شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
بنک شهری است از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگان استان بوشهر در جنوب ایران. بنک در سال ۱۳۸۲ به شهر تبدیل گردید.
موقعیت
بنک شهری از توابع شهرستان کنگان است که در منتهیالیه حدود غربی این شهرستان واقع شدهاست. ارتفاعش از سطح دریا ۱۰۰ متر میباشد، و در حدود ۳ کیلومتر از ساحل فاصله دارد. از شمال راه ارتباطی، از جنوب خلیج فارس، از مغرب راه ارتباطی، واز سمت مشرق به بندر کنگان محدود میگردد.
جمعیت و مردم
و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۱٬۷۵۱خانوار) ۸٬۷۵۳نفر بودهاست.
ساکنان این شهر از اهل سنت و از پیروان مذاهب: شافعی و مالکی هستند و بزبان فارسی وعربی تکلم میکنند. همچنین گروهی از پیروان مذهب تشیع نیز در این شهر در کنار اهل تسنن با آرامش زندگی میکنند. شهر دارای مسجد، مدرسه، خانه بهداشت و آب انبار (برکه) میباشد. و شغل اکثر مردم ماهی گیری و دامپروی است.
تاریخچه و وجه تسمیه
رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت : در کناره شهر کنگان و بنک بر اساس نوشتههای جغرافی نگاران قرن اول تا ۶ هجری دهی کوچک به نام خورشیف یا خورشید را جستجو میکند و معتقد است این روستای باستانی در محدوده بنک و کنگان و یا در محدوده بنک و بردستان میباشد. بَنك: بُنه +ك = محل بُنه و بار انداختن. بنه به معنای باروبنه یا بنه به معنای بنه و تنگه درختان. ساكنان اصلی شهر بنك كشاورزانی بوده اند كه برای گذراندن زندگی خود به این مکان آمدند. ابتدا دركپرها و كومه هایی كه از برگ خرما و چوب های درختان بومی چون گز، كنار و كرت برپا داشته اند به سر می بردند. به این كپرها و كومه ها بُنه می گفتند. بنه در اصطلاح عامیانه به تقسیم اراضی و تقسیم کار می گفته اند و بنه بندی نیز گفته شده است در زبان محلی بنه به معنی جمع کردن خرمن و یا عبارت دیگر خرمن جا نیز گفته می شده است در ضمن در منطقه درختان بنه وجود دارد. رفته بُنه به بُنك تبدیل شده و پس از آن به بَنَك تبدیل شده است.
بَندَر کَنگان مرکز شهرستان کنگان در استان بوشهر در جنوب ایران واقع شدهاست، و در ۶ کیلومتری شمال شرقی روستای بنک قراردارد. مساحت شهر کنگان ۷۳۸هکتار میباشد.
شهرستان کنگان نیز در کنار شهرستان عسلویه محل اجرای پروژههای پارس جنوبی است. سایت ۲ پارس جنوبی (سایت کنگان) که بزرگی آن ۲ برابر سایت عسلویه است در ۱۰ کیلومتری بندر کنگان قرار دارد.
محدوده بندر کنگان
از شمال به دامنه ها و رشته کوهای زاگرس و تپه کنگان، از جنوب خلیج فارس، از غرب روستای بنک، ودشتستان و تنگستان و از سمت شرق به سیراف و پارس جنوبی محدود میگردد.
جمعیت
طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ بندر کنگان ۷۶،۳۲۹نفر جمعیت داشته است.[۱] بزرگترین کارخانه سیمان کشور با نام ساروج کنگان با ظرفیت روزانه ۶۰۰۰ تن در کنگان و در حدود ۱۲ کیلومتری شهر کنگان قرار دارد.
پیشینه
رضا طاهری محقق و تاریخ و جغرافیای خلیج فارس در کتاب از مروارید تا نفت به شرح مفصل تاریخ بندر کنگان پرداختهاست. بندر کنگان در قرنهای اول هجری از توابع بندر باستانی سیراف محسوب میشدهاست. بندر کنگان حیات سیاسی خویش را از دوران مغول و به خصوص صفویان آغاز نمودهاست. کنگ (با فتح کاف ) در واژه به معنای پیشروی آب دریا میباشد. کنگان بر پایه نام کهن کنگ و کنگدژ باستانی زرتشتیان که در کناره کوه و دریا توسط سیاوش ایجاد شد، نامگذاری شدهاست.
سیراف (صورت قدیمتر: سیراب) در بعضی نوشتهها صیراف نیز نوشته شدهاست. شهری باستانی واقع در بخش مرکزی شهرستان کنگان در استان بوشهر یکی از آثار تاریخی و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است.
سیراف یکی از قدیمیترین بنادر ایران است که زمانی دارای رونق فراوانی بودهاست. شهر باستانی «سیراف» دارای معماری خاصی میباشد که بسیار شبیه به روستای ماسوله در شمال کشور میباشد[نیازمند منبع]، بندری که در آن زمان بیش از سیصدهزار نفر جمعیت داشته و به دلیل آزادمنشی دینی در این بندر بینالمللی پیروان مذاهب گوناگونی همچون: زرتشتیان، مسیحیان، مانویان، یهودیان، بوداییان و اقوامی همچون: رومیان، یونانیان و چینی ها در این بندر زندگی می کردهاند. گورستان های بازمانده از پیروان دین های گوناگون در این شهر باستان نشانگر این آزادی دینی این بندر ایرانی ست.
سیراف پررونق ترین بندرکشور بود که روابط تجاری زیادی با روم و یونان در اروپا و ماداگاسکار در آفریقا تا کانتون چین در آسیا در دورههای ساسانی و اسلامی داشت. سفال های بازمانده با نقش های گوناگون، پارچه ها و زیورآلات، معماری های گچی و اتاق های آذین شده به آثار هنری و ساختمان های دو سه طبقه بخشی از میراث بجامانده از آن تمدن است. اما زمین لرزه مرگبار هفت روزه سال سیصد و شصت و هفت هجری قمری مدفون شدن کامل این بندر را در پی داشت. از این روست که سیراف پمپئی ایران نامیده شده است.
بازماندههای تاریخی سیراف
بازماندههای این شهر باستانی در نزدیکی بندر سیراف کنونی دیده میشود. سیراف زمانی از بندرهای اصلی ایران و خاورمیانه و محل پهلوگیری کشتیهای بزرگ بود. بازرگانان سیرافی به دوردستهای آسیا و آفریقا سفر دریایی میکردند. آنچه از سیراف بازمانده، حفرههای سنگی کنده شده بر شیب تبههای سنگی است که گویا بعد از اسلام بهعنوان قبر نیز استفاده شدهاند. همینطور سنگچینها، چاهها، سنگفرشها و غارهایی شبیه آتشگاه در دل کوهها بجا ماندهاست. غلامرضا معصومی، محمد حسین سمسار، رضا طاهری و سید قاسم یاحسینی تاریخ نگارانی بودهاند که به صورتی مبسوط سیراف را در حوزههای باستانشناسی و بناهای تاریخی، وضعیت اجتماعی، موقعیت جغرافیای تاریخی و اجتماعی و مشاهیر آن شرح دادهاند. در کتاب سکههای سیراف مرتضی قاسم بگلو ناگفته های بسیاری از تاریخ این شهر بیان و نکات مهمی از ارتباطات تجاری بینالمللی آن آشکار گردیدهاست.
دخمه های باستانی سیراف
دخمه های باستانی در ارتفاعات مشرف بر دامنه کوه های شمالی سیراف قرار دارند، محققان از آن بعنوان حوضچههای نگهداری و استعمال آب باران و یا به عنوان قبور سنگی یاد میکنند.
