راسخون

مقالات طب توانبخشی

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 1 تا صفحه 9 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  سلطاني نژاد زهرا, نجاتي وحيد*, اختياري حامد
 
* بزرگراه شهيد چمران، خيابان يمن، ميدان شهيد شهرياري، بلوار دانشجو، دانشگاه شهيد بهشتي، پژوهشکده علوم شناختي و مغز
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
در افراد مبتلا به نقص توجه و بيش فعالي، کنترل مهاري که به معناي توانايي کنترل رفتارها يا پاسخ هاي نامناسب و يکي از مولفه هاي اصلي کارکرد اجرايي است، دچار نقص است. هدف از مطالعه حاضر بهبود توانايي بازداري از طريق تحريک الکتريکي مستقيم از روي جمجمه
(tDCS) بر روي افراد داراي نشانگان نقص توجه و بيش فعالي است.
مواد و روش ها
در اين پژوهش 20 نفر از دانش آموزان هنرستان سيدالشهداء استان کرمان از طريق پرسشنامه هاي وندريوتا و کانرز که نشانگان اختلال نقص توجه و بيش فعالي را در بزرگسالي و کودکي مي سنجند، انتخاب شدند. همچنين از پرسشنامه
SCL-25 براي سنجش سلامت عمومي رواني آزمودني ها استفاده شد. آزمودني ها در موقعيت تحريک آند و شرايط شبه تحريک از طريق آزمون هاي استروپ و برو/ نرو که براي سنجش کنترل مهاري هستند مورد ارزيابي قرار گرفتند.
يافته ها
نتايج نشان مي دهد تحريک آند بر روي شکنج پيشاني تحتاني راست، دقت مهار را در مرحله اجراي مهار محرک هاي هدف پيشين به طور معناداري افزايش مي دهد.
بحث و نتيجه گيري
تحريک الکتريکي مستقيم از روي جمجمه بر روي شکنج پيشاني تحتاني راست
(rIFG) افراد داراي نشانگان نقص توجه و بيش فعالي، مي تواند کنترل مهاري را در مهار محرک هاي هدف پيشين بهبود ببخشد.

 
كليد واژه: تحريک الکتريکي مستقيم از روي جمجمه (tDCS)، کنترل مهاري، نقص توجه و بيش فعالي

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 10 تا صفحه 16 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  خسروي بهرام, آقازاده اميري محمد, طباطبايي سيدمهدي, ايراني رشيدآباد رضا*
 
* کميته پژوهشي دانشجويي، دانشکده علوم توانبخشي شهيد بهشتي، تهران، ايران
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
براي کاهش خيرگي ناتوان کننده روشهاي مختلفي وجود دارد. در اين مطالعه اثر عدسيهاي ضد انعکاس، فتوکرميک ضد انعکاس و پلاستيک سفيد بر خيرگي ناتوان کننده در بيماران نزديک بين، آستيگمات و نزديک بين آستيگمات مرکب انجام شده است. هدف از اين مطالعه مشخص کردن عدسي بود که خيرگي ناتوان کننده را بيشتر از ديگر عدسيها کاهش دهد
.
مواد و روش ها
مطالعه به صورت نيمه تجربي با اندازه گيري هاي مکرر انجام شد و اثر عدسي هاي ضد انعکاس، فتوکرميک ضد انعکاس و پلاستيک سفيد بر خيرگي مقايسه شد. اين مطالعه بر روي 34 نفر انجام گرديد و خيرگي ناتوان کننده با بررسي اثر نور چراغ جلوي اتومبيل بر روي حساسيت تباين در شرايط بينائي روز (فتوپيک) و شرايط بينائي بينابيني (مزوپيک ) اندازه گيري شد
.
يافته ها
هيچ تفاوت قابل ملاحظه اي در ارتباط با اثر عدسي ها بر روي خيرگي ناتوان کننده مشاهده نشد به استثناي حالت فرکانس فضائي 18 سيکل بر درجه که در اين حالت عدسي پلاستيک سفيد عملکرد بهتري را نشان داد
.
بحث و نتيجه گيري
اين مطالعه نشان داد عدسي هاي ضد انعکاس، فتو کروميک ضد انعکاس و پلاستيک سفيد اثر مشابه اي بر روي خيرگي ناتوان کننده در حالت بالاتر از آستانه دارند و لزومي براي تجويز عدسي هاي ضد انعکاس و فتو کرميک ضد انعکاس به منظور کاهش خيرگي ناتوان کننده وجود ندارد.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 17 تا صفحه 23 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  ديباج نيا پروين*, مقدسين مريم, ظهيرالدين عليرضا
 
