شهدای زن
مهدیه همتی
| نام پدر: ابوالفضل | تاریخ تولد: - / - /1365 |
| محل تولد: ایران - تهران - تهران | تاریخ شهادت: 23/12/1366 |
| محل شهادت: تهران | طول مدت حیات: 1 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
مهدیه در سال 1365 در تهران متولد شد، خردسالی او در سایه ی امن نگاه مهربان پدر گشت. هنوز یک سال بیشتر نداشت که بهار زندگی اش به خزان نشست، و قبل از آنکه راه رفتن بیاموزد پرواز را آموخت. او در تاریخ 23 اسفند ماه سال 1366 به همراه خاله و مادربزرگش بر اثر بمباران هوایی شهر تهران به شهادت رسید و گل سرخی یک ساله از پیروان ولایت در خون سرخ خویش غلطید.
سودابه همتی
| نام پدر: عزیز | تاریخ تولد: - / - /1340 |
| محل تولد: ایران - خوزستان - خرمشهر | تاریخ شهادت: 22/10/1365 |
| محل شهادت: بروجرد | طول مدت حیات: 25 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
سال 1340 بود؛ خرمشهر بار دیگر تولد کودکی را به نظاره نشست، سودابه شاداب و پر نشاط در جمع خانواده حضور یافت و از مادر متانت و تقوا را آموخت. کم کم به انجام فرائض دین اسلام علاقمند شد.
تا آنجا که در مسابقات قرآن و نهج البلاغه رتبه ی عالی به دست آورد. زمانیکه ارتش رژیم بعث به ایران حمله کرد. او به همراه خانواده اش تا آخرین لحظات مقاومت نمود. اما به ناچار به بروجرد مهاجرت کرد. روز بیست و یکم دی ماه سال 1365 سودابه به نماز ایستاد؛ مادر نگاهی از مهربانی به او انداخت. نمازش که به پایان رسید. سر بر سجده نهاد.
چند دقیقه ای تأمل کرد آنگاه برخاست و به مادر گفت: «فردا نوبت من است، از تو می خواهم که غمگین و ناراحت نشوی چرا که شهادت آرزوی من است.» روز بعد همای سعادت بر شانه ی سودابه نشست؛ و او چون مرغی سبکبال در سن 25 سالگی در پی بمباران هوايی دشمن به شهر بروجرد به آسمان پرکشید.
روحش شاد
تا آنجا که در مسابقات قرآن و نهج البلاغه رتبه ی عالی به دست آورد. زمانیکه ارتش رژیم بعث به ایران حمله کرد. او به همراه خانواده اش تا آخرین لحظات مقاومت نمود. اما به ناچار به بروجرد مهاجرت کرد. روز بیست و یکم دی ماه سال 1365 سودابه به نماز ایستاد؛ مادر نگاهی از مهربانی به او انداخت. نمازش که به پایان رسید. سر بر سجده نهاد.
چند دقیقه ای تأمل کرد آنگاه برخاست و به مادر گفت: «فردا نوبت من است، از تو می خواهم که غمگین و ناراحت نشوی چرا که شهادت آرزوی من است.» روز بعد همای سعادت بر شانه ی سودابه نشست؛ و او چون مرغی سبکبال در سن 25 سالگی در پی بمباران هوايی دشمن به شهر بروجرد به آسمان پرکشید.
روحش شاد
هنادی تیسیرجرادات
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - / - |
| محل تولد: حنین-فلسطین | تاریخ شهادت: - / - / - |
| محل شهادت: شهر حیفا | طول مدت حیات: 27 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
هنادی جرادات از اهالی شهر جنین فلسطین بود؛ او تحصیلاتش را در رشته ی حقوق در کشور اردن به پایان رساند و پس از 5 سال آموزش در این رشته جهت دوره ی کارآموزی و دریافت پروانه ی وکالت به کشورش بازگشت. همه ی اعضای خانواده منتظر بودند، یک هفته ی دیگر این دوره به پایان برسد اما هنادی که هنوز داغ شهادت برادر (فادی) و پسر عمویش (صالح) را در دل داشت، تصمیم گرفت انتقام این عزیزان را از آن ها بگیرد و سرانجام در روز شنبه دوازدهم مهرماه جنین را به مقصد رستورانی در حیفا ترک کرد. آن روز یکی از اعیاد مهم یهودیان به نام "یوم کیپور" بود و آنان در جشن و شادی بودند. هنادی با وجود اقدامات شدید امنیتی وارد رستوران شد. بمب همراه خود را منفجر کرد و به یاری حق کل ساختمان رستوران به ویرانه ای تبدیل شد و 20 اسرائیلی در همان لحظه به هلاکت رسیده و بیش از 55 نفر مجروح شدند.
