دلشکسته
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺩﻋﺎ
ﮐﻨﯿﺪ
ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ...
ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ،
ﮐﻪ ﻃﺎﻗﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻣﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ،
ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺑﺪﻩ ...
ﮐﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﺩ ...
همیشه سعی کردم دل کسی را نشکنم
اما به خودم که نگاه میکنم تکه تکه ام
سعی کردم کسی را در ناراحتی هایش تنها نگذارم
اما هیچکس حتی نفهمید که من کی ناراحتم!
همیشه به دیگران عشق ورزیدم
اما کسی مرا دوست نداشت
سعی کردم با همه مهربان باشم
اما بعضی ها فک کردند که من احمقم!
همیشه دیگران را بخشیدم
اما فک کردند که من خطاهایشان را نفهمیده ام!
همیشه ....
اما باز هم ندایی در درونم میگوید : "خوب بودن در ذات آدمهاست، پس خوب باش ؛
حتی اگر کسی خوب بودنت را نفهمید...
حتی اگر از خوبی هایت سو استفاده کردند...
حتی اگر جواب خوبیهایت را با بدی دادند...
همیشه خوب باش"
از هر دست بدی,از همون دست پس میگیری
مگر میشود قلبی را بشکنی و قلبت شکسته نشود؛
مگر میشود چشمی را گریان کنی و چشمت گریان نشود؛
مگر میشود احساسی را بسوزانی و احساست سوخته نشود؛
مگر میشود ؟؟؟!!!!!!!!!!
خدا
همیشه هست........
هر چیزی رو از کسی بگیری که پشتش "آهه"
چیزی رو باید پس بدی که اسمش "تقاصه"
هیچ وقت شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن
چون کسی که تورو دوست داشته باش بهش نیازی نداره
و کسی که ازت بدش بیاد باور نمیکنه .
وقتی دایم میگی گرفتارم ، هیچ وقت آزاد نمیشی .
وقتی دایم میگی وقت ندارم ، هیچ وقت زمان پیدا نمیکنی .
وقتی دایم میگی فردا انجامش میدی ،
اونوقت فردای تو هیچ وقت نمیاد .
وقتی صبحا از خواب بیدار میشیم ، دو تا انتخاب داریم
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم ،
یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال کنیم
انتخاب با شماست .....
ما کسایی رو که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم
و خودمون گریه میکنیم برای کسایی که به فکرمون نیستن .
و به فکر کسایی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمیکنن .
این حقیقت زندگیه ،عجیبه، ولی حقیقت داره
اگر این رو بفهمی ، هیچوقت برای تغییردیر نیست
وقتی تو خوشی و شادی هستی ، عهد و پیمان نبند
وقتی ناراحتی جواب نده ،
وقتی عصبانی هستی تصمیم نگیر ،
دوباره فکر کن ، عاقلانه رفتار کن
زندگی ، برگ بودن در مسیر باد نیست
امتحان ریشه هاست ....
و ریشه هم هرگز اسیر باد نیست ....
زندگی چون پیچک است .... انتهایش میرسد پیش خدا ...
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﮐﺴﯽ ﺍﺳـت
ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ
ﺗــــــــــﻮ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻫــد
ﻭ
ﺑﯿﺸـــﺘﺮ ﺍﺯ ﺗــــــــﻮ
ﻫﯿـــــــــــﭻ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ
ﻭ
ﺗــــــــــﻮ
ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺗـــــــﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﺷﯽ
این متن و خیلی دوست دارم...
میدونی موقع تولد وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟؟؟؟!!!!!!!
گفت داری به دنیایی میری که غرورت را میشکنن وبه احساس پاکت سیلی میزنن!!!!!!
نکنه ناراحت بشی....!!!!
من تو کوله پشتیت عشق گذاشتم....... تا ببخشی!!!!!!
خنده گذاشتم........ تا بخندی!!!!!!!
اشک گذاشتم........ تا گریه کنی!!!!!!!
و
مرررررررگ گذاشتم........
تا بدونی دنیا ارزش بدی کردن نداره!!!!!!!!
پس خوب باش و خوبی کن !!!!!!!!
با اونی باش
که عشقت رو بفهمه
دلتنگیت رو درک کنه
وفاداریت رو ارج بده
محبتت رو وظیفه ندونه
فقط تو رو دوست داشته باشه
قدر یکی مثل تو رو بدونه
فقط با اونی باش
که تفاوت تو رو با بقیه تشخیص بده !
