راسخون

دلشکسته

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

دلم یک کلبه می خواهد کنار چشمه پُر آب

یه شومینه، پُر از آتش، برای لحظه های ناب

 

صدای نم نم باران ، برای خواندن آواز

تماشای پرنده ها ، به رویاهای آن پرواز

 

دلم یک کلبه می خواهد، برای حال امروزم

برای قلب پروانه ، مثال شمع میسوزم

 

عجب حال خوشی دارم، من و این حال رویایی

خدایا شُکر می گویم، چه دنیایی، چه دنیایی

 

دلم یک کلبه می خواهد، یه فنجان چای آویشن

مرور خاطرات خوب ، چه غوغایی شده در من

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

میان دفتر شعرم ،

......... مرا گم کردی و رفتی

 

نوشتم بی" تـو" میمیرم ،

.......... تبسم کردی و رفتی .

 

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،

........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،

 

مرا با این صفت ها هم ،

........ تجسم کردی و رفتی .

 

نوشتم بعد" تـو" شبها ،

دل من ماندِه و غمها ،

 

"تـو" با غمهای این شبها ،

....... تفاهم کردی و رفتی .

 

شنیدی عشق در قلبم ،

عمیق و بی نهایت بود ،

 

گمانم بر دل کوچک ،

....... ترحم کردی و رفتی .

 

نوشتم بین صد واژه ،

مرا پیدا کن و برگرد ...

 

میان شعرها اما ،

.... مرا گم کردی و رفتی

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

میان دفتر شعرم ،

......... مرا گم کردی و رفتی

 

نوشتم بی" تـو" میمیرم ،

.......... تبسم کردی و رفتی .

 

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،

........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،

 

مرا با این صفت ها هم ،

........ تجسم کردی و رفتی .

 

نوشتم بعد" تـو" شبها ،

دل من ماندِه و غمها ،

 

"تـو" با غمهای این شبها ،

....... تفاهم کردی و رفتی .

 

شنیدی عشق در قلبم ،

عمیق و بی نهایت بود ،

 

گمانم بر دل کوچک ،

....... ترحم کردی و رفتی .

 

نوشتم بین صد واژه ،

مرا پیدا کن و برگرد ...

 

میان شعرها اما ،

.... مرا گم کردی و رفتی

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

بی تو مهتاب ، دلم رفت به دنیای دگر

شب ودل تنگی من ، رفت به فردای دگر

نه دلم خواست بمانم ...

نه هوا بهترشد ...

تو که رفتی دل من ، ابری شد.

 

ابر آمد وباران شده است

دل من باز چه دلخون شده است

این چه رسمیست چه مهتاب بدیست!!

مگر این کوچه همان کوچه دل تنگی نیست؟

 

تو مگریادت رفت ؟؟!!!

آن همه قول و وفاداری خود ...

آن همه راز ...

نیاز ...

من دلم باز هوا میخواهد

من دلم باز تو را میخواهد

 

بی تو اینجا دل من ، غمگین است...

آسمان صاف ودلم خونین است...

بی تو مهتاب ، دلم از همه سو تاریک است ...

خانه ام تاریک است...

 

تو هوایی تو نفس

دل من باز هوا میخواهد...

دل من باز نفس میخواهد...

دل من باز تو را میخواهد..

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

در دیار ما که هرکالا به هرجا ،دَرهم است

 

گرخریدار کند ،کالای خوب از بد جدا

 

با تشر گوید فروشنده: که آقا دَرهم است!

 

 

یا مهدی،

 

یاران خوبت را مکن از بد جدا;

 

رو سیاه و رو سفیدش ،جان مولا دَرهم است.

 

 

 

تعجیل در فرج آقا و سلامتیشون صلوات

 

 اللهم عجل لولیک الفرج 

 

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

چه انتظار غریبی

نه کوششی نه دعایی

نه پرسشی که کجایی

فقط نشسته و گوییم

خدا کند که بیایی

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري

 

کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

 

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي

 

اي آنکه در حجابت درياي نور داري

 

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟

 

برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

 

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما

 

کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

 

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

 

کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري

 

 اللهم عجل لولیک الفرج  

 

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

انسانها چه زود فراموش می کنند برای مدتی محدود میهمان دنیایند

بنا می کنند ، آنچه را در آن سکونت نمی کنند 

جمع می کنند ، آنچه را که نمی خورند

و آرزو می کنند ، آنچه را که به آن نمی رسند

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم )

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

حالا حتی کودکانمان هم می دانند که

 

مهدیه اسم مکان است و فاطمیه اسم زمان

 

اما ما روزی

 

مهدیه را اسم زمان خواهیم کرد و فاطمیه را اسم مکان

 

 

شیعه ی منتظر 

یکی یکی گناهانت را ترک کن

 

اللهم عرفنی حجتک

 

 اللهم عجل لولیک الفرج 

 

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

این چنین بر دلم افتاد، به امّید خدا

غم مخور رسد امداد، به امّید خدا

چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده

عقده ها می شود آزاد، به امّید خدا

خبر آمدنش را همه جا پخش کنید

مى رسد لحظه ميعاد، به اميد خدا

منتقم می رسد و روز ظهورش حتما

می شود فاطمه دلشاد، به امید خدا

حرم خاكی خورشید و قمرهای بقیع

عاقبت می شود آباد، به امید خدا

مثل مشهد وسط صحن بقیع نصب كنیم

دوسه تا پنجره فولاد، به امید خدا

 

 اللهم عجل لوليك الفرج

 

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

"مولای غریبم"

 

یکی میانمان آنقدر عاشق نشد

 

که مثل یعـقـوب در نبودنت اشک بریزد

 

تا دست کم برایمان پـیـراهنی بفرستی

 

 

گر بر کَنم دل از تو و بردارم از تو مهر

 

آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم

 

دیدار توام آرزوست

 

بطلب آقاجان

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

آیت الله بهجت (رحمه الله علیه ) فرمودند:

هر وقت نیمه شب بی اختیار بیدار شدید، سریع نخوابید.

چون ملکی به اذن خدا شما رو بیدار کرده تا با خدا هم صحبت بشی ...

اگه خیلی برات سخته بیدار شدن،

لااقل بلند شو بهشون سلام کن، بعد دوباره بخواب ...

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

وقتی می شود دقایقِ عمرت را
با آدم هایِ خوب بگُذرانی
چرا باید لحظه هایت را
صرفِ آدم هایی کُنی که یا دل هایِ کوچک شان
مُدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی هایِ بچه گانه اند،
یا مُدام برای نبودنت،
برای خط زدنت،
تلاش می کنند ؟

"زیگمُوند فروید"

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

باور کن همان چیزی که از دست دادنش برای انسان سخت ترین کارهاست, سرانجام همانی است که دیگر رغبتی به آن ندارد.
پس بیش از اندازه بر روی
موضوعی اصرار نکنید!


 
tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

آسمان آبى ام را يك نفر دزديد و رفت
هر چه عاشق تر شدم اين نكته را فهميد و رفت ...

از عبور يك نفر در كوچه ام باران گرفت
آمد و ابر نگاهش بر دلم باريد و رفت

رودى از شعر و غزل در غربتم جارى شده
لحظه اى بر آسمان شعر من تأييد و رفت

كودك دل نم نمك با بودنش پا مى گرفت
آخر از چشم سياهش فطره اى لرزيد و رفت

محو درياى خيالش آرزو كردم بمان
آرزويم را شبى در بقچه اى پيچيد و رفت.......


m