راسخون

دلنوشته های فاطمی

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

مادر ذبح اعظم

فاطمه کوثری است که خدایش او را اعطا کرده است. فاطمه رایحه شجره طوباست، که بابش شب معراج از آن تناول نموده است. فاطمه انسیه آسمانی است، که با مامش، خدیجه، قبل از تولد انیس بوده است. فاطمه مادر ذبح عظیم است که او را «ام ابیها» نموده است.

... فاطمه در محراب عبادت ضیابخش ملکوت و سماوات است. فاطمه معصومه ای است که غضب و رضایش، غضب و رضای «اللّه» است. فاطمه مرضیه، مُحدَّثه، طاهره، بتول و منصوره سماوات است. فاطمه مدافع و غم خوار امام زمانش است.

فاطمه مادر امام موعودِ قادر ذوالمنن و ولیِّ خون حسنین و منتقم کربلاست...

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

علی علیه السلام تنها شد

... مرد خیبر، مرد خندق، تا شنید، از پای افتاد. آبی بیاورید...

در کنارش می گفت: ای کوثر خدا، ای دختر رسول، ای اُنس مهربان، این دل رمیده ما را دیگر چه کسی انیس و مونس باشد؟ ... یک بار دیگر آسمان گرفت و خنجر تبار قابیل، خورشیدی دیگر را که در ابتدای طلوع خود بود، بر سجاده خون از پای انداخت. رسول صلی الله علیه و آله وسلم از تنهایی درآمد و علی علیه السلام غربت خود را به سوگ نشست. و حرامیان سرمست، که علی علیه السلام تنها شد؛ چون بی همتا شد.

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

تلاوت بیداری

زهرا علیهاالسلام کوثر خداست. لیلة القدر خداست. جلوه جمال خداست و تفسیر جلال خدا. زهرا علیهاالسلام حصن محکم ولایت است و آموزگار خوب شهادت. زهرا علیهاالسلام تلاوت بیداری است؛ سایبان شوق است؛ تولّد بالغ تاریخ است و بهار سرشار دل های آشنا. زهرا علیهاالسلام معرّف نهایت کمال زن است و اوج عروج انسان. چشمه غدیر در باغ دستان پرتوان او به بلوغی رسید و غدیری ها از دامان عصمت او به رویشی رسیدند...

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها ، تو ببخشا که اگر صورت من نیلی نیست...

پلک سالم دارم ... بازو و پهلوی من بی درد است...


لیک چشمانم اگر بـهر مــظلومـیــت تـو گـریــان نـشـود نــامـرد است .

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

معصومه نبوّت

فاطمه علیهاالسلام مؤدبه ای بود که در ادب همتا نداشت. فاطمه معصومه ای بود که اگر چه منصب نبوّت و وصایت را نداشت، ولی در مقام عصمت، نه تنها در ردیف انبیای گذشته، بلکه بالاتر، با پدر و شوهر و اولادش از نظر عصمت یکتا و بی همتا بود... فاطمه علیهاالسلام خطیبه ای که با خطبه غرّاء و گفتار آتشینش ـ که فهم آن عقلای عالم را در حیرت فرو برده ـ حقّ سبحانه را با شهود تامّ ستوده و دوست و دشمن را متوجه حقیقت رسالت و مقام و منزلت و زحمات رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم نموده و هشدار می دهد که مبادا با رفتن ایشان احکام الهی نادیده گرفته شود و وصایت «انّی تارکٌ فیکُمُ الثَّقَلَیْن» فراموش گردد؛ سپس با پرده برداری از مشکلاتی که عدّه ای پیش آورده و دین و کتاب و عترت را پایمال هواهای خود کردند، تا قیامت به عالم هشدار می دهد.

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

ای کوثر خد

زهرا علیهاالسلام ؛ ای کوثر خدا؛ ای ادامه نبی صلی الله علیه و آله وسلم ؛ ای همتای علی علیه السلام ؛ ای مشکاة خدا؛ ای مصباح هُدا؛ ای «و الشمس و الضحی»؛ ای معنی جمال؛ ای تفسیر جلال؛ ای تاویل کمال؛ ای واژه وفا؛ ای آیه صفا؛ ای سوره «هل اتی»؛ ای خورشید رسالت؛ ای قمر ولایت؛ ای زهره هدایت؛... بر ما ببخشای، از خانه گِلی تو شنیدیم اما از رنج قرن ها بلوغ بیداری، و راز کوفتنِ دَرْکوب هایت هرگز. وصف تو گفتیم ـ و چه بی رمق ـ که بلندای خورشید را، در عاریت ماه تمنّا کردیم.

