مادرانه
مادر
عشق دیروز
امروز
و
فردا
مادر حکایت دلواپسی های من
چارلی چاپلین :وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم و هرشب یک آرزو میکردم.
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛ میگفت «میخرم به شرط اینکه بخوابی.» یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ میگفت «میبرمت به شرط اینکه بخوابی.» یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟» گفت «میرسی به شرط اینکه بخوابی.» هر شب با خوشحالی میخوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید «هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟» گفتم «شبها نمیخوابم.» گفت «مگر چه آرزویی داری؟» گفتم «تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.» گفت «سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی.
````تقدیم به تمامی مادران ````
مادر یعنی از جان گذشته از خود گذشته ، فداکار ، شب زنده دار ، ...
و در یک کلام مادر یعنی ایثار
روز مادر مبارک
تقدیم به همه مادران
علی معلم شاعر و رئیس فرهنگستان هنر به مناسبت ایام میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) و روز زن، شعری سروده است.
متن این شعر در ادامه می آید:
تقدیم به محبوبه پروردگار متعال حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
شب روزی که سر آمد شب و شب غالب بود
صبح میلاد تو در شعبابی طالب بود
در دل خشکترین خاک خدا دریا زاد
شادی شمس و قمر آینهشان زهرا زاد
خود تو دانی که ضمیر است "ک" اعطیناک
با که در گفت و خطاب است خدای لولاک
روی در عین رسول است و یا عین رسول
روی در اهل بتول است و یا بعل بتول
تن نبی جانش وصی واسطشان کوثر پاک
چیست کوثر به نظر روشن روشنگر خاک
آبها در شط و دریاچه و در بحر سترگ
بیشه و مرتع سبزند و کش از نهر بزرگ
سبزپوشان همه از برکت زهرا سبزند
سبزد ارزد نشنیدید چرا می ارزند
به فرو چشمه آبند و به فرا چشمه نور
برِ ما سور و سروراند و برِ غیر تنور
تن چو هیمه اگر نور شود نار شود
این اگر گوهر دین گُستی و زُنّار شود
ای تو هم عهد محمد ز علی روی متاب
آفتاب تو به روز است و به شب در مهتاب
حضرت ربط تن و جان گل مولا زهرا
همچو حق خدمت تو بر همه اولا زهرا
همچو نکبا که زغم خاک کند بر سر گاه
خاک بوسان بقیعیم و نجف بر درگاه
نور جاری تویی از مهر تو گیتی شاداب
ای تو چون آب روان تشنه حق را دریاب
وجه حقی تو و بابای تو شویت با تو
مع حقید و ملک رهرو کویت با تو
سبز و سرخند دو فرزند تو و زر زینب
سر و بی برگ و بر از سوگ برادر زینب
سبزه باغ تو را سوخته داغ تو را
سوگ هر لاله که روییده در این باغ تو را
مادر آبی و مامای زمینی زهرا
دختر و مادر آبای امینی زهرا
رؤیت طلعت خورشید به این دیده کور
مهر من چشم بد کفر از آیینت دور
حالیا حرفی از این گنگ مُرَمَّد بشنو
از علی بن علی بن محمد بشنو