راسخون

دلشکسته

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

تَنْہاییَم را دوسْت دارَم

 

نَہ زَبان دارَد کِہ دُروغْ بِگویَد

 

نَہ دِلْ دارَد ڪِہ نامِہرَبانے کُنَد

 

نَہ دَسْت دارَد کِہ مَرا پَسْ بِزَنَد

 

اَما آنْقَدْر مَعْرِفَت دارَد ڪِہ رَھایَم نَکُنؔد‌..!!

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

"اشــــــــکهایـــم"

را

"بـــــى صـــــــدا"

در اوج

 "ســـــــــکوت" 

مى ریزم.!!

 

~زیرا~

• "هـــــــق هــــــق" •

بــــراى کسـیـست کــــه

کـــســى را

بـراى پــــاک

کـردن اشکـــــهایـــش دارد.!!

"نه من"

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

این شعر توسط مادری که در خانه سالمندان بوده تهیه و نگارش شده و وصیت کرده بودند که پس از مرگش این شعر رو انتشار بدهند.... متاسفانه گویا ایشون چند ماه پیش در تنهایی و بدون حضور فرزندانشون فوت میکنن:

 

تیک تاک ساعت اینجا مرا یاد تو می اندازد

پسر کوچک من یادت نیست

تا سحر بر سر بالین تو بیدار نشستم

که مبادا پشه ای

بزند نیش بر آن صورتِ زیبای تو فرزندِ گلم

یا که در نیمۀ شب ها نکند شیر بخواهی

و من از گریه و بی تابی تو

خواب ، وغافل باشم

پسر دلبندم

من در اینجا پدری می بینم

که به تنهایی خود می گِرید

مادری گوشۀ دیوار پریشان وضعیف

خیره بر سقف

که شاید مرگ است...

حال و احساسِ همه طوفانیست

و به هر ثانیه یک عُمر تلاطم دارد

سوز این حالِ غریب

می زند طعنه به سرمای وجود

و چه اینجا سرد است

وای انگار زمستان شده است

نکند خوب نپوشی تو لباس

نکند خوب نپوشی تو لباس

این تمام تنشِ ذهن من است

چون که در لرزشِ دستانِ نحیفم انگار

نیست دیگر که توانی به پرستاری تو

من در این حالِ ضعیف

من در این حالِ به ظاهر دَم مرگ

از خدا میخواهم

برود خار به چشمم اما

نرود 

خار به پای تو عزیز مادر...

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

سه توصیه لقمان به فرزندش:

 اول اینکه : در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! 

دوم اینکه : در بهترین بستر بخوابی! 

سوم اینکه: در بهترین کاخها و خانه های دنیا زندگی کنی! 

پسر لقمان گفت: ای پدر، ما یک خانواده فقیر هستیم. من چطور میتوانم این کارها را انجام دهم؟!

 لقمان گفت: اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری، هر غذایی طعم بهترین غذای جهان را میدهد. 

اگر بیشتر کار کنی و کمتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای، احساس میکنی بهترین خوابگاه جهان است. 

و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای میگیری و آنوقت بهترین خانه های جهان، مال توست.

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

" خداوندا "

     آرامم کن همان گونه که دریا را

      پس ازهرطوفانی آرام میکنی

   راهنمایم باش که دراین چرخ وفلک

      روزگار بدجورسرگیجه گرفتم

               ایمانم راقوی کن 

      که تو را درتنهای ام گم نکنم

                " خداوندا "

      من فراموش کارم اگر گاهی 

       یا لحظه ای فراموشت کردم 

       توهیچ وقت فراموشم نکن

                " خداوندا " 

رهایم مکن حتی اگرهمه رهایم کردن

         " خدایا دوستت دارم "

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

متنی زیبا از پرفسور سمیعی:

برای کسی که می فهمد ،

هیچ توضیحی لازم نیست.

        و

برای کسی که نمی فهمد،

هر توضیحی اضافه است .

 

آنانکه می فهمند/ عذاب میکِشند.

         و

آنانکه نمی فهمند / عذاب می دهند.

 

مهم نیست که چه "مدرکی" دارید،

مهم اینکه چه "درکی" دارید.

 

مغزِ کوچک و دهانِ بزرگ

میلِ ترکیبیِ بالایی دارند.