حوضچههای آب باران
آنچه که امروزه در ارتفاعات مشرف بر دامنه کوههای شمالی سیراف میبینیم، و اندیشمندان و محققان از آن به عنوان قبور سنگی یاد میکنند، در ابتدا به منظور ایجاد قبر و مدفن مردگان خلق نشدهاند بلکه حوضچههای استحصال آب باران بودهاند که بر روی کوههای مشرف به دریا و شهر برای استفاده از آب باران و نیز تزریق به درون زمین و پیوستن به سطح سفرههای آب زیرزمینی جهت تقویت آبخوانهای آن منطقه و به منظور برداشت در پائین دست از طریق چاههای حفره شده در طبقات سنگی بودهاند.
به منظور تأمین آب شرب از طریق باران، که تنهاترین، مهمترین و مؤثرترین روش در استحصال آب باران به شمار میآید جمع آوری مستقیم آب بر روی سطوح نازله میباشد. به منظور بهره وری از آبهای نازله و جلوگیری از هدر رفتن آنها و نیز تغذیه سفرههای آب زیرزمینی چاههای مذکور پیشینیان سیراف به این نتیجه میرسند که هر آنچه آب نازله را بر سطح کوه مذکور در بالادست چاههای حفر شده، استحصال و ذخیره نمایند و بدین طریق به آبهای جمع آوری شده فرصت بیشتری جهت نفوذ به درون زمین دهند. در حال حاضر از نواحی نزدیک به خط الرأس کوه با ایجاد مخازن با مقطع چهارگوش به ابعاد متفاوت حوضچههایی را در سرتاسر یال جنوبی کوه تعبیه نمودهاند که قادر به جمع آوری مجموعه آبهای نازله بر سطح اراضی مذکور باشد. چاههای حفر شده درون طبقات سنگی نیز درست در پائین دست هر مجموعه مخازن ذخیره آب تعبیه شده به طوریکه با نفوذ آب و رسیدن به سطح ایستابی منطقه بلافاصله سطح آب چاههای مذکور را مورد تأثیر قرار میدهد.
ابعاد حوضچهها عموماً به صورت مقطع مستطیلی (چهارگوش) بوده و طول این مخازن در جهت شیب واقع است. برخی از این حوضچهها دارای سرریز بوده بطوریکه پس از پرشدن آن، آب مستقیماً درون حوضچه پائین دست هدایت میشدهاست. همچنین در بخش انتهائی برخی از این مجموعه حوضچههای دامنهای، سرریز آخرین حوضچه به یک کانال دست ساز (که میتوانسته مسیر طبیعی جریان آب باشد) ختم میشود که احتمالاً از این کانال آب به عنوان سرریز نهائی یا حقابه پائین دست و یا شاید آبیاری مزارع به مکانهای مورد نظر هدایت میشدهاست. لزوم استفاده بهینه از آبهای نازله جهت تقویت سفرههای آب زیرزمینی به حدی بودهاست که حتی در دامنه پائین کوه نیز امکان حفر گودال وجود داشته و شاهد حضور حوضچههایی با جهت عمود یا مایل نسبت به دیگر حوضچهها هستیم. کوچکی ابعاد این گودالها به حدی است که به تنها چیزی که نمیتوان آنان را نسبت داد، قبر میباشد.
قبرهای سنگی
به احتمال زیاد میتوان گفت که گودالهای حفر شده بر پهنه کوهستان سیراف در ابتدا به منظور جمع آوری و استحصال آب ایجاد شدهاند و آنچه که بعدها توسط افرادی (احتمالاً متنفذ و متمول و نیز شاید توسط عموم و بدلیل رخداد حوادث غیر مترقبه همچون زلزله و یا بیماری طاعون و نیاز به دفن سریع مردگان) مورد استفاده به عنوان گورهای فردی یا خانوادگی شده در روزگارانی زیاد پس از احداث اولیه اینان صورت گرفتهاست. پیدا شدن استخوان و آثار مردگان درون برخی از این حوضچهها نه تنها منکر سیستم استحصال و ذخیره آب نمیباشد بلکه با دقت بر گورهای یافته شده و وجود لایهای از قشر نفوذ ناپذیر ساروج درون حوضچههای استفاده شده به عنوان قبر، به نکاتی موید روش تأمین آب در شهر باستانی سیراف پی برده میشود.
مسجد امام حسن
بهترین بنای عمومی سیراف مسجد جامع آن است که بر ویرانه های یک دژ ساسانی بنا گردیده است که می بایستی این مسجد پس از 188ق بر پا شده باشد.این تاریخ را کشف سکه هایی با تاریخ ضرب همین سال تاًیید می کند. مسجد نخستین صحنی مربع ودر سه سو دارای رواق هایی با ستونهای مدور بوده،کشف پایه یک تک مناره این مسجد را در رده یکی از کهن ترین مساجد دارای مناره در سرزمینهای اسلامی قرار می دهد. در بنای این مسجد پس از زلزله دگرگونیهایی پدید آمد وشرحی می دهد مربوط به مرحله بعدی مسجد باید باشد. بندر دست کم دومسجد دیگر نیز داشته است .مسجد بزرگ از سه سو به بازار محصور بوده و تاریخ بنای هردو را همزمان میدانند (سمسار11،1380). کلیه مسجدهای سیراف براساس دو نمونه اصلی طرح شده اند. تحول و گسترش بعدی نمونه های مختلف مسجد نیز برهمین نمونه های اولیه متکی است. الف) مسجد تک حجره ای با فضای واحد مرکزی این گونه مسجد بصورت متصل به یکی از خانه ها و یا در کنار مجتمعی در بازار ساخته شده است. ب) مسجد جمعه از گردهم آئی حجره های ساده دورادور حیاط مرکزی بوجود آمده و بشکل چهارگوش است فضاهای حاصل از این گونه گردهم آئی عبارتند از حجره هائی باز و با اندازه های تقریباً مساوی که با آهنگی واحد در چهارسوی حیاط تکرار شده اند. ورودی های مسجد وضعیت خاصی را نسبت به محورها یا سمت های اصلی نشان نمیدهند. شکل کلی مسجد و حیاط مرکزی آن مربع است. مسجد سیراف ساده ترین نمونه مسجد جمعه است از محورهای اصلی و فرعی و چهار ایوان جانبی در آن اثری نیست و بهمین دلیل نیز گرچه حیاط مرکزی در میان حجره ها قرار گرفته است آن خاصیت مرکزیت موجود در نمونه های تکامل یافته مسجد جمعه را ندارد. عنصرهای تفکیک کننده و سمت دهنده در آن محدود به محراب و منبر و منار است (فقیه،5 ،1378)
عمارت شیخ جبار نصوری
این قلعه که متعلق به خاندان نصوری است بر روی تپه ای بلند و مشرف به دریا بنا شده است ودارای دو حیاط اندرونی وبیرونی ویک شاه نشین می باشد. که توسط شیخ جبار دوم پدر بزرگ شیخ ناصر نصوری در اوایل دوره قاجاریه ساخته شده است. این بنا قدمت 200 ساله دارد که گچ بری های آن موید این گفته می باشد. همچنین هجده تابلو بسیار زیبا از مجالس شاهنامه فردوسی در ایوان غربی قلعه نقش بسته است. تاریخ احداث قلعه نصوری به سال 1224 ه.ق می باشد.
صالح شهر از توابع بخش مرکزی شهرستان گتوند در۲۷کیلومتری شمال شرق شهرستانهای شوشتر،۲۳ کیلومتری غرب شهرستان گتوند درکنارجاده منتهی به شهرستانهای دزفول – شوشتر قرار دارد.
