شهدای زن
نوشین شهبازی
| نام پدر: حسن | تاریخ تولد: - / - /1346 |
| محل تولد: ایران - تهران - تهران | تاریخ شهادت: 06/01/1367 |
| محل شهادت: میدان ونک_تهران | طول مدت حیات: 21 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
نوشین شهبازی در سال 1346 در تهران دیده به جهان گشود. با رسیدن به سن 7 سالگی راهی دبستان شد و تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم ادامه داد.
اندک زمانی بعد در ششمین روز از فروردین ماه سال 1367 در پی حمله هوایی دشمن بعثی در میدان ونک شهر تهران در سن 21 سالگی به عرش پر گشود. هرچند وجود جسمانی او چون کبوتری سبکبال از میان ما پر کشید اما یاد و نامش همواره در ذهن و خاطر ما جاودان خواهد ماند.
روحش شاد.
اندک زمانی بعد در ششمین روز از فروردین ماه سال 1367 در پی حمله هوایی دشمن بعثی در میدان ونک شهر تهران در سن 21 سالگی به عرش پر گشود. هرچند وجود جسمانی او چون کبوتری سبکبال از میان ما پر کشید اما یاد و نامش همواره در ذهن و خاطر ما جاودان خواهد ماند.
روحش شاد.
صغری شهسواری
| نام پدر: ابوالحسن | تاریخ تولد: 03/01/1323 |
| محل تولد: ایران - فارس - قصرالدشت | تاریخ شهادت: 09/05/1366 |
| محل شهادت: مکه مکرمه | طول مدت حیات: 43 سال |
| مزار شهید: گلزار شهداي دارالرحمه _شيراز |
زندگینامه
صغری شهسواری، فرزند ابوالحسن، در روز سوم فروردین ماه سال 1323 در خانواده ای مذهبی و متوسط در شهرستان قصرالدشت در حومه شیراز به دنیا آمد.
صغری در سن 8 سالگی به مدرسه رفت و تا سال سوم ابتدایی ادامه تحصیل داد. او با توجه به علاقه به مذهب و علوم دینی، نزد مادر خود - که بانوی فاضله و مومنه ای بود - به آموزش قرآن و ادعیه پرداخت . در سال 1323 ازدواج نمود که ثمره آن سه فرزند پسر می باشد. وی در منزل شوهر به تربیت فرزندان و خانه داری می پرداخت. در اواخر سال 1358 به همراه خانواده (شوهر و فرزندان ) به شیراز عزیمت نمود.
سرانجام در غروب خونین جمعه ، نهم مرداد ماه 1366 در مکه مکرمه (خیابان شهرداری) ، در حال انجام راهپیمایی بزرگ و با شکوه « برائت از مشرکین » مورد حمله عناصر تروریست وهابی عربستان سعودی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله در سن 43 سالگی به شهادت رسید و در « گلزار شهدای دارالرحمه » در شیراز به خاک سپرده شد.
صغری در سن 8 سالگی به مدرسه رفت و تا سال سوم ابتدایی ادامه تحصیل داد. او با توجه به علاقه به مذهب و علوم دینی، نزد مادر خود - که بانوی فاضله و مومنه ای بود - به آموزش قرآن و ادعیه پرداخت . در سال 1323 ازدواج نمود که ثمره آن سه فرزند پسر می باشد. وی در منزل شوهر به تربیت فرزندان و خانه داری می پرداخت. در اواخر سال 1358 به همراه خانواده (شوهر و فرزندان ) به شیراز عزیمت نمود.
سرانجام در غروب خونین جمعه ، نهم مرداد ماه 1366 در مکه مکرمه (خیابان شهرداری) ، در حال انجام راهپیمایی بزرگ و با شکوه « برائت از مشرکین » مورد حمله عناصر تروریست وهابی عربستان سعودی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله در سن 43 سالگی به شهادت رسید و در « گلزار شهدای دارالرحمه » در شیراز به خاک سپرده شد.
