اینجا همه چیز عالیه!!
اوریانا فالاچی در یک مصاحبه از وینستون چرچیل سوال می کند:
آقای نخست وزیر، شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس
هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کاررا نمی توانید
در بیخ گوش خودتان یعنی در ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام دهید؟
وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ می دهد:
برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج هست که این دوابزار مهم را درایرلند دراختیار نداریم.
خبرنگار سوال می کند این دوابزار چیست؟ چرچیل در پاسخ می گوید!
اکثریت نادان و اقلیت خائن!!!
مردی به پدر زنش گفت : عده زیادی شما را به خاطر زندگی زناشوئی موفقی که دارید تحسین میکنند. ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید؟
پدر با لبخندی پاسخ داد: هرگز همسرت را به خاطر کوتاهیهایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده. همواره این فکر را در یاد داشته باش که او به خاطر کوتاهیها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند
یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.
این مرکز، پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد. اما اگر در طبقه ای دری را باز می کردند باید حتما آن مرد را انتخاب می کردند و اگر به طبقه ی بالاتر می رفتند دیگر اجازه ی برگشت نداشتند و هرکس فقط یک بار می توانست از این مرکز استفاده کند.
روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.
در اولین طبقه، بر روی دری نوشته بود: این مردان، شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.
دختری که تابلو را خوانده بود گفت: خوب، بهتر از کار داشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینیم بالاتری ها چگونه اند؟
پس به طبقه ی بالایی رفتند.
در طبقه ی دوم نوشته بود: این مردان، شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند.
دختر گفت: هوووومممم طبقه بالاتر چه جوریه؟
طبقه ی سوم: این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند و در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند.
دختر: وای. چقدر وسوسه انگیر ولی بریم بالاتر. و دوباره رفتند
طبقه ی چهارم: این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند. دارای چهره ای زیبا هستند. همچنین در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند و اهداف عالی در زندگی دارند
آن دو واقعا به وجد آمده بودند
دختر: وای چقدر خوب. پس چه چیزی ممکنه در طبقه ی آخر باشه؟
پس به طبقه ی پنجم رفتند.
آنجا نوشته بود: این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند! از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزومندیم !!!
یه زوج 60 ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون كه یه جشن كوچیك دو نفره بگیرن. وقتی توی پارك زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشتهء كوچیك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اینكه شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر كدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میكنم. زن از خوشحالی پرید بالا و گفت: اوه! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم. فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد! حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب این خیلی رمانتیكه. ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد. بنابراین خیلی متأسفم عزیزم آرزوی من اینه كه یه همسری داشته باشم كه 30 سال از من كوچیكتر باشه! زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه. فرشته چوب جادوییش رو تكون داد و پوف! مرد 90 سالش شد!
نتیجه ی اخلاقی: مردها ممكنه زرنگ و بدجنس باشند، ولی فرشته ها زن هستند!
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام
«رفت و آمد» یا «آمد و رفت»؟
آدمها میروند که برگردند ،
یا میآیند که بروند .............
آیا میدانستید که: در مجسمه هایی که برای یادبود سربازها میسازند:
اگر 2 پای اسب بالا باشد آن سرباز در میدان جنگ کشته شده.
اگر 1 پای اسب بالا باشد سرباز بر اثر جراحات ناشی از جنگ مرده.
اگر 4 پای اسب روی زمین باشد آن سرباز به مرگ طبیعی مرده !!!
امام صادق علیه السلام فرمود :
ابلیس گفت : پنج نفرند که هیچ چاره ای برای آن ها ندارم اما دیگر مردمان در مشت من هستند :
هر که با نیت درست به خدا پناه برد و در همه کارهایش به او تکیه کند .
کسی که شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید .
کسی که برای برادر مؤمنش آن پسندد که برای خود می پسندد .
کسی که هر گاه مصیبتی به او می رسد بی تابی نمی کند ،
و هر کسی که به آن چه خداوند قسمتش کرده خرسند است و غم روزیش را نمی خورد...
"منتخب میزان الحکمة، حدیث 3267 "
در زندگی تان نقش نیش های مار « ما رو پله »
را بازی نکنید.
شاید دیگر توان دوبار ه بالا آمدن را نداشته باشد
همان کسی که به شما اعتماد کرده بود ...
دقت کردین،اولین روز ماه آدم روش نمیشه تو صف عابر بانک وایسته.
همه به چشم سرپرست خانواده نگاهت میکنن!!
دلم تنگه…
برای دعا کردن واسه نیومدن معلم…
برای قرآن های اول صبح و خوندن سرود ایران اول هفته…
برای خط کشی کنار دفتر مشق با خودکار آبی و قرمز…
برای تخته پاک کن و گچ های رنگی کنار تخته…
برای ترس از سوال معلم…
برای روزنامه دیواری درست کردن…
دلم برای همه دلخوشی های کودکانه تنگ شده…
یادش بخیـــــــر…
بعضی ها بهتر است دهان خود را ببندند و ابله به نظر برسند
تا اینکه آن را باز کنند و همه ی تردیدها را از میان بردارند...