دلنوشته برای حاجیان منا
محمدمهدی عبدالهی، شاعر و مداح اهل بیت برای جان باختگان فاجعه مرگبار منا غزل جدیدی سروده است. این شعر به شرح زیر است:
وقتی قلم تنهاترین هم سنگرت باشد
شاید که بغضی در میان دفترت باشد
وقتی که پای داغ سنگینی وسط آید
باید غزل مثل همیشه یاورت باشد
این بار هم جنس غزل، غمگین و پژمرده ست
شاید کمی تسکین چشمان ترت باشد
مضمون بکری جز شهادت حاصل حج نیست
باید منا، قربانی این باورت باشد
نبض قلم میایستد وقتی یقین یابد
نعش عزیزی در وقوف مشعرت باشد
حتی تصوّر کردنش ای دوست آسان نیست
وقتی که قربانی، پدر یا مادرت باشد
اندوه باران میچکد بر جان این ابیات
ای معتکف، شاید که بیت آخرت باشد
سعیِ صفا و مروه مقبول است آن روزی
که حضرت زهرا کنار بسترت باشد
اکرم بهرامچی از شاعران کشورمان برای فاجعه تلخ منا و کشته شدن حجاج در عید قربان شعری سروده است. این شعر به شرح زیر است:
در خبرهای مِنا غوغاست تا حجاج را
شورِ عاشوراست در دریای خون امواج را
سروهای بی سر است و نیزههای بی شمار
کربلا در کعبه روئیده ست این معراج را؟!
صور ِاسرافیل میآید به گوش ِ عرشیان
نغمههای نور میآید لب ِحجاج را
ای تمام دارهای بی زبان و خشمگین
در خروش آرید ،خونین پرچم ِ حلاج را
بال ِ پرواز ِ طواف ِ کعبه را چیدند .... آی
بر سر ِتاریخ بگذارید خونین تاج را
ازدحام ِ تکه های تن در آغوش مِنا ست
یا که مروارید غلطان است این آماج را
گوش کن فریاد را هنگامه بیداد را
ضجههای خاک را افلاک را معراج را
غزل مرثیه ذیل را حامد عسگری در وصف حال این روزهای بازماندگان فاجعه منا سروده است:
وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنویسم
قلم به خون زده ام تا که از منا بنویسم
به استخاره نشستم که ابتدای غزل را
ز مانده ها بسرایم ؟ ز رفته ها بنویسم ؟
نه عمر نوح نه برگ درختهای جهان هست
بگو که داغ دلم را کی و کجا بنویسم ؟
مصیبت «عطش»و «میهمان کشی » و «ستم »را
سه مرثیهست که باید جدا جدا بنویسم
چگونه آمدنت را به جای سر در خانه
به خط اشک به سردی سنگها بنویسم ؟
چگونه قصه ی مهمان کشی سنگدلان را
به پای قسمت و تقدیر یا قضا بنویسم ؟
منا که برف نمی آید این سپیدی مرگ است
چه سان زمرگ رفیقان با صفا بنویسم ؟
خبر زتشنگی حاجیان رسید و دلم گفت :
خوش است یک دو خطی هم ز کربلا بنویسم :
نمانده چاره به جز اینکه از برادر و خواهر
یکی به بند و یکی روی نیزه ها بنویسم
نمانده چاره به جز گفتن از اسیر سه ساله
چه را ز ناله ی زنجیر و زخم پا بنویسم
به روضه خوان محل گفته ام غروب بیا تا
تو از خرابه بخوانی...من از منا بنویسم ....
حسین دارند از شاعران کشورمان برای فاجعه غم بار سرزمین منا و روز عید قربان شعری سروده است. این شعر به شرح زیر است:
پنج شنبه است، منا غرق طراوت پیداست
محشر باور عشق است و قیامت پیداست
شوق دیدار به سر حد جنون است، اما
بر تن جمعه از آن دور جراحت پیداست
صف به صف میرود این رود خروشان یک دست
موج دریاست، ولی با همه وسعت پیداست
از دیار عرفات آمده اند، از سر شب
در منا بارقه صبح سعادت پیداست
کوه نور و عرفات است و نم اشک حسین
سرزمینی که در آن اوج شرافت پیداست
میرود رمی کند جمله شیطانها را
رمی شیطان شگفتی که به زحمت پیداست
عشق، میخواهد از این قافله گلچین بکند
گرچه در تک تکشان رنگ ارادت پیداست
لعنت الله علی آل سعود، آل خبیث
که پس ظاهرشان دست خیانت پیداست
عید قربان و منا ، مرگ در اینجا عشق است!
