دلشکسته
دلم یک کلبه می خواهد کنار چشمه پُر آب
یه شومینه، پُر از آتش، برای لحظه های ناب
صدای نم نم باران ، برای خواندن آواز
تماشای پرنده ها ، به رویاهای آن پرواز
دلم یک کلبه می خواهد، برای حال امروزم
برای قلب پروانه ، مثال شمع میسوزم
عجب حال خوشی دارم، من و این حال رویایی
خدایا شُکر می گویم، چه دنیایی، چه دنیایی
دلم یک کلبه می خواهد، یه فنجان چای آویشن
مرور خاطرات خوب ، چه غوغایی شده در من
میان دفتر شعرم ،
......... مرا گم کردی و رفتی
نوشتم بی" تـو" میمیرم ،
.......... تبسم کردی و رفتی .
نوشتم بی" تـو" غمگینم ،
........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،
مرا با این صفت ها هم ،
........ تجسم کردی و رفتی .
نوشتم بعد" تـو" شبها ،
دل من ماندِه و غمها ،
"تـو" با غمهای این شبها ،
....... تفاهم کردی و رفتی .
شنیدی عشق در قلبم ،
عمیق و بی نهایت بود ،
گمانم بر دل کوچک ،
....... ترحم کردی و رفتی .
نوشتم بین صد واژه ،
مرا پیدا کن و برگرد ...
میان شعرها اما ،
.... مرا گم کردی و رفتی
میان دفتر شعرم ،
......... مرا گم کردی و رفتی
نوشتم بی" تـو" میمیرم ،
.......... تبسم کردی و رفتی .
نوشتم بی" تـو" غمگینم ،
........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،
مرا با این صفت ها هم ،
........ تجسم کردی و رفتی .
نوشتم بعد" تـو" شبها ،
دل من ماندِه و غمها ،
"تـو" با غمهای این شبها ،
....... تفاهم کردی و رفتی .
شنیدی عشق در قلبم ،
عمیق و بی نهایت بود ،
گمانم بر دل کوچک ،
....... ترحم کردی و رفتی .
نوشتم بین صد واژه ،
مرا پیدا کن و برگرد ...
میان شعرها اما ،
.... مرا گم کردی و رفتی
بی تو مهتاب ، دلم رفت به دنیای دگر
شب ودل تنگی من ، رفت به فردای دگر
نه دلم خواست بمانم ...
نه هوا بهترشد ...
تو که رفتی دل من ، ابری شد.
ابر آمد وباران شده است
دل من باز چه دلخون شده است
این چه رسمیست چه مهتاب بدیست!!
مگر این کوچه همان کوچه دل تنگی نیست؟
تو مگریادت رفت ؟؟!!!
آن همه قول و وفاداری خود ...
آن همه راز ...
نیاز ...
من دلم باز هوا میخواهد
من دلم باز تو را میخواهد
بی تو اینجا دل من ، غمگین است...
آسمان صاف ودلم خونین است...
بی تو مهتاب ، دلم از همه سو تاریک است ...
خانه ام تاریک است...
تو هوایی تو نفس
دل من باز هوا میخواهد...
دل من باز نفس میخواهد...
دل من باز تو را میخواهد..
در دیار ما که هرکالا به هرجا ،دَرهم است
گرخریدار کند ،کالای خوب از بد جدا
با تشر گوید فروشنده: که آقا دَرهم است!
یا مهدی،
یاران خوبت را مکن از بد جدا;
رو سیاه و رو سفیدش ،جان مولا دَرهم است.
تعجیل در فرج آقا و سلامتیشون صلوات
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
چه انتظار غریبی
نه کوششی نه دعایی
نه پرسشی که کجایی
فقط نشسته و گوییم
خدا کند که بیایی
اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري
کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟
چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي
اي آنکه در حجابت درياي نور داري
من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري
از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما
کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟
در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
انسانها چه زود فراموش می کنند برای مدتی محدود میهمان دنیایند
بنا می کنند ، آنچه را در آن سکونت نمی کنند
جمع می کنند ، آنچه را که نمی خورند
و آرزو می کنند ، آنچه را که به آن نمی رسند
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم )
حالا حتی کودکانمان هم می دانند که
مهدیه اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان
اما ما روزی
مهدیه را اسم زمان خواهیم کرد و فاطمیه را اسم مکان
شیعه ی منتظر
یکی یکی گناهانت را ترک کن
اللهم عرفنی حجتک
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
این چنین بر دلم افتاد، به امّید خدا
غم مخور رسد امداد، به امّید خدا
چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده
عقده ها می شود آزاد، به امّید خدا
خبر آمدنش را همه جا پخش کنید
مى رسد لحظه ميعاد، به اميد خدا
منتقم می رسد و روز ظهورش حتما
می شود فاطمه دلشاد، به امید خدا
حرم خاكی خورشید و قمرهای بقیع
عاقبت می شود آباد، به امید خدا
مثل مشهد وسط صحن بقیع نصب كنیم
دوسه تا پنجره فولاد، به امید خدا
اللهم عجل لوليك الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
"مولای غریبم"
یکی میانمان آنقدر عاشق نشد
که مثل یعـقـوب در نبودنت اشک بریزد
تا دست کم برایمان پـیـراهنی بفرستی
گر بر کَنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم
دیدار توام آرزوست
بطلب آقاجان
آیت الله بهجت (رحمه الله علیه ) فرمودند:
هر وقت نیمه شب بی اختیار بیدار شدید، سریع نخوابید.
چون ملکی به اذن خدا شما رو بیدار کرده تا با خدا هم صحبت بشی ...
اگه خیلی برات سخته بیدار شدن،
لااقل بلند شو بهشون سلام کن، بعد دوباره بخواب ...
وقتی می شود دقایقِ عمرت را
با آدم هایِ خوب بگُذرانی
چرا باید لحظه هایت را
صرفِ آدم هایی کُنی که یا دل هایِ کوچک شان
مُدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی هایِ بچه گانه اند،
یا مُدام برای نبودنت،
برای خط زدنت،
تلاش می کنند ؟
"زیگمُوند فروید"
باور کن همان چیزی که از دست دادنش برای انسان سخت ترین کارهاست, سرانجام همانی است که دیگر رغبتی به آن ندارد.
پس بیش از اندازه بر روی
موضوعی اصرار نکنید!
آسمان آبى ام را يك نفر دزديد و رفت
هر چه عاشق تر شدم اين نكته را فهميد و رفت ...
از عبور يك نفر در كوچه ام باران گرفت
آمد و ابر نگاهش بر دلم باريد و رفت
رودى از شعر و غزل در غربتم جارى شده
لحظه اى بر آسمان شعر من تأييد و رفت
كودك دل نم نمك با بودنش پا مى گرفت
آخر از چشم سياهش فطره اى لرزيد و رفت
محو درياى خيالش آرزو كردم بمان
آرزويم را شبى در بقچه اى پيچيد و رفت.......
m