اتاق چت راسخون
اگه بخشیدن به اینه که به روی طرف مقابل نیاریم و اصلا حرفی ازش نزنیم و انگار نه انگار که چیزی پیش اومده پس میتونیم ببخشیم بخصوص اینکه گاهی وقتا ممکنه دیگه با طرف مقابلمون حتی روبه رو هم نشیم .ولی بعضی وقتا آدم تو تنهایی خودش قلبش درد میگیره
نه بخشیدن واقعی این نیست.
بخشیدن یعنی اینکه اصلا از حافظه پاک کنیم.
من یکی بخشش واقعی رو بلد نیستم. یعنی هنوز نتونستم ادعا کنم کسی رو کامل بخشیدم. همین که برمی گردم و گذشته رو دوباره ورق میزنم و گهگاه بهش فکر می کنم و گاهی هم ناراحت میشم یعنی بخششم واقعی نبوده
«از آن روزی که ما را آفریدی * به غیر از معصیت چیزی ندیدی»
«خداوندا به حق هشت و چارت * ز من بگذر ، شتر دیدی ندیدی»
نه بخشیدن واقعی این نیست.
بخشیدن یعنی اینکه اصلا از حافظه پاک کنیم.
من یکی بخشش واقعی رو بلد نیستم. یعنی هنوز نتونستم ادعا کنم کسی رو کامل بخشیدم. همین که برمی گردم و گذشته رو دوباره ورق میزنم و گهگاه بهش فکر می کنم و گاهی هم ناراحت میشم یعنی بخششم واقعی نبوده
خوب این دست ما نیس ذات انسان اینجوریه که نمیتونه چیزی رو از حافظه اش پاک کنه مگه اینکه آلزایمر بگیره...من خیلی از ناراحتی رو کامل فراموش میکنم چون چیزی نیس که بخواد دوباره ناراحتم کنه این تو تعامل دوستانه خیلی پیش میاد ولی من همه چی رو با شوخی و خنده ازش رد میشم ولی بعضی از ناراحتی ها واقعا درد داره با این حال سعی میکنم نسبت به طرف دلگیر نباشم و ...بسپارمش به تقدیر و قسمت و زمان...
واقعا خدا خیلی خداست
سریع الرضا . نه این که میبخشه بلکه زود هم راضی میشه
کاش ما هم میتونستیم آیینه ی خدا باشیم
یه وقتهایی پیش خودم میگم من که هیچی پیش خدا ندارم.
پس ناراحتیم از فرد دیگه ای رو گرو برمیدارم میبرم پیش خدا میگم این بنده خدا منو اذیت کرده.
یا بار گناهان منو سبک کن یا از خوبی های او به من بده.
بالاخره اونی که منو ناراحت کرده به من بدهکار شده.
ولی خب!
بعدش دوباره میبینم خود خدا گفته اگه تو ببخشی، من هم بار گناهانت رو سبک می کنم.
با این حال که میدونم اینها رو! ولی خب نمیتونم ببینم کسی خیلی راحت بخشیده بشه.
نمیدونم من ببخشمش کامل بار اون گناه از دوشش برداشته میشه یا طرف حسابش میشه خود خدا.
به قولی نمیخوام بذارم اون فردی که ازش ناراحتم قصر در بره.
یه وقتهایی پیش خودم میگم من که هیچی پیش خدا ندارم.
پس ناراحتیم از فرد دیگه ای رو گرو برمیدارم میبرم پیش خدا میگم این بنده خدا منو اذیت کرده.
یا بار گناهان منو سبک کن یا از خوبی های او به من بده.
بالاخره اونی که منو ناراحت کرده به من بدهکار شده.
ولی خب!
بعدش دوباره میبینم خود خدا گفته اگه تو ببخشی، من هم بار گناهانت رو سبک می کنم.
با این حال که میدونم اینها رو! ولی خب نمیتونم ببینم کسی خیلی راحت بخشیده بشه.
نمیدونم من ببخشمش کامل بار اون گناه از دوشش برداشته میشه یا طرف حسابش میشه خود خدا.
به قولی نمیخوام بذارم اون فردی که ازش ناراحتم قصر در بره.
به نظر شما خدا از کدوم خوشحال میشه ؟!
ببخشید ؟
یا نه
نبخشید؟
اگه نبخشیم واقعا انتظار از اینکه خدا ما رو ببخشه غیر منظقیه
دیدین اونایی که قاتل پسرشون رو میبخشن؟
خب اونها هم انسانند ولی بخشش واقعی رو این افراد یاد رفتن.
