شهدای زن
خان زاده احمدی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - / - |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 23/04/1361 |
| محل شهادت: خرم آباد | طول مدت حیات: - |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
بيست و سوم تير ماه سال 1361 بود. مادري به همراه 5 فرزند فداکار و با دو نوهي خردسال با لباني تشنه به سوي ديدار سالار شهيدان شتافتند. خانم خانزاده احمدي مادري دلسوخته که ثمره تمام زندگي سختش را به همراه جان خويش در راه اعتلاي توحيد نثار نمود دختراني را که فاطمهگونه تقديم بانوي اسلام نمود، دختراني به نامهاي مهري پانزده ساله، معصومه 17 ساله، طيبه 21 ساله، طاهره بيست و هفت ساله، به همراه دو طفل عاشق که فرزندان طاهره بودند به نامهاي سارا رشنو هجده ماهه و علي رشنو چهار ساله و در آخر شيرمرد راه خدا، جواني بيست و يک ساله که در اولين ساعت ورودش به منزل پس از اتمام دو سال خدمت وظيفه در شديدترين جبهه حق عليه باطل به نام مصطفي، همگي به نداي پروردگار لبيک گفته و به شهادت رسيدند و در ساعت دوازده و پنج دقيقه ظهر در ايام مبارک رمضان با دهان روزه همانند سالار شهيدان خاک ميهن را گلگون نمودند. پدر خانواده، حاج عباس سپهوند با ديدن پسرش مصطفي که از خدمت مقدس سربازي ترخيص شده بود و با بدني ضعيف، و صورتي که از آفتاب داغ خوزستان سوخته بود اشکهاي شوق از ديدگانش ميچکيد و پسر رزمندهاش را در آغوش گرفته و با اشتياق ميبوسد. بله منزل حال و هوايي عجيب داشت، پدر به شکرانهي بازگشت پسر، قرآن قديمياش را زير بغل گرفت و راهي مسجد شد و مصطفي را در ميان گريه شوق مادر و خواهران واگذاشت، انگار حال و هواي منزل دوباره جان گرفته بود طاهره نيز به خانهي مادر آمد. طفل هجده ماههاش سارا را در بغل گرفته و دست کودک خردسالش علي را در دست، با ديدن برادر عزيزش انگار دوباره زنده ميشود، بياختيار مصطفي را به آغوش ميکشد و بازگشتنش را خوشآمد ميگويد. ياد دارم هنگامي که طاهره اولين فرزندش علي را به دنيا آورده بود مصادف بود با روزهاي پرالتهاب قبل از انقلاب حس مسئوليت اين زن فداکار تا حدي بود که هنوز ده روز از به دنيا آمدن نوزادش نگذشته اين طفل شيرخوار را با بدني ضعيف در آغوش ميکشيد و در مبارزه عليه عوامل ستمشاهي هميشه در صف اول قرار ميگرفت.
غرش هواپيماهاي بعثي فضاي جمع عرفاني خانواده را که با آمدن مصطفي گرم شده و هنوز ساعتي از ورودش نگذشته بود شکست و لحظهاي بعد، هشت انسان مظلوم هشت کبوتر بهشت در خرمآباد به سوي ديدار يار پرواز کردند. يکايک آنها بدنهاي پارهپارهشان را تقديم انقلاب نمودند.
غرش هواپيماهاي بعثي فضاي جمع عرفاني خانواده را که با آمدن مصطفي گرم شده و هنوز ساعتي از ورودش نگذشته بود شکست و لحظهاي بعد، هشت انسان مظلوم هشت کبوتر بهشت در خرمآباد به سوي ديدار يار پرواز کردند. يکايک آنها بدنهاي پارهپارهشان را تقديم انقلاب نمودند.
سکینه احمدی
| نام پدر: شوذب علی | تاریخ تولد: 10/01/1323 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 09/05/1366 |
| محل شهادت: - | طول مدت حیات: 43 سال |
| مزار شهید: بهشت زهرا(س)-قطعه26-ردیف29-شماره5-تهران |
زندگینامه
سکینه در 10 فروردین ماه سال 1323 به دنیا آمد و با قدوم مبارکش چشم و چراغ خانه شد.
علاقه پدر و مادرش به وی بر آن شد تا الفبای کودکی را با محبت به ائمه اطهار (ع) بیاموزد. او نوجوانی را پشت سر نهاد و در ایام پرشور جوانی ازدواج نمود که ثمره این پیوند آسمانی 3 فرزند پسر و 5 دختر بود.
