مثبت نگري
روزهای رفته
به چوب کبریت های سوخته می مانند
جمع آوری شده در قوطی خویش
هر کاری میخواهی بکن
آنها
دوباره روشن نمی شوند
و روزی
سیاهی آنها دستت را آلوده میکند
روزهای چوبیت را باید از همان آغاز
بیهوده نمیسوزاندی
وقتی سوخت
رهایش کن
دوباره شروع کن
در ژاپن مردمیلیونری برای درد چشمش درماني
پیدا نمیکرد
بعداز ناامید شدن ازاطباء پیش راهبی رفت
راهب به او پیشنهاد کرد به غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند
وی پس ازبازگشت دستور خرید چندين بشکه رنگ سبز را داد و همه خانه را رنگ سبز زدند همه لباسهایشان را
و وسایل خانه و حتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغییر دادند
و چشمان او خوب شد.
تا اینکه روزی مرد میلیونر راهب را برای تشکر به منزلش دعوت کرد
زمانیکه راهب به محضر ميليونر میرسد جویای حال وی میشود
مرد میلیونر میگوید:
خوب شدم
ولی این گرانترین مداوایی بود که تا به حال داشته ام...
راهب با تعجب گفت اتفاقا این ارزانترین نسخه ای بوده که تجویز کرده ام
برای مداوا،تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز تهیه ميكرديد !!
برای درمان دردهايت،
نمیتوانی دنیا را تغییردهی...
بلکه با تغییر نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود دربیاوری
تغییر دنیا کار احمقانه ایست
ولي، تغییرنگرش ارزانترین و موثرترین راه است.
خورشید هر روز یادآور این نکته است که می شود از اعماق تاریکی دوباره طلوع کرد ...
شرطش داشتن امید است
من عاشق امروزم
دیروز را که نمیتوانم جان دوباره ببخشم،
دیروز رفت ...
اما امیدی هست،
از دیروزم درس می گیرم
تا امروزم را بسازم ...
من عاشق امروزم
امروز،
همین حالا،
این لحظه،
نمیگذارم فردا نگرانم کند،
شاید هیچ وقت فردایی نداشته باشم،
من عاشق امروزم
بهترین هدیه خداوند...
امروز بهترین لباسم را میپوشم،
بهترین عطرم را میزنم،
عزیزانم را به آغوش میکشم؛
تا فرصت دارم
هر چه "دوستت دارم" نگفته دارم، خرج میکنم،
من عاشق امروزم
چقدر کار برای امروز دارم،
باید امروزم را زندگی کنم ...