راسخون

اینجا همه چیز عالیه!!

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

amirali123 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 15244
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

الا ، ای رهگذر ! منگر ! چنین بیگانه بر گورم 

چه می خواهی ؟ چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟

چه سان گویم ؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم ؟

از این خوابیدن زیر سنگ و خاک و خون خوردن 

نمی دانی ! چه می دانی ، که آخر چیست منظورم 

تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم

کجا می خواستم مردن !؟ حقیقت کرد مجبورم 

چه شبها تا سحر عریان ، بسوز فقر لرزیدم 

چه ساعتها که سرگردان ، به ساز مرگ رقصیدم 

از این دوران آفت زا ، چه آفتها که من دیدم 

سکوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان 

هر آن باری که من از شاخسار زندگی چیدم 

فتادم در شب ظلمت ، به قعر خاک ، پوسیدم 

ز بسکه با لب محنت ،‌زمین فقر بوسیدم 

کنون کز خاک غم پر گشته این صد پاره دامانم 

چه می پرسی که چون مردم ؟ چه سان پاشیده شد جانم ؟

چرا بیهوده این افسانه های کهنه بر خوانم ؟

ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم

که خون دیده ، آبم کرد و خاک مرده ها ، نانم 

همان دهری که بایستی بسندان کوفت دندانم 

به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم : انسانم 

ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی 

وجودم حرف بیجایی شد اندر مکتب هستی 

شکست و خرد شد ، افسانه شد ، روز به صد پستی 

کنون ... ای رهگذر ! در قلب این سرمای سر گردان 

به جای گریه : بر قبرم ، بکش با خون دل دستی 

که تنها قسمتش زنجیر بود ، از عالم هستی 

نه غمخواری ، نه دلداری ، نه کس بودم در این دنیا 

در عمق سینه ی زحمت ، نفس بودم در این دنیا 

همه بازیچه ی پول و هوس بودم در این دنیا 

پر و پا بسته مرغی در قفس بودم در این دنیا 

به شب های سکوت کاروان تیره بختیها 

سرا پا نغمه ی عصیان ، جرس بودم در این دنیا 

به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر ، با شادی 

که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی

 

 شعراز :کارو 

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

هی فلانی! می دانی می گویند رسم زندگی چنین است:

می آیند ....می مانند....عادت می دهند...و می روند...

و تو در خود می مانی و تو تنها می مانی! 

 

راستی نگفتی رسم تو نیز چنین است؟... مثل همه ی فلانی ها؟...

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

طفلی به نام شادی،دیریست که گم شده است  
با چشم‌های روشن براق
با گیسویی بلند... به بالای آرزو 
هر کس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر
«شفیعی کدکنی»

 

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

یکی می گفت:

خدایا ...

این که میگی از رگ گردن نزدیک تری و این حرفا

در سطح شعور و درک من نیست ...

بغلم کن !

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

هر چه می رویم،نمی رسیم ...

 

شاید ما باشیم آن کلاغ آخر قصه ها ...!

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

تو کلاسمون دختری بود که خیلی شر بود و توی کلاس ها اینقدر تیکه می انداخت که همه ما از خنده ریسه می رفتیم

یکی از کلاس هامون با استادی بود که خیلی سختگیر و اخمو بود و حتی همون دختر هم جرات تیکه انداختن نداشت.

همون استاد یک بار قفسی سر کلاس آورده بود . اون دختر یک کنفرانس ۵ دقیقه ای اون روز باید ارائه می داد . بعد از کنفرانس استاد به دختر گفت به من بگو این چه حیوونیه؟

قفس با پارچه ای پوشانده شده بود و فقط پاهای حیوون دیده می شد.

این دوست ما جواب داد من نمی تونم بگم چه حیوونیه باید جاهای دیگه ای از بدنشو ببینم.

استاد اخم کرد و گفت: نخیر از همین پاهاش باید بفهمی چه حیوونیه!

دانشجو گفت: نمی دونم

ورفت نشست

استاد پرسید ببخشید خانم اسم شما چیه؟

 

اون هم بلند شد و پاچه های شلوارشو کشید بالا و گفت خودتون ببینید اسمم چیه...

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

« درد » را از هر طرف بخوانی درد است

 

دریغ از « درمان » که عکسش نامرد است ...

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

امان از تقوایی که با یک «تق» ..وا.. می رود ...

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

فداکاری را همیشه باید پنهان داشت

نه تنها از دیگری بلکه از خود !

تا خود هم آن را به یاد نیاوری و به آن نیندیشی

 

که اگر به یاد آوردی و اندیشیدی دیگر آن فداکاری نبوده و نخواهد بود ...

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان

hossein201273 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 26938
|
تاریخ عضویت : مهر 1392 

بزرگی وصیت کرد:

برای سلامتی عقلتان هویج بخورید!!!

همه خندیدند و کسی ندانست ... 

 
که عقل همه در چشمشان است!!!