* تهران، ميدان امام حسين، خيابان دماوند، روبروي بيمارستان بوعلي، دانشکده توانبخشي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
ارتباط بين اختلال کمبود توجه و بيش فعالي و صرع در مطالعات زيادي کانون توجه قرار گرفته است. مطالعات جمعيتي نشان داده که 12-15% کودکان مبتلا به صرع ملاک هاي اختلال کمبود توجه و بيش فعالي را در مقايسه 3-7% در جمعيت عادي کودکان نشان مي دهد. هدف اين مطالعه بررسي مقايسه اي علائم اختلال کمبود توجه و بيش فعالي در کودکان ايراني مبتلا به صرع با کودکان سالم مي باشد
.
مواد و روش ها
تعداد 100 کودک مبتلا به صرع مراجعه کننده به درمانگاه دولتي و خصوصي در شهر تهران با 100 کودک سالم که از نظر سني و جنسي همتا شدند؛ مورد بررسي قرار گرفتند. معا ينه کلينيکي کودکان توسط روانپزشک انجام شد و کودکان مبتلا به عقب ماندگي ذهني، اختلال اتيسم، فلج مغزي، بيماري هاي داخلي مثل آسم و ساير بيماري هاي نورولوژي و افرادي که تحت درمان داروهاي ضد تشنجي و داروهايي که علايم شبه اختلال کمبود توجه و بيش فعالي ايجاد مي نمايند ازمطالعه حذف شدند
.
پس از تکميل فرم رضايت شخصي پرسشنامه دموگرافيک و پرسشنامه علائم مر ضي کودکان (CSI4) مقياس مربوط به علايم اختلال کمبود توجه و بيش فعالي و نافرماني توسط والدين تکميل شد و داده ها بررسي و توسط نرم افزار SPSS19 مورد بررسي قرار گرفت.
يافته ها
متوسط سني کودکان مبتلا به صرع
4.47 (SD=0.94) و کودکان سالم 6.39 (SD=2.41) بدست آمد. اختلاف معني دار آماري بين دو گروه در مقياس بي توجهي (p=0.0001مقياس پرتحرکي و رفتارتکانه اي (p=0.024) بدست آمد.
نتيجه گيري
در اين مطالعه مشخص گرديد که علائم بي توجهي، پرتحرکي و رفتارهاي تکانه اي در کودکان ايراني مبتلا به صرع شايعتر است.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 24 تا صفحه 33 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  حسيني سيدمجيد, رضاييان فاطمه*, خادمي كلانتري خسرو, طباطبايي سيدمهدي, صالحي دهنو نسرين
 
* تهران، خيابان دماوند، روبروي بيمارستان بوعلي، دانشکده علوم توان بخشي، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، گروه فيزيوتراپي
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
گريپ عمل اصلي دست در گرفتن و جابجايي اشياء است. هدف از انجام اين تحقيق بررسي تاثير تيپينگ ساعد بر روي حداکثر قدرت و تحمل گريپ در دانشجويان دختر بود.
مواد و روش ها
در اين مطالعه با استفاده از دينامومتر و زمان سنج، قدرت و تحمل گريپ دست غالب 45 شرکت کننده در سه گروه «1- گروه شاهد (بدون کينزيوتيپ)، 2- کينزيوتيپينگ
Y پايه بالا، و 3- کينزيو تيپينگ Y پايه پايين» قبل و 24 ساعت پس ازکينزيوتيپينگ عضلات فلکسور ساعد اندازه گيري شد.
يافته ها
به دنبال کينزيوتيپ ساعد، حداکثر قدرت گريپ در گروه سه (نيوتن
61.40±10.25) افزايش يافت (p>0.002). در حاليکه گروه دو (نيوتن 58.93±12.53) و گروه يک (نيوتن 60.40±8.36) هيچ افزايش قدرت گريپ را نشان ندادند (p>0.155 و p>0.69). از نظر حداکثر تحمل گريپ، گروه يک هيچ افزايش معني داري (ثانيه 52.36±14.92) نشان نداد (p>0.391) در حالي که در گروه دو (ثانيه 58.46±22.62) و سه افزايش معني دار (ثانيه 64.00±28.68) تحمل گريپ مشاهده شد (p<0.019 و p>0.002). آناليز post hoc تفاوت معني داري بين گروه ها به دنبال مداخله نشان نداد.
بحث و نتيجه گيري
بعد از 24 ساعت کينزيوتيپينگ به روش
Y پايه پايين بر روي سطح فلکسوري ساعد حداکثر قدرت و تحمل گريپ در دانشجويان دختر افزايش يافت.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 34 تا صفحه 41 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  خلخالي زاويه مينو*, اسفنديارپور فاطمه, رحمتي نيا مژگان, اكبرزاده عليرضا
 
