شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
دهرم یکی از شهرهای استان فارس است که در بخش دهرم شهرستان فراشبند واقع شدهاست.
شغل اصلی مردم در این شهر کشاورزی و به خصوص صیفی جات از جمله گوجه فرنگی، خیار سبز، کدو و …میباشد. سجاد دهقان از اهالی این شهر می افزاید که مردم این شهر مردمی فوق العاده مستعد در تمامی زمینه ها علیالخصوص ورزش و کشاورزی می باشند.
آب و هوا
آب و هوای این شهر بسیار گرم و خشک است ودر فصول گرم سال با بادهای اتشین همراه میباشد.با توجه به کم بارش بودن سالهای اخیر آب در این منطقه بسیار شور و غیر قابل استفاده برای شرب و حتی کشاورزی گشته است به شکلی که مردم برای کشاورزی مجبور به خرید دستگاههای آب شیرین کن با هزینه های بسیار گزاف گشته اند.
اقتصاد
اقتصاد این شهر بر پایه کشاورزی است در تابستان کنجد ودر پاییز خیار سبز ، کدو و گاهی گوجه است در زمستان کشاورزان این شهر گوجه کشت می کنند. اما متاسفانه بدلیل کم کاری مسئولان کشوری ،امسال همه ی کشاورزان ضرر کردند و محصولات انان به صورت فله و غیر بهداشتی به کارخانه های رب گوجه گیری می بردند
دوزه یکی از شهرهای استان فارس است که در بخش سیمکان شهرستان جهرم واقع شدهاست.
شال شهری است در بخش شال شهرستان بوئینزهرا استان قزوین ایران در بستر رودخانه خرود واقع شده که این رودخانه اسفرورین و شال را از هم منفک میکند. اما جریان اصلی این رودخانه در قسمت اراضی شمالی شال پخش میگردد و این رودخانه در زمستان و اوایل بهار متناسب با بارندگی از کوههای ابهر و زنجان سرجشمه میگیرد. شال با جمعیتی حدود 16000 نفر شهری کهن بوده و مردم شال به زبان تاتی صحبت میکنند ولی در بعضی از مناطق و روستاها مانند روستای طزرک و قلعه هاشمخان به ترکی آذربایجانی سخن میگویند. این شهر به دو محله اصلی تقسیم شده است: 1-محله علیا(گلیکیه) 2-محله سفلی(داغ) صنعت این شهر به کورههای آجرپزی محدود شده و انگور رهاورد این شهر است. قوچ نژاد شال یکی از بهترین نژادهای دنیا میباشد.∗
سگزآباد یا به گفته بومیان سزجوه یکی از شهرهای استان قزوین است که در بخش مرکزی شهرستان بوئینزهرا قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۴٫۹۵۸ نفر بودهاست.
تپه سگزآباد واقع در دشت قزوین در منطقه بوئین زهرا یکی از تپههای باستانی ایران است که به اواخر هزاره دهم پیش از میلاد تا دوره هخامنشی باز میگردد. آثار بدست آمده از این تپه به هزاره دوم پیش از میلاد تا دوره هخامنشی برمیگردد. همچنین در این دوره استقرار عصر آهن نیز مشهود است. تپه سگزآباد یکی از قدیمیترین مناطق سکونت و یکجانشینی انسان در فلات ایران است. انسانهایی که حتی با فناوری ذوب فلزات هم آشنایی داشتند. تپه سگزآباد یکی از تپههای سه گانه باستانی ای میباشد که در فاصلهای نزدیک به هم در منطقه بوئین زهرا در جنوب شرقی استان قزوین قرار گرفتهاند. این سه تپه بنامهای تپه زاغه، تپه قبرستان و تپه سگزآباد با قدمتی بین هفت تا نه هزار سال، یکی از قدیمیترین سایتهای باستانشناسی دنیا میباشند.
تپه سگزآباد در فاصله هشت کیلوتری شمال سگزآباد و در بین مزارع گندم و جو قرار گرفتهاست. ارتفاع تپه زیاد نیست ولی در بین مزارع پست و کم ارتفاع منطقه به راحتی قابل تشخیص است. متأسفانه این تپه ارزشمند باستانی در وضعیت بسیار نامناسبی نگهداری میشود. راه رسیدن به آن بسیار ناهموار و خاکی است و دور تا دور تپه هیچ حصار و مانع و نگهبان یا حتی تابلویی که به بازدیدکنندگان تنها کمی اطلاعات بدهد، وجود ندارد. احتمالاً این تپه بزودی شخم هم بخورد و برای کشت گندم و جوی دیم مورد استفاده قرار بگیرد. اگر از سمت شمال وارد تپه شوید تعداد بسیار زیادی سفال شکسته طرح دار و حتی تعدادی استخوان غیر قابل تشخیص بسیار فرسوده توجه شما را به خود جلب خواهد کرد.
«مطالعات باستانشناسی در منطقهی فلات مرکزی ایران، نسبت به منطقه غرب به ویژه جنوب غربی بسیار جدید است و سابقه آن به سال ۱۹۳۰ میرسد. تا پیش از حفریات دانشگاه تهران در دشت قزوین، آثار به دست آمده از تپهی «سیلک» کاشان، شاخص ادوار مختلف دوران نوسنگی در فلات مرکزی ایران بود. ولی، با حفریات در دشت قزوین و مطالعات انجام شده پسین بر روی آثار به دست آمده از تپههای سهگانه «زاغه»، «قبرستان» و تپه «سگزآباد» مشخص شد که تاریخ گونهگونی فرهنگ را در فلات مرکزی ایران از دوران نوسنگی تا میانهی دوره هخامنشی میتوان در این سه تپه باستانی مورد مطالعه دقیق قرار داد.»
مارکوپولو در سفرنامه خود از شهر سگزآباد نام برده و آن را سر راه جاده ابریشم خواندهاست. جلال آل احمد نیز در کتاب معروف تاتنشینهای بلوک زهرا به معرفی سگزآباد و مقایسهٔ آن با ابراهیمآباد پرداختهاست.
SONY DSC
ونک شهری است در بخش مرکزی شهرستان سمیرم استان اصفهان ایران.اسناد و مدارکی دال بر این موضوم می باشد که اقوام اولیه ساکن در این شهربه تهران مهاجرت کرده و نام ونک تهران نیز بر گرفته از این شهر می باشد.مردم این شهر افراد خونگرم و با پشتکاری هستند که در طول تاریخ چند صد ساله این شهر افتخارات شگرف راکسب کرده اند.یکی از بارزترین خصلت مردم این شهر تصعب خاصیست که نسبت به زادگاه خود دارند.شهر ونک در ۱۹۰ کیلومتری اصفهان و در ۳۳ کیلومتری شهرستان قراردارد دارای آب و هوای معتدل کوهستانی می باشد از جاهای دیدنی این شهر عبات از ۱- امامزاده زیدبن علی در ۱۷ کیلومتری جاده ونک به سمیرم ۲- امامزاده معصومه خاتون در ۲ کیلومتری غرب شهر ۳- چشمه ناز ونک و منطقه شمس آباد ۴- سد کمانه ۵- مناطق دیدنی دیگر که شامل مناطق کشاورزی می باشد عبارت از ۱- عقدک ۲- سرتنگ ۴- چمه ۵- نخودان ۶- حنا علی شاه ۷- جسور ۸- مندک و سهران ۹- و اطراف خود شهر نام شهر به قولی برگرفته شده از گونه درختان جنگلی فراوان بنام ون (ون زار) می باشد که در نهایت به ونک تبدیل گردیده است . در لغت نامه مرحوم دهخدا وکتاب فرهنگ معین عنوان روستائی با بیش از سه هزار سکنه از توابع شهرستان سمیرم، استان اصفهان آمده است با وجود سنگ نوشته ها وسابقه تاریخی، دلالت بر قدمتی تا یکهزار سال پیش را دارا می باشد .با عنایت به موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن ونک و مزارع آن در دامنۀ سلسله جبال زاگرس، آب و هوای این منطقه متنوع و معتدل می باشد. مزارعی که در ارتفاعات بالاتر واقع شده اند دارای هوای سردتر و آنهایی که در کف دره ها هستند هوای گرمتری دارند. شهر ونک و مزارع شمس آباد، تنگده (تنگدم)، حنادر و کشتنگان از نقاط گرمتر و مزارع نخودان، کمانه، چمه، اسفراهان و جسور از مناطق سردتر هستند. در نقاطی از دالانکوه و کوه بالا که نسا هستند در بیشتر سالها غیر از سالهای خسکسالی، برف هر سال، برف سال پیش را می بیند. در سالهای قبل از ورود یخ و یخچال به ونک، در گرمای تابستان، مردم مشتری برف یخچال های کوه بالا بودند؛ عده ای برفها را با اره می بریدند و مقداری از گیاه چویل را (برای عطر خوب آن) کنارش می گذاشتند و بر چهارپا حمل می کردند، آنان زمان رفت و برگشت را طوری تنظیم می کردند که بتوانند حدود ساعت ۱۱ صبح قبل از شدت یافتن گرمای تابستان برف سرد را به بازار بیاورند و به فروش برسانند. آنهایی که در تابستان برف و شیره خورده اند و همچنین کشاورزانی که در مزارع حنادر و کشتگان در گرمای تابستان گندم درو کرده اند بیشتر از دیگران خنکی آن برفها را در ذایقۀ خود حساس می کنند. با توجه به کشاورزی بودن منطقه، نیاز به نصب دستگاههای هواشناسی در چند نقطۀ منطقه احساس می شود. انتظار می رود ادارۀ کل هواشناسی استان از بذل هر نوع مساعدت به این منطقۀ محروم دریغ نورزد.