بعد از این واقعه گروه "شهدای الاقصی" شاخه ی نظامی جهاد اسلامی مسئولیت این عملیات شهادت طلبانه را بر عهده گرفت و اضافه کرد هنادی دختر 27 ساله فلسطینی، پنجمین زنی بود که از زمان آغاز انتفاضه دست به حمله ی شهادت طلبانه زد. غروب روز شنبه بولدوزرهای صهیونیست ها خانه ی مسکونی هنادی و والدینش را با خاک یکسان کردند.
بعد از این واقعه گروه "شهدای الاقصی" شاخه ی نظامی جهاد اسلامی مسئولیت این عملیات شهادت طلبانه را بر عهده گرفت و اضافه کرد هنادی دختر 27 ساله فلسطینی، پنجمین زنی بود که از زمان آغاز انتفاضه دست به حمله ی شهادت طلبانه زد. غروب روز شنبه بولدوزرهای صهیونیست ها خانه ی مسکونی هنادی و والدینش را با خاک یکسان کردند.
ملک همتی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1323 |
| محل تولد: ایران - ایلام - ایوان | تاریخ شهادت: 05/05/1367 |
| محل شهادت: روستای گاوسوار | طول مدت حیات: 44 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
سال 1323 متولّد شد و " ملک" نام گرفت.
شهرستان ایوان نخستین جایی بود که گامهای کوچکش را حس کرد. او کم کم بزرگ می شد و راه و رسم زیستن را می آموخت.
ازدواج، "ملک " را وارد مرحلهی جدیدی از زندگی کرد. حاصل این ازدواج او 8 فرزند شد.
ملک در حالی که 44 سال داشت، در اثر بمباران هوایی رژیم بعث عراق در روستای گاوسوار در پنجمین روز از مرداد ماه سال 1367 آسمانی شد و به دیدار معبودش شتافت.
شهرستان ایوان نخستین جایی بود که گامهای کوچکش را حس کرد. او کم کم بزرگ می شد و راه و رسم زیستن را می آموخت.
ازدواج، "ملک " را وارد مرحلهی جدیدی از زندگی کرد. حاصل این ازدواج او 8 فرزند شد.
ملک در حالی که 44 سال داشت، در اثر بمباران هوایی رژیم بعث عراق در روستای گاوسوار در پنجمین روز از مرداد ماه سال 1367 آسمانی شد و به دیدار معبودش شتافت.
ناهید هوشمند
| نام پدر: منوچهر | تاریخ تولد: - / - /1338 |
| محل تولد: ایران - خوزستان - آبادان | تاریخ شهادت: 05/07/1359 |
| محل شهادت: آبادان | طول مدت حیات: 21 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
منوچهر و نرگس شاد و مسرور در انتظار تولد فرزند بودند، تا اینکه سرزمین آفتابی آبادان در سال 1338 میزبان قدوم این کودک گشت. پدر نامش را ناهید نهاد تا ستاره ی زندگیشان باشد. سالها گذشت و ناهید در سایه ی پر مهر خانواده بزرگ شد. تحصیلاتش را تا اخذ مدرک دیپلم ادامه داد. سپس بنا بر سنت نبوی ازدواج کرد. همسرش نظامی بود و به همین علت بیشتر اوقات ناهید در خانه تنها می ماند. آن در انتظار تولد فرزندشان بودند و کمتر از 4 ماه دیگر این کودک شادی زندگی شان آنان را دو برابر می ساخت؛ اما آن روز سایه ی شوم مرگ بر خانه ی آنها سایه افکند. ناهید مثل همیشه تنها و نگران همسرش بود، پنجم مهرماه سال 1359 موشک به خانه آنها در آبادان اصابت نمود و خانه به ویرانهای تبدیل گردید. ناهید 21 ساله به همراه جنین 5 ماهه ی خود به آسمان پر کشید. یک سال بعد همسرش نیز بار سفر بست و در دیار عقبی هم خانه او گردید.