دردهه پنجاه توسعه کشاورزی استان خوزستان وایجاد طرحهای صنعتی وکشاورزی زمینهای واقع درمنطقهای بنام دیمچه جهت کشت نیشکر درنظر گرفته شد. که این امر ازطریق ایجاد کشت وصنعت کارون مدنظر قرار گرفت. و اراضی زراعی بافت مسکونی تعداد زیادی از روستاها ی منطقه را دربر گرفت واراضی آنها به تملک شرکت درآمد . اراضی دیمچه شامل ۹ روستا به زیر کشت نیشکر رفته ومردم ساکن در این روستا میبایست درجایی دیگر اسکان داده میشد که احداث شهرکهای مسکونی برای اسکان ساکنین روستاهای مشمول طرح وکارگران شاغل دردستور کار قرار گرفت. عملیات اجرایی کشت وصنعت واحداث شهرکها پس از یک وقفه کوتاه درانقلاب وسالهای اول جنگ تحمیلی که منطقه مورد مطالعه را نیز دربر میگرفت ازاوایل دهه ۶۰ازسر گرفته شد. احداث شهرک شهید چمران نیز دراین فرایند برای اسکان جمعیت روستاههای:گمار بلواسیان- گمار کوچک – گمار بزرگ-قبرشیخین –پهونده علیا– پهونده سفلی –سمندی –بنه برجعلی وبا نقشه شطرنجی ازپیش طراحی شده با همکاری بخشداری وجهاد سازندگی وبنیاد مسکن آغاز گردید. وبا همیاری اهالی روستاها طی یک دهه تکمیل گردید. اسم شهرک با توجه به تعدد روستاهای تجمیع شده وعدم امکان انتخاب اسم یکی از آنها از یک طرف ورشادتهای بی نظیر شهید چمران درجبهههای جنگ تحمیلی به یاد ایشان نام گرفت.
ازسال ۱۳۸۱با تاسیس دفترعمران شهری واز سال ۱۳۸۳ با افتتاح دهیاری شهرک شهید چمران وتلاش شورای اسلامی شهرک ودهیاری برای رونق وگسترش کالبدی وتبدیل سریع به شهر ازطریق تفکیک وواگذاری اراضی مسکونی درحاشیه را می توان ار دلایل رشد بالا عنوان کرد ودرنهایت شهرداری صالح شهر فعالیت خود را رسماً” از ۱۱/۴/۱۳۸۷ جهت خدمت رسانی مطلوب به همشهریان محترم آغاز نمود وتوانست با همت وتلاش شورای محترم اسلامی و پرسنل زحمتکش شهرداری وهمکاری وهمیاری شهروندان محترم فعالیتهای چشمگیر وقابل توجهای در زمینههای عمرانی وخدمات شهری داشته باشد.
شهر فتح المبین در شمال غرب خوزستان ودر 130کیلومتری مرکز استان و23کیلومتری شهرستان شوش و18 کیلومتری یادمان مقدس فتح المبین واقع است این شهر با استعانت به سوره الفتح وبه یاد هزاران خون شهید عملیات غرور افرین فتح المبین نام گزاری شده است امید است با استعانت به خداوند یزدان بتوانیم این رسالت مهم را به جوانان اینده این کشور منتقل نمائیم تا جوانان اینده بدانند که چه رشادتهائی از پدران وبرادران خود در این منطقه اتفاق افتاده است امید است در اینده نزدیک بیوگرافی دقیقی از موقعیت شهر وافرادی که در دوره تجاوز عراق به این منطقه ورشادتهای این عزیزان نوشته شود.
شمسآباد (دزفول)، شهری وابسته به بخش مرکزی شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.این شهر در سال ۱۳۹۰ از بهم پیوستن روستای شمس آباد با سه روستای خلطه، توحید و قلعه سید ایجاد گردید.
شهر تشان یکی از شهرهای تابعه شهرستان بهبهان در استان خوزستان در جنوب غربی ایران است.
تاسیس
این شهر در سال ۱۳۹۱ تشکیل شد. بر اساس مصوبه دولت روستای مشهد، مرکز بخش تشان پس از ادغام با روستاهای قاید فتحالله، چهاردهی عسگر، چهاردهی سهراب، ده ابراهیم، شهرک طالقانی، تل کهنه، آبلش، گلزار و مسیری از توابع همین بخش به شهر تبدیل و به عنوان شهر تشان نامگذاری شد.
محلهها
این شهر شامل منطقههای اصلی: «آبلش و کلگه زار و مشهد تشان و چهاردهی و حیات آبادمجیدی و حیات آباد خلیفه و تاکاییدی و پیرآباد و تل کهنه و شهرویی و ویسی و شه نظری و تورهای و آهنگران و شاه غالب و ثارالله و تنگ بن و وَرِزَرد و یوسفی و شهرک طالقانی و مورگاه و مسیری» و روستاهای «بجک و همهٔ سرجوشرها (عدالت، آزادی، قدس، بدر)» میباشد.
جمعیت
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهر تشان در شهرستان بهبهان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۴٫۰۳۱ نفر بوده است. اما اکنون به بالای ۱۵٫۰۰۰ نفر رسیده است. حفر چاههای آب آشامیدنی و کشاورزی توسط آبفای بهبهان و گروهی سودجو در سالهای اخیر مزید بر خشکسالی کشاورزی تشان را فلج کرده است.
منطقهٔ تاریخی ـ گردشگری تشان (تشون)
بخش مرکزی شهرستان بهبهان یعنی تشان از نظر موقعیت جغرافیایی تاریخی و دیگر ویژگیهای خاص خود در شهرستان بهبهان نقش برجستهای دارد. تشان در فاصله ۳۰ کیلومتری شمال بهبهان واقع شده که از شمال محدود است به تنگ بَن، تل رش، بجک، کوه حاتم (با ارتفاع بیش از ۲۱۰۰ متر) و مرزهای ایلات طیبی و بهمئی و از جنوب به رشته کوه بدیل و حومهٔ بهبهان. از غرب به قسمتی از فرمانداری جدید التأسیس بهمئی گرمسیری (لیکک) و رشته کوه وَرِزرد (با ارتفاع بیش از ۷۸۵ متر از سطح دریا). خاک تشان بصورت مثلثی است که در رأس آن ناحیهٔ بالیاوی (بالای آبی؟) در شمال؛ و قاعدهٔ آن با شیب ملایم به طرف پیرآباد و رودخانهٔ کم آب آن تا آهنگران ادامه دارد. در ضلع غربی، رودخانه ایست که از ناحیهٔ قلات (کلات) بهمئی و چشمه سارهای ناحیهٔ لیکک از روستاهای سرجوشر (سر جوی شهر؟) گذشته و پس از پیوستن به رودخانهای که از پیر آباد میگذرد قسمتی از زمینیهای حومه بهبهان را مشروب نموده بالأخره به رودخانهٔ مارون میریزد. ضلع شمال شرقی آن آبهای تنگ بن است که قسمتی از نیازهای کشاورزان اهالی را تأمین مینماید. در مرکز تشان نزدیک بقعهٔ امام زاده مشهد چشمهٔ آب خروشان شیرینی است که در شکوفایی کشاورزی تشان از اهمیت خاصی برخوردار است.
