📢 حوادث جالب وخواندنی جهان 📢
حوادث جالب خواندنی جهان
به پیشنهاد یکی ازدوستان تایپیک جدیدی را درادر تالار اضافه کرده ایم که شامل بخشهای متنوعی مانند حوادث جالب وخواندنی جهان وایران وبخشهای متنوع دیگرمیباشد هرچند بیشتر حوادث ممکن است تلخ یا شیرین باشد ولی همیشه میشود ازآنها عبرت گرفت
درادامه مطلب میتوانید بخش اول آن را مشاهده فرمایید .
امیدوارم حوادث زندگیتان همیشه شیرین باشد واین مطالب مورد پسندتان قرار بگیرد.وشماهم با اشتراک گذاری حوادثی که با آن برخورد میکنید ونظرات گرمتان مارا همراهی کنید
حوادث شنیدنی وخواندنی جهان
در ایران پسرهایی پیدا می شوند که اگر دختر موردعلاقه شان به خواستگاری آنها جواب منفی بدهد، یکی از گزینه های زیر را انتخاب می کنند: ۱. اسید پاشی ۲. قتل روی پل مدیریت ۳. تجاوز یا آدم ربایی ۴. اتاق تمساح ها آن وقت توی چین، پسری به اسم «چنگ کان»، بعد از شنیدن «نه» از دختری به اسم «ژائو»، تحقیق کرده و متوجه شده دختر مورد علاقه اش عاشق عروسکی به شکل هویج است، که شخصیت کارتونی یک انیمیشن است. بنابراین پنجاه دست لباس به شکل این عروسک هویجی (که ده هزار پوند برایش آب خورده) تهیه کرده و به تن خود و ۴۹ نفر از دوستانش پوشانده است . سپس این اکیپ جلوی یک فروشگاه یک نمایش موزیکال رقص را برگذار کرد و «چنگ کان» دوباره از «ژائو» خواستگاری کرده و البته موفق شد و همانجا عروس خانم را در آغوش کشید. حال به نظر شما چرا پسرهای ایرانی در این گونه مواقع دست به این نوع ابتکارها نمی زنند؟
الف. چون هویج شدن به اندازه آن چهار گزینه اول، هیجان ندارد
ب. چون در چین، دختر کم است و در ایران زیاد
ج. چون منتظرند «ابتکار چینی» هم به بازار بیاید بروند بخرند
د. چون خودشان هویجند !
شعر مرتبط: به من گفتی «نه» و بسیار گیجم به فکر راه حلی مثل«بیجه» م! تو خواهی شد زن من، حرف بی حرف! گمان کردی که من اینجا هویجم؟!
گول ظاهر افراد را نخورید خطر درکمین است
ﺧﺎﻧﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻋﺖﻫﺎ ﮐﺎﺭ، ﺩﻓﺘﺮ ﮐﺎﺭﺵ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﺍﻭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺭﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺳﺖ . ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﺩﻟﺶ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﮐﻮﺩﮎ ﻣﯽﺳﻮﺯﺩ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﻟﯿﻞ ﮔﺮﯾﻪﺍﺵ ﺭﺍ ... ﻣﯽﭘﺮﺳﺪ . ﮐﻮﺩﮎ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﮔﻢ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻬ ﺨﺎﻧﻪﺍﺵ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﺧﺎﻧﻪﺍﺵ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺯﻥ ﮐﻪ ﻓﺮﺩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪﺍﺵ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ؛ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﺸﮑﻮﮎ ﺷﻮﺩ *. * ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽﺭﺳﻨﺪ، ﺯﻥ ﺯﻧﮓ ﺩﺭ ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺸﺎﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﭼﺎﺭ ﺑﺮﻕﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﯿﻬﻮﺷ ﻤﯽﺷﻮﺩ *. * ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﻣﯽﺁﯾﺪ، ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪﺍﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﺘﺠﺎﻭﺯﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ .... ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ، ﺟﻨﺎﯾﺖﮐﺎﺭﺍﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ. ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ،ﻧﺮﺳﺎﻧﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻭ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﺍﻭ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﭘﻠﯿﺲ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﻫﯿﺪ... ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﻢ .. متاسفانه....