با شروع حرکتهاي انقلابي مردم غيور ايران به جرگه یاران امام خمینی (ره) پیوست و در پیروزی انقلاب اسلامی نقش بسزایی داشت.
وی سرانجام در روز 9 مرداد ماه سال 1366 در سن 43 سالگی در خون خود غلطید و به شهادت رسید.
پیکر پاکش پس از تشییع با شکوه در بهشت زهرا(س) واقع در تهران به خاک سپرده شد.
علاقه پدر و مادرش به وی بر آن شد تا الفبای کودکی را با محبت به ائمه اطهار (ع) بیاموزد. او نوجوانی را پشت سر نهاد و در ایام پرشور جوانی ازدواج نمود که ثمره این پیوند آسمانی 3 فرزند پسر و 5 دختر بود.
با شروع حرکتهاي انقلابي مردم غيور ايران به جرگه یاران امام خمینی (ره) پیوست و در پیروزی انقلاب اسلامی نقش بسزایی داشت.
وی سرانجام در روز 9 مرداد ماه سال 1366 در سن 43 سالگی در خون خود غلطید و به شهادت رسید.
پیکر پاکش پس از تشییع با شکوه در بهشت زهرا(س) واقع در تهران به خاک سپرده شد.
اکرم احمدی پری دری
| نام پدر: ابراهيم | تاریخ تولد: - / - /1336 |
| محل تولد: ایران - تهران - تهران | تاریخ شهادت: 01/03/1355 |
| محل شهادت: - | طول مدت حیات: 19 سال |
| مزار شهید: مفقودالجسد |
زندگینامه
در سال 1336 اکرم احمدی متولد شد. دوران کودکی را با شادی و نشاط پشت سر گذاشت و در کانون پر مهر خانواده با ارزشهای اسلامی آشنا گشت.اکرم پس از آن به تحصیل پرداخت و تا سال ششم ابتدائی درس خواند او با شرکت در کلاسهای قرآن و نماز جماعت اعتقادات مذهبی خود را راسخ تر نمود و با عضویت در گروه «مهدیون» به مبارزه با طاغوت پرداخت.
روزی اکرم برای شرکت در نماز جماعت از منزل خارج شد اما دیگر کسی بازگشت او را ندید.پس از آن چند مرتبه به صورت تلفنی تماس گرفت ولی دیگر خانواده از وی اطلاعی نداشتند.
سرانجام پس از پیروزی انقلاب مدارکی به دست آمد و مشخص گردید که اکرم احمدی پری دری در يکم خرداد ماه سال 1355 توسط عمال رژیم شاه به شهادت رسیده است.
مزار این شهید 19 ساله نامعلوم می باشد.
روزی اکرم برای شرکت در نماز جماعت از منزل خارج شد اما دیگر کسی بازگشت او را ندید.پس از آن چند مرتبه به صورت تلفنی تماس گرفت ولی دیگر خانواده از وی اطلاعی نداشتند.
سرانجام پس از پیروزی انقلاب مدارکی به دست آمد و مشخص گردید که اکرم احمدی پری دری در يکم خرداد ماه سال 1355 توسط عمال رژیم شاه به شهادت رسیده است.
مزار این شهید 19 ساله نامعلوم می باشد.
تاج خانم احمدی نقی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1329 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 05/12/1362 |
| محل شهادت: روستای حسینیه-بخش الوارگرمسیری | طول مدت حیات: 33 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای روستای حسینیه-بخش الوار گرمسیری |
زندگینامه
تاجخانم احمدينقي سال 1329 ديده به جهان گشود. در جواني به عقد ازدواج جواني مؤمن درآمد و بانوي خانهي او شد. سي و سه سال از زندگيش ميگذشت هنگامي که در پنجم اسفند 1362 هواپيماهاي دشمن بعثي به آسمان روستاي حسينيه در بخش الوارگرمسيري هجوم بردند و تاجخانم با فرود بمبهاي ويرانگر به شهادت رسيد. پيکر پاکش را در گلزار شهداي روستاي حسينيه به خاک سپردند.
سیده ربابه احمدیان
| نام پدر: سید حسین | تاریخ تولد: - / - /1325 |
| محل تولد: ایران - تهران - تهران | تاریخ شهادت: 17/06/1357 |
| محل شهادت: میدان شهدا | طول مدت حیات: 32 سال |
| مزار شهید: بهشت زهرا (س) |
زندگینامه
سیده ربابه در سال 1325 در تهران به دنیا آمد. پس از دوران کودکی به تحصیل پرداخت و تا سال ششم ابتدایی درس خواند. او که از اخلاق اسلامی برخوردار بود برای انجام فرائض اسلام بسیار تلاش نمود. ربابه در تربیت فرزندانش و اداره خانه تلاش زیادی می نمود و به حرفه خیاطی نیز می پرداخت.