روی پیشانیشان مهر شهادت پیداست
گرچه یک عده به شب معتقدند، ای مردم
صبح از راه رسیده است و به غایت پیداست
ما و فرماندهی کل قوا؛ یعنی عشق
که پس پرده ی غیبت به اشارت پیداست
***
ما پر از دوری و دردیم و شما پیش خدا
از سوی صاحب این خانه عنایت پیداست
بی نیازید به این شعر، که ان شاء الله
حج مقبول شما در همه حالت پیداست
ابوالقاسم طالبی کارگردان سینمای ایران دلنوشتهای به مناسبت فاجعه خونبار منا و همزمان با عید بزرگ مسلمانان در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد که متن کامل آن در ذیل میآید:
بسم ربّ الکعبه
حاجیان در حَرم امن نفس نفس میزدند
لبهای تشنه در گرمای حجاز 5000 حاجی طعم بوسه بر حجرالاسود این خال لب یار را میچشند
مکر و حیله فرزندان ابوسفیان کار خودش را کرد
هزاران خانواده ضجه میزنند
یک امت به عزا مینشیند
پیکرهای مطهر هنوز دست فرزندان ابوسفیان و ابن سعد است.
زخم زبان ابن مرجانه بر جگر داغدیده زینب کبری (س) به وسیله لشکر سایبری حزب بهائیان نمک میشود بر زخم خانواده های داغدار:«که دیدید خدا چه به روزتان آورد».و این تنها صدای زینب (س) است که تاریخ را می شکافد و در جواب ابن مرجانه می فرماید: «ما جز زیبایی نمی بینیم»
اما همه مدعیان حقوق بشر خفه شدهاند بوق هایی که برای مرگ ندا آقا سلطان در یک لحظه 2 میلیارد انسان را پای رسانه ها میخکوب کردند ندایشان درنمی آید.
بیش از یکصد دوربین از زوایای مختلف این کشتار فجیع را ثبت کرده اند اما دریغ از پخش یک فریم فیلم.
بوزینه های بوسفیانی مست از به بارنشستن مکرشان می رقصند و رجز می خوانند که: «بعد از یمن ... ایران».
معاویه هم پس از به بارنشستن مکرش به دست ابن ملجم احمق در به شهادت رساندن امیرالمومنین (ع) سرمست از پیروزی میرقصید،اما امیرالمومنین (ع) با تمام وجود فرمود:«به خدای کعبه رستگار شدم».
بی خبرانِ ره عشق چه می فهمند که علی (ع) و دخترش چه دیدند که با گفتارشان مستی از سر قاتلان پراندند و امروز پژواک زمزمه امیر المومنین(ع) از زبان مبارک نایب امام عصر (عج) روحی فدا رعشه به اندام مفتیان و شاهزادگان مهمان کش انداخت، گویی در یک لحظه دیدند «ریاض»شان خاکستری خواهد شد بر سرشان. و اینک زوزه کشان سرتعظیم در مقابل ملت ایران فرود آوردند.
سید حسن مبارز در سوگ جانباختگان منا شکواییهای به رحمت للعالمین رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سروده است.
این شعر به شرح ذیل است:
یا محمد تو آمدی شد روز،
خادمان حرم هنوز شبند
آه از غربت کتاب خدا
این جماعت همه ابولهبند!
سفره های همیشه مست شراب،
چهره های نهفته پشت نقاب
بچه شاهان بی حساب و کتاب
در پی اخذ قدرت و لقبند!
نه قیام و قعود و ذکر و سلام،
نه طواف و وقوف و ماه حرام
خادمان حرم در این ایام
در پی فتح موصل و حلبند!
دوستان، لحظه لحظه دلخونند
حاجیان، گریه گریه محزونند
کشتگان، بی شمار در دل شب
چون مناجاتهای زیر لبند ...
دود سیگارهای پی در پی
در کنار جنازههای شریف
داد می زد که این سعودیها
همه بی ریشه اند و بی نسبند
کشتگان منا مناره شدند،
همه دیدند و گریه ها کردند
خادمان حرم نمی بینند
آه اینها چقدر بی ادبند ...
حسین شمسایی شاعر و مداح آیینی در تازه ترین سروده خود با نام «پرواز سپید جامگان»، نسبت به کشته شدگان فاجعه منا ادای احترام کرده است.
