راسخون

سلام ماه خدا ماه مناجات و نوا

komail1012531 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2990
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 

سلام ماه خدا ماه مناجات و نوا

komail1012531 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2990
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 

سلام ماه خدا   ماه مناجات و نوا
ماه دلای مبتلا   شب و سحرای دعا
سلام با اشک و آه  ابوحمزه و افتتاح
بازم اومدم رو سیاه   با کوله باری ازگناه
من اومدم من اومدم تو مهمونی
خدای من تو که حالم رو میدونی
صدام زدی، بازم خجالتم دادی
تا که منو کنار خوبا بشونی
دلم بی تو بها نداره   غریبه آشنا نداره
مناجات بدون حسین    بی روضه که صفا نداره
حسین جانم وای
*******
سلام ماه عسل   ماه خوبه خیرالعمل
خدا به منم داد محل   منو گرفته تو بغل
سلام ماه علی   ای محرم آه علی
ذکر شبانگاه علی  درد و غم و چاه علی
علی میگم علی دوای دردمه
علی بگو که با فقیرا همدمه
دلم شده بازم هوایی نجف
علی علی گرمی آه سردمه
شکستم از بار گناهم   زمین خوردم میون راهم
بحق فاطمه تا میگم    آقا میده بازم پناهم
علی جانم وای
******
سلام ماه حسن     ماه کریم ذوالمنن
مرهم غم و درد من    یه سری به قلبم بزن
سلام ماه صیام   به درد گناه التیام
دم افطارا یک سلام    سلام به لبای آقام
سلام میدم سلام به ساقی حرم
حسین میگم با اشک چشمای ترم
صدا میاد ربابه روضه می خونه
کسی نداد یه قطره آب به اصغرم
بخون بارون با دل رباب    بخون از غم، غم بی حساب
بگو بازم سلام برحسین    لب تشنه تا که دیدی آب
حسین جانم وای

komail1012531 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2990
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 

مناجات با خدا

سحر ماه خدا سوز صدا می خواهد
بشتابید که این سفره گدا می خواهد

بشتابید که این ماه به پایان نرسد
که در این ماه، خدا اهل بکا می خواهد

به خدایی که کریم است و رحیم است و غفور
بخشش اهل گنه دست دعا می خواهد

دل آلوده مریض است، ز عصیان و خطا
صاحبِ خانه، مریضِ تو شفا می خواهد

بنده ای که نفَسَش بی اثر و آلوده است
به خدا هم نفسی چون شهدا می خواهد

                        ********

بدنی که تنِ عریان به زمین افتاده
کفنی، تکه حصیری به خدا می خواهد

رضاباقریان

komail1012531 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2990
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 
شکر خدا یک ماهِ دیگر روزه دارم
یک ماهِ دیگر روزه داری بی قرارم
 
تا که بیاید ماهِ رحمت ماهِ توبه
یک سال دارم روزها را میشمارم
 
من غرقِ در موج بدی اما تو یا رب
گفتی بیا یک ماهِ دیگر در کنارم
 
مهمان نمودی از کرم من را و لیکن
جز معصیت بر درگهت چیزی ندارم
 
هر جا که من رو میکنم مولا تو هستی
من سوی تو دائم در حرکت در فرارم
 
کاری کن از غفلت رهایی یابم ای دوست
چون سالها بر دردِ این غفلت دچارم
 
آری نمیبینم تو را در وقتِ عصیان
وقتی که من یک آینه پر از غبارم
 
حالم از این دنیا از این عالم گرفته
رحمی کن امشب ای خدا بر حالِ زارم
 
رحمی نما من را رها کن از بدی ها
اشکی بِده تا بر بدی هایم ببارم
 
آری بَــدم اما به قرآنِ تو سوگند
من شاهِ بی غسل و کفن را دوست دارم
 
یعنی شود من یک سحر یا رب در این ماه
ســـر رویِ دامانِ گلِ نرگـس گذارم؟
 
گوید «بداغی»این سخن تا روزِ محشر
شادم که از جان بر کفانِ هشت و چارم
 
شاعر : سیروس بداغی
komail1012531 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2990
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 
کم کم هلالِ ماهِ خدا می رسد ز راه
اوقاتِ نابِ اهلِ بکاء می رسد ز راه
 
