راسخون

دلشکسته

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

چقدر اين حرف سيمين دانشور قشنگه که ميگه :

هر وقت و ساعت که ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :

ﺑﺎ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ...

ﺩﻝ " ﯾﮏ زن " ﺭﺍ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﮯ!!

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ که :

ﻓﻘﻂ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﺍﮮ "ﯾﮏ زن" ...

"ﻣﺮﺩ" ﺑﺎﺷﮯ!!

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :

ﺯﻥ " ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻩ " ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ...

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :

زن " ﺗﻮﺟﻪ " ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ...

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :

ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺎﯾﺪ "ﭘﺎﮎ" ﺑﺎﺷﺪ ...

ﻫﺮ ﻭﻗﺖﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :

ﻭﻗﺘﯽ زنى ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺩﺍﺩ،

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ "ﻋﺸﻖ" ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﮯ...

ﻧﻪ ﺑﺎﻫﻮﺱ !!!

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﮮ :

ﺩﻝ " ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ " ﻧﯿﺴﺖ ...

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ فهميدى :

زن شکننده و حساس است...

آنوقت ميتوانى

نام خودت را بگذارى " مرد " !!!

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

خدایا ...

 

صدای افکار بعضی از آدم هایت را خاموش کن ...

 

تا صدای تو را هم بشنوند ...

 

آن قدر غرق در قضاوت هستند

 

که فراموش کرده اند

 

قاضی تویی ...

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

در پشت چارچرخه فرسوده ای / كسی

خطی نوشته بود:

"من گشته ام نبود !

تو دیگر نگرد

نیست!"...

 

گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:

ما را تمام لذت هستی به جستجوست.

پویندگی تمامی معنای زندگی ست.

هرگز

"نگرد! نیست"

سزاوار مرد نیست...

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

ﺗﻠﻨﮕﺮ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺍﻣﺸﺐ

ﮐﺴﯽ ﺑﺮ ﺳﻘﻒ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ

ﺗﻮﯾﯽ ﺑﺎﺭﺍﻥ ؟

ﺗﻮ ﺍﯼ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻧﺎﺧﻮﺍﻧﺪﻩ

ﺑﺰن ﺑﺎﺭﺍﻥ !

ﺗﻮ ﻫﻢ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺰﻥ

ﺑﺮ ﺯﺧﻢ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ .…

ﺑﺰﻥ ﺁﻫﻨﮓ ﺯﯾﺒﺎﯾﺖ

ﺻﺪﺍﯼ ﭼﮏ ﭼﮏ ﺳﺎﺯﺕ

ﻣﯿﺎﻥ ﮐﺎﺳﻪ ﯼ ﺧﺎﻟﯽ

ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺸﺐ

ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ .…

ﺗﻮ ﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺩﻝ ﺑﮕﺬﺭ

ﯾﻘﯿﻦ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ

ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺩﻝ ، ﻫﻮﺍﯼ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ..

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

زمانیکه بخواهید وصیت نامه بنویسید متوجه خواهید شد

 

تنها کسی که سهمی از داراییتان ندارد خودتان هستید

 

پس تا زنده هستید...

 

نسبت به خود سخاوت داشته باشید .

 

" تولستوی "

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

زندگی را تو بساز

نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف

زندگی یعنی جنگ، تو بجنگ

زندگی یعنی عشق

تو بدان عشق بورز

زندگی یعنی رنگ

تو چنان پر رنگ باش

تابلو زندگیت را تو بکش

زندگی یعنی حس، تو پر از احساسی

معدن عشق بشو، تو خودت الماسی

زندگی آواز است، به چکاوک بنگر

روزگارت خوش باد ...

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

دردهایم را لایک کردندو گفتند زیبا بود ...؟؟!!

نمیدانستـــم ...

مگر درد ها هم زیبا میشود ... ؟؟

هــی رفیق مجازیه من ...

نوشته هایم دست خودم نیست

دلم می نویسد و من ، فقط نگاه میکنم

ب عبور روزهایم و دغدغه های فراموش شده ام

ک شاید کمی آرام تر شوم ...

farnaz_s کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7586
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 ریشه های قالی را تا می کنیم تا سالم بماند...