انسان ها همیشه " بت " میسازند ....
بعضی ها با " سنگ و چوب "
عده ای با " باورهایشان "
اولی ترسناک نیست ، چون با یک تبر در هم میشکند !
ولی دومی بلایی است که هیچ جامعه ای از آن مصون نمانده است !
پس بشکن ...
باورهایی را که از تو یک زندانی ساخته است بی آنکه بدانی !!!!
پرنده ای که "پرواز " بلد نیست ....
به " قفس " میگوید؛
" تقدیر " !!!!
✔✔بیچاره پاییز ...🍁
دستش نمک ندارد...🍁
این همه باران به آدم ها میبخشد، اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.
خودمانیم ...
تقصیر خودش است ؛
بلد نیست مثل " بهار" خودگیر باشد
تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و
با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد ...
سیاست " تابستان " را هم ندارد
که در ظاهر با آدم ها گرم و صمیمی باشد
ولی از پشت خنجری سوزناک بزند
بیچاره .....🍁
بخت و اقبال " زمستان " هم نصیبش نشده
که با تمام سردی و بی تفاوتیش این همه خواهان داشته باشد !
او " پاییز " است
رو راست و بخشنده ...
ساده دل
فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای
آدم ها بریزد،
روزی ؛
جایی ؛
لحظه ای ؛ از خوبی هایش یاد میکنند ...
خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمیگذارند ...
یکی به این پاییز بگوید🍁
آدم ها یادشان میرود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای ....
تنها یادگاری که برایت میماند
" صدای خش خش برگ های تو بعد از رفتن آنهاست " .🍁🍁🍁🍁
چه ظريفانه است
خلقت قلب آدمي………
به تلنگري ميشکند……
به لحني ميسوزد……
برای دلي ميميرد……
به نگاهي جان ميگيرد……
و
به يادي مي تپد……!!!
. در حضور خارها هم میشود
یک یاس بود . . .
در هیاهوی مترسکها
پر از احساس بود . . .
می شود حتی
برای دیدن پروانه ها . . .
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود . . .
دست در دست پرنده . . .
بال در بال نسیم . .
ساقه های هرز این اندیشه ها را
داس بود . . .
کاش می شد
حرفی از " ای کاش "
ها هرگز نبود . . .
هر چه بود احساس بود و
عشق بود و
یاس بود . . .!
تکه ای یخ عاشق خورشید شد...
گفت ای خورشید من، برمن بتاب...
بی تو از سرمای خود یخ میزنم...
میخورم درخود همیشه پیچ وتاب...
با نگاه گرم و زیبایت بیا...
روزهایم را کمی شاداب کن...
بوسه های نرم گرمت رافقط...
برسرو بر روی من پرتاب کن...
گفت خورشید، ای یخ زیبای من...
عمرتو اینگونه پر پر میشود...
دوستی بامن برایت خوب نیست...
عمرکوتاه تو کمتر میشود...
صحبت خورشید، یخ را آب کرد...
بیشتر آشفته و بی تاب کرد...
نور خورشید و هوای گرم، نه...
تکه یخ را گرمی "عشق" آب کرد
عبادت بی صداقت حقه بازیست
اساس مسجدش بت خانه سازیست
چراانسان نمیخواهدبداند.......
وضوی بی صداقت آب بازیست!!!!
چه کسی میفهمد؟
در دلم رازی هست
میسپارم آنرا به خیال شب و تنهایی خود
به کدامین انسان؟
به کدامین مخلوق؟
تو بگوهست کسی
تا مرا دریابد؟
چه طنین انگیز است
تق تق پای خیالم که به دیباچه ی فردا
به خدا می راند
و جه زیباست نیاز من و ناز
دل بی تاب من و خاطره ای پر احساس
ولی افسوس که در راه دلم گم گشته
تو به من می خندی
و من از خنده ی تو
می فهمم
که کسی نیست مرا دریابد....
تنها زمانی صبور خواهی شدکه صبر را یک قدرت بدانی نه یک ضعف،!
آنچه ویرانمان می کند ، روزگارنیست:!
حوصله کوچک و آرزوهای بزرگمان است."