دلشکسته
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده با چشمان تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی درجهان رسوا شدن
عشق یعنی سُست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن با ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
انسانها شبیه هم عمر نمیکنند
یکی زندگی میکند یکی تحمّل ...
انسانها شبیه هم تحمّل نمیکنند
یکی تاب می آورد
یکی می شِــــکند ...
انسانها شبیه هم نمیشکنند
یکی از وسط دو نیم میشود
دیگری تکه تکه ...
تکه ها شبیه هم نیستند
تکه ای یک قرن عمر میکند
تکه ای
یک روز ...
مراقب یکدیگر باشیم ...
عاشق شدن چیز ساده ایست ..
مهم عاشق ماندن است،
بی انتها،
بی زوال ..
تا ابد، بی منت . . .
پس عاقلانه عاشق شو ...
تا بتوانی شرط عشق را تا انتها به جا بیاوری !
واژه هایی که عاشقانه می شوند …
ترانه می شوند و یکی میخواند و چه دردآور است …
عاشقانه هایی که می نویسی
جز او …همه را به یاد عشقشان بیاندازد…
و تو …
همچنان بنویسی بدون این که عشق کسی باشی و یا حتی در یاد کسی …
زندگی صحنه دل بود که من کات شدم”
بسکه در محضر چشم تو مجازات شدم
من که از شعـر و غزل هیچ نمیدانستم
تا که در فرضیه چشــم تو اثبات شدم
خم ابـروی تو میخواست که شاعربشوم
آنکه در پیچ و خمش محو اشارات شدم
مدرسه جای من سر به هـوا داده نبود
از هـمان گوشه مهـیای خـرابات شدم
یاد آن روز که در سینـه سیــنای دلت
طبـق فرمـان تو من شامـل آیات شدم
باز هم دست من و قــفل ودخیل حرمت
باز هم پشت درت صاحب حاجات شـدم
یاد آن روز که در صفــحه شطـرنج دلت
شاه عشق بودم و با کیش رخت مات شدم” *
ادمها می آیند
گاهی در زندگی ات ميمانند ؛
و گاهی در خاطره ات ؛
آن ها كه در زندگی ات ميمانند
همسفر ميشوند ؛
آنها كه در خاطرت ميمانند كوله پشتی تمامِ تجربياتت برای سفر ؛
گاهی تلخ ؛ گاهی شيرين ؛
گاهی با يادشان لبخند ميزنی ؛
گاهی يادشان لبخند از صورتت برمیدارد ؛
اما تو لبخند بزن به تلخ ترين خاطره هايت ؛
حتی بگذار همسفر زندگی ات بداند ؛
هرچه بود ؛ هرچه گذشت ؛
تو را محكم تر از هميشه ؛
و هر روز برای كنار او قدم برداشتن ساخته است .
آدمها می آيند ؛
و اين آمدن بايد رخ دهد ؛ تا تو بدانی ؛ آمدن را همه بلدند
اين ماندن است
كه هنر ميخواهد و لیاقت.....!!!!!
می ﭘﺮﺳﻨﺪ ﻣﺠﺮﺩ ﯾﺎ ﻣﺘﺎﻫﻞ؟!
ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ "ﻣﺘـﻌـــــﻬﺪ "
ﭼﻮﻥ ﺗﺠﺮﺑﻪ
ﻧﺸﻮﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﻪ ﻣﺠﺮﺩ
ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺸﻮﻧﻪ ﺗﻌﻠﻖ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﮐﺴﯿﻪ
ﻭ ﻧﻪ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺸﻮﻧﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﻭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ !
ﻫﻤﻪ ﯼ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻫﺎ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺟﺎﻥ ﻧﻤﯽﻧﻮﯾﺴﻨﺪ !
ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻋﻬﺪﻫﺎ ﺭﺍ
ﺭﻭﯼ ﻗﻠﺐ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﯿﻢ ....
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﻬﺪﻫﺎﯼ
ﻏﯿﺮ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺑﺎﺷﻪ
ﺷﮑﺴﺘﻨﺸﺎﻥ یک ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ...'!
