شهرهای ایران(کجا بریم ؟)
تیتکانلو یکی از شهرهای استان خراسان شمالی و مرکز بخش خبوشان میباشد. تیتکانلو قبل از ۸ آبان ۱۳۸۸ یکی از روستاهای استان خراسان شمالی محسوب میشد ولی از این تاریخ، طبق مصوبه دولت وقت به شهر ارتقاء پیدا کرد. شغل اغلب مردم این منطقه کشاورزی میباشد. با وجود جمعیت ۴۰۰۰ نفری این شهر، عدم وجود جاده ارتباطی با شهرهای مجاور همچون قوچان و شیروان، موجب شده سالانه چندین نفر از اهالش شهر در حین تردد در جادههای مواصلاتی این شهر، دچار سانحه شده و جان خود را از دست دهند.
نامگذاری
در گذشته محل فعلی روستای «تیتکانلو» پوشیده از خار بوده است و چون در زبان ترکی به خار «تیکان» گفته میشود، پس این منطقه را با خارهایش نامگذاری کردند. پسوند «لو» ممکن است به موجب حضور قوم و طایفهای با این نام در این منطقه بوده باشد.
منبع : ویکی پدیا
چناران (بجنورد)،شهری از توابع بخش مرکزی شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی ایران است.
جمعیت
چناران در دهستان باباامان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳٬۶۵۸ نفر (۸۵۶خانوار) بودهاست.چناران دارای مناظر طبیعی بکر و دارای چشمه های فراوان می باشد و در منطقه کوهستانی واقع است و از قدیم بعنوان سربلوک روستا های همجوار تلقی میشده و روستا های اطراف مایحتاج خود را از چناران تامین می کردند . در حال حاضر بدلیل عدم مراقبت و رسیدگی از حمام قدیمی که در حال ازبین رفتن است و تپه دایناسور که از سنگهای به هم چسبیده به شکل دایناسور است .
ﺷﻬﺮ زﯾﺎرت در ﺑﺨﺶ ﻣﺮﮐﺰي ﺑﺎ ﻫﺰار و 262 ﺧﺎﻧﻮار ﻣﺸﺘﻤﻞ ﺑﺮ ﭼﻬﺎر ﻫﺰار و 650 ﻧﻔﺮ ﺟﻤﻌﯿﺖ در ﭘﻨﺞ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮي ﺷﻤﺎل ﻏﺮﺑﯽ شیروان قرار دارد .
شهر زيارت از 9 حصار پولادخان، حاجي برات، ميرسعادتقلي، حصاركال، حصاريكهقوش، حصاركربلائي محمدرحيم، كهنه قلعه، شجاعخان و طالبخان تشكيل گرديده است. اين شهر به علت واقع شدن مرقد مطهر امامزاده حمزهبنموسيالرضا عليهالسلام در اين مكان كه زيارتگاه مردم ميباشد، به زيارت موسوم شده است.
شهر سرسبز قوشخانه در جنوب شهرستان فاروج واقع شده است .فاصله این شهر از فاروج 45 کیلومتر می باشد .
نژاد اهالی این شهر را به کردها نسبت داده اند و زبان آنها کرمانجی است و آثار تاریخی آن حمام , مسجد تاریخی و برج خشتی وکاهگلی دیدبانی و سنگ آسیاب نشان از قدمت بالای این شهر دارد .
سلفچگان یکی از شهرهای استان قم است که در بخش سلفچگان شهرستان قم واقع شدهاست.
سلفچگان در سال ۱۳۸۷ در سفر رئیس جمهور وقت، محمود احمدی نژاد به قم و همچنین پیگیریهای ناظمی اردکانی استاندار وقت قم و نمایندگان مجلس به شهر تبدیل و بعنوان شهر سلفچگان شناخته شد.این شهر با داشتن 4۰۰۰ نفر جمعیت، مرکز بخش سلفچگان میباشد.
این شهر دارای اهمیت ارتباطی بسیار زیادی است. به طوریکه راه آهن سراسری شمال-جنوب و راه آهن تهران-شرق کشور از این شهر میگذرند.
همچنین آزاد راههای تهران-ساوه-اصفهان و تهران-اراک همگی از درون این شهر عبور میکنند.
تامین آب از لرستان
آب مصرفی (شرب، صنعتی، کشاورزی) مورد نیاز شهرهای خوانسار، گلپایگان، خمین، محلات، نیم ور، سلفچگان و قم از سرچشمههای دز در شهرستان الیگودرز تامین میشود.به گفته فتاح وزیر وقت نیرو این آب یکی از بهترین آبهای دنیا است.
اما انتقال آب از شهرستان الیگودرز به شهرهای ذکر شده باعث اعتراض مردم الیگودرز شده است. از اثرات انتقال آب، پایین رفتن شدید سطح سفرههای آب زیرزمینی و در نهایت خشک شدن بیش از ۶۰ حلقه چاه و کم آب شدن ۱۷۱ حلقه چاه دیگر در شهرستان الیگودرز بوده است.خشک شدن چاهها و چشمههای شهرستان الیگودرز علاوه بر خسارات بسیاری که به بخش کشاورزی وارد کرده باعث از بین رفتن مجتمعهای پرورش ماهی در این شهرستان شده است.
دَستجـِرد شهری است در بخش خلجستان استان قم ایران.دستجرد مرکز این بخش است. این شهر بسیار خوش آب و هوا در دامنة کوه واقع شده و دارای چندین قنات پرآب و باغات میوه میباشد. کوههای اطراف این شهر در فصلهای مختلف دارای ریواس، کنگر و انواع گیاهان کمیاب داروئی میباشد. بهعلاوه تعداد زیادی گلخانه در حال تولید صیفیجات و قارچ در این شهر میباشند.
محصول اصلی این شهر گردو و انگور و بعضاً زردآلو است. این شهر دارای دانشگاه، تعدادی بانک دولتی، مرکز تربیت معلم، شهرداری، مرکز مخابرات و درمانگاه میباشد.
در این شهر رودخانهای باصفا که محل گردشگری جدیدی مخصوص شهرها و روستاهای اطراف میباشد وجود دارد. این شهر در حال پیشرفت است و دارای اب بهداشتی برق گاز تلفن میباشد
این شهر دارای مناطق متنوع و زیبایی همچون سرچشمه، خونیان، رزلان، بافیلو و دشت بالا می باشد که هر یک دارای ویژگیهای خاص خود می باشد.مردم این شهر بسیار خون گرم، شیعه مذهب و به زبان فارسی سلیس با لهجه ای نزدیک به لهجه قم تکلم می نمایند.
جعفریه یکی از شهرهای استان قم در مرکز ایران است. این شهر در بخش جعفرآباد از توابع شهرستان قم قرار دارد. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۶٫۷۷۱ نفر بودهاست .
شهر بار در استان خراسان رضوی و در درههای رشتهکوه بینالود، با فاصله ۵۵ کیلومتری شمال غرب نیشابور قرار گرفته است. رودخانه بار نیز در کنار این روستا واقع شده است.
شهر بار دارای آبشاری زیباست که در دل کوه و میان باغهای گردو قرار گرفته است که بهعنوان جاذبههای بار میتوان نام برد. از میوههای اصلی و وافر آن میتوان به سیب، هلو، گردو، گلابی، زردآلو و آلو اشاره کرد. آواز محلی آنها به زبان کردی بوده و همچنین رقص محلی کردی دارند. مردم بار به چهار طایفه تقسیم میشوند: قاضی،عرب، غضنفری،عام و به سه دسته سید حسینی، سید رضوی و عام(باری) تقسیم میشوند. زنان در بار با رنگ شالهایشان شناخته میشوند، بدینصورت که کسانیکه شال سبز سر میکنند سید و شال سفید، آبی، و قهوهای نشانه عام بودن آنهاست. بار دارای 4 امامزاده میباشد.
شهر بار از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور، با مختصات جغرافیایی ۵۸ درجه و ۴۳ دقیقه طول شرقی و ۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه عرض شمالی، در 27 کیلومتری شمال غربی شهر نیشابور و 80 کیلومتری شهر مشهد قرار گرفته است. شهر بار از سطح دریا ۱۶۷۰ متر ارتفاع دارد و آب و هوای آن، معتدل و کوهستانی با زمستانهای سرد و تابستانهای معتدل است. آرامگاههای چندین امامزاده در داخل و اطراف شهر بار از قدمت چند صد ساله آن حکایت دارد. مردم شهر بار به زبان فارسی با لهجه نیشابوری سخن میگویند، مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند.