او که از ستم طاغوتیان در عذاب بود تا جایی که برایش امکان داشت در تظاهرات ضد رژیم شرکت می جست تا اینکه در روز هفدهم شهریور ماه سال 1357 هنگام حضور در راهپیمایی هدف گلوله قرار گرفت و در سن 32 سالگی به شهادت رسید. پیکر شهیده ربابه احمدیان در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
او که از ستم طاغوتیان در عذاب بود تا جایی که برایش امکان داشت در تظاهرات ضد رژیم شرکت می جست تا اینکه در روز هفدهم شهریور ماه سال 1357 هنگام حضور در راهپیمایی هدف گلوله قرار گرفت و در سن 32 سالگی به شهادت رسید. پیکر شهیده ربابه احمدیان در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
سوگند آذرمی
| نام پدر: کیومرث | تاریخ تولد: - / - /1344 |
| محل تولد: ایران - همدان - همدان | تاریخ شهادت: 23/11/1365 |
| محل شهادت: تهران | طول مدت حیات: 21 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
سوگند آذرمی در یکی از روزهای سال 1344 در همدان دیده به جهان گشود.سال های کودکی را در آغوش پر مهر مادری و صفای دست های پدر سپری کرد تمام مقاطع تحصیلی را با موفقیت پشت سر گذاشت پس از اخذ مدرک دیپلم به تحصیلاتش در دانشگاه ادامه داد.
دانشجوی سال دوم بود که در پی حمله هوایی دشمن به منطقه ی برق آلستوم تهران همراه پدر و مادر بزرگوارش در سن 21 سالگی در تاریخ 23 بهمن 1365 شهد شیرین شهادت را نوشید و به دیدار حق نائل شد.
دانشجوی سال دوم بود که در پی حمله هوایی دشمن به منطقه ی برق آلستوم تهران همراه پدر و مادر بزرگوارش در سن 21 سالگی در تاریخ 23 بهمن 1365 شهد شیرین شهادت را نوشید و به دیدار حق نائل شد.
شیرین ارکوازی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1351 |
| محل تولد: ایران - ایلام - ایوان | تاریخ شهادت: 18/03/1364 |
| محل شهادت: ایوان | طول مدت حیات: 13 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
شیرین سال 1351 در ایوان چشم به جهان گشود و شد شیرینی زندگی خانواده اش. او در میان خانواده اش بزرگ می شد و محکم گام برداشتن را تجربه می کرد.
هنوز دوران نوجوانی اش به پایان نرسیده بود که در 13 سالگی بر اثر بمباران رژیم بعث عراق در زادگاهش، چشم از این جهان مادی فرو بست و در هجدهمین روز از خردادماه 1364 به لقاالله پیوست.
هنوز دوران نوجوانی اش به پایان نرسیده بود که در 13 سالگی بر اثر بمباران رژیم بعث عراق در زادگاهش، چشم از این جهان مادی فرو بست و در هجدهمین روز از خردادماه 1364 به لقاالله پیوست.
کبری اروجلو
| نام پدر: قربان علی | تاریخ تولد: - / - /1344 |
| محل تولد: ایران - مرکزی - اراک | تاریخ شهادت: 09/05/1366 |
| محل شهادت: مکه | طول مدت حیات: 22 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
در سال 1344 اراک شاهد تولد کودکی بود که نام او را کبری نهادند.دوران کودکی را در آغوش پر مهر مادر سپری کرد اما دست روزگار با او چندان مهربان نبود.در چهارسالگی دامان گرم مادر را از دست داد و با غم دوری اش روزگار گردانید. کبری دختری صبور و شکیبا بود در دوران جنگ که سنین نوجوانی و جوانی را پشت سر می گذاشت کمک های بی دریغ خود را نثار رزمندگان اسلام می کرد. در سال های بعد برای عمل به سنت رسول خدا ازدواج کرد و با تلاش زیاد خانواده ای گرم و باصفا را تشکیل داد سرانجام در سال 1366 به همراه همسرش عازم سفر حج شد.در مسجدالحرام به فرمان امام (ره) در راهپیمایی برائت از مشرکین شرکت کرد و در نهم مرداد ماه در حالی که تنها 22 سال داشت توسط نیروهای سعودی بر اثر اصابت گلوله به پیکر مطهرش جان باخت و به لقاء الله پیوست.پدر با کوله باری از غم خبر شهادت مادر را برای پنج فرزندش آورد.
