راسخون

اتاق چت راسخون

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 





به جون خودم من ایشونو میشناختم نمیدونم شما چرا هی میگید یادم نمیومد

یکم فکر کردم برای اسمشون چون سخت بود یادم نمیومد ولی تا خانوم سلما گفتند کاربر salam575 یادم افتاد

با اینکه t رو هم نگذاشته بودند بازم این عکسشون جلو چشمم اومد

خیلی وقت با هم بودیم و خاطرات تلخ و شیرین زیادی داشتیم

شاید اگه ایشون و خانوم معلم نبودند من اینقدر به انجمن وابسته نمیشدم

منظورم همون اولشه که یادتون نمیومد
 

s4d3gh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 2659
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 






 

 

همه خوبن  سلام  دارم  ممنون  بله  مگه میشه  یادم بره  معلم کلاس  من بودماا   

یادش بخیر  همون سال  شما ماه مبارک تشریف آوردید  نمایشگاه  دیگه درسته؟

 

 

نمیدونم فکر کنم سال بعد بود

شک دارم اون سالش بود

اما نمایشگاه قرآن هم تجربه ی خوبی بود

جدا روزهای خوبی بودند کاش زود نمیگذشتند :(  

 

بله  منم اون سال   به خاطر  غرفه  حوزه  خیلی درگیر نمایشگاه  بودم   جالب تر از همه گردهمایی   راسخون   بود  که جز ما هیچ کس نیومد   آقای فرجام کلی شیرینی خریده  بودم  :-D 

 

 

این یکی رو خوب یادمه

بیچاره کلی آبمیوه و شیرینی خریده بود ما گفتیم حالا صدا به دا نمیرسه ولی کل وقت هر چی وایسادیم فقط خودمون بودیم و خودمون

خخخخخخخ

کلا خوش بین بودیم همیشه


nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 



 

میگم  آبجی   یاد یه  موضوعی افتادم   دوسالی میشه  قرار با هم  یه روز قرار  بزاریم همو ببینیمااااا  

جدی جدی دو ساله

 

s4d3gh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 2659
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 

به جرعت میگم هیچوقت به سر گفتگو نمیرسم

یه شونصد و پنجاه تا ای عقبم

مسئولین . کجایید ؟

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

خب اتاق خلوت شد بهترین وقته برای لواشک خوردن چون ممکنه بقیه وقتا غارت بشه و چیزی به ما نرسه

اجی طهمورس بفرمایین

اقا صادق شما هم اگه لواشک دوست دارین بفرمایین

salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 
آقا سید مساله اینه که آقای سلامت پست های صبح شما رو خونده بودن. خننننده
s4d3gh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 2659
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 







به جون خودم من ایشونو میشناختم نمیدونم شما چرا هی میگید یادم نمیومد

یکم فکر کردم برای اسمشون چون سخت بود یادم نمیومد ولی تا خانوم سلما گفتند کاربر salam575 یادم افتاد

با اینکه t رو هم نگذاشته بودند بازم این عکسشون جلو چشمم اومد

خیلی وقت با هم بودیم و خاطرات تلخ و شیرین زیادی داشتیم

شاید اگه ایشون و خانوم معلم نبودند من اینقدر به انجمن وابسته نمیشدم

منظورم همون اولشه که یادتون نمیومد

خب نمیدونستم کی رو میگند

میگفتند اتاق چتی نیست

ولی دوستتونه و شما هم همیشه سره مبصری باهاش کل داشتید

هر چی فکر میکردم به بن بست های تنگ و تاریک و مخوف بر میخورد

 


tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 





 

میگم  آبجی   یاد یه  موضوعی افتادم   دوسالی میشه  قرار با هم  یه روز قرار  بزاریم همو ببینیمااااا  

جدی جدی دو ساله

آره  دیگه  آبجی   از همون  سال که گردهمایی  راسخون بود  راسخون سال 92   گردهمایی  داشت  الان 94 

 


s4d3gh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 2659
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 


خب اتاق خلوت شد بهترین وقته برای لواشک خوردن چون ممکنه بقیه وقتا غارت بشه و چیزی به ما نرسه

اجی طهمورس بفرمایین

اقا صادق شما هم اگه لواشک دوست دارین بفرمایین

 

 

بابا مانیتورم صاب رفت اینقدر اینو نذارید

اگه راست میگید بفرستید برای راسخون تا بده دسته ما یکم فیزیکی ازش استفاده کنیم

مجازیش طعمه خاک و خول میده یکم !!!

 

salma57 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 35499
|
تاریخ عضویت : بهمن 1391 









به جون خودم من ایشونو میشناختم نمیدونم شما چرا هی میگید یادم نمیومد

یکم فکر کردم برای اسمشون چون سخت بود یادم نمیومد ولی تا خانوم سلما گفتند کاربر salam575 یادم افتاد

با اینکه t رو هم نگذاشته بودند بازم این عکسشون جلو چشمم اومد

خیلی وقت با هم بودیم و خاطرات تلخ و شیرین زیادی داشتیم

شاید اگه ایشون و خانوم معلم نبودند من اینقدر به انجمن وابسته نمیشدم

منظورم همون اولشه که یادتون نمیومد

خب نمیدونستم کی رو میگند

میگفتند اتاق چتی نیست

ولی دوستتونه و شما هم همیشه سره مبصری باهاش کل داشتید

هر چی فکر میکردم به بن بست های تنگ و تاریک و مخوف بر میخورد

 



عجبا. خب راست گفتم. فکر کنم اولین پست های آقای سلامت تو اتاق چت بود.البته برای یه گردهمایی دیگه هم خیلی ها دعوت شدند که کسی نیومد. تجربه خیلی بدی بود برای من! اون موقع آقای سلامت چند پستی زدند. البته اصلا یادم نیست کی بود!
s4d3gh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 2659
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 


آقا سید مساله اینه که آقای سلامت پست های صبح شما رو خونده بودن. خننننده
 
 
جدا ؟ تازه با تقلب اینقدر توضیح پذیر بودند ؟
s4d3gh کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 2659
|
تاریخ عضویت : آبان 1391 

من دیگه دارم میفتم کم کم

با اجازه برم یکم ب استراحتم واسه روز کاری بعدی آماده شم

ببخشید

امیدوارم بتونم باز هم در خدمتتون باشم

خانوم معلم و خانوم سلما و خانوم نازنین شب همگی بخیر و شادی باشه

با اجازه

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 





بابا مانیتورم صاب رفت اینقدر اینو نذارید

اگه راست میگید بفرستید برای راسخون تا بده دسته ما یکم فیزیکی ازش استفاده کنیم

مجازیش طعمه خاک و خول میده یکم !!!

اخه برای پذیرایی چیزی جز لواشک نداریم
 

 

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 


من دیگه دارم میفتم کم کم

با اجازه برم یکم ب استراحتم واسه روز کاری بعدی آماده شم

ببخشید

امیدوارم بتونم باز هم در خدمتتون باشم

خانوم معلم و خانوم سلما و خانوم نازنین شب همگی بخیر و شادی باشه

با اجازه

به سلامت التماس دعا .بازم از این طرفا بیاین
 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 


خب اتاق خلوت شد بهترین وقته برای لواشک خوردن چون ممکنه:-D  بقیه وقتا غارت بشه و چیزی به ما نرسه

اجی طهمورس بفرمایین

اقا صادق شما هم اگه لواشک دوست دارین بفرمایین

   

 

آجی جون  جاتون خالی امشب افطار با خالم  رفته بودیم  کهف  کلی برام لواشک آورد