راز پای قطع شدهای که نوشهر را بههم ریخت کشف شد وکشف نوزاد شیرخوار در سطل زباله
ماجرای کشف پای قطع شده در شهرستان نوشهر و شایعاتی که باعث وحشت اهالی شده بود با شناسایی صاحب پای از سوی پلیس پایان یافت. به گزارش مهر، 22 مرداد امسال کارگران شهرداری در محدود "نگار کپورچال" شهرستان نوشهر با پای انسانی در یک کیسه پلاستیکی رو به رو شدند. این موضوع بلافاصله در شهر پخش شد و شایعه سازی در این رابطه آغاز شد. اهالی می گفتند مردی را در نوشهر به قتل رسانده و جسد او را تکه تکه کرده اند. با توجه به حساسیت موضوع تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی به سرپرستی سرهنگ عظیمی تحقیقات در این زمینه را آغاز کردند. ماموران در نخستین گام فرضیه قتل را بررسی کردند اما بقایای جسد یا اعلام فقدانی در این زمینه وجود نداشت. از سوی دیگر بخش از این پا باندپیچی شده بود که این موضوع باعث شد ماموران برای شناسایی صاحب پا به تحقیق از بیمارستانها و مراکز درمانی سطح شهر و شهرهای اطراف بپردازند. سردار مسعود جعفری نسب فرمانده انتظامی استان مازندران در این باره گفت: پس از تحقیقات ماموران صاحب پا شناسایی و فرضیه قتل منتفی شد. صاحب پای کشف شد دارای بیماری قند بود و پزشکان به خاطر وضعیت جسمانی اش پای او را قطع کرده بودند. پانسمان شدن بخضی از این پا سرنخ را به ماموران دادو آنها با تحقیق از مسولان بیمارستان به این ماجرا پایان دادند. وی افزود: مسئولان بیمارستان پای قطع شده را به صاحبش میدهند تا آن را دفن کند اما این مرد پای خود را در حوالی یک پارک رها کرده و به خانه میرود. با شناسایی صاحب پا به شایعات در خصوص قتل در شهرستان پایان داده شد.
کودکی که درسطل زباله پیدا شد
چند روز پيش ماموران شهرداري در يک سطل زباله از داخل يک کيسه نايلوني کودک شير خواري را پيدا کردند و اين کودک شير خوار در اختيار سازمان بهزيستي مازندران قرار گرفت. مدير اين مجموعه گفت که اين کودک را بهزيستي بزرگ خواهد کرد. همچنين اين مسئول بهزيستي از کودکي به نام ابوالفضل نام برد که به دليل نامهرباني پدر و مادرش دستش را از دست داده بود و هم اکنون در بهزيستي عمر خود را سپري ميکند.
. به دنیا آوردن 11 نوزاد در نیم ساعت
سایت های اینترنتی تصاویر این ۱۱ نوزاد و مادر آنها را تحت عنوان “زن هندی که تیم ملی متشکل از ۱۱ بازیکن به دنیا می آورد” را منتشر کردند. رسانه های هندی با سوژه قرار دادن این اتفاق جالب افزودند که؛ این زن هندی از یک خانواده فقیری است و همسر وی یک کارگر می باشد. بنابراین گزارش، پس از زایمان این زن هندی، با افزایش تماشاگرانی که برای دیدن نوزادن به بیمارستان آمده بودند، بیمارستان به محلی برای گردشگری تبدیل شده بود!
عجیب ترین مشتری بانک
مشتری عجیب بانک مقدار خیلی خیلی زیادی پول را که اکثرا پول خرد بودند بصورت یک جا به حسابش واریز کرد...مقدار پولی که وی به بانک منتقل کرد 162 هزار یوان (26 هزار دلار) بوده است. کارمندان این بانک نیز برای دسته بندی و شمردن این پول 3 روز متوالی وقت گذاشتند در حالی که توانستند تنها 50 هزار یوان این پول را شمارش کنند.