* تهران، ميدان امام حسين، ابتداي خيابان دماوند، روبروي بيمارستان بوعلي، دانشکده توانبخشي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، گروه فيزيوتراپي
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
کاهش فرکانس فيدبک افزوده باعث افزايش يادگيري حرکتي مي شود. اينکه اين يافته در افراد مبتلا به سکته مغزي، که احتمالا دچار اختلال در مکانيسم هاي فيدبک داخلي هستند، قابل استفاده باشد به درستي مشخص نيست. هدف از مطالعه حاضر تعيين اين نکته است که آيا آسيب مغزي متعاقب سکته مغزي استفاده از فيدبک هاي افزوده را تحت تاثير قرار مي دهد و آيا اين بيماران از تمرين با کاهش فرکانس فيدبک سود خواهند برد؟
مواد و روش ها
شرکت کنندگان شانزده بيمار در دامنه سني 65-45 سال (ميانگين:
57.56±6.47)، مبتلا به سکته مغزي از نوع درگيري شريان مغزي مياني (زير 6 ماه) بودند که به شکل تصادفي در دو گروه 8 نفره جاي گرفتند. به گروه اول فيدبک آگاهي از نتيجه با فرکانس 100% و به گروه دوم با فرکانس 25% در مورد ميزان نيروي گريپ توليد شده ارائه شد. افراد در طول 6 بلوک تمرين 48 بار تکليف بازسازي نيروي گريپ را با دست غير مبتلا انجام دادند. سپس در روز بعد آزمون ابقا را بدون دريافت فيدبک انجام دادند. دقت و پايداري در پاسخ در مرحله کسب و يادگيري مهارت ارزيابي، و نتايج بين دو گروه مقايسه گرديد.
يافته ها
در گروه 25% فيدبک کاهش معني دار در خطاي متغير در مرحله کسب مهارت (
p£0.004) و يادگيري مهارت (p£0.001) ديده شد. همچنين خطاي کل در اين گروه در مرحله کسب مهارت کاهش معني دار (p£0.016) نشان داده است. در اين متغيرها در گروه 100% فيدبک اختلاف معني داري مشاهده نشد. مقايسه بين دو گروه نشان دهنده کاهش معني دار مقادير خطاي مطلق (p£0.035) خطاي متغير (p£0.058) و خطاي کل (p£0.039) در گروه 100% فيدبک در مقايسه با گروه 25% فيدبک در مرحله کسب مهارت بوده است. اگرچه تفاوت معني داري بين دو گروه در مرحله يادگيري مهارت مشاهده نشد.
بحث و نتيجه گيري
در طول مراحل آزمون در گروه %25 فيدبک، پايداري در پاسخ بيشتري مشاهده شد اما در بلوک آخر تمرين، گروه 100% فيدبک بطور معني داري دقت و پايداري در پاسخ بيشتري را نسبت به گروه ديگر نشان دادند. در مرحله يادگيري مهارت بين دو گروه اختلاف معني داري مشاهده نگرديد. در مطالعه حاضر افراد مبتلا به آسيب مغزي متعاقب سکته مغزي در مرحله کسب مهارت، نتايج بهتري را از تمرين با فرکانس 100% بدست آورده اند.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 42 تا صفحه 52 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  كوهكن صديقه, رحيمي عباس*, قاسمي مهري, نعيمي صديقه السادات, اكبرزاده باغبان عليرضا
 
* تهران، ميدان امام حسين(ع)، خيابان دماوند، روبروي بيمارستان بوعلي، دانشکده علوم توانبخشي، گروه فيزيوتراپي
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
در دوره بارداري تغييرات فيزيولوژيکي و پوسچرال گسترده اي در بدن ايجاد مي شود. اين تغييرات به ويژه در نخستين بارداري بسيار چشمگير مي باشد و به دنبال آنها، تغييراتي در راه رفتن، تعادل، اندام هاي تحتاني و گاهي مشکلات نورولوژيکي ايجاد مي شود. هدف از مطالعه حاضر بررسي تغييرات پوسچرال ستون فقرات کمري، پشتي و تيلت لگن طي نخستين بارداري مي باشد
.
مواد و روش ها
قبل از مطالعه اصلي، تکرارپذيري خط کش انعطاف پذير و دستگاه شيب سنج لگني روي 5 فرد غيرباردار و 5 فرد باردار سالم انجام شده و مورد تاييد محققين قرار گرفت. مطالعه اصلي از نوع طولي آينده نگر مشاهده اي بوده و در آن 30 زن باردار با نخستين بار حاملگي در هفته هاي 10، 21 و 32 بارداري (مشخصه سه ماهه اول، دوم و سوم بارداري)، و 18 زن سالم غيرباردار به عنوان گروه کنترل در هفته هاي 10 و 32 (ابتدا و انتهاي ارزيابي گروه باردار) مورد بررسي قرار گرفتند. معيارهاي مورد بررسي اندازه گيري قوس هاي کمري و پشتيبا استفاده از خط کش انعطاف پذير و اندازه گيري تيلت لگن توسط دستگاه شيب سنج لگني بود
.
يافته ها
مطالعه آزمايشي حاکي از تکرارپذيري بالاي خط کش انعطاف پذير و دستگاه شيب سنج لگني بود. آناليز آماري نمونه ها حاکي از افزايش معنا دار قوس کمري، تيلت لگن و نيز قوس پشتي در مقايسه با گروه کنترل همزمان با افزايش دوره بارداري بود (
p<0.05). نتايج نشان داد که هر چند متوسط زاويه قوس هاي کمري و پشتي در سه ماهه اول بارداري با گروه کنترل تفاوت معناداري نداشت، در سه ماهه دوم و سوم بطرز معناداري افزايش پيدا کرد (p<0.05). متوسط زاويه تيلت لگن در هر سه ماهه بارداري حاکي از افزايش معنادار اين زاويه در زنان باردار بود (p<0.05).
بحث و نتيجه گيري
مطالعه حاضر افزايش قوس کمري، پشتي و تيلت قدامي لگن را مرتبط با افزايش زمان بارداري دانست. بدون شک اين تغييرات پوسچرال مربوط به تغييرات خاص دوره بارداري مي باشد. با توجه به تناقضات موجود در نتايج مطالعات انجام شده نياز به مطالعات بيشتر در اين زمينه احساس مي شود. نتايج اين تحقيق احتمالا در تجويز ورزشهاي حين و پس از بارداري کمک کننده باشد.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 53 تا صفحه 61 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  جويني قدسيه, راجي پروين*, باغستاني احمدرضا, پرويزي فاطمه
 
