راسخون

دلنوشته های فاطمی

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

بـــــــــسْمِ الـــلّهـــــ 

 
شنیدي میگن جوري میزنمت که یکي از دربخوري یکي از دیوار؟!
ولي
شنیدن کي بوَد مانند دیدن!؟ 
باباشنید ,
حسین شنید ,
زینب شنید ,
ما هم شنیدیم!
اماحسن دید ...😭
 
📌 پى نوشت:
 
تو رو خدا سادات ببخشن🙏
tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

سلام  بی بی  

 

شرمنده ایم   سال ها  زجر و مهنت تو را شنیده ایم  اما  هنوز با گذشت سال ها  حتی نتوانستیم  کمی به شما نزدیک  شویم 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

مادر که نباشد نظم خانه بهم میریزد باور نداری؟؟؟؟

پس خودت نگاه کن
 
 
 
علی. نجف
حسن. بقیع 
حسین. کربلا
زینب. دمشق
 
 
 
 
 
ایام فاطمیه بر بزرگواران فاطمی تسلیت باد
tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

دلم گرفته خدايا، چگونه عيد بگيرم؟ / رسيده ماتم زهرا، چگونه عيد بگيرم؟/

به ياد ماتم مادر، شكسته شد دل مهدی / در اين مصيبت عظمی، چگونه عيد بگيرم؟/
عزيز جان پيمبر، انيس و مونس حيدر / شدی فسرده ز غم ها، چگونه عيد بگيرم؟/
زدند آتش كين بر در سرای تو دونان / تو سوختی زغم آنجا، چگونه عيد بگيرم؟/
شدی شهيده و بعد از تو دشمنان تو گفتند / عليست بی ‌كس و تنها، چگونه عيد بگيرم؟/
حسن ز غصه پريشان، حسين غمزده گريان / به ناله زينب كبری، چگونه عيد بگيرم؟/
borkhar کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 19324
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

رسول الله درباره حضرت زهرا می فرمایند

به ازای هر نخ چادر دخترم فاطمه گروه گروه مسلمان وارد بهشت خواهد شد
اما افسوس که مردم قدر نشناس مدینه این چادر را خاکی کردند.
tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

(زیارت نامه ی حضرت زهرا سلام الله علیها)

اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
َّاَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللَّهِ‏
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ حَبِيبِ اللَّهِ
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَلِيلِ اللَّهِ‏
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ اللَّه
ِاَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اللَّهِ
اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِخَلْقِ اللَّهِ‏
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ‏
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَالْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ‏
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ وَ خَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ 
السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ 
 عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ
tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست  / همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست

قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید  / چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت ..
tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

ااین شبها  فقط دلم  برای  حضرت زهرا  ناراحت نیست  

پلم برای مولایم هم  ناراحت و است و نگران  

فدای آقایم  که بعد از شما محرمی  جز  چاه نداشت 

tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

مرابه خانه زهرای مهربان ببرید به خاک بوسی آن قبر بی نشان ببرید

 اگرنشانی شهرمدینه رابلدید کبوتردل مارا به آشیان ببرید
 کجاست آن درآتش گرفته تا که مرا برای جامه دریدن به سوی آن ببرید؟
 مرااگرشوم ازدست،برنگردانید به روی دست بگیرید وبی امان ببرید
 کجاست آن جگرشرحه شرحه تاکه مرا به سوی سنگ مزارش کشان کشان ببرید
 مراکه مهربقیع است در دلم چه شود؟ اگربه جانب آن چارکهکشان ببرید
 نه اشتیاق به گل دارم ونه میل بهار مرابه غربت آن هجده خزان ببرید
 کسی صدای مرادرزمین نمی شنود ستاره ها،سخنم رابه آسمان ببرید
 (شاعر:افشین علا)
tahmores کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 11998
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

رسیده عید و دلها شاد و خرم

همه در فکر دیدارند با هم
همه آماده اند سفره بچینند
به فکر سفره های هفت سینند
منم در سفره دارم هفت سن را
ولی توام شده با داغ زهرا
بود سین نخستین ، سیلی کین
به روی مادرم با دست سنگین
ببین بر سفره سین دومم را
که سویی نیست در چشمان زهرا
بگویم سین سوم تا بسوزی
که مادر سوخت بین کینه توزی
از این ماتم دل حیدر غمین است
که سین چهارمم سقط جنین است
به روی سفره سین پنجم اینست
سر سجاده اش زینب حزین است
شده سفره پر از اشک شبانه
ششم سین مانده سوت و کور خانه
چه گویم ای عزیز از سین آخر
بود آن سینه ی مجروح مادر
borkhar کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 19324
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

ای تمام تار و پود مرتضی 
ای همه بود و نبود مرتضی 

خانه را خالی ز خوشحالی مکن 
یار من پشت مرا خالی مکن 

ای تمام عشق ای خونین جگر 
یا بمان یا که مرا با خود ببر 

ای تمام عشق بانوی علی 
لرزه افتاده به زانوی علی 

از سخن افتاده ای با من ولی 
چشم بگشای, علی هستم علی 

رفتنت خانه خرابم می‌کند 
ماندنت چون شمع آبم می کند 

ای مسیحای علی اعجاز کن 
مشگل مشگل گشا را باز کن 

ای کتاب عشق من بسته مشو 
مثل مردم از علی خسته نشو 
-- 
فاطمه چشمان خود را باز کرد 
با زبان دل سخن آغاز کرد 

ای همیشه همنشین فاطمه 
ای امیرالمؤمنین فاطمه 

ای که غمها را عسل کردی علی 
گوچه را زانو بغل کردی علی 

ای که برارض و سماء هستی امیر 
جان زهرایت سرت بالا بگیر 

این دل غمدیده را هم زنده کن 
جان من, جان من یکبار دیگر خنده کن 

آنکه باید دل غمین باشد منم 
دل غمین و شرمگین باشد منم 

خواستم یاری کنم اما نشد 
ریسمان از دستهایت وا نشد 
-- 
منم گدای فاطمه جانم فدای فاطمه

borkhar کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 19324
|
تاریخ عضویت : مرداد 1392 

رعد و برقي و زد و باران ستم غوغا كرد

جهل حاكم شد و آنروز خيانت ها كرد

گله اي آمد ه بودند علي را ببرند

درعوض بازي تقدير چه با زهرا كرد

پشت درخواست كه مانع شود و نگذارد

پاي ظلم آمد و محكم زد و در را واكرد

در،عقب آمد تا اينكه به پهلوش رسيد

ميخ بي رحم زد و شاخه ي گل را تا كرد

بعد از آن مرد،نه ... نامرد چنان زد كه همان

لحظه دستش به روي صورت بانو جا كرد

صبر مظلومه ي تاريخ سر آمد انگار