفر سکنه می‌باشد و مهمترین فعالیتهای انجام شده مردمان این شهر کشاورزی و دامداری می‌باشد. این شهر در منطقه‌ای بنام مهربان واقع شده که نژاد گوسفند آن شهرتی جهانی دارد.

شهر شیرین از ایل‌های قشقایی که در کوچ بوده‌اند به وجود آمده است و این ایل در کنار چشمه‌ای که در کنار این شهر جریان داشته و گویا دارای آب شیرین و گوارایی بوده سکنی گزیده و بدین ترتیب شیرین سو به وجود آمده است. قدمت این شهر به حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ سال گذشته بر می‌گردد.

از جمله نقاط دیدنی شیرین سو می‌توان به تالاب شیرین سو اشاره نمود. شهر شیرین سو در حد فاصل دو غار بزرگ و دیدنی دنیا (غار علیصدر و غار کتله خور) قرار گرفته که این امر سبب رونق گردشگری در این منطقه شده است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

فامَنين (فامِنين هم گفته مي‌شود) شهري است در استان همدان ايران. فامنين مرکز بخش فامنين شهرستان همدان است. جمعيت شهر فامنين در سرشماري سال 1375 خورشيدي 8785 نفر بوده‌است.فامنين در 135 کيلومتري جاده ساوه به همدان و در 55 کيلومتري همدان واقع شده‌است.

غار قلعه‌جوق که از آثار دوره پيش از اسلام است از نقاط ديدني فامنين است.غار در منتهااليه شرق فامنين واقع شده‌است.

در قديم:
در فرهنگ جغرافيايي ايران جلد 5 درباره فامنين آمده‌است: قصبه‌اي از دهستان درجزين بخش رزن شهرستان همدان که در 31 هزار گزي جنوب قصبه رزن به همدان واقع است. جلگه‌اي سردسير، داراي 4170 تن سکنه‌است. آب آنجا از قنات تأمين مي‌شود و محصول عمده‌اش غلات، حبوبات، صيفي، لبنيات، و شغل اهالي زراعت و گله داري و صنعت دستي زنان قالي بافي است. داراي 50 دکان و يک دبستان است. راه فرعي شوسه دارد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

فَرِسفَج شهري است در استان همدان ايران. فرسفج مرکز بخش قلقل‌رود شهرستان تويسرکان است و در جنوب باختري استان همدان قرار گرفته‌است.ادامه راه شهر همدان به تويسرکان به دوراهي فرسفج مي‌رسد. در اين دوراهي يک راه به سوي شهرهاي کنگاور و کرمانشاه و راه ديگر به طرف شهرهاي فيروزان و نهاوند مي‌رود.
اين شهر در سرشماري عمومي نفوس و مسکن 1385 خورشيدي 1608 نفر جمعيت داشت که از اين تعداد 296 نفر آن بيسواد بودند.
شهرستان تويسرکان در تقسيمات کشوري 1371 خ.، فقط دو شهر به نام‌هاي تويسرکان و سرکان داشت و در 1379 خ.، شهر فرسفج نيز جزو آن شد.
از معابر شهر فرسفج مي‌توان به چهارباغ کانون، خيابان‌هاي خليج فارس، ولي عصر، امام رضا، مرصاد، شهيد مدني، کوچه‌هاي امام محمدباقر، شهيد ذبيح‌الله بيات، ميلاد، ميعاد و امام علي و راه پارک کوهستاني (محل بازي کودکان) اشاره کرد.

در قديم:
لغت‌نامه دهخدا به نقل از فرهنگ جغرافيايي ايران، جلد پنجم در مورد فرسفج مي‌نويسد: دهي است از دهستان قلقل‌رود شهرستان تويسرکان، واقع در 18 هزار گزي جنوب باختري شهر تويسرکان و 4 هزار گزي جنوب راه شوسه تويسرکان به کرمانشاه و کنار رودخانه تويسرکان. ناحيه‌اي است جلگه‌اي، سردسير و داراي 1516 تن سکنه. از قلقل‌رود مشروب مي‌شود. محصولاتش غلات، پنبه، حبوب و انواع ميوه است. اهالي به کشاورزي و گله‌داري گذران مي‌کنند. از صنايع دستي زنان قاليچه‌بافي است. راه مالرو دارد. يک پل آجري در جنگ بين‌المللي اول روي قلقل‌رود بنا شده که راه شوسه حميل‌آباد از روي آن مي‌گذرد. داراي دبستان، دو مسجد، زيارتگاه، کاروانسراي شاه عباسي و 10 باب دکان مي‌باشد.

فرسفج سه محله جانبي به نامهاي اميرآباد،فتح آباد و برگچه نيز دارد و روستاهاي تابع آن شامل منجان،چاشخوره،جرا(گرا)،برفيان،گليان،اکبرآبار،قاسم آباد،حاجي تو،يعقوب شاه (يعقوب آباد) ،قلي لاله سفلي و قلي لاله عليا مي‌باشند. مرکز بهداشتي-درماني فرسفج ،درمانگاه گلوگاه در منطقه بوده و با داشتن هفت خانه بهداشت خدمات سلامت و درمان را در سطح گسترده‌اي به جمعيتي بالغ بر 8000 نفر ارائه مي‌کند.

اقتصاد:
امروزه ناحيه صنعتي فرسفج در کيلومتر 15 جاده تويسرکان – کنگاور قرار گرفته‌است و کارخانه‌هايي در آن مستقر شده‌اند.
شهرک گلخانه‌اي فرسفج نيز با 9 واحد فعال، توليدات صيفي دارد که به شهرهاي کرمانشاه، همدان، زنجان و تهران صادر مي‌شود.