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

ای جلوه الهی

ای ایّوب بلاها؛ ای یعقوب فراق ها؛ ای یوسف جغاها؛ ای کوه پر ابهت؛ ای جاری محبّت؛ ای چشمه طهارت؛ ای اسوه خدایی؛ ای جلوه الهی؛ ای عشق کبریایی؛... ای آفتاب سفر کرده، من فریاد سبز تو را، که از پشت دیوار قرن ها هنوز به گوش می رسد شنیدم. ...من در جغرافیای خانه گلی تو، تا ریخ های تاریخ را دیدم.

من در ناله های تو بر زمینِ از دست رفته ات، طهارت چشمه غدیر را و در ارتفاع نگاهت قیام طوفان را دیدم...

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

از حزن فاطمیه عطر عاشورا می‌تراود...

فاطمیه فصل‌الخطابی است برای عاشورایی دیگر از جنس حماسه کربلا...

 

روزهای فاطمی است و رایحه معطر فاطمیه به مشام می‌رسد؛ عطری که دل‌نگران می‌کند آدمی را در تلاطم عزای مادری که خود یک دنیا بود و آبروی شیعه...

«فاطمیه را باید عاشورایی برگزار کرد»...آری این سخن مقام معظم رهبری است تا دریابیم عظمت این ایام را و بپوییم راه فاطمه(س) و فاطمیون را در عصری که دشمن هجمه می‌برد بر عظمت اهل بیت طه(ع) و بانوی کرامت...

فاطمه‌ای که خود مادری کرد کربلا را و رقم زد عاشورایی تاریخی‌ را، و امروز بر ماست که ادا کنیم دینش را و تبیین کنیم زهرایی بودن و فاطمی ماندن را.....

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

شعله های عشق

من اشک های تو را بر کوبه های کوچه پس کوچه های سرد و خسته مدینه یافتم. خط تو را که بر پوست هر ستاره، غزل آفتاب را می نوشتی، خواندم. من نشان کبودین تو را از قافله هایی که از کناره بقیع می گذشتند گرفتم.... این شعله های عشق توست که انسان خسته را به میهمانی آفتاب می خواند. در حجم نگاه تو افق هم رنگ می باخت. سبزی این سال ها هنوز وام دار آن نگاه بلندی است که از قله ناپیدای تو سر زد. من با نوای آشنای تو از قناعت انجمادها و از پس کوچه های حقیر خلافت ها رهیدم... اوج تسلیت تو را آن جا که مردِ راه را پای انداخت شناختم. من در خاموشی قبرت تابش هزاران خورشید را دیدم. اگر قبرت را نشانی نیست چه باک؟ هر سنگْ نبشته ای حکایت تو را دارد...

morteza237 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 1979
|
تاریخ عضویت : دی 1391 

آموزگار ظرافت

... ای آموزگار ظرافت آن جا که مردان از پای فتادند، چگونه رفتن را تو به من آموختی و آن جا که فریادها در سینه ها گم شد فریاد خسته دردم را تو به بلوغی رساندی و آن جا که حرامیان راه را بستند با اشک هایت راهم را تا، به خدا، تو علامت گذاشتی و در باغ شهادت، مرگ را که بار زندگی آ ورده بود، نشانم دادی. خورشید در تابوت تو غروب کرد و ملائک به عشق دیدار تو به سجده در افتادند و عروج خونینت را خدا خود به نظاره نشست، تا زخم هایت را خود مرهمی نهد و چشمه کوثرش را با تو به طهارت رساند...

SABOORI کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 4222
|
تاریخ عضویت : دی 1393 

جملات ناقص من از پس وصف تو بر نمی آید 

تو دخت والاترین پیامبری همسر عشق ملمانان 

تو درد علی کشیده ای و فراق پدر ت

من چه توانم ز تو گویم

السلام علیک یا بنت النبی

nazaninfatemeh کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 81124
|
تاریخ عضویت : خرداد 1389 

حامد جلیلی -چشمای بارونی


bayati0011 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1530
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

هر دختری که ام امامت نمی شود

یا مادر پیمبر رحمت نمی شود

در مجمع خلایق حق فاطمه یکی است

این وحدت است شامل کثرت نمی شود

bayati0011 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1530
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

این شبها علی بر بالین فاطمه می نشیند

بغض می کند از اینکه امشب شاید شب آخر باشد

بغض می کند از کبودی ماه

علی تا صبح نمی خوابد

با هر گردش فاطمه در بستر هزار بار میمیرد

می گوید فاطمه جان، ببین می توانی بمانی ؛ بمان!

پس چه شد با علی همسفر ماندنت؟

 

bayati0011 کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1530
|
تاریخ عضویت : تیر 1394 

دری بساز برایم ز چوب های نسوز

دری که دیرتر آتش بگیرد ای نجار

دری به عرض من و جبرئیل و یک تابوت

دری به طول قد و قامت خم عمار

 در انتها ، سر هر میخ تیز را کج کن