شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
شهر بلبان آباد یکی از شهرهای شهرستان دهگلان (استان کردستان) که فاصله آن تا شهر دهگلان ۱۸ کیلومتر است این شهر با مساحتی در حدود ۴۶۲ کیلومتر مربع از شمال به روستاهای کلکه ، سرنجیانه، چراغ آباد و سیس ـ از جنوب به روستاهای بکر آباد، گردمیران ، غلام آباد ـ از غرب به روستاهای سراب دوگل و رامول ـ از شرق به روستاهای قادرمرز و گرگانه منتهی می شود .
قدمت تقریبی بلبان آباد فعلی : 400 سال پیش
مکان اولیه جغرافیایی : چشمه ی قاضی آباد
آبهای جاری:
رودخانه ی در جنوب شرقی بلبان آباد ،که از دشت های نیمه هموار ئاله واری ، به رده ره شه ،هه زار گه ری می گذرد و از آنجا به گرگانه و… منتهی می شود.
چشمه های دائمی:
کانی ره شکه ، کانی به گر ،کانی ئینک ، کانی مزگه وت ، کانی مه لا، کانی مشک ،کانی چوارباخ ، گه له جانگ ، کوچکین ، پاپه تی و … که از این آبها برای کاشت سیفیجات و علوفه در حد محدود استفاده می شود.
کوه و تپه:
کوچکه قوته ، سرمه عه لی ، زه هاو ، خوره تاوپان ، خوره تاو بوچکه له ، مله خرچه خوره تاو قویخا بارام.
دین : اسلام
مذهب: اهل تسنن ، فقه شافعی
قیر شهری است در استان فارس در جنوب ایران. این شهر در بخش مرکزی شهرستان قیر و کارزین قرار گرفته و مرکز شهرستان میباشد.
این شهر در ۱۸۵ کیلومتری شهر شیراز مرکز استان فارس واقع گردیدهاست آب و هوایی گرم و نسبتاً ملایم دارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۷۵۰ متر و میانگین بارندگی ۲۵۰ میلیمتر در سال میباشد.
وجه تسمیه
وجه تسمیه شهر قیر را به دلایل وجود جوشش قیر، داشتن درختان انبوه و فشرده که از دور بصورت سیاهی بزرگ به نظر میرسیده و یا روایتهای دیگر نسبت میدهند مانند جمعیت بسیار زیاد. باتوجه به آثار باستانی و تاریخی بجا مانده از عهد ساسانیان و قدمت این شهر نقل میکنند از دلایل انتخاب اسم «قیر» برای آن این است که در گذشتههای دور نیز این شهر همواره دارای جمعیت زیاد و درخوری بودهاست بطوریکه نمای این شهر از دور به سیاهی و انبوهی میزدهاست و به همین دلیل نام قیر را برای آن برگزیدهاند.
فرهنگ فارسی معین از کتاب راحه الصدور در صفحه ۲۷۶۶ خود در مودر کلمه قیر چنین مینویسد قیر در ترکی به معنی سرحد و ثغر است. محافظ سرحد مملکت و آن ظاهراً عنوانی بوده مثل قیر خان و مانند آن.
مردمشناسی
جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۷٫۴۲۹ نفر بودهاست.
تاریخچه
شهرقیر سابقهای نسبتاً کهن دارد و مورخین و سیاحانی همچون ابن حوقل بغدادی، اصطخری، ابن بلخی، مستوفی و… بدین شهرستان اشاراتی داشتهاند
نقش پارتی در فاصله ۳ کیلومتری قیر مربوط به دوره پارتها و قلعههای به جامانده از زمان پیش از اسلام نشان دهندهٔ قدمت این شهر است. (قلعهٔ شاپریون (=پرگون) و قلعه گبری)
اقتصاد
از پتانسیلهای اقتصادی که سبب توسعه روزافزون و نسبی شهر قیر و کلیه شهرستان شدهاست و در اینده نیز میتواند موجبات ترقی آن فراهم کند علاوه بر کشاورزی و باغداری میتوان به وجود سد سلمان فارسی قیروکارزین اولین سد بتنی قوسی وزنی ایران واقع در حدود ۲۰ کیلومتری شمال شرقی شهرستان قیر وکارزین و میادین بزرگ گاز و ذخایر انرژی در منطقه اشاره نمود. محصولات خرمای این شهرستان نیز از لحاظ کمّی قابل توجه وبه لحاظ کیفی از بهترین خرماهای منطقهاست.
آثار دیدنی
نقش رستم (قیر) یا نقش برجسته سرباز پارتی در فاصله ۳ کیلومتری قیر مربوط به دوره پارتها. این اثر در سه کیلومتری شهر قیر در بین گردنه گلومشک و گردنه سم دلدل در جاده قیر-فیروزآباد نقش برجسته یک سرباز پارتی باتیروکمان کشیده و تیردان و کلاهخود مربوط به دوران پارتی در صفحهای به طول ۲۴۰ cm وعرض ۱۷۰cm برروی قطعه سنگی به شکل مکعب که هرجانب آن حدود ۴ متر است حکاکی شدهاست که توسط اداره باستانشناسی به شماره ۹۳۹ به ثبت رسیدهاست و قدمت آن به بیش از دو هزار سال میرسد و در منطقه به نقش رستم معروف است و درقدیم به آن قدمگاه میگفتهاند.
قلعه گبری: در فاصله ۵۵۰ متری شهر قیر، در دامنه کوه مشرف به شهر، قلعهای که قدمت آن به قبل از اسلام و احتمالا مربوط به دوران ساسانیان است.
قلعه پرگان: علامه دهخدا درمورد این قلعه چنین آوردهاست مردم منطقه به آن قلعه پرگون یا پریون یا پریان نیز میگویند. این قلعه در دو کیلومتری شهر قیراست و هم اکنون به صورت تپهای از دور در میانه دشت نمایان است. با وقوع زلزله ۱۳۵۱ ه. ش تعدادی از برجکهای داخل قلعه که هنوز پابرجا بود ویران شد.
مسجد کردشول
مسجد و حمام قدیمی کارزین
مقبره سید تاج الدین محمد
امامزاده سبزپوشان
قلعه شاه بربر
آب انبارهای متعدد قدیمی
مسجد بلال: درشرق قیر قدیم و فاصله ۵۰۰ متری غرب قلعه پرگان مخروبهای است که به مسجدبلال معروف است. نقل میکنندکه فردی به نام بلال قبل اززلزله ۱۳۵۱ ه. ش هرروز درآن اذان میگفته ودارای شبستان ومحراب بودهاست.
تفرجگاه و چشمه سرآسیاب: در فاصله چندصدمتری شرق شهرک الهادی شر قیر واقع شدهاست.
رامْجـِرد(به پارسی میانه: رامگرد) از بخش های بزرگ شهرستان مرودشت است استان فارس میباشد. عنوان رامگرد در اصل به معنای شهر شاد و خرم، شهر خدای بزرگ یا شهر فرشته بوده است.(رام به معنای شاد و خرم، خدای بزرگ، فرشته بوده و گرد به معنای شهر بوده است.)
صغاد شهری است در بخش مرکزی شهرستان آباده استان فارس در جنوب ایران. صغاد در حدود ده کیلومتری شهر آباده واقع شده. هم اکنون (۱۳۸۶) جمعیت آن حدود ۱۴۰۰۰ نفر میباشد. این شهر در کنار سلسسله جبال زاگرس قرار گرفته است. و از کوههای معروف آن کوه صیاد عبدالله، کوه روزبه، کوه بیم و کوه گنبه میباشد. این شهر دارای چند رشته قنات پر آب است که بیشتر استفادهٔ آن برای کشاورزی و صرف در باغات میباشد. محصول باغی آن شامل انگور، بادام و گردو و انواع درختان خانوادهٔ آلو میباشد.
بافت قدیمی شهر به صورت محلههای مسکونی محصور در قلعههای معروفی بوده که بیشتر به جهت حفظ امنیت در قدیم از آن استفاده می شده که آثار کمی از آنها بر جای مانده. معروفترین قلعههای موجود در حوضهٔ شهری شامل:۱-قلعهٔ نارنجی ۲-قلعهٔ حاج سلیمانی ۳-قلعهٔ بالا ۴-قلعهٔ پایین ۵-قلعهٔ گبرها.
شرایط اقلیمی
چون این شهر در کوهپایههای زاگرس قرار دارد تقریباً از هر چهار جهت به کوههای کم ارتفاعی محدود میشود و در میانهٔ شهر تپهٔ سنگی نه چندان بلندی به نام کوه مصلی قرار دارد. وجه تسمیهٔ این کوه نیز به علت کاربری آن در قدیم بوده است و از ریشهٔ صلا به معنی آواز دادن و یا صلاه به معنی نماز خواندن است و چون این تپه مشرف به همه جای شهر بوده اعلان خبرهای مهم و یا نمازهای عیدین ا بالای آن انجام می شده و هم چنین پیام سفرهای زیارتی و چاووش خوانی نیز از بالای آن انجام می شده است.
قناتهای معروف
۱- قنات باقر آباد ۲- قنات کت سفید ۳- قنات محمد آباد ۴- قنات مراد آباد ۵- قنات اکبر آباد ۶- قنات شولاتی ۷- قنات حسن آباد ۸- قنات مزرعه هر کدام از این قناتها دارای اراضی کشاورزی مشخصی و مزارع و باغهای متعددی میباشد که در این میان قنات حسن آباد به دلیل قرار گرفتن در محلههای مسکونی و عدم رسیدگی خشک شده و اراضی آن پس از تغییر کاربری به صورت مسکونی و تجاری در آمده است.
وجه تسمیه
۱)صغاد در اصل چغاد بوده و مانند کلمات دیگر فارسی که در زمان تسلط عرب (چ) به (ص) تبدیل و صغاد گردیده است. ۲)چغد یا چغاد در زبان فارسی قدیم به معنی تپه (تل) بوده است و چون اولین قلعهای بوده که بر روی تلی یا تپهای سنگی برای سکونت و زندگی بنا شده آنرا چغاد نامیدهاند. که این قلعه قدیمی هنوز باقی و محل سکونت عدهای از مردم امروز صغاد میباشد و به قلعه((سرسنگ)) معروف است. ۳) چغاد و بهمن نام دو برادر در شاهنامه فردوسی است که نام این دو برادر بر روی شهرهای صغاد و بهمن که در کنار یکدیگر میباشد گذاشته شده است. ۴) معنی لفظ صغاد را سنگ و صخره یا جایی که دور آن را کوه فرا گرفته باشد معنی کردهاند و علت نامگذاری این شهر می دانند. “قرار و راحت جان مرا نصیب اینجاست صغاد موطن من شهر بی رقیب اینجاست” شهر صغاد میراث گرانبهایی از تاریخ و فرهنگ پر افتخار را در خود دارد و شخصیتهای بزرگی چون آیتالله حاج محمد جعفر صغادی و شاعر ادیب و خوشنویس و موسیقیدانی همانند حاج آقا بزرگ (مینوی صغادی) و… را در دامان خود پرورانده و امروزه مردان و زنان این شهر در عرصههای گوناگون مذهبی، علمی، فرهنگی و هنری گوی سبقت از همگنان ربودهاند و چه خوش درخشیدهاند. حضور شایسته و برازنده راست قامتان عرصه علم و هنر از شهر صغاد در جای جای ایران زمین گواه مدعای ماست و افتخاری بالاتر از این برای مردم این شهر نیست که همه یکدل و به دور از فرقههای ساخته و پرداخته غرب و شرق و تنها در خط سرخ و اصیل شیعه حقه علوی قد برافراشته و همواره پیرو ولایت و منویات مقام معظم رهبری و حامی دولت خدمتگزار بودهاند. شهر صغاد در شمال فارس و در غرب شهرستان آباده با فاصله ۱۲ کیلومتری از این مرکز و با جمعیتی بالغ بر ۱۶ هزارنفر قرار دارد. شهر صغاد در طول جغرافیایی ۵۲٫۵۲ درجه و عرض جغرافیایی ۳۱٫۱۹ درجه واقع و ارتفاع آن از سطح دریا ۲۰۶۵ متر میباشد.
علامَرودشت (Alamarvdasht) شهری است در جنوب استان فارس ایران. این شهر در بخش علامرودشت از توابع شهرستان لامرد این استان قرار گرفته است.
وجه تسمیه
نام علامرودشت طبق اسناد و سنگقبرهای بهجا مانده از سه-چهار قرن پیش به صورت «اعلامرودشت» ثبت شده است و اولین اثر مکتوب که نامی از علامرودشت آورده، آثار جعفری میباشد که در سال ۱۲۷۶ هجری قمری تالیف شده است. در مورد وجه تسمیه علامرودشت احمد اقتداری معتقد است که بخش اول آن (الا) مخفف «الار» نام قدیم لارستان است که تاریخ طبری ذکر کرده است و ممیزی برای مرودشت شمال شیراز از مرودشت الار (لارستان) میباشد. در میان عوام اعتقاد بر این است که اصلیت مردم این ناحیه از مرودشت شمال شیراز میباشد که با مهاجرت به این سرزمین، به یادبود سرزمین مادری خود آن را «اعلامرودشت» بهمعنای لارستان بهتر و اعلاتر نامگذاری کردند.
