اینجا همه چیز عالیه!!
اندوهت را به برگها بسپار تا باد پاییزی آنها را با خود ببرد.
ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است
زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند.
مونتسکیو
در بازی های اولیه فوتبال ، داوری در کار نبود،
زیرا بنیان گذاران این ورزش معتقد بودند که
مردان هیچگاه به عمد مرتکب خطا و تقلب نمی شوند .
امّا امروز ...
مردانی هستند که ...
چـقـــــدر سخــــت اســـت ،
کـه لبـــریـــز بـاشی از "گـفـتـــــن"
ولــی ...
در هـیـــــــچ ســویـــت محـــرمـی نبـاشد ...
خدا که فقط متعلقِ به آدمهای خوب نیست،
خــدا، خـدای آدمهای خـلافکار هـم هــست
و فقط خداست که بین بندگانش فرقی نمیگذارد، فیالواقع خداوند:
(end) لطافـــت
بخشش
بیخیال شدن
چشمپوشی
و
رفاقت است…!
باور دارم که مردانگی یک صفت است و هیچ ربطی به جنسیت ندارد ...
یه ؟ به نظر شما این قطار داره میاد یا میره ؟؟؟
اما پاسخ این سوال
این تصویر یک تصویر دوتکه است که با مهارت زیاد توسط یک برنامه گرافیکی به هم چسبانده شده.(این مهارت به گونه ای بوده که شما نتوانستید تشخیص بدهید این یک تصویر واحد نیست).در یک عکس قطار در حالت رفت و در دیگری قطار در حالت برگشت است.
آدمَست دیگر،
یک روز حوصلهِ هیچ چیز را ندارد…
دوسـت دارد، بَـردارد خـودش را، بریـزد دُور…
« حسین پناهی»
اعتبار آدم ها به حضورشان نیست.
به دلهره ایست که در نبودنشان به شدت احساس می شود ...
یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.یادمان باشد که : آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند.یادمان باشد که : حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند، یادمان باشد که دلی نو بخریم.یادمان باشد که : فرار؛ راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی.یادمان باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند.یادمان باشد که : لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.یادمان باشد که : آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند.یادمان باشد که : لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.یادمان باشد که : محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.یادمان باشد که : برای دیدن باید نگاه کرد، نه نگاه !یادمان باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.یادمان باشد که : دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند.یادمان باشد که : تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است.یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.یادمان باشد که : آرامش جایی فراتر از ما نیست.یادمان باشد که : من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.یادمان باشد که : برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود !یادمان باشد که : در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!یادمان باشد که : لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم.یادمان باشد که : سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند، هر کسی سهم خودش را می آفریند.یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.یادمان باشد که : پیش ترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.یادمان باشد که : آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.یادمان باشد که : نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم.یادمان باشد که : من از این به بعد هستم، نه تا به حال.یادمان باشد که : هرگر به تمامی ناامید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.یادمان باشد که : غیر قابل تحمل وجود ندارد.یادمان باشد که : گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.یادمان باشد که : خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود.یادمان باشد که : با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک.یادمان باشد که : بجز خاطره ای هیچ نمی ماند.یادمان باشد که : وظیفه ی من اینست: حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.یادمان باشد که : منتظر ِ تنها یک جرقه است، انبار مهمات.یادمان باشد که : کار رهگذر عبور است، گاهی بر می گردد، گاهی نه.یادمان باشد که : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.یادمان باشد که : همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است.یادمان باشد که : امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.یادمان باشد که : به جستجوى راه باشم، نه همراه.یادمان باشد که : هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.
آنها به استاد گفتند:«ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم. »
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند .
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند .
آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند، سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت پاسخ بدهند.
سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود ؟
1- لاستیک جلو،سمت راست 2- لاستیک جلو سمت چپ
3- لاستیک عقب سمت راست 4- لاستیک عقب سمت چپ