عصمت هشیاری
| نام پدر: - | تاریخ تولد: 01/10/1319 |
| محل تولد: ایران - یزد - یزد | تاریخ شهادت: 11/04/1361 |
| محل شهادت: یزد | طول مدت حیات: 42 سال |
| مزار شهید: خلدبرین_ یزد |
زندگینامه
عصمت در روز اول دی ماه سال 1319 در کوشک نو یکی از محله های قدیمی شهر یزد پا به دنیا گذاشت. دوره ی کودکی خویش را در خانواده ای مذهبی سپری کرد و به علت وجود مشکلات اقتصادی نتوانست وارد دبستان شود. علاوه بر این وضعیت فرهنگی – مذهبی دبستان ها در آن زمان نیز این اجازه را به او نمی داد. بنابراین در محیط خانه به کارهای هنری مشغول شد و از این طریق به چرخه ی اقتصادی خانواده کمک کرد.
13 سال داشت که ازدواج نمود و صاحب 5 فرزند شد. اما بعد از 15 سال زندگی، همسرش به بیماری سرطان مبتلا شد و دار فانی را وداع گفت. لذا به سختی و با وجود مشکلات بسیار فرزندانش را تربیت نمود. با آغاز جنگ تحمیلی با اهدا خون خود به رزمندگان اسلام کمک نمود و با وجود درد شدید پا در تمام راهپیمایی ها حاضر شده و از انقلاب حمایت نمود.
روز یازدهم تیرماه سال 1361 در مراسم نماز جمعه بر اثر انفجار بمب امام جماعت آیت الله صدوقی به شهادت رسید. عصمت بعد از اتمام نماز دوباره قامت بست تا نماز مستحبی بخواند؛ زمانی که سر بر سجده گذاشت، بسیاری از مردم در حال فرار بودند. اما عصمت از جای خود بلند نشد و سرانجام نیز بر اثر فشار جمعیت با زبان روزه و در حال سجده در سنّ 42 سالگی به شهادت رسید. پیکر پاکش بر روی دستان مردم تا خلدبرین تشییع و به خاک سپرده شد.
13 سال داشت که ازدواج نمود و صاحب 5 فرزند شد. اما بعد از 15 سال زندگی، همسرش به بیماری سرطان مبتلا شد و دار فانی را وداع گفت. لذا به سختی و با وجود مشکلات بسیار فرزندانش را تربیت نمود. با آغاز جنگ تحمیلی با اهدا خون خود به رزمندگان اسلام کمک نمود و با وجود درد شدید پا در تمام راهپیمایی ها حاضر شده و از انقلاب حمایت نمود.
روز یازدهم تیرماه سال 1361 در مراسم نماز جمعه بر اثر انفجار بمب امام جماعت آیت الله صدوقی به شهادت رسید. عصمت بعد از اتمام نماز دوباره قامت بست تا نماز مستحبی بخواند؛ زمانی که سر بر سجده گذاشت، بسیاری از مردم در حال فرار بودند. اما عصمت از جای خود بلند نشد و سرانجام نیز بر اثر فشار جمعیت با زبان روزه و در حال سجده در سنّ 42 سالگی به شهادت رسید. پیکر پاکش بر روی دستان مردم تا خلدبرین تشییع و به خاک سپرده شد.
زینب هوشمند
| نام پدر: حسن | تاریخ تولد: - / - /1343 |
| محل تولد: ایران - مرکزی - ساوه | تاریخ شهادت: 12/01/1364 |
| محل شهادت: تهران | طول مدت حیات: 21 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
زینب در سال 1343 در ساوه متولد شد، کودکی را در سایه سار نگاه مهربان پدرش حسن سپری کرد؛ سالها گذشت و او با او داوود حماسی ازدواج کرد و در تهران زندگی خویش را آغاز نمود. زیبنب با شوقی خاص به تربیت دو فرزندش سمیه و سهیلا همت گماشت. اما دریغ و افسوس که موشک رژیم بعثی در تاریخ 12 فروردین ماه سال 1364 او، همسر و فرزندش را پرپر ساخت و زینب در سن 21 سالگی به دیدار حق شتافت.