بتول شوهان زاده
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1360 |
| محل تولد: ایران - ایلام - ایلام | تاریخ شهادت: 25/11/1362 |
| محل شهادت: ایلام | طول مدت حیات: 2 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
سال 1360 متولّد شد؛ خانواده نامش را "بتول" نهادند و او در جمع گرم والدینی مهربان و باگذشت در شهر ایلام رشد نمود.
اما هنوز از آغوش مادر جدا نشده بود که یک باره هواپیماهای رژیم بعثی به ایلام حمله کردند و او در روز بیست و پنجم بهمن ماه سال 1362 در سنّ دو سالگی از خاک به افلاک پر کشید.
اما هنوز از آغوش مادر جدا نشده بود که یک باره هواپیماهای رژیم بعثی به ایلام حمله کردند و او در روز بیست و پنجم بهمن ماه سال 1362 در سنّ دو سالگی از خاک به افلاک پر کشید.
بتول شیخ العارفین
| نام پدر: حسین | تاریخ تولد: - / - /1327 |
| محل تولد: ایران - کرمان - رفسنجان - نوق | تاریخ شهادت: 09/05/1366 |
| محل شهادت: مکه مکرمه | طول مدت حیات: 39 سال |
| مزار شهید: بافق _ حسينيه ميانگاه |
زندگینامه
در سال 1327 در روستای نوق از توابع رفسنجان ، کودکی پای بر عرصه وجود نهاد. 7 ساله شد که به دبستان رفت و دوره ابتدایی را با موفقیت به پایان رساند.
سال 1354 ازدواج نمود. او قبل از انقلاب با شهامت و شجاعت در راهپیمایی ها شرکت می جست. در سال 1355 صاحب فرزندی شد . اما 5 سال بعد همسرش را از دست داد و به تنهایی مسؤولیت خانواده و تربیت فرزندش را عهده دار گشت .
بتول با وجود مصائب و سختی های بی شمار در زندگی خویش به فکر بستگان بود و در حال مشکلات به یاریشان می شتافت . وی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار بود و با خیاطی چرخه اقتصادی زندگی را چرخاند .
سال 1366 به زیارت بیت الله الحرام مشرف گشت و سرانجام در نهمین روز از مرداد ماه همان سال در مکه در مراسم برائت از مشرکین در سن 39 سالگی به شهادت رسید.
پیکر پاکش را در حسینیه میانگاه شهر بافق به خاک سپردند . پسرش در زمان شهادت مادر 11 سال بیشتر نداشت.
سال 1354 ازدواج نمود. او قبل از انقلاب با شهامت و شجاعت در راهپیمایی ها شرکت می جست. در سال 1355 صاحب فرزندی شد . اما 5 سال بعد همسرش را از دست داد و به تنهایی مسؤولیت خانواده و تربیت فرزندش را عهده دار گشت .
بتول با وجود مصائب و سختی های بی شمار در زندگی خویش به فکر بستگان بود و در حال مشکلات به یاریشان می شتافت . وی از اعتماد به نفس بالایی برخوردار بود و با خیاطی چرخه اقتصادی زندگی را چرخاند .
سال 1366 به زیارت بیت الله الحرام مشرف گشت و سرانجام در نهمین روز از مرداد ماه همان سال در مکه در مراسم برائت از مشرکین در سن 39 سالگی به شهادت رسید.
پیکر پاکش را در حسینیه میانگاه شهر بافق به خاک سپردند . پسرش در زمان شهادت مادر 11 سال بیشتر نداشت.
زیبا شیخ باریکانی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1360 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 07/01/1363 |
| محل شهادت: روستای حسینیه-بخش الوارگرمسیری | طول مدت حیات: 3 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای روستای حسینیه-بخش الوارگرمسیری-خوزستان |
زندگینامه
زيبا در سال 1360 پا به عرصه هستي نهاد. اما هنوز کودکي بيش نبود که هواپيماهاي رژيم يعثي حمله کردند و او در سن 3 سالگي در تاريخ 7 فروردين 1363 در روستاي حسينيه بخش الوار گرمسيري به شهادت رسيد.
پيکر پاکش را در گلزار شهداي همان روستا به خاک سپردند.