براساس نتایج سرشماری سال ۱۳۷۵، شهر بار ۴۱۱۷ نفر جمعیت داشته است که در سا ل ۱۳۸۵، به ۷۰۰۰ نفر افزایش یافته است. درآمد مردم شهر بار از فعالیتهای زراعی، باغداری و دامداری تأمین میشود. گروهی نیز، در امور خدماتی و صنایع دستی اشتغال دارند. زمینهای زراعی به شیوه آبی و دیم کشت میشوند. مهمترین محصولات زراعی و باغی شهر شامل گندم، جو و میوههای آلوسیاه، آلوزرد، گیلاس، هلو، گلابی، شلیل، آلبالو، و سیب است. سیب شهر بار شهرت فراوانی دارد و به خارج از ایران صادر میشود. مراتع غنی و سرسبز پیرامون شهر موجبات رونق دامداری و تولید گوشت و فراوردههای لبنی را فراهم آورده است. پرورش زنبور عسل نیز، دراین شهر رواج دارد. مردم شهر بار به ویژه زنان، ضمن همکاری در فعالیتهای زراعی و دامداری به تولید صنایع دستی قالی و فرت میپردازند. شهر بار در دامنه کوه استقرار یافته و پیرامون آن را ارتفاعات فراگرفتهاند. این شهر، بافت مسکونی متراکم و فشردهای دارد و از دو بافت سنتی و مدرن تشکیل شده است. معابر و کوچههای شهر، در قسمت قدیمی عموماً کم عرض و پیچ در پیچ، و در محلههای جدید پهن با امکان تردد وسائط نقلیه موتوری است. شرایط اقلیمی و نوع فعالیت و معیشت خانوارها، از عوامل مؤثر در شکلگیری خانههای این شهر میباشند. از فضاهای مشترک خانههای شهر میتوان به اتا قهای خواب و استراحت، آشپزخانه، سرویس بهداشتی، انبار علوفه اشاره کرد. سقف اغلب خانهها مسطح است و با کاهگل یا قیرگونی، اندود شدهاند. مصالح به کار رفته در ساخت بناهای قدیمی، سنگ، خشت، آجر، گل و چوب است. در ساخت خانههای جدید از مصالحی مانند سیمان، گچ، آجر و تیرآهن استفاده شده است.
جاذبههای گردشگری : باغهای فراوان میوه گرداگرد شهر را فراگرفتهاند. تنوع رنگهای طبیعی در باغها، در فصول مختلف سال، تابلوهای طبیعی رنگارنگ و رویایی پدید میآورند. ارتفاعات اطراف شهر با پوششی از انواع گیاهان مرتعی و دارویی در تمام طول سال، کوهنوردان بسیاری را به سوی خود جلب میکنند. آبشار زیبای بار در ارتفاعات شمال شهر قرار دارد. طبیعت سرسبز و پرطراوت حواشی آبشار همراه با موسیقی ریزش آب، فضای دلپذیری پدید آورده و در فصول مساعد سال، گردشگران بسیاری را به سوی خود فرامیخواند. شهر بار، در مسیر حرکت ایل توپکانلو واقع شده است. ایل توپکانلو در اوایل فروردین ماه در ییلاقات منطقه سرولایت نیشابور مستقر میشود، در تیر ماه به «میان بند» نقل مکان میکند و در مهر ماه به سمت قشلاق (منطقه سرخس و کاشمر) رهسپار میشود. منظره استقرار چادرهای عشایر، زنان و مردان در حال کار و کوچ بهاره و پاییزه، از جلوههای زندگی عشایری است که جاذبه گردشگری منحصربهفرد این شهر نیز محسوب میشود. آرامگاه امامزاده آبکوزه در ۵ کیلومتری شهر قرار دارد. مردم این شهر برای انجام مراسم مذهبی و نیایش و دعا به این امامزاده مراجعه میکنند. آرامگاه امامزاده بنام در داخل شهر و مقبره امامزاده باغ چاه نیز در میان باغهای شهر قرار دارند. مردم شهر بار در اعیا د ملی و مذهبی به جشن و سرور و در ایام محرم و شهادت ائمه به عزاداری میپردازند. از مراسم ویژه این شهر میتوان به مراسم شبیهخوانی در ماه محرم و مراسم دعای باران در هنگام خشکسالی اشاره کرد. بهرهگیری از انواع آوازها و آهنگهای محلی و موسیقی مقامی و ترانههای دشتی، با همراهی سازهای محلی سرنا، دهل و قوشمه در مراسم و جشنهای مردم شهر متداول است. دوبیتی خوانی نیز، در شهر رواج دارد. از رقصهای محلی این شهر میتوان به رقص اسب چوبی، چوب بازی و رقص محلی اشاره کرد. یک قل دو قل، تیله بازی، جوز بازی (بازی با گردو)، خر بلقیس، کبدبدی و کشتی باچوخه، از بازیها و ورزشهای محلی شهر بار به شمار میروند. بیشتر مردم شهر بار از لباس محلی استفاده میکنند. پوشاک معمول مردان شهر، شامل عرقچین، شال سبز و جلیقه است. لباس محلی زنان نیز مشتمل بر شلوار مشکی (معمولاً کجراه)، دامن چیندار (شلیته) از جنس کرباس با تزیینات زیبا در حاشیه و الخاق (نوعی کت از جنس مخمل زری دوزی) میباشد. سربند زنان به رنگ مشکی با حاشیهای قرمز و از جنس ساتن است که به آن کلاغی میگویند. زنان شهر از روسری سبز رنگی که به صورت بال بالی میبندند نیز استفاده میکنند. از صنایع دستی شهر بار میتوان به قالی و قالیچه با طرح و نقش زیبا و خوش رنگ اشاره کرد. معروفترین سوغات شهر بار، روغن حیوانی، نان محلی و خشکبار است. غذاهای محلی و خوشطعم شهر بار عبارتند از: انواع اشکنه، کشته جوش، زیرک جوش، بلغور شیر، حلوا، حلیم، حلوا برنج، فطیر مسکه، انواع نان تفدون (تافتون) و کشک اشاره کرد. دسترسی: شهر بار از طریق شهر نیشابور با جادهای آسفالت قابل دسترسی است.
قدمت اين شهر فوق العاده زياد بـوده وبـر اثر شواهـد تاريخي واثرو بقـاياي باستاني به قبل از اسلام بر ميگردد اين شهر قبل از زلزله 1347 كه نوسازي و شهرسازي جديد انجام گرفته در آن خيابانهاي عريضي و تجهيزات شهري مناسـب بنـا شـده اسـت كه از آن جمله مسجـد ايوانـداربا شبسـتان بـرجاي مانده است دو رشته قنات در داخل اين شهر جاري مي باشد وآنها از نظر قدمت و گستردگي طول رشته قنات وعمق ميله چاهها جزء آثار باستاني محسوب مي شوند قديمي ترين بناهاي آن خانه هاي گلي بصورت يك طبـقه كه از خشـت خـام وباديوارهاي گلي بنـا شده است اين خانه برروي تپه ها ودامنه هاي آبرفتي ساخته شـده كه سطح اين خانه ها از 100 متر تا250 مترمربع بيشتر تجاوز نمي كند كوچه هاي تنگ وباريگ دالـون ها در بيـن آنها ديـده مي شـود روي هر خانه قديـمي بدون استثـناء يك بادگيـر تعبه شـده كه از آنها در طول تابسـتان بـراي استفـاده از سردي هـوا استفاده مي كردند علاوه بر اين خانه ها دومنظوره زمستانه و تابستانه ساختـه شده كه داراي صوفه ،ايوان،دهليز و غيره بوده كه هر يك بسته به نوعي مصرف خود استفاده ميكردند از قديمي ترين ابنيه وآثار باستاني آن برج نگهباني كه درآن ديده بانها مردم قريه را از هجوم حمله قبايـل وبـه خصوص راهزنان را با خبر مي كرده ديگر مسجد جامـع كه دربافـت قديمي شهـر واقـع شـده كه داراي صوفـه هاي متعـدد و ايـوان بـزرگ و در داخل داراي چندين ستون و شبسـتان مي باشـد نام بـرد يخـدانهاي گلـي ديگـر از آثار باستـاني بوده كه ازجمله آن يخدان معروف كوثر را مي توان نام برد درداخل بافت قديمي بيدخت آب انبار با ظرفيت آبي زياد در داخل زمين احداث شده در آن آب در زمستان در زمان يخبندان ذخيره مي شده است آثار تاريخي وابنيه هاي باستاني وتاريخي متعـدد ديگـري در اطـراف ايـن شهـر وروستـاهـاي تابعه به چشم مي خورد كه ازآن جمله قلعه دختركه بركوهي درشمال شرق بيدخت درروستاي شوراب قرارگرفته است كه آثارمبنائي آن مشتمل برحمام و طاق كه با گچ و ساروج ساخته شده ديگـر خرابه هاي قلعه پشنگ كـه آثار شهـري بـر تپه هاي قلعه نزديك روستاي نوده پشنگ، قلعـه اروك روي تپـه اي در نزديـكي روستـاي اروگ واقـع شـده و همچنـين مقبـره جغتـاي در روستاي كيسور درشمال شرق بيدخت كه فاصله تا شهر بيدخت به 60 كيلومتر مي رسد از جمله آثار طبيعي حومه اين شهر مي توان غار طبيعي (غار آهگي)روستاي بيمرغ رانامبرد كه درفاصله30 كيلومتري آن قرار داردكه درداخل آن استالاكميت واستالاكتيت هاي متعددي وجود دارد ازجمله آثارطبيعي حومه بيدخت مزارجعفرآباد درفاصله 3كيلومتر قراردارد ديگرامامزاده سلطان يحيي بن موسي كاظم عليه السلام كه درقريه بيمرغ مدفون مي باشند كه يكي ازمراكز زيارتي ومذهبي شهرستان محسوب مي گردد