جمعیت
بر اساس سرشماری آبان ماه ۱۳۹۰ جمعیت شهر علامرودشت به ۴۰۵۲ نفر رسید که شامل ۹۶۹ خانوار، ۱۹۸۶ مرد و ۲۰۶۶ زن بوده است
سابقه تاریخی
آثار بهجا مانده از دوران پیش از اسلام در علامرودشت ناشناخته مانده و در گذر زمان دچار آسیبهای جدی شدهاند، اما با وجود همین آثار میتوان بهتقریب اطلاعاتی را بهدست آورد. اطلاعی این موضوع که قبل از اسلام چه کسانی و در چه نقاطی از این سرزمین سکونت داشتهاند، در دست نیست. آما آثاری که در بین مردم به گبرنشین یا «قلعهگوری» (قلعهگبری) مشهور است، میتواند مختصر نقاطی را برای ما مشخص نماید. همچنین اشاره باستانشناس اروپایی هینس گابه به یک زیارتگاه و آتشکده عصر ساسانی که در مسیر راه ارتباطی شیراز به سیراف بوده که از منطقه علامرودشت میگذشته، و تاکید واندنبرگ دیگر باستانشناس اروپایی که از این مناطق بازدید کرده بر این موضوع که در این نواحی آثار و توههای متعددی از دوره ساسانی و ابتدای عهد اسلام وجود دارد، روایت از سکونت در این دشت در پیش از اسلام دارد. قرار گرفتن در راههای تجاری شمال به جنوب در ادوار مختلف که جغرافینویسان متعدد به آن اشاره نمودهاند نیز نشان از آبادی و گذشتهی این منطقه دارد. محمدباقر وثوقی در این زمینه مینویسد: وجود راههای باستانی که از فیروزآباد و استخر از طریق خنج و علامرودشت و فال به طرف بندر باستانی سیراف و جنوب میرفته است و آثار برجا مانده در این مسیر، از نشانههای وجود فرهنگ و تمدن پیش از اسلام در این منطقه است.
هرچند که آثار مکتوبی از گدشته در مورد قدمت منطقه علامرودشت در دست نیست، اما با توجه به وجود آثار تاریخی در پیرامون شهر علامرودشت می توان گفت که قدمت این سکونتگاه به پیش از اسلام بر می گردد. وجود خرابه های منازل زرتشتیان در قسمت غربی سبزپوشان علامرودشت معروف به تل گوری، به جا ماندن ویرانه های تل علامرودشت و تل جت مربوط به زمان گبرها و کشف سرستونها و پایهای عمارتی بزرگ و سنگی در شمال غربی علامرودشت که به شکل سرستونهای تخت جمشید است، خود از قدمت دیرین علامرودشت حکایت دارد.
قدیمترین مأخدی که به اختصار از علامرودشت سخن گفته ، کتابی است از حقایق نگار خورموجی (۱۲۲۵-۱۳۰۱ق /۱۸۱۰ -۱۸۸۴م ) که نزدیک به ۱۵۰ سال پیش نگاشته شده است . خورموجی در مورد علامرودشت چنین نوشته است : «بلوک اسیر و علامرودشت: این بلوک گرمسیر ، مردمش فقیر ، از سمت جنوبی شیراز مسافت ۴۶ فرسخ (حدود ۲۵۰ کیلومتری راه آن روز شیراز به علامرودشت). حاصل این بلوک : خرما و غله و تنباکو ، و شکار این جلگه از وحوش آهو ، آبش از باران ، و اطواء هر قریه ، مشتمل بر سی خانوار الی ۲۵۰ خانوار». پس از وی میرزا حسن حسینی فسائی ، در چندین جای فارسنامه ناصری درباره علامرودشت مطالبی نوشته است که به این شرح است : «بلوک علامرودشت ، از گرمسیرات فارس جنوبی شیراز است و درازی آن از قریه خلیلی تا کهنوی علیا، هفت فرسخ ، پهنای آن از خشتی تا کلائی ، یک فرسخ و نیم، محدود از جانب مشرق به نواحی لارستان، و از شمال به بلوک خنج و از مغرب به بلوک اسیر، و از جنوب به نواحی بلوک گلهدار. محصولش گندم و جو دیمی و تنباکو که از آب چاه بهعمل آوردند. در زمان سابق ، بلوکی آباد و معمور بود و نخلستانهای دیمی فراوان داشت و هر درخت نخلی بیفتاد، به جایش نخلی نکاشتند. در اوایل دولت قاجاریه (دامت شوکتها) علیرضا خان علامرودشتی، ضابط و حاکم این بلوک بود و اکنون کسی از او باقی نیست و کلانتر این بلوک حاجی حسین است و قصبه بلوک را سبزپوشان گویند. ۵۲ فرسخ از شیراز دور افتاده و دویست درب خانه از خشت و گل و چوب دارد و این بلوک را شانزده قریه آباد باشد.»[۴].
هسته اولیه شهر علامرودشت مربوط به دو قلعه قدیمی به نام قلعه علامرودشت و قلعه جت و چند قلعه دیگر بوده است. پس از اقامت مردم آنجا به خارج از قلعه ها و منازل مستقل از یکدیگر گسترش یافته و به تدریج روستای قدیمی علامرودشت و روستای چاهعینی در اطراف این قلعهها شکل گرفته است. البته تاریخ این تغییر مکان به روشنی مشخص نیست هرچند سالها این تغییر و تحول به طول انجامیده تا به شکل کنونی درآمده است. با شروع اصلاحات ارضی و ورود تکنولوژی جدید آبیاری، بهتدریج حرکتهای جمعیتی موجب توسعه تدریجی روستاها شد. لذا مرحله دوم توسعه روستا مربوط به بعد از سال ۱۳۴۰ می شود که بر اساس نرخ رشد طبیعی جمعیت در اطراف قلعهها دو روستای چاهعینی و علامرودشت رشد و رونق بیشتری یافته و تقریباً از حدود ۴۰ سال پیش به این سو تعدادی از منارل مسکونی در حدفاصل چاهعینی و علامرودشت در سمت غربی ورودی علامرودشت به خنج ساخته شده و این توسعه تا سال ۱۳۵۸ بیشتر و بیشتر شده است به طوری که دو روستای چاهعینی و علامرودشت به هم متصل شده است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۶۵ جهاد سازندگی اقدام به تهیه طرح هادی روستا مینماید و روستا در این مقطع معادل کل سطح روستا تا سال ۱۳۵۸ توسعه می یابد، یعنی تا سال ۱۳۷۰ وسعت روستا بیش از دو برابر میشود. در سال های دهه ۷۰ شمسی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی مقدار زیادی از اراضی منابع ملی واقع در طرح هادی با وسعت بیش از ۶۰ هکتار را تفکیک و به افراد واگذار نموده است، به همین دلیل در دهه ۷۰ باز هم وسعت شهر حدود دو برابر افزایش می یابد. در حالی که وسعت هسته روستا تا سال ۱۳۴۰ حدود ۵.۱ هکتار بوده است، بعد از دهه ۴۰ به ۲۵ هکتار افزایش یافته و در سال ۱۳۵۸ به ۴۵ هکتار افزایش می یابد و در سال ۱۳۷۰ به ۷۵ هکتار رسیده و در نهایت در سال ۱۳۸۰ وسعت شهر بیش از ۱۹۷ هکتار بوده است. در سال ۱۳۷۵ با مصوبه هیات وزیران مرکز بخش علامرودشت به شهر تبدیل گردید و نام مرکز این بخش از چاهعینی به علامرودشت تغییر یافت. شهرداری علامرودشت که مقدمات اولیه تأسیس آن پس از این سال آغاز شده بود، در خرداد ۱۳۷۷، رسماً افتتاح شد.[۵]
آب و هوا
علامرودشت از نظر هواشناسی جزء رژیم رطوبتی خشک و رژیم حرارتی حرارتی گرم طبقه بندی شده است. از ویژگیهای اقلیمی این منطقه، بارندگی سالیانه اندک همراه با توزیع و پراکنش نامنظم در طول سال و تفاوت زیاد مقدار باران هر سال نسبت به سال دیگر، درجه حرارت بالای سالانه، تغییرات زیاد درجه حرارت روزانه، ماهانه و سالانه و همچنین بالابودن پتانسیل تبخیر و تعرق است. در منطقه علامرودشت دو فصل زمستان کوتاه و تابستان طولانی حاکم است. فصل زمستان در این منطقه از اواسط آذر تا اواسط اسفند است. منطقه علامرودشت بیشترین مقدار بارش سالانه را در همین فاصله زمانی (ماههای سرد سال) دریافت میکند. میانگین بارندگی سالیانه معادل ۲۶۱ میلیمتر و میانگین درجه حرارت سالانه ۲۵ درجه سانتی گراد می باشد.
زبان
نوشتار اصلی: گویش علامرودشتی
مردم علامرودشت به زبان فارسی، با اندک تهلهجهای متمایل به لهجه فارسی شیرازی، سخن میگویند . برخی از زبانشناسان اعتقاد دارند که لهجه مردم منطقه علامرودشت ، چون در بعضی کلمات و ادای بعضی کلمات با لهجه لری مشابهت دارد، پس شاخهای از لهجه لری است ، اما جز شباهتهای اندک برخی کلمات که در خیلی از لهجههای دیگر نیز کم و بیش یافت میشود، هیچ سند و مدرکی که این موضوع را اثبات کند، وجود ندارد. بر این اساس ، به طور کلی می توان گفت که پایه و مایه اصلی لهجه علامرودشتی ریشه در لهجه اصیل فارسی جنوبی دارد. همچنین در روستاهای غرب بخش علامرودشت که عشایر قشقایی ساکن شدهاند، زبان ترکی قشقایی رواج دارد.
کشاورزی
تحت تاثیر عوامل جغرافیایی و اقلیمی، کشاورزی و اقتصاد شهر علامرودشت نیز شرایط خاص خود را داراست. عمده فعالیت مردم در بخش کشاورزی و دامداری به صورت سنتی مییاشد. محصولات کشاورزی علامرودشت عبارتانداز: غلات، خرما، تنباکو، کنجد، صیفی جات، کلزا، پیاز و… . آب مشروب و زراعتی کشاورزی از چاه تأمین میشود.
اقتصاد
عمده فعالیت مردم علامرودشت در بخشهای خدماتی، صنعتی، فعالیتهای کشاورزی و کار در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس میباشد. از نظر صنعتی جز چند مرکز نیمهصنعتی کوچک، فعالیت درخورتوجهی در علامرودشت وجود ندارد. صنایع دستی رایج در علامرودشت بیشتر در زمینهی گلیم و گبهبافی میباشد که عمدتاً در بخش غربی منطقه علامرودشت و بهویژه در میان عشایر دیده میشود. همچنین از عمده صنایع دستی در زمانهای گذشته که دیگر اثری از آنها دیده نمیشود انواع سبد و زنبیل که از برگ نخل درست میکردند و همچنین انواع کیسه و طناب که تحت عنوانهای جوال، خورجین، اوور و… نامیده میشد و از مو و پشم حیوانات درست میکردند را میتوان نام برد.
آداب و رسوم محلی
تعزیه یا شبیهخوانی
تاریخ تعزیه بدین شیوه و شمایل به دوره صفویان برمیگردد و در دوران قاجار به سبب علاقه بعضی از شاهان به اوج خود رسید. هرچند در دوران دودمان پهلوی و بهویژه به دلیل ماهیت ضد دینی رضاشاه، سختگیریهای شدیدی در این زمینه صورت گرفت، اما علاقهمندان به تعزیه ضمن صیانت از تعزیه بر غنای آن افزودند. تعزیه در زبان محلی مردم علامرودشت به شوی shavi که همان شبیهخوانی باشد معروف است و در علامرودشت قدمت بسیار دارد. بر اساس یک نسخه تعزیه که متأسفانه نام نویسنده آن نامعلوم است، قدمت آن به سال ۱۲۷۸ قمری برمیگردد و طبق آنچه افراد کهنسال میگویند به بیش از ۱۲۰ سال میرسد که نسخهای به خط محمود بن کمال که خود از ایفا کنندگان نقش در تعزیه بوده و در سال ۱۳۲۸ قمری به نگارش درآورده، موید این مطلب است. نسخههای خطی معمولاً توسط کاتبان محلی از روی کتابهای منظوم نوشته میشده و در پایان نسخه، کاتب ضمن التماس دعا و طلب فاتحه تاریخ کتابت را مینوشته است. علاوه بر شهر علامرودشت در دیگر نقاط این بخش، از جمله ملایی، خیرگو و کتک نیز اجرای تعزیه دارای سابقه بوده که به قول کهنسالان به بیش از ۱۰۰ سال میرسد. هماکنون در غرب روستای شرفآباد محدودهای معروف به زمینِوایحسینی میباشد که طبق اظهارنظر بزرگان در گذشته محل اجرای تعزیه بوده است.
شهر عمادده از توابع بخش صحرای باغ در شهرستان لارستان در جنوب استان فارس در ایران واقع شدهاست. این شهر در « بخش صحرای باغ » آخرین مرز لارستان واستان فارس به استان هرمزگان است. عمادده تنها شهر صحرای باغ میباشد.
جمعیت
جمعیتش در حدود ۵٫۰۰۰ نفر میباشد. البته در اطراف عمادده چند روستای کوچک وجود دارد که تعداد جمعیت آنها در حدود ۱۰۰۰ نفر میرسد.
پیشینهٔ تاریخی
در دوران بسیار دور نام این روستا «آستاس» بودهاست. در قرن هفتم هجری قمری یکی از علماء شریعت بنام «عماد انصاری» ملقب به (عماد الدین) در این روستا «استاس» سکنا میشود، بعد از مرگ او شهر از «آستاس» به «عمادده» تغییر نام مییابد. به روایتی دیگر چون این روستا از روستاههای دیگر بزرگتر بوده آن را پایه و ستون که در عربی به آن عماد گویند. به گویش محلی این شهر «مَیدِه» نامیده میشود، برخی که از نژاد عرب هستند که روستارا «سَیــِدَه» نام گذاری کردهاند. شهر عمادده کنونی بر روی انقاض ده تاریخی آستاس بنا شدهاست. اکنون نیز در نزدیکی این شهر، روستای کوچکی با همین نام (استاس) همچنان پا برجاست.
بناهای تاریخی
از بناهای تاریخی که در شهر عمادده بر جای ماندهاست، میتوان از بارگاه سید ابوالفضل شاه سیف الله قتّال از بزرگان قرن هفتم هجری، غاری باستانی متعلق به دوره زرتشتیان مشهور به نام بنوو نام برد و همچنین قلعه قلات و سنگ نوشتههایی که گویا از مقابر قدیمی به دست آمدهاست، نام برد. همچنین آرامگاه سید محمد عمر سیف الله القتال در این روستا واقع است.