مهمان کند خدا همگان را به سفره اش
وقتی که ماهِ جود و سخا میرسد ز راه
 
گُل میکند به لب همه دم ذکر یا علی
زیرا بهارِ اهلِ دعا می رسد ز راه
 
ماهِ مجیر و جوشن و شب های عاشقی
ماهِ جنون و ماهِ صفا میرسد زِ راه
 
دستت دراز کن چو گدا سمتِ سفره اش
وقتی گدا به پشتِ گدا میرسد ز راه
 
امضا کند خدا گذر از نار دم به دم
چون ماهِ توبه ، ماهِ عطا میرسد ز راه
 
وقتی که ماهِ خوبِ خدا رو کند به ما
فرصت برای ترکِ گناه میرسد ز راه
 
معلوم میشود که عزیزی به نزدِ حق
وقتی بلا به پشت بلا می رسد ز راه
 
هر لحظه اش عبادت و هر ساعتش نکو
اوقاتِ سر به سر چو طلا میرسد ز راه
 
پُر میشود فضای دل از عطر عاشقی
لَا تَقْنَطو بر اهلِ خطا میرسد ز راه
 
بس کن دگر گناه که گناه سد عاشقی است
الطافِ عاشقانه جدا میرسد ز راه
 
میترسم از گناه و امیدم به رحمتش
وقتی که ماهِ خوف و رجا میرسد ز راه
 
ماهِ غمِ علی شهِ لولاک میرسد
یعنی که ماهِ اشک و عزا می رسد ز راه
 
افطار گر کنی همه دم یادِ لعلِ او
الطافِ سیّدالشهدا می رسد ز راه
 
گر خوب بندگی کنی ای دل به هر صباح
توفیقِ طوفِ کرب و بلا میرسد ز راه
 
وقتی به یادِ کرب و بلا بغض میکنی
صدها ملک ز ارض و سما میرسد ز راه
 
دنیا شود بهشتِ برین شک نکن دمی
وقتی قدومِ شاهِ وفا می رسد ز راه
 
«عَجِلْ عَلی ظُهُور وَلِیّک » خدای من
پس کی ز کعبه صاحبِ ما میرسد ز راه؟
 
از آتشت هماره " بداغی " شود رها
چون شاهِ دین به روز جزا می رسد ز راه
 
شاعر : سیروس بداغی
komail1012531 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2990
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 
بمناسبت رسیدن ماه رمضان
 
 
مناجات با خدا و امام رضا (ع)
 
و گریز به روضه حضرت علی اکبر (ع)
 
 
يا ربنا الله
 
 
مه عشق است بیایید خدا منتظر است
بشتابید که ارباب سخا منتظر است
بهر بخشایش هر جرم و خطا منتظر است
راه گم کرده بیا راهنما منتظر است
 
کاش باشیم، به دربار سلیمان، موری
تا به کی قسمت ما هست غم مهجوری
 
سفره ی عشق خدا باز و غذا اشک و بکاست
خوشبحال دل هر کس که دلش پر ز نواست
ریزش کوه خطا راه تو را سد کرده است؟
گریه کن، گریه در این ثانیه ها راه گشاست
 
هر چه در محفل ما حال بکا می آید
نام صاحب کرمی سبز قبا می آید
 
من عصیان زده با کوه گنه می آیم
کی من غمزده ی پست به ره می آیم
هیچ در چنته ندارم که به آن فخر کنم
سائلم بر در دلخانه ی شه می آیم
 