IRAN-Isfahan-Semirom-Vanak Village
پَهله شهری است در استان ایلام. این شهر مرکز بخش زرین آباد شهرستان دهلران در این استان است. پهله در ۱۰۴ کیلومتری جنوب خاوری شهر ایلام واقع شدهاست. در اطراف این شهر روستاهای زیبا و کوچکی وجود دارد. به عنوان مثال روستاهای گلوزه، مه مه دی (احمدآباد) و که له که له در شمال این شهر و با مسافت کمتر از نیم کبلومتر واقع شدهاند.
در اواخر دهه چهل شمسی در درگیری اهالی این شهر با مأموران ژاندارمری موسوم به امنیهها تمامی اهالی پاسگاه کشته شدند. این سال مبدأ محاسبه بسیاری از. قایع در این شهر به حساب میآید. این شهر گرچه متشکل از طوایف گوناگونی از روستاهای اطراف است ولی مردمان آن با یکدلی و صمیمیت در کنار هم زندگی میکنند و بیش از دو دهه اخیر هیچ نزاع طایفهای گزارش نشده است. متأسفانه در زمان رژیم پهلوی مردمان این دیار نیز از تبعیض نژادی در امان نمادند؛ و چندین برابر ساکن فعلی این شهر به شهرهای عراق بویژه بغداد، علی شرقی و علی غربی، و استان دباله کوچ کردند. علاوه بر این هزاران تن از ساکنان این شهر و حومه به مرکز شهرستان یعنی دهلران مهاجرت نمودهاند. همچنین بسیاری از کردان این منطقه بیش از دهها سال است که در منطقه آبدانان سکونت دارند. همچنین اهالی این شهر در مرکز استان ایلام نیز اقلیت عمدهای را تشکیل میدهند که کردالی نامیده میشوند و اکثریت شهرک سرتاف را تشکیل میدهند. صرف نظر از این حالت هزاران نفر از ساکنان منطقه در طول دهههای اخیر به شهرهای مهم استان خوزستان (مانند دزفول، اندیمشک، اهواز، خرمشهر، آبادان) کوچ کردهاند. همچنین بسیاری از اهالی این شهر به امید یافتن زندگانی بهتر به کلان شهرهایی مانند تهران و کرمانشاه و اقلیتی نیز به اراک و کرج مهاجرت نمودهاند. تعداد کل مهاجران هشتاد ساله اخیر را بین ۷۵هزار الی ۱۰۰هزار تن تخمین میزنند. در حال حاضر بنا به گفته شهردار این شهر در بهمن ۹۰ وسعت این شهر بالغ بر ۱۱۴ هکتار میباشد. پارک جنگلی ملت به وسعت ۶ هکتار در شمال این شهر و در دامنه تپههای زیبایی واقع شده است بخشی از این پارک اخیراً به تفرجگاه مردم تبدیل شده است. پارک بعث از پارکهای زیبای این شهر در سال ۱۳۷۲ تأسیس شده است. همچنین در سال ۱۳۷۴ پارک شهید حسین فهمیده در این شهر احداث شد.
بیشینه دمای این شهر ۴۰ و کمینه آن ۵- درجه سانتیگراد است.
مردم این شهر به زبان کردی شاخه پهلهای تکلم میکنند. در زمان جنگ ایران و عراق این شهر پذیرای هزاران آواره بویژه مهاجران دهلرانی بود و ادرات شهرستان دهلران در این شهر مستقر شد. فاصله شهر زیبای میمه اتا این شهر کمتر از ۲۷ کیلومتر میباشد. در سال ۱۳۸۶ شهر پهله مدتی به دلیل پایین آمدن سطح آب چشمه با مشکل کمبود آب روبرو شد و از طریق تانکرهای سیار به این شهر آبرسانی میشد تا اینکه در همان سال با طرح آبرسانی لولهای این مشکل شهر حل شد.
پیشینه
ظاهراً نام این شهر همریشه با پَهلَوْ و پارت است که یکی از معانی آن شهر میباشد. شهر امروزی پهله در قدیم جزئی بود از سرزمین پهله (جبال، کوهستان زاگرس) و احتمالاً به همین خاطر نام پهله بر روی آن ماندهاست.
در جنگ ایران و عراق شهر پهله آسیب فراوان دید و پس از بازسازی نام آن که پس از انقلاب اسلامی به زرینآباد تغییر یافته بود مجدداً پهله شد.
دیدنیها
شهر پهله در دشتی با شیب ملایم به سوی رود دجله قرار دارد. دیدنیهای شهر و پیرامون آن:
رود میمه که در شهر جریان دارد.
رشته کوه کبیرکوه (در پانزده کیلومتری شمال پهله)
قله کلاوندی (۱۷۱۶ متر) در ده کیلومتری شمال خاوری شهر
امامزاده سیدفخرالدین در ۱۲ کیلومتری شمال بهله
امامزاده سید حسنی (فرزند سید فخرالدین) در فاصله ۱۳ کیلومتری شمال بهله
امازاده سیدنصرالدین در ۱۶ کیلومتری
امامزاده سید ابراهیم (فرزند محمد باقر) که در ۷ کیلومتری پهله و در مسیر قلعه شیاخ قرار دارد.
امامزاده محمد و بی بی زینب در ۷ کیلومتری غرب شهربهله ساختمان این امامزاده که شکل مخروطی ویژهای دارد مربوط به دوران سلجوقی است. قلعه شیاخ (شیاق، شیاخ) در غرب چهله که مربوط به ۱۹۰۰ سال قبل است. قلعه زنجیره در جنوب غرب شهر بهله خرابههای باستانی مسیر جاده بهله- دهلران باغات زیبای گوراب و میمه بارک جنگلی ملت به مساحت ۶ هکتار در دامنه کوههای شمالی شهر.
مرجَغل (مرجقل) یا تولَمشهر یکی از شهرهای استان گیلان در شمال ایران است.
این شهر با جمعیت ۶٬۴۷۱ نفر (برآورد ۱۳۹۰خ.) در بخش تولمات شهرستان صومعهسرا قرار دارد.