روستاهای اطراف
روستاهای کوچکی نیز در اطراف عمادده وجود دارد که عبارتاند از: حسین آباد، حاجی آباد، بنو، تل کشی، چاه ریگی، آبکوهی، بند و بست، استاس و… شهر عمادده در ۱۹ کیلومتری روستای باغ و در ۱۸ کیلومتری مغرب روستای کارگاه واقع شدهاست و در زیر کوه گاوبست قرار دارد.
فدامي يكي از شهر هاي جنوبي شهرستان داراب استان فارس است اين شهر بالغ بر ۶۰۰۰ نفر جمعيت دارد .
جاهای دیدنی شهر فدامی
در فاصله ۱۳۰ کیلومتری جنوب شرق داراب و در دل گرمای سوزان چشمه ای از دل کوه می جوشد و به پیش می آید نام این آبشار زیبا فدامی است این آبشار در منطقه فورگ (فرگ) و در شهر فدامی در مسیر جاده ترانزیتی شیراز به بندرعباس واقع شده و هر ساله میزبان تعداد کثیری از علاقمندان به طبیعت است.
یکی از ویژگی های آبشار فدامی وجود چهار نوع آب شور و شیرین و سرد و گرم است که در فاصله ۲۰ متری آبشار شیرین با هم مخلوط می شوند و استخر طبیعی زیبایی را پدید می آورند. ارتفاع آبشار شور فدامی که در بالادست آبشار شیرین واقع شده ۱۰ تا ۱۵ متر است.
شِشده شهری است در بخش ششده و قرهبلاغ ششده شهرستان فسا استان فارس در جنوب ایران.
این شهر مرکز بخش ششده وقره بلاغ بوده که جمعیت آن بالغ بر ۱۱۰۰۰ نفر میباشدو شهر ششده شهری با جمعیت تقریبی ۵هزار نفر در ۴۰ کیلومتری شهرستان فسا در جنوب غربی استان فارس میباشد. قره بلغ را به دشت/چشمه سیاه ترجمه میکنند. در این منطقه بجز شهر ششده 23 روستا به ترتیب با نامهای اکبرآباد – هادی آباد- سروک- امیرحاجیلو- وکیل آباد- حسین آباد- کرم آباد- قاسم ابادعلیا و سفلی- قادرآباد- دیندارلو- اشکفت سیاه- دولت آباد-حسین آباد-نظام آباد (کِرّه،kerreh)-عباس آباد-کبک آباد (عطاالهی) -علی آباد-بیگاینالو-دوگان-جرغه-زنگنه و داراکویه میباشد. قابل ذکر است روستای اکبرآباد با تقدیم 29 شهید به انقلاب اسلامی از پر افتخارترین روستاهای این بخش می باشد.
این منطقه از نظر کشاورزی از مناطق مستعد و با برکت میباشد. منطقه ششده و قره بلاغ با شهرستانهای فسا-داراب و استهبان همجوار میباشد. در تقسیم بندی محلی رایج در بین خود مردم منطقه، روستاهای فارسی زبان را بخش ششده و ترک زبان را بخش قره بلاغ مینامد که بنا به ترتیب نام روستاها که آورده شد تا نیمی ار روستای امیر حاجیلو فارس و در ادامه بجز کبک آباد و داراکویه ترک زبان میباشند. مردمی گرم وصمیمی، با صفا، باهوش و غیور از مشخصههای مردم این منطقه میباشد.ششده و قره بلاغ قطب کشاورزی شهرستان فسا می باشد . ششده دارای یک پارک جنگلی با استخر است.
در غرب استان فارس در عرض جغرافیایی 29 درجه و 41 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 51 درجه و 53 دقیقه شرفی و 125 کیلومتری شیراز در شمال شهرستان کازرون واقع شده است .
قائمیه از شمال به شهرستان ممسنی با فاصله 30 کیلومتر ، از جنوب به شهرستان تاریخی بیشاپور و شهرستان کازرون به ترتیب با فاصله 10 و 30 کیلومتر، از شرق به بخش کوهمره نودان و از سمت غرب به ارتفاعاتی محدود می شود که دنباله کوههای زاگرس می باشد آثار باستانی بیشاپور در فاصله 10 کیلومتری قائمیه از جمله آثار گرانبها و ارزشمند ی است که در تمام فصول سال باستان شناسان و جهانگردان ایرانی و خارجی را به خود جلب می کند .
بیشابور با تکیه بر طبیعت زیبای منطقه ، رودخانه زیبا و پر آب بیشاپور ، غار و مجسمه شابور ، چشمه ساسان و سنگ نوشته ها و ایوان ها و تالارهای دیدنی که به زمان حکومت ساسانیان برمی گردد ، از مناطق دیدنی ایران به حساب می آید .
آثار حجاری شده در تنگ قندیل متعلق به دوره ساسانیان و چشمه چنار در مرکز شهر قائمیه از دیگر آثار قدیمی و مراکز تفریحی منطقه می باشد از جمله مراکز زیارتی منطقه مرقد مطهر امامزاده سید حسین ( 8 کیلومتری قائمیه ) امامزاده سید محمد واقع در روستای الیاس آباد ، امامزاده سید علی و امامزادگان سید ابراهیم و سید اسماعیل در محله بنارمورد می باشد.
مردم منطقه در آب و هوای معتدل و کوهپایه ای منطقه به کارهای کشاورزی ، دامداری ، باغداری و صنایع دستی از قبیل گلیم بافی ، جاجیم بافی و قالی بافی مشغول می باشند .
قادرآباد نام شهری از توابع شهرستان خرمبید است.این شهر مرکز بخش قادر آباد میباشد.
جمعیت
براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1390 صورت گرفته، جمعیت آن 17529 نفر (4003 خانوار) بودهاست.
موقعیت جغرافیایی
قادرآباد(مشهد مرغاب) یکی از دو بخش اصلی شهرستان خرمبید در شمال استان فارس می باشد ودر ۵۳ درجه ۱۶ دقیقه شرقی و ۳۰ درجه و۱۷ دقیقه شمالی واقع شده است و با ارتفاع ۱۹۰۰ متر از سطح دریا در ۱۴۵ کیلومتری مسیر شیراز- اصفهان قرار گرفته است.از شمال به شهرستان خرمبید، از شرق به شهرستان بوانات، از جنوب به شهرستان پاسارگاد و از غرب به شهرستان اقلید محدود است. این منطقه از چهار طرف با رشته کوههای به هم پیوسته محصور شده و از طریق گردنه دیدگان، گردنه ساقه بلند و تنگ سعادتشهر با شهرهای اطراف ارتباط دارد.
آب وهوا
قادرآباد به دلیل ارتفاع زیاد از سطح دریا و وجود کوهستانهای اطراف دارای آب و هوای معتدل کوهستانی و جزء مناطق نسبتاً” سرد شمال استان بوده ودر فصل زمستان سرد ودر تابستان نسبتاً” خنک است. در زمستانها سردی هوا به حدود ۱۸ درجه زیر صفر و در تابستان گرمی هوا به حدود ۳۵ درجه بالای صفر می رسد.
ویژگیهای اقتصادی
زمینهای مرغوب و حاصلخیز و منابع غنی آبهای زیر زمینی و رودخانه های پر آب باعث گرایش عامه مردم به شغل کشاورزی، دامپروری و باغداری شده است. از محصولات کشاورزی این منطقه :گندم، جو، ذرت، آفتابگردان، خیارسبز، گوجه فرنگی، نخود، لوبیا، عدس، چغندر قند، بادمجان، سیب زمینی، بوده و محصولات باغی شامل سیب، هلو، آلوسیاه، آلو زرد، شفت آلو، زردالو، به، انگور، گردو و بادام می باشد.
یکی از قطب های اقتصادی منطقه کارخانه یک ویک است که شهرت جهانی داشته و محصولات متعددی را تولید نموده که علاوه بر مصرف داخلی به بازارهای جهانی نیز صادر می نماید. تولیدات این کارخانه شامل آبلیمو، رب گوجه، خیار شور، خاویار بادمجان، مرباجات، انواع کنسروها، ترشیجات و… می باشد.
شرکت چشمه بناب ( یگان دشت ) با داشتن زمینهای کشاورزی و باغات فراوان و مرکز پرورش ماهی قزل آلا، یکی دیگر از قطبهای اقتصادی منطقه است.
مركز بخش قطرويه از توابع شهرستان ني ريز از استان فارس به طول جغرافيايي 54 و 42 و عرض جغرافيايي 29 و 9/0 وارتفاع 1590 متري از سطح دريا قطره و قطع رود و كدرو و قطرو و قطرويه ناميده شده است. اهميت قطرويه بيشتر به خاطر خط ارتباطي و مواصلاتي بين استان فارس و استان كرمان است.
در برخي از روايات پيشينه آن را به پيش از اسلام و به دوره سلطنت بهرام پنجم مشهور به بهرام گور 388 ق م رسانده اند كه البته هيچ مدرك و مآخذ علمي و قابل استفاده در اين باره در دست نيست. در مسالك الممالك اصطخري از مكاني به عنوان قطره ياد شده كه احتمالا همان قطرويه است. مقدسي آن را كدرو خوانده و در يك منزلي ني ريز دانسته است .
ابن بلخي و به تبع آن حمد الله مستوفي تحت عنوان قطره ياد كرده است.
به گفته ابن بلخي شهركي است با آب روان و هواي معتدل و غله و ميوه فراوان.
هسته اوليه قطرويه و ساكنان اصلي آن:
هسته اوليه قطرويه در قسمت جنوب شرقي مي باشد كه احتمالا دسته اي از آريايي هاي ساكنان زاگرس به خاطر توانهاي محيطي اين شهر در قسمت جنوب شرقي كه با كوير قطرويه همجوار است سكونت گزيدند. و به دليل اينكه رودهاي زيادي در كنار اين ناحيه جريان داشته اند و به كوير قطرويه سرازير مي شدند زمينه را براي كشاورزي فراهم آورده بود و همچنين وجود حيوانات متعدد براي شكار باعث شد كه در اين ميان عده اي هم به شكار بپردازند گفتني است كه در حاشيه ي جنوب شرقي و كوير قطرويه نخلستاني وجود داشته است كه آثار و بقاياي نخلستان در حدود دويست سال پيش موجود بوده است اما هم اكنون اين آثار و بقايا به كلي از بين رفته است .
شهر قطرويه با گذشت زمان وبه تدريج به سمت غرب گسترش يافته است اما از بقاياي سكونتگاها هيچ اثري نيست كه احتمالا بر اثر زلزله هاي متعدد با خاك يكسان شده است.گفتني است :يكي از بزرگان قطرويه به نام ميرزا هدايت خان بر روي پوست آهو نوشته بوده است كه :
ششصد و پنجاه سال قبل قطرويه شهر بوده است با قابلیت تجارت و سياحت.
در گذشته قطرويه را رود ها محاصره كرده بودند كه بر اثر طغيان آنها در فصل زمستان و اوايل بهار تمام زمينهاي كشاورزي و همچنين خانه هاي مسكوني كه در حاشيه اين رود بودند به زير آب مي رفتند به همين دليل قطرويه در قسمتهاي جنوبي ، شرقي و شمالي از نظر ساخت وساز
خانه هاي مسكوني پيشرفت نكرده است . از آنچه گفته شد مي توان نتيجه گرفت كه اين شهر داراي قدمت زيادي مي باشد . چنانكه تعدادي قبر در جنوب شهر قرار دارد كه رو به بيت المقدس مي باشد . و اين حكايت از قدمت اين محل دارد .از جمله آثار ديگري كه داراي قدمت مي باشد قلعه بهرام گور است كه به عنوان هسته مركزي و اصلي گسترش شهر محسوب
مي گرددكه به صورت مخروبه در آمده است. اما از نظر ساخت و سازها و گسترش شهر سازمان ميراث فرهنگي در اين شهر ممنوعيتي قائل نشده و اين شهر تحت پوشش آن قرار ندارد.
وجه تسميه :
1-تمام رود هايي كه از كوهها سرازير مي شد در كوير قطرويه قطع ميگرديد به همين دليل به آن قطع رود و قطرو مي گفتند.
2- بهرام گور دختر ي به نام قطره داشت كه اسم وي را بر اين شهر نهاد.
3- به خاطر درختان نخلي كه در گذشته در كوي قطرويه كدر وجود داشته در اصطلاح مردم به نام كدرو خوانده شده است.
عوامل اصلي كه موجب گسترش و دوام شهر قطرويه شده است عبارتند از :
1- عوامل ارتباطي : يكي از عواملي كه در گذشته و امروزه باعث شد كه اين شهر از نظر تمدن و فرهنگ همراه تمدن و فرهنگ ساير ملتهاي مناطق ديگر حركت كند عامل ارتباط بوده است واين راه ارتباطي كه شرق و غرب گشور را به هم متصل مي كرده است.محل عبور كاروانها و قبايل مختلف بوده است. گاهي اين كاروانها به دليل شرايط محيطي خوب اين منطقه در اين شهر ساكن مي شدند و اهالي بومي نيز از تجارب آنها در زندگي روزمره بهره مي گرفتند و به پيشرفتهايي دست مي يافتند.
2- عوامل اقتصادي :باتوجه به آنچه گفته شد مردم شهر قطرويه از همان ابتدا به كشاورزي مشغول بوده اند و در كنار كشاورزي ، دامپروري و شكار نيز مي كردند.و نيازهاي خود و ديگران را از اين راهها تامين مي كردند. و امروزه در محل سكونت مردم قطرويه زمينهايي وجود دارد كه به زمينهاي ميان بازار معروف است .كه به احتمال زياد در آنجا مردم كالاهاي خود را با يكديگر مبادله مي كردند.و از نظر اقتصادي مشكل چنداني نداشتند.امروزه با گذشت چند هزار سال مردم هنوز شغل واجداد و نياكان خود را نه تنها رها نكرده بلكه موجب پيشرفت آن نيز شده اندو هر ساله در آمدهاي كلاني به دست
مي آورند.كه تا حدودي موجب رونق اقتصاد قطرويه شده است.
