اینجا همه چیز عالیه!!
مترسک : من مغز ندارم ، تو سَرم پُر از پوشاله!
دوروتی : اگه مغز نداری پس چه جوری حرف میزنی ؟
زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
و دلم بس تنگ است
باز هم میخندم
آنقدر می خندم كه غم از روی رود ...
زندگی باید كرد
گاه با یك گل سرخ
گاه با یك دل تنگ
گاه باید رویید در پس این باران
گاه باید خندید بر غمی بیپایان ...
ازمیان دو واژه انسان و انسانیت اولی در میان کوچه ها و دومی در لابلای کتابها سرگردان است.
بزرگی می گفت : پیاده در شطرنج وقتی مسیر رو طی میکنه و با موفقیت به آخر میرسه ، وزیر میشه ...
کاش آدمهای پیاده، وقتی یک مسیر رو طی میکنن و با موفقیت به آخرش میرسن تغییر نکنن و باز هم همون آدم باقی بمونند ...
آخر یک مسیر شدی یک ، دکتر ، یک مهندس ، یک تاجر ، یک بازیگر ، یک متخصص ، یک موفق، یک سرشناس ، ... خب حالا یک لحظه درنگ کن ؛ اگر هنوز آدم موندی و سرشار از انسانیت ، پس به خودت افتخار کن و به یاد داشته باش :
دنیا پر از موفقهایی هستش که اومدن و رفتن - خواهند آمد و خواهند رفت - که من و تو توشون گمیم ،
ولی دنیا پر از آدمهایی نیست که آدم اومده باشند و آدم هم رفته باشند.
مبهوت به یک نقطه خیره میشم و به یاد آدمهایی می افتم که با یک موفقیت مالی یا علمی یا ارتقای شغلی، از این رو به اون رو میشن ، انگار هزار ساله که نمی شناسنت و چنان سرد ، جواب سلامت رو میدن که از سلامت پشیمون میشی. آدمهایی که بجای سلام باید بهشون گفت والسلام.
درک بالا بهتر از مدرکه!
آدمها را به میزان درکشان بسنج نه به اندازه مدرکشان؛
چرا که فاصله ی زیادی از مدرک تا درک وجود دارد....
مدرکی که درک بالاتری به ارمغان نیاورد ، کاغذ پاره ای بیشتر نیست،
مهمترین نشانه ی درک بالاتر تواضع بیشتر است
زندگی باغیست که با عشق باقیست
مشغول دل باش نه دل مشغول
بیشتر غصه های ما
از قصه های خیالی ماست
پس بدان اگر فرهاد باشی
همه چیز شیرین است.
مردم میگویند:
آدمهای خوب راپیدا کنید و بد ها را رها ،
اما باید این گونه باشد،
خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی آنها را نادیده بگیرید .
((هیچکس کامل نیست))
اغلب فکر میکنیم اگر به یاد کسی هستیم منت است بر گردن او ؛
غافل از این که اگر به یاد کسی هستیم این هنر اوست نه لطف ما...
به یک جایی از زندگی که رسیدی، می فهی
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده...
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبره و از میانشون میگذره از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
بزرگترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن .
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگترین هنر دنیاست.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی از درد های کوچیکه که آدم می ناله ، ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اگر بتونی دیگری را همونطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.
به یکجایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
کسی که دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.
ــــــــــــــــ بـه نام خــــدا ـــــــــــــــــ
خوش بختی یعنی… در قلبت به وسعت یک دنیا ، آرامش داشته داشته باشی !
ــــــــــــــــــــ پایان ـــــــــــــــــــــــ
زنی پس از دیدن یک حادثه رانندگی ، قدم پیش گذاشت تا به قربانی آن کمک کند . مردی او را به کنار زد و گفت :
" لطفا برید کنار ! من دوره کمک های اولیه دیده ام ."
زن چند لحظه ای کنار ایستاد و به اعمال مرد نگریست . سپس ضریه ی نرمی به شانه ی مرد زد و گفت :
" وقتی به مرحله ای رسیدی که باید دکتر خبر کنی ، من اینجا در خدمتتان هستم ."
ஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