اونی که جگرگوشه اش رو از دست داده، میگه قاتل رو بخشیدم. واگذارش کردم به خدا!
بخشش واقعی همینه.
نه بخشش من که مثلا یکی رو میگم بخشیدم. بعد سری بعد که ازش ناراحت میشم میگم یادته! اون دفعه هم همین کارو کردی!
باز هم میگم بخشش خیلی سخته.
خدایا منو در مقابل اونهایی که سخت می بخشند قرار نده!
خدایا به ما یاد بده چطور دیگران رو ببخشیم.
من سخت از دست کسی ناراحت میشم بیشتر رابطه خوبی با دیگران دارم دیگه مگه اینکه اون کار چی باشه که بخوام ناراحت بشم.یه نتیجه ای که من جدیدا بدست آوردم اینه که میبخشم و از طرفم ناراحت نیستم ،این ناراحتی که بخاطرش میبخشم همش میره تو قلبم و قلبمو درد میاره اونوقته که میرم طرف خدا وازش میخوام خودش آرومم کنه و یه کوچولو نتیجه هم گرفتم ،تجربه اش کنید.
به نظر شما خدا از کدوم خوشحال میشه ؟!
ببخشید ؟
یا نه
نبخشید؟
اگه نبخشیم واقعا انتظار از اینکه خدا ما رو ببخشه غیر منظقیه
خدا که از بخشش ما راضی میشه.
گاهی اوقات من احساس می کنم اینکه سریع هم به یکی میگم بخشیدمت از بخشش من سوء استفاده میشه.
یعنی فرد منو ناراحت می کنه. بعد میگه ببخشید، بعد من میگم بخشیدم. بعد میبینم تغییری در رفتار یک نفر ایجاد نمیشه.
یعنی عادت میشه براش. اینجور مواقع دیگه بخشیدن هم هر دفعه برام سخت و سخت تر میشه. مخصوصا اگه هر سری گذشته رو نبش قبر کنم که دیگه هیچی!
خیلی از دعواهای بین خانواده بخاطر همین ادامه پیدا می کنه.
دو طرف دعوا می کنن. بعد آشتی می کنن. بعد دوباره دعوا، دوباره آشتی و ....
منتهی سری اول دو روز طول می کشه آشتی می کنن سری آخر دو ماه طول می کشه و این کدورت می مونه!
من سخت از دست کسی ناراحت میشم بیشتر رابطه خوبی با دیگران دارم دیگه مگه اینکه اون کار چی باشه که بخوام ناراحت بشم.یه نتیجه ای که من جدیدا بدست آوردم اینه که میبخشم و از طرفم ناراحت نیستم ،این ناراحتی که بخاطرش میبخشم همش میره تو قلبم و قلبمو درد میاره اونوقته که میرم طرف خدا وازش میخوام خودش آرومم کنه و یه کوچولو نتیجه هم گرفتم ،تجربه اش کنید.
منم خیلی وقتها از خدا میخوام کمکم کنه کسی رو واقعا ببخشم.کمک خدا نبود خیلی از ما با اولین ناراحتی از بین میرفتیم.
صبری که خدا به ما میده، گاهی تحملمون رو بالا میبره.
یه وقتهایی هم هست درست میشینم فکر می کنم و میبینم شاید من هم اگر رفتارم بهتر بود ناراحتیم هم کمتر میشد و شاید رفتار من هم باعث ناراحتی طرف مقابل شده(همیشه میگم تو یه دعوا هیچ وقت یک نفر صد در صد مقصر نیست) پس من هم کمی مقصر بودم که ین ناراحتی برام پیش اومده.
راستی آجی تا یادم نرفته بگم اون سوال ریاضیه بود جوابشو دیروز استاد ایمیل کرد برام
اینم جوابش :در سه چهارم نان چند یک سوم نان داریم؟
واقعا مسخره اس
راستی آجی تا یادم نرفته بگم اون سوال ریاضیه بود جوابشو دیروز استاد ایمیل کرد برام
جدی؟ چی بود جواب؟
اینم جوابش :در سه چهارم نان چند یک سوم نان داریم؟
واقعا مسخره اس
میبینی آجی نصف خط هم نشد....
اینم جوابش :در سه چهارم نان چند یک سوم نان داریم؟
واقعا مسخره اس
واقعا مسخره اس!!
به این میگن مساله؟؟؟؟