3-عوامل طبيعي:
بناهاي تاريخي :
1-قلعه بهرام گور معروف به نارنج قلعه كه داراي يازده برج بوده است و بهرام براي تفريح به اين قلعه مي آمده است . دور تا دور آن قلعه خندقي وجود داشته كه عرض آن ده متر و ارتفاع آن هفت متر بوده است.امروزه اين قلعه خراب شده و تعدادي از مردم خانه هايي بر روي اين قلعه بنا كرده اند.
2-قلعه فاتح: قدمت اين قلعه به حدود سيصد سال مي رسد اين قلعه در ابتدا به امير حسين فاتح تعلق داشته است. اما پس از مرگ وي قسمتهايي از اين قلعه كه به دليل گذر زمان آسيب ديده بود به دست فرزندش مرحوم هوشنگ خان فاتح تعمير شد.
بلندي ديوار اين قلعه حدود سي متر است و داراي دو درب ورودي يكي به نام خلوت و ديگري به نام اندرون بوده است . وقتي به در ورودي كه خلوت است وارد مي شويم داراي 5 اتاق است كه اين 5 اتاق متعلق به انبار گندم بوده است . اما هنگامي از طريق درب ورودي ديگر كه اندرون نام دارد عبور مي كنيم وارد محوطه قلعه مي شويم. در وسط حياط حوض دايره اي شكل را مشاهده مي كنيم كه با سنگهاي مكعب شكل تزيين شده است و اتاقها به صورت دو طبقه بر روي هم قرار گرفته اندو در قسمتي كه خان در آنجا استراحت مي كرده بادگيري و جود داشته كه امروزه قسمتهايي از اين بادگير خراب شده است.
3-تكيه:
يك بناي تاريخي ديگر كه بنام تكيه معروف است كه درآن زمان ميرزا يوسف خزايي وعبدا… خزايي كلانتر و دهخداي اين ده بوده اند كه با همكاري يكديگر اين بنا را ساخته اند و جلوي در ب آن درخت توتي مي باشد كه درب آن به طرف مشرق باز مي شود وقتي وارد مي شويم سمت راست سه اتاق و در سمت چپ يك اتاق و يك راهرو وجود دارد .در ماه محرم در تكيه مراسم سينه زني و روضه خواني برگزار مي شده است يك منبر وجود داشته كه بالاي آن نوشته شده بود:
بلند مرتبه شاهي ز صدر زين افتاد اگر غلط نكنم عرش بر زمين افتاد
گفتني است كه قدمت آن به حدود چهار صد سال قبل مي رسد .
4-برج نو: در زمان هاي قديم به علت نا امني فراواني كه وجود داشت اين قلعه در ميان چهار قنات خرم آباد ء صادق آبادءمحمد آباد ءحسن آبادساخته شده بود كه مردم مواد غذايي خود را در آنجا انبار مي كردند كه افراد مسلح از آن نگباني مي دادند كه قدمت آن به پانصد سال مي رسد.
5- قلعه بالا:اين بدست افراد مهاجري كه به اين شهر آمده بودند ساخته شده است كه بلندي ديوارهاي آن حدود چهل متر مي باشد كه درب ورودي آن به طرف مشرق باز مي شود و در وسط حيات اين قلعه دو سنگ بزرگ وجود داشته كه بوسيله آن روغن كنجد و ذرت مي گرفتند و در اطراف اتاقهاي كوچك زيبائي ساخته شده است كه معماري اسلامي اثر چشم گيري در معماري اين قلعه داشته است و در كنار اين قلعه آب قنات خرم آباد در جريان داشته است كه اين قلعه به قلعه ي علي بگي شهرت دارد.
6-عمارت آقا رضا خان:حدود چهل متر بلندي ديوارهاي آن مي باشد و دور تا دور آن هر طرف دويست متر كه در سمت راست يك برج و درسمت چپ برج ديگري مي باشد وداري دو درب است كه به طرف جنوب باز مي شود ابتدا وقتي كه وارد عمارت شويم سمت چپ قلعه روي هم رفته ده اتاق وجود دارد كه به صورت دو طبقه روي هم قرار گرفته اند اگر كمي به پيش برويم وارد محوطه اي مي شويم كه اطراف آن اتاقهايي قرار گرفته است بين بيست وپنج تا سي مي رسد كه بيشتر اتاقها براي انبار استفاده مي كردند وهنگامي كه وارد سمت راست قلعه مي شويم حدود هشتاد الي نود اتاق وجود دارد اما به خاطر اينكه درآن زمان ديگر آقا رضا خان توان درست كردن آن را نداشته و به همين حالت باقي مانده است وبه گفتي:يكي از اهالي اين قلعه
بيست وپنج سال زير ساخت بوده است كه قدمت آن به حدود نهصد سال پيش است .
7-حمام: در قسمت جنوب شرقي قلعه بهرام گور حمامي وجود دارد كه قدمت آن حدود نهصد سال مي رسدكه معماري آن كاملا معماري اسلامي است و درب ورودي آن به طرف شمال شرقي است وقتي كه وارد آن مي شويم دالان آن دايره اي شكل است كه وسط آن يك حوض وجود دارد كه اطراف آن اتاقهاي كوچكي قرار گرفته است كه در زمان قديم قهوه چيها وآرايشگران در آنجا مشغول بكار بودند كه اين دالان از طريق يك راهرو با صحن حمام متصل مي شود كه در قسمتي از صحن حمام اتاقهايي براي دوش گرفتن وجود دارد وكوره حمام كه در كنار حمام قرار گرفته است واز طريق يك راهرو به حمام متصل است كه آب گرم از اين كوره به تمام دوش هاي حمام در تماس است وسقف آن گنبدي شكل وسطح آن سنگ فرش بوده است كه امروزه به علت تخريب قسمتهاي از آن را باز ساز ي كرده اند.
منطقه ي حفاظت شده ي بهرام گور :
اينك در عصري زندگي مي كنيم كه پديده هاي آفرينش بر اثر هجوم انسانهاي متمدن در حال نابودي هستند.ديگر چهره واقعي طبيعت را جز در مناطق بسيار دور از تمدن و صنعت نمي توان ديد.و انسان به حكم فطرت خويش ناگزير از مشاهده شكوه طبيعت و تدبير در اين موهبت هاي الهي است . در چنين برهه زماني كشورهاي جهان از جمله ايران مصمم شدند تا تدابيري اتخاذ نمايند كه حداقل قسمتي از انواع پديده هاي طبيعي را حتي با صرف هزينه هاو زحمات بسيار به صورت دست نخورده و يا كمتر دست خورده حفاظت كنند.منطقه حفاظت شده بهرام گور نيز نمونه اي برجسته از مظاهر طبيعت ايران است كه داراي مناظر منحصر به فرد ونادري از نظر زيبايي و تاريخي همراه با تنوع گونه هاي گياهي و جانوري است كه تا حدي بكر و دست نخورده باقي مانده و به لطف تنوع جغرافيايي و اقليمي سرشار از زيباييهاي شگفت انگيزي مي باشد كه در اين مختصر به معرفي آن مي پردازيم.
منطقه حفاظت شده به محدوده اي از منابع طبيعي كشور اعم از جنگل و مرتع ، دشت ، آب ، كوهستان اطلاق مي شود كه از لحاظ ضرورت حفظ و تكثير نصل جانوران وحشي،حفظ و احياي وضع طبيعي آن داراي اهميت خاصي بوده و تحت حفاظت قرار مي گيرد.
موقعيت جغرافيايي منطقه حفاظت شده بهرام گور قطرويه:
منطقه حفاظت شده بهرام گور در شرق شهرستان ني ريز و در مرز استان فارس وكرمان واقع شده واساسا منطقه اي نيمه صحرايي است. ارتفاع بلندترين قله ي آن دو هزار هفتصد و هشتادوهفت متر وپست ترين نقطه دشتي هزار و ششصد و هشتاد متر از سطح دريا مي باشد .هواي منطقه در ارتفاعات متعدل ودر دشت ها به شكل كويري بروز مي نمايد . ميزان بارندگي بين صد و پنجاه تا دويست وپنجاه ميليمتر متغير و در بخش شر قي آن بيشتر از ساير مناطق است . حد اكثر درجه حرارت در گرمترين ماه سال سي و چهار و حداقل آن منفي پنج درجه سانتيگراد مي رسد.
تاريخچه: اين محدوده كه قبلا بصورت منطقه آزاد كنترل مي شد .در سال هزار و سيصد وپنجاه و يك با عنوان منطقه حفاظت شده بهرام گور تحت كنترل اداره كل حفاظت محيط زيست فارس قرار گرفت كه به جهت غناي زيستي بويژه گورخر آسيابي كه اسم خود را از نام يكي از سلاطين ساساني ايران بنام بهرام گور كه علاقي فراواني به شكار گور داشته گرفته است . در شهر قطرويه كه همجوار منطقه مي باشد،خرابه اي اكنون وجود دارد كه به گفته: اهالي اين شهر استراحتگاه بهرام گور در هنگام شكار بوده است وسعت اين منطقه در حال حاضر چهارصد و بيست هزار هكتار مي باشد كه يك پنجم آن منطقه امن اعلام و هر گونه ورود دامءتعليف و بهره برداري درآن ممنوع است.قسمت اعظم استان فارس با توجه وضعيت آب و هوايي كشور در ناحيه گرم و خشك و نيمه خشك قرار مي گيرد كه شهرستان ني ريز در شرق استان فارس قرار گرفته و استان هاي يزد، كرمان و هرمزگان همسايه مي باشد .
درچنين اقليمي واقع گرديده است اين شهر ستان بر اساس طبقه بندي آقاي پابر كار شناس فائو در منطقه نيمه استپي قرار مي گيرد.
عوارض طبيعي حفاظت شده بهرام گور :
بر روي سلسله جبال زاگرس واقع شده و داراي رشته كوهها و درهها و دشتهاي نسبتا وسيعي به این شرح است. رشته كوههاي كر سفيد، زيارت، كوه سرخ بزرگ
دره هاي آغل سنگي،طبقي،چاه مروي،چاه تيز،گلو معدن،چاه سبز،گليكو،چاه دراز،مغلي،چاه تنگل،
چاه بيد،چكو،چاه بادام،دشتهاي ريگ جمشيد،ده وزير،عين الجلال،چاه ميل،پريا و گرد طول،شوريه و ده برين،چشمه انجير،گزي و قطرويه.
چشمه هاي فراواني نسبتا خوبي در سطح منطقه حفاظت شده وجود دارد و در طول سال با توجه به ميزان بارش متغير و تعدادي از چشمه ها نيز فصلي مي باشد كه درتابستان و پاييز خشك
مي شوند ديگر مناطق آبي منطقه شامل تعداد زيادي چاه و قنات و سه دستگاه تلمبه بادي
مي باشد.
پوشش گياهي:
مراتع موجود از زمانهاي قديم مورد چراي سنگين قرار گرفته به طوري كه در اكثر نقاط مفهوم واقعي خود را از دست داده است و هم اينك خاك در معرض فرسايش شديد قرار گرفته كه با ادامه اين روند روز به روز اوضاع پوشش گياهي وخيم تر شده و در صورت عدم توجه به ميزان تحمل منطقه منجر به نابودي كامل مراتع و فرسايش شديد خاك خواهد شد .
ازدياد جادههاي دسترسي به معادن و حضور دام در جنگل تجدد حيات به طريق بذر را به حداقل سوق داده و قطع بي رويه در گذشته سبب گرديده تا تعداد درختان مادري كاهش يابد و در فرصت كوتاه بعد از توقف قطع شديد جنگل تا حدي به طريق دانه زاد يا بيشتر به صورت شاخه زاد حيات خود را باز يافته و سيماي كنوني را رقم زده است كه اكثرا شاخه زاد ملاحظه مي گرديد. شرايط رويش درختان بنه تغريبا در تمامي منطقه حفاظتي بهرام گور فراهم ميباشد و احياي جنگل بنه به روش دانه زاد و كيكم به روش شاخه زاد وبادام به روش دانه زاد مناسب منطقه بوده و نتيجه مطلوبي مي دهد.در تيپ بنه اثرات تخريب مصنوعي بيشتر از تخريب طبيعي مشهود استو در ميان تخريب مصنوعي چراي دام در جنگل و بيتوته دامدار و قطع درخت و ساير عوامل مخرب تر و از هشتادو پنج درصد فراتر رفته است.
گونه هاي گياهي :
به طور كلي عوامل آب و هوايي ، توپو گرافي و خاك در تشكيل گونه ها و جوامع مختلف گياهي نقش اساسي دارند . در منطقه بهرام گور گونه هاي گياهي به شرح زير است:
درمنه ، گونها ، قيچ ، آبنوس ، تاغ ، شوره ، جاشير ، گل خنك ، بنه ، بادام وحشي ، كيكم و آنغوزه كه داراي ارزش دارويي صنعتي و حفاظتي است.آويشن ، گل گاوزبان ، شيرين بيان ،زيره ، شاتره ،كاكوتي ، خاكشير ، سريش ، اسكنبيل ، انجير ، تنگس ، كلاه ميرحسن ، گرگ تيغ ، كنگر، زو ، كوما ، رواس ، خشخاش وحشي ، شكر تيغال ، سير و پياز كوهي ، گونه اي شقايق زرد ، سالسولا ، كاروانكش ، كهورك ، چوبك ، ريش بز ، اسفند ، مرتلخ ، خوشك ، گز ، ني ، دافنه و خارشتر . ضمنا عرصه اي به ميزان پنج هزار و پانصد هكتار در طرفين جاده قطرويه سيرجان به صورت عريان و فاقد پوشش گياهي مطلوب و نمكزار مي باشد.