* تهران، خيابان انقلاب، نبش خيابان صفي عليشاه، دانشکده علوم توانبخشي، دانشگاه علوم پزشکي تهران، گروه کاردرماني
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
فلج مغزي اختلالي غير پيشرونده است اما سيستم عضلاني اسکلتي مي تواند به مرور دچار ناهنجاري هاي ثانويه شود. از جمله اين ناهنجاري ها کانترکچر ها و انحرافات ستون فقرات هستند که تاثيري منفي بر مهارت هاي حرکتي، مهارتهاي مراقبت از خود و فعاليت هاي روزمره زندگي بيماران مي گذارد، به طوريکه غالبا قسمتي از برنامه هاي درماني بيماران فلج مغزي، بر پيشگيري از کانترکچرها و انحرافات ستون فقرات و تاثيرات ثانويه آنها و يا تصحيح انحرافات تمرکز دارند
.Spinal Alignment and Range of Motion Measure(SAROMM) ابزاري است که به منظور تخمين کلي انعطاف پذيري و پوسچر مبتلايان به فلج مغزي با هدف تعيين حيطه هاي درماني مناسب و جلوگيري از ايجاد ناهنجاري هاي ثانويه مانند کانترکچرها توسط Bartlett و همکارانش در سال 2005 ابداع شد. هدف از اين مطالعه، بررسي تکرارپذيري اين مقياس در اين جمعيت مي باشد.
مواد و روش ها
در اين نوع مطالعه توصيفي مقطعي 27 کودک و نوجوان فلج مغزي 5 تا 15 ساله (9 دختر و 18 پسر) با ميانگين سني 9.4 و انحراف معيار 2.6 به صورت غير تصادفي از مراکز توانبخشي و مدارس جسمي حرکتي انتخاب شدند. پس از کسب رضايت از والدين و آشنايي آزمودني ها با آزمون، ارزيابي بين آزمونگر در يک جلسه و در يک روز توسط آزمونگران انجام شد. ترتيب ارزيابي توسط آزمونگران تصادفي بود. جهت ارزيابي درون آزمونگر آزمودنيها يک هفته بعد مجددا توسط مجري اصلي مورد ارزيابي قرار گرفتند. اين تحقيق باحمايت مالي دانشگاه علوم پزشکي وخدمات بهداشتي درماني تهران انجام شده است
.
يافته ها
از آزمون ضريب همبستگي جهت بررسي همبستگي بين نمرات داده شده توسط دو آزمونگر استفاده شد. توافق در يک آزمونگر (
p=0.0001، ICC=0.99) و همچنين توافق در دو آزمونگر (p=0.000، ICC=0.98) عالي بود.
بحث و نتيجه گيري
مقياس
SAROMM تکرارپذيري بالايي براي براي اندازه گير انعطاف پذيري ستون فقرات و دامنه حرکتي در کودکان و نوجوانان فلج مغزي 5 تا 15 سال را دارد.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 62 تا صفحه 72 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  قمري نرگس, شفارودي نرگس*, درخشان راد سيدعليرضا, قمري محبوبه, قمري عصمت
 
