ماشین عروس یا تریلی مخارج
ازدواج حضرت زهرا و علی علیهمالسلام و مراسم ساده ازدواجشان نمونهای از یک پیوند آسمانی بود که مورد رضای خدا و مصداق بهترین راه و رسم عروسی بود. که علیرغم تصور بعضیها بی سر و صدا و بی مخارج نبود بلکه مراسمی داشت دلنشین، هر چند ساده بود، صدای هلهله و شادیاش در کوچههای مدینه پیچیده بود. همهی اهالی مدینه میهمان عروسی مبارک این دو زوج بزرگوار بودند.
بنابراین مراسم عروسی به خودی خود مراسم مبارک و مهمی است که باید ارج نهاده شود. پیوند یک دختر و پسر نباید بیاهمیت و چنان بیسر و صدا باشد که برای اثباتش نیاز به گواهی شاهدان باشد. یا چنان بی حال و حوصله باشد که رد پای شادمانی در آن دیده نشود. ازدواج جوانان باید همیشه باشکوه و پرشور برگزار شود تا دل هر جوان دم بختی برای تجربهی آن مراسم پر بزند.
اگر فلسفهی مراسم ازدواج، تبلیغ و بزرگداشت امر مقدس ازدواج است، تا موجب رونق آن باشد، بدیهی است که رسم و رسومات و خرج و برجهایی که در جهت عکس این هدف کار میکنند، از دایره میمنت و برکت این مراسم خارجاند. یعنی اگر مراسم را به اندازهای سخت گرفتیم که به جای رونق بازار ازدواج باعث رکود آن شد دیگر این مراسم یک مراسم مقدس و مستحب نیست بلکه عین نکبت و بدبختی است. امروزه آنقدر به یال و کوپال مراسم ازدواج چیز آویزان کردهاند که مرکبش دیگر دیده نمیشود. کار به جایی رسیده که اگر بخواهیم هزینههای این مراسم را جای دیگری خرج کنیم میتوانیم ماشین بخریم یا...
امروزه هزینههای ازدواج، میدانی فراهم کرده که بسیاری از سودجویان در آن سرمایهگذاری کرده و با تبلیغات کذایی جزئیات غیر ضروری و پرهزینهای به آن اضافه میکنند که روز به روز بر شیب این گردنه افزوده میشود و از قدرت بالاروندگان کاسته میشود. تا جایی که بسیاری از جوانان و والدینشان تاخیر ازدواجشان را ناشی از همین روند شوم و هزینههای سرسامآور آن میدانند. گویا هیچ کس این شرایط را دوست ندارد اما کمتر کسانی هم پیدا میشوند که شهامت شکستن این رسمها و سانسور خرجها را داشته باشند و بتوانند با خلاقیت مراسم ساده و در عین حال شاد و باشکوهی برگزار کنند.
پای صحبت بعضی از جوانان
گپ و گفتوگویی با بعضی از جوانان داشتیم تا هزینههای یک مراسم عروسی را از دید کسانی که به آن نزدیکتر و به تازگی با آن درگیرند، بررسی کنیم.
مریم سه سال پیش نامزد کرده ولی هنوز به دلیل تمام نشدن جهیزیه و هزینههای مراسم عروسی به خانهی خود نرفته است. اکنون بعد از این مدت مریم میگوید دوست ندارم به سختیهای این چند سال فکر کنم. هم خودم هم نامزدم و هم والدینم خیلی اذیت شدیم.
از مریم پرسیدم چرا از امکانات ازدواج آسان استفاده نکردید پاسخ داد: «اولا این امکانات با کیفیت پایینی ارائه میشود و مورد پسند ما نبود. ولی مشکل اصلی ما که از این امکانات استفاده نکردیم این بود که نمیخواستیم بقیه بفهمند که ما از این امکانات استفاده کردیم!»
از نظر زهرا خانم مادر مریم چشم و هم چشمیها و پز دادنهای بیهوده وبال گردن شده است. او میگوید: «چرا باید شام عروسی دو سه نوع غذا باشد. ولیمه عروسی مستحب است. خیر و برکت است. وقتی سختش میکنند و منوهای رنگین به آن اضافه میکنند دیگر وبال گردن است. جوانها همیشه چیزهایی را در نظر میگیرند که اهمیتی ندارد اما این چیزها را به موقع نمیفهمند. ای کاش مثل قدیمها، بزرگترهای باتجربهتر عهدهدار انجام این کارها میشدند. جوانها دائما نظر و سلیقهی دوستانشان را در نظر میگیرند. وقتی به دخترم میگویم فلان چیز لازم نیست چه اهمیتی دارد میگوید فلانی و فلانی داشتند من خجالت میکشم نداشته باشم. این مشکل جوانهای ماست. خودش هم دلش راضی به این هزینهها نیست. اما خجالت میکشد. مشکل این جاست که جوانهای ما معنای آبروداری را درست نمیدانند.»
مریم میگوید: «وقتی تصور میکنم دوستانم و بعضی از اقوام که با آنها رو دربایستی دارم در مراسم حضور دارند دلم میخواهد کوچکترین کمبودی وجود نداشته باشد. بلکه دوست دارم یک سر و گردن هم بالاتر باشم.»
برای مریم و همسرش سامان خیلی مهم بود که همه چیز ایدهآل و به قول خودشان آبرومند باشد. آنها زمان زیادی صرف تحقیقات راجع به چگونگی مراسم کرده بودند. راجع به هر چیزی از کیف و کفش عروس بگیر تا ماشین شاسی بلند و... کلی نظر داشتند.
