راسخون

دلشکسته

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

.

 اگر در درونت صلح و آرامش برقرار.

 باشد، آن را در دیگران نیز می یابی.

 

اگر ذهنت آشفته باشد، 

آشفتگی در اطرافت موج خواهد زد.

 

بنابراین آرامش را درون خود بیاب؛

آنگاه می بینی چگونه به بیرون منعکس،

 می گردد.

 

تو خود، 

همان آرامشی؛

همان خوشبختی.

پس بیشتر جست و جو کن.

به یاد داشته باش

آرامش در جای دیگری نیست، اگر

 درونت متلاطم باشد.

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

🔰🔰🔰🔰ﺑﺮﺍﯼ "ﺁﺩﻣــﻬﺎ" ﺧــﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ "ﺧـــﻮﺏ" ﺑﺴﺎﺯ

 

ﺁﻧﻘـــــــﺪﺭ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ "ﺧﻮﺏ" ﺑﺎﺵ

 

ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ "ﮔﺬﺍﺷﺘـــﯽ" ﻭ

 

 "ﺭﻓـــﺘﯽ" ....!!

 

ﺩﺭ "ﮐﻨﺞ ﻗﻠﺒﺸـــﺎﻥ" ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﺎﺷﺪ ..

 

ﺗﺎ ﻫﺮ اﺯﮔﺎﻫﯽ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ: "ﮐــــﺎﺵ ﺑـــﻮﺩ''

 

ﻫﺮ اﺯﮔﺎﻫﯽ ﺩﺳﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﻨــﺪ ﻭ ﺑﺨــﻮﺍﻫﻨﺪ "ﺑــﺎﺷﯽ" !

 

ﻫﺮ اﺯﮔﺎﻫﯽ "ﺩﻟﺘﻨـــﮓ" ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﻮﻧﺪ ..

 

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ "ﺳﺨـــــﺖ" ﺍﺳﺖ ...

 

ﻭﻟـــــــﯽ ...ﺗﻮ

 

 "ﺧــــــــــﻮﺏ ﺑﺎﺵ

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒

گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش میکنیم . .

 

گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش میکنیم . .

 

گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم . .

 

گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم . .

 

گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم . .

 

و گاهی . . گاهی . . گاهی . . تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم… بدونیم. .

 

کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی . . گاهی های زندگیمون باشیم . .

 

کاش یادمون نره که فقط:

” یکبار زنده ایم و زندگی میکنیم فقط یکبار … 🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒🍒

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

راز هایت به دو نفر بگو ...

"خودت و خدایت "

در تنگنا به دو چیز تکیه کن...

"صبر و نماز"

در دنیا مراقب دو چیز باش...

"پدر و مادر"

از دو چیز نترس که به دست خداست...

"روزی و مرگ"

و به یک چیز هیچ وقت خیانت نکن...

" رفاقت"

تا وقتی نگاه خدا  به سوی توست از روی گرداندن دیگران غمگین مباش.

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...

                             

ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...

          

وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!

هر چه بود باز بود...

                                       

گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟

 ندا آمد: این را گفتم که بیایی...

 

وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم!

کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک..🍇🍇🍇🍇🍇🍇 

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

🏳🌾🏳🌾🏳🌾🏳🌾

گاهی گذشت میکنیم.

گاهی گذر....

معنای این دو فرق میکند.

بخشیدن دیگران دلیل ضعیف بودن شما نیست.

آنها را می بخشید چون انقدر قوی هستید.

که می دانید آدم ها اشتباه می کنند.

بزرگترین هدیه گذشت به ما... 

آرامش داشتن خود ماست..

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

چه زیبا گفت فروغ فرخزاد :

 

دلت را بتکان ...

 

 

اشتباهاتت وقتی ا؋ـتاد روی زمین ...

بگذار همانجا بماند ...

 

؋ـقط از لا به لای اشتباه هایت،یک تجربه را بیرون بکش ...

 

قاب کن ، و بزن به دیوار دلت ...

 

اشتباه کردּن اشتباه نیست ...

 

در اشتباه ماندنּ اشتباه است ...

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

بعضی از آدم ها لیوانند!

هر کاری کنی در تصور آنها

کج و کوله ای . . 

تاری . . 

بعضی هم  سماورند!

نزدیکشان که می شوی

تو را به خودت زشت نشان می دهند!

انگار در جنب و جوش تخریب تو اند

بعضی از آدم ها هم 

حوضی وسط خانه ای قدیمی

نه خود برکه اند

زلال و با وقار 

با سنگ هم بزنیشان

دلشان برای تو می لرزد

تو را دعوت به رقص می کنند

و کمی بعد محو تماشای تو 

آرام می گیرند. . . 

از تو زخم خورده اند اما

باز صبورانه تو را صاف نشان می دهند

آن قدر صاف که از تو ماهی هم می گذرد. .

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

تنها زمانی صبور خواهی شدکه صبر را یک قدرت بدانی نه یک ضعف،

آنچه ویرانمان می کند ، روزگار نیست...

حوصله کوچک و آرزوهای بزرگمان است...

اتفاقات تصادفی زندگی ما، دقیقترین برنامه ریزی خدا برای ماست...

گاهی باید از دلواپسی،نگرانی و تردید دست بکشیم و ایمان داشته باشیم که همه چیز درست خواهد شد...

شاید نه آنگونه که ما انتظار داریم بلکه آنگونه که صلاح ما است .

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

همچو نور ، از چشمم، رفتی و نمی ایی

 

بی تو دیده ی جان را، بسته ام ز بینایی

 

تا زمن شدی غافل، سرزدم به هر محفل

 

بی تو عاقبت کارم، می کشد به رسوایی

 

از دورنگی ی ِ یاران، وزفریب عیاران

 

دیدم و چه ها دیدم، یک به یک تماشایی

 

آفتاب را دیدم، هفت رنگ و فهمیدم

 

اینکه نیست بی رنگی، زیر چرخ مینایی

 

حال من اگر خواهی، لاله دارد آگاهی

 

زان که جان او سوزد، همچو من ز تنهایی

 

گر دعا کنم شاید، خواهم اینکه افزاید

 

درتو آن جفا کیشی، در من این شکیبایی

 

دانم اینکه از دوری، خسته ای ّ و رنجوری

 

سینه کرده ام بستر، تا بر او بیاسایی

 

دمبدم لب سیمین، پرسد از خیالت این

 

بینم آن که بازایی، بینم آن که بازایی؟

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

پای این پنجره از عطر تنت مست شدم

فارغ از نبض زمان بی خبرازهست شدم

تا نگاهم بکنی دین و دلم بر باد است

چون گدایی در این خانه تهی دست شدم

farnaz_s کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7586
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 ‌🍃اگر التیام نیابیم 

نسبت به گذشته و خاطرات آن ....

گذشته، زندگی مان را از بین می برد 

و خلاقیت، موهبت ها 

و استعدادهای بی همتای ما را دفن می کند.🍃

 

farnaz_s کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7586
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 امروز با تمام قلبم🍃

باور میکنم که گذشته

چون غباری از دستانم گریخته

و آینده از ورای همین اکنون زاده میشود....🍃

 

farnaz_s کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7586
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 از خدا پرسیدند 

عزیزترین بندگان نزدت

چه کسانی هستند؟

خدا گفت :

آنها که میتوانند تلافی کنند 

اما به خاطر مـن میبخشند ...

farnaz_s کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7586
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 دل

چه دنیای قشنگی دارد

بزرگ میشود

عاشق میشود

تنگ میشود

میگرید

میریزد

دلبری میکند

میتپد و میمیرد

چون"می ایستد"تمام میشود ...