* تهران، ميرداماد، خيابان شهيد شاه نظري، دانشکده علوم توانبخشي، دانشگاه علوم پزشکي ايران، گروه کاردرماني
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
دارا بودن انگيزه کار در جهت دهي به انگيزه هاي سالم يکي از ضرورت ها در کاربرد صحيح منابع انساني است. شناسايي نيازهاي واقعي منابع انساني به منظور ايجاد انگيزه ضروري است بطوري که اگر نيازهاي واقعي منابع انساني کشف و شناسايي نگردند و به موقع به آن نيازها پاسخ داده نشود، احتمال کناره گيري از شغل وجود خواهد داشت. لذا در اين پژوهش نياز هاي انگيزشي و ارتباط آن با توان بالقوه انگيزش حرفه کاردرماني مورد بررسي قرار گرفت.
مواد و روش ها
پژوهش حاضر از نوع توصيفي- مقطعي در سال 1390 انجام گرفته است. جامعه آماري شامل 97 نفر از کاردرمانگران شرکت کننده در شانزدهمين کنگره کادرماني ايران مي باشد. ابزار جمع آوري اطلاعات، پرسشنامه معتبر ويژگي هاي شغل جان واگنر و پرسشنامه نياز ها طراحي شده توسط گوردن مي باشد. براي اندازه گيري پايايي از روش محاسبه آلفاي کرونباخ و براي تعيين روايي پرسشنامه ها از روايي محتوا استفاده شد. آناليز داده ها با استفاده از نرم افزار
SPSS انجام شد.
يافته ها
بر اساس نتايج بدست آمده از دو پرسشنامه مربوط به نياز ها، افراد شرکت کننده ترجيح مي دادند در شغل خود به ترتيب نياز به امنيت، خود شکوفايي، احترام، نياز اجتماعي و نياز به استقلال برايشان تامين گردد در حالي که حرفه کاردرماني به ترتيب نياز اجتماعي، نياز به خود شکوفايي، نياز به استقلال، نياز به احترام و نياز به امنيت را در بين کاردرمانگران تامين کرده است. بعلاوه از بين متغيرهاي مورد بررسي، فقط بين متغيرهاي نياز هاي تامين شده در حرفه کاردرماني و توان بالقوه انگيزش رابطه معنادار وجود داشت (
p<0.05).
نتيجه گيري
با توجه به توان بالقوه انگيزش متوسط حرفه کاردرماني در اين مطالعه و ارتباط آن با نيازهاي تامين شده در حرفه کاردرماني و همچنين عدم همبستگي بين نيازهاي افراد از شغل و نيازهاي تامين شده در حرفه کاردرماني مي توان نتيجه گرفت که نيازهاي افراد از شغل در حرفه کاردرماني به خوبي برآورده نشده است. لذا تحقيقات بيشتر در رابطه با علل و عوامل تاثيرگذار بر ارضا نيازهاي شغلي کاردرمانگرها در اين بستر ضروري به نظر مي رسد.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 73 تا صفحه 80 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  خادمي كلانتري خسرو, رحيمي فاطمه*, حسيني سيدمجيد, اكبرزاده باغبان عليرضا
 
* تهران، ميدان امام حسين(ع)، خيابان دماوند، روبروي بيمارستان بوعلي، دانشکده علوم توانبخشي،گروه فيزيوتراپي
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
هدف از اين مطالعه بررسي الگوي کلي فعاليت عضلاني اندام تحتاني در راه رفتن روي تردميل و مقايسه آن با الگوي راه رفتن روي زمين در طول مرحله ايستايي بود
.
مواد و روش ها
مطالعه بر روي 25 نفر از دانشجويان دختر سالم 19 تا 25 سال انجام شد. الکتروميوگرافي سطحي از عضلات گاستروکنميوس خارجي، همسترينگ داخلي و خارجي، واستوس داخلي و خارجي و گلوتئوس مديوس ثبت شد. نمونه ها بر روي زمين (در مسير 6 متري) با 3 سرعت متفاوت (سرعت آهسته، راحت و سريع خود) و بر روي تردميل با سرعتهاي مطابقت داده شده راه رفتند. الگوي کلي فعاليت عضلاني شامل شاخص تشابه و بزرگي در هرسرعت راه رفتن بر روي زمين و تردميل از زمان برخورد پاشنه اندام غالب تا زمان برخورد پاشنه مقابل با سطح محاسبه و مقايسه شد
.
يافته ها
هر دو اثر اصلي شرايط راه رفتن (
p<0.001) و سرعت (p<0.001) و همچنين اثر متقابل شرايط راه رفتن و سرعت (p<0.001) بر بزرگي فعاليت عضلاني معني دار شد. براي متغير شاخص تشابه عضلاني هيچيک از دو اثر اصلي شرايط راه رفتن و سرعت و نيز اثر متقابل شرايط راه رفتن و سرعت معني دار نشد.
نتيجه گيري
الگوي فعاليت عضلاني حين راه رفتن روي زمين و تردميل مشابه مي باشد ولي راه رفتن روي تردميل باعث فعاليت بزرگتري در عضلان اندام تحتاني مي شود. نتايج اين مطالعه در ارزيابي و برنامه ريزي استفاده از تردميل در افراد و گروه هاي مختلف با در نظر گرفتن خستگي عضلاني ايجاد شده و خطر صدمات اسکلتي عضلاني کمک کننده است.

 
كليد واژه: شاخص تشابه، شاخص پاسخ ارادي، الگوي فعاليت عضلاني، راه رفتن، تردميل

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 81 تا صفحه 88 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  شيخي ليلا*, كرمي متين بهزاد, چوپاني جميله, هوكري سارا, فلاح بتول
 