آثار تاريخي و باستاني شهر بيدخت
1-يخدان كوثر به مساحت سه هكتار
2-منزل خواجه (حوصخانه) به مساحت 1000متر مربع
3- مسجد جامع بيدخت به مساحت 2000مترمربع
4- حمام قديمي كوثر به مساحت 200متر مربع
5-كاروانسراي حاجي معين به مساحت1200مترمربع
6-منزل معماري (محمدعلي جعفري)به مساحت 700مترمربع
7-منزل حاجي معين به مساحت 1200مترمربع
8-سراچه حاجي معين
9-بادگيرهاي قديمي (منزل حاج علي محمد رمضاني)
10-انبار قديمي پائين بيدخت به مساحت 1000متر مربع
11- حوض زهرا به مساحت 1000مترمربع
12-ايوان محل تهيه شيره انگور به مساحت 1000 مترمربع
13- حوضخانه باغ صالح آباد به مساحت 1000مترمربع
14- آسياب قديمي صالح آباد به مساحت 1000 مترمربع
15-حوضخانه باغ پائين به مساحت 1000 مترمربع
16- گود باستاني (حمام قديمي) به مساحت 700 مترمربع
17-بازارچه پارك امت به مساحت 1000 مترمربع
18-بازارچه خيابان جمهوري اسلامي به مساحت 2000 مترمربع
19- محوطه تاريخي بيدخت به مساحت 10 هكتار
20- خانقاه بيدخت به مساحت 5/2 هكتار
21- باغ منزل تابنده ( اندروني )به مساحت 3200 مترمربع
22- منزل تابنده (بيروني )به مساحت 3500 مترمربع
23- منزل آقاي صالح عليشاه تابنده به مساحت 2000 مترمربع
24- انبار خيابان جمهوري اسلامي به مساحت 1000 مترمربع
25- انبار دودرب بيدخت به مساحت 500 متر مربع
26-آب انبار دودرب صالح آباد
27-رباط جعفرآباد
28-سردرب غربي باغ صالح آباد
29-سردرب جنوب باغ صالح آباد
30-آب انبار حاج شيخ محمدحسن بيدختي
مساجد ، حسينيه ها :
بيدخت داراي 8 مسجد وحسينيه به بنام مسجدجامع ،مسجد وحسينيه نوسازي ،حسينيه بيدخت، مسجد خيابان آزادي،مسجد خيابان پيروزي،نمازخانه خيابان انقلاب ،مسجد حاشيه جاده سنتو، حسينيه مزار سلطاني
ساختار جغرافيائي شهر بيدخت
شهر بيدخت در 9 كيلومتري شمال شرقي شهر گنـاباد (مركز شهرستان) واقع شده كه موقعيت آن در طــول جغرافيائي 41/58 وعرض جغرافيائي21 /34قرارگرفته است وسعت شهر بيدخت و قرات تابعه آن به دهستان پسكلوت مشهورمي باشد 2898 كيلومتر مربع يا 289800 هكتار مي باشـد كه قـريب به يك سـوم مسـاحت كل شهرستـان مي باشد كه از لحاظ تقسيمات داخلي بزگترين وسعت را به خود اختصاص مي دهد
ساختار طبيعي بيدخت
شهر بيـدخت برروي تپه هاي رسي كه منشـاء آن رازسوبات آبرفتـي تشكيل مي دهد بنا شده است كه طي ساليان متوالي از ارتفاعات جنوبي شهرستان بر اثر فرسايشات آبي سرازير شده و مواد ريزدانه اي آن (رس،سليت) و مارن دراين منطقه رسوب وته نشين كرده است واز نظر زمين شناسي وعلم ديـرينه شناسي اين سرزمين متعلق به دوران دوم زمين شناسي ژوراسيك وكرتاسه مي باشد كه منطقه بصورت درياهاي ساحلي كم عمـق بوده كه براثر گرما پس روي دريا آب آن تبخير شده ورسوبات آن مواد گچ وآهگي برجـاي مانده كه سنگ بستراين شهر را غالبا تركيبات رسي وگچي تشكيـل مي دهد.
بعدا شيـت هاي دورون آن بر اثر چين خوردگي متورم وكسسته شـده كـه شكافهـاي زيـادي را برجـاي گـذشته خلاصه اينكه بسترشهر بيدخت كفه هاي رسي وساحلي تشكيل مي دهـد شهر بيدخت از نظر پستي وبلندي در گـودترين نقـطه شهـرستان قـرار دارد بطوريكه ارتفـاع آن از سطح دريـا1170متر مي باشـد كه وجود تپه ها رسي وكلوت هاي متعدد آنرا از مركز شهرستان پنهان نموده است.
منبع : شهرداری بیدخت
شهرستان رابر با وجود، دیدنیهای طبیعی، باستانی، تاریخی، زیارتی و تفریحی و تفرجگاههای خوش آب و هوا، چشماندازهای زیبایی از نعمتهای گستردهی الهی را پیش روی شما نمایان میکند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقهی کویر، شهرستان رابر را که در جنوب شرق استان کرمان واقع شده است همه با طبیعت و محصولات طبیعیاش میشناسند و بعلت استقرار در محدودهی کوهستانی و آب و هوایی مطبوع و مناظر و چشماندازهای زیبا و دلپذیری که دارد به همراه درههای خوش آب و هوا، سرسبز و کوههای مرتفع، آبشار و چشمهسارها که این شهر را دربرگرفتهاند در هر فصل سال پذیرای تعداد بیشماری از گردشگران داخلی و خارجی است.
«جهانشاهی» مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان به ایسنا میگوید: منطقهی ییلاقی رابر در دامنهی کوه شاه واقع شده است، از مناطق دیدنی این شهر میتوان به چشمهی عروس، غارمموشا و آبشارهای دیمموئیه و پسله ودرخت توت ۴۰۰ساله و روستای پلکانی سیه بنوئیه، بندر سیه بنوئیه، قله دیمموئیه و درختان زیبای گردو در دیزنگماه(دیزما) گردو درکار(قدیمی ترین گردوهای جهان)، روستای انجرک، روستاهای زیبای اسکر(گلی اسکر)، عشقآباد، دارنجان، تذرج،جواران، گنجان، قدرودخانه و بنه سوخته، گرموئیه، عشقآباد اسکر در شمال غرب شهرستان، تخت سرتشتک، بندر هنزا، چق چق، چشمه عسلی، چهرن شمال رابر امامزاده سید مرتضی(فرزند بزرگ امام موسی بن الجعفر) شرق شهرستان، تخت شاهزاده کوشا، گردودره کار شمال غرب رابر، تنگل هونی، تنگ کررو جنوب رابر، آبشارگرموئیه، آبسر، باغ رفعت الدوله، قلعه شهر، تپه باستانی تل کوشک، تاج آباد ، ده فیروز، آبدر اشکان تل کوشک : با پیشینه بیش از ۲۵۰۰ سال که در جنوب شهر رابر وجود دارد، اشاره کرد.
جهانشاهی میافزاید: امامزادهها از جمله اماکن مقدس و متبرکی هستند که همواره مورد توجه واحترام زائران بوده وهست. در شهرستان رابر و روستاهای اطراف آن نیز امامزادههای متعددی آرمیدهاند، که آرامگاه آنان آرام دل زائرانشان است.
وی میگوید: امامزاده سید مرتضی از زیارتگاههای مشهور شهرستان رابر است که در روستای سید مرتضی رابر قرار دارد مردم آن منطقه معتقدند سید مرتضی پسر موسی بن جعفر(ع) برادر امام رضا(ع)است که از عراق به ایران آمده دشمنان او را تا این منطقه تعقیب کرده و سپس به شهادت رساندهاند این زیارتگاه با شکوه است و اطراف آن را درختهای بزرگ بنه پوشانده است.
مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان ادامه میدهد: زیارت شاهزاده ابوالقاسم لنگر نیز یکی دیگر از بقاع متبرکه این شهرستان است که اطرف این زیارتگاه پوشیده از درختان بادام کوهی و باغهای بسیار باشکوه است که فضای آرامی را برای گردشگران فراهم کرده است، زیارتگاه شصت سرنیز در روستای شصت فیچ است. روایت شده که شصت تن از امامزادگان به خراسان حرکت کردهاند و سپاه مأمون آنها را تعقیب کردهاند ودر منطقهای که امروزه شصت فیچ نامیده میشود درگیر شدهاند و سر همه آنها را جدا کردهاند و در صندوق مخفی کردند و شبانه به منزل پیرزن عشایری رفتند برای خوردن غذا و پیرزن از سخنان آنها متوجه جنایت آنها میشود و درغذای آنها زهر ریخته و همه آنها کشته شدند، در منطقهای چند سنگ روی هم چیدهاند و معتقدند درون قبر شصت سر دفن شده و آنها را به شصت سر امامزاده نسبت دادهاند.
وی میگوید: زیارتگاه میر محمد ابوطالب نواده امام موسی کاظم در سرخوئیه هنزای رابر، زیارت پیریکه در گرینوئیه رابر، زیارتگاه پیر زید در شهر بادام رابر، زیارتگاه پیر عادل در مشک آبدان رابر، زیارتگاه شاهزاده عبدالله در سرغشک رابر، پیر بابا شاهی در مرکز شهرستان رابر، پیر چنار در مرکز شهر رابرو مقبره آقا سید قاسم، مرشد(خانقاه) مشهور رابر به مجاورت ساختمان شهرداری رابر از دیگر بقاع متبرکه این شهرستان هستند.
مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان در خصوص منطقهی زیبا و منحصر به فرد چشمه عروس نیز میگوید: چشمه عروس که در ۳ کیلومتری شمال غربی رابر واقع است و در فصول بهار و تابستان میزبان هزاران گردشگر از سراسر کشور به خصوص استانهای هرمزگان و فارس است.
جهانشاهی میگوید: چشمهی عروس نام رودی است در سه کیلومتری شهرستان رابر واقع است، این رود به طول ۸۷ کیلومتر سومین رود بلند کرمان پس از هلیلرود و رود ملنتی است. این رود پس از آبیاری مزرعههای رابر به هلیل رود میپیوندد و به سد جیرفت میریزد. هلیل رود و چشمه عروس باهم به هامون جازموریان میریزند.
وی با بیان اینکه چنار تاریخی و تنومند چشمه عروس نیز دیدنی و به یاد ماندنی است، میافزاید: چشمهی عروس از جمله مناطق دیدنی و تفریحی این شهرستان است که دربر گیرندهی باغهای میوه، سپیدار، چنار و بسیار دیگری از درختان وحشی بوده و جریان آب رودخانه و جوشش چشمهسارها بر زیبایی این منطقه افزوده است.
مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان در خصوص منطقه ییلاقی عشقآباد رابر نیز میگوید: در بخش شمالی رابر و در دامنههای جنوب غربی رشته کوه لالهزار و در شرق اسکر با گذشتن از چندین تپه طبیعتی سرسبز و پوشیده از درخت دیده میشود که دیدگان را محو تماشای خود میکند این مکان با صفا عشقآباد است که با جاذبههای طبیعی خود میتواند سالانه گردشگران زیادی رادر آغوش خود بپذیرد.
وی میافزاید: پس از رسیدن به عشقآباد و ادامه دادن جادهی خاکی به درهی عشقآباد میرسیم این دره را به سمت شمال ادامه میدهیم و به یک آبشار کوچک اما بسیار زیبا میرسیم پس از عبور از این آبشار در ادامهی مسیر به یک آبشار ۷ متری میرسیم که بسیار زیبا ودیدنی است بالا رفتن از این آبشار بسیار مشکل است اما پس از بالا رفتن از آبشار و ادامهی مسیر که با گلهای وحشی و عطر پونه در آمیخته شده است و با سقوط آب خنک و زلال قلههای لالهزار بر دیوارههای سنگی، چندین آبشار بسیار زیبا را بهوجود آمده است.
جهانشاهی میگوید: طراوت و صدای ریزش آب در انتهای این دره و رایحه مدهوشکننده گلها و گیاهان وحشی، این فضا را سرشار از هدیههای ناب طبیعت کرده است.همچنین با نزدیک شدن به نوک قله انبوهی از برفها خود نمایی می کنند که چندین متر بر روی هم انباشته شده اند. مسیر آب این دره با سوراخ کردن برف ها راهی را برای خود پیدا کرده که منظره ای بسیار جالب را بوجود آورده است.
مسئول طبیعت گردی میراث فرهنگی ادامه می دهد: منطقه ییلاقی چهرن نیز یکی از زیباترین مکانهای شهرستان رابر است که سرچشمه یکی از اصلیترین سرشاخه های هلیل رود است، این منطقه دارای چشمه وچمنزار زیبا باغهای وسیع گردو ومردمانی ساده ونجیب می باشد .
جهانشاهی میگوید: چشمهی علی چهرن بیشک زبان زد خاص وعام است گردوی نظر یادگاری از قرنهای گذشته وهدیهای به نسلهای آینده است آبشارهای متنوع وکشتزارهای وسیع آن روح انسان را جلا میدهد.
وی در خصوص آبشار «چهرن» نیز میگوید:«چهرن» یکی از مناطق زیبا و بکر رابر است که همچون دیگر نقاط این منطقه پوشیده از درختان گردو، زردآلو، صنوبر و نیز چشمه و چمنزار و مسیر رودخانه است.
مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان میگوید: چهرن، آبشاری با حدود ۱۲ متر ارتفاع است که جریان آب این آبشار بر دیوارهی ۱۲ متری با شیب کامل ۹۰ درجه فرو میریزد و در ادامهی مسیر حرکت، پس از طی حدود ۲۰۰ متر در بستر رودخانه فرو میرود تا دوباره از چشمهها و زهکشهای چهرن سر برآورد و طبیعت این روستای پر جاذبه را جان بخشد.
وی در خصوص آبشار زیبای «آبسُر» Absor نیز میگوید: آبشار «آبسر» در محدودهی روستای سید مرتضی در ۲۵ کیلومتری جنوب شرق رابر واقع شده است. این آبشار زیبا که ارتفاع آن به حدود ۳۰ متری میرسد، با صدای ریزش آب، شور و اشتیاق خاصی به فضا میبخشد.
جهانشاهی میگوید: در بخشهایی از طول آبشار، برخورد جریان آب با تخته سنگها، علاوهبر شدت بخشیدن به صدا و خروش آب، حرکت در لا به لای گل سنگها، خزهها و گیاهان مسیر، تصویر زیبایی را در این بخش از رابر و استان، رقم زده است.
وی در خصوص بخش گردشگری «بُندر هنزا» شهرستان رابر نیز میگوید: «بُندر هنزاء» یکی از نقاط ییلاقی و دلانگیز شهرستان رابر در بخش هنزاء است که جان و تن این منطقه را عظمت و شکوه درختان کهنسال گردو در برگرفته و باغهای وسیع و عبور رودخانهای خروشان حاشیه زیبای بندر هنزاء را جلوهای کم نظیر بخشیده است، درختانی که برخی به راحتی ۵۰۰ سال را طی کرده و حجم تنه و شاخه و برگهای آنها هر نگاهی را به تآمل وا میدارد.
جهانشاهی میگوید: بُندر هنزاء یکی از ۱۱ منطقهی هدف گردشگری در استان کرمان است که وجه تسمیه بُندر بعلت قرارگیری خانهها در بُن کوه (دامنه کوه) به آن «بُن درِه» گفته میشده که به مرور زمان بصورت کنونی یعنی بُندر تبدیل شده است.
مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان ادامه میدهد: این منطقه یکی از ییلاقات مهم عشایر شهرستان رابر است که در تابستانها از شهرهای کهنوج و جیرفت و عنبرآباد به این منطقه کوچ میکنند و در واقع ییلاق عشایر علیدادی و سلیمانی است.
جهانشاهی میگوید: در این منطقه مرغوبترین محصولات طبیعی از قبیل عسل، کشک، روغن، تلف و گردو توسط عشایر تولید و به مناطق مهم کشور از جمله شیراز ارسال میشود.
وی میگوید: عبور رودخانه از میان این روستا و وجود درختان کهنسال گردو در دو طرف رودخانه و وجود سیاه چادرهای عشایر محیطی زیبا و دل انگیز را به وجود آورده بهطوریکه در ایام سال شاهد حضور گردشگرانی از تهران، بندرعباس و شهرهای جنوبی کرمان در این منطقه هستیم.
مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان میگوید: در فصل تابستان، عشایر منطقه در اطراف روستا اتراق میکنند و به رمهگردانی، فرآوری محصولات لبنی و تولید صنایعدستی مانند نخریسی و گلیمبافی میپردازند و میتوان گفت دیدن زندگی پر جنب و جوش عشایر، بسیار جالب توجه و تأمل برانگیز است.
وی میافزاید: تخت سرتشتک یکی از دیگر از جلوههای طبیعت این شهرستان است، سرزمینی هموار با پستی و بلندیهای ملایم و پوشیده از چمنزار و برکههای کوچک و چشمههای روان در ارتفاع ۳۶۰۰متری از سطح دریا، که از مرتفعترین نقاط استان کرمان محسوب میشود.
جهانشاهی میگوید: تخت سرتشتک ازمناطق ییلاقی و یکی از جاذبههای طبیعی گردشگری هنزاء بر فراز کوههای سر به فلک کشیده است. جایی که پوشش گیاهی تمام میشود و هیچ درختی به خاطر ارتفاع زیاد نمیروید.
وی میافزاید: این منطقه معمولاً در فصل تابستان که بعلت ارتفاع بالا هوای خنکتری نسبت به مناطق پائیندست دارد مورد استفاده و بازدید گردشگران و علاقهمندان به طبیعت قرار میگیرد.
جهانشاهی میگوید: این تخت که یکی از جلوههای خاص مناطق کوهستانی استان کرمان میباشد منطقهای بکر است که بهواسطۀ ارتفاع زیاد و شرایط جوی، بیشتر طول سال خالی از سکنه است اما هر سال از اردیبهشتماه به بعد این منطقه میزبان عشایری از شهرستانهای جنوبی کرمان است که با حضور سیاه چادرهای عشایر، بوی آتش و زندگی عشایری و نیز جستوخیز و هیاهوی گوسفندان تا اواخر تابستان تخت سرطشتک را که در ۱۲ کیلومتری منتهیالیه جادهی بندر هنزاء قرار دارد را به یکی از جالبترین و دیدنیترین نقاط شهرستان رابر تبدیل کرده است.
مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان میگوید: گلی هوک نیز یکی دیگر از پدیدههای منحصر به فرد رابر است، جایی که جریان آب رودخانه «سرمشک» در باریکهای شگفتانگیز با دیوارههای سنگی سخت و بلند در حرکت است و تنگهای زیبا را حاصل آورده. این پدیده منحصر به فرد و شگفت انگیز حدود ۲ کیلومتر در شیب سنگی دامنه کوه ادامه دارد و عمق آن در نقاطی به ۱۰۰ متر میرسد.