حيات وحش :
بهرام گور داراي اكوسيستمي نيمه كويري و نسبتا خشك بوده كه به لحاظ آغاز اقليم خشك از همين منطقه زيستگاه بسيار متنوعي براي گونه هاي متعددي از وحوش و گياهان مي باشد كه تعدادي از آنها در كشور و قاره آسيا كمياب هستند . وجودرشته كوههاي نسبتا مرتفع و دشتهاي وسيع و تپه ماهورهاي متنوع موجب شده است كه در طول ساليان گذشته وحوش اين منطقه بطور طبيعي مورد حفاظت قرار گيرند . تعداد گونه هاي حيات وحش و جمعيت آنها كه علاوه بر وضعيت مطلوب زيستگاهي توسط اداره كل حفاظت محيط زيست فارس نيز تحت كنترل ونظارت ويژه قرار دارد نسبتا مناسب بوده كه مي توان منبع ذخيره مهم ژنتيكي جانوري و گياهي كشور و جهان در چنين اقليمي محسوب گردد. گونه هاي مهم حيات وحش اين منطقه عبارتند از: گورخر ، جبير ، قوچ و ميش ، خرگوش ، يوزپلنگ ، گربه وحشي ، گرگ ، كفتار ، شغال ، كل وبز ، تشي ، روباه معمولي .
جبير : جبير حيوان علف خواري با تعداد نسبتا معدود و فعلا در بعضي از دشتهاي بهرام گور مشاهده مي شود.جبير حيوان كوچكي است كهارتفاع شانه نوع نر آن به شصت و پنج سانتيمتر و وزن آن به بيست و پنج كيلو گرم بالغ مي شودو نوع ماده آن تا حدودي كوچكتر است.جبير از آهو كوچكتر و باريكتر است. نر و ماده آن هر دو شاخ دارند.شاخ جبير از روبرو مستقيم به نظرمي آيد در حالي كه شاخ آهو از روبرو انحناي مخصوصي شكل چنگ موسيقي دارد.جبير ماده داراي شاخهاي كاملا مستقيم است كه از نظر طول به اندازه شاخ جبير نر است ولي از نظر قطر نصف آن است. به دليل زندگي در بيابانهاي كم آب و علف جبير به تعداد زياد در يك گله ديده نمي شود .تعداد جبير هاي گله حداكثر ممكن است به بيست راس تا سي راس برسد. فصل جفتگيري در منطقه بهرام گور در شهريور و مهر ماه است.ماده هايك يا دو نوزاد در فروردين و ارديبهشت به دنيا مي آورند. در سالهاي پرباران گاهي عمل زايمان در پاييز نيز تكرار مي شود.
گور خر :
اين حيوان وحشي علف خوار در بعضي از مناطق نيمه كويري ايران زيست مي نمايد .كه مهمترين زيستگاه آن در حال حاضر منطقه حفاظت شده بهرام گور قطرويه مي باشد.
گور خر همان اسب وحشي غرب آسياست.از زمانهاي قديم نژادهايي با اين خصوصيات از مديترانه تا مغولستان مي زيستند . اما امروزه پراكندگي گور محدود به كوير مركزي و قسمتهايي از خراسان ، كرمان و فارس است كه اينها نيز در منطقه تحت حفاظت ويژه زندگي ميكنند.كوچكترين نژاد آن يعني گور سوريه امروزه احتمالا منقرض شده است.
يوزپلنگ:
جمعيت اين حيوان درگذشته نه چندان دور در اكثر نقاط كشور فراوان بود. اما به علت تخريب و از بين رفتن تعادل زيستگاهي و كاهش جمعيت وحوش خصوصا از بين رفتن حيواناتي آهو و جبير و خرگوش كه غذاي اصلي اين زيباي پر ابهت را تشكيل مي دهند جمعيتش را كاهش داده به طوري كه در حال حاضر جز در بعضي از مناطق نيمه كويري و حاشيه كويرهاي ايران آن هم تعدادي انگشت شمار در كمتر كشوري يافت مي شود.بجاست كه در اين مقوله يادي از محيط بانان با تجربه خصوصا جعفر شكاري و مرحوم جعفر ارچنداني كه از بنيان گذاران منطقه بوده و حتي در راه حمايت از انفال دو عزيز گرانقدربه نامهاي منصور و اكبر شكاري به انگيزه حفظ مظاهر الهي هديه داده است .
پرندگان :
از نظر تعداد گونه زياد نيستند اما گونه هاي خاصي از پرندگان كه شرايط زيستگاهي خشك و بياباني را ترجيح مي دهند و مي توانند در اقليم خشك زيست نمايند در اين محدوده وجود دارند .
اين پرندگان كمياب و قادر بر ارزش زيستي منطقه مي افزايند .به علت عدم وجود تالاب و درياچه و رودخانه پرندگان آبزي و كنار آبزي در منطقه زيست نمي كنند ولي در سالهاي پرباران كه آب در قسمت جنوب شرقي قطرويه بخشي از ارضي دشتي را فرا مي گيرد تعدادي از پرندگان آبزي به بهرام گور مهاجرت مي نمايند و جمعيت نسبتا زيادي از پرندگان خصوصا كبك و تيهو در اين منطقه اطراق مي كنند.
پرندگان عمده منطقه عبارتند از:
هوبره ،كه در اين محدوده بصورت بومي و مهاجر زيست مي نمايد از پرندگان غير شكاري بزرگتر بوده و وجود آن در دشتهاي منطقه جلوه و ارزش فوق العاده اي به اين زيستگاه قادر بخشيده و گاه با دو يا چهار تخم در بهرام گورزاد آوري را تداوم مي دهد . كبك و تيهو ء بيشترين جمعيت پرندگان بهرام گور راتشكيل مي دهند. از ديگر پرندگان مي توان شاهين ، بالابان ، بحري ، دليجه ، عقاب ، لاچين ، ترمتاي ، جغدكوچك ، مرغ حق جنوبي ، ساركپه و زاغ بور ، كوكرشكم سياه ، كبوتر چاهي ، قمري ، شبگردمعمولي ، سبزقبا ، زنبورخورك ، هدهد ، بادخورك ،داركوب باغي ، چكاوگ ، سنگ چشم ، پري شاهرخ ، زاغ ، زاغ نوك سرخ ، غراب ، ميوه خوار ، مگس گيرخالدار ، چكبوته اي ، كمر كولي ، كي لو ، چكچكها ، دم چتري ، گلوسرخ و دم جنبانك مي توان نام برد.
خزندگان:
از آنجا كه بهرا گور منطقه خشك و نيمه كويري است با بر خورداري از گونه هاي متعدد جوندگان و انواع حشرات محيط مناسبي را براي زيست تعدادي از خزندگان نظير ( شتر مارشيرازي ، افعي شاخدار ، تير مار ، مارهاي گرگي ، مار پلنگي ، شتر مار ، مار قيطاني ، سوسمار ، مارمولك، بزمچه، لاگپشت ) دوزيستان و ماهي ها قنات را به وجود آورده است.
قابليت هاي توريستي منطقه:
چون بهرام گور بين سه استان فارس ،كرمان و يزد واقع شده و از سويي جاده شيراز ، بندر عباس و كرمان از كنار اين منطقه عبور مي نمايد از موقعيت بسيار مطلوبي براي جذب توريست برخودا است .وسعت زياد منطقه و تنوع زيستي آن و آب و هواي نسبتا خوب و ديدن گونه هاي گياهي بويژه در فصل بهار كه سراسر محدوده را گل و سبزه فرا مي گيرد و حيوانات وحشي متنوع منطقه خصوصا جمعيت بسيار زياد كبك كه همگي انگيزه هاي مهم فراخوان توريست مي باشد .
اقليم:
متوسط ساليانه درجه حرارت در قطرويه بالغ بر هفده درجه سانتيگراد است . حداقل درجه حرارت منفي نه درجه وحداكثر مطلق آن چهل ويك درجه سانتيگراد است .
ميزان كل بارندگي از سال هزار و سيصد و شصت وچهار تا پايان سال هزاروسيصد و هشتاد ويك يعني طي هفده سال سه هزار و دويست و پنجاه و پنج ميليمتر بوده است.
گرمترين ماه سال مرداد ماه و مرطوب ترين ماه اسفند ماه مي باشد.جهت وزش بادها در تابستان از شرق به غرب و در زمستان از شمال به جنوب مي باشد.
كشاورزي قطرويه :
مهمترين منبع در آمد در شهر قطرويه كشاورزي مي باشد.كه به صورت ابي است. اين كشاورزي به صورت سنتي ولي آميخته به تجاري است . محصولات آن گندم ، جو ، انار ، بادام ، پسته ، پنبه ، گنجد ، گوجه ، بادمجان ، خيار و هندوانه است . كل مساحت زير كشت محصولات مختلف سه هزار و نود و دو هكتار است و دو هزار و دويست و سي هكتار زمين آيش وجود دارد.
و چهارصد هكتار بادام باغي بارور و هزار و دويست هكتار پسته بارور و پانصد هكتار انار بارور و چهار هكتار زيتون بارور در قطرويه وجود دارد.
لار نام شهریست در جنوب استان فارس. شهر لار در فاصلهٔ ۵۷ فرسنگی جنوب شرقی شهر شیراز قرار دارد. ودر حد فاصل شهرستانهای داراب، جهرم، خنج، فیروزآباد و استان بوشهر و استان هرمزگان واقع شدهاست. این شهر در استان فارس قرار دارد و ارتفاعش از سطح دریا ۹۱۵ متر است. در میان ۷۵ بلوک فارس «بلوک لار» تحت عنوان (گله دار) وسیعترین از همه و۴۵x۵۷ فرسخ یعنی در حدود ۱۲۶۰۰۰ کیلومتر مربع مساحت دارد.
تاریخچه
در دوران قدیم به منطقه وسیعی از جنوب ایران لارستان اطلاق میشدهاست که مشتمل بوده از: لامرد، پارسیان، بستک، لار، مهر، و گراش، زرین دشت، فورگ و داراب. تمام این مناطق جزء «لارستان» به مرکزیت لار بودهاست.
زلزله
نوشتار اصلی: زمینلرزه لار (۲۴ آوریل ۱۹۶۰)
زلزلههای فراوان لار را ویران کردهاست که از۷۰۰ سال پیش تاکنون در تاریخ ثبت شدهاست. تقریباً هر ۴۵سال یا ۹۰ سال یک بار لار ویران شدهاست. زلزله قبلی در ۴ اردیبهشت سال ۱۳۳۹ با ۶٫۷ ریشتر رخدادهاست و ۴۵۰ تن در شهر لار، کشته شدند. لارستان در عصر صفویه به دلیل واقع شدن در جاده تجارتی اصفهان به خلیج فارس از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بودهاست. عصر قاجاریه را در لار میتوان آرامش قبل از طوفان نامید. با مرگ فتحعلیخان حاکم قدرتمند منطقه، خلاء قدرت سیاسی در لارستان نمایان شد و در نهایت منجر به دعوت از آیتالله سید عبدالحسین لاری به لار و آغاز نهضت مشروطیت گردید.
لارستان پیش از اسلام
نام باستانی لار لاد (این مطلب نشان میدهد ساکنان اولیهٔ منطقهٔ لارستان از آریاییهای اصیل بودهاند. اصولاً امروزه استان فارس (پارس) را به درستی میتوان در منطقهٔ لارستان دید زیرا تنها منطقهٔ فارس که هنوز به زبان کهن پارسی (پهلوی باستان (البته شکل تغییر یافته ان) سخن میگویند این منطقهاست. در حالی که در سایر نقاط استان فارس زبان بصورت کامل بصورت فارسی دری با لهجههای گوناگون تکلم میشود. لازم به ذکر است که زبان مردم لارستان در ریشه خویشاوندی عمیقی با زبانهای کردی و لری دارد.
کهن ترین بنای تاریخی
کهن ترین بنای تاریخی در لارستان، مربوط به دوران اشکانیان بیش از دو هزار سال قبل آتشکدهُ کاریان است، که یکی از سه آتشکده بزرگ ایرانی در دوران قبل از اسلام است و نام آن را به زبان فرس قدیم، «آذر فَرَنْبَعْ» گفتهاند. بنای این آتشکده اکنون به صورت تلی از خاک به نام (تمب تشی) در نزدیکی روستای کاریان، از توابع بخش جویم به چشم میخورد. آگاهی ما از تاریخ لارستان پیش از اسلام بسیار اندک است. بر اساس آنچه دراسطورهها و افسانههای قدیم ایران زمین آوردهاند، گرگین میلاد از پهلوانانِ باستان، بنیانگذار شهری بود که با نام او به (لاد) شهرت یافت. چنانچه مطابقت تاریخی گرگین میلاد با مهرداد اشکانی پذیرفته شود، میتوان اظهار کرد که شهر لار قریب دو هزار سال پیش بنا شدهاست. طبق روایات موجود، پس از گرگین میلاد فرزندان آن پهلوان افسانهای، نسل اندر نسل به حکومت این منطقه منصوب شدهاند و تا سال ۱۰۱۵ ق، پادشاهی شان بر جای بودهاست.
راههای باستانی
وجود راههای باستانی که از فیروزآباد و استخر از طریق خنج، و علامرودشت و فال و اسیر به طرف بندر باستانی سیراف، و جنوب میرفتهاست و آثار آن بر جای مانده در این مسیر، از نشانههای وجود فرهنگ و تمدن پیش از اسلام در این منطقهاست. نام این شهر در متنهای تاریخی پیش از اسلام به شکلهای مختلف آمدهاست که از آن جمله در شاهنامه فردوسی لاد (سپاهان به گودرز کشواد داد * به گرگین میلاد هم لاد داد)، و در تاریخ طبری (اَلار) و در متنهای ارمنی پیش از اسلام (گِلار) ذکر شده و مشخص میشود که نام کنونی برگرفته از اسامی پیش از اسلام میباشد که در طول زمان، به دلایل مختلف، تغییر شکل یافتهاست. آنچه از جمعبندی تاریخ این دوره میتوان ذکر کرد، این است که منطقهُ لارستان پیش از اسلام، به دلیل وجود آتشکدهُ کاریان و نیز عبور جادههای کاروانی مسیر سیراف از نواحی شمالی آن، دارای اهمیت خاصی بودهاست و همین امر باعث شده تا در اوایل دورهُ اشکانیان مراکز شهری مختلفی به وجود آید که از آن جمله میتوان شهرهای لار، اسیر، اشکنان، خنج، کاریان و فرشته جان را نام برد.