طیبه واعظی دهنوی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1336 |
| محل تولد: ایران - قم - قم | تاریخ شهادت: 03/03/1356 |
| محل شهادت: زندان | طول مدت حیات: 20 سال |
| مزار شهید: بهشت زهرا (س) تهران قطعه 39 |
زندگینامه
طیبه در سال 1336 در خانواده ای روحانی و متدین به دنیا آمد. روزهای کودکی اش در شهر قم سپری شد و از 6 سالگی عشق امام (ره) در دلش ریشه دواند. با دستگیری امام (ره) نیت کرد 8 روز روزه بگیرد. برای سلامتی ایشان ؛ بارها روزه گرفت به نیت سلامتی امام ...
هفت ساله که شد نتوانست به خاطر موقعیت مدارس دوره شاهنشاهی از امکانات مدرسه استفاده کند . لذا در مکتب خانه قرائت قرآن و دعا را فرا گرفت . کمی که بزرگتر شد قالی بافی یاد گرفت. درآمد کار روزانه اش را برای خرید جهیزیه کنار گذاشت و درآمد کار شبانه اش را که چهار تومان بود، برای امام (ره) نگه داشت.
طیبه در سن 14 سالگی (سال 1350) با پسرخاله اش ابراهیم ازدواج کرد . ابراهیم معلم بود و مبارز، به همین علت طیبه نیز همراه و همقدم او شد. آنها ابتدا عضو گروه مجاهدین خلق بودند اما بعد از کمونیست شدن این گروه از آنها جدا شده و گروه مهدیون که خط مشی اسلامی داشت را بنیان نهادند .
طیبه قرآن نیز تدریس می کرد. مدتی بعد از ازدواجشان خداوند مهدی را به آنها هدیه داد. برادرش مرتضی نیز با خواهر ابراهیم ازدواج کرد و هرچهار نفر علیه استبداد پهلوی به مبارزه برخاستند و مخفیانه با نامهای مستعار زندگی می کردند .
واعظی و همسرش به علت تعقیب و گریزهای ساواک در تبریز ساکن شدند و در تاریخ 26 اسفند ماه 1355 خانه ای را در این شهر اجاره کردند. اما روز سی ام فروردين ماه سال 1356 در پی دستگیری یکی از اعضای گروه، یکی از گشت های بازرسی به ابراهیم مشکوک شد و او را دستگیر کردند. به دنبال آن طیبه دستگیر شد و مرتضی برادرش و همسرش فاطمه نیز در درگیری به شهادت رسیدند . طیبه و ابراهیم به ساواک تهران منتقل شدند. مهدی را با نام دیگر به پرورشگاه انتقال دادند ، اما طیبه و ابراهیم بر اثر شکنجه های مأمورین رژیم پهلوی جان به جان آفرین تسلیم کردند.
طیبه در سن 20 سالگی پس از تحمل مصائب بسیار در روز سوم خرداد سال 1356 مهمان ضیافت الهی گشت. مزار پاکش در قطعه 39 بهشت زهرا (س) قرار دارد.
هفت ساله که شد نتوانست به خاطر موقعیت مدارس دوره شاهنشاهی از امکانات مدرسه استفاده کند . لذا در مکتب خانه قرائت قرآن و دعا را فرا گرفت . کمی که بزرگتر شد قالی بافی یاد گرفت. درآمد کار روزانه اش را برای خرید جهیزیه کنار گذاشت و درآمد کار شبانه اش را که چهار تومان بود، برای امام (ره) نگه داشت.
طیبه در سن 14 سالگی (سال 1350) با پسرخاله اش ابراهیم ازدواج کرد . ابراهیم معلم بود و مبارز، به همین علت طیبه نیز همراه و همقدم او شد. آنها ابتدا عضو گروه مجاهدین خلق بودند اما بعد از کمونیست شدن این گروه از آنها جدا شده و گروه مهدیون که خط مشی اسلامی داشت را بنیان نهادند .