جهانشاهی میگوید: پوشش دامنه را درختان اورس و کهکم بصورت پراکنده معطوف زیباییهای خود کردهاند. کف این تراشه طبیعی را که چون کوچهای باریک و طولانی جلوهگر است، جریان آب با عمقهای متفاوت در بر گرفته و از بال تصویر هراس انگیز و پرهیجانی را در ذهن هر بینندهای حک میکند.
وی با اشاره به جاذبههای تاریخی شهرستان رابر، دفینههای اشکان، محوطه باستانی قره قطوئیه، تل کوشک، قلعه رابر و ساختمان عمارت را از جمله این جاذبهها میداند.
جهانشاهی در خصوص دفینههای اشکان میگوید: ده اشکان سیه بنوئیه رابر از زمان اشکانیان وجود دارد که بیشتر آنها در زمان حکومت محمدرضا شاه به وسیله آمریکاییها به غارت رفته است از جمله عقیقهای درشت خصوصاً یک یاقوت سرخ که عکس آذرمیندخت و پوراندخت به طول ۵ سانتیمتر در دو طرفش منقوش بوده و یک کفنی زربفت که متعلق به یکی از سلاطین اشکانی بوده است.
مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان ادامه میدهد: محوطهی باستانی قره قطوئیه نیز مرز مشترک رابر و اسفندقه محوطهی بزرگی است که اشیا باستانی زیادی در آنجا پنهان است در چند نوبت مورد غارت قرار گرفته است.
جهانشاهی در خصوص تل کوشک نیز میگوید: این محوطهی باستانی در رابر قرار دارد گروهی معتقدند قدمت آن به دورهی ساسانیان بر میگردد که قسمتی از آن بعلت گسترش زمینها و باغها پیرامون آن از میان رفتهاند.
وی ادامه میدهد: قلعه رابر نیز در رابر محلهای که امروز آن را قلعه نامیدهاند قرار داشته در سال ۱۲۰۷ هجری قمری، که فتحعلیخان به رابر قشونکشی کرده قلعهآباد بوده است و مردم آنجا جمع شدهاند و با جهانبانی فتحعلیخان بنای مخالفت گذاشتند اما خان قاجار از حیث سلاح و مهمات کاملاً مجهز بود رویارویی با آن سودی نداشت و با وساطت و میانجیگری پس از یک ماه تسلیم شدند. هنوز آثاری از آن قلعه باقی مانده است.
مسئول طبیعتگردی میراث فرهنگی کرمان میگوید: البته قلعههای دیگری نیز در رابر وجود داشته، اما مهمترین آنها همان قلعه رابر بود. این قلعهها عبارتند از قلعهی دیلم در حومهی سیه بنوئیه که میگویند متعلق به زمان دیلمیان است و دو قلعه در جوار آن یکی کنار ساختمان دژدان و دیگری کنار قنات جواهران، قلعهی کلدان، قلعهی پدم اباد، قلعهی سنگ بندرهنزا و قلعه بید بست سرهنگر.
وی در خصوص ساختمان عمارت نیز میگوید: این ساختمانی مشهور به عمارت و متعلق به رستمخان اسفندیاری معروف به رفعتالدوله برادر عدل سلطان پسر مرتضی قلی خان فرزند محمد اسماعیل است، این عمارت در وسط باغ بزرگی در شمال رابر در کوچه رفعت واقع است ساخت این بنا دو سال طول کشید و آجرهای آن را بهوسیله قاطر از کرمان به رابر حمل کردهاند متأسفانه این ساختمان رو به ویرانی است و فقط ستونهایی از آن باقی مانده است و…
به گزارش ایسنا، روزهای باقیمانده از فصل تعطیلات فرصت خوبی برای پیشنهاد دادن عروس زیبای کویر به گردشگران خوش ذوقی است که بهدنبال تجربه سفر به یکی از نقاط بکر استان کرمان و تماشای مناظر حیرتانگیز طبیعی هستند.
گزارش از: «فرزانه لشکری»، خبرنگار ایسنای منطقه کویر
درجزین یا درگزین یکی از شهرهای شهرستان مهدیشهر است.این شهر بخاطر عبور آب چشمه گل رودبار و داشتن چند قنات از آبادانی خوبی برخوردار است و زمینههای توسعه کمی و کیفی را دارا است. برخی از میوهجات آن مانند زردآلو و انار مشهور است. درجزین در استان به انارستان های پربار و سرسبز معروف و به شهر یاقوت سرخ کویر شهرت دارد..بیشتر اهالی دارای مذهب شیعه دوازدهامامی هستند.
این شهر در فاصله ۵ کیلومتری شمال سمنان و ۵ کیلومتری جنوب مهدیشهر قرار دارد . بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳۷۰ نفر (۱۱۰۸ خانوار) بوده است. درجزین در تابستان سال ۱۳۸۷ با تصویب هیئت دولت از روستا به شهر ارتقاء یافت.
جاهای دیدنی
شهر درجزین نقاط دیدنی بسیاری دارد که متأسفانه در گذشته نسبت به آنها بی توجهی شده است. یکی از بزرگترین دیدنی های شهر درجزین کهن سال ترین درخت چنار کشور است که با بیش از ۸۰۰ سال قدمت در مرکز شهر قرار گرفته است. قبرستان زرتشتی ها و امامزاده چهل تن نیز از دیگر آثار دیدنی درجزین است.
ناهمواریها
هرچند کوههای مرتفع و صخرهای، تقریباً از شمال درجزین آغاز میشود ولی خود شهر هم دارای زمینهای گسترده و همواری نیست، بلکه تشکیل شده از تپه ماهورها و کوههای کوچک و تپههای بیشتر خاکی و همچنین درههای کمابیش عریض و کفههای کوچک تقریباً مسطحی میباشد. درجزین در قسمت جنوبی شهرستان و پیش از ارتفاعات آن در یک ناحیه رسوبی قرار دارد. از دید خاکشناسی در محدوده خاکهای لیتوسل آهکی و در ناحیه خاکهای بیابانی و سیرزم قرار دارد. شهر درجزین مشهور به یاقوت سرخ استان سمنان می باشد که از آب و هوای نسبتاً مطلوببتری از شهر سمنان برخوردار است. لهجه اهالی بومی شهر درجزین سنگسری می باشد.البته جمعیت حال حاضر آن طبق سرشماری های جدید قریب به شش هزار نفر می باشد که غالب آنها از سراسر کشور ایران در آن جمع شدهاند.
شَهمیرزاد این شهر از نظر تاریخی گردشگری و کشاورزی دارای اهمیت میباشد. شهمیرزاد در ۶ کیلومتری شمال شهر مهدیشهر (سنگسر) واقع شدهاست. شهمیرزاد از سال ۱۳۰۶ دارای شهرداری است.
جمعیت
جمعیّت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۷٬۳۸۲ نفر بوده و ارتفاع مرکز این شهر از سطح دریا ۱۹۳۵ متر میباشد.
درباره شهمیرزاد
هوای آن نسبت به سمنان که گرم و خشک است معتدلتر و از لحاظ پوشش گیاهی بسیار سبز و خرمتر است. همچنین نسبت به شهر همسایهاش مهدیشهر معمولاً خنک تر است. شهمیرزاد دارای بزرگترین باغ گردوی جهان میباشد که مساحت آن حدود ۷۵۰ هکتار است.
کشاورزی
اقتصاد شهر شهمیرزاد بر کشاورزی آن تکیه دارد. بطوری که شهمیرزاد از اصلی ترین تولید کنندگان گردو در منطقه است و محصولات گردوی این شهر توان صادراتی بالایی دارد. از دیگر فراوردههای منحصربهفرد شهمیرزاد میوه آلو است بطوری که از ۱۶۵ هکتار باغات آلوی شهرستان مهدیشهر، ۱۳۵ هکتار آن در شهمیرزاد قرار دارد.
شهر نمونهٔ گردشگری بینالمللی
در جلسهٔ هیئت وزیران در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ که در سمنان برگزار شد، این شهر به استناد مادهٔ ۸ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بهعنوان شهر نمونهٔ گردشگری بینالمللی تعیین شد.
شهمیرزاد در منطقه ای کوهستانی، در ۲۵ کیلومتری شمال سمنان و در دامنه کوه های البرز شمالی واقع شده و دارای طول و عرض جغرافیایی ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه شرقی و ۳۵ درجه و ۴۶ دقیقه شمالی است و ارتفاع آن از سطح دریا ۲۰۵۰ متر می باشد.
بلندترین قله شهمیرزاد با ارتفاع ۳۹۶۵ متر نیزوا نام دارد که در منطقه دهستان چاشم قرار گرفته است. میانگین دما سالیانه ۸/۳ درجه سانتیگراد می باشد که بین ۱۶ درجه زیر صفر سردترین و ۳۴ درجه بالا ی صفر گرمترین ماه سال متغیر است. شهمیرزاد در مجموع بهار و تابستانی معتدل دارد و سرمای آن از اواخر آبان آغاز و تا پایان فروردین ادامه می یابد.