حمله مار به دانشگاهی در جنوب چین
در پي حمله تعداد زيادي مار به دانشگاهي در شهر گوآنگژو در جنوب کشور چين، موجي از وحشت دانشجويان دانشگاه را فرا گرفت. متخصصان مهار حيوانات وحشي هفته گذشته حدود 40 حلقه مار زنده را در جاده منتهي به دانشگاه شهر گوانگژو مهار کردند، ضمن اينکه جسد 60 حلقه مار ديگر نيز که بر اثر تصادف با ماشين ها کشته شده بودند، در اطراف اين دانشگاه يافت شد. سنيا ويبو، يکي از دانشجويان اين دانشگاه در صفحه توئيتر شخصي خود نوشته است در مسير کتابخانه دانشگاه يک مار 50 سانتي متري سبز رنگ را مشاهده کرده است که کف جاده دراز کشيده بود. بنا به گزارش شبکه خبري سي ان ان، يکي ديگر از دانشجويان پس از ديدن حدود 60 حلقه مار در اطراف خودروها و داخل چمنزارها، به دوستان خود هشدار داده تا مراقب باشند. يکي از مقامات دانشگاه يات سن نيز در تماس با شبکه خبري سي ان ان ضمن تاييد خبر هجوم مارها در اين دانشگاه، از بيان جزئيات بيشتر در اين زمينه خودداري کرد. ژانگ ليانگ، يکي از مسوولان انستيتوي گونه هاي جانوري در معرض خطر جنوب چين عنوان کرد: مارهاي يافت شده از گونه کمر صاف از انواع رايج و غير سمي در منطقه هستند. وي خطاب به مردم و دانشجويان گفت: اين مارها بسيار منزوي و بي خطر هستند و به مردم آسيبي نمي رسانند. او از مردم خواست در صورت مشاهده، با اداره حمايت از حيوانات شهر تماس گرفته و از هر گونه اقدام خودسرانه پرهيز کنند. ژانگ ليانگ از احتمال تعمدي بودن رهاسازي مارها سخن گفته و مي گويد بيشتر مارهاي اسير شده بر روي بدنشان نشانه هايي مبني بر نگهداري آنها در فضاي در بسته داشته اند. وي همچنين در پاسخ به ادعاي خرافي برخي از دانشجويان مبني بر اينکه اين مارها نشانه اي از زلزله يا ساير بلاياي طبيعي مي باشند، اين ادعا را رد کرد.
جزئیات تازه ازقتل عام خانوادگی درشیراز
طلاق، سرانجام دختری که از استادش خواستگاری کرد
زنی در دادگاه خانواده گفت: با خواستگاری کردن از شوهرم سنت دیرینهای را شکستم و همین امر باعث از هم پاشیدگی زندگیم شد. این زن با حضور در دادگاه خانواده درخواست طلاق خود را ارایه کرد و گفت: چند سال پیش در یک موسسه خوشنویسی کارآموز بودم و همسرم استادم بود. به مرور زمان به همسرم علاقمند شدم و به خاطر شخص او به موسسه میرفتم. این علاقه به حدی بود که حتی یک روز ندیدن همسرم باعث ناراحتیام میشد. ابتدا سعی کردم مساله را از خانوادهام پنهان کنم اما نتوانستم و موضوع را با پدر و مادرم درمیان گذاشتم.متاسفانه علاقه شدید به همسرم باعث شد سنتها را زیر پا بگذارم و فکر خواستگاری از او در ذهنم نقش ببندد. پدر و مادرم با این مساله به شدت مخالفت کردند زیرا آنها آرزو داشتند یگانه فرزندشان با تشکیلات بهتری روانه خانه بخت شود اما من هیچ کدام از این حرفها را نمیشنیدم و فقط به هدفم فکر میکردم و نصیحتهای پدرانه و مادرانه راه به جایی نبرد.