چشم انداز شهرقدیم لاراز فراز قلعه اژدها پیکر
بین دوشهر بهار ۱۳۸۹
میدان مرکزی لار بهار ۱۳۸۹
بناهای تاریخی
از جمله بناهای تاریخی پیش از اسلام در لارستان تمب بت، آتشکدهُ کاریان، قلعه اژدها پیکر در لار، آتشکدهُ محلچه در بین راه اصلی لار به شیراز، قلعهُ سفید خنج، قلعهُ فرشته جان، قلعه ایلود، کاروانسراهای واقع در بین جادهُ خنج،، کاروان سراهای واقع در بین جادهُ خنج به فال و فال به سیراف، قلعه جبرئیل در بنارویه، قلعه کیقباد در جویم، و آثار و بقایای جادهُ باستانی عصر ساسانی بین جویم و جهرم و بین فال و اسیر به سیراف، و فیروزآباد به خنج، و خنج به کاریان را میتوان ذکر کرد.
مسلمان شدنِ مردم لارستان بسیار پس از سایر نقاط این سرزمین به درازا انجامید، نخستین حملهُ گستردهُ اعراب به شمال لارستان کنونی در منطقهُ کاریان و به وسیلهُ هرم بن حیان صورت گرفتهاست. مسلمانان در حملههای اعراب بارها با شکست مواجه میشوند، امّا قلعه و آتشکدهُ کاریان به تدریج در اوایل قرن سوم قمری به تصرف مسلمانان در میآید.
شهرستان لامرد با مساحت 3932 كيلومتـرمربع در محدوده 54-52 درجه طول جغرافيايي و 28-27 درجه عرض جغرافيايي در جنوبـي ترين نقطه استان فارس واقع شده است. فاصله لامرد تا مرکز استان 446 کيلومتر است و از شمال با شهرستان های لارستان وخنج از جنوب و شرق با استان هرمزگان، از جنوب غرب با شهرستان مهر و استان بوشهر همسايه مي باشد.
وضعيت آب و هوايي لامرد:
شهرستان لامرد از نظر آب و هوايي جزء مناطق گرم و خشك محسوب مي شود. حداقل درجه حرارت صفر و حداكثر آن در تابستان به 50 درجه سانتيگراد مي رسد . گرم ترين ماه سال مرداد با معدل 26/34 درجه سانتيگراد و سردترين ماه ، دي با معدل 06/13 درجه سانتيگراد است . متوسط بارندگي دراين شهرستان 1/234 ميليمتر در سال است كه با ويژگي بارش سيل آسا در مدت كوتاهي از سال ( سه ماه در سال ) رخ مي دهد وحداكثر بارندگي ( حدود70% ) در ماههاي دي و بهمن و حداقل بـارندگي نيز در شهريور ماه است . حداكثر رطوبت نسبي شهرستان 56 درصد و حداقل رطوبت نسبي نيز 20 درصد است
تقسيمات كشوري :
طبق تقسيمـات كشوري شهرستـان لامرد از سـه بخش به نام هاي مركزي، اشكنـان، علامرودشـت، 7 دهستان،4 نقطه شهري و142 روستا ، تشكيل شده است كه از اين تعداد بخش مرکزي با 68 آبادي بيشترين نقطه مسكوني و بخش اشكنان با 28 آبادي كمترين نقطه مسكوني را در خود جاي داده است. در بخش علامرودشت نيز تعداد 46 نقطه مسكوني وجود دارد .
جمعيت و نيروي انساني:
براساس سرشماري سال 1385 جمعيت شهرستان لامرد78692 نفراست كه از اين تعداد 36217 نفر در مناطق شهري و 42452 نفر در روستاها سكونت دارند. طبق سرشماري فوق درصد جمعيت شهرستان نسبت به استان 8/1 درصدمي باشد. براساس اين سرشماري ، بخش مركزي با 44713 نفر بيشترين جمعيت را در خود جاي داده است . بخش اشكنان با 18890 نفر و بخش علامرودشت با 15066 نفر در رتبه هاي بعدي قرار دارند
کشاورزی:
شهرستان لامرد متشکل از دو دشت لامرد و علامرودشت می باشد و در مدت کوتاهی از سال دو رودخانه فصلی مهران و علامرودشت جریان می یابند
تنها منبع آب کشاورزی شهرستان چاههای دستی است که در آبرفت حاشیه ای شهرستان حفر شده و عمق آنها بین 25 تا 40 متر می باشد و دبی متوسط آنها بین 9 تا 15 لیتر در ثانیه می باشد. همچنین از تعداد 77 رشته قنات و چشمه شهرستان در مجموع 600 لیتر در ثانیه آب استحصال می شود
لامرد در مجموع جزء مناطق خشک استان محسوب گردیده و بدون شک یکی از عوامل محدود و موثر کشاورزی آب می باشد. توسعه کشاورزی بستگی شدید با تأمین رطوبت و آب دارد
در حال حاضر 5/2 درصد مساحت شهرستان به زراعت اختصاص داشته، و از اراضی قابل کشت شهرستان میزان 7350 هکتار به کشت آبی و میزان 5750 هکتار به کشت دیم اختصاص یافته است.
حمل و نقل:
طول مسیر راهها اعم از فرعی و اصلی 537500 متر است که 24400 متر آن بزرگراه ،6000 متر آن راه اصلی ، 238100متر راه فرعی ، 269000 متر راه روستایی می باشد.
– ورودی و خروجی شهر ها شامل:
1- لامرد – احشام، به طول 2/5 کیلومتر
2- لامرد-دوراهی آبکنه، به طول 4 کیلومتر
3- اشکنان – اهل، به طول 3کیلومتر
نقاط استراتژیک شهرستان شامل:
نقاط استرانژیک شهرستان شامل گردنه شهید باقری، گردنه محمله،گردنه برم، گردنه خنجو(کمشک) می باشد.
اماكن ديدني و گردشگاه ها :
1- لاوركال (داراي طبيعت زيبا) در جنوب شرقي روستاي كال از توابع بخش اشكنان شهرستان لامرد.
2- «تنگ ترمان»، «قنات» و «آسياب هاي آبي» واقع در 10 كيلومتري غرب شهر لامرد.
3- «تنگ پدنو» با ني زارها و طبيعت دل انگيز واقع در 4 كيلومتري جنوب شهر لامرد.
4- «تنگ ركن آباد» داراي قنات، چشمه، آسياب هاي آبي، كاريز و نخلستانهاي انبوه واقع در كنار جاده ساحلي لامرد- بندر لنگه.
5- «تنگ اهل» داراي چشمه و درختان نخل و ليمو همچنين «مقبره» يكي از نوادگان جابربن عبدا… انصاري ازاصحاب پيامبر گرامي اسلام واقع در جنوب روستاي اهل از توابع بخش اشكنان.
6- «آبگرم (اوباد) لامرد» استخر آبگرمي در فاصله 30 كيلومتري شهر لامرد و در قسمت شمال شرقي، درميان ني زارها و باتلاقها منطقه اي به نام «اوباد» قرار گرفته است. دركنار اين استخر مقبره امامزاده «بي بي بانو» از نوادگان امام موسي كاظم (ع) (مقبول روايات مردمي) قرار گرفته كه بر اهميت و قداست اين منطقه افزوده است. مردم شهرهاي اطراف و حتي كشورهاي ساحلي خليچ فارس از گذشته تا به حال براي معالجه امراض گوناگون خود را به اين مكان مي رسانند. تجربه ثابت كرده كه آبگرم لامرد براي معالجه بسياري از بيماريهاي جسمي مؤثر و مفید است .
صنايع دستي :
خورجين بافي (1): یکی از صنايع دستي شهرستان لامرد خورجين است كه بوسيله دار كوچك زميني وبا استفاده از پشم بافته مي شود دربافت اين محصول نقوش متنوع و سليقه بسيار به كار مي رود خورجين دونوع است يكي به صورت يك طرفه و ديگري به صورت دو طرفه ، كه جهت حمل مواد خوراكي و يا چيزهاي ديگر توسط چهارپايان مورد استفاده قرار مي گيرد. اين صنعت دستي بيشتر در قسمت عشايري شهرستان ديده مي شود ولي در خود منطقه نيز مورد استفاده قرار مي گيرد.
خورجين بافي (2): اين خورجين بوسيله دار بافته مي شود و به صورت يك طرفه مي باشد و از خورجيــن قبلي كه دو طرفه بود و مانند آن از پشم رنگ شده بافته مي شود و داراي نقوش زيبايي است و بافت آن ، بيشتر در ميان عشاير مرسوم است .
گلت بافي: ابتدا از صف نخل و دارپنگ نواري به عرض 15 سانتي متر تهيه كرده و سپس آنرا بصورت خورجين بزرگ يا سبد بزرگي مي بافند و صرفاً جهت حمل و نگهداري خرما از آن استفاده مي شود . به اين ترتيب كه به هنگام برداشت خرما در همانجا آن را ساخته و پس از قرار دادن خرما در آنرا نيز مي بافند ،و پس از وزن نمودن ، آنرا در بازار به همان صورت به فروش مي رسانند و هر گلت ،15 من خرما را در خود جاي مي دهد .
حصير بافي: حصيــر ، تنها بوسيله صف نخل بافته مي شود ، به اين صورت كه صف ها را مانند نوار به هم متصل مي كنند و يا مي بافند ، البته از نخ دارپنگ جهت اتصال استفاده مي شود و بيشتر بصورت دايره يا مستطيل شكل تهيه مي گردد . در حال حاضر اشتغال به بافت حصير در منطقه بندرت ديده مي شود . سياه چادر: سيــاه چادر از پشم ، مو و نخ كه بوسيله خود عشاير تهيه و تامين مي گردد بافته مي شود كه بعنوان خانه هاي مسكوني در تابستان و زمستان و تمام فصول سال مورد استفاده قرارمي گيرد و سرما و گرما در آن تاثير نمي گذارد . چون سياه چادرها از پشم تهيه مي شوند . آب باران هرگز در آنها نفوذ نمي كند زيرا پس از آنكه چادر نم گرفت . پشمها به هم چسبيده و از نفوذ آن به داخل چادر جلوگيري مي كنند.
رخ بافي: رخ، از پارچه هاي ساده سرخ يا سفيد است كه سوزن دوزي شده و براي تزيين سرآستين يا يقه بكار مي رود . مواد اوليه آن ، نخ ابريشم يا نخهاي معمول و ساده پشمي است كه به هنگام بافتن نيز نقشهايي به آن زده مي شود از موارد استفاده ديگر آن بستن به دور كلاههاي خانمها است كه به زبان محله كلقچه و يا كلخشه گفته مي شود و اكثراً جهت نگهداري موي خانمها و مقنعه آنها به جاي گيره استفاده شده و هنوز هم در منطقه موجود مي باشد .
سفره بافي: اين سفره در ابعاد مختلف و به صورت رنگي بافته مي شود . معمولاً ابعاد آن به نوع استفاده اي كه مي خواهند از آن بكنند بستگي دارد . بيشتر در ابعاد 75*75 و 80*80 بافته مي شود . ترك زبانها و عشاير آنرا در ابعاد بزرگتر 130*120 مي بافند . اين سفره به دليل سنگين بودن وهمچنين جمع نشدن آن به هنگام استفاده تهيه شده و صرفاً جهت چانه كردن خمير و يا پهن نمودن نان بر روي آن استفاده مي شود . در حال حاضر نيز در محدوده عشاير تهيه و مورد استفاده قرار مي گيرد.
طناب بافي: اين طناب با پشم موي گوسفند يا بزغاله و بصورت ريز و ظريف بافته شده. داراي انعطاف زيادي است و به دليـل همين انعطاف و نرمـي داراي استفاده هاي گوناگونـي مي باشد، همچنين داراي استحكامي بيشتر نسبت به طنابي است كه از دارپنگ تهيه مي شد. براي اينكه طناب مقاومت بيشتري برخوردار شود از پارچه هاي زائد به دور نخها مي پيچند و سپس آنها را به هم متصل مي نمايند اين نوع طناب در محدوده عشاير تهيه شده و بيشترجهت بستن خورجين ، نگهداري اسب و قاطر استفاده مي شود . ودر حال حاضر نيز در قسمت عشاير بافته مي شود .
گليم: گليم ساده اي كه تار آن نخ چله مي شود و از مو و پشم است، بصورت خود رنگ در تمام منطقـه كار مي شود. گليم ديگر ترك بافت است كه شبيه قالـي و در لامرد بافته مي شود. معمـولاً اين نوع بافت در بخش گله دار و روستـاي دارالميزان و در بخش علامرودشت روستـاي گل خرك كه عشايـر كوچ نشين هستند بافته مي شود و نقش بافت آن فيروزآباد است. انواع گليــــم از لحــاظ نقش : 1- ساده خوره اي 2- حوض دار قديمي (مادرفرش ) 3- نقش تهراني ( قديم بافت لامرد ) 4- كيجن مي باشد .
