¤•✿ جملات زیبا و دلنشین ... ✿•¤
طوری بخند که....
حتی تقدیر شکستش را بپذیرد...
طوری عشق بورز...
که حتی تنفر راهش را بگیرد و برود..
و طوری خوب زندگی کن....
که حتی مرگ از تماشای زندگیت
سیر نشود....
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺳﺖ!!!
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﯽ،
ﮐﺴﯽ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ﺍﺕ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ!
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ،
ﮐﺴﯽ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﺍﺕ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ!
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﯽ،
ﮐﺴﯽ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ!
ﺍﻣﺎ ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖ
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﻮﯼ؛
ﻫﻤﻪ ﺳﺮﺯﻧﺸﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ...!!
زمانهایی فرا میرسد
که تصور میکنی همه چیز به پایان رسیده است
اما خیلی غیرمنتظره
نوری نمایان میشود در زندگیت
و خدا معجزه اش را نشانت میدهد .
دختری با پدرش میخواستند از یک پل چوبی رد شوند. پدر رو به دخترش گفت: دخترم دست من را بگير تا از پل رد شويم.
دختر رو به پدر كرد و گفت: من دست تو را نميگيرم تو دست مرا بگير.
پدر گفت: چرا؟ چه فرقي ميكند؟ مهم اين است كه دستم را بگيري و با هم رد شویم.
دخترك گفت: فرقش اين است كه اگر من دست تو را بگيرم ممكن است هر لحظه دست تو را رها كنم،
اما تو اگر دست مرا بگيري هرگز آن را رها نخواهي كرد!
این دقیقا مانند داستان رابطه ما با خداوند است؛
هر گاه ما دست او را بگيریم ممكن است با هر غفلت و ناآگاهي دستش را رها كنیم،
اما اگر از او بخواهیم دستمان ما را بگيرد، هرگز دستمان را رها نخواهد كرد!
و اين يعنی عشق...
"دعا کنیم فقط خـــدا دستمونو بگیره"
ای کاش یاد میگرفتیم،
عصبانیتمون از دست دیگران رو،
سر کسی که از همه جا بی خبره
و واسه خوشبختی ما داره تلاش می کنه، خالی نکنیم!
منوچهر_نوذری
روزگار کودکی یادش بخیر
یاد شبهای خوش و شادش بخیر
زندگی مثل سلامی ساده بود
زندگانی صبح و شامی ساده بود
سفره نان و پنیری داشتیم
در نداری چشم سیری داشتیم
وقت بخشش دست ما لرزش نداشت
مال دنیا اینقدر ارزش نداشت
آدما تاب و تحمل داشتند
بر خدا خیلی توکل داشتند ♥
مادربزرگ تعریف میکرد:
نمک، سنگ بود.
برنجِ چلو را ساعتی با نمکسنگ می خواباندیم تا کمکم شوری بگیرد.
عکسِ یادگاریِ توی دوربین را هفتهای، ماهی به انتظار می نشستیم تا فیلم به آخر برسد و ظاهر شود.
قلک داشتیم؛
با سکهها حرف می زدیم تا حسابِ اندوخته دستمان بیاید.
هر روز سر می زدیم به پستخانه،
به جست و جویِ خط و خبری عاشقانه،
مگر که برسد.
«انتظار» معنا داشت.
دقایق «سرشار» بود.
هرچیز یک صبوری می خواست تاپیش بیاید.
زمانش برسد.
جا بیفتد.
قوام بیاید…
"انتظار" قدردانمان ساخته بود .
صبوری را از یاد نبریم . . .
خودت باش
نه تنديسي كه ديگران مي خواهند!
وقتي قالب فكر ديگران می شوی،
زيبا ميشوي به چشمشان،
اما
قبول كن...
تمام مجسمه ها شكستني هستند
در كمال زيبايي..
زندگی عمر کردن نیست.
بلکه " رشد" کردن است.
عمر کردن کاری است
که از همه حیوانات
بر می آید.
اما رشد کردن هدف
والای انسان است.
که عده معدودی میتوانند
ادعایش را داشته باشند ...
تمام دنیا را بگردی
هیچکس جز مادر
دوستت نخواهد داشت
از آن دوست داشتنهای تمام نشدنی
تمام دنیا را بگردی
هیچکس جز پدر
غصه دار غمهایت نیست
پس دنیا را به پایشان بریز ...
هرگز برای عاشق شدن،
منتظرِ باران و بابونه نباش!
گاهی در انتهای خارهای يک کاکتوس،
به غنچهای می رسی که
زندگی ات را روشن میکند ...
آدمهايى که شما را،
بارها و بارها مى آزارند
مانند کاغذ سمباده هستند!
آنها شما را مى خراشند و آزار مى دهند
اما در نهايت شما صيقلى و براق خواهيد شد،
و آنها...
مستهلک و فرسوده!
پس به قول نيما يوشيج :
چايت را بنوش و نگران فردا نباش
از گندمزار من و تو,
مشتى کاه مى ماند براى بادها و يادها.
حرف مردم
مانند موج دریاست
اگر مقابلش بایستی خسته می شوی
واگر با آن همراهی کنی غرق میشوی
قرارنیست که همه شما رادرک کنند
آنها حق دارند نظردهند
وشما حق دارید آن را نادیده بگیرید!
آدمهای هم فرکانس ، همدیگر را پیدا می کنند!
حتی از فاصله های دور
از انتهای افقهای دور و نزدیک
انگار جایی نوشته باشند که اینها باید به هم برسند
یک روزی یک جایی ، با هم برخورد
می کنند
آنوقت میشوند همدم؛ میشوند دوست
اصلا میشوند هم شکل
حرفهایشان میشود آرامش
خنده هایشان ، کلامشان می نشیند روی طاقچه دل هم
نباشند دلتنگ هم میشوند
هی همدیگر را مرور می کنند ، و از هم خاطره می سازند
یادمان باشد حضور هیچکس اتفاقی نیست…
دکتر الهی قمشهای چه زیبا میگوید :
•وقتی نمیبخشید
•وقتی به کاری که دوست ندارید ادامه میدهید
•وقتی وقتتان را تلف میکنید
•وقتی از خودتان مراقبت نمیکنید
•وقتی از همه چیز شکایت میکنید
•وقتی با پشیمانی و افسوس زندگی میکنید
•وقتی شریک نادرستی برای زندگیتان انتخاب می کنید
•وقتی خودتان را با دیگران مقایسه میکنید
•وقتی فکر میکنید پول برایتان خوشبختی میآورد
•وقتی شکرگزار و قدرشناس نیستید
•وقتی در روابط اشتباه میمانید
•وقتی بدبین و منفیگرا هستید
•وقتی با یک دروغ زندگی میکنید
•وقتی درمورد همه چیز نگرانید
••• قدم به قدم به نابودی روح و روان خودتان نزدیک تر می شوید ...