طیبه قرآن نیز تدریس می کرد. مدتی بعد از ازدواجشان خداوند مهدی را به آنها هدیه داد. برادرش مرتضی نیز با خواهر ابراهیم ازدواج کرد و هرچهار نفر علیه استبداد پهلوی به مبارزه برخاستند و مخفیانه با نامهای مستعار زندگی می کردند .
واعظی و همسرش به علت تعقیب و گریزهای ساواک در تبریز ساکن شدند و در تاریخ 26 اسفند ماه 1355 خانه ای را در این شهر اجاره کردند. اما روز سی ام فروردين ماه سال 1356 در پی دستگیری یکی از اعضای گروه، یکی از گشت های بازرسی به ابراهیم مشکوک شد و او را دستگیر کردند. به دنبال آن طیبه دستگیر شد و مرتضی برادرش و همسرش فاطمه نیز در درگیری به شهادت رسیدند . طیبه و ابراهیم به ساواک تهران منتقل شدند. مهدی را با نام دیگر به پرورشگاه انتقال دادند ، اما طیبه و ابراهیم بر اثر شکنجه های مأمورین رژیم پهلوی جان به جان آفرین تسلیم کردند.
طیبه در سن 20 سالگی پس از تحمل مصائب بسیار در روز سوم خرداد سال 1356 مهمان ضیافت الهی گشت. مزار پاکش در قطعه 39 بهشت زهرا (س) قرار دارد.
منیره ولی زاده
| نام پدر: عبدالحسین | تاریخ تولد: 01/05/1360 |
| محل تولد: ایران - ایلام - ایلام | تاریخ شهادت: 10/04/1377 |
| محل شهادت: بیمارستان | طول مدت حیات: 17 سال |
| مزار شهید: گلزار شهدای صالح آباد |
زندگینامه
منیره ولیزاده در نخستین طلوع آفتاب مردادماه 1360 در شهر ایلام دیده به جهان گشود. از همان آغازین روزهای زندگی طعم تلخ آوارگی را در کنار اعضای خانواده و دیگر مردم مهران تجربه کرد. منیره و خانوادهاش اصالتاً اهل مهران بودند و آن روزها به دلیل شدت بمبارانهای دشمن بعثی به کوههای اطراف ایلام پناه آوردند.
پدرش عبدالحسین پاسدار بود و دائماً در جبهههای جنگ مشغول رزم با دشمن و کمتر خانه بود. منیره دو سال بیشتر نداشت که در اثر بمباران دشمن به سختی مجروح شد و از آن زمان تا پایان عمر روی ویلچر نشست.
سالها رنج و درد ناشی از جراحت را با شکیبایی و آرامش پشتسر گذاشت و سرانجام در تاریخ 10/4/1377 به علت شدت جراحات در سنّ 17 سالگی به شهادت رسید و در گلزار شهدای صالحآباد آرام گرفت.
پدرش عبدالحسین پاسدار بود و دائماً در جبهههای جنگ مشغول رزم با دشمن و کمتر خانه بود. منیره دو سال بیشتر نداشت که در اثر بمباران دشمن به سختی مجروح شد و از آن زمان تا پایان عمر روی ویلچر نشست.
سالها رنج و درد ناشی از جراحت را با شکیبایی و آرامش پشتسر گذاشت و سرانجام در تاریخ 10/4/1377 به علت شدت جراحات در سنّ 17 سالگی به شهادت رسید و در گلزار شهدای صالحآباد آرام گرفت.
وفاادریس
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - / - |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 09/11/1379 |
| محل شهادت: قدس | طول مدت حیات: - |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
وفا ادريس زني از ساکنان اردوگاه «امعري» در «رامالله» در مرکز باختري رود اردن بود. با ارادهاي پولادين دين و اعتقادي راسخ چون کوه و آن هنگام که به دليل مراقبتهاي بسيار ارتش صهيونيستي راه انجام هر گونه عمليات ضداشغالگران بر دلاورمردان فلسطيني بسته شد. وفا مردانه برپا خواست و انجام عمليات استشهادي در قدس اولين زن شهيد، شهادت طلب فلسطيني شد و در تاريخ 28 ژانويه 2001 مصادف با 9 بهمن ماه سال 1379 به شهادت رسيد.