پيکر پاکش را در گلزار شهداي همان روستا به خاک سپردند.
آغاسلطان شیخ باریکانی
| نام پدر: طهماس | تاریخ تولد: 01/12/1324 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 07/01/1363 |
| محل شهادت: روستای حسینیه-بخش الوارگرمسیری | طول مدت حیات: 39 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای روستای حسینیه-خوزستان |
زندگینامه
آغاسلطان شيخباريکاني بانويي مؤمنه بود که وجودش به کانون خانواده و دل همسر و اهل خانه گرما ميبخشيد. او که 39 سال سن داشت و در یکم اسفند ماه سال 1324 ديده به جهان گشوده بود در هفتم فروردين 1363 در جريان حملهي هوايي دشمن بعثي به روستاي حسينيه بخش الوارگرمسيري به شهادت رسيد. پيکرش را در گلزار شهداي روستاي حسينيه به خاک سپردند.
زیبا شیخ دزفولی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1354 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 24/03/1364 |
| محل شهادت: انديمشک | طول مدت حیات: 10 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای اندیمشک-قطعه جدید |
زندگینامه
زيبا در سال 1354 ديده به جهان گشود. دانشآموزي فعال و کوشا بود و 10 بهار از عمرش ميگذشت وقتي که حملهي موشکي دشمن به شهر انديمشک او را در بيست و چهارم خرداد 1364 آسماني کرد. پيکر پاک او را در قطعه جديد گلزار شهداي انديمشک به خاک سپردند.
لیلا شیخ قلاوند
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1353 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 07/01/1363 |
| محل شهادت: روستای حسینیه | طول مدت حیات: 10 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای روستای حسینیه-بخش الوار گرمسیری |
زندگینامه
در سال 1353 ديده به جهان گشود و ليلا نام گرفت. 7 ساله که شد قدم به دبستان گذاشت تا بياموزد و به شوق ساختن آيندهاي آباد هر روز به مدرسه رفت تا اينکه در ده سالگي در هفتم فروردين 1363 بمباران هوايي روستاي حسينيه واقع در بخش الوارگرمسيري توسط هواپيماهاي دشمن بعثي راه آينده را بر او بست و ليلا، پاک و بيگناه به آسمان پرگشود.
پيکرش را در گلزار شهداي روستاي حسينيه به خاک سپردند.
پيکرش را در گلزار شهداي روستاي حسينيه به خاک سپردند.
رؤیا شیخ قلاوند
| نام پدر: علی | تاریخ تولد: 10/05/1356 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 07/01/1363 |
| محل شهادت: روستای حسینیه | طول مدت حیات: 7 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای روستای قلعه رزه-خوزستان |
زندگینامه
رویا شیخ قلاوند در روز دهم مرداد ماه سال 1356 به دنیا آمد. او در حالی که 7 سال بیشتر نداشت و دوران کودکی خود را سپری میکرد در 7 فروردین 1363 در بخش الوارگرمسیری (روستای حسینیه) به شهادت رسید. این کودک پاک و بیگناه را در گلزار شهدای روستای قلعهرزه به خاک سپردند.
طوبی شیخ یوسف عباسیان
| نام پدر: یوسف | تاریخ تولد: - / - /1310 |
| محل تولد: ایران - مرکزی - اراک | تاریخ شهادت: 22/11/1357 |
| محل شهادت: خیابان نیروی هوائی | طول مدت حیات: 47 سال |
| مزار شهید: بهشت زهرا (س) |
زندگینامه
طوبی شیخ یوسف عباسیان در سال 1310 در اراک، قدم به عرصه هستی نهاد. پس از طی دوران خردسالی تا پایان ابتدائی درس خواند. طوبی سپس ازدواج کرد و کانون پر مهر خانواده را با حضور خود گرمتر نمود .او در انجام امور منزل تلاش فراوانی می کرد و در کنار آن ،با حضور در جلسات مذهبی ،اطلاعات مذهبی خود را افزایش داد. پس از آغاز نهضت کبیر انقلاب او نیز مانند بقیه مردم در تظاهرات شرکت می کرد تا مخالفت خود را با رژیم پهلوی اعلام نماید. سرانجام در نزدیکی منزل در خیابان نیروی هوائی و هنگامی که قصد داشت فرزندانش را به خانه آورد، در تاریخ 22 بهمن 1357 هدف تیر جنایتکاران رژیم قرار گرفت و در سن 47 سالگی با پیکری خونین به شهادت رسید. مزار شهیده طوبی شیخ یوسف عباسیان در بهشت زهرا (س) قرار دارد.
