عکس::حرم امام خمینی!
ما عادت داریم به سمت تشریفاتی شدن چیزهای ظاهری بریم بجای رفتن به سمت عمل وهدفی که باید دنبالش باشیم بزرگان دین وامامان معصوم ما حتی جانشان را برای هدفشان واسلام دادند آنها کجا بودند وچه فکر میکردند وچه میخواستند ما کجاییم وکجا میرویم وچه فکر میکنیم.. خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند ان شاالله...
اگر امام عزیزمون الان بود میگفت از پایه اینجا را با خاک یکسان کنند چون هدفش جیز دیگه بود ... ولی حیف که دیگر نیست....
«فقط کسانی که امام خمینی را از نزدیک دیدهاند و با زندگی واقعی ایشان آشنائی دارند میتوانند با مشاهده اینهمه تشریفات و زرق و برق ظاهری مربوط به حرم، به این نتیجه برسند که آنچه به بهانه تکریم امام در مجموعه حرم ساخته شده، با فرهنگ مورد نظر خود ایشان منطبق نیست.»
مروری بر خاطراتی از امام خمینی که درسایتهای متعلق به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی هم موجود است میتوان اصول حاکم بر تفکر و شیوه زندگی امام مستضعفین و کوخ نشینان را شناخت.
۱- «زمانی که حضرت امام به جماران تشریف فرما شدند، آقای جمارانی علاقه داشتند که حسینیه از لحاظ ساختمانی و فرم عمومی اش تغییر یافته و به اصطلاح، محلی تمیز و مدِرن شود. یک روز حضرت امام (س) از طریق حاج سید احمد آقا پیغام دادند که از انجام این کار (تعمیر و تغییر ساختمان حسینیه) امتناع کنید، آقای جمارانی احساس کردند حاج احمد آقا در ادای پیغام حضرت امام (س) چندان مصِر نیست؛ و وقتی آقای جمارانی به کار تعمیر حسینیه ادامه داد، امام عصبانی شدند و پیغام دادند اگر می خواهید اینجا را تعمیر کنید، بگذارید برای وقتی که من از دنیا رفتم.» (پرتوی از خورشید ص ۴۶)
۲-حضرت امام در پی کسب اجازه از ایشان برای ساخت مصلی تهران در اراضی عباس آباد اینگونه مینویسند:
«با حفظ جهات شرعى در مورد زمین مذکور با پیشنهاد حجتى الاسلام، آقایان: خامنه اى و هاشمى، موافقت مى شود. ان شاء اللَّه در کنار ساختن مصلاى تهران، در ساختن بینش کفر ستیزى مسلمانان موفق باشید. ضمناً سادگى مصلا باید یادآور سادگى محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد. و شدیداً از زرق و برق ساختمان هاى مساجد اسلام امریکایى جلوگیرى شود. خداوند تمامى دست اندرکاران برپا کننده مساجد اللَّه را تأیید فرماید.»
تولیت آستان حضرت امام (ره) باید توضیحاتی را درباره ساختوسازها بدهد و بگوید چگونه این سازهها قرار است مردم را به یاد آرمانهای امام بیندازد! و توضیح دهند اگر امام (ره) زنده بود، با چنین برج و بارویی چگونه برخورد میکرد همان امامی که به اعتراف دوست و دشمن دلش برای مستضعفین میتپید وقتی در کشورمان حدود ۶ میلیون نفر هستند که میخواهند اما نمیتوانند کار کنند، آدمهایی که کهولت سن یا بیماری توانشان را گرفته و همه نگاهشان به کمکهای دولت است. کمیته امداد و بهزیستی از این افراد حمایت میکنند اما با مستمریهای ماهانهای که در بیشترین حالت به ۱۰۰هزار تومان در ماه هم نمیرسد نمیتوان از پس «بخور و نمیر» زندگی در روزگار نان سنگک ۱۲۰۰تومانی برآمد.