شهرداری این شهر در سال ۱۳۷۲ تأسیس شدهاست.
در قدیم
لغتنامه دهخدا به قول فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲ مینویسد: مرجغل دهی است از دهستان تولم بخش مرکزی شهرستان فومن، در ۷هزارگزی شمال فومن بر کنار راه صومعه سرا به رشت، در جلگه مرطوب معتدل هوائی واقع و دارای ۲۷۸ تن سکنهاست. آبش از رودخانه شفت و استخر و محصولش برنج، توتون، سیگار و شغل مردمش زراعت است.
افزر یکی از شهرهای استان فارس ایران است. این شهر، در بخش افزر از توابع شهرستان قیر و کارزین قرار دارد و جمعیت آن طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۲٫۲۵۲ نفر است .
بَهمَن شهری است در بخش مرکزی شهرستان آباده استان فارس در جنوب ایران. جمعیت آن ۶۹۲۵ نفر است.
شهر بهمن در میان کوههای داخلی زاگرس و ارتفاعات بهمنک کوچک و بزرگ قرار گرفته که تا ارتفاعات تل تبرک و ترسالی ایزدخواست ادامه دارند. هوایش معتدل و نسبت به شهر آباده سردتر است.
خور یکی از شهرهای جنوبی استان فارس، در ۳۶۷ کیلومتری شهر شیراز و همجوار شهر لار میباشد.
موقعیت جغرافیایی
از نظر جغرافیایی در عرض ۲۷ درجه و ۳۸ دقیقه شمالی و طول ۵۴ درجه و۲۰ دقیقه شرقی قرار دارد و از ضلع شمال به شهر قدیم لار و از جنوب به صحرای نیمه و سنخود و جاده اصلی لار – بندرلنگه و کوههای تنگ خور و روستای کرمستج و از غرب به شهر جدید لار و از شرق به روستای براک و فرودگاه بینالمللی لارستان و قریهای متروکه به نام «پَدِز» و از شمال شرقی به شهر لطیفی محدود میشود.
جمعیت خور در حدود ۸۱۲۶ نفر و ارتفاع آن از سطح دریا ۷۹۸ متر است، مساحت آن در محدوده خدماتی شهرداری ۰۰۰،۷۰۰،۳ متر مربع و منطقه استحفاظی شهر در حدود ۷٬۰۰۰٬۰۰۰ متر مربع میباشد که از مرکز شهر قدیم لار حدود ۳ کیلومتر فاصله دارد. و دارای شهرداری و شورای شهر مستقل میباشد. این شهر تاریخی دارای بافتی روستایی، باکوچههای تنگ و رودخانههای فصلی مارپیچ و بعضاً خانههای به جا مانده خشت و گلی قدیم در کنار خانههای نسل جدید شهری است. آب و هوای شهر خور بعلت قرار گرفتن در ناحیه نیمه بیابانی گرم و خشک بوده و کشاورزی بعلت کمبود آب و نزولات آسمانی رونق چندانی ندارد. دارای بارندگی نزدیک به ۳۰ میلیمتر و متوسط درجه حرارت و اقلیم شمال ۲۲ درجه و میانگین ۱۰ ساله بوده و بیشترین بارندگی در فصل زمستان اتفاق میافتد. که البته در برخی سالها در فصل تابستان با بارانهای معروف به «چِل پَسینی» کشت صیفی جات و کنجد نیز رونق میگیرد.
روستای خور طبق مصوبه مورخ ۱/۳/۱۳۸۲ هجری شمسی در هیئت وزیران به شهر خور ارتقاء یافت.
خور در گذر تاریخ
طبق آثار به جا مانده موجود مانند: «بنای تاریخی آسال (عصارخانه)»، «قلعه آسال»، «چاه دِیلَو یا دولاب»، «گاو چاهها و سنگ قبرها، و سنگ آبهای گَبری» و آثاری که طی نیم قرن گذشته از بین رفته مانند: «تُنب پَرگُو» و تپه معروف به «تُمب حسن گِنا» خور یکی از شهرهای کهن لارستان میباشد و قدمت آن به قبل از ورود اسلام به ایران میرسد، و گروهی از پیروان دین زرتشتی در خور میزیستند که مردم آنها را «گبریان» یا «گَوریان» نیز مینامند. محل سکونت آنها قسمتهای شمالی شهر بود. که تا نیم قرن گذشته خندق، و تپهٔ پَرگُو نیز با همان شمایل اولیه پابرجا بودهاست بیشترین مهاجرتها به خور در زمان صفویان و بعد از آن اتفاق افتاد، که قلعه خواجه غلامرضا (برج سفید) در این عصر بنا شده و همچنین بناهای به جا مانده از گذشته مانند قلعه آسال و بنای آسال نیز در این دوران مرمت کلی گردید. به دلیل قرار گرفتن خور در مسیر راه کاروانیان و جاده تجاری لار – بندرعباس و به خاطر واقع شدن بر روی سرزمین کم ارتفاعِ مخروط افکنه کوه های«تنگ خور» و وجود آب و سفرههای زیر زمینی مناسب مورد توجه قرار گرفته و به تدریج به جمعیت این مکان افزوده شد
موجودیت خور در زمان حکومت ناصر الدین شاه قاجار رسمیت یافتهاست. «حمام تاریخی» و «مسجد محمد رسول الله (جامع قدیم)» نیز در عصر قاجاریه بنا شدهاست که متأثر از معماری زندیه میباشد.
صنایع دستی
خور دارای نخلستانهای زیادی میباشد که به تبع آن نیز از همین درختان نخل (فَسیل یا ماه) انواع سبد (گِلّه و تیلَک)، بادبزن، جارو، پَروَند (طنابی ضخیم برای بالا رفتن از درخت نخل) و… ساخته میشود. از دیگر صنایع دستی مردم میتوان به نمک تراشی که با مهارت خاصی به دست هنرمندان ساخته میشود و بیشتر جنبهٔ تزئینی دارد اشاره کرد. از درختهای «گِز و کُنار» انواع تخت و گهواره و ابزار آلات میسازند که گهواره بر دو نوع است که یک نوع آن را «نَنِی» (گهواره تابستانه) و نوع دیگر آن را «بِهنَه» (گهواره زمستانه) میگویند.
مهمترین مهارت زنان خور پختن انواع نان و غذاهای محلی و انواع فراوردههای لبنی است. نانهای محلی انواع متعددی دارند (نزدیک به ۱۵گونه نان مختلف) که هر کدام به فصل خود پخته میشوند. که با اضافه کردن مادهای به نام «مَهوَه» و در بعضی موارد کنجد و تخم مرغ و… به آن، صرف میشود. همه ساله در ماه مبارک رمضان و یا بنا به مناسبتهای ملی دیگر در خور نمایشگاههایی از آثار هنری مردم بویژه زنان خوری برگزار میشود که در آنها انواع غذاها و وسایل تزئینی به نمایش گذاشته میشود. آداب و رسوم و زبان مردم خور مراسم عروسی و عزاداری مردم خور با حضور پرشور و همگانی اکثریت مردم برگزار میشود، در عروسیها رقص محلی، چوب بازی و شمشیر بازی طراوت خاصی به مراسم میدهد اعیاد سعید قربان و فطر مردم به دیدن همدیگر میروند و بچهها عیدی میگیرند، فروردین ماه و نوروز را به خاطر آب هوای مناسب منطقه به صحراهای اطراف مانند: نیمِه، سِنخُود، نَمد مال و پَدِز و… میروند، و با رنگ کردن تخم مرغ و شاخ حیوانات خانگی و مرغ وخروس (به رنگ سبز)، و بردن هدیه برای نوعروس و نوزاد تازه متولد شده (نوروزی) از سال نو استقبال میکنند. در بعضی از سالها برای طلب باران به پخت حلیم به صورت دسته جمعی میپردازند.