روژین شیخی
| نام پدر: مصطفی | تاریخ تولد: 01/04/1363 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 13/04/1366 |
| محل شهادت: سردشت | طول مدت حیات: 3 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای سردشت-آذربایجان غربی |
زندگینامه
روژین در روز 1 تیر ماه سال 1363 قدم به عرصه هستی نهاد و در آغوش گرم خانواده اش جای گرفت.
پس از اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به پیروزی رسید، جنگ از سوی مزدوران عراقی به میهن عزیزمان تحمیل شد.
نیروهای بعثی که بر استفاده از عوامل شيميايي در جبهههاي جنگ اكتفا نكردند، در یکی از بعدازظهرهای گرم تابستان مصادف با هفتم تیر ماه سال 1366 با فرستادن چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت را شکستند و 7 بمب شیمیایی خردل را در نقاط مختلف شهر انداختند.
روژین که بر اثر استنشاق گاز شیمیایی مسموم شده بود سرانجام در روز 13 تیر ماه سال 1366، تسلیم رضای حق گردید و در سن 3 سالگی عروجش جاودانه شد.
پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای سردشت واقع در آذربایجان غربی به خاک سپرده شد.
پس از اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به پیروزی رسید، جنگ از سوی مزدوران عراقی به میهن عزیزمان تحمیل شد.
نیروهای بعثی که بر استفاده از عوامل شيميايي در جبهههاي جنگ اكتفا نكردند، در یکی از بعدازظهرهای گرم تابستان مصادف با هفتم تیر ماه سال 1366 با فرستادن چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت را شکستند و 7 بمب شیمیایی خردل را در نقاط مختلف شهر انداختند.
روژین که بر اثر استنشاق گاز شیمیایی مسموم شده بود سرانجام در روز 13 تیر ماه سال 1366، تسلیم رضای حق گردید و در سن 3 سالگی عروجش جاودانه شد.
پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای سردشت واقع در آذربایجان غربی به خاک سپرده شد.
ناهید شیخی
| نام پدر: محمدرسول | تاریخ تولد: 12/12/1364 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 07/04/1366 |
| محل شهادت: سردشت | طول مدت حیات: 2 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای سردشت-آذربایجان غربی |
زندگینامه
ناهید در روز 12 اسفند ماه سال 1364 قدم به عرصه هستی نهاد و در آغوش گرم خانواده اش جای گرفت.
پس از اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به پیروزی رسید، جنگ از سوی مزدوران عراقی به میهن عزیزمان تحمیل شد.
نیروهای بعثی که بر استفاده از عوامل شيميايي در جبهههاي جنگ اكتفا نكردند، در یکی از بعدازظهرهای گرم تابستان مصادف با هفتم تیرماه سال 1366 با فرستادن چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت را شکستند و 7 بمب شیمیایی خردل را در نقاط مختلف شهر انداختند.
ناهید که بر اثر استنشاق گاز شیمیایی مسموم شده بود سرانجام در روز 7 تیر ماه سال 1366، تسلیم رضای حق گردید و در سن 2 سالگی عروجش جاودانه شد.
پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای سردشت واقع در آذربایجان غربی به خاک سپرده شد.
پس از اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به پیروزی رسید، جنگ از سوی مزدوران عراقی به میهن عزیزمان تحمیل شد.
نیروهای بعثی که بر استفاده از عوامل شيميايي در جبهههاي جنگ اكتفا نكردند، در یکی از بعدازظهرهای گرم تابستان مصادف با هفتم تیرماه سال 1366 با فرستادن چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت را شکستند و 7 بمب شیمیایی خردل را در نقاط مختلف شهر انداختند.