در توصیف ویژگی های آب و هوایی شهمیرزاد باید گفت اختلا ف ارتفاع سمنان و شهمیرزاد از سطح دریا حدود هزار متر است که این امر از عجایب طبیعت استان سمنان است که در فاصله ۲۵ کیلومتری تا این اندازه اختلا ف دما وجود دارد لذا بی جهت نیست که شهمیرزاد را بهشت کویر نامیده اند.
از نظر زمین شناسی، منطقه شهمیرزاد مربوط به دوران سوم و دارای سنگ های رسوبی و آهکی است و معادن کلسیت، گالن (سولفور سرب)، سولفات باریت، کمی کربنات سرب، دولومیت و کوارتزیت، سنگ گرانیت و سیلیس (شیشه) در آن یافت می شود.
شهمیرزاد دارای چندین قله و تپه، سه قلعه تاریخی شیرقلعه، قلعه شیخی و دژ وهل، ۱۶ چشمه، ۱۵ نهر و حدود همین تعداد قنات، بیش از ۱۰ استخر و… است.
محصولا ت زراعی آن شامل گندم، جو، یونجه، شبدر، سیب زمینی، چغندر، حبوبات، سبزیجات و صیفی است اما محصولا ت باغی و سردرختی آن از اهمیت و اعتبار بیشتری برخوردار است.
مهمترین محصولا ت باغی و سردرختی شهمیرزاد گردو و آلوست ضمن این که سیب، گلا بی، آلبالو، به، بادام، آلوچه، گوجه سبز، قطره طلا و برغانی، غوره انگور، سنجد، زردآلو، بیدمشک نیز از محصولا ت دیگر این سرزمین است. گردو مهمترین محصول منحصر به فردی است که جنبه صادراتی دارد و مهمترین منبع درآمد شهیمرزاد به شمار می رود. درختان گردو در این شهر که در گذشته به میخ طلا شهرت داشتند همانند درخت نخل دارای شناسنامه و سند مالکیت جداگانه ای هستند و مهریه بسیاری از زنان نیز بوده است.
شهمیرزاد از مناطق مختلفی تشکیل شده است از جمله مناطق چاربیدان، اسیوسر، پل تک، شیخی، مازرون کوچه، شیخ چشمه سر، کاهش، ارشک، بیدان، مرغک، مصلا ، مرو، گنون لا ودار، پل پی، محرم دشت، چهارکوچه، دروازه، حمام دشت، چشمه سر، اسال سریا استخر چمن، بن بون یا چاشمیج محله، اسالی، کلا ته و ملک طیبی، پشته، ویون در، وره دار، لهر، لزر، بلبل دره، لوچال، گل باغ، کشت و صنعت، همچنین ده صوفیان، پرور، کلیم، کاورد، فینسک، تلا جیم، ملا ده، شلی، هیکو، رودبارک، فولا دمحله، چاشم و خطیرکوه از روستاهای اطراف آن است.
جمیعت ثابت شهمیرزاد حدود هشت هزار نفر است که در تابستان به جهت هجوم مسافران و گردشگران به بیش از ۴۰ هزار نفر افزایش می یابد و در کل شهمیرزاد منطقه ای مهاجرپذیر محسوب می گردد.
شغل مردم شهمیرزاد باغداری، کشاورزی و رنبورداری، دامداری، خدمات تجاری و دولتی است.
راه های ارتباطی این شهر عبارتند از راه ۲۵ کیلومتری شهمیرزاد به سمنان (مرکز استان)، راه ۶ کیلومتری شهمیرزاد به مهدیشهر(مرکز بخش)، راه ۱۷۰ کیلومتری به ساری و ۵۵ کیلومتری به دوآب در استان مازندران که نزدیکترین راه شهمیرزاد به استان مازندران به شمار می رود. یکی از شاخصه های شهمیرزاد کشت و صنعت این شهر و بزرگترین باغ گردوی جهان است.
شرکت کشت و صنعت شهمیرزاد در سال ۱۳۶۷ به همت جمعی از اهالی این شهر تاسیس شد و به عنوان شرکت سهامی خاص به ثبت رسید. این باغ بزرگ گردو که دارای ۷۰۰ هکتار وسعت است اکنون بیش از ۷ هزار نفر سهامدار دارد.
شهمیرزاد که از دوره قاجار به این نام موسوم گردید در گذشته جز حکومت طبرستان بود که از اواخر عهد هخامنشی در منطقه آمل تا شمال سمنان حکومت می کردند. بنا به روایت تاریخ طبرستان ابن اسفندیار و تاریخ قومس عبدالرفیع حقیقت و نزهه القلوب حمدالله مستوفی و مازندران و استرآباد رابینو و معجم البلدان یاقوت حموی و کتاب علویان و طبرستان دکتر ابوالفتح حکیمیان، نام قدیم شهمیرزاد، شهمار، سهار، شهار و شامار ذکر گردیده است و استناد آنها به مرکزی بود که آبادترین شهر حکومت طبرستان به شمار می رفت و آن شهر حکومت آباد شهمار نامیده می شد که دارای مسجد جامع منحصر به فردی بود و هم اینک نیز دایر می باشد.
همچنین اسپهبدان که در دژ معروف فریم (دودانگه ساری) سکونت داشتند، شهمیرزاد را شهمار فریم می نامیدند. برخی نیز با استناد به سفرنامه ابن بطوطه گفته اند که شهمیرزاد چهارکوه نامیده می شد و بعضی نیز از قول مرحوم دکتر صفا نقل کرده اند که شهمیرزاد در گذشته کهر نام داشت.
بنابر این روایات چنین استنباط می شود که شهمیرزاد دارای قدمت سه هزار ساله است که حتی قبل از مهاجرت آریایی ها به ایران منطقه ای آباد بوده و وجود جشمه سارهایی به نام ارشک و اشکش که از نام های دوران اشکانی است، قدمت شهمیرزاد و آبادی آن از دوران اشکانیان وحتی قبل از آن تایید می شود.
در لغت نامه دهخدا، شهمیرزاد برگرفته از شمرزاد به معنی سرزمین دارای حوضچه و آبگیر فراوان ذکر شده و نیز برخی آن را متناسب با شمیران یعنی منطقه سردسیر می دانند. سمنانی ها شهمیرزاد را شومرزه، سنگسری ها آن را شامرزا و خود شهمیرزادی ها آن را شامرزا می نامند.
از ویژگی های فرهنگی شهمیرزاد باید اذعان کرد که مردم این منطقه از نظر فرهنگی به جهت ارتباط زیاد با مردم مازندران در طول قرون مختلف، اشتراکات فراوانی دارند و مردمی فعال، خونگرم، مهمان نواز، سخاوتمند، با استعداد و باوقار هستند و به محدودیت قانع نمی شوند و به همین جهت برای پیشرفت به شهرهای مازندران و تهران حتی به خارج از کشور عزیمت کرده اند و در زمینه های علمی پیشرفت های شایانی داشته اند به طوری که در مقایسه به جمعیت بیشترین فارغ التحصیل را در کشور دارند.
چنانچه امکانات کافی در اختیار شهمیرزادی ها قرار گیرد و مراکز علمی و فرهنگی در این منطقه خوشآب و هوا دایر گردد، نه تنها شهمیرزادی ها استعداد شایان خود را نشان خواهند داد و ترقی خواهند کرد بلکه مردم سایر استان ها نیز می توانند از امکانات این مرکز بهره مند شوند.
آبادی اولیه شهمیرزاد در منطقه حدود محرم دشت و دروازه می باشد که پیش کشف (پیش کفش) نامیده می شود و گاه نیز آن را پیش نسا می نامند مناطق دیگر شهمیرزاد نظیر رودبار که در واقع از مسیر رودخانه آغاز می شود بعدا به آبادی شهمیرزاد افزوده شد. هرچند که امروزه منطقه رودبار از حدود میدان به حساب میآید بیشتر مردم شهمیرزاد مهاجر می باشند که به دلیل خوشآب وهوایی و موقعیت ممتازش مورد توجه مهاجران قرار گرفت.
مبدا اولیه مهاجران مناطقی نظیر: خراسان، دامغان، گرمسار، چهارمحال بختیاری، سرخه، گیلا ن، رودبار و الموت، مازندران، مناطقی از عراق و سوریه و غیره بوده است که پس از استقرار هر طایفه مهاجر در یکی از بلوک چهارگانه اصلی مالم معلم بنیانگذار شهمیرزاد می باشد و بقیه بلوک و طوایف بعد از آن تشکیل شده است.
نام برخی از طوایف فرعی شهمیرزاد نیز عبارت است از:
ملکون، علا ییون، کیانیون، ور (زمانی ها)، هفت لنگ بختیاری، دادین، طبسی و از همه مهم تر طایفه آخوند باباجان می باشند که به قولی از زمان اقامت امام رضا (ع) در خراسان وارد شهمیرزاد شده است و مرحوم آخوند باباجان در آبادی شهمیرزاد نقش به سزایی داشته است و مرحوم شیخ علی اکبر کبیر نیز در آبادی منطقه رودبار بسیار فعال بوده است و ساختن پل توک (شترپل) بر روی رودخانه به همت مرحوم حاج حبیب اله بوده است.