تا اینکه یک روز تصمیم خود را گرفتم که از همسرم خواستگاری کنم. آن روز وقتی از همسرم خواستگاری کردم او ابتدا باور نکرد اما وقتی جدی بودن صحبتهای من را دید از من خواست تا در این باره فکر کند. مرد که در دادگاه حضور داشت در ادامه اظهارات همسرش گفت: وقتی همسرم خواستهاش را با من در میان گذاشت ابتدا باور کردنش برایم سخت بود اما وقتی دقیق به مساله فکر کردم متوجه صداقت و سادگی همسرم شدم و آن زمان به نظر من کار اشتباهی انجام نداده بود و پنج روز بعد به همسرم پاسخ مثبت دادم و مراسم تشریفاتی ازدواجمان به زودی شروع شد.ابتدا از این امر خشنود بودم که همسری ساده دارم که احساساتش را خیلی راحت بیان کرد و زندگی خوبی داشتم اما بعد از گذشت مدتی زمزمههای اطرافیان گوش مرا پر کرد. از پدر و مادر خودم شروع و به دوست و آشنا ختم شد. سر کوچکترین مساله دعوا میکردیم و خیلی از حرمتها از بین رفت. زن جوان با بیان اینکه خودم متوجه اشتباهم شدم و دیگر نمیتوانم این زندگی را که بیشتر شبیه به جهنم است، تحمل کنم، گفت: از طرف خانواده همسرم خیلی تحت فشار بودم اما تحمل کردم ولی زمانی که حرفهای آنها به توهین تبدیل شد دیگر نتوانستم تحمل کنم زیرا خود به این اشتباهم پی بردم. من آن زمان فقط احساسات پاک خود را میدیدم و متوجه حرفها و نصیحتهای خانوادهام نبودم. اکنون دیگر حاضر به ادامه زندگی با همسرم نیستم زیرا او خودش خواهان خراب شدن زندگیمان بود. مرد بعد از شنیدن اظهارات همسرش افزود: من هم دیگر نمیتوانم با این وضع به زندگی ادامه دهم زیرا حرمتها بین ما از بین رفته است. قاضی جلسه بعد از شنیدن اظهارات طرفین ابتدا آنها را به ادامه زندگی مشترک دعوت کرد، ولی با رضایت ندادن زوجین به این امر حکم طلاق را صادر کرد.
پیراهن 400 هزار توماني زن و مرد را از هم دور کرد.
جنجال زن و مرد جوان براي خريد پيراهن 400 هزار توماني آنها را به دادگاه کشانيد. به گزارش فارس، مردي به دادگاه خانواده شهيد محلاتي آمد و دادخواستي را به قاضي يکي از شعب ارائه کرد. اين مرد 29 ساله در حضور قاضي شعبه 236 اين مجتمع مدعي شد که همسرش حدود يک ماه است که او را ترک کرده است. وي ادامه داد: همسرم به اين دليل که پيراهني که ميخواست را برايش خريداري نکردم قهر کرده و به خانه مادرش رفته است و من از اين وضع خسته شدم. مرد بيان کرد: در حال حاضر او نفقهاش را ميخواهد و ميگويد ميخواهد دور از من زندگي کند و به خانه باز نميگردد. وي اضافه کرد: ما حدود 6 سال است که با هم زندگي ميکنيم و يک فرزند 4 ساله داريم که همسرم اصلاً توجهي به او ندارد و حتي به خاطر فرزندم بازنميگردد. مرد تصريح کرد: در حال حاضر همسرم دانشجو شيمي و فقط منافع خود را ميبيند. وي افزود: پيراهني که همسرم ميخواست مبلغش 400 هزار تومان بود و من نميتوانستم آن را خريداري کنم و امتناع کردم و او از همان مغازه مرا ترک کرد و به خانه مادرش رفت. قاضي رسيدگي کننده به اين پرونده به دليل عدم حضور زن و شواهد لازم، جلسه را به آينده موکول کرد. لازم به ذکر است قاضي با درخواست مرد، احضاريه براي آمدن زن به دادگاه داد.
