این نیز بگذرد ....
این نیز بگذرد ....
پادشاهی، حکیمان را فرا خواند و گفت: مرا چیزی بیاموزید که اگر بسیار غمگین باشم، در آن نگاه کنم و غم دل از بین برود و اگر بسیار شاد باشم، در آن نگاه کنم و فریفته روزگار نگردم. حکیمان مدتی مشورت کردند و سرانجام، نگینی بر انگشتری او ساختند که روی آن نوشته شده بود: این نیز بگذرد ....
بسیار اموزنده بود
تنهـــــا چیــــــزی که بایـد از زندگـــی آمــــوخت
فقــط یــک کلمـــــــه اسـت:
میگـــــــــــذرد ...
امـــــا جان میگرد تا بگـــــــذرد ...
این نیز بگذرد ....
میگذره ولی به چه قیمتی...
این نیز بگذرد ....
میگذره ولی به چه قیمتی...
سلام
از روی امضایی که قرار دادید همه چی مشخصه.