● قلعه های شهمیرزاد
۱) شیر قلعه مربوط به حکومت طبرستان می باشد که در دوره اشکانی در مناطقی از ایران حکومت داشتند و این قلعه را جهت حفاظت راه انشعابی از بزرگراه ابریشم، احداث کرده بودند و در قرن پنجم و ششم، اسماعیلی مذهبان که مرکز آنان قلعه الموت قزوین بود، از این قلعه استفاده نموده اند و به روایتی تونلی زیرزمینی از قلعه به چشمه قلعه ساخته بودند تا از آب چشمه استفاده نمایند و از گزند دشمنان در امان بمانند.
۲) قلعه شیخی که فقط سنگ چین های بسیار محدودی از آن باقی مانده است و به قول پرفسور کلایس به وسیله طرفداران حسن صباح ساخته شد و در قرن ده و یازده حاکمان کومس (کومش) در زمان صفویه از این قلعه برای جلوگیری از هجوم ترکمانان، استفاده کردند.
۳) دژوهل قلعه ای سنگی است که مربوط به دوران قبل از اسلا م است و اکنون آثاری جزیی از آن باقی مانده است.
پیشینه تاریخی:
قدمت تاريخي سکونت درمنطقه شاهرود بر اساس گمانه زنیهای باستان شناسان و حفاري هاي به عمل آمده به هزار سال قبل از ميلاد مسيح مي رسد. آثار به دست آمده درحفاری تپه بلوار خودگواهی بر این مدعاست. بر اساس شواهد و مدارك تاريخي موجود، تشكيل هسته اوليه شهر شاهرود به دليل دفاع از مهاجمان روي تپه هاي كم ارتفاع در دامنۀ كوه شمالي و غربي شاهرود ساخته شد و به تدريج همراه با برقراري امنيت در محل رشد و توسعه يافت. به استناد برخي اشاره هاي تاريخي مندرج در متون و بعضي شواهد باستان شناختي و معماري موجود در داخل و خارج شهر كنوني راه عبور قافله ها و كاروان هايي كه بزرگراه غربي به شرقي (جاده ابريشم) را طي مي كردند از آبادي شاهرود مي گذشت. در عين حال وجود چاپارخانه و كاروانسرا در اين آبادی، آن را به يكي از مراكز مهم يكجانشيني در منطقه تبديل كرد. بر این اساس قدمت شهر شاهرود را به دوره ایلخانی نسبت می دهند.
ویژگی های جغرافیایی:
شهرستان شاهرود به عنوان یکی از بزرگترین شهرستان های ایران اسلامی در 390 کیلومتری شمال شرق تهران با 1400 متر ارتفاع از سطح دریا و اقلیم های متفاوت جغرافیایی، بزرگترین پناهگاه های حیات وحش و مناطق حفاظت شده را در خود جای داده و با احتساب مناطق شکار ممنوع موجود به قارّۀ کوچک و سرزمین پنج اقلیم مشهور است.
این تنوع اقلیمی به قدری آشکار است که کوتاه ترین فاصله کویر تا جنگل در این شهرستان قراردارد، به طوري كه با طیّ مسافت کوتاهی در حدود 45 كيلومتر از شاهرود به سمت شمال به جنگل های هیرکانی ابر با زیباترین چشم انداز ها (کهن ترین جنگل جهان) می رسیم و با طيّ همين مسافت به سمت جنوب به کویر و زیبایی های منطقه چاه جام و در نهایت به طرود و نخلستان های آن می رسیم که مردم آن منطقه به شتر داری اشتغال دارند. این گوناگوني اقلیم درکنارتنوع اقوام و گروه های مختلف قومی و زبانی، ویژگی و قابلیت توسعه گردشگری را در این شهرستان رقم زده است. شاهرود با قرار گرفتن در بین مسیر تهران- مشهد و نیز همجواری با استان های مرکزی و شمالی کشور یکی از مراکز اکوتوریسم ایران شناخته مي شود. این شهرستان در جهات مختلف گردشگری از جمله گردشگری عرفانی و طبیعی از قابلیت های منحصر بفردی برخورداراست.گذر میلیون ها زائرحضرت ثامن الحجج(ع) از شهرستان شاهرود و به خصوص شهرستان شاهرود درطول سال لزوم برنامه ریزی دقیق در این ارتباط را گوشزد می نماید. بدیهی است که وجود فرودگاه فعال، مرکزیت راه آهن شمالشرق و پایانه مسافری در این شهرستان ازجمله ابزارتوسعه گردشگری محسوب می گردد.
صنایع دستی:
نمد مالی روستای ابرسج، بافت گلیچ، جاجیم و چوقا (نوعی پارچه پشمی) درشهر مُجن، منبت چوب، ساخت سازهای سنتی، گلیم بافی، تراش سنگ های نیمه قیمتی، هنر ساخت سرامیک در شاهرود و ابرسج، سفالگری شاهرود، تابلو فرش، معرق کاشی، خراطی چوب (از فنون قدیمی شهر شاهرود) و رودوزی های سنتی از جمله رشته های فعال در این عرصه شناخته می شود. شایان ذکر است صنعت سرامیک سازی این شهر از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. از دیگرصنایع دستی شهرستان می توان به دست بافته های سنتی شهرکلاته خیج، جاجیم پر نقش و نگار منطقه کالپوش، جاروبافی زنان روستای طرود و سوزن دوزی زنان منطقه کویری خوارتوران اشاره نمود.
مقام معظم رهبری در سفر به شاهرود، آن را شهری با صفا با مردمی با صفا توصیف فرمودند. دیانت از ویژگی های بارز فرهنگی و اخلاقی مردمان این شهرستان است که علاوه بر ساکنان، برای دانشجویان و گردشگران نیز محسوس است.
سوغات:
از مهمترين سوغات شاهرود مي توان از قيسي، برگه و انگور نام برد كه به خاطر كيفيت و تنوع نه تنها مورد توجه مسافران قرار مي گيرد بلكه صادرات آن نيز چشمگير است.
اگر به شاهرود سفر كرديد براي استراحت مي توانيد چند ساعتي را در منطقه تفريحي آبشار و در ميان طبيعتي زيبا سپري كنيد تا سفر در جاده اي كويري را به فراموشي بسپاريد. عروس كوير تنها يك نام نيست بلكه تلفيقي از طبيعت سرسبز، اماكن تاریخی و عرفانی و مردمي مهمان نواز است. شهري كه مقدمتان را با گل پذيراست و دعاي خير مردمش بدرقۀ راهتان است.
بسطام نام شهری در شهرستان شاهرود استان سمنان در ایران است. این شهر در ۶ کیلومتری شمال شرقی شاهرود جای دارد. جمعیت بسطام بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۷٫۷۲۴ نفر بودهاست.
پیشینه تاریخی
تاریخ این شهر قبل از ورود اسلام به ایران مشخص نیست. بنابر یک روایت حاکم خراسان در زمان خسروپرویز که نام وی «بسطام نام» بود، این شهر را بنا گذاشتهاست. با توجه به این روایت این شهر را باید شهرهای تأسیسشده در دوران شاپور دوم ساسانی دانست. در دورهٔ عباسیان، این شهر دومین شهر ایالت قومس و تالی دامغان بود و پس از حملهٔ مغول رو به انحطاط رفت.
قدمت این شهر به ۸۰۰۰ سال قبل میرسد و آثار معروف آن از تپه معروف سنگ چخماق در شمال بسطام دیرینگی این شهر را به نمایش میگذارد. در گذشته رشته قناتهای بسیاری در این شهرجاری بوده که تماماً دارای آبی گوارا و شیرین بود و در حال حاضر قنواتی مانند قنات صادق خان که قدمت آن به حدود بیش از ۵۰۰ سال میرسد هنوز از اهمیت بسیاری برخوردار است و آب شیرین آن در تابستان بسیار سرد و در زمستان گرم است.
شرایط طبیعی
شهر بسطام آب و هوایی مطبوع در تابستان و سرد در زمستان دارد. باغات زردآلو سراسر شهر را احاطه کردهاند. عمده در آمد مردم از همین طریق است. این شهر از سویی به سبب مجاورت کوههای شاهوار و ابر دارای زمستانهای سرد و طولانی است و از طرفی دیگر به دلیل همجواری با کویر دارای آب و هوایی کوهپایهای است و بی شک یکی از خوش آب و هواترین نقاط استان سمنان است.
در جلسهٔ هیئت وزیران در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ که در سمنان برگزار شد، این شهر به استناد مادهٔ ۸ قانون تشکیل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بهعنوان شهر نمونهٔ گردشگری بینالمللی تعیین شد.
بیارجُمَند ، بخش و شهری در استان سمنان . نام شهر ظاهراً از ترکیب نام دو قریة بیار (جمع بئر به معنای چاه ) و جُمند در قومس * (= کومش ) پدید آمده است . بیارجمند در گذشته ولایت «بیار و جمند» را تشکیل می داده است . مقدسی در قرن چهارم مطالب فراوانی دربارة بیار، که اجداد مادری او اهل آنجا بوده اند، ذکر کرده است . به نوشته او، بیارشهرمانندی در کورة قومس بوده که دژ و بارو و مزارع و تاکستان و باغهای میوه داشته است . وی همچنین از پرورش شتر و گوسفند و تولید روغن در آنجا یاد کرده و می نویسد که ، شهر منبر (مسجد جامع ) و بازار نداشته ، و خرید و فروش در خانه ها انجام می شده است . در این منطقة کم آب ، آسیابها در زیرزمین ساخته شده بوده و آب از بالا بر آنها می ریخته است . اهالی شهر در ضدیّت با کرّامیّه سخت تعصب داشته اند. در زمان مقدسی ، شهر از دست دیلمیان در آمده بوده است و سامانیان بر آن حکومت داشته اند (ص 26، 356، 357، 367؛ ایرانیکا ، ذیل «بیار»).