قالي: اين صنعت در شهرستان لامرد از گذشته به يادگار مانده و درحال حاضر نيز مردم به آن اشتغال دارند و سالهاست كه عشاير اين شهرستان به توليد اين دست بافته زيبا مشغولند . قالي به دوصورت بافته مي شود يكي به وسيله دار افقي و ديگر دار عمودي . درحال حاضر قاليها از پشم و پنبه اي تهيه مي شوند كه بوسيله رنگهاي گياهي و شيميايي رنگرزي مي شود و طرحها نيز مختلف و متنوع بوده و بصورت سنتي و غيرسنتي كار مي شود. پس از پيروزي انقلاب جهاد سازندگي ، اين صنعت را احياء نموده است و خوشبختانه مردم در سراسر شهرستان به اين صنعت اشتغال دارند. براي بافت قاليها از نخ مرينوس و ابريشم نيز استفاده مي شود. گره قاليها ممكن است در ساده يا نقش داربودن و فارس يا ترك بافت بودن با هم تفاوت داشته باشد .
لپویی شهری است در فاصله ۲5 کیلومتری شمال شرقی شیراز و در بخش زرقان -شهرستان شیراز واقع میباشد.
شهرمهرامام رضا(ع)جمعیت 30 هزارنفر شهرک مهر امام رضاشیرازدر لپوئی واقع میباشد. تعداد 6000 واحد مسکن مهرشیرازدراین شهرک ساخته شده است . شهرلپویی دومین شهر مهرورزی در تامین مسکن اقشار کم درامد در شیراز/بعدازصدرا/ (لپویی زادگاه عظیم الجثه و عظیم الخلقه مرد تاریخی اعجوبه ی جهان زنده یاد سیاوش خان)
لاپویی سی دومین تپه و تل تاریخی ایران باستان مطعلق به 7 هزار سال تقریبی قبل از زاغه نشین و تپه نشینان غارنشینان اولیه که باعث افتخار ملی و بین المللی در یونسکو و سازمان ملل به ثبت رسید که لپویی سی دومین شهرتاریخی فرهنگی کشور و بزرگترین سازنده سفال و ظروف سرخ در قرن پارینه نو سنگی
حمل ونقل
با افتتاح شهرک مهرامام رضا قرار است تا با راه اندازی خط سریعالسیرریل باس شیراز-لپوئی وبالعکس جهت تسریع در سفر های ساکنان مسکن مهر شیرازشهرک مهرامام رضا فراهم گردد. پروژه شهرک صنعتی لپویی شیراز در محدوده ضلع شمال شرقی میدان شهدا(انتهای کمربندی) در مساحت 25 کیلومتر در حال تاسیس می باشد*
مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعهای از سازههای باستانی برجایمانده از دوران هخامنشی است که در شهرستان پاسارگاد در استان فارس جای گرفتهاست.
این مجموعه دربرگیرنده ساختمانهایی چون آرامگاه کوروش بزرگ، باغ پادشاهی پاسارگاد، کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آبنماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، ساختارهای دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.
این مجموعه، پنجمین مجموعه ثبتشده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که در نشست یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به دلیل دارا بودن شاخصهای فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.
پاسارگاد در دشتی بلند به بلندای ۱۹۰۰ متر از سطح دریا، در حصار کوهستان جای گرفته است. در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان پارس درنزدیک آرامگاه کورش بزرگ مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخها استفاده شدهبود. به مناسبت جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ این سنگها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد. گویا هنگامی که کورش در سال ۵۴۵ پیش از میلاد سارد (پایتخت لیدی، شهری در غرب ترکیهٔ امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لیدی قرار گرفتهاست. چه بسا او همان زمان شماری از اساتید اهل لیدی را در پاسارگاد به کار گماشتهاست. در کاخ تناسب جذاب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصاً در پایهها، جلب نظر میکند. این سنگها از پیرامون سیوند آورده شدهاست.
نام پاسارگاد
نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه “پَسَرگََد” بوده و تلفظ امروزی نیز درست است و رابطهای میان این نام و “پارس” نیست.
نام پاسارگاد از اسم قبیلهٔ شاهان پارسی یعنی قبیله ” پاسارگاد” گرفته شده که “آنان که گُرز گران میکشند” معنی میداده.
همچنین گفته شده که پاسارگاد ممکن است تغییر یافته پارسه گراد باشد که معنی آن شهر پارس است. گراد و گورد و گرد(مانند دستگرد) معنی شهر میدهد و در زبان پارسی و عربی بصورت کوره بکار میرود مانند کوره اردشیر و کوره دهات..
سازندگان پاسارگاد
مجسمه بالدار پاسارگاد، منسوب به کورش
از گواهیهایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذاردهاند، مشخص است که پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ می دانستهاند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر میشود. اول؛ آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخهای دروازه، اختصاصی و بار نشان میدهد که مشخص میشود طراح همه یکی بوده و آن کاخها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بودهاند. دوم کتیبه سه زبانه عیلامی, پارسی باستان و اکدی بر روی جرزها و درگاههای آن سه کاخ بیانگر آن است که آنها با کورش ارتباط داشتهاند. سوم، نوع معماری و به خصوص شیوهٔ سنگتراشی و بستهای پاسارگادی قدمتی هر چند کوتاه بر معماری تخت جمشیدی را که از آغاز دوره داریوش بزرگ شروع شد، نشان میدهد و بویژه در نقوش، که از سنتهای کشورهای مختلف گرفته شدهاند، ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفتهاند (آن چنان که در تخت جمشید مییابیم) حالتی آزمایشی و اولیه به خوبی نمایان است و آثار سنگ تراشان لودیهای و ایونیهای به ویژه در نوع تراش سنگها و ابزار و آلات سنگ تراشی و “نشانههای سنگ تراشان” پیداست. بنابراین شکی نمیتوان کرد که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شدهاند و ارتباطی با کورش جوان ندارند (آن طور که فرانتس هاینریش وایسباخ تصور میکرد)..
پاسارگاد در احادیث اسلامی
در روایتهای اسلامی از مقدس و آسمانی بودن این جایگاه (پاسارگاد) سخن بسیار رفته است از جمله در کتابهای زیر:
مسالک و ممالک ( اصطخری به سال 320 هجری ) صفحههای 109 و 141
حدود العالم من المشرق الی المغرب ( نوشته شده به سال 372 هجری) صفحه 131
اشکال العالم ( ابوالقاسم جیهانی به سال 367 هـجری ) صفحههای 113 و 123
نزهتالقلوب ( حمداله مستوفی به سال 740 هـجری ) صفحه 178
آب رودخانه پلوار نیز همیشه آبی مقدس و شفابخش به شمار می آمد.
پیشینه
سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بودهاست. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایهٔ سنت، کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقهای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزیهای دیگری چون چیرگی بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی سپس به دست پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) استوار و گسترش یافت. از کوروش در عهد عتیق به عنوان آزادیدهندهٔ بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شدهاست.
در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه (شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد) را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را شکست داد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسلهای برجای ماند.
در دورههای پسین، از تل تخت همچنان بهعنوان یک دژ بهرهبرداری میشد، حال آن که کاخها رها شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سدهٔ هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده میشد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سدهٔ دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سدهٔ چهاردهم از آن استفاده میشد. این محوطه توسط مسافرین طی سدهها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشتهاست.
طبق نوشتههای هرودوت، هخامنشیان از طایفهٔ پاسارگادیان بودهاند که در پارس اقامت داشتهاند و سر سلسلهٔ آنها هخامنش بودهاست. نامدارترین سرکرده اتحادیه قبائل پارس در نیمه قرن ۷ پ م چیش پیش دوم است که تا سال ۶۴۰پ م ریاست قبائل پارس را در دست داشت. او چیش پیش پور کوروش پور کمبوجیه پور چیش پیش پور هخامنش بود، که همهشان سرکردگان قبائل پارس بودند. اگر برای هر کدام از اینها حدود ۴۰ سال در نظر بگیریم، میتوان گفت که در زمانی که پارسها در منطقهٔ پارسوای یادشده در سند آشوری (یعنی سال ۸۳۴ پ م) اقامت داشتهاند، ریاستشان در دست هخامنش بودهاست.
هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» میرساندند که سرکرده طایفهٔ پاسارگاد از طایفههای پارسیان بودهاست. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اینرو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی میدانند.
به قدرت رسیدن پارسیها و دودمان هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ قبل از میلاد) یکی از رویدادهای برجسته تاریخ باستان است. اینان دولتی بنیانگذاری کردند که جهان باستان را به استثنای دو سوم یونان زیر چیرگی خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان میدانند. ارزشمندترین سنگ نوشتهٔ هخامنشی از دیدگاه تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ نبشتهٔ بیستون بر دیواره کوه بیستون است. سنگ نوشتهٔ بیستون بسیاری از رویدادها و کارهای داریوش اول را در نخستین سالهای فرمانروایی اش که سخت ترین سالهای فرمانروایی وی نیز بود، به طور موشکافانه روایت میکند. این سنگ نوشته عناصر تاریخی کافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست و همچنین در سایت مذکور دربارهٔ شخصیت کوروش هخامنشی آمدهاست که: همهٔ نشانهها بیانگر آنست که هدف کوروش از جنگ و کشور گشایی ایجاد یک جامعهٔ جهانی بر پایه امنیت و آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بودهاست. کوروش در لشکرکشیها و پیروزی هایش با کشورهای مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار کرد و عناصر حکومتی پیشین را مورد بخشایش قرار داده در مقامهایشان ابقا کرده مطیع و منقاد خویش ساخت. کوروش بزرگ با ایمان استواری که به اهورامزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان دادهبود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود.
شایان ذکر است که پاسارگاد نام یک آثار باستانی مشهور در منطقه بوده که مورد علاقه و توجه جهانیان بویژه علاقهمندان به میراث ملل میباشد، بر این مبنا استانداری و وزارت کشور بعد از تصمیم به ایجاد شهرستان در آن منطقه و برای برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و یاد پاسارگاد در سطح ایران و جهان ترجیح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جدیدالتأسیس قرار دهد»از طرف دیگر بانیان احداث مجموعهٔ پاسارگاد، دولت هخامنشی بودهاست که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری با تأسیس بخش هخامنش در برجستهتر نمودن آثار کوروش هخامنشی تلاش مضاعفی از خود نشان دادهاست چرا که فرزندان هخامنش پس از کسب قدرت و تشکیل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئیس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاری کردهاند و این امر نشان دهندهٔ احترام و جایگاه بلند هخامنش در بین قبائل پارس بودهاست که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری فارس با نکته سنجی و ظرافت تمام این مسئله را مورد توجه قرار دادهاند.
ویژگیها∗
شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پُلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲٫۷×۰٫۸ کیلومتر) توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شدهاست (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار). محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:
آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛
تل تخت (یا «تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛
مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه آر)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ).
در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شدهاست. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.
محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاریشدهاست، اما پایتخت باستانی منطقهای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشدهاست. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقیماندههای دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطههای تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند.
برجسته ترین بخش مجموعهٔ پاسارگاد، بنای آرامگاه کورش بزرگ است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهشهای باستانشناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش بزرگ مشخص شدهاست و چون گوهری در میان دشت خودنمایی میکند. این آرامگاه نزدیک ۵۳۰ تا ۵۴۰ پیش از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شدهاست. بنای آرامگاه میان باغهای سلطنتی قرار داشته و از سنگهای بزرگ، که درازای پاره ای از آنها به هفت متر میرسد، ، ساخته شدهاست.
تخته سنگهای آرامگاه با بستهای فلزی معروف به بست دم چلچلهای، به هم پیوسته بوده، که بعدها آنها را کنده و بردهاند و اکنون جایشان به صورت حفرههایی دیده میشود که بیشترشان را بازسازی کردهاند.
بنای آرامگاه دو بخش شناخته شده دارد:
سکویی ۶ پلهای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است.
یک چهاردیواری کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر میرسد.
پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی ساخته شدهاست، که از آنها نخستین به بلندی ۱۷۰ سانتی متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی متر، و سه عدد واپسین ۵۷٫۵ سانتی متر هستند. بلندای کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی متر پهنای آن است. این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفتهاست.
خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، ریخت یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. نزدیک به صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دورهٔ اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستونهای برجای مانده از کاخهای باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانهٔ آرامگاه کندهکاری شد. در دههٔ ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکههای تاریخی به نزدیکی مکانهای اصلیشان بازگردانده شدند.
پس از کشته شدن کوروش در جنگ با سکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای ارزشمند پادشاهی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. به گزارش باستان نگاران زمان اسکندر، وقتی اسکندر به پاسارگاد آمد و ازآرمگاه کوروش که در میان باغی بزرگ قرار داشت دیدن کرد به آریستوبولوس دستور داد درون مقبره را تزیین کند. آریستوبولوس در درون مقبره تابوتی زرین، یک میز و تعدادی ظروف زرین و سلاحهای گرانقیمت و لباسهای شخص کوروش و کلیه جواهراتی را که زمانی به دست میکرد یا به خود میآویخت مشاهده کرد. این آرامگاه در آن زمان توسط شماری مغ محافظت میشود اما در زمان اسکندر مورد دستبرد قرارگرفت و کلیه اشیاء گرانقیمتش به سرقت رفت.
در شیب سقف آرامگاه دو سوراخ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگها و کم کردن از بار سقف ایجاد شدهاست و برخی ندانسته، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانستهاند.
آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی سپند(مقدس) به شمار میآمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبودهاست و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری میدانستهاند و به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشتهاست، نسبت میدادهاند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت میشمردند و آن را به مادر او نسبت میدادند و «مشهد مادر سلیمان» میخواندند.
اسکناسهای سبز رنگ پنجاه ریالی ایران از سال ۱۳۵۲ خورشیدی تا ۱۳۵۷ با نقشی از پاسارگاد چاپ و نشر میشد.
استحکامات دفاعی تل تخت
نمای پاسارگاد از روی تپه تلتخت. نزدیکترین بنا آرامگاه کمبوجیه و دورترین بنا که در مرکز قسمت بالایی تصویر دیده میشود آرامگاه کورش بزرگ است. بین این دو بنا، ویرانههای کاخهای هخامنشی دیده میشوند.