زبان مردم خور
زبان مردم خور دنباله زبان فارسی میانه یا همان لری-بختیاری است که ریشه قدیمی تر آن به زبان پهلوی ساسانی یا فارسی میانه جنوبی بر میگردد. (که در اصطلاح عامیانه به «زبان اَچُمِی» شهرت یافتهاست) و دارای لهجه خاصی است که آن را «لهجه خوری» مینامند.
امکانات رفاهی
شهر خور از جنوب در مسیر اصلی جاده شیراز- بندرعباس و از شمال در مسیر جاده کهورستان که به بندر عباس و جزایر قشم و کیش منتهی میشود قرار دارد. فرودگاه بینالمللی لار تقریباً در ۳ کیلومتری شرق خور واقع است. همه ساله با فرارسیدن فصل مسافرت و تعطیلات، شهرداری و شورای شهر در حد توان جهت اسکان مسافران امکانات رفاهی را فراهم میبینند، البته از آنجایی که شهر خور در ۲ کیلومتری شهر جدید لار واقع میباشد مسافران میتوانند از هتل و مهانسراهای شهر لار نیز استفاده ببرند. خور دارای ۱۲ مرکز آموزشی شامل مهدکودک، دبستان، راهنمایی، هنرستان، دبیرستان، دانشکده علمی کاربردی و دانشگاه پیام نور لارستان میباشد. همچنین درمانگاه و خانه بهداشت شهر مشغول خدمات رسانی به مردم میباشند. آب شُرب شهر از دو حلقه چاه (چاه حاج علی و چاه حاج امین) در ناحیه کوههای تنگ خور توسط خیرین تأمین میگردد که در شمار آبهای درجه یک کشور از لحاظ کیفیتی میباشد، که بخشهای زیادی از مناطق اطراف و روستاهای دور افتاده استان هرمزگان را مجاناً تحت پوشش قرار دادهاست. پارک جنگلی، پارک کودک و پارکهای حاشیهای، محلی است برای تفریح خانوادهها و مسافران. در جنوب شهر و در راه عبور از استادیوم ورزشی در ۱۰ و ۲۰ کیلومتری خور، دو صحرا متعلق به مردم قرار دارد به نامهای «سِنخود» و «نِیمِه» که هم محل کشاورزی آنهاست و هم محل تفریح و گشت و گذار…
اقلیم : سرد
نام قدیم : آراتتا – سانگی بوتو
مساحت : ۵۵۴۸
پیش شماره : 0461
شهرستان خوی یکی از شهرستانهای استان آذربایجان غربی است که با وسعتی بالغ بر ۵۵۴۸ کیلومتر مربع در شمال غربیترین نقطهٔ ایران و آذربایجان و در مرز کشور ترکیه واقع شدهاست و مرکز این شهرستان شهر خوی است که با پهنه ای حدود 30 کیلومتر مربع در شمال استان آذربایجان غربی واقع شده است. خوی در دشتی وسیع و محصور در بین کوههای سر به فلک کشیده واقع شده و به همین جهت نیز به «خوی چوخورو» مشهور گشتهاست.
اولین شهر استان آذربایجان غربی از نظر وسعت و دومین شهر این استان از نظر جمعیت است.
جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ برابر با ۳۵۴۳۰۹ نفر بودهاست که از این تعداد ۲۲۶۷۶۰ نفر آنان در نقاط شهری و ۱۲۷۵۴۹ نفر آنان در نقاط روستایی بودهاند و فاصله آن از تهران ۷۸۰ و از تبریز ۱۶۵ کیلومتر بوده و جاده ترانزیتی ایران- اروپا از ۳۰ کیلومتری آن عبور میکند.
درباره تاریخچه این شهرستان باید گفت، هرچند که یافتههای باستانشناسی پیشینه سکونت انسان در دشت خوی را به ده هزار سال قبل میرسانند، اما آثار مکتوبی که در آنها نشانههایی از منطقه یافت شود مربوط به سنگ نوشتهها و گل نوشتههای سومری، آشوری و اورارتویی است. به گمان بسیاری پژوهشگران، منطقه «آراتتا»ی کتیبههای سومری، همان منطقهای است که چندقرن بعد در کتیبههای آشوری با نام «سانگی بوتو» (خوی، مرند و محال گونئی) از آن یاد شدهاست.
وجود آثار درخشان تمدن اورارتویی با قدمتی سه هزار ساله در جای جای این سرزمین نشانی از کهنسالی آن دارد. در دوران اسلامی این سرزمین همیشه با نام «خوی» شناخته شده و نقشی بسزا در روند حوادث تاریخی داشتهاست. نقش تأثیرگذار در جنگ سرنوشت ساز ترکان سلجوقی با امپراتوری روم در ملازگرد، پایگاه مقاومتهای سلطان شیردل جلال الدین خوارزمشاه در مقابل مغولان، میدان جنگ مشهور چالدران مابین قزلباشان صفوی و امپراتوری عثمانی، مرکز سوق الجیشی شاهزاده عباس میرزا در جنگهای ایران وروس در دورة قاجار از جمله آنهاست.
مردم شهرستان خوی به ترکی آذربایجانی تکلم میکنند. مسلمان و شیعه مذهبند و اقلیتی نیز سنی مذهب میباشند.
تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابرآنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمدهاست، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است:
بخشهای شهرستان خوی شامل، بخش مرکزی، بخش صفائیه (مرکز بخش زرآباد)، بخش ایواوغلی (مرکز بخش ایواوغلی) و بخش قطور (مرکز بخش قطور) میباشد.
شهر خوی، شهر فیرورق، شهر دیزج دیز، شهر ایواوغلی، شهر زرآباد و شهر قطور نیز شهرهای شهرستان خوی را تشکیل میدهند.
بلندترین کوه آن کوه اورین (در زبان ترکی به معنی بزرگ و با عظمت) با ارتفاعی بیش از ۳۶۵۰ متر چون مادری سپید قبا شهر را در آغوش کشیده و با رودخانهها و چشمههای جوشانش آب حیات را در رگهای او به جریان انداختهاست و «قوتور»، «آغچای» و «قودوقبوغان» از مهمترین رودخانههای آن هستند. آب و هوای آن کوهستانی است و هر ساله زمستانهایی سخت سرد و برفی، بهارانی عطرناک، تابستانهایی ملایم و گاه معطوف به گرمی و پاییزهایی رنگارنگ و هزار رنگ چهرهای چهار فصل به منطقه میبخشند.
آداب و رسوم خوی تلفیقی از آیینهای پیش از اسلام و اسلامی است. عاشیقها (و یا همان اوزانهای قدیمی) نماد فرهنگ اصیل منطقه، هنوز نیز در زندگی مردم حضوری چشمگیر دارند و هرچند که بسیاری آداب و رسوم ملی در اثر زندگی نوینشده امروزی به ورطه فراموشی سپرده شدهاند ولی باز گاه گاهی در گوشه و کنار خصوصا در روستاها دیده میشوند. کوسا، سایاچی، آیین برداشت گندم (تاخیل)، عروسیهای پر دبدبه و مفصل، نامگذاری فرزندان، ختنه پسران (سنت)، طلب باران، روز قوچ رسم ننه تپه، رسم خضر نبی (خیدیر نبی) و… نمونههایی از این آیینهای در حال فراموشی هستند.
درباره جاذبههای طبیعی شهرستان خوی نیز باید گفت، بارش متوسط سالیانه ۴۰۰-۳۰۰ میلیمتری و وجود کوهستانهای برف گیر در چهار طرف شهر مناظر طبیعی زیبا و بکری را در دل این منطقه از کشور به وجود آوردهاست. خصوصا اواخر بهار و اوایل تابستان بهترین روزهای گردش و انتفاع از این موهبات الهی هستند که تفرجگاه پئره، جهنم دره خوی، قولو درهسی،آلیشیق، ییلاق حاجی بیگ (حاجی بیگ یایلاغی)، قره دره، مامیشخان، قریس، دامنههای کوه اورین و دهها چشمه جوشان از دل زمین تنها تعدادی از مکانهای طبیعی و دیدنی این شهرستان هستند.