در 388، ابن اسفندیار (ج 2، ص 8)، از قلعة جُمند (جومند) نام می برد که ابوعلی حمویه ، نصربن حسن فیروزان را در آنجا پناه داد. در 407 نصر از بیار و جومَند به ری رفت و از ترس قابوس و لشکریانش ، راه بیابان را طی کرد (رشیدالدین فضل الله ، ص 144؛ عتبی ، ص 360). یاقوت حموی بیار را شهری در قومس بین بسطام و بیهق ضبط کرده و چندتن از ادبا و علمای آنجا را نام برده است (ج 1، ص 772).
در اوایل قرن هشتم ، حمدالله مستوفی بیار را شهری متوسط و با هوای معتدل ، از اقلیم چهارم در خراسان دانسته ، که حاصلش غله و اندکی میوه است (ص 150). در دورة سربداران (737ـ 788) بیارجمند و مناطق اطراف آن به دست امیر عبدالرزاق سربدار افتاد (پطروشفسکی ، ص 52). خوافی در بیان وقایع 740، از تصرف بیارجمند و نواحی اطراف از جمله دامغان و بسطام و سمنان ، به دست وجیه الدین مسعود باشتینی سربدار خبر می دهد (ج 3، ص 59).
در 864، سلطان حسین میرزا (از سلسلة تیموریان ) به دلیل ناامنی و غارت قبایل عرب در نواحی بیار و جمند، عبدالعلی ترخان را به سرکوبی آنان فرستاد (خواندمیر، ج 4، ص 122). از اواخر قرن دوازدهم به بعد، جهانگردان اروپایی که از حاشیة شمالی کویر بزرگ گذشته اند، درباره بیار مطالبی نوشته اند. کاپیتان کلارک به حدود دویست خانه و آبیاری با قنات در بیار اشاره می کند ( ایرانیکا ، همانجا؛ نیز
رجوع کنید به شیندلر، ص 168). مک گرگور در اوایل قرن چهاردهم / اواخر قرن نوزدهم ، در سفر خود به منطقة کویر مرکزی ایران ، گذشتن از منطقة بین سمنان و بیارجمند و سبزوار
در شمال ، و یزد و نایین و بیابانک در جنوب را از گذشتن از دریاها خطرناکتر می داند (ص 102). در دورة قاجاریه ، بیارجمند از بلاد خراسان ، نزدیک سبزوار، بود و جایی خوش و هوایی دلکش داشت (شیروانی ، ص 152). اعتمادالسلطنه سخنان پیشینیان را دربارة بیار تکرار کرده و اطلاع جدیدی از وضع آن زمان شهر به دست نداده است ( رجوع کنید به ج 1، ص 520). وی جومند را نام قلعه ای در قومس که برخی آن را جومَندر و جوزْمندر نوشته اند، ضبط کرده است (ج 4، ص 2293). در 1311 ش ، بیارجمند از بلوکات شاهرود، در مجاورت بلوکات فرومَد، خارتوران ، طرود و زیراِستاق بود که مرکز آن بیار و محصولات مهم آن پنبه و انگور و توتون بود (کیهان ، ج 2، ص 207، ج 3، ص 177).
امروزه ، بیارجمند مرکز بخشی به همین نام در شهرستان شاهرود از استان سمنان است . بخش بیارجمند در منطقة کویری و مشتمل بر دو دهستان به نامهای خارتوران / خارطوران (به مرکزیت زمان آباد؛ در نیمه اوّل قرن نهم ، حافظ ابرو خاروطبران را ترکیب دو قریة خار و طبران می داند رجوع کنید به ج 2، ص 107) و بیارجمند (به مرکزیت خانخودی ) است . از شمال به بخش میامی (شهرستان شاهرود)، از مشرق به بخشهای داورزن و رودآب (شهرستان سبزوار) و بخش انابد/انابت (شهرستان برداسکن )، از جنوب به بخشهای مرکزی و دستگردان (شهرستان طبس ) و از مغرب به بخش مرکزی شاهرود محدود است . آبادیهای آن عمدتاً در دشت قرار دارد، به طوری که در 1375 ش از 126 آبادیِ بخش ، استقرار 96 آبادی در دشت ذکر شده است (مرکز آمار ایران ، 1376 ش الف ، ص 7). مهمترین کوههای آن عبارت اند از: کوه پیغمبر (مرتفعترین قله : 265 ، 2 متر) در جنوب آبادی زیور و جنوب غربی آبادی صالح آباد در حدود 123 کیلومتری جنوب شرقی بیارجمند؛ کوه منفرد آسیاب (مرتفعترین قله : 055 ، 2 متر) در حدود ده کیلومتری شمال غربی بیارجمند؛ سوخته کوه (مرتفعترین قله : 416 ، 2 متر) در حدود هفده کیلومتری شمال غربی شهر بیارجمند؛ قلعه آهو (مرتفعترین قله : 920 ، 1 متر) در حدود پانزده کیلومتری شمال غربی شهر بیارجمند؛ یَزدو (مرتفعترین قله : 641 ، 1 متر) در جنوب آبادیِ یزدو در حدود 23 کیلومتری جنوب شرقی شهر بیارجمند؛ و چاریانو (مرتفعترین قله : 620 ، 1 متر) در حدود دوازده کیلومتری شمال غربی شهر بیارجمند. رود کال شوراب ، خارتوران و رودهای موسمی و سیلابی کالِتگوک ، کالِتلخه بو و آب گورخو در آن جریان دارد.تلخاب از چشمه های مشهور بیارجمند (با آب نسبتاً شور)است . آبیاری زمینهای زراعی با چندین رشته قنات و چاههای عمیق و نیمه عمیق صورت می گیرد و بیشتر آبادیهای آن کشتزارهای موقت دارد.
محصولات عمدة آن گندم ، جو، پنبه و زیره است که بعضی صادر می شود. ازگیا، کتیرا و گز و تاغ دارد و از زیا، روباه و شغال و گرگ و آهو و خرگوش و کبک در آن یافت می شود (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، جاهای متعدد). نواحی شمالی و دامنه های آن ، مراتعِ دامهاست ، به طوری که بیارجمند قشلاق دامداران سنگسری است . دهستان خارتوران نیز قشلاق طایفة سنگسری و کردهای قوچانی و گله داران تُرشیزی است (حقیقت ، ص 261،263). شترداری در برخی نواحی آن رایج است . دارای صنایع دستی قالی ، قالیچه ، پشتی ، گلیم و نمد است . فرشبافی آن با طرحهای سبزواری ، کاشی ، بلوچی و تنگی و نقشهای گلریز، جقه ای و چهارخانه مشهور است (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، جاهای متعدد).
طبق قانون تقسیمات کشوری مصوب 16 آبان 1316، بخش بیارجمند در شهرستان شاهرود از استان دوم (مازندران ) تشکیل شد. در 1340 ش ، با جدا شدن سمنان از استان دوم ، تابع فرمانداری کل سمنان گردید . زبان اهالی ، فارسی با گویش محلی است و مردم منطقه پیرو مذهب شیعه (اثنا عشری ) و سنی حنفی اند .
جمعیت بخش بیارجمند در 1375 ش ، حدود 000 ، 7 تن بود که از این تعداد حدود 850 ، 3 تن در دهستان خارتوران به سر می بردند. بقعة مشهور به قبر حضرت جرجیس پیغمبر در فریدا (=فریدر از آبادیهای دهستان خارتوران ) قرار دارد (ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، ج 1، ص 279).
شهر بیارجمند (جمعیت طبق سرشماری 1375 ش : 626 ، 2 تن )، در ارتفاع 1080متری در 112 کیلومتری جنوب شرقی شهر شاهرود، در دشت گسترده ای در جانب جنوبی رشته کوه البرز شرقی و حاشیة شمالی دشت کویر واقع است . راه اصلی شاهرود ـ سبزوار از شمال آن می گذرد. میانگینِ حداکثر
مطلق دمای آن در تابستان ْ44 و میانگین حداقل آن در زمستان ْ15- است . بارش سالانة آن نیز حدود 110 میلیمتر است . دق بیارجمند (شوره زار) در جنوب شرقی شهر بیارجمند در شمال آبادی دره دایی قرار دارد ( جغرافیای کامل ایران ، ج 2، ص 776). بیارجمند با راه اصلی به شهرهای میامی و شاهرود در شمال و شمال غربی و نیز به شهر داورزن و سبزوار مرتبط است . خانخودی و زمان آباد نیز از طریق راههای فرعی با بیارجمند ارتباط دارند. شهر دارای مسجد جامع (متعلق به دورة افشاریه ) و چند زیارتگاه از جمله «پیر بریانه » و «پیر آهوان » است . جشن سَدة مردم بیارجمند از مهمترین جشنهای محلی منطقه است که پنجاه و پنج روز مانده به آخر سال برگزار می شود. اهالی معتقدند که با شروع گرما، مقدمات سبز شدن گیاهان بویژه گندم فراهم می شود و لذا در این روز در محله های شهر، سده (بوته های بیابانی با گُلهای سفید و ریز) روشن می کنند .