روی هم رفته خاک تشان از برکت چشمه سارها و آبهای فراوان آن از نظر کشاورزی، به خصوص مرکبات، غلات، برنج، گندم و حبوبات، سیفی جات و غیره، غنی و موجب رونق اقتصادی منطقه شده است. مناطق شهر تشان به ترتیب (از قسمت بالای لیکک بهمئی) عبارتند از روستای بالیاوی، روستاهای سر جوشر (بدر، عدالت، آزادی، قدس)، مسیری، درب مورگاه، کلگه زار، منطقهٔ آبلش (اولش، منطقهٔ شهری) و دو دهک اطراف آن، شهرک طالقانی، مشهد، شاه غالب، ثارالله تشان، تلکهنه، چهاردهی، تاکائیدیها، پیر آباد، حیات آباد و آهنگران و ویسی بزرگ و ویسی کوچک. تشان از نظر گردشگری به خصوص در فصل زمستان و بهار بسیار جالب و دیدنی است.
پیشینهٔ تاریخی
در خصوص نام تشان (تشون) داستانهایی بر سر زبانها است. با توجه به پیدایش گور شاهزاده عیلامی کتین (کیدین) هوتران و قدمت آن به هزاره دوم (پیش از میلاد) و ارتباط تنگاتنگ آن با شهر ارگان (ارجان، تلفظ عرَبی) و وضعیت جغرافیایی آن از نظر خاک و آب منطقهٔ تشان نیز هنگام و همگام با ارگان، آباد و از نظر اقتصادی ـ اجتماعی شکوفا بوده است تا جایی که آثار به جای مانده در ناحیهٔ بجک، کلگه زار و آبلش و اطراف آن به تحقیق نشان از این گفتار است. وجود آتشکدهٔ قباد در ارگان و آتشکدهٔ خیرآباد (چهار طاق) به شماره ۳۷۱ ثبت آثار باستانی و اهمیت آب در ایران و باستان به خصوص در دوران زردشت، ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی و وجود معابد آناهیتا الههٔ آب برفراز کوههای اطراف آن که به نام قلعهٔ دختر معروف است این گمان را خلق کرده که نام تشان از آتش و وجود آتشگاه یا آتشکده گرفته شده است. گفته میشود که نمرود پادشاه بابل، ابراهیم خلیل (ع) را در این مکان در آتش افکنده است. اگرچه این افسانه دربارهٔ شهر «اور» که در این زمان باغملک خوانده میشود بر سر زبان هاست. البته روستای دیبور (اُور) نیز در نزدیکی رامهرمز برسر راه بهبهان به همین نام و داستان بیان میگردد. طبری در تاریخ خود به نام تشان اشاره کرده که اردشیر بابکان (ساسانی) پس از دستیابی به سرزمینهای خوزستان از این سامان گذشته و به پارس رفته است. محمد بن جریر طبری میگوید «آنگاه سوی فارس باز آمد و آهنگ پیکار نیروفرشاه اهواز کرد و از هرمزگان سوی ارگان و سار و طاشان (تشان ـ تشون) شد، پس به سرق(سوق ؟) رفت و از آنجا با جمعی از یاران خویش به نشست و بر کنار رجیل فرود آمد و شهر را به گرفت و شهر سوق الاهواز (اهواز کنونی) را بنیاد نهاد و با غنیمت فراوان سوی پارس بازگشت محمد میرک بن مسعود حسینی در کتاب ریاض الفردوس در صفحه ۱۱-۱۲ میگوید: «قصبهٔ تشان از مستحدثات شاهپور اول؛ و به دهدشت و بهبهان هر دو مقاربت دارد. بعضی بنای آن را به قباد پسر فیروز ساسانی منسوب میسازند و برخی این قول را ضعیف شمردهاند. و میگوید: در قدیمالأیام شهری معمور بوده و به خوبیها و انواع بودنیها آراسته و پیراسته بروزگار ملاحدهٔ اسماعیلی، خرابی تمام به حال آن بلده راه یافته، هوالی اش گرم و آبش از چشمه ایست که منبعش در قریه مذکور است. لیمو و ترنج به وفور در آنجا به حاصل آید. بارون دُوبدو دیپلمات و سیاح روسی و عضو انجمن سلطنتی جغرافیای لندن که در رشتهٔ تاریخ باستان مشرق زمین در انگلستان به تحصیلات عالی پرداخته بود در زمان محمدشاه قاجار و حکومت میرزا قدما طباطبایی بهبهانی به سال ۱۲۵۳ (قمری) به بهبهان آمده بود. او برای دیدن پیکرهای سنگی و آثار زیبای دوره اشکانی (الیمایی) تنگ سروک (سولک) از تشان گذشته و درباره آن چنین مینویسد. آثار خانهها، بازارها، ارگها و حمامهای متفرق در هر سمت و درختهای کهنسال، حکایت از آن دارد که اینجا در ایام حکومت اتابکان لر بزرگ شهری وسیع و با منظر بوده است. معهذا بر طبق روایت رایج در میان مردم محل، تشان جایی است که «نمرود»، پادشاه قدرتمند پیش از میلاد، ابراهیم را در کورهٔ سوزان انداخته است. در تایید این روایت نام تشان مقتبس از آتش را دلیل میآورد. دکتر احمد اقتداری استاد دانشگاه تهران در سفرنامه خود که در سال ۱۳۵۶ خورشیدی از منطقهٔ تشان و بازماندههای آن و آثار آبلش و کلگه زار دیدن کرده مینویسد: «آثار شهر کهنهٔ آن همان شهر کهن پیش از اسلام به ز آمد کواذ (به ز آمد قباد، بهگواد، بهگباد، بهقباد؟) ساسانی است که نویسندگان دوران اسلامی به آن اشاره نمودهاند میباشد و جایگاه آن در شمال شهر بزرگ ارگان نشان داده شده بود. در آذر ماه ۱۳۳۵ خورشیدی جهت افتتاح دبستانی عازم لیکک (مرکز بهمئی گرمسیری، که در آن زمان زیر مجموعه آموزش و پرورش بهبهان بود) با عدهای از اهالی عازم منطقهٔ مزبور شدیم. از راه حومه (حسینآباد و دودانگه) و روستاهای قنبری، گراب (آب گوگردی با خواص آب درمانی) و آل طیب به ناحیهٔ تشان رسیدیم. از حیات آباد خلیفه، آثار بسیاری از قلعهها، آسیابها و دیگر ساختمانهای فرو ریخته ـ که حکایت از تمدن بالا و شکوفایی داشت ـ در میان درختان انبوه کُنار چنان نظر ما را جلب نمود که بیاختیار به پرسشهایی پرداختیم و مردم منطقه دربارهٔ هر یک از آنها داستانها و حکایتهایی داشتند و نقل میکردند. سپس به روستای مرکزی تشان یعنی مشهد رسیدیم. پس از کمی استراحت از راه کلگه زار مسیر را ادامه دادیم. واقعاً کلگه زار هنوز آثار باستانی و میراث گرانبهای بسیاری را در خود به یادگار و نگهداری کرده بود که کاملاً بررسی و تحقیق دقیقی را طلب میکرد. شاید وجود آن همه آثار که تا کنون حفظ شده بود به علت عدم استفاده اهالی جهت احداث جدید ساختمانها و اماکن مسکونی بود که جمعیتِ کم و نبود جادهٔ ماشینی، آثار مزبور با تمدن ارگان به خصوص مناطق بجای مانده خوییز، تنگ تکاب، تنگ شیخ و خیرآباد به طور کلی، تنگ شیخ و بالنگستان هم خوانی داشت. آثار قلعهها، طاقها ساختمانها و برجهای مخروبه، آسیابها، تپههای مملو از ابزار و وسایل سفالی به جای مانده هنوز بررسی و کار کارشناسی علمی ویژهای را طلب مینماید که امید است انجام گیرد».