زهرا یاقوت ذرتی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1303 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 14/08/1362 |
| محل شهادت: اندیمشک | طول مدت حیات: 59 سال |
| مزار شهید: گلزار شهدای اندیمشک-قطعه قدیم |
زندگینامه
زهرا در سال 1303 به دنيا آمد. سالهاي کودکي را پشت سر نهاد و به برومندي که رسيد ازدواج کرد و گرمابخش کانون خانواده خود شد. چهاردهم آبان 1362 زهراي 59 ساله بر اثر حملهي موشکي رژيم بعث عراق به شهر انديمشک به شهادت رسيد. پيکرش را در گلزار شهداي انديمشک _ قطعه قديم به خاک سپردند.
مروارید یاره
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1318 |
| محل تولد: ایران - ایلام - ایوان | تاریخ شهادت: 24/01/1365 |
| محل شهادت: ایوان | طول مدت حیات: 47 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
مروارید در سال 1318 دیده به جهان هستی گشود. روزهای کودکیاش در شهرستان ایوان گذشت. جوان بود و پرشور که همراه و همسفر خود را یافت.
وی در زمان جنگ تحمیلی در همان شهر مشغول گذران زندگی بود که یکباره هواپیماهای رژیم بعثی حمله کردند و او در تاریخ 24/1/1365 در سنّ 47 سالگی جان به جانآفرین تسلیم کرد.
وی در زمان جنگ تحمیلی در همان شهر مشغول گذران زندگی بود که یکباره هواپیماهای رژیم بعثی حمله کردند و او در تاریخ 24/1/1365 در سنّ 47 سالگی جان به جانآفرین تسلیم کرد.
فریده ولی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1340 |
| محل تولد: عراق - بغداد | تاریخ شهادت: 03/05/1361 |
| محل شهادت: ایلام | طول مدت حیات: 21 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
فریده در سال 1340 در شهر بغداد کشور عراق به دنیا آمد. روزهای کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشت تا این که در عنفوان جوانی ازدواج کرد و خداوند دو فرزند زیبا به او هدیه داد.
فریده در زمان جنگ تحمیلی در شهر ایلام ساکن بود که یک باره هواپیماهای رژیم بعث به ایران حمله نمود و او در روز سوم مردادماه سال 1361 در سنّ 21 سالگی به شهادت رسید.
فریده در زمان جنگ تحمیلی در شهر ایلام ساکن بود که یک باره هواپیماهای رژیم بعث به ایران حمله نمود و او در روز سوم مردادماه سال 1361 در سنّ 21 سالگی به شهادت رسید.
خدیجه یزدان خواه
| نام پدر: نوروزعلی | تاریخ تولد: - / - /1355 |
| محل تولد: ایران - مازندران - فریدونکنار | تاریخ شهادت: 09/09/1357 |
| محل شهادت: فريدونکنار | طول مدت حیات: 2 سال |
| مزار شهید: مسجد امام سجاد (ع) _ فريدونکنار |
زندگینامه
سال 1355 ديده به جهان هستي گشود. نامش را خديجه نهادند و از خداوند سلامت و سعادت او را خواستار شدند.
مادر به آرمانهاي والاي امام خميني (ره) اعتقاد داشت و فرزندانش طوبي و خديجه را با خود به تظاهرات ميبرد. روز نهم آذر ماه سال 1357 خديجه در آغوش مادر به خيابان رفت. غريو الله اکبر مردم با صداي رگبار گلولهها درهم آميخت و در همان لحظه خديجه دو ساله و خواهرش طوبي به دست مزدوران رژيم به شهادت رسيدند.
همان روز مردم اين دو عزيز را در مسجد امام سجاد (ع) به خاک سپردند.
مادر به آرمانهاي والاي امام خميني (ره) اعتقاد داشت و فرزندانش طوبي و خديجه را با خود به تظاهرات ميبرد. روز نهم آذر ماه سال 1357 خديجه در آغوش مادر به خيابان رفت. غريو الله اکبر مردم با صداي رگبار گلولهها درهم آميخت و در همان لحظه خديجه دو ساله و خواهرش طوبي به دست مزدوران رژيم به شهادت رسيدند.
همان روز مردم اين دو عزيز را در مسجد امام سجاد (ع) به خاک سپردند.
طوبی یزدان خواه
| نام پدر: نوروزعلی | تاریخ تولد: - / - /1347 |
| محل تولد: ایران - مازندران - فریدونکنار | تاریخ شهادت: 09/09/1357 |
| محل شهادت: - | طول مدت حیات: 10 سال |
| مزار شهید: مسجد امام سجاد (ع) _ فريدونکنار |
زندگینامه
در سال 1347 در فريدونکنار دختري پا به عرصهي وجود نهاد که او را "طوبي" نام نهادند. او در خانهاي ساده، آرام و در ميان دستهاي زحمتکش پدري که با کار سخت و شديد شبانه روزي به زندگي و خانوادهاش سر و سامان ميداد، پرورش يافت. وي دختري باوفا بود و حجب، حيا و متانتش او را زبانزد عام و خاص کرده بود. در منزل دستان کوچکش ياريگر بازوان خسته مادر بود و خواهرش "خديجه" را که دو ساله بود همواره به کول ميگرفت تا کمک حال مادر باشد.
معلمش وي را کودکي با هوش و با استعداد ميشناخت. با علاقه قرآن کريم را تلاوت ميکرد. وي آنقدر دوست داشتني بود که در يارکشيهاي بازيهاي کودکانه همواره بر سر او دعوا ميشد. مادر طوبي ميگويد: وقتي او کلاس چهارم دبستان بود بيش از حد در استفاده از لوازم قناعت ميکرد. روزي ديدم بدون آنکه در دستانش چيزي باشد در حال نوشتن بر روي کاغذ است. بسيار تعجب کردم به ايشان گفتم: «طوبي چه ميکني؟» گفت: «دارم مشق مينويسم.» گفتم: «با چه؟» مداد بسيار کوچکي را نشانم داد و گفت: «با اين!» برايش يک مداد خريدم اما او همچنان قناعت ميورزيد و ميگفت: «هنوز هم با اين مداد ميشود نوشت.»
وقتي مدارس در اوايل انقلاب تعطيل شده بود. شهيده طوبي به همراه مادرش چند مرتبه در تظاهرات شرکت کرد و سرانجام در تاريخ 9 آذر ماه 1357 او و خواهرش خديجه يزدانخواه که 2 ساله بود به دست مزدوران پهلوي به شهادت نايل آمده و در همان روز در مسجد امام سجاد (ع) شهر فريدونکنار با حضور مردم شهيدپرور اين خطه به خاک سپرده شدند. امروز مسجد امام سجاد (ع) محل زيارت قبور اين عزيزان به خصوص 5 شهيد از خانوادهي يزدانخواه شده است.
معلمش وي را کودکي با هوش و با استعداد ميشناخت. با علاقه قرآن کريم را تلاوت ميکرد. وي آنقدر دوست داشتني بود که در يارکشيهاي بازيهاي کودکانه همواره بر سر او دعوا ميشد. مادر طوبي ميگويد: وقتي او کلاس چهارم دبستان بود بيش از حد در استفاده از لوازم قناعت ميکرد. روزي ديدم بدون آنکه در دستانش چيزي باشد در حال نوشتن بر روي کاغذ است. بسيار تعجب کردم به ايشان گفتم: «طوبي چه ميکني؟» گفت: «دارم مشق مينويسم.» گفتم: «با چه؟» مداد بسيار کوچکي را نشانم داد و گفت: «با اين!» برايش يک مداد خريدم اما او همچنان قناعت ميورزيد و ميگفت: «هنوز هم با اين مداد ميشود نوشت.»
وقتي مدارس در اوايل انقلاب تعطيل شده بود. شهيده طوبي به همراه مادرش چند مرتبه در تظاهرات شرکت کرد و سرانجام در تاريخ 9 آذر ماه 1357 او و خواهرش خديجه يزدانخواه که 2 ساله بود به دست مزدوران پهلوي به شهادت نايل آمده و در همان روز در مسجد امام سجاد (ع) شهر فريدونکنار با حضور مردم شهيدپرور اين خطه به خاک سپرده شدند. امروز مسجد امام سجاد (ع) محل زيارت قبور اين عزيزان به خصوص 5 شهيد از خانوادهي يزدانخواه شده است.