راسخون

دلنوشته های فاطمی

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

نوگل ششماهه یارب پرپر از مسمار شد

یابن الزهرا العجل

قتلگاه فاطمه بین درودیوار شد

یابن الزهرا العجل

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

بین این دیوارودر شد قتلگاه فاطمه

ابتا یا ابتا

گشته یاری علی تنها گناه فاطمه

ابتا یا ابتا

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

این شعار فاطمه در بین دیوارودر است

رهبر من حیدر است

این گل ششماهه ام قربان راه رهبر است

رهبر من حیدر است

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

چادر بانوی تو گردید خاکستر نشین

یا امیرالمومنین

گوشوار همسرت افتاده بر روی زمین

یا امیرالمومنین

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

در میان کوچه بند آمد صدای مادرم

پیش چشمان ترم

شانه های کوچک من شد عصای مادرم

پیش چشمان ترم

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

یار بیمارم توهستی بر همه دردم طبیب

من غریبم من غریب

در کنار بسترت ذکرم شده امن یجیب 

من غریبم من غریب

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

من برای تو بگریم تو به حالم یا علی

کن حلالم یا علی

می برم زخم کبودی روی بالم یاعلی

کن حلالم یا علی

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

دیده واکن تا که اشکم را ببینی فاطمه

کلمینی فاطمه

بعد از این من هستم وخانه نشینی فاطمه

کلمینی فاطمه

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

ای خدا شام غریبان من است

شام هجران من است

این عزای مام طفلان من است

شام هجران من است

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

درغریبی نیمه ی شب می رود خیرالنسا

روی دوش مرتضی

خون تازه می چکد از زیر تابوت ای خدا

روی دوش مرتضی

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

رفتی ای زهرا به داغت مبتلا کردی مرا

خونجگر کردی مرا

همدم آه یتیمانت چرا کردی مرا

خونجگر کردی مرا

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

از خانه ات تا عرش راهی نیست زهرا

دیگر مجال سوز آهی نیست زهرا

از تنگ نای این در و دیوار برخیز

بهتر از اینجا تکیه گاهی نیست زهرا

 

پیچیده در گوشم صدای ضرب سیلی

سنگین تر از این ماه ماهی نیست زهرا

سردسته ی این قوم سنگین است دستش

بر ضربه های او پناهی نیست زهرا

با آبروریزی علی را میبرند و

جز تو برای او سپاهی نیست زهرا

بی بی زبانم لال چادر بر سرت کن

خیره تر از اینجا نگاهی نیست زهرا

یا که رها کن دامنش را زود برگرد

یا مثل اینجا قتلگاهی نیست زهرا

قاسم نعمتی

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

خرمن آسودگی شرار بگیرد
چادر مادر اگر غبار بگیرد

وای از آن لحظه ی بدی که ببینی
گوشه ای از دامنش به خار بگیرد

 

فصل خزانش، بهار خوشه ی اشک است
فاطمیه باغ گریه بار بگیرد

شام عروسی به فکر سائل خویش است
جامه ی نوداده، وصله دار بگیرد

حُرمت میلش ببین که تا به کجاهاست!
رفته برایش خدا انار بگیرد

دست علی گرچه بسته دراُحد امروز
دست ورم کرده ذوالفقار بگیرد

بد لگدی بود! محسن ازنفس افتاد
خواست که طفلی ز در فشار بگیرد

گریه ی زهرا به اختیارخودش نیست!
از دروهمسایه اختیار بگیرد

ماندم ازآن بازوی شکسته، چگونه
آمده پای تنورکار بگیرد؟

گودی چشمش مرا کشانده به گودال
تا مژه ام زخم بیشمار بگیرد

با دلِ خون رفت ازمدینه، علی هم
مانده برایش کجا مزار بگیرد؟

وحیدقاسمی

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 

علی خبر درست کرد
برای خانه ی خودش دوباره در درست کرد

مدینه بود و کینه بود
در جدید را زچوب های بیشتر درست کرد

 

به درد کوچه ها نخورد
اگرچه ذوالفقار را علی دو سر درست کرد

واین تمام فاجعه ست
سه ماه بعد رحلت نبی سپر درست کرد

ورفت کوفه خانه را
به کوچه ای ولی بدون رهگذر درست کرد

سپس برای احتیاط
برای خانه ی خودش علی دو در درست کرد

 

مهدی رحیمی زمستان

8pooria کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5257
|
تاریخ عضویت : آبان 1392 
حالا که زخم های تو مرهم گرفته است
بانو تمامِ خانه­ی من غم گرفته است
سِنّی نداشتی چقدر پیر می روی!

شرم از قدِ هلالِ تو حالم گرفته است

 

کِز کرده خاطراتِ تو را می کند مرور


یک گوشه خانه دارِ تو ماتم گرفته است


جز چند تکه­ی کفنی بینِ بُقچه چیست؟


بر دیده می گذارد و محکم گرفته است


بانو گُمان نمی کنی اندازه­ی تو را


تابوت سازِ خانه کمی کم گرفته است


بوسه حسینبر کفِ پایِ تو می زند


امشب برای عمرِ کَمت دم گرفته است


لحظه به لحظه غسلِ تو را پیر می شوم


از زندگی نفس به نفس سیر می شود
***
با زخم بالِ پر زدنت سرخ گشته است


گلبرگ های یاسمنت سرخ گشته است


در لحظه های شُستنِ از زیرِ پیرهن


مثلِ غروب پیرهنت سرخ گشته است


چندین و چند جایِ تنِ تو شده کبود


چندین و چند جایِ تنت سرخ گشته است


این زخمِ سینه بد قِلِقی می کند هنوز


سرباز کرده و کفنت سرخ گشته است

وای شد گِره ز روسریت وای بر دلم


از زیرِ گوش تا دهنت سرخ گشته است


از بس که آستین به دهن گریه می کند


از بُغض صورتِ حسنت سرخ گشته است


از غُصه سر به چوبه­ی تابوت می زنم


جان می کَنم من از تو ولی دل نمی کنم


شاعر :  علیرضا شریف