این افراد از چند مسیر مشخص ممکن است دریافتی داشته باشند. یارانهای که سهم همه مردم است، کمکها متفرقه مردمی و صندوقهای حمایتی بخش غیردولتی که گاهی هست و گاهی نیست و دست آخر هم مستمری ماهانه. در کمیته امداد به هر مددجوی تحتپوشش ماهانه ۵۳هزار تومان داده میشود. اگر ۲نفر و خانواده باشند ۶۰هزار تومان، اگر ۳نفر باشند ۷۱هزار تومان و اگر ۴نفر باشند ماهانه ۸۲هزار تومان میگیرند. تعداد اعضای خانواده ۵نفر که باشد ماهی ۱۰۰هزار تومان دریافت خواهند کرد و برای افراد بیشتر از ۵نفر هیچ کمکی پرداخت نمیشود. در بهزیستی نیز رقمها دقیقا به همین اندازه است. به این ترتیب اگر یک خانواده ۴نفره شامل یک سرپرست معلول، یک همسر بیمار و ۲نوجوان در حال تحصیل داشته باشیم، باید با ۸۲هزار تومان ماهانهای که از کمیته امداد یا بهزیستی میگیرند چرخ زندگیشان را بچرخانند.
مروری کوتاه بر برخی سخنان امام خمینی در باب مستضعفین و محرومین بیانگر نسبت سازندگان حرم با آرمانهای خمینی کبیر است.
«شما این انقلاب را به ثمر رساندید و گروههایى که در سرتاسر این کشور این انقلاب را به ثمر رساندند، همان زن و مرد محروم [بودند] و همانهایى که مستضعف هستند و کاخنشینها آنها را استضعاف مىکنند و اینها ثابت کردند که کاخنشینها هستند که ضعیفند و پوسیدهاند و براى این ملت هیچ کارى نکردهاند و نخواهند کرد » (صحیفه امام، ج۱۴، ص: ۲۶۱)
«تنها آنهایى تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بىبضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتى که ممکن است خط اصولى دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم… ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد.» (صحیفه امام، ج۲۱، ص: ۸۶ و ۸۷)
«بار سنگین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بر دوش قشر مستضعف است و همین گروه هستند که در جبهه و پشت جبهه فداکاری می کنند و نه طبقات بالا: «شما باید توجهتان به این تودههاى مستضعفى که با زحمت خودشان و رنج خودشان الآن در جبههها مشغول فداکارى هستند که خداوند تأییدشان کند و در پشت جبهه هم مشغول فداکارى هستند و مستضعفاند، آن بالاها اینها را ضعیف مىشمارند و مىشمردند… برای اینها کار کنید.» (صحیفه امام، ج ۱۵، ص: ۷۵)
«با توجه به اینکه بار سنگین انقلاب بر دوش قشر مستضعف است… وظیفه داریم فعالیت و توجه را به نواحى محروم، خصوصاً جنوب شهر، که در رژیم گذشته توجهى به آنها نشده، معطوف کنیم.» (صحیفه امام، ج۱۵، ص: ۲۷۳)
«خدا نیاورد آن روزى را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند. معاذ اللَّه که این با سیره و روش انبیا و امیر المؤمنین و ائمه معصومین- علیهم السلام- سازگار نیست.» (صحیفه امام، ج۲۰، ص: ۳۴۱)
تصاویر زیر مربوط به حرم امام خمینی (ره) است که سایت جماران متعلق به موسسه تنظیم و نشر آثار امام منتشر کرده است.
خوشحال بودیم حسینیه ی جمارانِ اماممان هنوز کاهگلی است و امام اجازه نداد رنگ تجمل بر آن بنشیند، حسینیه ی خاکی مثل خود امام، خودمانی و خاکی! آنجا که می گوید "از ۱۵ خرداد تا حالا که آمدیم، خون دادیم" بلافاصله جمله خود را اصلاح می کند و به خود تشر می زند که : "یعنی شما خون دادید، من که نشستهام اینجا. من هم هیچ حقی ندارم. شما خون دادید. شماها به میدان رفتید؛ شماها مبارزه کردید؛ ماها هیچ حقی نداریم. ما باید برای شما خدمت کنیم. خودمان نباید استفاده کنیم. نه استفادۀ عنوانی. خاک بر سر من! که بخواهم استفاده عنوانی از شما بکنم! خاک بر سر من! که بخواهم خون شما ریخته بشود و من استفادهاش را ببرم!" امامی از جنس مردم بود که کوخ نشین بود و کوخ نشینی را دوست داشت و اصلا علیه کاخ نشینی قیام کرده بود.