تُرکالَکی (با تلفظ Torkālakī) یکی از شهرهای شهرستان گتوند در استان خوزستان، کشور ایران است و در سال ۱۳۹۰، تعداد ۵۶۵۴ نفر جمعیت داشته است. این شهر در دوران دفاع مقدس ۵۵ شهید را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است.
شغل اکثر مردمان ترکالکی کشاورزی و دامپروری است و مزارع آن توسط رودخانه کارون آبیاری میشود.
تاریخچه
بنابر اقوال معروف، درگذشته عدهای از طایفه بختیاری از جنوب ایران به عقیلی مهاجرت کردند. ابتدا در محلی بنام ترکالکی واقع در شمال شهر سماله و غرب روستای بدیل ساکن شدند. مدتی در آنجا بودند تا در قرن دهم ه.ق، به محل فعلی شهر آمده و ساکن شدند این مکان، ترکالکی نامیده شد.
لغت نامه دهخدا به نقل از کتاب فرهنگ جغرافیای ایران جلد ۶ در مورد ترکالکی نوشته است، ترکالکی دهی است از دهستان عقیلی در توابع شهرستان شوشتر که در شش هزار گزی شمال باختری روستای سماله و ۲۵۰۰۰ گزی شمال باختری راه شوسه شوشتر به مسجد سلیمان قرار دارد، کوهستانی و گرمسیر است و ۱۲۰۰ تن سکنه دارد و آب آن از رود کارون و چاه، محصول آن غله و پنبه است، شغل مردم آن زراعت و صنایع دستی آن قالی بافی است. راه مال رو و دبستان دارد و ساکنین آن از طایفه بختیاری میباشد.
طبق مصوبه هیأت دولت جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۸۶ هجری شمسی، روستای ترکالکی به شهر تبدیل گردید و آقای مهندس البرز باقری به عنوان اولین شهردار آن انتخاب شد.
مردمان ترکالکی
اهالی شهر ترکالکی، بختیاری (از طوایف چهارلنگ و هفت لنگ)، ترک، لرستانی، شوشتری، دزفولی، گتوندی و عرب میباشند. بر اساس سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ هجری شمسی، تعداد ۱۳۸۰ خانوار بالغ بر ۵۶۵۴ نفر جمعیت در آنجا زندگی کرده که از این تعداد ۲۹۰۱ نفر مرد و ۲۷۵۳ زن هستند.
مکانهای زیارتی
بقعهی امامزاده محمد بن زید (ع)
بقعهی امامزاده محمد بن زید (ع)، معروفترین و قدیمیترین بقعه منطقه عقیلی میباشد که در شش کیلومتری شمال شرقی شهر ترکالکی واقع است. به عقیده اهالی منطقه محمد بن زید (ع) فرزند زید بن علی ابن حسین (ع) میباشد که بعد از شکست قیام زید و شهادت وی پسرش به خون خواهی جدش امام حسین (ع) و پدرش قیام میکند و تحت تعقیب نیروهای نظامی امویان قرار می گیرد.
مساجد ترکالکی
مسجد جامع ترکالکی
مسجد سید الشهداء (ع)
مسجد صاحب الزمان (ع)
مسجد ابوالفضل العباس (ع)
آثار تاریخی
نهر پادشاهی
این نهر، در زمان ساسانیان احداث شده بود که از جنوب ترکالکی و از رودخانه کارون منشعب میشد و تا سال ۱۳۶۲ هجری شمسی اراضی ۱۶ روستا از منطقه عقیلی را آبیاری می کرد. این نهر بزرگترین نهر آبیاری عقیلی بوده است که انهار کوچکتری از آن منشعب میشد.
بند سه پُلان
این بند با ۹ دهانه جهت کنترل سیلاب به داخل نهرهای سنتی و اراضی مزروعی با قلوه سنگ و ساروج و تعداد کمی آجر بر روی نهر پادشاهی ساخته شده است. طول آن حدود ۸۰ متر و عرض آن ۳ متر و ارتفاع آن ۲ متر میباشد.لازم به ذکر است که برای انتقال اب به نهرهای کوچکتر جلوی این بند را بوسیله ی تنه درختان و شاخ و برگ درختان می بستند.این کار در زمان مجید خان که بیش از سی سال خان کل منطقه عقیلی بود توسط شخصی از روستای ترکالکی به نام مرحوم حاج فاضل بساک انجام می شد.
پل علی (ع)
این پل، در ۲ کیلومتری غرب ترکالکی، با ارتفاع حدود ۸ متر و طول ۲ متر و عرض یک و نیم متر قرار دارد، که بر اثر فرسایش و گذشت زمان ۲ متراز ارتفاع آن از بین رفته و طول دیوار جنوبی آن حدود ۷۰ متر میباشد و دارای دو دهانه بزرگ و کوچک و در جلوی آن سه موج شکن که دو تا از موج شکنها به طول حدود ۲۰ متر و عرض یک و نیم متر و دیگری به طول حدود ۳ متر و عرض ۲ متر در کنار مقام علی (ع) بر روی نهر پادشاهی جهت جلوگیری از سیلاب به داخل منطقه عقیلی ساخته شده است. مصالح به کار رفته در این پل از قلوه سنگ و ساروج میباشد.
آسیاب تَک تَک (تَق تَق)
این آسیاب (به زبان محلی آسیو)، در جنوب غربی ترکالکی، در کنار رودخانه کارون، حدود ۳۰۰ متر پایینتر از پل علی (ع)، ساخته شده بود و از قدیمیترین آسیابهای منطقه میباشد.
ویس شهری است در شهرستان باوی در استان خوزستان ایران در سال ۱۳۷۶ خورشیدی روستاهای ویس و مویلحه هواشم که بزرگترین طوایف آن طایفه سلامات، طایفه مراغی، طایفه هواشم (چنانه) و طایفه حمید است از توابع بخش باوی شهرستان اهواز در هم ادغام و به شهر تبدیل شده و به عنوان شهر ویس شناختهشدند.
زبان رایج آن عربی و فارسی با گویشهای شوشتری و دزفولی سخن می گویند. یکی از علتهای نامگذاری این شهر را وجود قدمگاه “اویس قرنی” در این شهر میدانند که هم اکنون نیز قدمگاهی به نام وی در کنار رودخانه کارون در این شهر وجود دارد.
علت نامگذاري
درمورد علت نامگذاري شهر ويس ۲ نظر وجود دارد:
۱- بعلت وجود قدمگاه جناب اويس قرني در اين شهر و دركنار رودخانه كارون؛
تا قبل از پخش سريال “چهل سرباز” خود بنده نيز درمورد امكان وجود چنين قدمگاهي ترديد داشتم.
در اين سريال اينطور نمايش داده شد كه حضرت علي (ع) هنگام عزيمت به يكي از جنگهاي بزرگ خود-اسم جنگ در ذهنم نيست- وعده پيوستن ۱۰۰۰ نفر از افراد قبايل اطراف را به لشكريان خود داد كه تحقق آن چيزي شبيه به معجزه مي نمود. در طول مسير دقيقاً ۹۹۹ نفر به لشكريان پيوستند. امام(ع) آنقدر منتظر ماند تا نفر هزارم هم از راه رسيد و آن كسي نبود جز “اويس قرني” كه آمدن وي باعث ارتقاي روحيه سربازان شد. البته جناب اويس در اين جنگ به شهادت رسيد.