کلماتی که از دهانِ شمابیرون می آید

ویترینِ فروشگاهِ شعورِ شماست.

پس

وای بر جمعی که لب را

بی تامل وا کنند.

چرا که ؛ کم داشتن و زیاد گفتن

مثلِ

نداشتن و زیادخرج کردن است!

پس نگذارید زبانِ شما

از افکارتان جلو بزند!!!

            پروفسور سمیعی

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

. روزهــــــــــا میگذرنـــــد..

و من هر روز

دنیا را بیشتر میشناسم..!

عاقل تر می شوم..،

و محتاط تر...!

 

نمیدانم..

شاید فقط ترسوتر میشوم..!

 

اما این را میدانم ..

که دیگر کمتر رویا میبافم..،

دیرتر آدمها را باور میکنم..،

کمتر از زشتیها تعجب میکنم..

و بیشتر.. احساساتم را نادیده میگیرم..!

 

روزها میگذرند..

و من هر روز،

بیشتر.. از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم..!!

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

ســــــکوت گورســــتان را میــــشنوی ??

دنـــــیا ارزش دل شـــکســــتن نـــدارد ...

قبرســـــتان پــــر است از جوانانی که ،

می خواســــــتند در پـــــیری توبه کنند ...

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

از گابریل گارسیا پرسيدند: اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره امید بنویسی، چه می نویسی؟

گفت:

99 صفحه رو خالی میذارم....صفحه ی آخر....سطر آخر

می نویسم.....

"یادت باشه دنیا گرده ...

هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی

شاید در نقطه شروع باشی...."

زندگی....

ساختنی ست...

نه ماندنی....

بمان برای «ساختن»

نسازبرای«ماندن».

منتطرنباش...

کسی برایت گل بیاورد!

خاک رازیروروکن...

بذررابکار...

ازآن مراقبت کن...*

《گل خواهدداد》

🌹

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی

لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی

 

تا پیش تو آورد مرا بعد تو را برد 

قلبم شده بازیچه ی دنیای روانی

 

باید چه کنم با غم و تنهایی و دوری

وقتی همه دادند به هم دست تبانی 

 

در چشم همه روی لبم خنده نشاندم

در حال فرو خوردن بغضی سرطانی

 

آیا شده از شدت دلتنگی و غصه 

هی بغض کنی ،گریه کنی ، شعر بخوانی ؟

 

دلتنگ تو ام ای که به وصلت نرسیدم

ای کاش خودت را سر قبرم برسانی              

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

چــــــــــقـــــدر . . . .  

 

زندگۍ قـــــشـــــنـــــگ مۍشود 

 

وقتۍ عـــــشـــــقـــــۍ داشـــــتہ باشۍ 

 

ڪہ پا بہ پاۍ تــــــــــو

 

دیـــــوانگـــــۍ ڪند .  .  .

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

کوری یعقوب یا رسوایی بانوی مصر.....

 

اولی عشق است دومی تاوان عشق...

tadrisiz کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 437
|
تاریخ عضویت : خرداد 1393 

 

دستایی رو پیدا کن که در ضعیف ترین حالتت نگهت دارن♥

 

چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن.󾬌

 

قلبی رو که وقتی توی بدترین حالت هستی دوست داشته باشه󾬌

 

اگر تونستی اینارو پیدا کنی بدون که عشق رو پیداکردی...!!

farnaz_s کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7586
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 چـند وقـتـیـست …

هــر چــه مـی گــردم …

هیــچ حرفــی بهتـــــر از

سکــوتـــــــــــ پیدا نمی کنم…

نگـاهـــم امــا…

گاهــی حرفــــــــــ می زنــد…

گاهــی فریــاد می کشـــد…

و من همیشـــــه به دنبــــال

کســـی میـگـردم …

کــه بفهمــد یکــــــ نگـــاه خستـــه …

چــه میـخـواهــد بـگـویـد …!

farnaz_s کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 7586
|
تاریخ عضویت : بهمن 1392 

 هیچگاه دل آنان که بیصدا گریه میکنند را نشکنید...

اینها کسی را

برای پاک کردن اشک هایشان نـــدارند...

 

"حسین پناهی"