ناهید که بر اثر استنشاق گاز شیمیایی مسموم شده بود سرانجام در روز 7 تیر ماه سال 1366، تسلیم رضای حق گردید و در سن 2 سالگی عروجش جاودانه شد.
پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای سردشت واقع در آذربایجان غربی به خاک سپرده شد.
زبیده شیرخانی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1304 |
| محل تولد: ایران - ایلام - شیروان و چرداول | تاریخ شهادت: 08/01/1364 |
| محل شهادت: صالح آباد | طول مدت حیات: 60 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
سال 1304 به دنیا آمد؛ نامش را "زبیده" گذاشتند و از خداوند سعادت و سلامت او را خواستار شدند. روزهای کودکی او در شيروان چرداول استان ایلام سپری گشت و در جوانی همراه و همسفر خود را یافت و خداوند به او 8 فرزند هدیه داد.
زبیده سرگرم تربیت فرزندانش بود که یک باره سایه ی شوم مرگ بر فراز روستای صالح آباد گسترانده شد و او در تاریخ هشتم فروردين ماه 1364 در سنّ 60 سالگی بر اثر بمباران هوایی به شهادت رسید.
زبیده سرگرم تربیت فرزندانش بود که یک باره سایه ی شوم مرگ بر فراز روستای صالح آباد گسترانده شد و او در تاریخ هشتم فروردين ماه 1364 در سنّ 60 سالگی بر اثر بمباران هوایی به شهادت رسید.
فوزیه شیردل
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1338 |
| محل تولد: ایران - کرمانشاه - کرمانشاه | تاریخ شهادت: 25/05/1358 |
| محل شهادت: بهداري پاوه | طول مدت حیات: 20 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
فوزیه شیردل در سال 1338 در شهر کرمانشاه در کانون گرم خانواده ای متدین و مومن متولد گردید.
پس از طی دوران طفولیت در سن 7 سالگی به مدرسه رفت و چون در خانواده ای مذهبی رشد کرده بود به نماز خواندن و روزه گرفتن بسیار پایبند بود.
دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت پشت سر گذاشت، پس از گرفتن مدرک سیکل وارد بهداری شد .
وی به مدت 2 الی 3 سال در بهداری کرمانشاه خدمت کرد و پس از آشنایی با کارش به پاوه منتقل شد و در بیمارستان آن جا مشغول به کار شد.
فوزیه با پیام انقلاب اسلامی همگام بود و دوستدار امام (ره) بود.
او پرستار مومن و محجبه ای بود که آشکارا در بیمارستان پاوه اعلام می کرد که:
من پیرو امام و خط امام هستم.
سرانجام در روز بیست و پنجم مرداد 1358 در جریان حمله گروهک ضد انقلاب دموکرات به بهداری پاوه و محاصره آن محل و در حالی که گروه دکتر چمران در صحنه حاضر بود در حالی که برای کمک به گروه اقدام می کرد و در حال راهنمایی هلی کوپتر برای فرود در بهداری بود، مورد اصابت گلوله ناجوانمردانه دموکراتها قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
فوزیه در آن محل بعد از 16 ساعت جان به جان آفرین تسلیم کرد و در سن 20 سالگی به شهادت رسید.
بعد از مدتی هلي کوپتري را که پیکر شهید و چند تن دیگر شهدا را حمل می کرد، مورد اصابت گلوله های منافقین قرار گرفته و سقوط کرد.
خلبان و کمک خلبان و مجروحان نیز همگی به شهادت رسیدند.
شهید چمران در وصف رشادت این پرستار شهید نوشت :
خداوندا! چه منظره ای داشت این خانه پاسداران! چه دردناک! ...
دختر پرستاری که پهلویش هدف گلوله دشمن قرار گرفته بود خون لباس سفیدش را گلگون کرده بود، 16 ساعت مانده بود و خون از بدنش می رفت و پاسداران هم که کاری از دستشان بر نمی آمد گریه می کردند .
این فرشته بی گناه ساعاتی بعد در میان شیون و زاری بچه ها جان به جان آفرین تسلیم کرد.
پس از طی دوران طفولیت در سن 7 سالگی به مدرسه رفت و چون در خانواده ای مذهبی رشد کرده بود به نماز خواندن و روزه گرفتن بسیار پایبند بود.
دوران ابتدایی و راهنمایی را با موفقیت پشت سر گذاشت، پس از گرفتن مدرک سیکل وارد بهداری شد .
وی به مدت 2 الی 3 سال در بهداری کرمانشاه خدمت کرد و پس از آشنایی با کارش به پاوه منتقل شد و در بیمارستان آن جا مشغول به کار شد.
فوزیه با پیام انقلاب اسلامی همگام بود و دوستدار امام (ره) بود.
او پرستار مومن و محجبه ای بود که آشکارا در بیمارستان پاوه اعلام می کرد که:
من پیرو امام و خط امام هستم.
سرانجام در روز بیست و پنجم مرداد 1358 در جریان حمله گروهک ضد انقلاب دموکرات به بهداری پاوه و محاصره آن محل و در حالی که گروه دکتر چمران در صحنه حاضر بود در حالی که برای کمک به گروه اقدام می کرد و در حال راهنمایی هلی کوپتر برای فرود در بهداری بود، مورد اصابت گلوله ناجوانمردانه دموکراتها قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
فوزیه در آن محل بعد از 16 ساعت جان به جان آفرین تسلیم کرد و در سن 20 سالگی به شهادت رسید.
بعد از مدتی هلي کوپتري را که پیکر شهید و چند تن دیگر شهدا را حمل می کرد، مورد اصابت گلوله های منافقین قرار گرفته و سقوط کرد.
خلبان و کمک خلبان و مجروحان نیز همگی به شهادت رسیدند.
شهید چمران در وصف رشادت این پرستار شهید نوشت :
خداوندا! چه منظره ای داشت این خانه پاسداران! چه دردناک! ...
دختر پرستاری که پهلویش هدف گلوله دشمن قرار گرفته بود خون لباس سفیدش را گلگون کرده بود، 16 ساعت مانده بود و خون از بدنش می رفت و پاسداران هم که کاری از دستشان بر نمی آمد گریه می کردند .
این فرشته بی گناه ساعاتی بعد در میان شیون و زاری بچه ها جان به جان آفرین تسلیم کرد.
سهیلا صارمی
| نام پدر: علی رضا | تاریخ تولد: - / - /1343 |
| محل تولد: ایران - تهران - تهران | تاریخ شهادت: 16/09/1365 |
| محل شهادت: مسجد کارخانه سیمان_دورود | طول مدت حیات: 22 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
سال 1343، سال شکفتن سهیلا بود، او کودکی اش را در شهر تهران سپری کرد و در نزد مادر با اسلام و معارف الهی این دین آسمانی آشنا شد. هنوز نوجوانی بیش نبود که در کنار دیگر مردان و زنان انقلابی به مبارزه علیه ظلم برخاست و ضمن آن از آموختن نیز غافل نشد. بعد از اخذ مدرک دیپلم به عنوان آموزشیار نهضت سوادآموزی به کار مشغول گشت و همراه همسرش به لرستان رفت؛ با وجود حملات موشکی رژیم بعثی زمانیکه تولد فرزندش را به انتظار نشسته بود، از تدریس به زنان مسجد کارخانه سیمان دورود غافل نشد. روز شانزدهم آذرماه سال 1365 بود، که سهیلا تصمیم گرفت به تهران بازگردد تا دیداری با خانواده داشته باشد، قبل از حرکت به کلاس درسش رفت اما خداوند طالب دیدارش بود و او در سن 22 سالگی از مسجد کارخانه سیمان دورود بر اثر بمباران هوايي روانه دیار نور گشت. در این سفر آسمانی 26 بانوی پارسا از دانش آموزانش به همراه طفلی که در بطن داشت او را همراهی کردند.