از جمله آثار تاریخی شهرستان خوی، برج شمس تبریزی ، پل خاتون، بازار سرپوشیده، خانه کبیریها، مساجد قدیمی مطلبخان، ملاحسن، شاه، حاجی بابا و خان – دوره قاجاری، کلیساهای سورپ سرکیس و ماهلازان، امامزاده سید بهلول و… میباشند که بخشی از تاریخ ارزشمند این شهرستان را به تصویر کشیده اند.
از محصولات جالب توجه این شهرستان عسل و تخمهٔ گل آفتابگردان میباشد که شهرستان خوی از نظر تولید و کیفیت عسل رتبه نخست را در کشور به خود اختصاص دادهاست. در این شهرستان ۱۹۳ هزار کندوی مدرن و بومی وجود دارد که در حدود ۶ هزار تن عسل، معادل ۶۵ درصد عسل تولیدی ۱۳۸۷ در استان آذربایجان غربی و ۲۰ درصد عسل تولیدی کشور را شامل میشود.
همچنین بسیاری از مزارع شهرستان خوی مزرعه گل آفتابگردان است و تخمهٔ گل آفتابگردان شهرستان خوی دارای کیفیت بالایی بوده و این شهرستان یکی از مهمترین تولید کنندگان تخمهٔ گل آفتابگردان در سراسر کشور به شمار میآید که در ضمن طرح فرودگاه این شهرستان از نمای بالا به شکل گل آفتابگردان طراحی شدهاست.
خوی بعلت همسایگی با دو کشور خارجی در گذشته دارای اهمیت نظامی و سیاسی بوده است. صرف نظر از وضع ظاهری شهر که حاکی از تجاری بودن آن است. طبق مدارک موجود خوی از زمانهای قدیم اهمیت بسیاری داشته است. پیش از اسلام ، شعبه ای از بزرگ راه معروف ابریشم که شرق و غرب را به هم متصل مینموده از خوی عبور میکرده است. درصدر اسلام طبق نوشته اصطخری و نقشه موجود در کتاب المسالک و الممالک ، بزرگراهی که عربستان را به ماورای خزر و ارس و اردبیل و مرکز آذربایجان وصل میکرده از خوی میگذشته است.
لازم به ذکر است، شهرستان خوی با وجود قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم تنها راه مرزی نزدیک به کشور ترکیه است. خوی تنها شهریست که مسافت آن با شهر وان در کشور ترکیه از طریق بازارچه رازی حدود یک ساعت است و همچنین فرودگاه خوی در مهر سال ۸۳ به بهرهبرداری رسیده است که هم اکنون به عنوان یک دروازه مهم توسعه شمال استان بعنوان یکی از زیباترین فرودگاههای کشور ایفای نقش مینماید.
رَشْت یکی از کلانشهرهای ایران، مرکز استان گیلان در شمال ایران، و مرکز شهرستان رشت است و مادرشهر استان گیلان و بخشهایی از استانهای همجوار است. این کلانشهر همچنین بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر شمال ایران در بین سه استانهای حاشیهٔ دریای خزر و بزرگترین شهر گیلک نشین، بزرگترین سکونت گاه سواحل جنوبی دریای خزر محسوب میشود.رشت سومین شهر گردشگر پذیر ایران است.
بر اساس سرشماری رسمی در سال ۱۳۹۰، جمعیت ساکن آن ۶۳۹،۹۵۱ نفر بودهاست.جمعیت شناور ثابت روزانۀ شهر رشت بهعنوان مادرشهر استان گیلان بالغ بر ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر است.جمعیت این شهر در تعطیلات و ماههای گردگشری سال بالغ بر دو میلیون نفر است.رشت فشردهترین شهر ایران به لحاظ نسبت جمعیت به وسعت است و ازلحاظ نسبت جمعیت در روز و شب نیز رتبه نخست کشور را دارد.
در شهر رشت لهجههای گوناگون از گویش بیهپس زبان گیلکی توسط مردم تکلم میشود.
آب و هوای رشت ازجمله آب و هوای معتدل کاسپین و شبه مدیترانهای است که دارای تابستانهای گرم و شرجی و زمستانهای سرد و مرطوب است. همچنین شهر رشت دارای رتبهٔ اول میزان بارش مراکز استانهای ایران و به شهر باران شهره است.
رشت بیش از ۴٬۵ قرن پیش مرکز گیلان شدو در گذشته، مرکز استان یکم ایران بودهاست. همچنین این شهر نقشی کلیدی در بزنگاههای تاریخ ایران مانند انقلاب مشروطه،جنبش جنگل و انقلاب ۱۳۵۷ ایران داشت و با توجه به فرهنگ مردم آن و قرار گرفتن در جاده راه ابریشم از دیرباز به عنوان دروازه اروپا همواره به عنوان دروازه تمدن مدرن از آن یاد میشود. و دارای پیشینهای درخشان عرصه مبادلات خارجی بوده است.
امروزه شهر رشت یکی از قطبهای کشاورزی و گردشگری در سطح کشور محسوب میشود. رشت قطب تولید برنج ایران،تولید کنندهٔ بزرگ فولادو قطب تولید نانو داروهای ضد سرطان کشوریکی از مهم ترین شهرهای ایران است.
نام
وجه تسمیۀ رشت در فرهنگ واژههای دساتیر، بهمعنی گچی که بنّایان، سنگ و آجر را به آن محکم نمایند، و در لغتنامههای انجمن آرا، آنندراج، لغت فرس اسدی توسی، لغت محلی شوشتری، برهان قاطع، ناظم الاطبا و لغتنامۀ جهانگیری: چیزی که از هم فروریزد؛ هر چیزی که از هم فروریزد و فروپاشد؛ دیوار مشرف بر افتادن. گچ را نیز گویند که بدان خانه سفید کنند؛ لجن و خاکروبه؛خاک و گَرد؛ خاک را گویند؛ رنگکرده نیز معنی شدهاست.همچنین رشت (به فتح اول) به معنی در فروافتاده در گودی قرار گرفته یا جای پست است. صفتی بود برای هفته بازار رشت و حومه که روزهای یکشنبه در این شهر و روزهای چهارشنبه در آج بیشه حومه رشت تشکیل میشد. رشت بازار یعنی بازار در گودی قرار گرفته و این صفت بدان اعتبار بود که هر پیلهور و یا مسافری که از بخشهای جنوبی، مانند رودبار یا از مناطق غربی مانند فومن یا از مناطق شرقی مانند لاهیجان به سوی رشت حرکت میکرد، از منطقهای بلندتر به ناحیهای که در سطح پایین قرار داشت سرازیر میشد. تدریجاً “بازار” از آخر نام حذف شد و “رشت” باقیماند..
از جمله دیگر نظرات میتوان به (بیه) یعنی مصب بین دو رود اشاره کرد. یا (دارالمرز) یعنی سرزمین پست و گود (جلگه) و یا به نظر علیاکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و کلمه رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را انتخاب نمودند. بنا به یک گمانه زنی دیگر نیز: تلفظ دقیق این نام شهر رَشت “رِشت” بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شدهاست و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشتههای نوغان یا همان ابریشم|ابریشمی دانسته شدهاست.طبق یکی دیگر از گمانه زنیها معنی کلمه رَشت از ترکیب کلمه «رِش» به معنی باران بسیار ریز است. که با پذیرفتن این گمانه زنی میتوان رشت را به مکانی که در آنجا باران به صورت مداوم میبارد پذیرفت. واژه گیلکی «وارش» که به معنی باران است موید این نکتهاست که این واژه مرکب از وا+رش ساخته شده که اصل کلمهٔ مرکب هم پیشوند «وا» معادل «باز» متبادر کنندهٔ «باز باران» یعنی «باران مکرر»است. در اوستا کتاب ایرانیان باستان کلمه هو رشت بارها استفاده شده است. هو به معنی نیک و رشت به معنی کردار میباشد. شاید رشت در کتب پارسی به معنی کار یا عمل یا کردار یا محلی برای کار باشد. همچنین عدهای بر این گمانند که نام رشت از نام ایزد باران در فارسی پهلوی یعنی تیشتر گرفته شده.