متن شعر به این شرح است:
کبوتران مهاجر ز آشیان رفتند
سپید جامه، سبک بال، پرزنان رفتند
به بال معرفت از قلب وادی عرفات
سوی منا و از آن جا به آسمان رفتند
به لب دعا و به دل آرزوی کوی وصال
به سر هوای سفر کرده، زین جهان رفتند
دلی ازین غم سنگین بدون داغ نماند
اگرچه آن همه عاشق، سبک عنان رفتند
ز بی کفایتی این شیوخ انسان کش
نکرده رمی شیاطین، به ناگهان رفتند
در آن دیار که وحش و طیور در امن اند
چه شد که این همه حجاج، بی امان رفتند؟
هزار حیف عزا جای عید آمد و شد
حریم کعبه عزادار و حاجیان رفتند
دل خلیل حق و پیروان ابراهیم
شکست از غم جمعی که بی نشان رفتند
منا برای همیشه سیاه می پوشد
از آن که از برش، اسپید جامگان رفتند
چه جای خواندن خادم، شیوخ خائن را
که خائنان همه ماندند و خادمان رفتند
«زبان سنگ ها» با صدای مجید شعبانی، علی میرمحمدی و مرتضی سلمانی و آهنگسازی علی کاشی ساخته شده است. همچنین قاسم صرافان ترانهسرا، نیما علامه تنظیم کننده و احمدرضا داوری کارگردان این نماهنگ هستند.
بر اساس این گزارش، به بهانه قتل و عام حجاج و هموطنان مظلوممان در سرزمین منا؛ قطعه «زبان سنگها» در موسسه فرهنگی هنری کساء با همکاری شبکه اینترنتی نصر تی وی و گروه فرهنگی دلصدا تهیه و تولید شد.
در ادامه «زبان سنگها» را میشنوید:
کد آهنگ
مصطفی محدثی خراسانی از شاعران کشورمان به مناسبت فاجعه منا و کشتار حاجیان در روز عید قربان، یک رباعی سروده است. این شعر به شرح زیر است:
وقتی عرفات خالی از عرفان است
رمی جمرات ،بازی شیطان است
حج تو، جهاد است زمانی که حرم
در تولیت آل ابوسفیان است
حجتالاسلام و المسلمین انصارینژاد، از شاعران کشور، نیز جدیدترین سروده خود را به جانباختگان این فاجعه عظیم تقدیم کرده که همزمان با ورود اولین کاروان جانباختگان به کشور، منتشر میشود:
این خبر را بادهایی گلفروش آوردهاند
در ورقهای شقایق روی دوش آوردهاند
ابرها، شأن نزول سورههای مکیاند
با نزولی سرخ، پیغام سروش آوردهاند
تکهای ازابر را با خویش تا میقات طوس
در گذار از آفتاب صبح شوش آوردهاند
بادها انگار بین بال بال جبرییل
نامههایی روی دست آیینهپوش آوردهاند
دفتری شرح بلایا و منایا در بغل
خواندهاند و عرشیان را در خروش آوردهاند
کاروان حج لگدکوب کدامین فاجعه است
حاجیان را غرق خون، یارب خموش آوردهاند
خم به ابرو هم نیاوردند قوم ابرهه
بین قربانگاه فیلان چموش آوردهاند
پیش رو چاووشخوانان را ببین جامهدران
کاروان را در غروبی گریه جوش آوردهاند
کاروان میآید و جای برادر خالی است
باکدامین روضه مادر را به هوش آوردهاند؟!
کرکسان را باز بر نعش شهیدان بنگرند
پیش چشم حاجیان حشر وحوش آوردهاند
کشتگان در نقشبندی مثل باغ لالهاند
ازنگارستان خون اینسان نقوش آوردهاند
برمنای خون ببین شطرنج شیخ وشاه را
این خبر را مات، اما بیرتوش آوردهاند
این خبر را ابرها گفتند سربردوش شهر
این خبر را بادهایی گلفروش آوردهاند
میلاد عرفانپور از شعرای توانمند کشور غزلی برای قربانیان فاجعه منا سروده و آن را برای انتشار در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است.