با توجه به اينكه ايشان اهل يمن بوده و احتمالا طي سفر دريايي خود را به اطراف بوشهر و يا بندرعباس رسانده و پس از طي مسافت طولاني بدليل قرار گرفتن محل كنوني شهر ويس در مسير سفر وي به كوفه در اين محل توقفي داشته و لذا قدمگاهي برايش ساخته شده است. البته بحث مسير سفر تحليل بنده مي باشد كه اميدوارم دوستان در اين مورد نظر خود را اعلام فرمايند.
۲– بيماري، خواب ديدن، شفا … ؛
اين موضوع را بنده در عيد فطر امسال از يكي از دوستان شنيدم كه از قول پيره مردان قديمي و كمي تا قسمتي مرحوم شده! گفتند، در زمان قديم روستايي در محل كنوني ويس ولي با نام ديگر – كه ايشان شنيده ولي از ياد برده بود- وجود داشته است كه در سالي در آن بيماري سختي (مثل طاعون، وبا، سل و يا …) روي داده و باعث فرار مردم از روستا شده است.
پس از مدتي يكي از متقين شهر در خواب مي بيند كه يك فرد نوراني نزديك وي آمده و خود را “ويس بوعيلان” معرفي ميكند و اظهار ميدارد كه به مردم بگوئيد بيماري بطور كامل برطرف شده و ميتوانند به روستاي خود بازگردند. از آن پس نام روستا به “ويس” تغيير پيدا ميكند. البته در اين موضوع چندين مورد مشابه نيز وجود داشته از جمله درخواب ديدن ايشان توسط فردي متدين كه ايشان سوار بر اسب از بروز سيل وحشتناك در ويس جلوگيري مينمايد.
هُوِیزه (در عربی: الحُویَزاء) (در فارسی:هویزه و همچنین هوزگان) مرکز شهرستان هویزه در استان خوزستان است.
نام این شهر که در مقطعی هوزگان بود که در سال ۱۳۶۲ خورشیدی با دستور دولتی به هویزه تغییر یافت.جمعیت این شهر در سرشماری سال ۸۵ بالغ بر ۱۴٬۴۲۲ نفر بود است.
هویزه یکی از شهرهای شهرستان هویزه در غرب این استان است که بخاطر جنگ ایران و عراق شهرت دارد. این شهر با یورش نیروهای عراقی تصرف شد و بطور صد در صد تخریب گردید. تنها آثار باقی مانده از شهر، قدمگاه حضرت عباس و خرابههای چند ساختمان است.
اکثر ساکنین این شهر از طوایف عرب بوده و به زبان عربی تکلم می کنند. طوایف معروف این شهر کوت، نیس، جرف و ساکی می باشند.
این شهر قدمت زیاد دارد و ابن بطوطه درمورد آن در کتابش مینویسد و زمانی در این شهر حوزه علمیه بزرگی بود که قریب به چهارصد مجتهد داشت و از اندلس و نجف در آن درس میخواندند و اخیراً حضرت “آیت جزایری هویزه را بعنوان پایتخت فرهنگی استان خوزستان معرفی کرد.
از جمله علمای اهل هویزه:
علامه شیخ محمد کرمی الحویزی
عبدالحسین الحویزی
مفسر نور الثقلین.
وجه تسمیه
یاقوت حموی درباره وجه تسمیه هویزه میگوید: حویزه مصغر حوز است که ریشه آن حازَ َیحوزَ حوزا آمدهاست.
به گفته راجر سیوری، خوزستان سرزمین مردمان خوزی یا هوزی یا حوزی (که استرابون و پلینیوس از آن به اسم اوکسی ذکر کردهاند)است. این استان با عیلامیان باستان و شوش کم و بیش مرتبط است. نام اهواز، شوش و هویزه منعکس کننده ساکنین این منطقه در زمان عیلامیان بوده است
تاریخ
این شهر توسط شاپور دوم ساخته شد و در زمان خلیفه طائی ۳۸۱ – ۳۶۳ ه. ق / ۹۷۴-۹۹۱ م توسط دوبیس بن عفیف بن اسدی بازسازی شد.
صِیدون شهری کوچک است در استان خوزستان. این شهر از توابع شهرستان باغملک و مرکز بخش صیدون است که خود نیز به دو قسمت صیدون شمالی وصیدون جنوبی تقسیم میشود. چندین روستای بزرگ و حاصلخیز، در اطراف صیدون وجود دارد که از مهمترین آنها می توان به سرآسیاب و ماوی و روستای دره بنیاب و طلاور علاء، رودزیر و خود شهر صیدون اشاره کرد..در این مناطق برنج بسیار کشت میشود که نوع آن چمپا نام دارد. ارتفاع و مختصات ارتفاع شهر از سطح دریا ۸۳۸ متر است. مختصات: ۳۱.۳۶۰۳° شمالی ۵۰.۰۷۶۴° شرقی
زبان تمام مردم منطقه صیدون لری با گویش بهمئی است. که دنباله ی زبان اوستایی است.
جاذبه های گردشگری وآثار باستانی
آثار باستانی منطقه مثل دیگر جاهای کشور شناخته شده و دارای بازدید کننده نیستند اما قلعه ی منگشت در چهارده کیلومتری شمال شهر صیدون که از قلات اسماعیلیان بوده و قبل و بعد از آن شاهزاده ها و افراد شهیر متواری در آن سکونت می گزیدند. در سال های اخیر اکتشافات و حفاری های زیادی غیرقانونی و توسط افراد ناشناس در آن صورت گرفت و شواهد حاکی از آن است که اموال زیادی از آنجا به سرقت رفت. از دیگر جاهای باستانی می توان به روستای سوالی اشاره کرد . روستایی در ده کیلومتری شهر صیدون و در مسیر صیدون به رامهرمز است و امامزاده ای به نام بابازید و در گویش محلی (باوای زویر) در آنجاست . ولی قدمت روستا مربوط به دوران پیش از اسلام است که گویند تازنگ نام داشت و دارای رودی پرآب بود و بسیار گسترده. آثار باستانی مربوط به آن در محله های رود نو، بنارکبوتران و بابازید بود و هست. جاهای باستانی دیگری هم چه مربوط به دوران قبل از اسلام و چه مربوط به حضور امامزاده ها در منطقه هست از جمله: قبرستان سید بهزاد سید بیضاء در شهر صیدون – قلعه ی دا و دوور( مادر و دختر) در روستای مخروبه ی دره دیوک در جنوب شرقی شهر صیدون – امامزاده حسین بن علی در دره ای پایین روستای دوبند در شرق شهر صیدون – روستای برد ترکسته (سنگ ترکیده) در شمال غربی شهر صیدون – قلعه روستای علاء – روستاهای دوبند و کستی در شرق شهر صیدون –کوه های اطراف روستاهای منجوک و دره بنیاب. تنگ خشک در مسیر جاده ی مال رو به امامزاده عبدالله – کوه های منطقه ی سردسیر امامزاده عبدالله- هفت شهیدان در منطقه ی سردسیر سرقوچ امامزاده عبدالله و پیر زکریا و اشکفت سنغات در سرآسیاب که قدمت آنها به پیش از میلاد باز میگردد و چشمه آسخاس در ماوی و …
شیبان شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش باوی شهرستان اهواز قرار گرفتهاست. شیبان در سال ۱۳۸۵، تعداد ۲۳٫۲۱۱ نفر جمعیت داشتهاست و دارای مردمی بسیار میهمان نواز وخون گرمی است.
شهر شیبان متشکل از 6 ناحیه:
1-هسته مرکزی شیبان
2-کوی امام خمینی(ره)
3-کوی شهید بهشتی
4-کوی طالقانی
5-کوی بوستان
6- کوی گلستان است که بیشترین جمعیت ساکن در هسته مرکزی شیبان مستقر می باشد.
