دلنوشته های فاطمی
کاش می شد که در این شهر نمانم ، چه کنم
تا سحر خواب نداری و دعا گوی منی
شده بیماری تو قاتل جانم ، چه کنم
مردم از گریه ی تو خسته ، تو از گریه ی من
من که صد ها گره ی کور به دستم وا شد
گِرِهم روی گره خورده ندانم ، چه کنم
حاضرم جان بدهم چهره ی خود باز کنی
گرچه شرمنده از این روی نهانم ، چه کنم
تا مغیره رسد از راه حسن می لرزد
من به حال پسرم بس نگرانم ، چه کنم
گیرم از کوچه به یادت رفت و آمد نکنم
با در سوخته ی خانه ندانم ، چه کنم
استخوان های تو بیرون زده لاغر شده ای
چِقَدَرَ پیر شدی یار جوانم ، چه کنم
ای زمین خورده ، علی هست زمین خورده ی تو
بیش از این نیست به تن ، تاب و توانم ، چه کنم
به یقین حرف دلم بود که ((انسانی)) گفت:
((من زمین خورده ترین مرد زمانم ، چه کنم))
لگدی خورد به در،،در که نه،،دیوار شکست..
از فضل و شکوه بی حسابت فرمود
از عاطفه های مستجابت فرمود
برداشت خدا عذاب را از شیعه
آن روز که «فاطمه» خطابت فرمود
اسرار حقیقی حیاتم زهراست
معنای عبادتم، صلاتم زهراست
دیگر چه غم از کشاکش این دنیا
وقتی که فرشته نجاتم زهراست
ای در تو خلاصه حُسن خلقت زهرا
نور ازلی عرش و جنت زهرا
اقرار به فضل و کرم و رحمت تو
شد شرط تکامل نبوت زهرا
جز با تو به سوی بی کران سیری نیست
در کون و مکان بدون تو خیری نیست
عالم همه ابعاد وجودی تو است
در هر دو جهان فقط تویی ، غیری نیست
در گفت و شنودند ملائک با تو
در کشف و شهودند ملائک با تو
یک جلوه ای از حقایق عالم را
احساس نمودند ملائک با تو
ای کوثر حُسن بی کران یا زهرا
حُسن تو فراتر از بیان یا زهرا
از نور عبادت تو روشن می شد
هر روز تمام آسمان یا زهرا
این کوثر عشق و نور را خاتمه نیست
جز زمزم چشم های او زمزمه نیست
آن پای ورم کرده شهادت می داد
در هر دو جهان عبدتر از فاطمه نیست
این شعر اگر چه در خور بانو نیست
جز صحبت « لا اله الا هو » نیست
سر تا پا یش تجلی ایمان است
الحق که خدا پرست تر از او نیست
باید ز گمان ما فراتر باشد
تا سنگ صبور قلب حیدر باشد
دریا شده بی کران شده قلبی که
گنجینة الاسرار پیمبر باشد
عالم همه در مدار تو یا زهرا
در پرتو جلوه زار تو یا زهرا
رشک همه فرشتگان عرش ا ست
آن چادر وصله دار تو یا زهرا
هم صحبت ماست نوح تسبيحاتت
آرامش با شکوه تسبیحاتت
در زندگی شیعه تو يا زهرا
جاریست هميشه روح تسبیحاتت
دادند به دست تو همه عالم را
سر رشته عشق راشکوه غم را
با معرفتت گره بزن چون تسبیح
بانو سی و چار مرتبه قلبم را