هنوز گرم مناجات و گریهی عرفاتم
چقدر بوی شهادت گرفته است حیاتم
هنوز تشنهام آری، قسم به اشک دمادم
دمی به چشمهی زمزم، دمی کنار فراتم
در امتحان منا, شرمسار طفل حسینم
به لطف کندی چاقو اگر دهند نجاتم
نفس نمانده برایم در این هوای مقدس
ولی به کوری اهل نفاق، در صلواتم
خبر دهید به شیطان، خیال خام نبندد
که من شهیدم و در رمی دایم جمراتم
خبر دهید به مردم لباس سوگ نپوشند
خبر دهید به مردم که عید بوده وفاتم
حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز در پی فاجعه مصیبتبار منا یادداشتی را منتشر کرد که مشروح آن در ادامه میآید:
حادثه غم انگیز منا، باعث حزن و اندوه فراوان مردم مسلمان کشورمان شد. من به عنوان معلم قرآن میخواهم چند جملهای پیرامون این موضوع با شما عزیران درددل کنم.
بسم الله الرحمن الرحیم
نخستین خانهای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، در سرزمین مکّه است، که مایه برکت و هدایت جهانیان است: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ» (آلعمران/96)
*مکهای که حرم امن الهی است: «حَرَمًا آمِنًا» (قصص/57)
*مکهای که ابراهیم علیهالسلام دعا کرد بلد امن باشد: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً» (ابراهیم/35)
*مکهای که خداوند به عنوان شهر امن به آن سوگند یاد کرده است: «وَ هذَا الْبَلَدِ الْأَمینِ»(تین/3)
*مکهای که ابراهیم مأمور شد همگان را پیاده و سواره به زیارت آن فراخواند: «وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلى کُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیق» (حج/27)
*مکهای که ابراهیم و اسماعیل مامور تطهیر آن شدند: «طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» (بقره/125)
*مکهای که زادگاه پیامبر اکرم(ص) و امیرمؤمنان(ع) است.
*مکهای که قبلهگاه مسلمانان است.
*مکهای که فرودگاه جبرئیل است.
*مکهای که قربانگاه اسماعیل است.
* مکهای که شکنجهگاه بلال است.
*امروز این مکه و کعبه در اختیار چه کسانی است؟
حضرت علی(ع) میفرماید: «وَ اللَّهَ اللَّهَ فِی بَیْتِ رَبِّکُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِیتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا» (نهجالبلاغه، نامه 47)؛ مواظب مکه و خانه خدا باشید. تا زنده هستید آن را خالی نگذارید و رها نکنید که گرفتار میشوید.
و چه گرفتاری بالاتر از اینکه امروز مکه و کعبه در اختیار نوکران آمریکا است. قرآن راجع به برخی مسلمانان میفرماید: «هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلایمان» (آل عمران/167) اینها به کفر نزدیکتر از ایمان هستند. و امروز رابطه آل سعود با آمریکا و اسراییل به مراتب بیش از رابطه آنها با مسلمانان است.
در طول تاریخ، یک وهابی یک سیلی به یک اسراییلی نزده است. اما همین وهابیان ما شیعیان را مشرک میدانند و بعضیهایشان اگر کشتن شیعه را واجب ندانند، لااقل جایز میدانند. اگر ما مشرک و کافر هستیم، آیا غیر از شیعه کافر دیگری وجود ندارد؟ شما اگر کافرکش هستید، یک سیلی هم به یک اسراییلی بزنید. مگر اسراییلیها مؤمن هستند؟ اگر امام به بعضی میگفت: اسلام آمریکایی، ما باید به آلسعود بگوییم: اسلام اسراییلی! یعنی اسلامی که اسراییل از آن راضی است. اگر الان با نخست وزیر اسراییل مصاحبه کنند، میگوید من باید کلی پول خرج کنم تا مسلمانها را در لبنان و سوریه و عراق و یمن و بحرین بکشم، و آلسعود به همین راحتی اینها را به خاک و خون میکشد.
اینها حق تولیت مسجد الحرام را ندارند، زیرا قرآن میفرماید: «انْ أَوْلِیَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ»(انفال/34) جز افراد باتقوا کسی حق ندارد تولیت مسجد الحرام را به عهده بگیرد.
قرآن میفرماید: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ» (عنکبوت/45) نماز جلوی فحشا و منکر را میگیرد. الان بزرگترین منکر این است که اسراییل مردم مظلوم غزه را بمباران میکند. آیا کشتن مسلمانها منکر نیست؟ شیعه هم نیستند که بحث شیعه و سنی باشد. مردم غزه عرب و سنی هستند. آیا کشتن عربهای سنی به نظر سعودیها منکر نیست؟ اگر منکر است باید نماز جماعت میلیونی مسجدالحرام جلوی آن را بگیرد. اگر دیدید مسجدالحرام نماز میخوانند و بازهم مردم مسلمان کشته میشوند، معلوم میشود که این نماز، نماز نیست. پیش نمازش که حافظ قرآن است، آبش که زمزم است، قبلهاش که کعبه است، جمعیتش که میلیونی است، پس این نماز چه مشکلی دارد که جلوی منکر را نمیگیرد؟ این بیخاصیتی ربطی به مکان و زمان ندارد، اشکال از حکومت است. اینکه میگویند اصل دین ولایت است همین است. اگر نماز با ولایت همراه باشد همه چیز درست میشود. ولایت که نباشد هیچ چیز درست نیست.