آدمخوار انگليسي چند نفر را خورده است؟
وقتي که براي اولين بار دستگير شد، در حالي که انگشتان دستش را مانند بچه ها در هم گره مي زد از کشتن و خوردن 6 زن نام برد. اما بعدها تنها نام سه نفر را بر زبان آورد. استفان گريفيث 41 ساله که دوران حبس ابد خود را به تازگي شروع کرده معروف به قاتل تيرو کمان دار بوده و جالب اينجاست که در دانشگاه برادفورد در رشته حقوق و در حوزه جرم و جنايت نيز درس مي خوانده است. پروژه درسي وي جک د ريپر بوده(فردي که در دهه 1880 در وايت چپل لندن زنان فاحشه را مي کشته است)! افسران پليسي که از وي بازجويي کردند از داستانهاي نگفته حکايت دارند. ظاهرا وي از 6 قتل سخن گفته که بعدا زير آن زده است. وي بعد از آنکه رسما قتل سوزان بلاميرز 36 ساله(در دادگاه ثابت شد که وي را با تير و کمان و شليک به وي از پاي در اورده است)، شلي آرميتاژ 31 ساله و سوزان راشورد 43 ساله بر عهده گرفت، به حبس ابد محکوم شد. قاضي ارشد دادگاه ليدز در اين باره گفت بر اساس صحبت هاي قاتل جاي هيچ شک و شبهه اي نيست که وي بايد تا ابد در زندان باقي بماند. بقاياي بدن بلاميرز در 25 ماه مي در رودخانه آيري نزديک برادفورد پيدا شد. دستمال مربوط به آرميتاژ نيز در همان رودخانه يافت شد اما اثري از راشورث پيدا نشد. پيشتر قاتل از قتلهاي زيادي خبر داده بود اما بعدا جزييات 5 قتل در برادفورد را گفت و سپس رسما سه مورد را بر زبان آورد و همگان متوجه شدند که قاتل بازپرسان را سر کار گذاشته است. به هر حال از اين داستان که بگذريم پذيرش سه مورد قتل و خوردن اجساد توسط اين قاتل متوحش چيزي را عوض نمي کند. گفتني است بارها روانپزشکان درباره اختلالات رواني استفان گريفيث هشدار داده بودند و اسناد نشان مي دهد که وي ممکن است قاتل زنجيره اي شود اما ظاهرا کسي به اين موضوع اهميت نداد تا اينکه وي دست به جنايت زد. وي هنگامي که 17 ساله بوده با حمله به مدير فروشگاهي به سه سال حبس محکوم شد. همان زمان وي به بازپرشان گفته بود که آينده خود را بعنوان قاتل زنجيره اي ديده است و شايد قاتل زنجيره اي شود اما دوباره کسي به حرفهاي وي گوش نکرده بود و بازپرسان از کنار مسئله گذشته بودند. در سال 1991 بعنوان مريضي که از زجر دادن ديگران لذت مي برد شناخته شده وروانپزشکان در باره اختلالات رواني وي هشدار دادند. سال 1992 نيز بدليل سلب آسايش و قرار دادن چاقو زير گلوي دختري بدون دليل، محکوم به دو سال حبس شد. اما چون علائم بيماري را از خود نشان نداده بود مطابق قوانين انگليس به تيمارستان فرستاده نشد و به جنايات خود ادامه داد. سوال اينجاست کسي که 19 سال پيش بعنوان قاتل بالقوه شناخته شده چرا اينطور آزادانه رها شده تا دست به ارتکاب جنايت بزند. البته هيچ دليلي جز ضعف در قوانين انگليس نيست. اما قربانيان استفان همگي فاحشه بوده که در زندگي اخلاقي خود دچار بحران بوده اند و نوع کار و شغل شان، آنها را در برابر مردان خشونت آميز ساخته بود. يعني مرداني از اين دست به خود اجازه داده اند که هر نوع رفتار خشني را با اين نوع افرا در جامعه انگليس داشته باشند. استفان گريفيث متولد سال 1969 در دازبري در غرب يورکشاير در ماه مي 2010 به اتهام قتل و ادمخواري بازداشت شد و هنگامي که قاضي اسمش را پرسيد وي گفت آدمخوار تير و کماندار!! 4 بار در زندان دست به خودکشي ناموفق زده است. در 21 دسامبر به اتهام قتل 3 زن گناهکار شناخته شده و حبس ابد محکوم شد و اينک دوران حبس ابد خود را شروع کرده است.
قربانی آدمربایی پس از 23 سال به آغوش خانوادهاش بازگشت
پلیس نیویورک با از سرگیری جستجوهای خود برای پیدا کردن کودکی که قربانی آدم ربایی شده بود، پس از 23 سال بالاخره توانست وی را به خانوادهاش بازگرداند. به گزارش ایسنا، کارلینا وایت، قربانی این پرونده آدم ربایی که اکنون 23 سال دارد، در سال 1987 و زمانی که نوزادی در بیمارستان «هارلم» بود، ربوده شد. وی که در این مدت از هویت اصلی خود مطلع نبود، با نام نجدرا نانس در خانوادهای در ایالت کانکتیکات بزرگ شد و در تمام این 23 سال حدود 45 مایل از والدین اصلی خود فاصله داشته است. به گزارش خبرگزاری رویترز، کارلینا پس از اینکه والدین ناتنیاش نتوانسته بودند گواهی تولد و یا شماره امنیت ملی اجتماعی دخترشان را به او بدهند، نسبت به گذشته خود دچار تردید شد و از طریق مرکز ملی کودکان گمشده و سرراهی در نیویورک جستجو برای پیدا کردن والدین اصلیاش را آغاز کرد. مادر اصلی کارلینا میگوید: ما هیچ وقت از بازگشت دخترمان ناامید نشدیم و همیشه میدانستیم که او روزی باز میگردد.کارلینا پس از تولد توسط زنی که تظاهر کرده بود پرستار است از بیمارستان ربوده شده بود. تست دی ان ای تایید کرد که کارلینا دختر خانواده وایت است.
کشف مجسمه و سکه های عتیقه تقلبی در خنداب
ماموران پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستان "خنداب" استان مرکزی موفق شدند 290 سکه و دو مجسمه عتیقه تقلبی کشف و ضبط کنند. فرمانده انتظامی شهرستان"خنداب"به خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پلیس گفت:ماموران پلیس اطلاعات و امنیت عمومی شهرستان با شناسایی فردی که در زمینه خرید و فروش سکه و مجسمه های عتیقه تقلبی فعالیت داشت را در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر کردند. سرگرد "حسین نجفی" با اشاره به اینکه متهم دستگیر شده از اراذل و اوباش سابقه دار می باشد اظهار داشت:این فرد با ساخت مجسمه و سکه هایی با نقوش قدیمی آنها را به عنوان عتیقه به فروش می رسانده است. وی ادامه داد: ماموران با هماهنگی مقام قضائی در بازرسی از منزل این متهم تعداد 290 عدد سکه و 2 مجسمه تقلبی را کشف و ضبط کردن
خواب دیـدهام؛ بـایـد زنــم را طــلاق بـدهم!
مردی در دادگاه خانواده بر اساس خوابی که یک سال پیش دیده بود، اصرار داشت که باید زنش را طلاق دهد.این مرد با حضور در شعبه 268 دادگاه خانواده مدعی شد: یک سال پیش خوابی دیدم و در خواب به من گفته شده که زنت را طلاق بده زیرا او باعث انحراف تو میشود و الان میخواهم تحت هر شرایطی از او جدا شوم.زمانی که با زنم ازدواج کردم، با او هیچ مشکلی نداشتم و او زن بسیار خوب و مهربانی بود اما من دیگر نمی توانم با او زندگی کنم، زیرا خوابی که دیدهام باعث شده است از ادامه دادن زندگی با زنم خودداری کنم! زن جوان نیز که در دادگاه حاضر بود در ادامه اظهارات شوهرش عنوان کرد: زندگی ما بسیار خوب بود اما نمیدانم چرا شوهرم فقط به دلیل خواب دیدن سعی دارد زندگیمان را خراب کند. ما در طول زندگی زناشویی هیچ مشکلی نداشتیم.همسرم مرد بسیار زحمتکش و خوبی است اما او مرا تهدید کرده است که اگر مهریه و نفقهام را نبخشم. مرا اذیت میکند. او با دیدن آن خواب به کلی تغییر کرده است و گویی مرد دیگری شده است. قاضی دادگاه نیز بعد از شنیدن اظهارات طرفین حکمی مبنی بر طلاق صادر نکرد و پیگیری پرونده را به جلسه دیگری موکول کرد. فرزند 9 ساله قرباني محبت مرد به زن شد به گزارش فارس، مردي با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي دادخواست حضانت فرزند خود را به قاضي يكي از شعب ارائه كرد. اين مرد جوان در مقابل قاضي شعبه 245 اين مجتمع قضايي خانواده با بيان اينكه فرزندم 9 ساله است و من ميخواهم او را نزد خود برده و بزرگ كنم، گفت: به خاطر همسر سابقم، نگهداري از فرزندم را برعهده ميگيرم چرا كه او نميتواند خرج خود را بدهد؛ با اينكه از او جدا شدهام ولي هنوز او را دوست داشته و هركاري براي رفاهش انجام ميدهم. وي در خصوص نحوه طلاق خود افزود: درخواست طلاق از سوي همسرم را ديدم و به دليل اينكه او آزاري نبيند با اين موضوع موافقت كرده و از يكديگر به صورت توافقي جدا شديم؛ فرزندم حدود 2 سال است كه نزد مادرش به سر ميبرد ولي حال كه ميبينم همسرم توان پرداخت خرجي فرزندم را ندارد، ميخواهم اين بار را از دوش او بردارم. زن در دادگاه حاضر شد و با بيان اينكه حاضرم فرزندم را به شوهر سابقم بدهم، گفت: ابتدا مدير يك شركت بودم ولي شركتمان ورشكسته شد و ديگر توان دادن خرجي فرزندم را ندارم. وي با اشاره به اينكه از شوهرم به دليل اينكه به طور تفنني سيگار ميكشيد، جدا شدم، افزود: تحمل دود را نداشته و مجبور بودم از او جدا شوم و شوهرم نيز با اين موضوع موافقت كرد و فرزندم در اين ميان ضربه خورده است. قاضي اين شعبه، بعد از شنيدن اظهارت طرفين و بر اساس اصرار 2 طرف و وجود اموال و صلاحيت مرد، فرزند را به پدر سپرد و جلسه به اتمام رسيد.
سرقت بخاطر علاقه به آشپزی
ماموران پلیس اتریش یک سارق را که در سرقت خود از یک رستوران در این کشور تمامی وسایل آن را به سرقت برده بود دستگیر کردند سخنگوی پلیس منطقه هلموندوف در اتریش در مصاحبه ای با شبکه خبریABC گفت : ماموران پلیس منطقه یک مرد جوان حدودا 39 ساله را که مشغول سرقت از یک رستوران بود دستگیر کردند وی گفت ک این مرد پس از دستگیری در بازجویی هایش به ماموران پلیس گفت که به دلیل علاقه شدید به آشپز شدن به این سرقت دست زده است گفته می شود ماموران پلیس دربازرسی از ساک این مرد چندین قابلمه یک گاز پیک نیک کوچک چندین دست قاشق چنگال و چاقو و لیوان و حتی دستمال سفره یافتند. این مرد بنا به رای دادگاه اتریش به اتهام سرقت از یک رستوران به پرداخت 30 هزار یورو محکوم شد.
روز کاری سارق
از این پس روزهای پنجشنبه هر هفته برای سارقی که در این روز از 6 بانک سرقت کرده یک روز کاری به شمار می آید این سارق پذیرفته که در فاصله یک ماه تنها در روزهای پنجشنبه دست کم به 6 بانک دستبرد زده است البته او پس از آخرین سرقت که در همین روز اتفاق افتاد توسط پلیس دستگیر شد. وی اعتراف نکرده که چرا پنجشنبه ها را به عنوان روز کاری انتخاب کرده است اما پلیس می گوید همین اقدام وی سرنخ های لازم را برای دستگیری اش به دست ماموران داده است به گفته پلیس پیروی از یک الگوی خاص برای سرقت راه را برای پیگیری هموار تر می کند این سارق با برنامه احتمالا به 20 سال حبس محکوم خواهد شد. این در حالی است که همسایگان این سارق در بررسی های محلی اعلام کرده اند که او معمولا در روزهای پنجشنبه دیر از خواب بیدار می شده و به امور روزمره اش رسیدگی می کرده است.