* کرمانشاه، دولت آباد بلوار عشاير، جنب بيمارستان فاراب، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکي کرمانشاه، گروه بهداشت عمومي
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
خواب از دو حالت فيزيولوژي حرکت سريع چشم و حرکت غير سريع چشم تشکيل يافته است. اختلال خواب در سالمندان مي تواند زمينه ساز عوارض متعددي مانند سقوط، افسردگي، اختلالات حافظه اي، تحريک پذيري، خستگي، اشکال در تمرکز و دمانس شود. مطالعه حاضر با هدف تعيين وضعيت کيفيت خواب در بين سالمندان شهر کرمانشاه صورت گرفت
.
مواد و روش ها
پژوهش حاضر يک مطالعه توصيفي مقطعي بود که در بين 100 نفر از سالمندان شهر کرمانشاه در سال 1392 صورت گرفت. آزمودني ها به روش نمونه گيري تصادفي ساده از بين سالمندان ساکن در خانه سالمندان مهرگان انتخاب شدند. ابزار جمع آوري اطلاعات شامل دو بخش اطلاعات دموگرافيک و پرسشنامه استاندارد الگوي خواب پينزبورگ بود که به صورت مصاحبه با شرکت کنندگان تکميل گرديد. اطلاعات به وسيله نرم افزار
SPSS ويرايش 16 تحليل شد.
يافته ها
ميانگين سن شرکت کنندگان 66.7 با انحراف معيار 2.7 سال بود. اکثريت شرکت کنندگان (67 درصد) تحصيلات زير ديپلم داشتند؛ نيمي از شرکت کنندگان زن و نيم ديگر مرد بودند. 77.6 درصد از شرکت کنندگان متاهل و بقيه آنها مجرد، بيوه يا از همسر خود جدا شده بودند. 10.2 درصد از سالمندان سابقه بيماري هاي رواني و 4.1 درصد از شرکت کنندگان در سابقه مصرف مواد مخدر را گزارش کردند. بر اساس اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه، 39.8 درصد از سالمندان از نظر کيفيت خواب مشکل متوسط و 24.5 مشکل شديد داشتند
.
نتيجه گيري
يافته ها حاکي از شيوع بالاي کيفيت نامناسب خواب در بين سالمندان مي باشد که مي تواند مشکلات زيادي را به دنبال داشته باشد، لذا شناسايي عوامل موثر بر کيفيت خواب سالمندان و طراحي مداخلات مناسب بر اساس آن عوامل در جهت بهبود کيفيت خواب سالمندان پيشنهاد مي گردد.

 

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   زمستان 1393 , دوره  3 , شماره  4 ; از صفحه 89 تا صفحه 98 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  فيض الهي فواد, آذربايجاني محمدعلي*
 
* تهران، ميدان صنعت، خيابان ايران زمين، دانشکده تربيت بدني، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران مرکزي
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف
از آنجا که سازگاري هاي تمريني از اصل ويژگي پيروي مي کنند؛ ممکن است تعادل در رشته هاي مختلف ورزشي تفاوت داشته باشد. لذا هدف از اين مطالعه بررسي ويژگي تعادل بود
.
مواد و روش ها
72
دانشجوي مرد شرکت کننده در المپياد دانشجويان کشور آزمودني هاي اين مطالعه را تشکيل دادند. اين آزمودني ها از رشته هاي فوتبال، بسکتبال، کشتي، ژيمناستيک، هنرهاي رزمي و وزنه برداري انتخاب شدند. همه آزمودني ها در ساعت 14 و به صورت گروه هاي ورزشي مختلف در 6 روز متوالي، در محل برگزاري آزمون آماده شدند. پس از 5 دقيقه گرم کردن و انجام حرکات کششي، آزمون هاي تعادل ايستا با استفاده از سيستم امتيازدهي خطاي تعادل و تعادل پويا به وسيله دستگاه تعادلي واي انجام شد.
يافته ها
نتايج آزمون هاي تحليل واريانس يک طرفه و آزمون توکي نشان داد که از نظر تعادل ايستا رشته ژيمناستيک از همه رشته ها بهتر بود و پس از ژيمناستيک، ورزشکاران رشته هاي ورزشي رزمي، فوتبال، کشتي، وزنه برداري و بسکتبال، به ترتيب نمرات بهتري را کسب کردند؛ با اين وضع، اختلاف بين رشته هاي بسکتبال- وزنه برداري، بسکتبال- کشتي، فوتبال- کشتي، فوتبال- رزمي، وزنه برداري- کشتي و رزمي- ژيمناستيک معني دار نبود و از نظر تعادل پويا به ترتيب رزمي، کشتي، فوتبال، ژيمناستيک، وزنه برداري و بسکتبال قرار داشتند؛ اگرچه اين اختلاف بين گروه هاي ورزشي فوتبال- کشتي، فوتبال- رزمي، فوتبال- ژيمناستيک، کشتي- رزمي، کشتي- ژيمناستيک و گنگ فو- ژيمناستيک معني دار نبود.
نتيجه گيري
نتايج اين مطالعه نشان داد تعادل نيز همانند بسياري از عملکردهاي ورزشي اختصاصي بوده و تابعي از نوع رشته ورزشي مي باشد.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   پاييز 1393 , دوره  3 , شماره  3 ; از صفحه 1 تا صفحه 10 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  نجفي بهزاد*, صيدي فواد, مينونژاد هومن
 