زهرا اسدزاده
| نام پدر: علی | تاریخ تولد: 21/09/1345 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 14/04/1366 |
| محل شهادت: سردشت | طول مدت حیات: 21 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای سردشت-آذربایجان غربی |
زندگینامه
زهرا در روز 21 آذر ماه سال 1345 قدم به عرصه هستی نهاد و در آغوش گرم خانواده اش جای گرفت.
او روزهای کودکی را گذراند و از کوچه های نوجوانی عبور کرد.
پس از اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به پیروزی رسید، جنگ از سوی مزدوران عراقی به میهن عزیزمان تحمیل شد.
نیروهای بعثی که بر استفاده از عوامل شيميايي در جبهههاي جنگ اكتفا نكردند، در یکی از بعدازظهرهای گرم تابستان مصادف با هفتم تیرماه سال 1366 با فرستادن چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت را شکستند و 7 بمب شیمیایی خردل را در نقاط مختلف شهر انداختند.
زهرا که بر اثر استنشاق گاز شیمیایی مسموم شده بود سرانجام در روز 14 تیر ماه سال 1366، تسلیم رضای حق گردید و در سن 21 سالگی عروجش جاودانه شد.
پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای سردشت واقع در آذربایجان غربی به خاک سپرده شد.
او روزهای کودکی را گذراند و از کوچه های نوجوانی عبور کرد.
پس از اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به پیروزی رسید، جنگ از سوی مزدوران عراقی به میهن عزیزمان تحمیل شد.
نیروهای بعثی که بر استفاده از عوامل شيميايي در جبهههاي جنگ اكتفا نكردند، در یکی از بعدازظهرهای گرم تابستان مصادف با هفتم تیرماه سال 1366 با فرستادن چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت را شکستند و 7 بمب شیمیایی خردل را در نقاط مختلف شهر انداختند.
زهرا که بر اثر استنشاق گاز شیمیایی مسموم شده بود سرانجام در روز 14 تیر ماه سال 1366، تسلیم رضای حق گردید و در سن 21 سالگی عروجش جاودانه شد.
پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای سردشت واقع در آذربایجان غربی به خاک سپرده شد.
سعادت اسدزاده
| نام پدر: قادر | تاریخ تولد: 10/06/1349 |
| محل تولد: - | تاریخ شهادت: 11/04/1366 |
| محل شهادت: سردشت | طول مدت حیات: 17 سال |
| مزار شهید: گلزارشهدای سردشت-آذربایجان غربی |
زندگینامه
سعادت در روز 10 شهریور ماه سال 1349 قدم به عرصه هستی نهاد و در آغوش گرم خانواده اش جای گرفت.
او روزهای کودکی را از کوچه های نوجوانی عبور کرد.
پس از اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به پیروزی رسید، جنگ از سوی مزدوران عراقی به میهن عزیزمان تحمیل شد.
نیروهای بعثی که بر استفاده از عوامل شيميايي در جبهههاي جنگ اكتفا نكردند، در یکی از بعدازظهرهای گرم تابستان مصادف با هفتم تیرماه سال 1366 با فرستادن چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت را شکستند و 7 بمب شیمیایی خردل را در نقاط مختلف شهر انداختند.
سعادت که بر اثر استنشاق گاز شیمیایی مسموم شده بود سرانجام در روز 11 تیر ماه سال 1366، تسلیم رضای حق گردید و در سن 17 سالگی عروجش جاودانه شد.
پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای سردشت واقع در آذربایجان غربی به خاک سپرده شد.
او روزهای کودکی را از کوچه های نوجوانی عبور کرد.
پس از اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به پیروزی رسید، جنگ از سوی مزدوران عراقی به میهن عزیزمان تحمیل شد.
نیروهای بعثی که بر استفاده از عوامل شيميايي در جبهههاي جنگ اكتفا نكردند، در یکی از بعدازظهرهای گرم تابستان مصادف با هفتم تیرماه سال 1366 با فرستادن چند فروند هواپیمای عراقی سکوت شهر کوچک سردشت را شکستند و 7 بمب شیمیایی خردل را در نقاط مختلف شهر انداختند.
سعادت که بر اثر استنشاق گاز شیمیایی مسموم شده بود سرانجام در روز 11 تیر ماه سال 1366، تسلیم رضای حق گردید و در سن 17 سالگی عروجش جاودانه شد.
پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای سردشت واقع در آذربایجان غربی به خاک سپرده شد.
مریم اسدی جعفری
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1340 |
| محل تولد: ایران - تهران - ورامین - پیشوا | تاریخ شهادت: 12/04/1364 |
| محل شهادت: آسمان خلیج فارس | طول مدت حیات: 27 سال |
| مزار شهید: مفقودالجسد |
زندگینامه
سال 1340 روستای پیشوای ورامین میزبان کودکی مهربان به نام مریم بود، پدر از کودکی او را شجاع و صبور پرورش داد آنچنان که این ویژگی اخلاقی زبانزد خاص و عام شد. در همه کارها به خدا توکل داشت و می گفت:«هرچه خدا بخواهد» و در مقابل حرف ناحق سر تسلیم فرود نمی آورد. سال ها بعد نیز به فرزندانش آموخت که باید راست گفت و درست گفت و نباید اجازه داد دیگران نیز جز این به ما بگویند.
در سال های تحصیل در دبیرستان انقلاب به مبارزه علیه شاه برخاست و بعد از پیروزی انقلاب به همراه همسر و دو فرزندش به بندرعباس مهاجرت کرد و مدتی در آنجا به تدریس در کلاس های نهضت سوادآموزی روی آورد. بیماری آسم آزارش می داد اما در کنار همسر ماند. مریم در انتظار تولد سومین فرزندش بود که به همراه همسرش شهید سیروس کشکولی و فرزندان علی و محمد از بندرعباس رخت بربست و در ساعت 10 صبح روز یکشنبه 12 تیر 1367 در سن 27 سالگی در آسمان نیلگون خلیج فارس پرپر شد. موشک ناو آمریکایی، هواپیمای ایرباس ایران را به آتش کشید و 290 تن از عزیزانمان را از ما گرفت. پیکر پاکش در آب های نیلگون خلیج فارس باقی ماند.
در سال های تحصیل در دبیرستان انقلاب به مبارزه علیه شاه برخاست و بعد از پیروزی انقلاب به همراه همسر و دو فرزندش به بندرعباس مهاجرت کرد و مدتی در آنجا به تدریس در کلاس های نهضت سوادآموزی روی آورد. بیماری آسم آزارش می داد اما در کنار همسر ماند. مریم در انتظار تولد سومین فرزندش بود که به همراه همسرش شهید سیروس کشکولی و فرزندان علی و محمد از بندرعباس رخت بربست و در ساعت 10 صبح روز یکشنبه 12 تیر 1367 در سن 27 سالگی در آسمان نیلگون خلیج فارس پرپر شد. موشک ناو آمریکایی، هواپیمای ایرباس ایران را به آتش کشید و 290 تن از عزیزانمان را از ما گرفت. پیکر پاکش در آب های نیلگون خلیج فارس باقی ماند.
جمیله اسفندیاری
| نام پدر: بختیار | تاریخ تولد: - / - /1339 |
| محل تولد: ایران - مرکزی - اراک | تاریخ شهادت: 07/01/1364 |
| محل شهادت: تهران | طول مدت حیات: 25 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
در سال 1339 در شبی آرام، اراک (استان مرکزی) شاهد تولد فرزندی به نام جمیله بود. زندگی آرام و بی دغدغه دوران کودکی آرامش عجیبی را در وجود او ساکن کرد. آنگاه به همراه خانواده اش به تهران مهاجرت کرد و چندی بعد ازدواج نمود و صاحب دو فرزند شد. در اوایل شکفتن شکوفه های خوشبختی در خانواده گرم جمیله در هفتمين روز بهار سال 1364 در سن 25 سالگی در پی حملات هوایی رژیم بعثی به مناطق مسکونی تهران شهد شهادت را نوشید و در این عروج عرفانی دو فرزندش احمد و اکرم نیز او را همراهی کردند.
عشرت اسکندری
| نام پدر: حبیب الله | تاریخ تولد: - / - /1335 |
| محل تولد: ایران - تهران - فیروزکوه | تاریخ شهادت: 04/06/1361 |
| محل شهادت: تهران | طول مدت حیات: 26 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
سال 1335 در یکی از روستاهای فیروزکوه، کودکی مهربان پا به عرصه هستی گذارد. پدر، نامش را عشرت گذارد و او زندگی را در کنار مردم ساده روستا آغاز کرد. عشرت در سال های جوانی ازدواج نمود. با شروع مبارزات ملت ایران به یاری امام (ره) برخاست. پس از پیروزی انقلاب نیز در کنار همسرش در فعالیت های اجتماعی حضوری فعال داشت و با شرکت در نماز جمعه، پیوند خود را با انقلاب مستحکم تر نمود.