اینها ما را مشرک میخوانند، چون میگوییم: یامحمد، یا علی، یا حسین. ما که محمد و على را به عنوان اولیای خدا صدا مىزنیم، مشرک هستیم، آن وقت آنها صفت مَلِک را که صفت خداست، روى خودشان مىگذارند و نمىگویند که این شرک است. فقط خدا مَلِک است، نه دیگران: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِکِ النَّاسِ»(ناس/2-1)
اینها گذشتهشان تاریک است. در پرونده خود چیزی جز جنایت ثبت نکردهاند. سعود بن عبدالعزیز وارد عراق شد و کربلا را محاصره کردند. به حرم اباعبدالله الحسین تعرض کردند، جواهرات حرم را دزدیدند، چوب ضریح را شکستند و سوزاندند و کف زدند. گویا از کربلا عقب افتاده بودند. در کربلا نبودند که اسب بر بدن امام حسین بتازانند. اسب را در صحن امام حسین بردند. در مجلس یزید نبودند که چوب بر لب مبارک امام حسین بزنند. در حرمش آمدند و چوب ضریحش را شکستند.
کعبه مانند خورشید است، ملک کسی نیست، برای همه است: «جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاکِفُ فیهِ وَ الْبادِ» (حج/25) ساکن مکه و خارج مکه نسبتشان با کعبه یکسان است. مثل خورشید که همهی مردم رابطهشان با آن یکسان است. کسی حق ندارد بگوید رابطه من با خورشید پررنگتر است و رابطه فلانی کمرنگتر. خورشید ملک کسی نیست. کعبه هم ملک کسی نیست.
آنهایی که در منا جان باختند، همه بخشیده شده هستند، چون حدیث داریم: هر کس شب عید قربان عرفه باشد، قطعاً مورد آمرزش الهی است. اینها مهمان خدا بودند، در حال احرام، روز عید، در راه رمی جمرات بودند که به خاطر بیکفایتی آلسعود جمعی کشته و جمعی زخمی و جمعی ناپدید شدند. یقیناً خدا انتقام خواهد گرفت. هر کجا در طول تاریخ خون مظلوم ریخته شده، انتقام الهی را به دنبال داشته است. یکی از نامهای خدا در قرآن «ذو انتقام» است. امیدوارم این مظلومیت عزیزان باعث سرنگونی آلسعود و وهابیت شود.
انسان یاد زینب کبری(س) میافتد که عصر عاشورا حتی خیمهای نداشت. بازماندگان منا به خیمهها برگشتند و گریه کردند، ولی روز عاشورا هم امام حسین(ع) را کشتند، هم خیمههایش را آتش زدند...
«وَ سَیعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَی مُنْقَلَبٍ ینْقَلِبُونَ» (شعراء/227)
«آنها که ستم کردند به زودی میدانند که بازگشتشان به کجاست!».
«محسن حاجیحسنی» نفر اول مسابقات بینالمللی قرآن مالزی در سال جاری در فاجعه منا به ملکوت اعلی پیوست.
در پی این فاجعه، «محمد شحاتانور» قاری برجسته مصری در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«تتقدم إدارة الصفحه بخالص العزاء لکل عشاق وأهل القارئ محسن حاجی حسنی الحاصل علی المرتبه الأولی عالمیا فی مسابقة مالیزیا الدولیه الذی وافته المنیه منذ أیام قلیله سائلین المولی أن یرحمه بواسع رحمته. وإنا لله وإنا إلیه راجعون».
ترحمه آن به شرح ذیل است؛
مسئول این صفحه برای تمامی محبان و خانواده قاری قرآن محسنحاجیحسنی نفر اول مسابقات بینالمللی قرآن مالزی که چند روز گذشته جانباخته است، تسلیت میگوید.
از خداوند میخواهم ایشان را قرین رحمت خود قرار دهد؛ ما به سوی پروردگار رجعت خواهیم کرد.