راسخون

اینجا همه چیز عالیه!!

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

دیشب با خدا دعوایم شد؛

  باهم قهر کردیم .

  فکر کردم مرا دوست ندارد .

  رفتم گوشه ای نشستم ،

 چند قطره اشک ریختم ؛

  خوابم برد .

  صبح که بیدار شدم،مادرم گفت :

  نمیدانی دیشب تاصبح چه " بارانی می آمد " ... 

 

منبع: بهشت شوکا

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

نگرش درست نیمی از موفقیت است.

 

یکی می گفت شب فرا رسیده است در حالیکه دیگری می گفت صبح در راه است ...

 

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

تغییر چهره چیزی را عوض نمی کند 
اما تغییر درون همه چیز
حتی چهره را عوض می کند!

 

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

اول انسان باید خودش را بسازد

 

که اگر ساخت بعد دنبال عیب های دیگران باشد.

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

چشم‌های ما نیاز دارند که گاهی با اشک‌های‌مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف‌تری ببینیم.

 

آلکس تان

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

نوع بشر بیشتر تمایل دارد آزارهایی که به او رسیده را به یاد داشته باشد تا مهرورزی ها را...

برتولت برشت

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:”عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادابرویم”ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن.

 

ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، ضمنا

اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار.زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد

هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب و مرتب بود.

همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه؟مرد گفت :”بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی؟

جواب زن خیلی جالب بود...

زن جواب داد: لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم.

 

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

سه تا رفيق با هم ميرن رستوران ولي بدون يه قرون پول . هر کدومشون يه جايي ميشينن و يه دل سير غذا ميخورن و اولی ميره پاي صندوق و ميگه : ممنون غذاي خوبي بود اين بقيه پول ما رو بدين بريم : صندوقدار : کدوم بقيه آقا ؟ شما که پولي پرداخت نکردي . ميگه يعني چي آقا خودت گفتي الان خورد ندارم بعد از صرف غذا بهتون ميدم . خلاصه از اون اصرار از اين انکار که دومی پا ميشه و رو به صندوقدار ميگه : آقا راست ميگن ديگه ، منم شاهدم وقتي من ميزمو حساب کردم ايشون هم حضور داشتن و يادمه که بهش گفتين بقيه پولتونو بعدا ميدم . صندوقداره از کوره در رفت و گفت : شما چي ميگي آقا ، شما هم حساب نکردي ! بحث داشت بالا ميگرفت که ديدن سومی نشسته وسط سالن و هي ميزنه توي سرش . ملت جمع شدن دورش و گفتن چي شده ؟ گفت : با اين اوضاع حتما ميخواد بگه منم پول ندادم!!!!

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

در یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که: «شجاعت یعنی چه؟»

محصلی در توضیح این موضوع فقط نوشته بود «شجاعت یعنی این.»
و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده و رفته بود!
اما برگه ی آن جوان دست به دست بین دبیران گشته و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه ی سفید او نمره ی  20 دادند.
فکر میکنید آن دانش آموز چه کسی می توانست باشد؟

 

.
.
.
دکتر علی شریعتی!

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

معلم اسم دانش آموز را صدا كرد. دانش آموز پاي تخته رفت. معلم گفت: شعر بني آدم رو بخون.

 دانش آموز شروع كرد:

بني آدم اعضاي يكديگرند

كه در آفرينش ز يك گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

 به اينجا كه رسيد متوقف شد ....

 معلم گفت: بقيه اش رو بخون! دانش آموزگفت: يادم نمياد.

 معلم گفت: يعني چي ؟اين شعر ساده رو هم نتونستي حفظ كني؟!

 دانش آموز گفت:آخه مشكل داشتم مادرم مريض ه، گوشه ي خونه افتاده ،پدرم سخت كار ميكنه. مخارج درمان بالاست، من بايد كارهاي خونه رو انجام بدم و هواي خواهر برادرهامو هم داشته باشم ، ببخشيد....

 معلم گفت: ببخشيد؟ همين؟! مشكل داري كه داري بايد شعر رو حفظ ميكردي, مشكلات تو به من مربوط نميشه!

 در اين لحظه دانش آموز گفت:

 تو كز محنت ديگران بي غمي

 نشايد كه نامت نهند آدمي..!!

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

میخواهم بگویم

فقر همه جا سر میکشد

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست

فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ، طلا و غذا نیست

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود

فقر ، همه جا سر میکشد             

فقر ، شب را " بی غذا  " سر کردن نیست

فقر ، روز را  " بی اندیشه"   سر کردن است

 

دکتر شریعتی