عشرت عاشقانه چهار فرزندش را مطابق با موازین دین اسلام تربیت نمود و سرانجام در روز چهارم شهریور ماه سال 1361 در سن 26 سالگی در حمله ناجوانمردانه منافقین به منزلش بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. آن روز او دو مهمان نیز داشت که در خانه اش غریبانه توسط آن ناجوانمردان به خون خویش غلطیدند.
عشرت عاشقانه چهار فرزندش را مطابق با موازین دین اسلام تربیت نمود و سرانجام در روز چهارم شهریور ماه سال 1361 در سن 26 سالگی در حمله ناجوانمردانه منافقین به منزلش بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. آن روز او دو مهمان نیز داشت که در خانه اش غریبانه توسط آن ناجوانمردان به خون خویش غلطیدند.
ربابه اسماعیلی
| نام پدر: اسماعیل | تاریخ تولد: - / - /1345 |
| محل تولد: ایران - تهران - تهران | تاریخ شهادت: 01/06/1363 |
| محل شهادت: تهران_ میدان راه آهن | طول مدت حیات: 18 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
ربابه در سال 1345 در تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد.از همان اوان کودکی به مسائل مذهبی مخصوصا حجاب علاقه ی زیادی نشان داده و بسیار پای بند بود.
به دلیل توجه زیادش به مسائل مذهبی شدیدا مورد توجه پدر قرار گرفت قبل از ورود به مدرسه مطالعات دینی خود را شروع کرد و آن را همراه با تحصیلاتش ادامه داد. در همان دوران تحصیل با بافت کلاه و جوراب به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل کمک می نمود.
بعد از اتمام تحصیلاتش و اخذ مدرک دیپلم در سن هجده سالگی برای تحقق بخشیدن به اهدافش به کلاس های امدادگری رفت تا اینکه در یکی از روزهای شهریورماه سال 1363 که برای شرکت در همین کلاس ها به میدان راه آهن رفته بود، بر اثر انفجار بمب به درجه ی رفیع شهادت نائل شد، یادش گرامی و روحش شاد.
به دلیل توجه زیادش به مسائل مذهبی شدیدا مورد توجه پدر قرار گرفت قبل از ورود به مدرسه مطالعات دینی خود را شروع کرد و آن را همراه با تحصیلاتش ادامه داد. در همان دوران تحصیل با بافت کلاه و جوراب به رزمندگان جبهه های حق علیه باطل کمک می نمود.
بعد از اتمام تحصیلاتش و اخذ مدرک دیپلم در سن هجده سالگی برای تحقق بخشیدن به اهدافش به کلاس های امدادگری رفت تا اینکه در یکی از روزهای شهریورماه سال 1363 که برای شرکت در همین کلاس ها به میدان راه آهن رفته بود، بر اثر انفجار بمب به درجه ی رفیع شهادت نائل شد، یادش گرامی و روحش شاد.
زهرا اسماعیلی
| نام پدر: - | تاریخ تولد: - / - /1339 |
| محل تولد: ایران - ایلام - ایوان | تاریخ شهادت: 18/03/1364 |
| محل شهادت: ایوان | طول مدت حیات: 25 سال |
| مزار شهید: - |
زندگینامه
زهرا در سال 1339 چشم بر جهان هستی گشود. روزهای کودکی اش را با شادی و نشاط سپری کرد و در میان مردم مهربان شهرستان ایوان استان ایلام بزرگ شد.
روزها از پی هم گذشت و او دیگر جوانی رشید بود و شور زندگی در سر داشت اما گوئی تقدیر قصه دیگری را برای او رقم زد و زهرا در سن 25 سالگی در روز هجدهم خرداد ماه سال 1364 بر اثر بمباران هوایی در زادگاهش به شهادت رسید
روزها از پی هم گذشت و او دیگر جوانی رشید بود و شور زندگی در سر داشت اما گوئی تقدیر قصه دیگری را برای او رقم زد و زهرا در سن 25 سالگی در روز هجدهم خرداد ماه سال 1364 بر اثر بمباران هوایی در زادگاهش به شهادت رسید