* تهران، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه تهران
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف:کنترل پوسچر اساس عملکرد حرکات بدن بوده و وجود آن براي بسياري از فعاليت هاي ورزشي، مورد نياز و ضروري مي باشد. عوامل متعددي مي توانند بر ميزان کارايي سيستم کنترل پوسچر تاثير منفي گذاشته و ثبات پوسچر را کاهش دهند که در نتيجه با افزايش نوسانات پوسچر همراه خواهد بود. از جمله اين عوامل، مي توان به اختلالات اسکلتي- عضلاني مانند کمردرد اشاره نمود؛ لذا هدف تحقيق حاضر مقايسه ميزان نوسان پوسچر در ورزشکاران مبتلا به کمردرد مزمن غيراختصاصي در مقايسه با ورزشکاران سالم بود.
مواد و روش ها: ميزان نوسان پوسچر 68 ورزشکار (34 ورزشکار مبتلا به کمردرد مزمن غيراختصاصي و 34 ورزشکار سالم) به وسيله دستگاه توزيع فشار زبريس در دو حالت ايستاده با چشمان باز و بسته مورد بررسي قرار گرفت. به منظور انجام تجزيه و تحليل داده هاي آماري و نيز مقايسه بين گروه ها از روش آماري تي مستقل استفاده گرديد.
يافته ها: نتايج تحقيق نشان داد که در هردو وضعيت ايستاده با چشمان باز و بسته در ميزان نوسان پوسچر بين ورزشکاران مبتلا به کمردرد مزمن غيراختصاصي با ورزشکاران سالم تفاوت معناداري وجود دارد (
P£0.05).
بحث و نتيجه گيري: با توجه به نتايج تحقيق حاضر، مشاهده مي شود که ورزشکاران مبتلا به کمردرد مزمن غير اختصاصي در مقايسه با ورزشکاران سالم مشابه از نوسان پوسچر بيشتري در دو وضعيت ايستاده با چشمان باز و بسته برخوردار بودند که اين نتايج بيانگر وجود اختلال در کنترل پوسچر اين ورزشکاران مي باشد. پيشنهاد مي شود با اندازه گيري نوسان پوسچر در ورزشکاران مبتلا به کمردرد مزمن غيراختصاصي به شناسايي يکي از مهم ترين عوامل خطرزاي آسيب هاي ورزشي در اين افراد اقدام نمود.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  خلف بيگي ميترا, رصافياني مهدي*, محمدي فرحناز, حقگو حجت اله, طاهرخاني حميد
 
* گروه آموزشي كاردرماني، دانشگاه علوم بهزیستي و توانبخشي، تهران، ایران
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف: کار و اشتغال در زندگي بيشتر افراد نقش کليدي دارند، به طوريکه علاوه بر منافع مالي، شکل دهنده تطابقات اجتماعي بوده و در حفظ سلامتي و رفاه موثرند. اشتغال در افراد با آسيب هاي رواني نه تنها مانند جمعيت عادي حائز اهميت مي باشد، بلکه نقشي کليدي را در بهبود اين بيماران ايفاء مي کند. با اين وجود به دست آوردن و حفظ شغل در اين افراد يک چالش محسوب شده و تعداد محدودي از آنان در اين روند موفق مي شوند. با توجه به اينکه عدم اشتغال طولاني مدت ممکن است موقعيت اين بيماران را در زندگي بدتر کرده و منجر به محدوديت هاي دائمي گردد، اين مقاله به بررسي راهبردهاي حفظ شغل توسط اين افراد مي پردازد. هدف اين مقاله، مرور منابع به منظور بررسي راهبردهاي حفظ شغل در بيماران مبتلا به آسيب هاي رواني شديد مي باشد.
مواد و روش ها: با استفاده از کلمات کليدي
employment، severe mental illness، sustain، tenure و coping strategy ، 25 مقاله بدون محدوديت زماني انتخاب شده و پس از مرور برطبق راهبردهاي به کار رفته توسط بيماران دسته بندي شدند.
يافته ها: مرور منابع نشان داد که راهبردهاي به کار رفته توسط بيماران به دو دسته راهبردهاي ذهني و راهبردهاي عملي تقسيم مي گردد. در هر يک از اين راهبردها، تمرکز بيمار بر شخص خود ( راهبردهاي شخص- محور) و يا بر شغل ( راهبردهاي شغل- محور ) بوده است.
نتيجه گيري: بنظر مي رسد توانايي مديريت علائم بيش از ساير راهبردها مي تواند موثر و کاربردي که توصيه مي شود به شکل آموزش هاي منسجم در برنامه هاي توانبخشي حرفه ايي اين بيماران گنجانده شود.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان نشریه:   طب توانبخشي :   پاييز 1393 , دوره  3 , شماره  3 ; از صفحه 11 تا صفحه 18 .
 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  شهرجردي سميرا, خلخالي زاويه مينو*, رضاسلطاني اصغر, خادمي كلانتري خسرو, اكبرزاده باغبان عليرضا
 