ولی ریشه ی زندگی یکدیگر را با تبر نامهربانی قطع می کنیم..

و اسمش را می گذاریم برخورد منطقی!!!!

 

دل می شکنیم

و اسمش می شود فهم وشعور !!!!

 

چشمی را اشکبار می کنیم

و اسمش را می گذاریم حق !!!!

 

غافل ازاینکه اگر درتمام این موارد..

فقط کمی صبوری کنیم..

دیگر مجبور نیستیم عذرخواهی کنیم ...

 

ریشه ی زندگی انسانها را دریابیم 

و چون ریشه های قالی محترم بشماریم ..

 

farnaz_s کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7586
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 جهان مانند آیینه است

آیینه همیشه

انعکاس صورت خود انسان را

نشان ميدهد ...

 

☆ ماهتما_گاندی ☆

 

farnaz_s کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7586
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 ‌وقتى به يه مگس بال هاى پروانه رو بدی نه قشنگ ميشه

نه ميتونه باهاش پرواز کنه ...

ميدونى دارم از چى حرف ميزنم؟!

اصالت

بال و پر بيخود به کسي دادن اشتباست...

همه آدم ها ظرفيت بزرگ شدن را ندارند،

اگر بزرگشان کنیم گم مي شوند و دیگر نه شما را مي بينند و نه خودشان را. 

بیاییم به اندازه آدم ها دست نزنيم.

 

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

دوست داشتنت را

بغل گرفتم وُ دویدم!

کاشکی آدم‌ها

با دور شدن‌شان

دوست داشتن‌شان را هم می‌بردند...

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

بعضی از مردم اصرار دارند که خود را به دیگران بشناسانند 

و ثروت خود را به رخ آنها بکشند..!

اما این نوع آدمها در درون خود زجر می کشند

چرا که شادی آنها وابسته به تفکر دیگران است...

 

"مهم بودن"

را فراموش کنید تا آرامش نصیب تان شود...

هرچه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشید بیشتر تحسین می شوید.

 

 

همان طور که ژوزه ساراماگو می گوید:

" آرامش خود را به هیچ چیز و هیچ کس وابسته نکن 

تا همیشه آن را داشته باشی..!  "

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

ستاره ای شده ام غرق آسمان دلت

که راه عشق کشاندم به کهکشان دلت

پریده ام همه ی انتظار عالم را

به سمت روشن آرام آشیان دلت

مرا به سفره ای از شعر و شور مهمان کن

هزار قصه بگو با من از زبان دلت

تمام خستگی ام را به دست جاده بده

مرا همیشه نگه دار در امان دلت

مرا که ماهی تُنگ بلور عشق تو ام

سپرده هستی خود را به بیکران دلت

تو در منی و من از تو که صبح روز ازل

خدا به پیکر خاکم دمیده جان دلت

رهاتر از تو من و بی نشان تر از من، تو

دو قطب حادثه سازیم در جهان دلت

مسافر همه ی عصرهای تاریخ ایم

رسیده ایم به یک نقطه … در زمان دلت 

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

شور ديدارت اگر شعله به دلها بكشد

رود را إز جگر كوه به دريا بكشد

 

گيسوان تو شبيه أست به شب،اما نه!

شب كه آينقدر نبايد به درازا بكشد.

 

خودشناسي قدم اول عاشق شدن أست

وأي بر يوسف اگر ناز زليخا بكشد

 

عقل،يكدل شده با عشق،فقط ميترسم

هم به حاشا بكشد هم به تماشا بكشد

 

يكي إز ما دو نَفَر كشته به دست دگري ست

باش تا كار من و عقل به فردا بكشد

 

زخمي كينه ي من !اين تو و اين سينه ي من

من خودم خواسته ام كار به أينجا بكشد

 

حال با پاي خودت سر به بيابان بگذار

پيش إز أني كه تورا عشق به صحرا بكشد

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