آثار تاريخي:
-پل فرسفج در مجاورت شهر فرسفج و در نزديکي کاروانسراي شاه‌عباسي و در کيلومتر 20 جاده تويسرکان به کنگاور روي رودخانه قلقل‌رود بنا شده‌است از آثار تاريخي اين شهر است.اين پل 400 ساله که در زمان شاه‌عباس صفوي ساخته شده در سال 1376 در فهرست آثار تاريخي کشور قرار گرفت.

-کاروانسراي فرسفج نيز در سال 1387 خورشيدي به مجموعه‌اي براي توليد و ارائه صنايع دستي همدان تبديل شد.

برخي اشياء کهن يافت‌شده در فرسفج امروزه در موزه همدان نگهداري مي‌شود.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

قُروه دَرجَزين شهري است در استان همدان ايران. قروه درجزين مرکز بخش قروه درجزين شهرستان رزن است.اين شهر در فاصله 85 کيلومتري از مرکز استان مي‌باشد و جزء توابع شهرستان رزن مي‌باشد.قروه درجزين داراي 2 دهستان (بنام‌هاي نير و شاهنجرين) و 26 آبادي مي‌باشد.
اکثر اهالي بخش قروه درجزين به کشاورزي مشغول بوده و محصولاتي از قبيل گندم، جو، انگور و … کشت مي‌گردد. از نکات قابل توجه اين شهر، وسعت بازار نسبت به جمعيت آن مي‌باشد و دليل اصلي اين گستردگي وجود دهستان‌ها و آبادي‌هاي ذکر شده مي‌باشد.

جمعيت:
بنابر سرشماري مرکز آمار ايران، جمعيت بخش قروه درجزين شهرستان رزن در سال 1385 برابر با 40299 نفر بوده است.جمعيت شهر قروه در جزين در حدود ده هزار نفر مي‌باشد.

توابع:
بخش قروه در جزين داراي دو دهستان به نام هاي شاهنجرين و نير و 26 آبادي مي‌باشد. نام برخي از اين آبادي ها به شرح زير مي‌باشد: نظام آباد، کرفس، وسمق، شوند، سوار، درجزين، دهلق، پيري بيک، والاشجرد، رازين،ايمان، احمد آباد، پليکان، رکن، پشتجين، شرکت، نوار، سوزن، کاج، پليکان، کهارد، بهکندان و … .

صنعت:
همانگونه که ذکر شد اکثر اهالي بخش قروه درجزين به کشاورزي مشغول مي‌باشد. محصولات اصلي اين منطقه گندم، جو و انگور مي‌باشد. قروه در جزين داراي دو واحد صنعتي فعال به نام هاي سيمان هگمتان و مواد غذايي مينو عسل مي‌باشد. لازم به ذکر مي‌باشد که از ساير طرح هاي اجرايي اين منطقه مي‌توان به فولاد الوند اشاره نمود که هم اکنون در حال ساخت مي‌باشد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

قهاوند شهري است در استان همدان. قهاوند مرکز بخش شرا شهرستان همدان است. جمعيت شهر قهاوند 2,757 نفر است. از روستاهاي بزرگ بخش قهاوند مي‌توان به روستاي كوزره اشاره كرد.

راههاي اصلي اين شهر:

1. قهاوند به کوريجان: اين راه پس از عبور از روستاهاي اصلي اين بخش بوبوک آباد و غرخلر در کوريجان به جاده چهار بانده همدان رزن متصل مي شود

2. قهاوند به همدان که از مسير جاده ملاير ارتباط اين شهر و بخش را با همدان و ملاير مرتبط مي سازد

3. جاده فراهان که ارتباط اين بخش را با کميجان در استان مرکزي برقرار مي سازد

4. جاده قهاوند به فامنين که تقريبا از بيست کيلومتري جاده قهاوند به کوريجان جدا شده و بعد از 12کيلومتر وارد شهر فامنين مي شود. اين جاده 5 کيلومتر مانده به فامنين هم وارد آزاد راه همدان-ساوه مي شود

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

کَبودْراهَنگ که به شکل کَبودَرآهَنگ و کبوترآهنگ هم نوشته و تلفظ مي‌شود، شهري است در استان همدان ايران.
کبودرآهنگ مرکز بخش مرکزي شهرستان کبودرآهنگ است. تاريخ بناي شهر کبودرآهنگ طبق قرائن و شواهد موجود به بيش از چهارصد سال نمي‌رسد. کبودراهنگ مرکب از دو کلمه کبود و راهنگ است يا همچنان‌که در زبان ترکي همدان کورنگ تلفظ مي‌شود، کلمه‌اي مرکب از گؤگ و راهنگ است. يکي از معاني کلمه گؤگ يا گؤي در زبان ترکي، کبود است. اتصاف راهنگ به کبود يا گؤگ به علت کثرت کبوترهاي چاهي در اين ناحيه است.

لغتنامه دهخدا از قول آنندراج مي‌نويسد: کبودرآهنگ نام يکي از قراي همدان است و طائفه جليله حاجي‌لر قراقوزلو در آن متمکن و متوطن‌اند و فخرالمحققين حاجي محمد جعفر، متخلص به مجذوب صاحب مراحل السالکين و غيره از آنجا بوده و در سنه 1238 ه”. ق. در حوالي مرقد سيد حمزه در تبريز رحلت نموده و تکيه متعلق به ايشان معروف است.
کبوترآهنگ واژه‌اي فارسي به معناي کبوترکِش و برج کبوتر است.