جمعیت
جمعیت شهر شیبان با احتساب مناطق شهری تحت پوشش بالغ بر 35000نفر بوده به دلیل اینکه مناطق کوی طالقانی و کوی شهید بهشتی از نظر تقسیمات کشور در آمارهای معاونت برنامه بریزی استانداری به صورت مستقل نامگذاری شده اند آمار شهری شیبان شامل دو منطقه دیگر بصورت مجزا اعلام می گردد.
وسعت
وسعت محدوده قانونی و خدماتی شهر شیبان بالغ بر چهارصد هکتار است که مناطق مسکونی آن حدود دویست هکتار از وسعت را در برگرفته است.
حریم شهر
حریم شهر شیبان از جنوب به محدوده قانونی شهر اهواز و از شمال به حریم شهر ویس از شرق روستای سدین و از غرب به رودخانه کارون متصل است. این حوزه محدوده ای حدوداً 60 کیلومتر مربع را در برگرفته است
گویش
گویش اصلی مردم منطقه به زبان عربی بوده بطوریکه 95درصد اهالی به گویش عربی تکلم می نمایند.
آداب و سنن
ساکنین شهر شیبان به علت وجود بافت عشایری تابع آداب و سنن مخصوص به مناطق عشایری خوزستان بوده که در بسیاری از جهات کاملاً به هم شبیه اند. این آداب و سنن که از قرنها پیش با آنها همراه بوده باعث همگنی این گونه جوامع و حفظ اصالت فرهنگی و عدم رسوخ فرهنگ بیگانه به این قشر از جامعه گردیده است.
موقعیت جغرافیایی
شهر شیبان در فاصله 2 کیلومتری شمال شرقی اهواز و در مسیر جاده اهواز – شوشتر واقع شده است این شهر در بازه (48 درجه و 46 دقیقه و53 ثانیه تا 48 درجه و 48 دقیقه و 7 ثانیه) طول شرقی و در بازه (31 درجه و 23 دقیقه تا 31 درجه و 25 دقیقه) عرض شمالی قرار دارد. این شهر در 1.5 کیلومتری رودخانه کارون قرار گرفته است و شیب کلی منطقه از نواحی شرقی به طرف نواحی غربی و غرب بوده و در نهایت دارای شیب عمومی بطرف رودخانه کارون می باشد. در نقشه موقعیت جغرافیایی شهر شیبان نشان داده شده است.
اقلیم شیبان
شیبان در منطقه مرکزی دشت خوزستان قرار گرفته است که دارای آب و هوای بیابانی و گرم میباشد تابستانهای گرم و نسبتاً خشک و طولانی و زمستانهای معتدل از ویژگیهای آب و هوایی این نوع اقلیم است. حداکثر درجه حرارت در بعضی مواقع از 50 درجه سانتیگراد هم تجاوز می نماید .
صفیآباد شهری از شهرهای شهرستان دزفول است و در شمال شهر دزفول قرار دارد. این شهر که در ابتدا منطقهای تحقیقاتی به شمار میرفت، در دوره سلطنت محمدرضا شاه پهلوی به منظور پژوهشهای کشاورزی و دامپروری ساخته شد. از این منطقه در حال حاضر نیز به همین منظور استفاده میشود. در این منطقه انواع درختان و گیاهها و دامها به صورت تحقیقاتی پرورش مییابند. از نکات قابل توجه این منطقه باید به پرورش گردو و کاج توجه کرد که با در نظر گرفتن آب و هوای منطقه امری غیرممکن به نظر میرسد که البته این درختان به صورت اصلاح شده در این منطقه پرورش داده میشوند و با نمونه اصلی خود تفاوتهایی دارند.
این منطقه در سال ۱۳۵۴ (احتمالاً) توسط متخصصان آمریکایی و هلندی در دزفول بنا نهاده شد. این شهر در۱۳ کیلو متری جنوب دزفول و۲ کیلو متری شمال دزآب واقع است از اسامی گذشته این شهر میتوان به کاووس و شریعتی و امام حسین و کوتیان اشاره کرد از مکانهای زیارتی این شهر نیز میتوان به بقعه سید شهاب الدین قائد معروف به فراش اشاره کرد مسجد موسی بن جعفر این شهر از مساجد نمونه وپیشرو به حساب میآید این شهر به هشت طایفه بزرگ وکوچک تقسیم شدهاست اسامی این شش طایفه عبارتند از: کوتیان ونجف آبادوفراش و بنه وبالنگان وعربها ولرها که در ابتدا وانتهای شهر سکونت دارند.این شهر از سرسبز ترین شهرهای شمال خوزستان میباشد که حومه آن پوشیده از درختان آکالیپتوس وباغات مرکبات میباشد همچنین مزارع کشاورزی نیز جلب توجه میکند
دو تپُهٔ باستانی صفی آباد
از سالها پیش، در دوتپهٔ باستانی جنوب غرب صفی آباد، اشیا و آثار گرانبهایی از جمله مجسمهها، سکُهها و سفالهای عهد اسلامی، ساسانی و هخامنشی به ویژه پیکرهٔ آناهیتا، اله هی آب یافت میشود که توجه علاقهمندان را به خود معطوف داشتهاست .
آناهیتا در زبان اوستایی، نام یک پیکر کیهانی هند و ایرانی است، که ایزدبانوی آبها (آبان) پنداشته میشود و از این رو با نمادهایی چون باروری، شفا و خرد نیز همراه است .
آناهیتا، در پارسی میانه یا امروزی ناهید یا آناهید است و در زبان ارمنی آناهیت نامیده میشود .
تاریخ نویسان یونان و روم باستان از او با نام آناتیس anaÏtis یاد کرده و یا او را یکی ازایزدان معابد خود شناساندهاند .
آناهیتا، آناهید یا ناهید که در زبان پارسی به معنای دور از آلودگی است، نام ایزد بانوی آب، باران و باروری در مذاهب ایران باستان است .
به احتمال زیاد «اردویسور آناهیتا » نیز چون «میترا » از ایزدانی بود که پیش از پیدایش زرتشت، توسط مردم ایران مورد ستایش قرار میگرفت .
آناهیتا با جنگاوری نیز مربوط بودهاست و باور بر این بود که جنگاورانی را که به پیشگاه او او نذر کنند، یاری میدهد .
البته باید خاطر نشان نمود ایرانیان عهد باستان یکتاپرست بودند، ولی آناهیتا و دو ایزد بانوی دیگر به عنوان خدایان فرعی تقدیس میشدند .
در تپهٔ فرُاش که متعلُق به دورهٔ اسلامی و بالنجان که متعلق به عهد ساسانی و پیش از ان است، اشیا و آثار باستانی فراوانی باقیمانده که ارزش تاریخی، فرهنگی و ملی شایانی دارند .
سوسَنگِرد شهری است در شهرستان دشت آزادگان که در استان خوزستان قرار گرفتهاست. شهر سوسنگرد مرکز شهرستان دشت آزادگان و مهمترین شهر آن است، فاصله شهر سوسنگرد تا اهواز ۵۵ و تا بستان ۲۸ کیلومتر است، رودخانه کرخه از شمال آن میگذرد و شعبهای از کرخه نیز از داخل شهر عبور کرده و در غرب و جنوب غربی شهر دو رود سابله و مالکیه از آن منشعب میشوند.
تاریخچه
سوسنگرد در زمان جنگ ایران و عراق، برای مدتی به اشغال ارتش عراق در آمدهاست.