رشت در ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۱۶ دقیقه عرض شمالی واقع شده و فاصله آن از تهران ۳۰۰ کیلومتر میباشد. همچنین شهر رشت با مساحت ۱۸۰ کیلومتر مربع در زمینی مسطح و هموار به ارتفاع به طور میانگین ۵ متر از سطح آبهای آزاد قرار دارد. رشته کوه البرز در قسمت جنوبی شهررشت واقع شده و نزدیک ترین قله بلند به شهر رشت (درفک) به ارتفاع ۲٬۷۳۳ متر است. نزدیک ترین شهرستان به رشت صومعه سرا است که در فاصلهٔ ۲۶ کیلومتر ی آن قرار دارد. رشت از شمال به دریای خزر و مرداب انزلی، از غرب به رودخانه پسیخان , صومعه سرا و فومن , از جنوب به بخش سنگر و شهرستان رودبار و از شرق به کوچصفهان و آستانه اشرفیه محدود است.
سلسله جبال البرز در قسمت جنوبی شهررشت واقع شده و نزدیک ترین قله بلند به شهر رشت (درفک) به ارتفاع ۳۵۰۰ متر است. نزدیک ترین شهرستان به رشت صومعه سرا است که در فاصلهٔ ۲۶ کیلومتر ی آن قرار دارد. رشت از جانب شمال به دریای خزر و مرداب انزلی، از غرب به رودخانه پسیخان , صومعه سرا و فومن , از جنوب به شهرستان سنگر و رودبار و از شرق به کوچصفهان و لاهیجان محدود است و فاصلهٔ آن تا تهران ۳۲۵ کیلومتر و تا بندر انزلی ۳۰ کیلومتر است. در واقع جلگه حاصلخیز شهرستان رشت توسط کرانههای دریای خزر از سمت شمال، دلتای سفیدرود (آستانه اشرفیه) از جهت شرق، ارتفاعات کوهپایهای- جنگلی رودبار از قسمت جنوب و شالیزارهای جلگه تولمات و فومنات از جهت غرب محدود میگردد. تالاب انزلی در شمال غربی شهرستان رشت واقع شده است. قسمت وسیعی از این شهرستان در ناحیه جلگهای استان گیلان واقع شده و مساحت کمی از آن در ابتدای ارتفاعات و کوهپایههای جنگلی قرار دارد. از مهمترین ارتفاعات محدوده مورد نظر میتوان به سراوان، عزیزکیان، موشنگاه، امامزاده هاشم و غیره اشاره کرد.
اراک یکی از کلانشهرهای ایران و از بزرگترین شهرهای مرکز ایران و مرکز استان مرکزی و شهرستان اراک است. جمعیت اراک در سال ۱۳۹۰ خورشیدی برابر با ۵۲۶٬۱۸۲ نفر بوده که از این نظر قطب جمعیتی استان مرکزی و چهاردهمین شهر پرجمعیت ایران به حساب میآید.
از سده دوم اسلامی ناحیه میان همدان، ری و اصفهان عَراق نامیده شد که بعدها برای تمایز با عراق عرب آن را عراق عجم نامیدند. عَراق معرب اراک است. اراک نسبت به بسیاری از شهرهای ایران، شهر جوانی محسوب میشود. این شهر در دوران قاجار بنیان گذاشته شده و کمی بیش از دو قرن قدمت دارد. نام شهر که ابتدا قلعهای نظامی در کنار روستای کرهرود بود قلعه سلطانآباد، بعد سلطانآباد عراق و در سال ۱۳۱۶ خورشیدی به اراک تغییر نام داد. بانی شهر اراک یوسفخان گرجی معروف به سپهدار بود که شهر را در طول چند سال و با هزینه ۲۰۰٬۰۰۰ تومان ساخت. در شهر جدید تمامی تأسیسات شهری از قبیل قنات، حمام، آبانبار، مسجد، مدرسه، سقاخانه، بازار و ارگ حکومتی ساخته شد. با رونقگیری اقتصاد شهر و عبور راهآهن سراسری از شهر، مهاجرت به شهر افزایش یافت.
شهر اراک دارای زمستانهای سرد و مرطوب و تابستانهای گرم و خشک است و کوههای اطراف شهر، تالاب میقان و دشت فراهان بر آب و هوای آن تأثیر میگذارند. شهر در میان پایکوههای داخلی رشتهکوه زاگرس قرار دارد و از جمله شهرهای امن از نظر لرزهخیزی است که احتمال وقوع زلزله بالای ۵ ریشتر در آن بسیار ضعیف است.
مردم شهر اراک عمدتاً مسلمان و پیرو مذهب شیعه هستند، اما اقلیتی از مسیحی و بهائی نیز وجود دارند. زبان مردم، فارسی با لهجه اراکی است.
اراک یکی از شهرهای صنعتی ایران است که از لحاظ گوناگونی محصولات صنعتی، نخستین، از لحاظ وجود صنایع مادر، دومین و به طور کلی چهارمین قطب صنعتی کشور محسوب میشود. این شهر به واسطه وجود صنایع مادر، تولید ۸۰٪ تجهیزات انرژی کشور، وجود بزرگترین کارخانه تولید کننده آلومینیوم کشور و وجود بزرگترین معدن سدیم سولفات کشور، بهعنوان پایتخت صنعتی ایران شناخته شدهاست و به همین دلیل یکی از آلودهترین شهرهای ایران است. طرح جامع کاهش آلودگی هوای اراک از جمله طرحهای ملی است که برای کاهش آلودگی شهر به تصویب رسید، اما اجرای ضعیف آن بعد از چند سال باعث شد تا مردم اراک در سال ۱۳۹۲ خورشیدی به مدت ۱۸ هفته تجمعات اعتراضی نسبت به وضع موجود برپا کنند. ترافیک و گرانی مسکن از جمله مشکلات دیگر این شهر است.
از لحاظ گردشگری، قدمت بیشتر بناهای تاریخی اراک به دوره قاجار بازمیگردد. از مهمترین صنایع دستی شهر، قالی اراک است که در گذشته اهمیت و اعتبار فراوانی داشته است و رقیب قالی کرمان بود.
نامگذاری
قسمتی از روزنامه وقایع اتفاقیه که سندی برای نام قدیم شهر اراک است.
از سده دوم اسلامی ناحیه میان همدان، ری و اصفهان، عراق نامیده میشد که بعدها برای تمایز با عراق عرب آن را عراق عجم نامیدند. عَراق، معرب اراک است. تاریخ بنیان اراک به دو قرن پیش و به دوران قاجار باز میگردد. در آن زمان شهر به نام قلعه سلطانآباد خوانده میشد. علت نامگذاری این بود که شهر به دستور فتحعلیشاه قاجار ساخته شد. نام شهر بعدها به سلطانآباد، سپس به سلطانآباد عراق و در سال ۱۳۱۶ خورشیدی به اراک مبدل گشت.سعید نفیسی نظر میدهد که چون میخواستند نام قدیم را زنده کنند، نام شهر عراق را به اراک تبدیل نمودند. هرتسفلد محقق آلمانی شکل فارسی اراک را به معنی سرزمین هموار میداند.
