نان
شاطر به فردی ميگه پشت سرت کسی وای نايسته که نون نيست ترکه هم به هر کس ميومده ميگه بيا برو جلو من که پشت سر من نون گیرت نمی یاد.
بچه: بابا, هواپيماي به اين بزرگي را چطور مي دزدند؟ پدر: اول صبر مي كنند برود بالا, كوچك كه شد بعد مي دزدنش!!!!
معتادی منتظر تاكسي بود و هي مي گفت: عيد عيد عيد ... يه تاكسي نگه داشت و گفت: آقا، خيابوني به نام عيد نداريم! معتاد گفت: بامرام، چرا اين قدر از آدم حرف مي كشي، منژورم همون سر بهاره ديگه
معتادی منتظر تاكسي بود و هي مي گفت: عيد عيد عيد ... يه تاكسي نگه داشت و گفت: آقا، خيابوني به نام عيد نداريم! معتاد گفت: بامرام، چرا اين قدر از آدم حرف مي كشي، منژورم همون سر بهاره ديگه!
يه نفر يه سگ فلج داشت، هر وقت دزد ميآمد، سگه رو ميگذاشته توي فرقون و دنبال دزده ميدويده!
از یه نفر می پرسن که برای بستن یه لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه: 3 نفر می گن: چرا 3 نفر؟ می گه: یه نفر می ره بالا، نردبون لامپ رو بگیره؛ دو نفر هم از پایین نردبون رو بچرخونن!
معلم: بگو ببينم، تيمور لنگ چه طور به حكومت رسيد؟ دانش آموز: آقا اجازه، لنگ لنگان!
مي داني وقتي يک فيل مي رود روي درخت چي مي شود؟ يک فيل از روي زمين کم مي شود. ولي وقتي دو تا فيل مي رود روي درخت چي مي شود؟ يک فيل به روي درخت اضافه مي شود. ولي وقتي سه تا فيل مي رود روي درخت چي مي شود؟ درخت مي شکند.
یک روز یک تازه به دوران رسيده را از زير آوار زلزله در مي آورند ميبينند موبايلش دستش است. نگاهی به جمعیت ميکند مي گوید: ويبراتور را حال کرديد؟!
به يك بچه ميگویند با فرشاد جمله بساز. مي گوید : روح غضنفرشاد.!!!!
مردي با پسرش به سينما مي رود. راهنما با يك چراغ مي آید جلو. پدر مي گوید: پسر برو كنار، موتور به تو نزند
قاضي به متهم : خجالت نمي كشي؟ الان پنجمين بار است كه به دادگاه مي آيي . متهم : شما چي كه هر روز به دادگاه مي آييد.
اولی: جایی را نام ببرید که در آن قلم پیدا می شود؟ دومی: تنها مغازه اي كه درآن هميشه قلم پيدا ميشه قصابي است.
معلم گفت : حسن تو فعل كشيدن را صرف كن. حسن گفت : كشيدم . كشيدي . پاره شد.
به لاک پشت ميگويند: يك دروغ بگو. مي گوید: دويدمو دويدم !!!