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻳﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ
ﻭﻟﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﻴﺘﻮﺍﻥ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﭼﻪ ﺳﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻮﺯﻩ ﺑﺰﻧﯽ ﭼﻪ ﮐﻮﺯﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ،
ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎ ﮐﻮﺯﻩ ﺍﺳﺖ ...
ﺩﻟﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﺍﺯ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﻨﺪ !
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﮔﻔﺘﺎﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ .
بانو ...
گوش به حرفِ این مردم نده !
بیا تا من برایت بگویم
چه خوش روزگاریست
عاشقی
بیا تا برایت بگویمت دلت که با شوقِ دیدارش
می تپد
یعنی زندگی
این مردم بس که دنیایی می بینند نه آسمانی !!
همه چیز و همه کس را
یادشان رفته
مجنون با عشقِ لیلی از کوچه ها رد می شد
مجنون از عشقِ لیلی
مجنون تر می شد
دیوانه ها را چه به عاقلی !
عاشقی هم که می دانی دیوانگیست
و چه دیوانگیِ شیرینیست
وقتی اشک هایت؛ خنده هایت
بغض هایت؛ شوق هایت
دلیل داشته باشد
تنها برایت یک آرزو می کنم
همیشگی باشد
آنکه
مجنونت می کند
همین...
ﺍﺷﻚ ﻫﺎ ﻗﻄﺮﻩ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ!
ﺑﻠﻜﻪ ﻛﻠﻤﺎﺗﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺍﻓﺘﻨﺪ....
ﻓﻘﻂ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ:
ﭘﻴﺪﺍ ﻧﻤﻴﻜﻨﻨﺪ ﻛﺴﻰ ﺭﺍﻛﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﺍﻳﻦ
ﻛﻠﻤﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﻔﻬﻤﺪ...!!!
می گویند زمان، آدمها را عوض میکند،
اشتباه نکن..!!
"زمان "
حقیقت آدمها را روشن می سازد،
"زمان"
قیمت رفاقت ها را معلوم می کند،
و"زمان "
راستی را از دروغ،،،،،،
اشتباه نکن..!!!
"زمان "
هرگز آدمها را عوض نمی کند،،،،
روی ویترین یک کتابفروشی در شهر رم نوشته شده:
«
همیشه دلخوری ها را...
نگرانی ها را....
به موقع بگویید....
حرفهای خود را به یک دیگر با "کلام" مطرح کنید؛ نه با " رفتار"
که از کلام همان برداشت می شود که شما می گویید؛ولی از رفتارتان هزاران برداشت....
قدر بدانید" داشتنها " را
مهربان بودن مهمترین قسمت انسان بودن است ...
زندگی به تو میخندد هنگامی که ناراحتی.
زندگی به تو لبخند میزند هنگامی که خوشحالی.
زندگی تسلیم تو میشود هنگامی که دیگران را خوشحال میکنی
زندگی بی نهایت زیباست تو آمدی که از زیباییش لذت ببری
زیبایی در هر چیزی هست، اگر بخواهی که ببینی
من دنبال کسی میگردم که...
نه "انسان" باشد
نه "دوست"
نه" رفیق صمیمی"
تنها
"صاف"باشد و"صادق"
پشت سایه اش
" خنجری "نباشد
برای"دریدن"هیچ نگوید
همان باشد که"سایه اش"می گوید
"صاف و یکرنگ"
ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﭼﯿﺰﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ” ﻧﺪﺍﺷـﺘـﻦ ” ﻫﺎ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺑﺎ ﺗـــﻮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧـﻨﺪﻡ
ﻗﻔﻞ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﺩﺭ ﺗـــﻮ ﻛﻪ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻡ
ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ ، ﺗﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﻣﺮﻏﺎﻥ ﺧﻮﺷﺨﻮﺍﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﭼﻪ ﺧﻮﺵ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺳﺖ
ﺑــﺎ ﺗـــﻮ ﺑــﻮﺩﻥ
ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﯾﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﻧﺎﻣﻢ ﺩﻝ ﺍﻧﮕﯿــﺰﺗﺮﯾﻦ ﺁﻭﺍﯼ ﺩﻧﯿــﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