گفته مي‌شود در اين منطقه چون در گذشته رودهاي متعدد و برکه‌هايي وجود داشته که کبوتران از هر سو به آن مي‌شتافتند از اين رو آن‌را کبوترآهنگ ناميدند..

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

گُل‌تپه یکی از شهرهای استان همدان ایران است. این شهر در جنوب غربی شهرستان کبودرآهنگ قرار دارد. غار علیصدر که معروفترین غار ایران است در بخش گل‌تپه قرار گرفته است. گل تپه دارای حدوداً هفتصد خانوار و سه هزار نفر جمعیت می باشد زبان ساکنان این شهر آذری است نام گل تپه از «کل تپه» گرفته شده است اهالی شهر بر این باورند که در زمان های گذشته در مرکز این روستا آتشکده ای وجود داشته است که خاکستر های تولید شده از این آتشکده را در کناره ای از روستا می انباشته‌اند و در نتیجه همیشه تپه ای از خاکستر در کناره ی روستا وجود داشته است و همین امر موجب شهرت این روستا به «کل تپه» می شود . هنوز هم برخی اهالی از این نام استفاده می کنند. شهر گل تپه مرکز بخش گل تپه می باشد از روستاهای مهم این شهر می توان به علیصدر، قهورد علیا، سوباشی، کیتو، سرایجوق، شیخ جراح، سراب و غیره اشاره کرد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

شهر مَريانَج (نام محلي: مَرگانه) يکي از شهرهاي استان همدان ايران است. مريانج يکي از شهرهاي تابعه شهرستان همدان است که در 6 کيلومتري جاده همدان-کرمانشاه و در دامنه‌هاي الوند واقع است. لهجه مردم اين شهر مرگانه‌اي نام دارد که نزديکي‌هايي با گويش‌هاي لري و فارسي جنوب استان همدان دارد.

پيشينه و تاريخ مريانج:
مريانج در بين شهرهاي مجاور همدان کمترين مهاجر را پذيرفته‌است و از وضعيت اقتصادي مناسبي برخورداراست. مردمان آن عموماً از طريق کشاورزي، دامداري، کاميون داري و… امرار معاش مي‌نمايند. ويژگي‌هاي فرهنگي و زباني آنها بعنوان يک خرده فرهنگ آنها را از روستاها و شهرهاي مجاور متمايز مي‌نمايد. وجه تسميه آن دقيقا مشخص نيست بعضا مبتني بر حدس و استنباط‌هاي شخصي است اما اهالي به آن مرگانه و همداني‌ها مريانه مي‌گويند ودر نقشه‌ها و مکاتبات اداري بصورت معرب مريانج استعمال مي‌شود. دکتر اذکايي در کتاب مادستان يا همدان نامه از طريق تحليل‌هاي زبان شناسي بر اين باور است که مرگانه از دو جز مرگ + آنه تشکيل شده و مرگ يا مرغ بمعني چمن مي‌باشد و در مجموع يعني محلي که در آنجا چمن فراوان است.(اين واژه در مرغزار به معني چمن زار و معرب آن مرج در واژه مرج راهط ومروج الذهب مشاهده مي‌شود).

اگر چه در منابع تاريخي نام و نشان چنداني از مريانج به وضوح ديده نمي‌شود اما بدون ترديد وجود شرايط مساعد زيست محيطي، آب فراوان خاک‌هاي رسوبي حاصلخيز، وجود رود خانه و جويبارهاي جاري از دامنه‌هاي الوند و موقعيت جغرافيايي خاص که آنجا را در مدخل دره برفين (امامزاده کوه) و مسير راه ارتباطي هگمتانه به کنگاور قرارمي داده همواره باعث استقرار گروههاي يکجا نشين در آن منطقه بوده‌است وجود چند تپه باستاني و کشف اتفاقي گورهاي تاريخي در حوالي مريانج نشان از قدمت آن در هزارهاي قبل از ميلاد دارد، امروزه در دره دوستعلي و دو خواهران چندين سنگ نگاره چوپاني ديده مي‌شود که حکايت از مسکون بودن منطقه در عصر سنگ مي‌نمايد.

در دوره‌هاي تاريخي پيش از اسلام احتمالا مريانج و روستاهاي دره برفين ده دژهايي بوده‌اند که نه تنها امنيت شهر هگمتانه را تامين مي‌کردند بلکه بخشهايي از نيروي نظامي در آنجا استقرار مي‌يافتند.

در خلال هجوم اعراب به ايران و بعد از فتح نهاوند درگيريهايي بين اعراب و باقيمانده سپاه ساساني در همين منطقه رخ داده و در اثر آن تعدادي از بزرگان سپاه عرب کشته شده‌اند و مقبره آنها در جايي که به امامزاده کوه معروف است واقع شده وهمچنين وجود تعدادي اماکن با نام بعضي شاهان وبزرگان قبل از اسلام مويد اهميت راهبردي منطقه در قديم مي‌باشد.

در دوره اسلامي بعضي از جغرافي نويسان و شعرا و ادبا به مناسبت‌هايي از دره ماوشان وزيبايي هاو آبادي‌هاي آن ياد نموده‌اند. از جمله عين القضاه، حمدالله مستوفي، نجم الدين قمي، زکريا محمود قزويني و عبدالباقي نهاوندي گاه به اختصار و گاه به تفصيل ماوشان را توصيف نموده‌اند.

ماوشان نام قديمي همين دره برفين است که رودخانه قوري چاي ياماوشانرود از کنار روستاهاي برفين، موئين، توئين، سولان و مريانج مي‌گذرد و نه تنها در اقتصاد کشاورزي آنها نقش بسزايي دارد بلکه به لحاظ اجتماعي و فرهنگي نيز موجب تقويت پيوندها وارتباطات اجتماعي وفرهنگي روستاهاي مذکور گرديده‌است

به نظر مي‌رسد اولين سند مکتوبي که در آن نام و نشاني از مريانج به ميان آمده مربوط به دو چکامه‌اي است که ابوالوفاي همداني اديب و شاعر قرن سوم هجري به زبان عربي در زيبايي‌ها و مناظر خاطره انگيز و اماکن دره ماوشان سروده‌است، ابوالوفاي همداني در ابياتي از آن چکامه به توصيف و تمجيد زيبايي‌هاي طبيعي مريانج مي‌پردازد و مي‌گويد :

بسفح مرجانه المحسود و ساکنها روض اريض و ما ثم موار

و شعب قروذ فيه کل مونقه و فيه للهوا اشجار و انهار

((در دامنه مريانه که بر آرمندگانش رشک برند گلزاري نظر گير و آب زاري هموار است))

((دره قروه که در آن هر چيز دلپسندي است و در ختان و جويباري فرح انگيز در آنجاست))

فراگيري و تاثير روز افزون رسانه‌ها، نفوذ و ترويج گويش خاص مرکز نشينان، بي ميلي جوانان در پايبندي به گويش‌هاي محلي خود، ورود واژه‌هاي خارجي و بعضي عوامل ديگر گويش‌هاي محلي را به شدت و سرعت در معرض تهديد وفراموشي قرار داده‌است.

لهجه:
بي‌شک چگونگي سخن گفتن اهالي مريانج باز مانده و تغيير يافته گويش پهلوي بوده و ورود واژه‌هاي عربي ترکي و اروپايي به اصالت آن آسيب رسانيده‌است. اما گويش مرگانه‌اي در بين فارسي زبانان همدان واطراف آن مانند دره مراد بيک، علي آباد، ينگجه، سولان، برفين، حصار، ديزج و… منحصر مي‌باشد و از اين حيث نسبت به آنها داراي استقلال است.

طبق مقايسه‌هاي انجام شده مي‌توان گقت که از لحاظ آوايي و لهجه به لري مي‌ماند وشايد اصالتاً لري بوده که در اثر مقتضيات زمان و مکان تغييراتي يافته‌است.

گويش مرگانه‌اي همچنين بيشترين تشابه را در بين فارسي زبانان استان همدان با نهاوندي و تويسرکاني و کمترين را با همداني دارد.

در مريانج هنوز بسياري از واژه‌ها به صورت قديمي خود استعمال مي‌شوند. مانند به کار بردن فتحه (اَ کشيده)در مورد کلماتي که به‌هاي ملفوظ و غير ملفوظ ختم مي‌شوند و همچنين حذف علامت مفعولي (را) و قرار دادن مصوت د َ به جاي آن از ويژگي‌هاي بارز گويش مرگانه‌اي مي‌باشد. و در مورد جملاتي که داراي حرف ربط (هم) بوده نيز به همان صورت عمل مي‌شود. مانند:
خانه َ د َ ساختم خسته َ د َ شدم. خانه را ساختم وخسته هم شدم.
شيشه َ د َ اشکست. شيشه هم شکست.
در مواردي که اسم نکره باشد حرف ي َ قبل از د َ قرار مي‌گيرد. مانند: پسره َ ي َ د َ به خدا اِسپردم.
در کلماتي که داراي مصوت (اْ) هستند با مصوت مرکب (اِو) تلفظ مي‌شوند. مانند: اولاد، گوجه، موز، برو،
موارد مذکور و غيره نوعي تفخيم و تلغيظ را در گويش مريانجي‌ها باعث شده‌است که گويشوران آنرا از ديگران متمايز مي‌نمايد.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

نَهاوَند (نِهاوَند هم تلفظ مي‌شود) شهري است در غرب ايران. اين شهر در جنوب شرقي استان همدان قرار گرفته و مرکز شهرستان نهاوند است. نهاوند از شهرهاي تاريخي ايران است و نام آن به دفعات در منابع تاريخي ذکر شده‌است. به هنگام حمله اعراب به ايران، آخرين نبرد سپاهيان ايران و اعراب در نهاوند اتفاق افتاد.

نام نهاوند:
بنابر پژوهش‌هاي پاره‌اي از زبانشناسان ايراني، واژه نَهاوند به معني شهر يا آبادي قرار گرفته در پيشِ رو است، زيرا «نَها» در زبان‌هاي ايراني به معني پيش و وند از فعل کهن «ونديدن» به معني نهادن گرفته شده‌است. بنابراين نهاوند يعني «نهاده در پيش رو». به همين صورت واژه دماوند که صورت اصلي و قديمي‌تر آن دُمباوند و دُنباوند ضبط شده به معني «قرارگرفته در پشت» است زيرا دُنب در زبانهاي ايراني به معني دنباله و پشت است. از جمله اماکن ديدني اين ديار سرابهاي کيان-فارسبان-گاماسياب و… مي‌باشد. اين شهر داراي گويش محلي نهاوندي است. گويش نهاوندي يکي از گويش هاي لري است. ازجمله روستاهاي ديدني اين ديار روستاي توانه‌است.

موقعيت جغرافيايي:
نهاوند در موقعيت 48 درجه و 24 دقيقه طول شرقي و 23 درجه و 22 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. اختلاف ساعت آن با تهران 13 دقيقه و 28 ثانيه مي‌باشد. نهاوند از شمال به شهرهاي تويسرکان و همدان و از شرق به ملاير، از غرب به کرمانشاه و از جنوب به استان لرستان محدود است. فاصله اين شهر تا تهران از مسير ملاير، اراک 452 کيلومتر و از مسير همدان 496 کيلومتر است. فاصله نهاوند تا همدان 100 کيلومتر، تا دو راهي کنگاور-کرمانشاه 53 و از دوراهي تا کرمانشاه، 77 کيلومتر مي‌باشد. فاصله نهاوند تا کرمانشاه 130 کيلومتر است.

وسعت:
برآوردهاي آماري وسعت شهر نهاوند را در سال 65-64، حدود 02/13 کيلومتر مربع نشان مي‌دهد. همچنين وسعت دهستان عليا 377 و دهستان سفلي 452، سلگي 182 و خزل 646 کيلومتر مربع بوده که مجموع وسعت شهرستان حدود 1670 کيلومتر مربع مي‌باشد.
بافت قديمي شهر ابتدا در منطقه پاقلعه بوده، بعد به تدريج به دامنه‌هاي جنوبي و خاوري کشيده شده‌است. پس از احداث خيابان سراسري در سال 1315، به تدريج بافت کالبدي شهر از نظم و ترتيب بيشتري برخوردار و به آهستگي ترکيب عناصر و فضاهاي زيستي آن به وضعيت متعارف شهري نزديک‌تر شد.
از مجموعه سطح شهر، بيش از نيمي از آن به مسکن اختصاص يافته‌است، حدود 30 درصد به معابر و بقيه زير پوشش خدمات شهري و فضاهاي خالي است. تراکم متوسط شهر در حال حاضر 112 نفر در هکتار است.

جمعيت:
بر اساس سرشماري نفوس و مسکن سال 1385، شهر نهاوند 72,218 نفر بوده‌است که پس از همدان و ملاير، سومين شهر بزرگ استان همدان به شمار مي‌آيد.

ابنيه تاريخي:

حمام حاج آقا تراب:
حمام حاج آقا تراب يکي از بناهاي تاريخي شهرستان نهاوند است که در سال 1356 در فهرست آثار ملي ثبت شده‌است. اين حمام با صرف هزينه‌اي بالغ بر 400 ميليون ريال به موزه مردم‌شناسي تبديل شده و در روز جهانگردي افتتاح مي‌شود. بگزارش البرز به نقل ازميراث «محمود ياري» مسئول روابط عمومي اداره کل ميراث فرهنگي و گردشگري استان همدان با اعلام خبر تبديل شدن اين حمام به موزه گفت: «با تفکيک دو بخش زنانه و مردانه و تزئين آنها با ماکتهاي مجزا، در بخش مردانه مراسم شستشو به نمايش گذاشته شده و در بخش زنانه مراسم حنابندان يک عروس به تصويرکشيده شده‌است.» وي افزود: «با افتتاح اين موزه در پنجم مهرماه (روز جهانگردي) مردم نهاوند و گردشگران غير بومي مي‌توانند بخشهاي مهمي از زندگي مردم پيشين منطقه به همراه آداب و رسوم و لباسهاي محلي را ببينند.» حمام حاج آقا تراب که در بافت قديمي شهر نهاوند قرار دارد از دو بخش مردانه و زنانه تشکيل شده‌است. بناي اين ساختمان مربوط به دوران قاجار بوده و يکي از معدود جاذبه‌هاي تاريخي و قابل بازديد در نهاوند است. تزئينات بين بنا شامل گج بري، کاشي کاري و نقاشي يکي از نبردهاي شاهنامه‌است. اين حمام علاوه بر دو قسمت ماکتها حمام سرد و گرم، حجره شاه نشين و خزينه نيز دارد.

معبد سلوکي (لائوديسه):
معبد «لااوديسه» در داخل شهر نهاوند که کتيبه‌اي از «آنتيوکوس سوم» و نيز تعدادي مجسمه برنزي خدايان يوناني در اين کاوش کشف گرديد.

تپه و دهکده باستاني گيان:
تپه دهکده باستاني گيان در کيلومتر 19 جنوب غربي نهاوند و در مسير جاده جنگلي گيان قرار گرفته‌است. اين تپه در سال 1932 ميلادي توسط پروفسور گريشمن بررسي و تا عمق 19 لايه از تپه خاکبرداري شد که به 5 دوره (طبقه) از تمدن قديم برخوردند و قدمت نهاوند را تا حدود 37 قرن قبل از ميلاد روشن ساختند.اين تپه از لحاظ تاريخي ارزش فراواني دارد. بسياري از باستان شناسان به اين منطقه آمده و گنجينه ‏هاي بسياري از جمله ظروف سفالي و جواهر را کشف کرده ‏اند که منشأ اين ظروف به قرن‌هاي پانزدهم و چهاردهم قبل از ميلاد بر مي‏ گردد. تپه ‏ي گيان همچنين محل دفن مردگان نيز بوده‌است. روش دفن مردگان، رنگ کردن آن‏ها و کشف وسايل همراه آنها پرده از رمز و رازهاي زندگي آنها بر مي‏ دارد و تمدن آنان را آشکار مي‏ سازد. در موزه‏ ي ايران باستان ظروف سفالي فراواني از جمله گلدان و بشقاب و ديگچه که از اين منطقه کشف شده‌است، در آنجا ديده مي‌‏شود.

مقبره نعمان ابن مقرن (باباپير):
نعمان بن مقرن يکي از سرداران و فرماندهان عرب بود که در جنگ نهاوند(فتح الفتوح) در سال 21 هجري يا 642 ميلادي پس از سه روز نبرد سنگين در پشت دروازه‌هاي نهاوند به دست سربازان ايراني به فرماندهي فيروزان (پيروزان) کشته شد. جسد او در 5 کيلومتري شمال غربي شهر نهاوند دفن گرديده و امروزه در نزد اهالي نهاوند به مقبره باباپير معروف است.

خانه قدوسي:
اين خانه قديمي که متعلق به شيخ علي قدوسي از عالمان نهاوند است داراي سر در ورودي زيبائي است که با نقوش هندسي آجري تزئين شده‌است و دو ستون نما در دو سوي سر در به زيبائي آن افزوده‌است.نماي بنا در داخل حياط بوسيله آجر کاري‌هاي زيبا تزئين شده‌است و قوسهائي به شکل شاخ قوچ نما را آراسته‌است. پيرامون حياط با طاق نماهاي هلالي تزئين شده‌است.اين خانه قديمي و تاريخي در خيابان انقلاب واقع شده‌است وچند خانه قديمي ديگر در جاي جاي اين شهر وجود دارد.

جاذبه‌هاي توريستي نهاوند:

-سرآب گيان نهاوند، يکي از تفريح‌گاه‌هاي غرب کشور به شمار مي‌رود:
سرآب گيان، با چشمه‌هاي جوشان، پرآب و زلال، در 21 کيلومتري جنوب غربي نهاوند در استان همدان پاي کوه‌هاي گرين از سلسله جبال زاگرس جريان دارد که از جنوب به کوه‌هاي گرين و از غرب به زمين‌هاي روستاهاي ظفر آباد و ميهن آباد محدود مي‌شود. تپه باستاني گيان نيز در مسير و دو کيلومتري اين سراب قرار دارد. در مسير اين سرآب، جنگلي طبيعي، به وسعت بيش از 100 هکتار وجود دارد.
کلمه سرآب، از دو کلمه «سر» و «آب» تشکيل شده که به معني سرچمشه آب مي‌باشد.

در نهاوند به دليل آهکي بودن زمين، آب حاصل از بارش با انحلال آهک به راحتي در زمين نفوذ مي‌کند و به صورت چشمه در سطح زمين جاري، مي‌شوند که معمولا بسيار پرآب هستند.

آب دهي سالانه سرآب گيان، در حد 2500 ليتر در ثانيه‌است، که پس از مصارف آشاميدني اهالي و استفاده‌هاي کشاورزي روستاهاي اطراف، مازاد آب به رودخانه گاماسياب مي‌ريزد.

در مسير اين سرآب، جنگلي است طبيعي، به وسعت بيش از 100 هکتار شامل: درختان قطور، کهنسال بلوط، چنار، زالزالک (گويچ) گرو، بيد، زبان گنجشک، گوجه وحشي، داغداغان، آلوچه، مو، انجير، ون، گلابي، نبهو، پادامک وحشي که يکي از تفريحگاه‌هاي غرب کشور محسوب مي‌شود با توجه به قابليت‌هاي گردشگري جنگل و سرآب گيان، اخيرا مطالعاتي انجام شده و براي آماده سازي و بهره برداري‌هاي گردشگري يک سلسله عملياتي عمراني در دست اقدام بوده و در حال حاضر نيز به عنوان يک اثر طبيعي جذاب قابل بازديد مي‌باشد.

دسترسي به اين سرآب، از طريق جاده نهاوند به کنگاور به سمت روستاي گيان امکان پذير مي‌باشد.

سراب گاماسياب:
سراب گاماسياب(بزرگترين چشمه ايران) در 20 کيلومتري جنوب شهرستان نهاوندبه سمت نوراباد واقع شده‌است و از دره‌هاي شمالي رشته کوه گروين(کوه چهل نابالغان) سرچشمه مي‌گيرد.(منشائ اب ان يخچال طبيعي است)و داراي آبدهي 5 متر مکعب در ثانيه و دماي متوسط 5درجه سانتيگراد است.داراي ابي با کيفيت عالي مي‌باشد. در طول دره شهرستان و مسير دشت دلتايي نهاوند جاري است و به هنگام عبور، قسمت عمده روستاها و باغهاي باختري شهر را مشروب ساخته و راهي شهرستان صحنه در استان کرمانشاه مي‌شود. اين رودخانه پس از ورود به استان کرمانشاه قره سو در عبور از استان لرستان، سيمره و در استان خوزستان کرخه ناميده مي‌شود و بعد از اين گذر پر پيچ و تاب به هورالعظيم مي‌پيوندد.در بالا دست چشمه‌ها، غاري طبيعي ديده مي‌شود و محوطه اطراف سرآب جنگل کاري شده‌است. در مسير اين رود با احداث نيروگاه برق آبي و حوضچه‌هاي پرورش ماهي، در توليد برق و پرورش ماهي بهره برداري نموده‌اند. چشمه جوشان و پر آب با ويژگيهاي خاص طبيعي، يکي از جاذبه‌هاي مستعد گردشگري استان محسوب مي‌شود.

سراب ملوسان:
سراب ملوسان در 17 کيلومتري شمال شهرستان نهاوند واقع گرديده‌است. زمينهاي اطراف اين سراب، سرسبز و خرم و بيشتر روستاهاي اطراف آن کوهستاني است و بهمين علت از قديم، بهترين منطقه پرورش بز کوهي و انواع شکارهاي مختلف بوده‌است.

سراب فارسبان:
سراب فارسبان در 32 کيلومتري جنوب غربي نهاوند با آبدهي 5/1 متر مکعب در ثانيه‌است که هر ساله تعداد زيادي از گردشکران داخلي را به سوي خود جلب مي‌کند.

سراب کنگاور کهنه:
اين سراب تقريباً در چهل و پنج کيلومتري غرب نهاوند و در نزديکي روستاي کنگاور کهنه ور داخل يکي از دره‌هاي کوه گرو قرار گرفته‌است. دبي متوسط اين سراب حدود 0/5 متر مکعب در ثانيه برآورد شده‌است. درختان اين سراب از نوع چنار و بيد است و يک درخت تنومند و کهنسال چنار که عمر آن به بيش از چهار صد سال مي‌رسد در ابتداي سراب خودنمايي مي‌کند. از ديگر سرابهاي اين شهرستان مي‌توان به سرابهاي بنفشه، گنبد کبود، تازناب طاف و ورازانه باروداب (قلعه باروداب) اشاره کرد.

قناتهاي نهاوند:
–اين اطلاعات مربوط به سال 1328 خورشيدي است:– آب شهر از چند رشته قنات و چشمه تامين مي‌شود:
-قنات قيصريه که داراي 4 سنگ آب است و از قنوات قديمي شهر بوده در قيصريه خرابه مظهر شده خانه‌هاي چهار باغ و راسته ميرزا آقا را مشروب مينمايد.
-قنات چشمه عبدل که داراي يک سنگ آب است در علياي محله سادات مظهر شده قسمتي ازمحله سادات ميرزا آقايي و چهار باغ را مشروب مي‌نمايد.
-قنات پهلوان محمدصادق که فعلاً داراي يک سنگ آب است و قسمتي از محله چهارباغ را مشروب مينمايد.
-قنات گلشن در محله گلشن مظهر و آن محل را مشروب مي‌نمايد. علاوه بر اينها چند چشمه نيز به نام چشمه علي، دو خواهران، چاله اولاد و چشمه ملامحمد طاهر مورد استفاده‌است.

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

مَنجيل از شهرهاي شهرستان رودبار در استان گيلان در کشور ايران است. منجيل مرکز تجاري شهرستان رودبار استان گيلان شناخته مي‌شود. سد سفيدرود در نزديکي اين شهر ساخته شده‌است.

جغرافيا
منجيل در منطقه‌اي کوهستاني در کرانه شرقي سفيدرود قرار دارد. اين منطقه‌اي به شدت بادخيز است. در سال‌هاي اخير چندين نيروگاه بادي براي توليد برق از بادهاي منطقه در منجيل نصب شده‌است.

مردم
جمعيت اين شهر 14,679 نفر است (آمار 1383خ). ساکنان قديمي شهر از گيل، تات، کرد هستند.

اقتصاد
درآمد اصلي مردم اين شهر از راه تجارت تامين مي‌شود. افراد از طارم سفلي و عليا و روستاهاي اطراف جهت تامين برخي نيازمندي‌هاي خود به منجيل مراجعه مي‌کنند. بخش ديگري از درآمد مردم اين شهر از راه فروش زيتون و فراورده‌هاي آن تامين مي‌شود. محصول اصلي اين شهر زيتون است و باغات زيتون بيشتر در حومه آن پراکنده‌اند.

انرژي
منجيل شهر انرژي گيلان شمرده مي‌شود. باد منجيل يکي از عوامل معروفيت اين شهر مي‌باشد که اغلب در بهار و تابستان با شدت بيشتري و در پاييز و زمستان با شدت کمتري مي‌وزد. اين باد از قديم معروف به هفت باد منجيل بوده و شدت ان بقدريست که درختان زيتون را اغلب به يک سمت خم مي‌کند. اوايل دهه هفتاد با تصميم دولت اقدام به خريد و نصب نيروگاه بادي از کشور دانمارک گرديد و پس از گذشت چند سال و فراگيري متخصصان داخلي، امروزه پروانه‌هاي بادي در کشور توليد و در نيروگاه بادي منجيل نصب مي‌گردد و اين نيروگاه روز بروز بزرگتر و موثرتر مي‌گردد. سد سپيدرود نيز يکي ديگر از عوامل معروفيت و جذابيت منجيل است که در اوائل دهه 40 بدست نيروهاي فرانسوي در دهانه رودخانه سپيدرود واقع در شهر منجيل ساخته شد.
سدي در منجيل.رودخانه‌هاي شاهرود و قزل اوزن در شهر منجيل بهم مي‌رسند و ابي که از اين رودخانه‌ها مي‌ايد در پشت سد سپيد رود و در درياچه سپيد رود ذخيره مي‌گردد تا نياز شالي کاران و کشاورزان گيلاني را در بهار و تابستان تامين نمايد.

آب و هوا
شهر منجيل محل تلاقي سه نوع اب و هواي معتدل خزر، کوهستاني البرز و گرم و خشک مرکزي ايران نيز مي‌باشد و از اين حيث نيز هوايي منحصر بفرد دارد.

نام منجيل
نام شهر منجيل پيش از ظهور اسلام مانگيل بوده‌است.

تاريخ منجيل
بعد از فتوحات مسلمانان در سراسر ايران (با اينکه تا اقصي نقاط خراسان تحت نفوذ اعراب مسلمان در آمد)‌ باز هم طبرستان و ديلمان از حملات آنان محفوظ ماند. خاندانهاي قديم آن ولايت، مانند اسپهبدان و قارنيان و خانواده جستان (حدود رودبار و منجيل) همچنان به آداب و رسوم خود زندگي مي‌کردند. همچنين، بسياري مذهب خود را نيز حفظ کردند، تا روزگاري که گروههاي از اعراب طرفدار خاندان علي و شيعيان زيديه به آن نواحي پناه بردند و مورد حمايت همان خانواده‌ها قرار گرفتند. چنانکه وقتي «داعي کبير» حسن بن زيد در آن نواحي سکني گزيد، جمعي کثير از مردم طبرستان و گيلان به طرفداري او برخاستند. همچنين در جنگ‌هايي که ميان او و يعقوب ليث صفاري رخ داد، مردم گيلان از او حمايت نمودند.

مناطق اطراف
لوشان
رودبار
سميران
هرزويل

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

كتاب برهان قاطع در توضيح لغت (( واجار)) آمده بر وزن و معني بازار است . ريشه آن از زبان پهلوي (( واكار يا واچار)) است . فرهنگ معين نيز با معني مشابهي براي كلمه (( واجار)) از واجارگاه چنين ياد ميكند : واجارگاه دهي است از دهستان پلرود بار تابع بخش رودسر از شهرستان لاهيجان كه 940 سكنه دارد و آب مشروب آن از نهر پلرود است و در اين ماخذ همچنين آمده است اهالي آنجا شيعه مذهبند و زبان مادري آنها گيلكي و شغل عمده شان زراعت است . آب و هواي آن مالاريايي و محصولات مهمش برنج و چاي است و راه مالرو دارد .

به واجارگاه ميتوان ( باغ – شهر) و يا ( روستا – شهر ) اطلاق نمود . شهري كه با تابعيت از باغهاي چاي اطراف و مزارع برنج نضج گرفت و چهره و بافت روستائي آن به شهر تبديل شد.

محدوده اين شهر سطح وسيعي را شامل ميشود كه از دريا تا كوهپايه را در بر ميگيرد و دراين محدوده بيشترين درصد بافت به باغات چاي و برنج و باغهاي پراكنده مركبات اختصاص دارد. در ميان اين فضا كانونهاي مسكوني پراكنده همچون لزرجان – كنگاچرك – شبخوسكله – بالا نوده – شهيد سرا – علي آباد – بندبن – سليم سرا – اسلام آباد و مريمدشت همچنين كالبد و بافت آرام شهر واجارگاه به فاصله اي اندك از يكديگر قرار گرفته اند .

اين شهر در قسمت جلگه اي در فاصله 3 كيلومتر از جاده كناره و 5 كيلومتر درياي خزر و شهر كلاچاي واقع شده است و در اولين سرشماري عمومي نفوس در سال 1335 از آبادي واجارگاه كه از بخش رودسر و تابع شهرستان شهسوار در استان مازندران بود آمارگيري بعمل آمد.

در سال 1355 بهنگام سومين سرشماري كلاچاي يك شهر محسوب ميشد و واجارگاه نيز بعنوان نقطه اي داراي شهرداري از دهستان رحيم آباد و در حوزه آن شهر و تابع شهرستان رودسر قرار گرفت كه جمعيت آن 3879 نفر و 726 خانوار به ثبت رسيد .

و در سرشماري سال 1365 واجارگاه تابع بخش مركزي شهرستان رودسر و بعنوان يك از شهرهاي شش گانه شهرستان اعلام شد و جمعيت آن 5879 نفر و 1179 خانوار معرفي مينمايد.

مردم منطقه واجارگاه به مانند مردمان شهرها و نواحي اطراف خود از دو قوم و زبان كه وجوه مشترك بسيار با همديگر دارند تشكيل شده اند و طي قرون متمادي اصالت و هويت خود را همچنان حفظ نموده اند. ساكنان قسمت جنوبي منطقه جواهردشت و اشكورات گالش اند ؛ برخي از اين مردم به مرور زمان به قسمت پايين دست نقل و مكان كرده و در شهرهاي رحيم آباد – كلاچاي – رودسر – لنگرود – واجارگاه و حتي قزوين ساكن شده اند.

مردم اين خطه از قوم ديلم اند و با قوم گيل درهم آميخته و بافت اجتماعي منطقه را تشكيل داده اند . قوم گيل در دشت ماوا گزيدندو بيشتر به امور كشاورزي و خدماتي اشتغال دارند و قوم ديلم ( گالش ها ) در مناطق كوهستاني ساكن شدند و به دامداري و باغداري مشغول هستند مردم واجارگاه داراي ويژگيهاي قومي و گويشي آميخته درهم هستند از نقطه نظر زبان مردم مناطق دامنه اي و كوهستاني داراي لهجه شيرين گالشي ميباشند و درقسمت دشت و جلگه زبان گيلكي لاهيجي محاوره ميگردد .

مساحت شهر واجارگاه در محدوده طرح هادي سابق 351/176 هكتار بوده كه در سال 1377 پس از خارج شدن بافت برخي از روستاها مساحت آن به 5/204 هكتار افزايش يافته است و جمعيت آن در سرشماري سال 1375 بالغ بر 6207 نفر بوده است.