یا رضا جان
چقدر دوست دارم لحظه اي رو كه دستم را بر روي پرتلاطم تـــرين قسمت وجودم مي گذارم و
رو به گنبد طلايت مي ايستم، درون چشمانم حلقه اي ايجاد مي شود و سلامي عرض مي كنم
به خورشيد هشتم...
دلتنگيم آقا...مي شه بطلبيد؟!
آشفته ام ، آقا ، دوباره رو به راهم کن
بیرون از این زندان تاریک گناهم کن
چیز زیادی از تو و چشمت نمی خواهم
منت سرم بگذار و یک لحظه نگاهم کن
سلام ای ضامن آهو رضا جان
شفاعت کن حقیرت را رضاجان
فدای آن کبوترهای عاشق
به طوف آن حریمت ای رضا جان
دل من هم شده همچون کبوتر
به یاد گنبد زردت رضا جان
طپش دارد ولی غمگین و خسته
ز بسکه رو سیاه است ای رضا جان
تو دستم گیر و از ظلمت رها کن
رها از معصیتها کن رضا جان
بیا بنما ضمانت روسیاهت
به درگاه خدایت ای رضا جان
اگر فرزند تو رنجانده ام من
ولیکن عاشقم بر او رضا جان
نگاهم خیره شد گلدسته ها را
هنوز از آسمان چشم هایم گریه می بارد
هنوز از ابرها هم پا به پایم گریه می بارید
دستم را روی ِِِِِ سینه نهادم
سرم پایین و رو در روی ِِِِِ گنبد ایستادم
دلم طاقت نیاورد..ایستاده نه!!! به روی سنگ فرش صحن افتادم
سلامی این چنین دادم
"سلام ای آسمان ها خاک پایت
سلام ای آسمانی ها گدایت
سلام ای چشم عالم در عطایت
و صلی اللّّّه علیک یا علی موسی الرضا
ای ضامن آهوی صحرا.. سلام ای زاده ی ِِِ زهرا
سلام آقــــــــا...!
غریبانه صدایش کردم گفتم ؛ سلام ای آشنا و ای حبیبم !!
جوابی آمد از آقا غریبه غم مخور ، من هم غریبم !!
بیا خوب آمدی ..بیا من آیه امن یجیبم
زمین مرطوب بود و بوی ِِِِ خاک ِِِِ باران خورده ای می کرد مدهوشم
زبانم باز شد، پیجید در صحن حرم آوای ِِِِ چاووشم
چه زیبا بود آن شب لحظه های ِِِ من
خدای ِِِ من کنار پنجره فولاد بودم
بر مشبّک های ِِِِ زردش قفل می شد
پنجه ها ی ِِِِ من!!
صدایش کردم و گفتم؛ ببین بیچاره ام ، بی کس !
برس بر دادم آقا جان
ببین که دل به دستت دادم آقا جان
همین که با تو هستم شادم آقا جان
میان ِِِ صحن تو از غصه ها آزادم آقا جان
منی که از دمی که چشم باز کردم " دخیل ِِِِِِ پنجره فولادم آقا جان "
خودت می دانی من منی که کمتر از آهوی ِِِِ صحرایم
عنایت کن کنار خود بده جایم
یا امام رضا جان جوادت تو پناهم بده
اگر لياقت خورشيد بود در حد تو ، هميشه بود در طوافش به گرد گنبد تو
ز دستهاي عظيم مناره ها پيداست ، كه عشق خيمه كشيده است روي معبد تو
گداي هميشه رو ببين داره در ميزنه
آقا شرمنده ام از اون همه لطف و كرمت
آقا تنگه دل من مي خوام بيام تو حرمت
آقا تنگه دل من مي خوام بيام تو حرمت
چي ميشه اي آقاجون درد منو دعوا كني؟
گره ي كور منو تو زندگي تو وا كني
آقام ، آقام ، آقام
آقا من جز در خونت جايي ديگه نميرم
اونقده ميگم رضا رضا تا بميرم
آقام ، آقام ، آقام
غير درگاه تو مولا ديگه جا ندارم
خودتون خوب مي دونيد غير تو مولا ندارم
اونقده با نوكرات هستي تو آقا مهربون
نشده از حرمت دست خالي بيام بيرون
آقام ، آقام ، آقام
آقاجون خوب ميدوني به حال ما چي ميگذره
گدا رو ببين منتظر يك نظره
آمده ام ، ای شاه پناهم بده،خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجأ درماندگان،دور مران از در و راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم،اذن به یک لحظه نگاهم بده
لشگر شیطان به کمین من است،بی کسم ای شاه پناهم بده
