***عرشیان گمنام***
دلنوشته های راسخونی خود را تحت عنوان
درد ودلی با شهدای گمنام
در این تاپیک قرار دهید
دلم براتون تنگ شده...نمیدونم چرا نمیشه در مورد شما قلم بزنم...ترسم از اینه که دیگه نگام نکنید...چرا چند روزه توفیق نوشتن در مورد شما رو پیدا نکردم...قربون مظلومیتتون برم...قربون دلای پاک و عمل مخلصتون برم که دنبال هیچی نبودید الا رضایت خدا...قسمتون می دم به جان مادرتون حضرت زهرا...که یه دست رو دل گناهکارم بکشید....این آدم ها فکر می کنند من و شما با هم یه سر و سری داریم...حالا که اینطوریه در خونتون رو به روم نبندید...بذارید تا آخر عمر رفیقتون بمونم...این دلم بی شما و یادتون سر و سامانی نداره به خدا...شهداسلام منو به ارباب بی کفن برسونید...بهش بگین اگر یه لحظه نظر عنایتش ازم برداره می میرم...منم دلم می خواد بیام پیش شما و ارباب...من خجالت می کشم کفن داشته باشم اما اربابم بی کفن باشه...من از خودم و بدی هام شرم دارم...آخهحسین (ع) خرج ما شد....شهدا خرج ما شدند...چطور جوابشون بدم خدایااااااااا!
می گویند جنگی دیگر شکل گرفته است و ولی فقیه نیرو نیاز دارد...شهداتوانمان دهید بتوانیم از پرداختن به خود درآییم و مثل شما تکلیف محور عمل کنیم و نه خواسته محور.
امروز بسیاری از مردم زمانه ما دیگر آرمانشان پول است و کسب بیشتر لذت ها....شاید زمانه شما هم همین طور بوده و شما ها از آن میان برگزیده شدید...و خدا شما را برای خود تربیت کرد و ساخت...از زمانه شما خبر ندارم اما زمانه ما غربت کده ای شده که خیلی ها آرمانشان از این دنیا شده پول...نه صالح بودن....نه مصلح بودن...نه تربیت خود و فرزندان شایسته.....نه آرمان شهدا....
شهیدان به ما یاد دادند آنچه نزد خداست بهتر است از هر آنچه در دنیا است....و ما عند الله خیر و ابقی....اما این دل و گوش های ما انگار مهر خورده و صدایشهیدان را نمی شنویم...افسوس...
به یاد شهدای گمنام ...
آنان که در زمین گمنامند و در آسمانها مشهورند ...
تاحالا شده احساس کنی یه حرفایی داری که دوست داری تو این دنیا به کسی بگی.....
به یه کسی که محرم اسراره...
به یه محرم...
حرفا و خواسته هایی روکه به هردلیلی نتونی به کسی بگی...
اینطور وقتها
برو سراغ ...آخه اونا خیلی مهربونن...وخیلی محرم...
باورکن حرف زدن و درد دل کردن با شهدا معجزه میکنه...معجزه..............
همه جا صحبت از مرغ است هیچ کس از خروس نمیگوید
اینجا سیر شدن مهمتر از بیداریست
سلام ...
هیچوقت نتونستم حرف دلم رو راحت بهتون بگم...
جز شرمندگی حرفی برای گفتن نیست ...
شرمنده ام که دَم از شما می زنم اما ...
شرمنده ام که دائم آرزوی شهادت می کنم اما...
شرمنده ام که از دوستان میخوام برام دعا کنند تا به حال شهادت برسم اما ...
شرمنده ام ... شرمنده ...
ولی یه چیزو خوب میدونم ...
اینکه دلبستگی و أُنسم به شما ، خیلی وقتا آرومم می کنه ...
کمکم کنید تو این راه محکمتر قدم بردارم و شرمنده تون نشم ...
دعام کنید ...
راستی !!! میشه به مادر هم بگید برام دعا کنه ؟؟؟؟
بگید یکی هست که ادعا می کنه خادم الشهداست ...
براش دعا کنید تا این حرف رو به عمل تبدیل کنه ....
سلام منو به مادر برسونید ...