ایستادم دم در خجلت بی حد دارم
انتظار نظری از شه مشهد دارم
 
روی لب ذکر رضا حال و هوایی دارد
شهر مشهد چه غریب الغربایی دارد
دل ما را به هوای حرمش پر بدهید
دلم از کنج قفس میل رهایی دارد
 
من که هر ثانیه از دست رضا می خواهم
سائلم تذکره کرب و بلا می خواهم
 
بگذارید بگویم به دعا محتاجم
به دعای همه ی اهل صفا محتاجم
"دود این شهر مرا از نفس انداخته است
به هوای حرم کرب و بلا محتاجم" 1
 
بی هوا روضه عجب حال و هوایی دارد
زیر سم اکبر لیلا ، چه نوایی دارد
 
بنویسید که برگ و بر یک شهزاده
پیش چشم پدرش خرد و خمیر افتاده
شاه افتاد که لب روی لبش بگذارد
نوش جان کرد ز جام لب بابا باده
 
حال در زیر لبش ناله ی زینب دارد
مثل یک ابر بهاری است فقط می بارد
 
زبانحال حضرت علی اکبر ع با پدر:
 
وای ... ویرانه شدی ... من ز تو ویرانه ترم
آه... پروانه شدی .... من ز تو پروانه ترم
بر سرت خاک نریز و به خودت لطمه نزن
این همه ناله نکن من ز تو حنانه ترم
 
 
پاسخ حضرت سیدالشهداء ع :
 
ارباً اربای مني، عشق منی، جان منی
مصحف پاره ی من سوره ی انسان منی
روح و ریحان منی ، معنی احسان منی
از چه رو غمزده از حال پریشان منی
 
غم نخور بین حرم شاخه گل یاسم هست
منکه تنها نشدم اکبرم، عباسم هست
 
جعفر ابوالفتحی
komail1012531 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 2990
|
تاریخ عضویت : آذر 1391 
اللهی...
 
غیر آهی دربساطم نیست آه آورده ام
 
هرچه دارم را به امیدنگاه آورده ام
 
من گدایی بی کسم رو سوی شاه آورده ام
 
باچه امیدی به این خانه پناه آورده ام
 
دررجب توبه به من احساس بهترمیدهد
 
این شب جمعه چایی طعم دیگرمیدهد
 
سالهای سال غفلت کردن من را ببخش
 
سستی وقت عبادت کردن من را ببخش
 
باهمه جز تورفاقت کردن من را ببخش
 
جای شکرش کفر نعمت کردن من را ببخش
 
درد من دنیا شده پس درد دین رفته کنار
 
حرف حق محض رضای آن و این رفته کنار
 
ریزه خوار لطف سلطانم علی جانم علی
 
تا علی دارم مسلمانم علی جانم علی
 
با علی لبریز ایمانم علی جانم علی
 
تاسحر هر لحظه می خوانم علی جانم علی
 
یا من ارجوه ولکل خیر سائل آمده
 
توبه کرده باپشیمانی کامل آمده
 
وقت درد دل شده حال دعایم رابده
 
لطف کن امشب جواب گریه هایم رابده
 
درد روح و جسم دارم پس دوایم رابده
 
میهمان جمکرانم کربلایم رابده
 
چون در این شبهابه سمت کربلارفتن خوش است
 
کربلا هم گرنشد صحن رضا رفتن خوش است
 
کربلا گفتیم و از کرب و بلایش سوختیم
 
باز شد حرف حسین و با عزایش سوختیم
 
ازغم گودال و ذبح از قفایش سوختیم
 
مادری تا ناله زد ازناله هایش سوختیم
 
یا بُنَیَ موی تو در پنجه های قاتل است
 
قاری من بردهانت رد پای قاتل است
 
میزنم روی سر از داغ سرت جان میدهم
 
حق بده دارم برای حنجرت جان میدهم
 
پابه پای زخمهای پیکرت جان میدهم
 
من ته گودال جای خواهرت جان میدهم
 
دامنم تاهست روی خاک هی صورت نکش
 
هی نگاهت رابسوی خیمه بازحمت نکش