کن نگه بر دل زارم ای همه دار و ندارم
یا رضا که من به جز تو کس دیگه ای ندارم
فدای سقا خونت من هرچی دارم و ندارم
دوس دارم برای یک بار سر زیر پاهات بذارم
هرکی شد دیوونه تو دل به تار موت بسته
این دل دیوونه سلطان عمریه تو رات نشسته
دلی که مست تو باشه از همه جز تو گسسته
هر دلی یادت نباشه به خدا که خیلی پسته
عاشق و دیوونه تو شب و روز عاشق و مسته
به اونی میگن دیوونه که فقط رضا پرسته
خسته خسته خستم آقا از اهل زمونه
غصه این دل زار رو کسی جز تو نمیدونه
کار هرکی با رضا بود به خدا فقط جنونه
هرکی شد دیوونه تو یه چشش اشک یکی خونه
آرزوی این دل من دیدن ابرو کمونه
خوش به حاله اون که عالم همه بش بگن دیوونه
هرکی شد دیوونه تو آرزوش فقط همینه
که فقط یه بار تو عمرش روی ماهتو ببینه
که یه شب آقا تو خیمت روبه روی تو بشینه
حاجت دل دیوونه دیدنه تو مه جبینه
پیشه طعنه های مردم مثل کوه آهنینه
آخه دلخوشی عمرش به امیرالمومنینه
هرکی شد دیوونه تو تنها یار و تکیه گاهش پسر ام البنینه
امام رضا، امام رضا، امام رضای مهربان
وقتی دل من میگیره زیرفشارغصه ها
جزتوپناهی ندارم، جزحرمت برم کجا
تا بچه آهوی دلم به دام زلفش اسیره
هیچ کسی نمی تونه منوازدست آقا بگیره
ازکوچکی تا به حالا همیشه گفتن برامون
کسی رو رد نمیکنه از درخونش آقا مون
مسیحی روشفا میده یهودی رودوامی ده
امشب گمونم به ماها برات کربلا می ده
پنجره فولاد رضا برات کربلا می ده
هرکسی کربلا می ره ازحرم رضا میره
آهوی سرگردونتم آقا بلا گردونتم
یه باردیگه راهم بده هرچی باشه مهمونتم
دلم میخواد هرچی دارم نذرامام رضا کنم
دار وندارمو یه روز به راه اون فدا کنم
دلم میخوادهرچی دارم دونه و گندم بخرم
با چشم گریون آقاجون رزق کبوترا کنم
دلم میخواد روبروی گنبد زردت بشینم
شب تاسحر گریه کنم روضه مادربخونم
یکی نبود تواین کوچه به مادرم کمک کنه
اشک حسینو بگیره به خواهرم کمک کنه
دوست دارم صدات کنم، توهم منوصدا کنی
دوست دارم نگات کنم توهم منو نگا کنی
قربون صفات برم ازراه دوری اومدم
جای دوری نمی ره اگه به نگا کنی
دل من زندونیه.تویی که تنها می تونی
قفس رو وا کنی پرنده رو رها کنی
تو غریبی منم غریب تنها، چی میشه
این دل غریبه رو با خودت آشنا کنی
دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم
دوست دارم تا من بیام اون گره ها رو واکنی
قربون کبوترای حرمت امام رضا
قربون این همه لطف و کرمت امام رضا
تو گفتی هر کی بیاد به پابوسم امام رضا
روز رستاخیزبه دادش می رسم امام رضا
میشه کنج حرمت گوشه ی قلب من باشه؟
میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی؟
تو رئوفی، پیش تو شاه و گدا فرق نداره
حاجتش روا می شه هر کی به تو رو بیاره
چه ميشود گره از اين دو چشم خسته وا كني
چه ميشود به خلوتت براي من دعا كني
به آسمان چشم تو منم كه خار ديده ام
چه ميشود كه خار را به دست خود جدا كني
زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟
بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟
گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟
ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند
گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟
من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