اما حامد و سهیلا از امکانات ازدواج آسان استفاده کردهاند و راضی بودند. آنها میگویند کسانی که خیلی در قید و بند حرفهای مردم و رعایت مو به موی رسومات عرفی و سنتی هستند، آزادی فکری ندارند. سهیلا میگوید: «مراسم عروسی ما چیزی از مراسم عروسی دختر خالهی مادرم که با هزینههای چند برابر ما انجام شد نداشت. تازه من زیباتر هم شده بودم! این حرف را دیگران گفتهاند.»
حامد معتقد است: «هر کسی خانمی مثل سهیلای من داشته باشه زندگی برایش آسان میشود. اصلا سخت میگیرد جهان بر مردمان سخت کوش. دنیا رو هر طور بگیری همونه. من کمی پسانداز داشتم که میتونستم یه عروسی توپ باهاش بگیرم اما با سهیلا توافق کردیم با ازدواج آسان هزینهها را خیلی کم کنیم و با بقیه پول، یک سفر خوب خارجی برویم.»
سهیلا ادامه میدهد: «ولی حالا فکر میکنیم بهتره اصلا این پول را برای خرید خانه پسانداز کنیم.»
سهیلا و حامد چند تا از عکسهایشان را به ما نشان دادند. انصافا مراسم عروسی آنها چیزی کم و کسر نداشت.
سادهتر از عروسی حامد و سهیلا، در داستان زندگی فرهاد از زبان خودش نقل شد. آقا فرهاد اکنون سی و شش ساله است او بیست و چهار سالگی ازدواج کرده و مراسم سادهای داشته که خودش از آن به عنوان یک موفقیت یاد میکند. فرهاد میگوید: «خیلیها به من میگفتند تا یک پول تپل پسانداز نکردی به ازدواج فکر نکن! اما من از قبل با خانمم صحبتهایم را کردم و به او گفتم جز برای خرید یک حلقه و یک مراسم خانگی کوچک عقد، پول ندارم و او هم قبول کرد.»
همسر فرهاد میگوید: «وقتی قبول کردم با آن مراسم ساده ازدواج کنم خواهرم گفت بعدا پشیمان میشوی و حسرت میخوری اما حالا بیشتر، از کاری که کردهام خوشحالم. ما مثل خیلی از زوجها تا سالها بعد از ازدواجمان قسطهای خرج و مخارج عروسی مان را نمیدادیم. من حالا با همسر و دو فرزندم زندگی خوبی دارم. بعدها چند بار آتلیه رفتم و عکسهای یادگاری گرفتم که از عکسهای عروسی دوستانم بالاتر نباشد، پایینتر نیست.»
اما بعضیها هم بودند که پز عروسیهای سطح بالایشان را دادند و از قیمتهای کذایی تالار و شام عروسی و لباس عروس و... گفتند و گفتند و گفتند و هنوز هم دارند میگویند.
در این میانیک نفر را هم پیدا کردیم که با همسرش اعتقادات خاص و فوق العادهای داشتند آنها فقط با تبادل یک حلقه ویک عقد ساده در محضر ازدواج کرده بودند و سی میلیون تومانی که برای مراسم عروسی میخواستند هزینه کنند را صرفیک کار خیر بزرگ کردند تا به قول خودشان اول زندگی مایه برکت و رفع بلایشان باشد. خلاصه از این قبیل هم پیدا میشوند. اما...
نهایتا تصمیم و نتیجهگیری در مورد چگونگی برگزاری مراسم عروسی به عهدهی خود عروس و دامادها میگذاریم. و معتقدیم که صلاح مملکت خویش خسروان دانند. و فقط به جهت اطلاعرسانی برای عزیزانی که هنوز مظنه دستشان نیست گزارش زیر را به عرض میرسانیم. که البته میتوان از آن سادهتر یا خیلی سنگینتر برگزار کرد. این هزینهها تقریبا هزینههای یک عروسی حد متوسط است:
آینه و شمعدان ............................... تقریبا ۱۵۰۰،۰۰۰ تومان
حلقه و ساعت ست عروس و داماد ............................... تقریبا ۲۰۰۰،۰۰۰ تومان
کرایه لباس عروس ............................... تقریبا ۱۲۰۰،۰۰۰ تومان
کت و شلوار دامادی ............................... تقریبا ۱۷۰۰،۰۰۰ تومان
هزینههای محضر و عاقد ................................ تقریبا ۵۰۰،۰۰۰ تومان
کرایه تزئینات عقد ............................... تقریبا ۴۰۰،۰۰۰ تومان
ورودی تالار ............................... تقریبا ۱۵۰۰،۰۰۰ تومان
آرایشگاه عروس .............................. تقریبا ۸۰۰،۰۰۰ تومان
آرایشگاه داماد ............................... تقریبا ۳۰۰،۰۰۰ تومان
پذیرایی عروسی برای ۳۰۰نفر ................................ تقریبا ۷۰۰۰،۰۰۰ تومان
آتلیه ............................... تقریبا ۴۰۰۰،۰۰۰ تومان
کرایه ماشین عروس (پرشیا) با گلکاری ............................... تقریبا ۱۲۰۰،۰۰۰تومان
_________________________________________________________________________
جمعا ۲۲،۱۰۰،۰۰۰تومان
نظر با شماست که زندگیتان را میلیونی آغاز کنید یا سادهتر.