این سازه ها با وسعتی در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپهای بزرگ در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. سازه های یادشده معماری چهار دوره را به خود اختصاص دادهاست:
ساختارهای سنگی؛ عموماً مربوط به دورهٔ اول هخامنشی.
ساختارهای خشتی؛ مربوط به دورهٔ دوم هخامنشی.
ساختارهای خشتی و سنگی؛ مربوط به دورهٔ سلوکی و اشکانی.
ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دورهٔ ساسانی.
ساختار اول (سنگی) به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی و یک شیوهٔ اتصالی بنام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدنهای آسیای صغیر در سدهٔ ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شدهاست. نقشهٔ عمومی سکو یک متوازیالأضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر و با تورفتگیهایی در کنارههای شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریباً ۱۵ متر بودهاست. اولین مرحله از ساخت بنا توسط کوروش بزرگ انجام گرفته و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحلهٔ دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).
مجموعه پادشاهی
کاخ اختصاصی
این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفتهاست واز تعدادی کاخ تشکیل شده که در اصل در محدوده مجموعهٔ باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»). بدنهٔ اصلی کاخها از سالنهای ستوندار تشکیل شدهاست. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستوندار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایهٔ ستونها از سنگ سیاه هستند (۱٫۴۳×۱٫۴۳ متر)، و بدنهٔ آنها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستونها ۱٫۰۴ متر و بدنهٔ ستونها ۱۲٫۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستونها از سنگ سیاه بودهاست. شواهدی موجوداست که سرستونها یک شیر مرکب، شاخدار و یالدار، را نشان میدادهاست. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشتهاست. برخی از نقوش برجستهٔ درگاهها حفظ شدهاند، که پیکر انسان و دیوها را نشان میدهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P) بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شدهاست. سالن ستوندار این کاخ (۳۱٫۱×۲۲٫۱ متر) پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.
کاخ دروازه در حدود شرقی محوطهٔ اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستوندار با نقشهٔ چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد.
در یکی از چار چوبهای دروازه، یک نقش برجستهٔ مشهور از یک پیکر انسان مانند که بالهایی دارد دیده میشود. این طرح که تنها نقش باقیمانده در کاخ دروازهاست، مردی را نشان میدهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد.
کوشکهای (پاویلیونها) A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالاً دو ورودی به باغ سلطنتی بودهاند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شدهاست. این کوشک با ابعاد ۱۱٫۷×۱۰٫۱ متر از یک سکوی چهارضلعی از سنگهای آراسته تشکیل شدهاست.
آن چه از این بنا باقیمانده دیواری بلند به ارتفاع حدود ۱۴ و طول تقریبی ۷٫۵ متر است. این بنا به بنای کعبه زرتشت در نقش رستم شباهت دارد در حالی که از نظر قدمت، قدیمیتر و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قویتر از بنای کعبه زرتشت است.
محوطه مقدس
در فاصله حدود ۱۲۰۰ متری شمال غرب مجموعه پاسارگاد و پشت تپه ماهوریهای سنگی مشرف به دشت، محوطهای باستانی وجود دارد که شامل دو سکوی سنگی سفید رنگ و یک تپه مستطیل شکل پلهای است که معروف به محوطه مقدس است. در این محوطه با استفاده از سنگهای سفید دو سکوی نزدیک به هم ایجاد شده که یکی دارای پله و دیگری بدون پلهاست. قاعده سکوی جنوبی ۴۳/۲ متر و بلندی آن ۱۶/۲ متر است. این سکو دارای ۸ پله با خیز ۲۷ سانتی متر یعنی برابر با ارتفاع پلههای دیگر بناهای پاسارگاد است. قاعده سکوی شمالی ۸۰/۲ متر و بلندی آن۱۰/۲ متر است. مطالعه و بررسی سکوها نشان میدهد که آنها در دوره کوروش و به عنوان آتشدان جهت اجرای مراسم آیینی ساخته شدهاند. درون آتشدانها جهت سبک کردن وزن، خالی شده و روی شالودهای به عمق حدود یک متر قرار داده شده که پیرامون آنها را نواری از سنگ سیاه دربر گرفتهاست. در فاصله ۱۲۰ متری غرب آتشدانها روی صخرههای طبیعی موجود در محوطه ساختاری خشتی و سنگی ایجاد شده که اکنون به صورت یک تپه درآمدهاست. طول تپه حدود ۸۵/۷۴ متر، عرض آن حدود ۵۰ متر و ارتفاعی نزدیک به ۴۰/۵ متر دارد. این ساختار دارای پنج طبقه بوده که طبقههای یکم تا چهارم از سنگ لاشه و طبقه پنجم از خشت ساخته شدهاست. در نمای شمالی ساختار، یک پله جهت دسترسی به طبقات بالاتر با استفاده از سنگ لاشه ایجاد شده که ۲۰/۲ متر ارتفاع و ۵۰/۱ متر عرض دارد. با توجه به بررسیها و مطالعات انجام شده می توان نتیجه گرفت که این ساختار در ارتباط با آتشدانهای سنگی و جهت اجرای مراسم قربانی یا تشریفات مذهبی ساخته شدهاست.
در نزدیکی آرامگاه کوروش سازهای مشتمل بر حیاتی به وسعت ۲۰۸ مترمربع است که بصورت نامنظم از سنگهای سفید ربودهشده از کاخهای پاسارگاد ساختهشده و نیز ایوانی به پهنای ۳۰٫۳ متر با جرزهای سنگی نامنظم و چهار گوش با اتاقهای کوچک و بزرگ در پشت آن دارد. درب این سازه به سمت مشرق است. سنگهای سازه با ملات گچ به هم وصل شده و در بعضی از نقاط این سازه ملات به کار برده نشدهاست.[۸] در زمان سامی قسمتی از این محل تعمیر شده و بدفتر فنی سامی اختصاص داده شده بود ولی امروزه متروک میباشد.[نیازمند منبع] کاخ بارعام
کاخ بارعام یا کاخ پذیرایی کوروش. وسعت این کاخ ۲۴۷۲ متر مربع است که در محور شمال غربی ـ جنوب شرقی ساخته شدهاست. این کاخ شامل یک تالار گسترده مرکزی با هشت ستون است که وسعت آن ۷۰۵ متر مربع است. چهار ایوان در چهار سمت کاخ با ستونهایی کوچکتر و دو اتاق، دیگر قسمتهای اصلی بنا را تشکیل میدهد. ارتفاع تالار کاخ به گونهای بوده که چند متر از سقف ایوانهای اطراف بالاتر بودهاست. از هشت ستون این تالار تنها یک ستون آن پابرجاست که ارتفاع کنونی این ستون به ۱۰/۱۳ متر میرسد. زیر ستونها و سر ستونهای تالار مرکزی از سنگ سیاه و قلمه ستونها از سنگ سفید ساخته شدهاست. دیگر ستونهای تالار، در زمان اتابکان برای ساختن مسجدی در اطراف آرامگاه کوروش به آنجا منتقل شده بود که هم اکنون به جای اصلی بازگردانده شدهاست. تالار مرکزی از چهار درگاه به چهار ایوان کاخ ارتباط دارد. درگاهها و ستونهای ایوانها از سنگ سیاه بودهاست. درگاه شمال غربی، با نقش پای انسان و عقاب به ایوان ۱۶ ستونی شمال غربی ارتباط دارد و درگاه شمال شرقی نیز به بزرگترین ایوان کاخ، که ۴۸ ستون داشته ارتباط دارد. درگاه جنوب شرقی با نقش ترکیبی انسان، ماهی و گاو به یک ایوان ۱۶ ستونی راه دارد. درگاه جنوب غربی با نقش پای انسان و حیوان به ایوانی ۲۸ ستونی راه دارد. ظاهراً این نقوش درگاهها از سنن آشوری و دیگر ملل الهام گرفتهاست، اما ایرانیان به آنها معانی متناسب با روحیات و باورهای خود دادهاند. در دو سوی این ایوان، دو اتاق وسیع قرار داشتهاست.
در این کاخ قسمتهایی از سه جرز سنگی باقیمانده که بر بلندای جرز جنوبی یکی از کهن ترین سنگ نبشتههای میخی بر آن حک شدهاست. این سنگ نبشته به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده و متن آن چنین است:
کاخ بار عام کوروش مکانی است که در آن شاه از میهمانان و مقامات ملل مختلف که زیر چتر امپراتوری هخامنشی قرار داشتند پذیرایی میکرده و در مورد مسائل مختلف با یکدیگر بحث و گفتگو میکردهاند. تالار بارعام نخستین مقر سازمان ملل است که در بیست و پنج قرن پیش اندیشههای والای انسانی، حقوق بشر و آزادی و برابری انسانها در آن مطرح شد و به تمامی جهان آن روز گسترش یافت.
عقاید مختلف درباره این سنگ نگاره
ایرانیان از زمان باستان تاکنون این پیکره را مقدس میدانند و… (تاکنون) هیچکس جرأت نداشته به این پیکره… آسیب برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن این پیکره در میان مردم بومی باقی است.[۹] مردم محلی دستان او (صاحب این مجسمه) را رو به قبله و در حالت نیایش می دانند. مولانا ابوالکلام آزاد (مفسر قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی) در کتاب کوروش کبیر (ذوالقرنین) و برخی دیگر از پژوهشگران این نقش برجسته که شاخهای قوچ و بالهای عقاب دارد را تصویر کوروش میدانند.
برج سنگی
یکی از بناهای بسیار زیبای مجموعه پاسارگاد برج سنگی است که ساخت آن مربوط به آغاز دوره هخامنشیان است. بنایی چهار گوش برج مانند که اکنون تنها یک دیواره از آن باقیماندهاست. ارتفاع برج نزدیک به ۱۴ متر و قاعده آن ۲۳/۷ * ۲۷/۷ متر است که بر سکویی سه پلهای قرار گرفتهاست. ورودی بنا به سوی شمال غربی تعبیه شده و نزدیک به ۵۰/۷ متر از سطح زمین ارتفاع دارد که با یک پلکان ۲۹ پلهای به اتاق بالای برج دسترسی داشتهاند. این بنا از نگاه معماری و هنری یکی از شاهکارهای مهندسان و هنرمندان هخامنشی به شمار میآید. بلوکهای سنگی به گونهای روی هم قرار گرفتهاند که در برخی از رجها به سختی میتوان دو بلوک را از هم تشخیص داد. سنگهای به کار رفته در ساخت بنا از گونه سنگهای سفید مرمر نما است که از معدن کوه سیوند آورده شدهاند. مقداری هم سنگ سیاه آهکی در پنجرههای کور استفاده شدهاست. نمای دیواره دارای تعداد زیادی تو رفتگی مستطیل شکل است که احتمالاً جهت زیباسازی یا در ارتباط با کارکرد بنا بودهاست. ۱۰ عدد گودی پنجره مانند که (پنجره کور) نامیده میشده) در دیوارهای آن در آوردهاند و این پنجرهها را با سنگهای سیاه قاب گرفتهاند.
در مورد کاربری بنا نظرهای گوناگونی مطرح است. گروهی آن را مقبره کمبوجیه پسر و جانشین کوروش می دانند و بعضی هم آن را آتشکده یا نیایشگاه بشمار میآورند و برخی نیز آن را (گنج خانه کوروش) خواندهاند که در آن اسناد و مدارک مهم دولت هخامنشی بایگانی میشدهاست. به احتمال زیاد این بنا با توجه نقشه و معماری آن کارکردی آیینی داشتهاست. نمونهای از این بنا در نقش رستم با نام کعبه زرتشت وجود دارد که از روی این بنا الگوبرداری شدهاست.
این بنا در دوره اسلامی به نام زندان سلیمان معروف بودهاست.
پاسارگاد، جمهوری اسلامی ایران به سال ۱۳۸۳ خورشیدی مطابق با سال ۲۰۰۴ میلادی بر اساس بندهای یکم، دوم، سوم و چهارم معیارهای فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید:
معیار یک: پاسارگاد نخستین نشانه بارز معماری سلطنتی هخامنشی است.
معیار دو: پایتخت شاهنشاهی پاسارگاد را کوروش بزرگ با مشارکت مردمان گوناگون امپراطوری که بنا نهاده بود ساخت این حرکت به صورت یک مرحله بنیادی در تحول هنر و معماری کلاسیک ایران درآمد.
معیار سه: محوطه باستان شناختی پاسارگاد با کاخها، باغها و آرامگاه کوروش بزرگ بنیان گذار سلسله هخامنشی یادبودی استثنایی از تمدن هخامنشیان در ایران است.
معیارچهار: مجموعه چهار باغی پادشاهی که در پاسارگاد بنیان گذاشته شده به صورت نمونهای مادر برای این گونه معماری و طرح ریزی در آسیای غربی در آمد.
میراث جهانی پاسارگاد مسقف میشود
اداره کل میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری فارس در نظر دارد مجموعه جهانی پاسارگاد را مسقف کند. بهدنبال مطالعات و پژوهشهایی که با هدف حفاظت و مرمت بناهای تاریخی انجام شده و میشود، موضوع مسقف شدن مجموعه جهانی پاسارگاد مطرح و پس از برگزاری جلسات متعدد کارشناسی، از سوی شورای راهبردی سازمان میراث فرهنگی کشور تصویب شد. براساس این طرح بیش از ۶ هزار مترمربع از کاخهای اختصاصی، بارعام و کاخ دروازه مجموعه جهانی پاسارگاد، مسقف میشود. در اولین گام اجرایی از این طرح، مرحله ساخت قطعات مورد نظر آغاز شدهاست. این طرح با اعتباری بالغ بر ۱۴ میلیارد ریال عملیاتی خواهد شد. هم اکنون عملیات حفاری محل فنداسیونهای سقف توسط هیأت حفاری در مجموعه جهانی پاسارگاد آغاز شده که به محض اتمام عملیات نسبت به نصب سقف ها اقدام میشود. زمان اجرای این طرح حدود ۲ ماه اعلام شده است.