راسخون

مقالات روان شناسی

savin125125 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5409
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

 در جهان امروز  بالاترين  و بهترين  توليد  براي کشورهايي  که بخواهند

  حرف اول  را در دنيا  داشته   باشند  توليد فکر نو  و ايده است و اين

 امر به خوبي  ضرورت  توجه به خلاقيت  و پرورش آن  را  در  کودکان  و

نوجوانان  نشان مي دهد.

خلاقيت  موهبتي است که در تمام انسان ها بالقوه  موجود است  اما

  ظهور و گسترش  آن مستلزم  شرايط  مناسب   است .

لفرانکويس خلاقيت  را به عنوان  کنجکاوي ، اشتياق به کشف  و

آزمايش  کردن ، توليد پاسخ  هاي  جديد  به مساله ، حساسيت  به

مساله  و توجه  به رفتار خلاق خود تعريف مي  کند. خلاق بودن  يعني

پديده هاي  عالم را متفاوت از ديگران  ديدن  همانند نيوتن   وقتي  که

سيب از  درخت بر زمين  مي افتد  او چرخش سيب را به گونه متفاوت

تر از ديگران ميبيند و به دنبال طرح  مساله  و پاسخ  به چرايي افتادن 

 سيب از درخت مي شود .

تحقيقات انجام  شده  در زمينه  خلاقيت  با آموزش  نشان مي دهد  بر

 خلاف  نظريه پردازان گذشته که خلاقيت  را فرآيندي  ارثي  و ذاتي 

 تلقي  مي کردند .خلاقيت  را مي  توان  به افراد به ويژه  به کودکان  و

نوجوانان  آموزش  داد به عبارت  ديگر بر خلاف  تصور عامه  مبني  بر اين

 که  فقط  افراد معدود ي خلاق بدنيا  مي آيند  واقعيت اين است  همه

 با اين  استعداد پا به  اين دنيا مي  گذارند  و اين آموزش  و تجربه است

  که مي  تواند  زمينه هاي شکوفايي و غنا بخشيدن  هر چه بيشتر  به

 اين  استعداد  را فراهم آورد .از اين رو  در کشورهايي که از آموزش  و

 پرورش پويا برخوردارند پرورش خلاقيت  به عنوان  يکي از مهمترين 

 هدفها ي آموزش و پرورش  مورد توجه  قرار گرفته است .

ويژگي  هاي  افراد خلاق

در کار انديشيدن  تا جايي که ممکن است  از قالب و چهارچوب مي گريزند

به وضع موجود  رضايت  نمي دهند  و طالب تغيير هستند

درمواجه  با مشکلات  از خود  صبر و مداومت  بيشتري نشان مي  دهند  و به دنبال  راه حل  مشکل مي گردند

از شخصيتي پويا و استقلال طلب برخوردارند

در برخورد با  پديده ها کنجکاو  هستند

فرد خلاق جهت دستيابي به ناشناخته هاي  خود تلاش مضاعفي از خود نشان مي دهند

قدرت ريسک و خطر پذيري بالايي دارند

عقايد خود را  هر چند  مخالف ديگران باشد مطرح مي کند

از  شکست مايوس نمي  شوند

معمولا درونگرا  هستند

رشد  خلاقيت در بچه ها

 براي پرورش  خلاقيت در کودکان  مي بايد  به تمام  ابعاد وجودي  آنان

  اعم از بعد عاطفي ، اجتماعي ، شناختي  ، آموزشي و....توجه 

شود.پرورش  خلاقيت  با عوامل  محيطي مثل خانواده  و اجتماع رابطه 

 تنگاتنگي دارد. عواملي مختلفي در پرورش  خلاقيت  دخالت  دارند که

 از جمله  مي  توان  به ساخت کاردستي اشاره نمود.

از مزاياي ساخت کاردستي مي توان به موارد زير اشاره کرد

فراهم آوردن  محيط غني  از فرهنگ

برقراري  جو  عاطفي  مناسب  بين  افراد خانواده

ضمن  توجه  به تخيلات  بچه ها ، آن ها را به سوي  واقعيت سوق دادن

توجه به پرورش  حواس  پنج گانه بچه ها

فراهم آوردن  محيطي که امکان  اشتباه کردن ، تجربه کردن  و ريسک کردن را به بچه ها بدهد

تشويق  بچه ها به داشتن  انديشه هاي  بکر و تازه

توجه  به سوالات  عجيب و غير معمول  بچه ها

توجه  و احترام  به عقايد و پيشنهادهاي  بچه ها

شرکت بچه ها  در کارهاي گروهي

تشويق بچه ها به دستکاري  اشياء و عقايد

savin125125 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5409
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

شرح بیماری


افسردگی‌ عبارت‌ است‌ از احساس‌ غم‌، دلسردی‌، یا ناامیدی‌ به‌ مدت‌

 حداقل‌ 2 هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز، به‌ علاوه‌ علایم‌

همراه‌.

علایم‌ شایع‌


از دست‌ دادن‌ علاقه‌؛ بی‌حوصلگی‌ و دل‌زدگی‌؛ ناتوانی‌ از لذت‌ بردن‌

احساس‌ ناامیدی‌؛ بی‌حالی‌ و خستگی‌

بی‌خوابی‌؛
خواب‌ زیاد یا ناراحت‌

گوشه‌گیری‌ اجتماعی‌؛ احساس‌ بی‌ارزش‌ بودن‌ ومورد نیاز نبودن‌

بی‌اشتهایی‌ یا پرخوری‌؛ یبوست‌

از دست‌ دادن‌ میل‌ جنسی‌

مشکل‌ داشتن‌ در تصمیم‌گیری‌؛ مشکل‌ داشتن‌ در تمرکز

یکباره‌ به‌ گریه‌ افتادن‌ بدون‌ توضیح‌ مشخص‌

احساس‌ گناه‌ شدید به‌ خاطر وقایع‌ بی‌اهمیت‌ یا خیالی‌

تحریک‌پذیری‌؛ بی‌قراری‌؛ افکار خودکشی‌

دردهای‌ مختلف‌، مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سینه‌ بدون‌ شواهدی‌ از

بیماری‌ جسمی‌

علل


برای‌ بیماری‌ افسردگی‌ واقعی‌ هیچ‌ علت‌ یگانه‌ و روشنی‌ نمی‌توان‌

 متصور بود. بعضی‌ از عوامل‌ زیست‌شناختی‌ مثل‌ بیماری‌های‌ جسمی‌،

اختلالات‌ هورمونی‌، یا بعضی‌ داروها می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.


عوامل‌ اجتماعی‌ و روانی‌ نیز می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.


اختلالات‌ ارثی‌ نیز می‌توانند مؤثر باشند.


بروز این‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ با تعداد وقایع‌ ناراحت‌کننده‌ زندگی‌ فرد ارتباط‌

داشته‌ باشد.


عوامل تشدید کننده بیماری


عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.

داشتن‌ شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ و جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً

 وابسته‌

سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌

وابستگی‌ به‌ الکل‌

شکست‌ در کار، ازدواج‌، یا روابط‌ با دیگران‌

مرگ‌ یا فقدان‌ یکی‌ از عزیزان‌

از دست‌ دادن‌ یک‌ چیز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمایه‌)

تغییر شغل‌ یا نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ جدید

انجام‌ بعضی‌ از اعمال‌ جراحی‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌
سرطان‌

وجود یک‌ بیماری‌ یا معلولیت‌ عمده‌

گذر از یک‌ مرحله‌ از زندگی‌ به‌ مرحله‌ای‌ دیگر، مثلاً یائسگی‌ یا بازنشستگی‌

استفاده‌ از بعضی‌ از داروها مثل‌
رزرپین‌، داروهای‌ مسدودکننده‌ بتا

آدرنرژیک‌، یا بنزودیازپین‌ها


محرومیت‌ از داروها و مواد محرک‌ مثل‌ کوکائین ‌، آمفتامین‌ها، یا کافئین‌



بعضی‌ از بیماری‌ها مثل‌ دیابت‌، سرطان‌ لوزالمعده ‌، و اختلالات‌ هورمونی
پیشگیری‌

تغییرات‌ عمده‌ زندگی‌ را پیش‌بینی‌ و آمادگی‌ لازم‌ برای‌ مواجهه‌ شدن‌ با

 آنها را کسب‌ کنید.

حتی‌الامکان‌ از عوامل‌ خطر پرهیز کنید.

عواقب‌ مورد انتظار


در بسیاری‌ از موارد، بیماری‌ خود به‌ خود خوب‌ می‌شود، اما با کمک

‌ گرفتن‌ از پزشک‌ می‌توان‌ مدت‌ افسردگی‌ را کم‌ کرد و روش‌های‌ مقابله‌

با افسردگی‌ را فرا گرفت‌. عود افسردگی‌ شایع‌ است‌. درصد بهبودی‌ بالا

 است‌، حتی‌ اگر فرد به‌ هنگام‌ افسردگی‌، نسبت‌ به‌ بهبودی‌ خود دید

منفی‌ داشته‌ باشد.

عوارض‌ احتمالی‌


. علایم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از: ـ گوشه‌گیری‌ از خانواده

‌ و دوستان‌ ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد

می‌خواهد «همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌ «زیادی‌ است‌ و مزاحم‌

دیگران‌.» ـ شواهدی‌ از داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌ (مثلاً نوشتن‌

وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌) ـ خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از

احساس‌ نومیدی‌ طولانی‌ مدت‌ ـ عدم‌ بهبود افسردگی‌

درمان‌



در صورتی‌ که‌ علایم‌ خفیف‌ تا متوسط‌ باشند، روش‌های‌ به‌ عهده‌ گرفتن‌

مراقبت‌ از خود را در پیش‌ گیرید:

با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ کنید.

به‌ طور منظم‌ ورزش‌ کنید.

یک‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ داشته‌ باشید.

الکل‌ مصرف‌ نکنید؛

کارهای‌ عادی‌ زندگی‌ خود را ادامه‌ دهید.

فیلم‌های‌ خنده‌دار و شاد ببینید.

در صورت‌ امکان‌ به‌ تعطیلات‌ بروید.

احساسات‌ خود را در یک‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنویسید.

سعی‌ کنید مشکلات‌ در روابط‌ با دیگران‌ را حل‌ کنید (البته‌ بهتر است‌ که

‌ در این‌ زمان‌ تصمیمات‌ عمده‌ نگیرید).

تا حدی‌ که‌ می‌توانید فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ‌

 کنید.

مسؤولیت‌های‌ خود را تا زمان‌ بهبودی‌ به‌ فرد دیگری‌ واگذار کنید.

به‌ گروه‌های‌ حمایتی‌ در مورد افسردگی‌ بپیوندید.



داروهای‌ ضدافسردگی‌ برای‌ بعضی‌ از افراد که‌ افسردگی‌ طولانی‌مدت‌ یا

 نسبتاً شدید دارند.


لیتیم‌ برای‌ مواردی‌ که‌ دوره‌هایی‌ از سرخوشی‌ غیرطبیعی‌ و افسردگی

‌ متناوباً رخ‌ می‌دهند.
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری


محدودیتی‌ برای‌ آن‌ وجود ندارد. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری ها و

 علایق‌ روزانه‌ را حفظ‌ کنید حتی‌ اگر حوصله‌ آنها را ندارید.
رژیم‌ غذایی‌

یک‌ رژیم‌ عادی‌ و متعادل‌ داشته‌ باشید حتی‌ اگر اشتها به‌ غذا ندارید.

درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟


اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ افسردگی‌ دارید.

اگر احساس‌ تمایل‌ به‌ خودکشی‌ یا
ناامیدی‌ دارید.

savin125125 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5409
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

 

بدون شک یکی از مهمترین و موثرترین دوران زندگی آدمی دوران کودکی

 است. دورانی که در آن شخصیت (Personality) فرد پایه‌ریزی شده و

شکل می‌گیرد. امروزه این حقیقت انکارناپذیر به اثبات رسیده است که

 کودکان در سنین پایین (طفولیت) فقط به توجه و مراقبت جسمانی نیاز

 ندارند، بلکه این توجه باید همه ابعاد وجودی آنها شامل رشد اجتماعی

 ، عاطفی ، شخصیتی و هوشی را دربر گیرد. این ابعاد عوامل تعیین

 کننده و اساسی یک انسان هستند که از دوران کودکی پایه‌گذاری و

 شکل می‌گیرند.

روان شناسی کودک اهمیت خود را از کودک می‌گیرد، چرا که دوران

 کودکی انسان اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. شاید نگاهی به دوران

کودکی انسان و توانائیهای نوزاد انسان در مقایسه با سایر موجودات

اهمیت این دوران را آشکارتر ‌سازد. نوزاد انسان در میان سایر موجودات

 عالم طولانی‌ترین زمان را نیاز دارد که قابلیت‌ها و توانائیهای خود را

پرورش و آشکار سازد. در واقع انسان حدود 18 سال اول زندگی خود را

 در حال رشد و تکامل در ابعاد مختلف است و این زمان طولانی و با‌

اهمیتی در زندگی انسان است.

از طرف دیگر ، نوزاد انسان با کمترین توانایی‌ها و امکانات (نظیر بازتابها)

به دنیا می‌آید و به مراقبت زیاد و شدیدی نسبت به سایر موجودات نیاز

دارد (برای مثال در نظر بگیرید که چگونه گوساله گاو پس از به دنیا آمدن

روی پای خود می‌ایستد، ولی نوزاد انسان حتی نمی‌تواند سر خود را

راست نگه دارد). ابن مراقبت توسط پدر و مادر در وهله اول و توسط

اطرافیان و جامعه در وهله دوم اعمال می‌شود، ولی این مراقبت بدون

آگاهی ، دانش و آموزش شیوه‌های فرزند‌پروری صحیح امکان ندارد و

 اهمیت روان شناسی کودک نیز از این دو موضوع (زمان طولانی رشد

کودکی و شیوه‌های صحیح فرزند‌پروری) ناشی می‌شود.

روان شناسی کودک به عنوان یکی از زیر‌مجموعه‌های «روان شناسی

رشد» با هدف نگاه دقیق و علمی به کودک و نیازهای او و یافتن

شیوه‌های صحیح پرورشی و آموزشی کودک از اولین سالهای تاسیس

 روان شناسی علمی مورد توجه بوده است. (البته موضوع کودک و

مسائل مربوط به او همیشه مورد توجه بوده است). در طول این سالها

روان شناسان زیادی نظیر ژان پیاژه (Jean Piaget) ، استانلی هال (

Stanley Hall) به مطالعه و تحقیق در مورد جنبه‌های مختلف رشد کودک

 پرداخته‌اند.

رشد یک فرایند چند بعدی است. این رشد شامل رشد جسمی ، رشد

 زبانی ، (Cognitive Development) ،

است و توجه به

مطالعه در مورد تمام این جنبه‌ها یکی از اهداف روان شناسی رشد

 است. اهمیت این توجه به تمام ابعاد رشدی باعث آگاهی و شناختی

متعادل و چند‌بعدی در مورد کودک می‌شود و والدین و سایر افراد مرتبط

با کودک را در درک و رفتار صحیح با کودک یاری می‌نماید.

کودکان دارای نیازهای (Needs) متعددی هستند و در سنین مختلف

یکی یا چند مورد از این نیازها در مقایسه با سایر نیاز در اولویت

می‌باشد. برای مثال ، در مرحله نوزادی (صفر تا دو سالگی) نیازهای

جسمانی در اولویت قرار دارد. در حالیکه در دوران نوجوانی (سنین بعد از

 12 سالگی) نیاز به در اولویت می‌باشد.

شیوه‌های صحیح فرزند‌پروری ، نحوه تعامل و روابط مناسب با فرزندان از

 مهمترین موضوعات برای روان شناسان کودک می‌باشد. بیشتر پدر و

مادرها فرزند‌پروری را کاری ساده تلقی می‌کنند و بر این باور هستند که

 هر کسی می‌تواند از عهده این امر برآید. (البته این دیدگاه بیشتر در

والدین بدون فرزند دیده می‌شود) اما فرزند‌پروری نیاز به آگاهی و

آشنایی با نحوه عملکرد و اصول آن دارد و تحقیقات حوزه روان شناسی

 کودک اصول و روشهای متعددی را متناسب با سنین مختلف یافته

است.

کودکان نیز همچون بزرگسالان دچار

می‌شوند و این مسئله باعث تحقیقات و مطالعات دامنه‌داری در زمینه

 انواع این آشفتگی‌ها و تفاوت آنها با آشفتگیهای رفتاری _ روانی

بزرگسالان و همچنین شیوه‌های درمانی این آشفتگیها شده است.

برخی ار این مشکلات و آشفتگیهای رفتاری _ روانی کودکان عبارتند از:

  ، اختلالات یادگیری ، ،

 ناخن جویدن و ... .

savin125125 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5409
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

 

الف- صبح،
ب - عصر و غروب،
ج - شب


الف- نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب - نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج - آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د - آهسته و سربه زیر،
ه - خیلى آهسته


الف- مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب - دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج - یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د - دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و - با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید



الف- زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،
ب - چهارزانو،
ج - پاى صاف و دراز به بیرون،
د - یک پا زیر دیگرى خم



الف- خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب - خنده، اما نه بلند،
ج - با پوزخند کوچک،
د - لبخند بزرگ،
ه - لبخند کوچک


الف- با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب - با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج - در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید


الف- از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب - بسختى ناراحت مى شوید
ج - حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود



الف- قرمز یا نارنجى
ب - سیاه
ج - زرد یا آبى کمرنگ
د - سبز
ه - آبى تیره یا ارغوانى
و - سفید
ز - قهوه اى، خاکسترى، بنفش



الف- به پشت
ب - روى شکم (دمر)
ج - به پهلو و کمى خم و دایره اى
د - سر بر روى یک دست
ه - سر زیر پتو یا ملافه...




الف- از جایى مى افتید.
ب - مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج - به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د - پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه - اصلاً خواب نمى بینید.
و - معمولاً خواب هاى خوش مى بینید




امتیازات



الف(۲)، ب (۴)، ج (۶)


الف (۶)، ب (۴)، ج (۷)، د (۲)، ه (۱)


الف (۴)، ب (۲)، ج (۵)، د (۷)، ه (۶)


الف (۴)، ب (۶)، ج (۲)، د (۱)


الف (۶)، ب (۴)، ج (۳)، د (۵)، ه (۲ ا متیاز)


الف (۶)، ب (۴)، ج (۲)


الف (۶)، ب (۲)، ج (۴)


الف (۶)، ب (۷)، ج (۵)، د (۴)، ه (۳) و (۲)، ز (۱)


الف (۷)، ب (۶)، ج (۴)، د (۲)، ه (۱)


الف (۴)، ب (۲)، ج (۳)، د (۵)، ه (۶)، و (۱)


 

خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.

 






دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.



بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر
هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.




به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.



بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.




در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.




دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.

برقرار باشید...

savin125125 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5409
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

 

آدم دروغگو بدنش را محتاطانه تکان می دهد، دستهایش به

بدنش نزدیک است و در کل فضای زیادی را اشغال نمی کند.

دروغگو از نگاه کردن به چشم های طرف مقابل پرهیز می کند و

 دست هایش را مدام به طرف صورت و گاه گلویش می برد.

مالیدن بینی و پشت گوش هم از عادت های دروغگویان است.

 میان حرف های دروغگو و بروز احساسات او همیشه فاصله ای

 است. مثلاً وقتی به کسی هدیه ای می دهید که از آن

خوشش نیامده اول می گوید«وای چقدر دوست داشتنی

است» وبعد می خندد. در صرتی که این دو فرایند باید همزمان

 اتفاق بیافتد. دروغگوهای غیر حرفه ای ممکن است هنگام ابراز

 احساسات، حتی اخم کنند. چیزهای دیگری هم هست. مثلاً

ابراز احساسات در دروغگویان معمولاً در دهانشان خلاصه می

 شود، در حالیکه احساسات ناب معمولاً تمام صورت را تحت

تأثیر قرار می دهند. آدم دروغگو همیشه حالت دفاعی به خود

 می گیرد و ممکن است (بطور ناخودآگاه) کتاب یا فنجان قهوه

ای را که در دست دارد میان خود و شما قرار دهد تا حریم اش

 حفظ شود. دروغگودروغگویان برای گریز از عذاب وجدان از

پاسخ های صریح طفره می روند و می کوشند همه چیز را در

 لفافه بیان کنند. آنها از سکوت ومکس های طولانی معذب می

 شوند و سعی می کنند بیش از حد معمول توضیح دهند و به

جزئیاتی اشاره کنند که برای

هیچ کس جالب نیست. در نهایت اگر هنوز شک دارید که طرف

مقابلتان دروغ می گوید یا

نه، کافی است موضوع بحث را ناگهان عوض کنید. خواهید دید

 که او نیز با کمال میل از

این تغییر موضوع استقبال می کند.


منبع:سایت دکتر پرستار

savin125125 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5409
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

 

·       به خود اعتقاد داشته باشید .

·       اولویت های زندگی را مشخص کنید .

·       مسئول خود باشید .

·       آینده ساز خود باشید .

·       توجه خود را دائما" به آنچه طالبید معطوف کنید .

·       بیاموزید چگونه نتایج آتی از اهداف تان را به تصور در آورید .

·       به هیچ کس اجازه ندهید سرنوشت شما را کنترل کند .

·       مبتکر و خلاق باشید .

·       افکار بزرگ در سر بپرورانید .

·       بر اعصاب خود مسلط باشید .

·       قاطع و برنده باشید .

·       مثبت فکر کنید .

·       مسیر زندگی خود را طراحی کنید .

·       اهداف خود را مشخص کرده و هر چند وقت یک بار آنها را مرور کنید .

·       روزانه مدتی را صرف پرورش فکر خود کنید .

·       نتایج به دست آمده را مرور و در صورت احتیاج آنها را تعدیل کنید .

·       تحمل داشته باشید .

·       هر کاری را با عشق انجام دهید .

·       از نفرت گریزان باشید .

·       شهامت داشته باشید .

·       بدانید بیشتر آنچه را ما درباره زندگی باور داریم صرفا" خیال خامی بیش نیست .

·       صداقت داشته باشید .

·       ساعی و کوشا باشید .

·       قبول کنید که پول خوب است و شما قادرید آن را به دست آورید .

·       ایمان داشته باشید .

·       کارها را با میل و رغبت انجام دهید .

·       قوی باشید .

·       لطف و مرحمت خود را نشان دهید .

·       وقت خود را کنترل کنید .

·       خوب لباس بپوشید .

·       بیاموزید چگونه خود را ابراز کنید .

·       زمانی را به خود اختصاص دهید .

·       به «خود برتر» اعتقاد داشته باشید .

·       خوب غذا بخورید .

·       با احتیاط زندگی کنید .

·       خوب غذا بخورید .

·       با احتیاط زندگی کنید .

·       افرادی را جستجو کنید که با شما همدل باشند .

·       به دیگران کمک کنید .

·       به تفکر و مراقبه بنشینید .

·       همواره پر شور و شوق باشید .

·       خوش بین باشید .

·       به دیگران اعتماد کرده و خود نیز اعتماد دیگران را جلب کنید .

·       بدانید که مفقیت بیش از پول ارزش دارد .

·       مهربان باشید .

·       به «کارهای بزرگ» نظر افکنید .

·       به جزئیات اهمیت دهید .

·       نظم و ترتیب داشته باشید .

·       تعلل و مسامحه نگنید .

·       بر خود مسلط باشید .

·       از اندام موزون برخوردار باشید .

·       مشکلات را همچون «پیش آمدهای خوشایند» در نظر بگیرید .

·       در زمینه شغلی خود هر چه لازم است یاد بگیرید .

·       از موفقیت نترسید .

·       نسبت به اطرافیان سخاوتمند باشید .

·       به پروردگار اعتقاد داشته باشید .

·       کمی بیش از آنچه فکر می کنید توانایی دارید کوشش به خرج دهید .

·       دیدگاه خود را تعیین کنید .

·       دست به کار شوید .

·       هرگز مأیوس نشوید

savin125125 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5409
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

به نظر کارشناسان تغذیه، اگر بدن شما از نظر شیمیایی و ترکیبات طبیعی خود متعادل باشد، خلق و رفتار شما هم متعادل

می شود. عوامل زیادی می توانند تعادل بدن شما را به هم بزنند. به عنوان مثال، بسیاری از زنان دچار کم خونی هستند. این مساله باعث افسردگی و خستگی زودرس می شود، یا افراد سالمند معمولا با کمبود ویتامین های گروه B مواجهند، که روی سیستم عصبی و رفتاری بسیار موثر است. در افرادی که به طور منظم و سر وقت غذا نمی خورند، قند خون دائماً

 در حال تغییر است و ثبات لازم را ندارد و همین مسأله روی قدرت تفکر و تمرکز و در نتیجه خلق و خوتأثیر می گذارد. بعضی مردم هم به بعضی مواد شیمیایی موجود در غذا حساسیت دارند که حین مصرف این مواد غذایی خاص، خلق و خوی آن ها دچار مشکل

می شود. در مطالعه ای که روی 200 نفر از مردم انگلستان انجام شد، تاثیر غذا بر سلامت ذهنی و روانی افراد، مورد مطالعه قرار گرفت. به این افراد توصیه شد مصرف غذاهایی

را که برای خلق و خو استرس زا هستند، قطع کنند و همزمان مقدار غذاهایی را که از ذهن

و خلق فرد حمایت می کنند افزایش دهند. مواد غذایی که برای خلق فرد، استرس زا محسوب

 می شوند، شامل شکر، کافئین (موجود در قهوه) و شکلات (در صورت مصرف بیش از حد) است، در حالی که می توان برای مواد غذایی حمایت کننده خلق و خو به آب، سبزی، میوه و ماهی اشاره کرد. 88 درصد افرادی که از رژیم های غذایی حمایت کننده خلق و خو استفاده کردند، از نظر ذهنی و روانی، وضعیت بهتری پیدا کردند. 26 درصد آن ها اظهار کردند تغییر خلق و خو در آن ها کمتر شده است. در 26 درصد دیگر تعداد حملات پانیک (هراس)

و اضطراب کمتر شده بود و 24 درصد دیگر عنوان کردند کمتر دچار حالت افسردگی شده اند.
گروه عظیمی از مواد شیمیایی موجود در مغز که خلقیات را کنترل می کنند نوروترانسمیتر (میانجی عصبی) نام دارند. معروف ترین آن ها سروتونین است که به عنوان ماده شادی آور به حساب می آید. این مواد شیمیایی تعیین می کنند که آیا شما احساس خوبی دارید یا خیر، کاملا پرانرژی هستید یا کاملا خسته اید، تحریک پذیرید و کلافه به نظر می رسید یا نه. این مواد شیمیایی موجود در مغز که کاملا حیاتی هستند برای این که عملکرد طبیعی داشته باشند به انرژی نیاز دارند و مغز یکی از معدود نواحی بدن است که برای تامین انرژی خود، کاملا و فقط به گلوکز وابسته است. گلوکز در شکر، قند و بسیاری مواد دیگر وجود دارد. متخصصان معتقدند اگر سطح گلوکز خون (قند خون)، تمام طول روز در شرایط پایداری باقی بماند و نوسان نداشته باشد، بتدریج مغز را تغذیه می کند و مشکلی پیش نمی آید.
برای این که قند خون حالت پایداری پیدا کند، باید از کربوهیدرات هایی استفاده کرد که قند خون را ناگهان بالا نمی برند. این کربوهیدرات ها در نان حاوی غلات، لوبیا، غلات کامل، سویا، سیب، هلو و سایر میوه ها وجود دارند. موادی مثل کیک، چای، چیپس، شکلات و شیرینی، قند خون را سریعا افزایش می دهند. در نتیجه بدن شما ناچار می شود برای ورود

این قندها به درون سلول یا ذخیره کردن آن ها به طور ناگهانی و به شدت، هورمون انسولین ترشح کند و تعادل طبیعی سیستم کنترل کننده قند خون بر هم می خورد.
• سعی کنید قند خونتان در شرایطی پایدار حفظ شود، نگذارید قند خون دچار نوسانات شدید شود. برای این کار باید در فواصل غذایی حتماً از میان وعده های غذایی استفاده کنید و هر چهار ساعت یکبار از تنقلاتی سالم استفاده کنید. توصیه می شود از تنقلاتی مثل خشکبار، آجیل، میوه و سبزی استفاده شود.
• مقدار آب مصرفی شما باید کافی و متعادل باشد. این مقدار به فعالیت روزانه و درجه حرارت هوا نیز بستگی دارد. هر چه فعالیت بیشتر باشد و هوا گرمتر، مقدار آب مصرفی

باید بیشتر شود. یادتان باشد هیچ نوشیدنی ای جای آب را نمی گیرد. پس از آن غافل نشوید.
• روزی 20 دقیقه ورزش کنید؛ زیرا روزی 20 دقیقه ورزش، خلق را تقویت می کند. البته اگر می خواهید چربی های اضافی را آب کنید، باید نیم ساعت دیگر هم به ورزش ادامه دهید.
• هیچ وقت سراغ رژیم های لاغری که ناگهانی و سریع وزن کم می کنند نروید. کاهش وزن ناگهانی شما را کاملا عصبی و بداخلاق می کند.
• چربی در حد متعادل اثر ضد افسردگی دارد. به جای چربی های خالص از چربی های غیر اشباع ساده و پیچیده، روغن های گیاهی و روغن ماهی استفاده کنید، زیرا این چربی ها حاوی امگا-3 هستند که بسیار مفید است.
• از شیر و گوشت بوقلمون استفاده کنید، زیرا حاوی تریپتوفان است. تریپتوفان اسید آمینه ای است که باعث می شود قند خون در دسترس نوروترانسمیترها قرار گیرد. برای این که جذب تریپتوفان این مواد بیشتر باشد، کمی کربوهیدرات (مثل: نان، برنج، خرما و ...) همراه با آن ها مصرف کنید.
• حتماً صبحانه میل کنید و اصلاً از خوردن آن صرف نظر نکنید.
• وقتی به فروشگاهی می روید، بیشتر سراغ میوه و سبزی بروید، نه شیرینی و کیک

و شکلات.
• سعی کنید از مصرف غذاهایی که داخل سلفون پیچیده شده اند، اجتناب کنید.
• مصرف قهوه و نوشابه های گازدار را محدود کنید.
• هیچ وقت یک گروه از مواد غذایی را از رژیم خود حذف نکنید؛ مثلا به طور کل نان و برنج را از رژیم غذایی خود حذف نکنید، بلکه مصرف آن ها را به حد تعادل برسانید.
در تحقیقاتی که اخیراً انجام گرفته مشخص شده است در شرایط استرس و خستگی، زنان

بیش از مردان سراغ تنقلات می روند و بیش از حد از آن ها استفاده می کنند. بررسی ها

نشان داده است زنانی که با اصوات بلند مواجه اند یا کارهای سخت و طاقت فرسا دارند

 نسبت به مردان، بیشتر به سمت غذاهایی مثل شکلات، چیپس و پنیر روی می آورند. همین بررسی ها نشان داده است مردان و زنان در دورانی که استرس دارند، بیشتر می خورند. در طول روز شرایطی پیش می آید که برای فرد ایجاد استرس و تنش می کند، در این شرایط

 اکثر افراد به خوردن روی می آورند، تا این استرس را برطرف کنند؛ حتی زنانی که به کارهای سخت مشغولند، در تعطیلات آخر هفته بیشتر می خورند.
در یک مطالعه 29 مرد و 34 زن 18 تا 45 سال مورد بررسی قرار گرفتند و به 3 گروه تقسیم شدند و از آن ها درخواست شد به حل مسائل ریاضی و هندسه مشغول شوند. در گروه اول، یک بلندگو نزدیک آن ها گذاشته شد، که صدای بسیار بلندی تولید می کرد، به حدی که آن ها به سختی می توانستند مسائل ریاضی را حل کنند و البته اعضای این گروه با آن که

کلید کنترل صدا در دسترس آن ها بود، به هیچ وجه قادر نبودند صدا را قطع کنند و باید آن

 را تحمل می کردند. در گروه دوم، همه شرایط مثل گروه اول بود، با این تفاوت که اعضای این گروه اصلاً نمی دانستند کلید قطع و کنترل صدا کجاست و برای گروه سوم اصل صدایی پخش نمی شد. بعد از اتمام حل مسائل ریاضی از افراددرخواست شد برای 12 دقیقه در اتاقک هایی بنشینند و قبل از شروع مرحله بعدی تنقلاتی مثل چیپس، شکلات، ژله، پفک و غیره را میل کنند. بررسی ها نشان داد افراد گروه اول از همه بیشتر تنقلات خوردند و در این میان، زنها بسیار بیشتر از مردها پرخوری کرده بودند.
محققان معتقدند افراد برای پرت کردن ذهن خود از حالاتی که باعث خستگی و استرس شده، به خوردن روی می آورند و این مسأله در زنان بسیار بیشتر است که گمان می رود به دلیل آسیب پذیرتر بودن و حساس تر بودن آن ها باشد.

savin125125 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5409
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

 

1- فراوان بنوشید.

2- مثل یک صبحانه بخورید، مثل یک ناهار و مثل یک  شام بخورید.

3- از بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4-  Energy (انرژی)،Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از  کمک بگیرید.

6- بیشتر  کنید.

7- بیشتر از سال گذشته  بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه  کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت 

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه  کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

 

11-  شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12-  در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- 

14- خیلی خود را 

15- انرژی خود را صرف در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید 

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، .

18-  اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید..

20-  تا زمان حال خود را خراب نکنید.

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، 

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و .

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. 

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود 

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران 

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی 

28- زمانی را با افراد بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر .

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، 

31-  بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

 

32-  انجام دهید..

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی 

34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است.

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، 

36- مهم نیست که چه احساسی دارید،  لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- 

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، 

39-  بنابراین خوشحال باشید.

savin125125 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5409
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 


 

وپژگی های افراد نا موفق

برخی از والدین به خصوص مادران همیشه به این مسأله فکر می کنند که چرا فرزندانشان موفق نیستند، در حالی که تمام امکانات رفاهی و تحصیلی را برای آنان فراهم کرده اند.

هر انسانی به لحاظ شخصیتی ویژگی هایی دارد که با شناخت دقیق آن می تواند موفق تر از پیش زندگی کند، چون علاوه بر این که افراد به نکات مثبت شخصیت خود پی می برد، درصدد تقویت آن بر می آید، نقاط ضعف شخصیتی خویش را نیز شناخته و برای رفع آن تلاش می کنند. در چنین شرایطی افراد می توانند در خود تحول به وجود آورده، آن را به فرزندانشان نیز منتقل کنند.
برخی از والدین به خصوص مادران همیشه به این مسأله فکر می کنند که چرا فرزندانشان موفق نیستند، در حالی که تمام امکانات رفاهی و تحصیلی را برای آنان فراهم کرده اند. وقتی از آن ها سؤال می شود که فرزندتان چه نوع شخصیتی دارد، پاسخ می دهند که سر به هوا یا خجالتی است، مؤدب یا بی تفاوت است و... .
البته گاهی آن ها از فرزندانی با سن بالای ۲۵ ساله صحبت می کنند!
اما به راستی چرا بعضی ها در زندگی موفق نمی شوند؟ این سؤالی است که سال ها ذهن محققان را به خود مشغول کرده است. البته آن ها به پاسخ هایی نیز دست یافته اند که بد نیست شما هم به عنوان مادر یا همسر برخی از این پاسخ ها را بدانید.
آن ها طی مطالعاتی که در زمینه رفتار انسان انجام داده اند به سه نوع شخصیت «ناموفق» برخورد کرده اند که به رغم تلاش فراوان کمتر به هدف خود رسیده اند. در ادامه مطلب شما  با مشخصات این سه تیپ شخصیتی بیشتر آشنا می شوید.

● شخصیت خیالپرداز

خیالپردازان در سرزمین «آرزو» و «هرگز» زندگی می کنند. آن ها به خود می گویند «من هم یک روزی...». این گونه افراد تمام وجودشان نظر و ایده است. اما دریغ از ذره ای تلاش برای رسیدن به این نظرها، آن ها همیشه حرف می زنند و بهترین راه حل ها را در نظر می پرورانند، اما هرگز به هیچ کدام عمل نمی کنند چون اصولاً آستین همت بالا نمی زنند.
اغلب شخصیت های خیالپرداز افرادی باهوش هستند که در دوران کودکی و نوجوانی مسؤولیت لازم از سوی والدین به آن ها داده نشده است و یا از رسیدن به خواسته های طبیعی شان محروم مانده اند. آن ها همچنین دارای والدینی هستند که وعده های فراوانی به فرزندان خود می دهند بدون آن که به آن عمل کنند.
این گونه افراد به تدریج از دنیای واقعی جدا می شوند و نسبت به جریانات و حوادث اطراف خود اهمیت نمی دهند، در نتیجه چون در خیال خود انسان های موفقی هستند، در دنیای بیرونی یا واقعی برای کسب موفقیت تلاش جدی نمی کنند و چه بسا که موفقیت های مناسبی را هم با همین سهل انگاری از دست می دهند.


● شخصیت مضطرب

این گروه پیشرفت بسیار کمی در زندگی خود دارند، زیرا همیشه نگرانند و دوست دارند همه چیز بدون دردسر پیش برود. تنها به امروز فکر می کنند و کمتر پیش می آید برنامه ای برای فردا داشته باشند یا از گذشته پند بگیرند.
این افراد اغلب با وانمود کردن به کسب موفقیت یا پیشرفت، ترس خود را از آینده پنهان می کنند. ترس، بزرگترین عامل سازنده شخصیت های مضطرب است. به عنوان مثال والدینی که فرزندشان را به دلایل گوناگون از چیزهای مختلف می ترسانند با این رفتار، شخصیت مضطرب را در فرزندشان پرورش می دهند.
مسؤولیت ندادن به فرزند از ترس این که مبادا کار را خراب کند، ترساندن وی از تاریکی، دکتر، آمپول و حتی ترساندن فرزند از پدر (به عنوان عامل قدرت) از عوامل مهم شکل گیری شخصیت مضطرب در فرد است. ترساندن بچه ها از پدر به آن ها می آموزد که از عامل قدرت و آدم های قدرتمند دوری کنند و ترساندشان از تاریکی به آن ها یاد می دهد که از ناشناخته ها بترسند و قدم در راهی نگذارند که نمی شناسند. اینان در بزرگسالی افرادی می شوند که دوست دارند هفته ای بی دردسر را پشت سر بگذارند و زودتر به آخر هفته برسند. آن ها در هنگام وقوع حوادث و اتفاقات به جای آن که به راه حل فکر کنند، می گویند: “خدا را شکر که از این بدتر نشد.“
مسؤولیت دادن به فرزندان عاملی است که آنان را شجاع، رقابت جو، کارآمد و متکی به خود بار می آورد، زیرا آن ها در حین انجام مسؤولیت بر ترس ها و ضعف ها غلبه می کنند و خلاقیتشان رشد می یابد.


● شخصیت قربانی


این گروه افرادی هستند که ذهنشان با سوابق گذشته و چیزهای کنترل ناپذیر اشغال شده است. این عده خود را بدون یار و یاور می دانند و کسانی هستند که مرتباً خود را با هر شرایطی وفق می دهند و از عزت نفس بسیار کمی برخوردارند.
دارندگان این نوع شخصیت اغلب خانواده خود را سرزنش می کنند و در حرف هایشان می گویند که پدر و مادر خوبی نداشته اند تا از راهنمایی های آنان بهره مند شوند. وقتی بیشتر ریشه یابی کنیم، پی می بریم که به آن ها در کودکی ارزش داده نشده و معمولاً با جملات منفی با آن ها گفت و گو شده است، بنابراین آن ها نیز یاد گرفته اند که با جملات منفی با خود صحبت کنند. (منظور از صحبت با خود، همان حالت درونی است که در طول روز احساس می کنیم و بر طبق آن درباره کارهای روزانه خود به تصمیم گیری می رسیم)
شخصیت های قربانی، تصمیم گیری های مناسبی ندارند، چون همیشه کلماتی مانند «نتوانستن» و «نشدن» را تداعی می کنند. زیرا کودک در سنین پایین هر چه رفتار و کلمات آموخته شده را تکرار کند و در روابط اجتماعی به کار برد امکان این که آن را به بزرگسالی خود منتقل کند، بیش تر می شود.بنابراین، با توجه به این که والدین اولین معلم کودک هستند، نقشی اساسی و ماندگار در ساختن انسان هایی ناموفق دارند، به همین دلیل اگر به طوری جدی در پی یافتن راه های جدید جهت ارتباطات سالم و محبت آمیز در خانواده باشند، از بسیاری اختلافات زناشویی و عدم درک متقابل خود با همسر و فرزندانشان پیشگیری خواهند کرد و کانون خانواده مستحکم تر، آرامش بخش تر و دلپذیرتر می شود.