برای واژه «اراک» معانی گوناگونی ذکر گردیدهاست که تعدادی از آنها عبارتاند از: پایتخت، باغستان، نخلستان و شهرستان. بعضی افراد واژه «اراک» را برگرفته از ایراک که معرب آن کلمه عراق است، دانستهاند، زیرا در دورههای باستان به مرکز فلات ایران، ایرانستان و ایرانک گفته میشد و در دوره اسلامی و به ویژه از قرن یازدهم میلادی جغرافینویسان مسلمان، منطقه یا سرزمین اراک را به صورت عربی شده آن، یعنی عراق تبدیل کردند. ولایت اراک منطقه وسیعی را شامل میشد. در دوره رضاشاه نام قدیمی را برگرداندند، امّا این نام صرفاً به بخش سلطان آباد اطلاق شد. حدود ۷۰۰ سال ادبیات فارسی تحت تأثیر تلفظ عربی بود که در آن حروف پ، ژ، گ، ک، چ و… حذف و دگرگون میشد.
تاریخچه
پیش از ساخت شهر در جای کنونی و در پیرامون آن چند ده وجود داشت، در جنوب شهر ده قلعه و قلعهنو و در غرب شهر ده حصار بود که برای ساخت شهر ویران شدند. در جای کنونی شهر دهی بنام دستگرده بوده است که از آثار آن قناتی باقیمانده که به «قنات ده» شناخته شده است.
علت شکلگیری شهر
حدود جبال در خلافت عباسی، منطقهای که اکنون اراک در آن جای دارد
شهر اراک را تا پیش از سال ۱۳۱۷ خورشیدی، عَراق و پیش از آن سلطانآباد میگفتند. بانی شهر یوسفخان گرجی (معروف به سپهدار عراق) بود. بر پایه روایتها، پیش از ساخت شهر، در محل آن هشت یا ده قلعه به نامهای خان باباخان، حصار، دهکهنه، مرادآباد، آقاسمیع، سلیم، نو و قادر وجود داشت و مردمان قلعهها همیشه در حال درگیری با یکدیگر بودند، یوسفخان از درگیریهای قلعهها شرح حالی به فتحعلیشاه قاجار نوشت. وی دستور ویرانکردن قلعهها و ساخت شهری جدید را از شاه دریافت کرد.
در آن زمان در این ناحیه دو طایفه نیرومند ساکن بودند، خانهای فراهان که در بخش فراهان کنونی ساکن بودند و خانهای کَزّاز که در بخش زالیان کنونی ساکن بودند. هر دو طایفه پس از آگاه شدن از تصمیم احداث شهر تازه (قلعه نظامی)، کوشش نمودند حکومت مرکزی را قانع کنند که شهر را در منطقه مسکونی آنها بنا نهد که هرکدام به دلایلی کامیاب نشدند. سرانجام یوسفخان گرجی تصمیم میگیرد که شهر را در محل کنونی که واپسین نقطه قلمرو فراهان و نخستین نقطه قلمرو کزاز بود بنا نهد تا از بروز اختلاف و درگیری جلوگیری شود.
یوسفخان که شهرهای گرجستان و قفقاز را دیده بود، کوشش کرد شهری مرتب و منظم بنا کند که همگی کوچهها در فواصل معین یکدیگر را قطع کنند و پهنای همه آنها ۶ ذرع محاسبه شده بود. همچنین بازار شهر در میانه آن گماشته شد که برای عموم مردم دردسترس قرار گیرد.
تقسیمات کشوری
در دوران قاجار شهر اراک، پس از ساخت به عنوان حکومتنشین ولایت عراق برگزیده شد. در دوره پهلوی، بر پایه نخستین قانون تقسیمات کشوری و وظایف فرمانداران و بخشداران (مصوب ۱۶ آبان ۱۳۱۶ خورشیدی)، اراک یکی از ۱۳ شهرستان استان شمال بود. سپس بر پایه دومین قانون تقسیمات کشوری و وظایف فرمانداران و بخشداران (مصوب ۳ بهمن ۱۳۱۶ خورشیدی)، اراک در کنار زنجان جزء استان یکم قرار گرفت. اراک در ۱۹۶۳ میلادی از استان یکم جدا شد. در سال ۱۳۲۶ خورشیدی همزمان با تشکیل استان مرکزی (به مرکزیت تهران)، شهر اراک نیز یکی از شهرهای این استان شد و در سال ۱۳۶۵ خورشیدی، مرکز استان مرکزی از تهران به اراک منتقل گردید. یک سال پس از آن استان تهران از استان مرکزی جدا شد. از آن زمان تا کنون شهر اراک به عنوان مرکز استان مرکزی در تقسیمات کشوری شناخته میشود.
شهر اراک یکی از کلانشهرهای رسمی کشور است که در سال ۱۳۹۲ خورشیدی به جمع کلانشهرهای کشور پیوست.
موقعیت جغرافیایی
شهر اراک روی مدار ۳۴ درجه و ۵ دقیقه و ۳۰ ثانیه در نیمکره شمالی از خط استوا قرار گرفته است. همچنین این شهر روی نصف النهار ۴۹ درجه و ۴۱ دقیقه و ۳۰ ثانیه طول شرقی از نصفالنهار گرینویچ قرار دارد.
قُمْ از کلانشهرهای ایران است که در ۱۲۵ کیلومتری جنوب تهران پایتخت ایران واقع شدهاست. این شهر در کنار رودخانهٔ قمرود و در دشت قم قرار دارد. شهر قم مرکز استان قم و نیز مرکز شهرستان قم میباشد.
این شهر در شاهراه مواصلاتی و حمل و نقل ایران واقع شده و از یک سو رابط بین استانهای صنعتی ایران با تهران و از سویی دیگر رابط استانها و شهرهای جنوبی ایران با استانها و شهرهای شمالی است. این اهمیت منحصر به حاضر نیست و در گذشته نیز قم به دلیل قرار گرفتن در مسیر راه ابریشم دارای اهمیت ارتباطی بوده است.
طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران شهر تعداد ۱،۰۷۴،۰۳۶ نفر جمعیت دارد. با این جمعیت قم در رتبهٔ هشتمین شهر پرجمعیت ایران قرار میگیرد.رشد جعیت قم ۱،۳ درصد است که جزء بالاترین نرخ رشد جمعیت در ایران است. بیشتر ساکنان شهر مسلمان و شیعهٔ دازده امامی هستند و تعدادی از اقلیتهای دینی زرتشتی و مسیحی در شهر ساکن هستند.
به شهر قم لقبهای فراوانی نسبت داده میشود اما لقب رسمی و مورد استفاده در رسانهها و همینطور شهرداری قم «پایتخت مذهبی ایران و قطب فرهنگی» است. از قم با عناوینی چون: حرم اهل بیت، شهر علم، مرکز تجمع اقوام مختلف ایران، ارزان ترین شهر ایران، شهر سوهان، شهر شیرینی، شهر غنبید (Ghonabid) (کلم محلی که در قم کشت میشود)، آشیانهٔ آل محمد، مدینه المومنین، استراحتگاه مومنین، دارالموحدین و شهر کریمهٔ اهل بیت یاد میکنند.
قم به عنوان پایتخت فرش ابریشمی ایران و جهان،پایتخت کامپیوتری ایران،پایتخت اینترنتی جهان شیعه و پایتخت دوم ادبیات کودک و نوجوان ایران،قطب تولید موتورسیکلت در ایران قطب تولید نرمافزارهای علوم اسلامی، یکی از سه قطب تولید کیف و کفش در ایران،دومین قطب انتشار کتاب پس از تهران و بزرگترین قطب انتشار کتابهای دینی در خاورمیانه نیز شناخته میشود.
سید علی خامنهای، رهبر ایران این شهر را «مادر نظام جمهوری اسلامی» نامیده است. حسن روحانی، رییس جمهور ایران نیز قم را “بزرگترین مرکز نشر آثار و معارف اسلام و شیعه در جهان” خواندهاست.