* تهران. میدان امام حسین (ع)، خیابان دماوند (تهران نو)، روبروی بیمارستان بوعلی، دانشکده علوم توانبخشي، دفتر ریاست.
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف: علي رغم اينکه تمرينات کشش عضلاني بخش مهمي از برنامه هاي توانبخشي بيماريهاي عضلاني - اسکلتي و تمرينات ورزشي را تشکيل مي دهند، اما مطالعات محدودي اثر آني کشش عضلاني بر حس عمقي مفاصل را مورد بررسي قرار داده اند و مطالعات موجود نيز نتايج متناقضي را گزارش کرده اند. بنابراين هدف از مطالعه حاضر بررسي اثر آني کشش عضلات بر خطاي بازساري زاويه در مفصل زانو بود.
مواد و روش ها: اين مطالعه نيمه تجربي با طراحي پيش آزمون و پس آزمون به روش متقاطع برروي 37 جوان سالم درمحدوده سني 25-18 سال انجام شد. شرکت کنندگان بطور تصادفي در 3 حالت کشش عضلات اکستانسور زانو ، کشش عضلات فلکسور زانو و يک بار هم به عنوان گروه کنترل مورد بررسي قرار گرفتند. ارزيابي خطاي بازسازي زاويه در سه زاويه 15، 30 و 60 درجه وضعيت خم زانو بوسيله سيستمي متشکل از فوتوگرافي ديجيتال، مارکرهاي غير منعکس کننده و آناليز با اتوکد صورت گرفت.
يافته ها: نتايج نشان داد وقتي حس عمقي در حين حرکت باز کردن زانوارزيابي مي گردد، کشش عضلات فلکسور بطور معنا داري سبب افزايش خطاي بازسازي زاويه در زواياي 15، 30 و 60 درجه خم مفصل زانو مي شود (
P=0.02)، ولي کشش عضلات اکستانسور اثر معنا داري بر خطاي بازسازي زاويه مفصل زانو ندارد. همچنين بيشترين خطاي بازسازي زاويه در زاويه 60 و کمترين خطا در زاويه 15 درجه خم زانو ثبت گرديد.
بحث و نتيجه گيري: به نظر مي رسد کشش استاتيک عضلات آنتاگونيست سبب افزايش خطاي بازسازي و کاهش دقت حس عمقي مي شود. همچنين به نظر مي رسد با توجه به کشيده شدن بافت نرم اطراف مفصل در انتهاي دامنه حرکتي، خطاي حس وضعيت در دامنه هاي انتهايي حرکت کمتر و در دامنه هاي مياني بيشتر است. بنابراين در طراحي تمرينات کششي براي ورزشکاران و برنامه هاي توانبخشي بيماران بايد تا حد امکان تداخل تمرينات کششي با دقت حس عمقي را مد نظر قرار داد.

بارگیری متن کامل:

mehdi0014 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 287351
|
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
عنوان مقاله: 
 
 
نویسندگان:  اسماعيلي شاهوير سارا, رخصت يزدي مهدي, ميرزاجاني علي, جعفرزاده پور ابراهيم*
 
* میرداماد، میدان مادر، خ شهید شاه نظری. دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران، گروه اپتومتری
 
چکیده: 

مقدمه و اهداف: غربالگري دقيق و جلوگيري از انجام جراحي انکساري در افرادي با قرنيه هايي که احتمال ايجاد اکتژيا پس از جراحي در آنها وجود دارد ؛ امري بسيار ضروري است. هدف از اين مطالعه بررسي شاخص هاي بلين-آمبروسيو و معيار رابينوويتس به عنوان دو معيار غربالگري پيش از جراحي انکساري به منظور تمايز افراد مشکوک به کراتوکونوس از افراد نرمال است.
مواد و روش ها: مطالعه به صورت توصيفي توسط دستگاه پنتاکم در دو گروه افراد طبيعي (30=
n) و غير طبيعي (بيماران مشکوک به کراتوکونوس 19=n) انجام شد. شاخص Rabinowitz- Mc Donnel index از روي نقشه ( sagittal curvature (frontمحاسبه و مقادير شاخص هاي بلين-آمبروسيو از نقشه Belin/Ambrosio Enhanced Ectasia (BAD) بدست آمد . اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 17 مورد آناليز قرار گرفت و جهت تحليل آماري داده ها از آزمون Independent T-Test استفاده گرديد.
يافته ها: ميانگين سني بيماران.
25.51±3.97 سال و ميانگين نزديک بيني -2.87±3.97 و آستيگماتيسم -1.25±1.08 ديوپتر بود . همه پارامترها به استثناي I-S value؛ در بين دو گروه طبيعي و غير طبيعي(مشکوک) از لحاظ آماري تفاوت معني داري داشتند (p<0.001). پارامترهاي BAD-D و BAD-Dp بيشترين تفاوت را از حد مرزي/نقطه پاياني داشتند.
نتيجه گيري: شاخص هاي بلين-آمبروسيو نسبت به معيار رابينوويتس اطلاعات بيشتري را در تشخيص افراد مشکوک به کراتوکونوس فراهم مي آورند. در اين مطالعه پارامترهاي
BAD-D و BAD-Dp نسبت به ساير پارامترها، براي تشخيص کراتوکونوس اوليه(مشکوک) شاخص هاي بهتري هستند.

بارگیری متن کامل: