شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
موقعیت جغرافیایی:
شهر ارمغانخانه مرکز بخش قره پشتلو از توابع شهرستان زنجان در بهمن ماه 1387 با تصویب هیأت وزیران بعنوان شهر شناخته شده و از تیر ماه 1388 شهرداری در این شهر تاسیس و فعالیت خود را آغاز نموده است این شهر در 32 کیلو متری استان واقع شده و از نظر مختصات جغرافیایی در 48 درجه و 32 دقیقه طول جغرافیایی و 36 درجه و 58دقیقه عرض جغرافیایی در غرب شهر زنجان استقرار یافته است میانگین ارتفاع محدوده شهر از سطح دریا 1940 متر می باشد.
مسیر اصلی شهر از سمت زنجان بوده جاده ترانزیت بطرف عثمانی (ترکیه کنونی) از این شهر می گذرد که راه ارتباطی بین زنجان و اردبیل بشمار می رود.
ویژگیهای تاریخی:
شهر ارمغانخانه از دو کلمه آر و مان تشکیل شده و پیداست شهرستان آر مخفف آریایی و مان مخفف خانه (آریایی خانه) بوده و در کتاب مرآه البدان، کتاب گلگشت قدیمی و یا در کتاب روضه الصفای ناصری قید گردیده است و از آنجائیکه روستاهای قدیمی بنام گلوا (جلیل آباد کنونی)ماری (در واژه نامه به معنای ارمنی)و ولگران ( ولیاران کنونی) به معنای پاسبان و نگهبان کوه ، وننه(وننق) جایی که آب گرم از آن می جوشد که پارسی ها (قوم پارت) به خاطر آب و هوای معتدل این منطقه را آریا خانه نام گذاری کرده اند .
در زمان حکومت زندیه هنگام عبور کریم خان زند از زنجان که با اهداء هدایا از سوی آذربایجانی ها در این محل (تورپاخ قلعه) به وی انجام گرفت شهرآرمان خانه به ارمغانخانه تغییر نام یافت.
قبرستان ارامنه و همچنین وجود قلعه های متعددی از جمله تورپاخ قلعه و قلعه صنم خاتون و قلعه هایی که از آن به کله یاد شده حائز اهمیت بودن منطقه را نشان می دهد به همین جهت زمانی ارمغانخانه نگین آذربایجان بوده که این آثار باستانی ،هوای معتدل ،کوههای زیبا و دشتهای سرسبز از جمله دشت وسیع سهرین با سی هزار هکتار در جنوب شرق شهر ارمغانخانه که تنها مأمن آهوان با 1450 رأس آهو در شمال غرب کشور و وحوش و پستانداران دیگر می باشد و نزدیکی به فرودگاه زنجان می تواند این شهر را به قطب گردشگری تبدیل نماید . .
در زمان های قدیم شهر ارمغانخانه بر اثر سیل و بلایای طبیعی در زیر خاک مدفون شده که می تواند اکتشافات مهمی توسط باستان شناسان صورت گیرد.
زرینآباد یکی از شهرهای ایران در استان زنجان است. این شهر مرکز شهرستان ایجرود است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۲٫۲۲۷ نفر بوده است.
جاذبه های گردشگری
عمدهترین جاذبههای طبیعی و تاریخی شهرستان ایجرود که این منطقه را از سایر نقاط استان متمایز نموده و شرایط لازم را برای گردشگری و بهویژه اکوتوریسم فراهم مینماید عبارتند از:تنوع راههای ورودی و خروجی شهرستان حداقل هشت مسیر جاده آسفالته فرعی و یک جاده فرعی اصلی غرب کشور که در طول و عرض شهرستان گسترده شدهاند و بنا به تعریفی می توان گفت که جاذبههای گردشگری طبیعی و تاریخی که عمدتاًدر جوار هم قرار گرفتهاند در یک کریدور تاریخی و طبیعی از آثار تاریخی زنجان سلطانیه سجاس قیدار نبی شروع و از طریق آثار تاریخی گلابر و مناظر طبیعی و دیدنی آن به زرینآباد که از کنار دریاچه سد گلابر نیز عبور مینماید به مناظر بسیار زیبا و آثارتاریخی روستای خوئین(قلعه زیر زمینی دژمنده و بازار و گرمابه) و چشمانداز طبیعی زیبای باغات، جنگلها و آبگرم روستای ارکوئین، گورستانهای تاریخی با قدمت بسیار زیاد روستاهای قمچقای بلوبین و سعیدآباد و خوئین و همچنین میل خوئین پل تاریخی قجور احداث شده بر روی رودخانه قزلاوزن با ورود به شهرستان ماهنشان و اثر تاریخی تخت سلیمان در شهرستان همجوار یعنی تکاب استان آذربایجانغربی ختم میشود. مسیر فوق دارای ویژگیهایی است که میتواند مورد توجه بیشتری قرار گیرد تا عامل جذب گردشگر باشد.
زرینرود یکی از شهرهای ایران در استان زنجان است. این شهر مرکز بخش بزینه رود شهرستان خدابنده است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۵٫۱۶۴ نفر بوده است .
دَندی یکی از شهرهای ایران در استان زنجان است. این شهر مرکز بخش انگوران شهرستان ماهنشان است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۳٫۰۱۷ نفر بوده است.
فاصله این شهر تا شهر زنجان در حدود ۱۰۰ کیلومتر است و در غرب زنجان قرار دارد. به فاصله ۳۰ کیلومتر که به طرف غرب دندی حرکت کنیم به معدن سرب و روی انگوران میرسیم که بزرگترین معدن سرب و روی خاورمیانه است. پس از آن به تخت سلیمان و سپس به تکاب میرسیم.
در همسایگی دندی منطقه حفاظت شده انگوران قرار دارد که از سال ۱۳۴۹ از طرف سازمان حفاظت محیط زیست محافظت شده اعلام شد. این منطقه از لحاظ تنوع حیوانات بسیار غنی است و حیواناتی مانند خرس قهوهای، پلنگ ایرانی، گرگ خاکستری، کفتار راهراه، گربه جنگلی، وشق اورآسیایی، سمور جنگلی، قوچ و میش، کل و بز، آهوی گواتردار ایرانی و گراز به همراه ۱۰۰ گونه پرنده و حدود ۲۰۰ گونه گیاهی بومی آن هستند.
سُهرَوَرد با جمعیتی بالغ بر ۶۳۱۸ نفر در ۲۴ کیلومتری مرکز شهرستان خدابنده استان زنجان ایران قرار دارد.مردم این شهر پیرو مذهب شیعه بوده و به زبانهای ترکی آذربایجانی سخن میگویند. این شهر که در سال ۱۳۸۷ خ. به شهر ارتقاء یافت دارای ۷ اثر باستانی، یک مرکز بهداشتی و درمانی، کتابخانه عمومی، پایگاه مقاومت بسیج، مخابرات، بانک، سالن ورزشی و زمین فوتبال، مدارس ابتدایی – راهنمایی و متوسطه و پلیس ۱۱۰ است.
پیشینه
سهرورد پیشینهای تاریخی داشته و زادگاه بزرگانی همچون شیخ شهابالدین سهروردی است. ابنحوقل دربارهٔ این شهر مینویسد: «از جانب سلطان امیر یا عاملی جهت رسیدگی به اموال در آنجا نیست و فراخی معیشت و ارزانی و موقعیت خوب بر اهمیت آن افزوده و شهر پربرکت و حاصلخیز است و بیشتر سکنهٔ آن در سابق از خوارج بودند و سپس از آنجا رفتهاند و گروهی نیز به سبب وطنپرستی، خفت و خواری را پذیرفتهاند و شهری است استوار و دارای حصار».
این شهر تا سدهٔ هفتم هجری آباد بوده که در اثر حملهٔ مغولها آسیب دیدهاست.
سرشناسان سهرورد
شهابالدین سهروردی، فیلسوف معروف ملقب به شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید(۵۴۹ – ۵۸۷ ق / ۱۱۵۴ – ۱۱۹۱ م)
شهابالدین عمر سهروردی از معروفترین شیوخ تصوف (۵۴۲ – ۶۳۲ قمری)
ابوالنجیب سهروردی از مشایخ صوفیه در قرن ششم هجری و از فقها و واعظان شافعی (۴۹۰ – ۵۶۳)
صنایع دستی
صنایع دستی سهرورد
قالی.
گلیم.
جاجیم.
غذاهای محلی سهرورد
کلهجوش.
آبگوشت محلی.
شوربای زردآلو.
صائینقلعه یکی از شهرهای استان زنجان است و به همراه مناطق خود با بیش از ۳۰۰۰۰ نفر جمعیت در بخش مرکزی شهرستان ابهر قرار گرفتهاست. این شهر دارای چندین و چند روستای تابعه از جمله: پیرزاغه، خراسانلو، گاودره، کوه زین، چرگر، جدایقه، ارهان، الگیزیر، داشبلاغ، سروجهان، خلیفه لو (کبود چشمه) میباشد. فاصله صائین قلعه از مرکز شهرستان ۲۴ و مرکز استان ۶۵ کیلومتر میباشد. در ذکر مسافت از سلطانیه دارالملک مغول تاری مسافت بین ابهر وصائین قلعه را چهار فرسنگ ذکر کرده و دراین زمان یعنی قرن هفتم از هیدج و خرمدره آثاری نبوده که مذکور افتد. از دیرباز باغها و زمینهای کشاورزی صائین قلعه زبان زد عام و خاص بوده و بسیاری از اهالی شهرها و روستاهای اطراف برای کار در این مزارع به این شهر مهاجرت کردهاند، از باغات و زمینهای زر خیز این شهر محصولاتی چون غلات و حبوبات، اکثر محصولات باغی شامل انواع سیب، انواع هلو، انواع آلو، گیلاس، آلبالو، بادام و گردو، گلابی، سنجد، انواع سبزی و سیفی جات، انواع گیاهان علوفهای برداشت میشود خاص ترین محصول این شهر را میتوان انگور دانست به طوری که همه ساله بیش از ۳۰ نوع انگور در تاکستانهای صائین قلعه برداشت میشوند. شغل اهالی زراعت، صنعت، و فعالیت در بخش حمل و نقل (کامیون داری) و همچنین بخش خدمات است. زبان مردم این شهر ترکی آذربایجانی و مذهبشان شیعه دوازده امامی میباشد. ایستگاه راه آهن در شمال شرقی شهر نزدیک جاده واقع است..این شهر در مشرق سلطانیه واقع شده و نام قدیمی آن قهود بوده است. در مورد وجه تسمیه یا علت تغییر نامش به صایین قلعه یک روایت تاریخی وجود دارد که گویا پس از حمله مغولان به دلیل مقاومت دلیرانه اهالی مهاجمان لقب “صایین قالا” یا قلعه استوار و مورد احترام را بر این شهر نهادند، امروزه نیز در زبان ترکی “صایین” برای بیان احترام و ارادت گوینده نسبت به شخص مقابل به کار میرود.
آثار و ابنیه تاریخی و گردشگری
به دلیل تاریخ دیرین صائین قلعه، محوطه و آثار باستانی متعددی در گوشه و کنار شهر به چشم میخورد که بسیاری از آنها اکتشاف نشده و از آن جمله میتوان به تپه باستانی علی یورد، تپه باستانی موجود در محوطه امامزاد یحیی، محوطه قدیمی طالیب ایوانی (ایوان طالب)، حوض باستانی گاودره. همچنین بقعههای متبرکه چند امامزاده از جمله امامزداه یعقوب، امام زاده یحیی، ینگه امام (سارا و قاسم)، امامزداه عبدالله اشاره کرد. تپه علی یورد این تپه یا محوطه باستانی در میان دشت حاصل خیز “اولیاجو” (شکل تغییر یافته نام الجایتو شاه مغول) قرار داشته و حدود ۲۶ متر ارتفاع داردو به علت ریخت و شکل ظاهری احتمالاً به دست بشر ایجاد شده است. “یورد” در زبان ترکی یورد هم به معنای “ملک و زمینهای علی” میباشد اما از علت دقیق و تاریخ به وجود آمدن این محوطه اطلاع دقیقی در درسترس نیست. امروزه به دلیل نا مهربانیهایی که با تاریخ این منطقه میشود توجه چندانی به این محوطه نمیشود و سارقان فرهنگ هر روز بخشی از آن را کنکاش میکنند اما علیرغم حفاریهای غیر مجاز و تخریبهای فراوان ناشی از آن این اثر در تاریخ دوازدهم دی ۱۳۸۶ با شماره ثبت ۲۰۴۵۱ در دفتر ثبت آثار ملی ایران به ثبت رسید. پس از ثبت این محوطه دانشجویان باستان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر با مجوز پژوهشکده باستان شناسی پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و با سر پرستی دکتر امیر صادق نقشینه، این تپهٔ تاریخی را مورد نظارت قرار داده و حفاریها و کاوشهای باستانی توسط تعدادی از باستان شناسان در حال انجام است.
از مکانهای گردشگری شهر نیز علاوه بر امامزاده یعقوب، میتوان به پیست موتور کراس شهید رحمتالله جعفری اشاره کرد که با تکمیل این طرح با توجه به موقعیت مکانی مناسب انتظار میرود این پیست به نمونه بسیار جالب و منحصربهفردی در سطح استان تبدیل شود. “دربند و آبشار خراسانلو” در شمال صائین قلعه سلسله کوهایی وجود دارد که دارای طبیعت بسیار جالب و خیره کنندهای میباشند از جمله جاذبههای طبیعی این کوها دربند و اوجاق (مکان زیارتی در کمرکش کوه) و همچنین آبشار در خراسانلو و سد چرگر را میتوان برشمرد. همچنین در کوههای شمالی دهها معدن فعال گرانیت و سنگ آهک وجود دارد.
هچیرود، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان چالوس در استان مازندران ایران. در سال 1391 به شهر هچیرود تغییر یافته که شامل قسمت های مختلف به نام های دوجمان,امامرود,عباسکلا,محمد حسین آباد,هرطه کلا و ….می باشد.
جمعیت
این شهر در کلارستاق غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۵۰ نفر (۴۷۶خانوار) بودهاست. بر اساس آخرین سرشماری جمعیت شهر هچیرود 9167 نفر در سال 1390 بوده است. ولی پس از انتخابات 1392 که با حضور 10180 نفری مردم شهر هچیرود!!!(طبق آمار فرمانداری چالوس)در پای صندوق های رأی حاضر شدند، که این فقط جمعیت بالای 18 سال ساکنین شهر هچیرود است بنابر این نتیجه می گیریم که در سال 1392 جمعیت هچیرود حداقل 15000 نفر می باشد.با این روال بزودی شهر هچیرود به شهرستان تبدیل خواهد شد.
کوهیخیل یکی از شهرهای استان مازندران ایران است. این شهر مرکز بخش گیلخوران شهرستان جویبار است.
پلْسِفید، مرکز شهرستان سوادکوه در استان مازندران. این شهر در °53 و´3طول شرقی و °36و´7 عرض شمالی، در ارتفاع 550متری از سطح دریا در دامنههای شمالی رشته کوههای البرز مرکزی و در ناحیهای نیمه جنگلی واقع شده است. پیرامون این شهر را کوههای سامانسی، سیتک، الوات، غلِ غِلوک، گَتو و لالتا دربرگرفته، از این رو شهر به صورت طولی و در امتداد جادهای که از میان آن میگذرد، رشد کرده است. رودخانۀ تالار که از کوههای جنوبی شهرستان سوادکوه سرچشمه میگیرد، از میان این شهر میگذرد. آبوهوای پلسفید معتدل و نیمه مرطوب است. بیشترین دمای آن در تابستانها °34 سانتیگراد، و کمترین آن در زمستانها °10- سانتیگراد، و میانگین بارندگی سالانۀ آن حدود 550 میلیمتر است.
در پیرامون پلسفید کشاورزی و دامداری رونق دارد. آب کشاورزی این شهر از رودخانۀ تالار، و آب آشامیدنی آن از چشمههای لولهکشی شده تأمین میشود. وجود مراتع سرسبز باعث شکوفایی دامداری در این شهر شده است، چنانکه گوشت گوسفند و فرآوردههای لبنی از موادی است که به جاهای دیگر فرستاده میشود. زغالسنگ نیز از دیگر مواد صادراتی این شهر است که از معادن البرز مرکزی ـ که در کنار آبادی کریکلا در 4 کیلومتری پلسفید واقع است ـ استخراج میشود.
یکی از مهمترین عوامل در توسعۀ پلسفید، قرارگرفتن این شهر در کنار راههای ارتباطی است. پلسفید بر سرراه فیروزکوه که تهران را به مازندران متصل میسازد، و همچنین در مسیر راهآهن تهران ـ شمال واقع است.
پیشینۀ تاریخی: در بیست و پنجمین سال سلطنت شاهعباس اول (1021ق/1612م)، جادۀ شاهی که اصفهان را ییلاق فرحآباد در مازندران متصل میساخت، کشیده شد و پلی در مسیر این جاده بر روی رودخانۀ تالار احداث گردید. این پل به سبب رنگ سفید آن، به پل سفید معروف شد، اما به درستی معلوم نیست که آبادی پلسفید پس از احداث این پل پدید آمده، یا پیش از آن در محل امروزی بوده است.
از منابع تاریخی و جغرافیایی دوران صفویه تا اواسط دورۀ قاجار، آگاهی روشنی از وجود زیستگاهی در کنار این پل به دست نمیآید. در گزارش استرابادی از سوءقصد به نادرشاه افشار در 1154ق/1741م، در حوالی پلسفید، اشارهای به آبادیای در کنار این پل دیده نمیشود. رضاقلیخان هدایت در 1268ق/1852م هنگامی که به سفارت خوارزم میرفته، از پلسفید گذر کرده است؛ وی از آن به عنوان «پلی محکم، بلند و وسیع» یاد میکند که بر رودخانۀ تالار بسته شده است(ص17). اما از گزارشهای او نیز نمیتوان به وجود آبادیای در کنار پلسفید پی برد، زیرا وی و همراهانش پس از عبور از پلسفید، شب را در بقعۀ امامزاده ابوطالب واقع در نزدیکی این پل گذراندند(همانجا). ناصرالدینشاه قاجار که در سفر به مازندران(1282ق/1865م) از پلسفید عبور کرده بود، از آن به عنوان یکی از منازل جادۀ شاهعباسی یاد میکند. بنابر مشاهدات وی این پل «سه، چهار دهانه» داشته است. اگر بتوان به گفتۀ ناصرالدین شاه اعتماد کرد، این پل میبایست پس از این تاریخ مرمت شده باشد، زیرا رابینو که در حدود سال 1327ق/1909م پل را دیده، آن را با دو دهانه وصف کرده است. افضلالملک، از مورخان دورۀ قاجار در شرح سفر خود به مازندران در 1331ق، از پل سفید و قهوهخانهای در کنار آن یاد کرده است.
در اوایل سلطنت رضاشاه پهلوی این پل توسط «ادارۀ طرق» مرمت شد و به شکل امروزی آن درآمد. امروزه این پل با 25متر درازا، 5/4متر پهنا دو دهانۀ متفاوت دارد. رضاشاه در 1305ش در سفر مازندران از این پل دیدن کرده، و در سفرنامۀ خود از آن به عنوان یکی از پلهای مهم راه تهران به مازندران یاد کرده است. با احداث راهآهن شمال ـ جنوب که ساخت آن در 1307ش آغاز شد و در 1315ش به اتمام رسید، پلسفید به یکی از ایستگاهها و تعمیرگاههای قابل توجه راهآهن سراسری ایران بدل گشت.
احداث ایستگاه راهآهن در پلسفید باعث جذب و افزایش جمعیت در این آبادی شد. پلسفید در 1329ش روستایی از دهستان راستوپی از بخش سوادکوه به شمار میرفته، و جمعیت آن حدود دوهزارتن بوده است که شمار قابل توجهی از این جمعیت را خانوادههای کارگران و کارمندان راهآهن تشکیل میدادهاند. بنابر سرشماری 1355ش جمعیت شهر پلسفید به 839‘3 تن افزایش یافت. با تشکیل شهرستان سوادکوه به مرکزیت پلسفید، سازمانها و ادارات دولتی در این شهر دایر شد و جمعیت آن در 1365ش به 423‘6 تن و در آبان 1375 به 633‘7 تن رسید.
پیشینۀ تاریخی:
در بیست و پنجمین سال سلطنت شاهعباس اول (1021ق/1612م)، جادۀ شاهی که اصفهان را به ییلاق فرحآباد در مازندران متصل میساخت، کشیده شد و پلی در مسیر این جاده بر روی رودخانۀ تالار احداث گردید. این پل به سبب رنگ سفید آن، به پل سفید معروف شد، اما به درستی معلوم نیست که آبادی پلسفید پس از احداث این پل پدید آمده، یا پیش از آن در محل امروزی بوده است.
از منابع تاریخی و جغرافیایی دوران صفویه تا اواسط دورۀ قاجار، آگاهی روشنی از وجود زیستگاهی در کنار این پل به دست نمیآید. در گزارش استرابادی از سوءقصد به نادرشاه افشار در 1154ق/1741م، در حوالی پلسفید، اشارهای به آبادیای در کنار این پل دیده نمیشود. رضاقلیخان هدایت در 1268ق/1852م هنگامی که به سفارت خوارزم میرفته، از پلسفید گذر کرده است؛ وی از آن به عنوان «پلی محکم، بلند و وسیع» یاد میکند که بر رودخانۀ تالار بسته شده است(ص17). اما از گزارشهای او نیز نمیتوان به وجود آبادیای در کنار پلسفید پی برد، زیرا وی و همراهانش پس از عبور از پلسفید، شب را در بقعۀ امامزاده ابوطالب واقع در نزدیکی این پل گذراندند(همانجا). ناصرالدینشاه قاجار که در سفر به مازندران(1282ق/1865م) از پلسفید عبور کرده بود، از آن به عنوان یکی از منازل جادۀ شاهعباسی یاد میکند. بنابر مشاهدات وی این پل «سه، چهار دهانه» داشته است. اگر بتوان به گفتۀ ناصرالدین شاه اعتماد کرد، این پل میبایست پس از این تاریخ مرمت شده باشد، زیرا رابینو که در حدود سال 1327ق/1909م پل را دیده، آن را با دو دهانه وصف کرده است. افضلالملک، از مورخان دورۀ قاجار در شرح سفر خود به مازندران در 1331ق، از پل سفید و قهوهخانهای در کنار آن یاد کرده است.
در اوایل سلطنت رضاشاه پهلوی این پل توسط «ادارۀ طرق» مرمت شد و به شکل امروزی آن درآمد. امروزه این پل با 25متر درازا، 5/4متر پهنا دو دهانۀ متفاوت دارد. رضاشاه در 1305ش در سفر مازندران از این پل دیدن کرده، و در سفرنامۀ خود از آن به عنوان یکی از پلهای مهم راه تهران به مازندران یاد کرده است. با احداث راهآهن شمال ـ جنوب که ساخت آن در 1307ش آغاز شد و در 1315ش به اتمام رسید، پلسفید به یکی از ایستگاهها و تعمیرگاههای قابل توجه راهآهن سراسری ایران بدل گشت.
منبع : شهرداری پل سفید
بخش کجور یکی از بخشهای شهرستان نوشهر در استان مازندران در شمال ایران است.
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش کجور شهرستان نوشهر در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۴۲۰۳ نفر بوده است .
مَرزَنآباد از شهرهای استان مازندران در شمال ایران است. این شهر، در بخش مرزن آباد شهرستان چالوس قرار دارد.[۱]
شهر مرزن آباد که در کوهپایههای زیبای البرز در محل تلاقی دو رودخانه چالوس و براررود در دامنه تپههای کم ارتفاع منطقه بیرون بشم و کوهستان بخش مرزن آباد شهرستان چالوس قرار دارد بواسطه شرایط خاص اقلیمی و آب و هوایی از گذشته بسیار دور محل سکونت بوده است در کتاب البلدان در حدود ۱۲۰۰ سال قبل به شهر سعیدآباد مابین کلار ورویان اشاره شده است. سعدآباد نام قدیمی شهر مرزن آباد بوده که در حال حاضر نام یکی از محلات شهر میباشد این نام برگرفته از نام حاکم عرب دوران عباسی این منطقه به نام سعید بن دعلج بوده است که به نام سعید آباد نامگذاری شده بود که به سعدآباد تغییر نام یافت، همچنین در کتاب تاریخ طبرستان، رویان، مازندران نوشته سید ظهیرالدین بن نصرالدین المرعشی و کتاب حبیب اسیر فی اخبار افراد بشر نوشته غیاث الدین بن همام، حسن بن زید بن اسماعیل از فرزندان امام حسن مجتبی (ع) که در ری زندگی میکرد به دعوت مردم رویان جهت دادخواهی و مبارزه با حکومت عباسی که با مردم منطقه بدرفتاری میکردند در سال ۲۵۰ هجری قمری در سعدآباد با نمایندگان اهالی کلار و رویان طبرستان بیعت نمودند و در طول بیست سال حکومت علویان طبرستان اعتبار فراوانی کسب کرد بر دیلمان، ری و گرگان دست یافت. در طول دوران ۱۰۰۰ ساله مرزن آباد بواسطه قرار داشتن در مسیر جاده باستانی شمال ایران همواره محل توفق و سکونت بوده است. بواسطه وجود امامزاده خلیل که راه قدیمی از کنار آن میگذشت همواره مورد توجه قرار داشته. در دوران معاصر از حدود سال ۱۳۰۰ هجری شمسی تا سال ۱۳۱۰ هجری شمسی با احداث جاده زیبای چالوس و عبور آن از مرکز مرزن آباد و همچنین تأسیس پادگان بر اهمیت استراتژیک شهر افزوده شد در سال ۱۳۳۵ با پیشگامی عدهای از بزرگان با تلفیق محلههای قدیمی مرزبان آباد- سعدآباد (سیدوامحله)، بابوده، کشک و کوهستان محله شهر مرزان آباد تأسیس گردید. جمعیت شهر در زمان تأسیس حدود ۳۰۰۰ نفر بوده. “مرزان آباد” با تغییر زمان به ” مرزن آباد” تبدیل شد در حال حاضر جمعیت شهر ۷۳۴۵ نفر میباشد که در سال ۱۳۸۹ با تشکیل کمیتهای تحت عنوان کمیته توسعه و آبادانی، تحت حمایت شورای اسلامی دوره سوم و شهرداری مرزن آباد طرح بخش شدن مرزن آباد را به تصویب هیئت دولت رساند و از آذر ماه ۱۳۸۹ بخش مرزن آباد مشتمل بر دو دهستان بیرون بشم به مرکزیت”گویتر” و کوهستان به مرکزیت “طویر” به مرکزیت شهر مرزن آباد تشکیل گردید در حال حاضر جمعیت بخش مرزن آباد حدود ۲۰ هزار نفر میباشد.
اَجالق (جالق ) در شمال بلوچستان قرار دارد و گنجینه اسرار ناگفته پیشینیان این منطقه است. بخش جالق . در شمال شرقی شهرستان سراوان در قسمت علیای مُکران واقع است . از شمال به بخش مرکزی شهرستان خاش ، از مشرق به پاکستان ، از جنوب به بخش بم پشت ، و از جنوب غربی به بخش مرکزیِ شهرستان سراوان محدود می شود و مشتمل است بر سه دهستان به نامهای جالق و ناهُوک و کله گان ، و شهری به نام جالق . جنوب و مغرب این بخش کوهستانی ، مشرق آن دشت و شمال آن بیابانی است . خط الرأس رشته کوه باداموکوه / بادامکوه (مرتفع ترین قله : 618 ، 2 متر) با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی ، بخش جالق را از بخش مرکزی شهرستان سراوان جدا می سازد . رود فصلی جالق با طول حدود 110 کیلومتر (25 کیلومتر آن در پاکستان جاری است ) از ارتفاعات باداموکوه (مرتقع ترین قله 618 ، 2 متر) و سفید (مرتفع ترین قله 503 ، 2 متر) در شمال غربی شهر سراوان سرچشمه می گیرد و به نام کنُفُوسْکی به سوی شمال جریان می یابد. این رود پس از پیوستن چند رود فصلی به آن ، به رود سردشت تغییر نام می دهد. در ادامة مسیر، رودهای زَگَز و نوکودار به آن می پیوندند و رود پس از گذشتن از کنار شهر جالق ، رود جالق نامیده می شود. رود جالق در حدود چهل کیلومتری شهر جالق ، پس از گذشتن از بخش جالق ، از مرز خارج می شود و پس از پیوستن ریزابه های متعدد به آن ، در ارتفاع 550 متر (نقطة خروج از مرز) وارد هامونِ ماشْکِل / ماشکیل می گردد. مساحت حوضة آبریز آن حدود 300 ، 2 کیلومتر مربع می باشد .
منبع : عصر هامون
دوستمُحمد(دوست محمد خان سارانی) مرکز شهرستان هیرمند، استان سیستان و بلوچستان است.
این شهر مرکز بخش دوست محمد است و در۳۰کیلومتری شمال شرقی شهر زابل و چند کیلومتری مرز افغانستان قرار دارد. شهر دوست محمد در دشت واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا تقریباً۴۷۰ متر و آب و هوای آن گرم و خشک است. جمعیت این شهر بر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۲۰۴۵۶ نفر بودهاست. این شهر در اوایل سال ۱۳۸۷ از مرکزیت بخش به شهرستان ارتقا یافت و هم اکنون دارای فرمانداری و همه امکانات مشابه سایر شهرستانها میباشد. این شهر یکی ازشهرهای مهم سیستان محسوب میشود. ازجمله محصولات این شهر وپیرامون ان گندم،جو،محصولات جالیزی،انگور وانار میباشد. وصنعت دراین شهر رشد چندانی نداشته وتنها صنایع ماهیگیری از دریاچه هامون در گذشته رواج داشت که هم اکنون در واقع پرآبی هامون رونق می گیرد.
زبان ومذهب
مردم شهر دوست محمد به زبان فارسی (به گویش سیستانی) و بلوچی صحبت میکنند. مذهب مردم شهرستان هیرمند ترکیبی از شیعه و سنی میباشد.
تجارت وگردشگری
شهرستان هیرمند یکی از دروازه های ایران به افغانستان است ومبادلات تجاری از طریق مرز میلک درجنوب هیرمند انجام میشود وسالانه تجار ایرانی،افغان و…. واردهیرمند وراهی مقصد ومبدا خود میشوند. علاوه بر این وجود دریاچه هامون وجاذبههای دیدنی مانند آتشکده کرکویه می تواند موجب رونق گردشگری شهرستان وشهر دوست محمد میشوند.
مهرستان با نام پیشین زابُلی یکی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان ایران است.
جمعیت
طبق آمار سال ۱۳۹۰، این شهرستان دارای ۶۱۰۱ کیلومترمربع مساحت و ۶۲۷۵۶ نفر جمعیت می باشد.
موقعيت جغرافيايي و جاذبه هاي تاريخي
مهرستان با ۴۲/۶۱ طول جغرافیائی و ۱۸/۲۷ عرض جغرافیائی در ۹۸ کیلومتری سراوان ۶۰ کیلومتری سیب و سوران،۱۲۰ کیلومتری ایرانشهر، ۱۲۰ کیلومتری سرباز و ۱۴۵ کیلومتری خاش قرار دارد واز طریق شهرستان سرباز به بندر چابهار ارتباط دارد.
شهرستان مهرستان یکی از شهرستان های چهارده گانه استان سیستان و بلوچستان می باشد که بعنوان شهرستانی جدیدالتاسیس در دی ماه ۱۳۸۷ با ارتقاء سراوان به سه شهرستان مهرستان و سیب و سوران و سراون دو بخش مرکزی و آشار تقسیم گردید. شهرستان مهرستان نام اسبق آن مه گس بوده و کلمه «مه گس » mahgas یک واژه قدیمی پهلوی می باشد که از دو جزء «مه» به معنی بزرگ و «گس» به معنی شهر و جا تشکیل گردیده است .کلمه ی گس امروزه در ادبیات بلوچی مورد استفاده می باشد.
مهرستانی ها بلوچ هستند و به زبان بلوچی سخن می گویند و دین و مذهب مردم اسلام و سنی حنفی می باشد. مهرستان با توجه به اینکه ۵ سال از شهرستان شدنش می گذرد هنوز از ادارات دولتی، مدارس نمونه، بیمارستان، جایگاه مواد سوختی و کلا رنگ و روی شهرستان در آن دیده نمی شود.
جمعیت شهرستان مهرستان ۶۷۴۵۳ نفر بر آورد شده است.
زبان و لهجه در مهرستان
اولین محققی که لهجههای بلوچی را بیشتر بطور سیستماتیک مورد مطالعه قرارداد ویلهلم گیگر Wilhelm Geiger بود. او بلوچی را به دو لهجه اصلی تقسیم کرده و بلوچی شمالی (سرحدی) و بلوچی جنوبی (مکرانی) نامید. وی همچنین بلوچی جنوبی را به گروههای شرقی و غربی و بلوچی شمالی را به گروههای شمالی و جنوبی که بترتیب توسط طوایف لغاری Leghلri و مری Mari نمایندگی میشدند تقسیم کرد. گیگر برای نشان دادن تفاوت لغوی لهجهها به این واقعیت اشاره میکند که بلوچی شمالی به میزان بالایی از زبانهای هندی همسایه لغت اقتباس میکند در حالیکه بلوچی جنوبی بیشتر دارای لغات اقتباس شده با ریشه فارسی میباشد.(ترجمه و نقل از جهانی (۸۹))
یکی دیگر از محققین لهجههای بلوچی “سر جرج گریرسون” Sir George Grierson میباشد. او لهجههای بلوچی را به شرقی و غربی تقسیم کرد. وی معتقد بود که بلوچی غربی در محدوده حکومتی بریتانیا دارای سه لهجه میباشد و آنهارا بر اساس منطقه عمدهای که در آن صحبت میشوند، لهجه کراچی karلči، کیچی kیči و پنجگوری panjguri نامید.
محقق برجسته دیگری که بصورت سیستماتیک لهجههای بلوچی را مطالعه کرده است پروفسور جوزف الفنبین Josef Elfenbein میباشد، او در کتاب “زبان بلوچی، لهجه شناسی بامتن” برای نشان دادن تفاوت بین لهجههای مختلف، لیستی شامل آواشناسی، دستور (صرف و نحو) و لغت تهیه کرده و آنرا بعنوان معیار مقایسه شباهتها و تمایز لهجهها بکار برده است. در اینجا فقط به چند مورد از ویژگیهای خاص این لهجهها بر اساس معیار الفنبین اکتفا میکنیم.
زبان و لهجه در مهرستان اغلب لهجه بلوچی آنهم از نوع ایرانشهری، سربازی، لاشاری، سرحدی و… میباشد. وزبان فارسی نیز در این شهر موجود میباشد. البته برخی از ساکنان اصلی مهرستان یعنی طوایف آزادی و اربابی لهجه ی غلیظ و مخصوص به خودشان را دارند.
شعر و موسیقی محلی
موسیقی مهرستان طی سالیان دراز گرما بخش شادی و شور مردم این سامان بودهاست سازههایی مثل قیچک، رباب، بنجو، تمبورک، و دهلک وسعتی در خور توجه به موسیقی این خطه دادهاست. دهل و سرنا از دیگر سازهای رایج بویژه در قادراباد رونق افزای جشن و سرور بوده است . از انواع موسیقی در شهرستان میتوان موسیقیهای مجلسی را نام برد.
از هنرمندان بنام مهرستان میتوان از محمد سورنایی و در مرکزشهر گروه موسیقی جوانان به خوانندگی عبدالملک حسینی را می توان نام برد. و از شاعران شهرستان می توان یارمحمد اربابی (شیدا) و محمد رفیع محمودزهی را نام برد .
بازیهای محلی
تنوع و تعدد بازیهای سنتی در مهرستان گستردهاست برخی از این بازیها عبارتند از نه دارو ،سه دارو ، تلکی، هپت سنگ، مجول،چوک، تالی ،کپک ،چم چراگی ،دبل و….
پوشاک
پوشش مردان و زنان بلوچ بسیار ساده و در عین حال زیبا و مناسب برای اقلیم بلوچستان میباشد. عموماً پوشاک مردان بلوچ شامل یک پیراهن بلندو شلوار گشاد و بسیار پرچین به همراه دستار یا لنگی بردور سر میباشد. پوشاک زنان بلوچ نیز تقریباً مشابه پوشاک مردان است با این تفاوت که بخشهایی از سر آستین، سر پارچه و قسمت پیش و جلوی پیراهن را با قطعات پارچه با زیبا ترین نقشهای بومی و محلی رنگارنگ سوزن دوزی شده و تزئین نمودهاند، رنگ و نقش این تزئینات سوزن دوزی شده در مناطق مختلف بلوچستان اندکی با هم متفاوت میباشد.اما امروزه جوانان پیراهن را کوتاه تر و شلوار را تنگ تر می پوشند .و برای دوخت آن انواع مد دارند .
راسک یکی از شهرهای استان سیستان و بلوچستان ایران است.
مردم راسک بلوچ و اهل تسنناند.