اتاق چت راسخون
شما دیگه اینقدر نیومدین که از گمنامان هم گمنام ترین.
پست ها رو غیر فعال کردم که خیالتون راحت باشه گمنامید.
وااااااااااااااای اجی شما اینکارو کردین من یاد یه خاطره ای افتادم .اقا صادق احتمالا باید یادشون باشه چی رو میگم
خیلی نزدیکم به فهمیدن ولی یادم نمیاد جریان سره چی بود
بگید بخندیم قبله رفتتن
salamat ؟؟؟
جدا ؟ واقعانی ؟ چه خوب
ازشون نپرسدید الان در چه حالی اند ؟ حالشون خوبه
آخی چقدر خوشحال شدم
حتما بهشون پیام میدم مرسی که گفتید
چرا جویای احوالشون بودم.
یه مدت ناراحت بودند ولی دلیلش رو نمیدونم.
انجمن هم نمیومدن. بیشتر مشغول وبلاگ بودن
ولی چند وقتی هست مدام سر می زنند. یعنی روزانه سر می زنند. مخصوصا پست هایی که میزنند و پاسخ داشته باشه برای جواب میان.
گفتم صبح تو انجمن بودند. چون تشکراتشون رو پایین چند پست جدید دیدم. وبلاگشون هم فعال هست.
چه جالب اگه دیدیدشون حتما سلام بنده رو ابلاغ بکنید بهشون
آقا من دیگه باید کم کم برم رده کارم
ببخشید
حتما شب میام
وعده ی دیدار ما : امشب راس ساعتی که دلتون خواست
مکان : هر جایی که دلتون خواست (البته توی اتاق باید باشه و الا قبول نیست)!
سی یو
به سلامت.
قبل از رفتن به آقای سلامت پیام بدین که ساعت حضورتون رو بدونن و اگه خواستن بیان.
ببخشید زحمتش با شما شد.
مرسی از لطفتون
میدونم من گمنامم ولی اوشونی که گفته بودید که نبودند ...
ممنون
والا آشنایی و صحبت اهالی اتاق چت بیشتر بخاطر شما بود نه اوشون! درسته؟
اوشون هم شما شدین باز فرقی نکرد. باز بخاطر شما صحبت ها ادامه داشت نه اوشون!
بله منظورم کلای بود
خیلی نزدیکم به فهمیدن ولی یادم نمیاد جریان سره چی بود
بگید بخندیم قبله رفتتن
منم یادم نبود اجی گفتن غیرفعال میکنم یادم افتاد
یه صحبتی شما تو اتاق کردین بعد گفتین نقل قول نزنین پاکش کنم. منو اجی یاس و شما تو اتاق بودیم من همش میگفتم پاک کنین و ... اینا .یادتون اومد
سلام ،خوبین؟
آقا من دیگه باید کم کم برم رده کارم
ببخشید
حتما شب میام
وعده ی دیدار ما : امشب راس ساعتی که دلتون خواست
مکان : هر جایی که دلتون خواست (البته توی اتاق باید باشه و الا قبول نیست)!
سی یو
به سلامت.
قبل از رفتن به آقای سلامت پیام بدین که ساعت حضورتون رو بدونن و اگه خواستن بیان.
ببخشید زحمتش با شما شد.
اختیار دارید این حرفا چیه نه من قصد دخالت در وظایف شما رو نداشتم اومدم بابای کنم برم سر کارم گفتم یه دعوتی هم به عمل بیارم
آجی من یادمه.
چون من شیفت شب نمیومدم ولی صبح پست ها رو میخوندم.
هر چی هم گشتم دیدم فقط هی تذکر دادین ویرایش کن. پاک کن. حذف کن.
ولی جریان چی بود رو نمیدونم. چون در لحظه ارسال پست ها نبودم.
خیلی نزدیکم به فهمیدن ولی یادم نمیاد جریان سره چی بود
بگید بخندیم قبله رفتتن
منم یادم نبود اجی گفتن غیرفعال میکنم یادم افتاد
یه صحبتی شما تو اتاق کردین بعد گفتین نقل قول نزنین پاکش کنم. منو اجی یاس و شما تو اتاق بودیم من همش میگفتم پاک کنین و ... اینا .یادتون اومد
آهااااااااا خخخخخخخ خیلی باحال بود
بله یادم افتاد
عجب روزایی بود
خخخخخخ
یه بارم یادمه همه توی هر چه میخاد بودیم بعد یکی صفحه ی اینجا رو به هم ریخت مجبور شدیم بیایم دست به دست هم بدیم تا چند صفحه رد شه و اتاق به حالت قبل برگرده
اون روز هم خیلی خندیدیم
یادش بخیر
سلام ،خوبین؟
سلام آجی فاطمه سادات. خوبین؟
طاعات و عبادات قبول
سلام ،خوبین؟
سلام ظهرتون بخیر و طاعات شما هم قبول باشه
خوش اومدید
سلام ،خوبین؟
سلام آجی فاطمه سادا. خوبین؟
طاعات و عبادات قبول
قبول حق ،خوبم آجی ممنون
سلام ،خوبین؟
سلام ظهرتون بخیر و طاعات شما هم قبول باشه
خوش اومدید
قبول حق،ممنونم!
سلام ،خوبین؟
سلام اجی جون ممنون به خوبی شما ماهم خوبیم.از شما هم قبول باشه
با اجازه از همگی
میبینمتون