در زمان جنگ ارتش عراق ۳ بار برای تصرف سوسنگرد تلاش کرد که با مقاومت شدید مردم مواجه گردید ولی در حمله سوم شهر در محاصره ارتش عراق قرار گرفت. با حمله عراق در ۳۱ شهریور، عناصر تیپ ۳ زرهی لشکر ۹۲ اهواز، مستقر در پاسگاه صفریه و سوبله، نتوانستند حملات عراق را دفع کنند و به ناچار به عقب رانده شدند. لشکر ۹ مکانیزه عراق کم کم به محور سوبله، تنگه چزابه و ارتفاعات الله اکبر میرسید. عراقیها موفق شدند روی رودخانه کرخه و رمیم پل شناور نصب کنند. به این ترتیب بستان به طور کامل سقوط کرد و عراقیها از شمال و غرب وارد شهر شدند. آنها با پیشروی در محور بستان – سوسنگرد این شهر را از سمت غرب مورد تهدید قرار دادند. علاوه بر این عراقیها در جنوب کرخه و از محوه نشوه، کوشک، طلائیه و جفیر وارد ایران شده و در این محور رو به شمال پیشروی کرده و به کرانه جنوبی کرخه کور رسیده بودند. آنها با عبور از کرخه کور، به قصد تصرف حمیدیه و سوسنگرد در دو ستون پیشروی کردند. به حاشیه جنوبی حمیدیه و سوسنگرد رسیدند. عراقیها پس از شکستن مقاومت مدافعان اندک (پاسدار و ژاندارم) آن در ۶ مهر ماه سوسنگرد را اشغال کرد.
فرماندهان عراقی اداره شهر اشغال شده را به گروه “جبهه التحریر” سپردند. چهار روز بعد یعنی در ۱۰/۷/۱۳۵۹ رزمندگانی از سپاه اهواز به فرماندهی “علی غیوراصلی” شهر را آزاد کردند و جبهه التحریر را بیرون راندند. پیشروی عراقیها به سوی اهواز ادامه یافت تا این که پاسداران اهواز، شب هنگام ۹/۷/۱۳۵۹ با شبیخون به عراقیها قوای ارتش عراق را مجبور به عقب نشینی کردند و با همکاری هوانیروز و دیگر نیروهای ارتش تعقیب عراقیها ادامه یافت، طوری که در ۱۰/۷/۱۳۵۹ سوسنگرد آزاد شد. عراق حملات مجدد خود را از ۱۷/۷/۱۳۵۹ آغاز و در ۲۱/۷/۱۳۵۹ بستان را اشغال و در ۲۴/۸/۱۳۵۹ سوسنگرد را از سه طرف محاصره کرد و وارد آن شد لیکن ۲۰۰ رزمنده مدافع شهر با مقاومت خود مانع سقوط شهر شدند. ۲ روز بعد در ۲۶/۸/۱۳۵۹ رزمندگان ارتش، سپاه و ستاد جنگهای نامنظم (گروه شهید چمران) به کمک محاصره شدگان آمدند، و بار دیگر شهر را آزاد کردند. از افرادی که در این شهر باقیمانده بودند، رزمندههای آذربایجانی بودند که به خاطر همین در شهر تبریز بوستانی به همین اسم، نامگذاری شده است.
جغرافیا
سوسنگرد طبق تقسیمات کشوری مرکز شهرستان دشت آزادگان است. سوسنگرد در شمال غربی اهواز و به فاصلهٔ ۵۵ کیلومتری این شهر قرار گرفته. هویزه در جنوب غربی سوسنگرد و بستان در شمال غربی سوسنگرد قرار دارندو رودخانهٔ کرخه از ان میگذرد.
جمعیت
جمعیت این شهر بالغ بر ۱۴۰٫۰۰۰ نفر میباشد.
جمعیت سوسنگرد در دهه هشتاد شمسی به نود وپنج هزار نفر رسیدهاست
مردم
مردم این شهر عرب و پیشه عمده مردم کشاورزی میباشد. از جمله طوایف ساکن در شهر میتوان از بنی طرف (طایفهای بزرگ و شامل)، آلبویلال (جلالی)، بنی ساله، دحیمی، حمودی، بیت داغر، حریزات (حریزاوی)، نیس (مدحج)، مرمض، ابواعبید، سواری، سادات، زبیدات، ابو چلده، سواعد، بیت حردان، بیت مهاوی.شرفی و نگراوی وعبیات والبوحرز و مزرعه و طایفه بزرگ بنی اسد (اسدی و سداوی و بیت جویدر )را میتوان نام برد.
مراکز تفریحی شهر
پارک ورودی شهر، پارک مرکزی شهر که از اماکن تاریخی – تفریحی این شهر محسوب میگردد و ساحل رودخانه کرخه از مهمترین مراکز تفریحی و گذراندن اوقات فراغت میباشند. =پارک شهید سبحانی= واقع در خزعلیه و معروف به شط البوالش
شهر سردشت ( سردشت خلیل خان بهرامسری آسترکي)
جلگة (سردشت ) در دامنه جنوبي كوه هفت تنان قرار دارد. اين دشت با اينكه آب زيادي ندارد اما سرزمين حاصلخيزي است و محصولات جو و گندم در آنجا خوب بعمل مي آيد. آثار و نشانه هايي از كانال و قنات و پي و آثار شهر و روستاهاي قديمي در اينجا فراوان باقي مانده است. اين شهر در خلال سالهاي 1037 هـ ق به بعد توسط خليل خان بهرامسری آستركي فرزند میرجهانگیرخان بهرامسری آسترکی (دورکی هفت لنگ بختیاری) ساخته شد و يكي از شهرهاي آباد بختياري نشين در دوران صفويه بوده است. بطوريكه هنوز آثار قلعه مخروبه اي در اين شهر وجود دارد كه بنام قلعه خليل خان مشهور است. اين منطقه در روزگار صفوي متعلق به ايل دورکی هفت لنگ بوده است. با انقراض حكومت آستركيها در زمان قاجار و يك سري جابجايي هائيكه در جايگاه طوايف بختياري صورت گرفت ، طايفه ممزايي و محمود صالح چهارلنگ در سردشت ساكن شدند. اين شهر در زمان پهلوي، مقر علي مرادنخان محمود صالح چهارلنگ (علي مردانخان دوم) قرار گرفت. در كوچه هاي اين شهر آثار خندق هايي كه علي مرادنخان براي جلوگيري از ارتش رضاشاه كنده بود، موجود است. آخرين نبرد علي مردانخان در اين منطقه با قواي رضا شاه صورت گرفت.منبع: ” علی بهرامسری آسترکی” ، بُنه وارمن ایل من (تاریخ بختیاری پس از ساسانیان)، قم،1382،1392
بخشها و دهستانها
سردشت
دهستان احمد فداله در 150 کیلومتری سردشت بعداز گذر از کوه سالند به منطقه چالدوران و سپس به منطقه سادات حاتم وند سپس منطقه سادات جعفروند و بعد به ارامگاه اقا احمد ابن فداله میرسیم مقبره اقا هنوز همان سنگ و ساروج های چندقرن پیش را دارد و هیچ گونه تعمیر و تغییری در بنای ان انجام نشده
دهستان امامزاده سیدمحمود
دهستان دره کاید
دهستان سردشت
دهستان آبید
دهستان چشمه امام
دهستان چمبره
دهستان گاومیر
دهستان سیدولی الدین
دهستان شهی
دهستان ماهوربرنجی
شهرها: سالند
شمار مردم
بر پایه سرشماری پایگاه آمار ایران، شمار مردم بخش سردشت شهرستان دزفول در سال ۱۳۸۵ برابر با ۳۸۳۲۲ تن بوده است .