این شهر مدفن فاطمه معصومه دختر موسی بن جعفر، پیشوای هفتم شیعه و به طور سنتی محل اقامت بسیاری از روحانیون بلندپایهٔ شیعه بوده و بزرگترین حوزه علمیهی ایران و مرکز مدیریت حوزههای علمیهی ایران در این شهر قرار دارد. دبیرخانهٔ مجلس خبرگان رهبری ایران نیز در این شهر واقعاست.اهمیت زیارتی این شهر در درجهٔ نخست مربوط به مرقد فاطمه معصومه بوده و سپس به دلیل وجود مزارهای متعدد علویان و نوادگان امامان و همینطور مسجد جمکران است. این شهر پس از مشهد دومین شهر زیارتی ایران است. جداشدن عتبات عالیات از ایران و پیوستن آن به امپراتوری عثمانی از یک سو و دور بودن مشهد از نواحی مرکزی ایران باعث شده که قم از دوره صفویه به بعد پذیرای زائران بیش تری باشد.
قیامها و شورشهای پیاپی مردم قم باعث شده تا این شهر در طول تاریخ بارها توسط حاکمان و فرمانروایان ویران شده و از نو آباد شود.
نام
قم در ابتدا محل سکونت اقوامی از زرتشتیان بوده که ممجان (MEMJAN) نامیده میشدهاست.
در کتاب تاریخ قم، تألیف «حسن بن محمد بن حسن قمی» در بیان علت نامگذاری شهر چنین آمده است:
«شهر قم را، بدین علت قم نامیدند که محل جمع شدن آبها و آب انار بوده است و آب در آن جا جمع می شده و آن را هیچ منفذ و رهگذری نبوده، در اطراف آن جا علف و گیاهان و نباتات فراوان می روییده است و در عرب، جمع شدن آب را قم گویند؛ که بعضی آن را با قمقمه (معرب کمکم) هممعنی دانستهاند و گلاب پاش را نیز نوعی از قمقمه وصف کردهاند و جمع آن را قماقم نامیدهاند؛ با این تفاوت که وقتی در آن نواحی علف زار و سبزه زار زیاد میشد، چوپانان برای چرانیدن گوسفندان خود، برگرد علف زارها خیمه میزدند و خانههایی را بنا میکردند و خانههای ایشان را در فارسی، کومه نامیدند و به مرور زمان کومه تبدیل به کم شد؛ پس آن را معرب گردانیده و قم نامیدند. ریشه نام این شهر به «کومه» به معنای اتاقکهای کلبهمانندی که چوپانان برای استراحت میساختند، باز میگردد. با الهام از واژه «کومه» این شهر به نام «کم» (KOM) خوانده شد».
قُم تلفظی از نام کماست که اعراب آن را به صورت امروزی درآوردند.
موقعیت جغرافیایی
قم در مرکز ایران جای داشته و مرکز استان قم است.
قزوین (به پارسی میانه: کاسپین) یکی از شهرهای بزرگ ایران در باختر و مرکز استان و شهرستان قزوین است. این شهر در بلندای ۱٬۲۷۸ متری از سطح دریا واقع شده است. قزوین در زمان حکومت صفوی پایتخت ایران بوده است و به همین دلیل دارای اماکن و موزههای تاریخی بسیاری میباشد. قزوین از نظر تعداد اثر تاریخی رتبه اول را در ایران و سوم را در جهان داردقزوین پایتخت خوشنویسی ایران است و از جمله خوشنویسان معروف میتوان به میرعماد قزوینی اشاره کرد. در شهر قزوین آثار کهن و باستانی گوناگونی از جمله حمام قجر، کاخ چهلستون، امامزاده حسین، خیابان سپه (قدیمیترین خیابان ایران) قرار دارد.
قزوین به دلیل قرار گرفتن در گلوگاه ارتباطی استانهای شمالی و غربی کشور، نزدیکی به تهران، دارا بودن چندین شهر صنعتی و نیز برخورداری از چندین دانشگاه -از جمله دانشگاههای بینالمللی امام خمینی، علوم پزشکی و آزاد اسلامی- و شماری دانشگاه غیردولتی از موقعیت خوبی برخوردار است.
قزوین به علت دارا بودن ۲ هزار و ۵۰۰ هکتار باغستان در اطراف شهر و وجود بوستان ۱٬۴۰۰ هکتاری باراجین در سال ۱۳۹۲ از سوی معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور به عنوان شهر پاک ایران انتخاب شد.
فارسی زبان رایج در بین عموم اهالی قزوین است. قزوینیها، اصالتاً فارسیزبان هستند. بعد از فارسی، زبانهای ترکی آذری و تاتی از زبانهای بومی قزوین میباشد و گویشوران بسیاری دارد و عمده روستاهای دشت قزوین آذریزبان هستند. از آنجا که این شهر به مانند شهرهای تهران و کرج یکی از شهرهای مهاجرپذیر است، برخی از ساکنان این شهر که به قزوین مهاجرت کردهاند به زبانهای مختلفی از قبیل تاتی، مراغی، کردی، لری، ترکی و رمانلویی نیز سخن میگویند. ره آورد شهر قزوین پسته، باقلوا و شیرینی است.
نام
نوشتههای باستانی یونان قزوین را با نام «راژیا» معرفی میکند و پس از آن در نوشتههای اروپایی این شهر با نام شهر باستانی «آرساس» و یا «آرساسیا» شناخته میشده است.اشکانیان قزوین را به نام مؤسس آن «اردپا» میخواندند؛ و ساسانیان نام این شهر را «کشوین» (یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد) نهاده بودند. در برخی متون نام این شهر «قسوین» (یعنی شهری که مردمی پر صلابت و استوار دارد) ذکر شده است. به هر روی مورخان و باستان شناسان عصر حاضر قزوین را عربی شده «کاسپین» میدانند؛ و بر این باورند که قوم کاسپیها که در سواحل دریای خزر میزیستند به مرور کوچ کردند و شهر قزوین را بنا نهادند. و به همین دلیل است که در متون کهن عثمانی و عربی نام دریای خزر «بحرالقزوین» ذکر شده است.
تاریخچه
این شهر باستانی در زمان شاه تهماسب صفوی پایتخت ایران بودهاست. نخستین خیابان ایران (خیابان سپه) در قزوین ساخته شد.[۲۰] آب انبار سردار بزرگترین آب انبار تک گنبدی جهان در قزوین میباشد.
مکاننگاری جغرافیایی
قزوین در مدار °۵۰٫۰۰ شرقی و °۳۶٫۱۶شمالی قرار دارد. قزوین از سمت شمال به لاهیجان، از شمال شرق به رازمیان، از شرق به بیدستان و محمدیه، از جنوب شرق به الوند، از جنوب به شهر صنعتی لیا، از جنوب غرب به اقبالیه، از غرب به محمودآباد نمونه و از شمال غرب به منجیل راه پیدا میکند.
اقلیم
شهر قزوین در شمال غربی کشور قرار گرفته و آب و هوای آن سرد و کوهستانی است.
آب و هوای قزوین در تابستان خنک و در زمستان سرد است. میزان بارش سالیانه قزوین حدود ۳۱۸ میلیمتر و دمای متوسط هوا ۱۴ درجه سانتیگراد است.
تأثیر توده هواهای بارانزا و ارتفاعات موجب شده است که توزیع رطوبت هوا در شهر قزوین از شرایط مناسبی برخوردار باشد. روند تغییرات رطوبت نسبی در طول سال نشاندهنده رطوبت حداکثر در ماههای زمستان و رطوبت حداقل در ماههای تابستان است. میانگین سالانه نم نسبی در قزوین ۵۱٪ است. براساس آمارهای اقلیمی تیر و مرداد گرمترین و دی و بهمن سردترین ماههای سال در شهر قزوین اند. دوره یخبندان از اواخر آبان آغاز و تا ۹۰ روز ادامه مییابد. کمترین دمای ثبت شده در ایستگاه سینوپتیک قزوین ۲۴ درجه زیرصفر بوده که در ۲۰ دی ۱۳۵۵ رخ داده است.