حالا اما همه چیز را دارند عوض می کنند، موسسه حفظ و نشر و تولیت محترم حرم را می گویم. سنگ قبری یک تکه درست کرده اند که طعنه به مزار کوروش می زند و ضریحی ساخته اند تا پنجره های آلمینیومی دور قبر امام را برچینند، پنجره هایی که سادگی از آن می بارید و هر بیننده در همان نگاه اول می فهمید با یک رهبر روحانی طرف است که قبرش هم نماد سادگی است، اما حالا به زرتم المقابر رسیده اند، سقف و زمین و سنگ و ضریح، همه را زیبا و امروزی کرده اند، به قول خودشان طراحی ایرانی اسلامی کرده اند، اما سادگی و صفا را از بین برده اند و حرم را در غل و زنجیر تجملات اسیر کرده اند، برای امام کوخ نشین ها کاخ ساخته اند، موزه ساخته اند، منویات آن ملعون را پیاده کرده اند و امام را به موزه فرستاده اند.
این همه هزینه و زرق و برق را شاید اگر در مسیر حرم امام، اتوبان خلیج فارس و شهید هاشمی نژاد را نمی گویم، در باقرآباد و صالح آباد و پلائین و قلعه نو اگر خرج می کردید شاید امام از شما راضی تر بود تا اکنون که فقط و فقط ظاهر را ساخته اید و هیچ اثری از دستورات و منویات امام در این ساخت و سازها نیست.
یاران آن به برج نشینی رسیده اند
مردی که گفت کاخ نشینی نخواستیم
【آرامگاهی "اشرافی" که به نام امام خمینی (ره) ساخته شده】
این سازهها تداعی کننده امامی که رهبر مستضعفین بود، نیست!
اگر امام راحل در قید حیات بودند آقایان جرات ساخت چنین برج و بارویی را داشتند؟
فقط کسانی که امام خمینی (ره) را از نزدیک دیدهاند و با زندگی واقعی ایشان آشنائی دارند میتوانند با مشاهده اینهمه تشریفات و زرق و برق ظاهری مربوط به حرم، به این نتیجه برسند که آنچه به بهانه تکریم امام در مجموعه حرم ساخته شده، با فرهنگ مورد نظر خود ایشان منطبق نیست.
زمانی که حضرت امام به جماران تشریف فرما شدند، آقای جمارانی علاقه داشتند که حسینیه از لحاظ ساختمانی و فرم عمومی اش تغییر یافته و به اصطلاح، محلی تمیز و مدِرن شود. یک روز حضرت امام (س) از طریق حاج سید احمد آقا پیغام دادند که از انجام این کار (تعمیر و تغییر ساختمان حسینیه) امتناع کنید، آقای جمارانی احساس کردند حاج احمد آقا در ادای پیغام حضرت امام (س) چندان مصِر نیست؛ و وقتی آقای جمارانی به کار تعمیر حسینیه ادامه داد، امام عصبانی شدند و پیغام دادند اگر می خواهید اینجا را تعمیر کنید، بگذارید برای وقتی که من از دنیا رفتم. (پرتوی از خورشید ص ۴۶)
فقط میشه به طرز فکر بعضی از مسئولین تاسف خورد!
بخشی از نامه دانشجویان دانشگاه شاهد به سیدحسن خمینی درباره بازسازی حرم امام(ره)؛
-تصاویر و عکس هایی که منتشر شده است نشان از دمیدن روحی از اشرافیت در بنای ساده حرم امام عزیز است. خوی اشرافی گری و خوی کاخ نشینی همواره در نگاه امام خمینی مذموم و منفور بوده است. چه آنکه ایشان در اوج سال های جنگ یعنی سال 62 به صراحت اینگونه کاخ نشینی را مورد نقد قرار می دهند :« آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحۀ دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخنشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا میشود. آن روزی که مجلسیان خوی کاخنشینی پیدا کنند خدای نخواسته، و از این خوی ارزندۀ کوخنشینی بیرون بروند، آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم. ما در طول مشروطیت از این کاخنشینها خیلی صدمه خوردیم. مجلسهای ما مملو از کاخنشین بود و در بینشان معدودی بودند که از آن کوخنشینها بودند، و همین معدودی که از کوخنشینها بودند از خیلی از انحرافات جلو میگرفتند و سعی میکردند برای جلوگیری. آن روزی که توجه اهل علم به دنیا شد و توجه به این شد که خانه داشته باشم چطور، و زرق و برق دنیا خدای نخواسته در آنها تأثیر بکند، آن روز است که باید ما فاتحۀ اسلام را بخوانیم.» 01/01/1362
سلام.
کاش امام عزیزمون زنده بود و میدید کسانی که خودشون را متصل به ایشون می دونن به نام ایشون چه خرج ها و چه کارهایی می کنند.